تبليغاتX
فیلم سد

فیلم سد


جلوگیری از جنجال یک فیلم مستقل هندی





سینمای ما - ایالت مهاراشاترای هند برای جلوگیری از خشونت قومی، نمایش عمومی یك فیلم جدید را در سینماهای این ایالت ممنوع اعلام كرد.
فیلم «دشدروهی» (به معنی خائن) در این ایالت اكران عمومی نمی‌شود. قصه این فیلم درباره سختی‌های زندگی و كاری مهاجرین در شهر بمبئی است و مسئولین محلی نگران آن هستند كه نمایش عمومی فیلم در این ایالت باعث افزایش حملات تازه علیه مهاجرین در این شهر شود.
مهاراشاترا به دلیل خشونت‌های قومی كه هرچند وقت یك بار با آن روبه‌رو است شهرت زیادی دارد. «دشدروهی» ماجرای زندگی سه مهاجر و رودر رویی آنان با اهالی محل در بمبئی را به تصویر می‌كشد. هر سال صدها هزار نفر از اهالی مهاراشاترا برای پیدا كردن كار خود را با سختی زیاد به بمبئی می‌رسانند. اما مردم فقیر و جویای كار این منطقه معمولا در بمبئی كاری برای خود پیدا نمی‌كنند و امیدهای آنان برای یك زندگی بهتر به باد می‌رود.
به گفته یكی از مقامات محلی در مهاراشاترا، برخی از صحنه‌های این فیلم به گونه‌ای هستند كه می‌توانند باعث خلق وضعیت ویژه‌ای در منطقه شوند.
وضعیت بحرانی خشونت و اعمال كارهای خلاف قانون، چیزی است كه امنیت عمومی جامعه و مردم را به هم می‌ریزد.
به همین دلیل تصمیم گرفته شد كه «دشدروهی» فعلا توقیف شود و تمام مقامات محلی در این رابطه وحدت نظر دارند.
این فیلم كه با هزینه‌ای اندك تولید شده، یك كار مستقل است كه هیچ شباهتی به محصولات همیشگی و معمول سینمای عامه‌پسند هند معروف به بالیوود ندارد.
زمانی كه خبر اكران فیلم در مهاراشاترا اعلام شد، مسؤولین رسمی و اداره پلیس در یك جلسه خصوصی به تماشای آن نشستند.
پس از این نمایش خصوصی بود كه گفته شد اكران عمومی آن می‌تواند زمینه‌ساز یكسری خشونت‌های قومی جدید در منطقه شود.
این در حالی است كه رسانه‌های گروهی می‌گویند ماه گذشته این منطقه درگیر یكی از خشونت‌بارترین حملات بر ضد مهاجرین بوده است. طی این درگیری، جویندگان كار از مناطقی مثل اوتار پرادش و بیهار كه از فقیرترین مناطق كشور هستند از سوی یكی از احزاب سیاسی محلی مورد حمله قرار گرفتند.
در جریان همین درگیری‌ها بود كه رهبر این حزب توسط مأمورین پلیس دستگیر شد. این اقدام باعث خشم طرفداران این حزب شد و دامنه درگیری‌ها را گسترش داد. در جریان این درگیری حداقل صد نفر زخمی و یك كودك كشته شد.
مقامات محلی كه نگران آن هستند این درگیری‌ها دوباره از سر گرفته شد، نسبت به فیلم‌هایی كه قرار است در این منطقه به نمایش عمومی درآید، حساسیت خیلی زیادی از خود نشان می‌دهند.
كمال‌خان تهیه كننده و بازیگر اصلی فیلم «دشدروهی» كه متهم به بهره‌برداری مالی از یك وضعیت حساس است نسبت به توقیف فیلمش در مهاراشاترا اعتراض كرده است.
__________________

دور جدید مذاکرات هالیوودی ها و استودیوهای فیلمسازی



ایراسان - با دخالت یک میانجی از طرف دولت فدرال، نمایندگان انجمن بازیگران آمریکا و استودیوهای مطرح هالیوود پنجشنبه این هفته پس از چهار ماه دیدار می‌کنند.
ورایتی اعلام کرد انجمن بازیگران آمریکا sag و اتحادیه تهیه‌کنندگان سینما و تلویزیون amptp هیچ یک این خبر را تایید نکرده‌اند، اما منابع نزدیک به هر دو طرف می‌گویند قرار این دیدار گذاشته شده است.

خوان کارلوس گونزالز میانجی دولت فدرال در تلاش برای از سرگیری مذاکرات در یک ماه گذشته دو بار با هر دو طرف درگیر ملاقات کرد. هیئت رئیسه انجمن بازیگران آمریکا 19 اکتبر در یک نشست به اتفاق آرا با دخالت یک میانجی از طرف دولت فدرال موافقت کرد.

دیدار روز پنجشنبه نمایندگان بازیگران و استودیوها لزوما به معنای از سرگیری رسمی مذاکرات نیست که از 16 ژوئیه (26 تیر) پس از 42 جلسه متوقف شد. Amptp به دفعات اعلام کرده حاضر نیست درباره آخرین پیشنهاد خود به انجمن بازیگران تجدیدنظر کند.

نمایندگان استودیوهای هالیوود پیش از انقضاء قرارداد دوجانبه در 30 ژوئن (10 تیر) به انجمن بازیگران پیشنهاد دادند برابر با قراردادی سه ساله بیش از 250 میلیون دلار به عنوان دستمزد اضافی به اعضاء خواهند پرداخت.

اعضا sag از زمان انقضا قرارداد برابر با مفاد قرارداد قبلی به همکاری خود با amptp ادامه می‌دهند. انجمن بازیگران و استودیوها درباره سهم بازیگران از فروش‌ دی‌وی‌دی‌ها و توزیع محصولات آنلاین و نحوه منظور شدن آن در قرارداد اختلاف دارند.

هیئت رئیسه انجمن بازیگران ماه پیش در قطعنامه‌ای انجام همه‌پرسی از اعضا در مورد دست زدن به اعتصاب در صورت شکست مذاکرات با استودیوهای مطرح را تصویب کرد. اگر 75 درصد از 120 هزار عضو sag رای به اعتصاب بدهند، کمیته مذاکره می‌تواند در صورت لزوم اعلام اعتصاب کند.

__________________

وينسلت : من به همين بدن چاق افتخار مي كنم





اختصاصي ايراسان - كيت ويسنلت در جديدترين مصاحبه اش گفته است من نه تنها به خاطر چاقي ام ناراحت نيستم، بلكه به همين بدن چاق افتخار مي كنم. اين بازيگر انگليسي كه در جديدترين فيلمش - خواننده - قرار است بدون لباس ظاهر شود استفاده از بدل براي اين نقش را نپذيرفته و خودش هم حاضر نشده وزن كم كند. او گفته : من همين هستم كه هستم و ظاهرا كارگردان او را همين طوري مي خواسته. او مي گويد قبول دارم كه سنم بالا رفته و خوب مشخص است كه با بالا رفتن سن، ظاهر انسان تغيير مي كند ولي من از اين تغيير ظاهر ناراحت نيستم. هيچ كس كامل و عالي نيست و نمي تواند باشد،‌پس هيچ مشكلي از اين بابت وجود ندارد. او مي گويد من خيلي در بند ظاهرم نيستم، سلامت غذا مي خورم و رژيم غذايي خاصي ندارم. به ورزشگاه هم نمي روم.

كيت تلاش مي كند فرزندانش هم خيلي از لحاظ غذايي اذيت نشوند و در عين حال بد عادت هم نشوند. او مي گويد زندگي خيلي سخت شده و من نمي خواهم كودكانم درگير اين پيچيدگي زندگي شوند. كيت هم چنين فيلم " جاده انقلابي " را در نوبت اكران دارد. او در اين فيلم در برابر لئوناردو دي كاپريو بازي مي كند.
__________________

بحران اقتصادی آمریکا هالیوود را هم غرق می‌کند

سینمای ما - در حالی که بسیاری از اقتصاددانان بحران اقتصادی فعلی آمریکا را با رکود اقتصادی دهه 1930 مقایسه می‌کنند، این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که مخاطبان امروز هالیوود علاقه‌ای به دیدن واقعیت‌های جنگ و بحران اخیر در سینما ندارند.
نیوزویک اعلام کرد رکورد اقتصادی سال‌های 1930 در آمریکا به "عصر طلایی" هالیوود انجامید و نتیجه آن خلق فیلم‌هایی بود که همچنان از بزرگترین آثار سیستم استودیویی به حساب می‌آیند.
یکی از آثار شاخص آن دوران فیلم کلاسیک 1941 «سفرهای سالیوان» به کارگردانی پرستن استرجس بود. جوئل مکری در این فیلم نقش تهیه‌کننده‌ای را بازی می‌کند که با استودیو خود مشکل دارد.
آنها از او می‌خواهند فیلم‌های سبک بسازد، اما سالیوان که به ساخت فیلم‌های جدی با موضوع‌های اجتماعی مانند «ای برادر، کجایی؟» علاقه دارد - درست حدس زدید، برادران کوئن عنوان فیلم خود را از این فیلم گرفته‌اند - تغییر قیافه می‌دهد و برای تحقیق به میان مردم می‌رود.
سالیوان به اتهام قتل خودش به زندان می‌افتد و وقتی در آنجا زندانیان را می‌بیند که از دیدن کارتون میکی ماوس از ته دل می‌خندد، متوجه می‌شود آدم‌ها در آن شرایط سخت تنها دوست دارند سرگرم شوند.
آیا تماشاگران آن سال‌ها تنها به فکر فرار از واقعیت بودند؟ امروز چه طور؟ گرچه امروز دیگر با یک سکه پنج سنتی نمی‌توان دو تا فیلم دید، اما قیمت بلیت‌های سینما در حدی نیز نیست که باعث شود خانواده‌ها لزوما به سینما پشت کنند.
موزیکال یکی از ژانرهای محبوب دوران رکود اقتصادی در سال‌های 1930 بود و مردم درمانده آمریکا با دیدن فرد آستر و جینجر راجرز در فیلم‌ها و شنیدن آهنگ‌های فراموش‌نشدنی کول پورتر و جرج گرشوین شاد می‌شدند.
صدا تنها از سال 1927 به سینما آمده بود، اما در اوایل دهه 1930 رقص و آواز دنیای سینما را در اختیار گرفته بود و به تماشاگران فرصت می‌داد به طور موقت هم که شده ذهن خود را از مشکلات خود پاک کنند.
به اعتقاد لئونارد مالتین منتقد فیلم، از آن زمان تاکنون شرایط خیلی تغییر نکرده است. او می‌گوید: به همین دلیل است که امروز تماشاگران از هر چیز که به خاورمیانه مربوط می‌شود گریزان هستند و دسته دسته به دیدن فیلم‌هایی مانند «چی‌وووا بورلی هیلز» و «اره 5» می‌روند.
اشاره به مجموعه «اره» یکی دیگر از ژانرهای محبوب دوران رکود اقتصادی را به یاد می‌آورد: ژانر هراس. در دهه 1930 بود که هیولاهای استودیو یونیورسال از راه رسیدند و کاری کردند که نشان آن هنوز هم دیده می‌شود.
بلا لوگوسی به نقش دراکولا، بوریس کارلوف به نقش فرانکنشتین و مومیایی و لان چنی جونیر. به نقش مرد گرگ‌نما پس از 80 سال هنوز هم محبوب طرفداران سینمای وحشت هستند.
مالتین می‌گوید: قطعا بین واقع‌گریزی فیلم‌های ترسناک سال‌های 1930 و نمونه‌های بسیار افراطی امروز ارتباطی وجود دارد. فرانکنشتین، دراکولا و بقیه رفقا تماشاگران را به دنیای گوتیک و کاملا بی‌شباهت به دنیای خودشان می‌بردند که این قطعا یکی از مهمترین دلایل موفقیت آنها بود.
اگر یک تفاوت میان تماشاگران عصر رکود اقتصادی و سینماروهای امروز وجود داشته باشد، این است که تماشاگران سال 2008 به نظر از هر چیز که یادآور اتفاقات واقعی دنیا باشد گریزان هستند.
تمام فیلم‌هایی که با جنگ علیه تروریسم و خاورمیانه ارتباط دارند از «اجرا» گرفته تا «در دره اله»، «تلفات - بس» و «مجموعه دروغ‌ها» یکی پس از دیگری در گیشه شکست می‌خورند و نیویورک تایمز گزارش داده تولید فیلم‌های با موضوع وال استریت یا دنیای مالی یا متوقف شده و یا فیلمنامه آن در حال بازنویسی است.
و این دقیقا برخلاف فیلم‌های تلخ و بسیار موفق دهه 1930 شامل «من یک زندانی فراری هستم» مروین لروی و «دشمن مردم» ویلیام ولمن است که در رئالیسم اجتماعی و برگرفته از موضوع‌های روز غوطه‌ور بودند.
آنچه بین امروز و آن روزها تفاوت ایجاد کرده، تلویزیون است. وقتی هر روز از تلویزیون شاهد بمباران و اخبار نگران‌کننده از وال استریت هستید، دیگر چرا باید 10 دلار بدهید و همین داستان‌ها را روی پرده بزرگ ببینید؟
همین مسئله است که ما را دوباره به موزیکال باز می‌گرداند که نشان داد یکی از محبوب‌ترین ژانرهای سال 2008 است. «ماما میا!» و «موزیکال دبیرستانی 3» در هر شرایط اقتصادی دیگر موفق می‌شد، اما به هر حال از تمایل تماشاگران به فرار از واقعیت چیزی کاسته نشده است.
__________________

«هیولای فلورانس» به سینما می‌آید





سینمای ما - کریستوفر مکواری برای نوشتن فیلمنامه دو پروژه سینمایی «هیولای فلورانس» و «قهرمانان» با استودیو یونایتد آرتیستس قرارداد بست.
ورایتی اعلام کرد «هیولای فلورانس» بر مبنای رمانی پرفروش به همین نام نوشته داگلاس پرستن ساخته می‌شود و درباره وقایعی واقعی زندگی این نویسنده است.
پرستن کمی پس از آنکه سال 2000 با خانواده‌اش به ایتالیا نقل مکان کرد متوجه شد یک باغ زیتون در املاک آنها صحنه یک جنایت دهشتناک بوده است. او و ماریو اسپزی روزنامه‌نگار ایتالیایی شروع به تحقیق درباره این مسئله کردند و متوجه شدند این جنایت با هشت قتل فجیع در فاصله سال‌های 1968 تا 1985 ارتباط دارد.
این داستان سال 1985 نیز مضمون یک مستند داستانی ایتالیایی‌زبان به همین نام شد. مکواری پروژه «هیولای فلورانس» را فرصتی برای بیان داستان یک نویسنده و نه قاتلی زنجیره‌ای می‌داند.
او که سال 1996 برای «مظنونین همیشگی» برایان سینگر برنده اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد، در این باره گفت: "«هیولای فلورانس» روایتی سوررئال از دو نویسنده است که با تحقیقات خود به منبع مشکلات پیش‌بینی‌نشده دست یافتند."
مکواری 41 ساله در عین حال فیلمنامه «قهرمانان» را با همکاری گی‌یرمو دل تورو همکار مکزیکی خود می نویسد. این فیلم با اقتباس از یک مجموعه تلویزیونی بریتانیایی به همین نام ساخته می‌شود که بین 1968 تا 1969 پخش می‌شد.
داستان درباره یک تیم از ماموران مخفی دولتی است که پس از سقوط هواپیمای خود بر فراز هیمالیا توسط یک تمدن پیشرفته نجات و توانایی‌های ابرانسانی پیدا می‌کنند.
این فیلمنامه‌نویس متولد ایالت نیوجرزی در هر دو پروژه به عنوان تهیه‌کننده نیز همکاری می‌کند. او فیلم «ولکری» با بازی کروز را آماده نمایش دارد که سال آینده اکران می‌شود.
__________________

آرون اكهارت هم اكشن‌باز شد





سینمای ما - آرون اكهارت، بازیگر موفق آلمانی_آمریكایی، برای اولین بار، نقش اول یك فیلم اكشن را به عهده خواهد داشت.
به نقل از خبرگزاری رویترز، آرون اكهارت، بازیگر فیلم «بتمن: شوالیه سیاه»، قرار است به زودی در یك فیلم اكشن علمی تخیلی تحت عنوان «مبارزه: لس‌آنجلس»، در نقش اول باز‌ی كند، این اولین باری است كه این بازیگر موفق آلمانی_آمریكایی در یك فیلم اكشن بازی می‌كند.
فیلم «مبارزه: لس‌آنجلس» درباره مقابله نیروی دریایی آمریكا با هجوم نیروهای بیگانه در خیابان‌های لس‌آنجلس است، اكهارت در این فیلم در نقش رییس یكی از واحدهای نیروی دریایی ایفای نقش خواهد كرد.
به گزارش رویترز، جاناتان لیبسمن، كارگردان فیلم ترسناك «كشتار با اره برقی در تگزاس»، كارگردانی این فیلم را به عهده خواهد داشت، و كمپانی كلمبیا نیز این فیلم را تولید خواهد كرد. بنا براین گزارش، تاریخ تولید این پروژه سینمایی هنوز اعلام نشده است.
__________________

«پنگوئن خوش‌قدم» بعدی هم می‌آید





سینمای ما - دومین قسمت از انیمیشن برنده اسكار «پنگوئن خوش‌قدم»، به كارگردانی فرانك میللر بزودی ساخته خواهد شد.
به نقل از سایت سینمایی مووی وب، فرانك میللر بزودی دومین قسمت از انیمیشن پرفروش و موفق «پنگوئن خوش‌قدم» را با كمك‌ فن‌آوری‌های جدید دیجیتالی در سیدنی، استرالیا جلوی دوربین خواهد برد. به گزارش مووی وب، او برای ساخت این انیمیشن ۴۳۸ هنرمند طراحی و ساخت انیمیشن را به مدت سه سال استخدام خواهد كرد.
دولت استرالیا از این پروژه سینمایی حمایت خواهد كرد كه به عقیده فرانك میللر، این مسئله باعث می‌شود تا انیمیشن «پنگوئن خوش‌قدم» به طور كامل در سیدنی ساخته شود. بنا براین گزارش، انتظار می‌رود كه این انیمیشن طی سال ۲۰۱۱ آماده نمایش شود.
انیمیشن «پنگوئن خوش‌قدم» محصول سال ۲۰۰۶ میلادی كه كمی پیش نیز از تلویزیون ایران به نمایش درآمد، تاكنون جوایز زیادی از جمله جایزه اسكار بهترین انیمیشن سال را از آن خود كرده است.
__________________
غلبه سياره ميمون‌ها بازسازی می شود





ایراسان - «غلبه سياره ميمون‌ها» با تكنولوژي جديد دوباره‌سازي مي‌شود و بن افلك و شيا لابوف براي بازي در اين پروژه جديد كانديدا شده‌اند. تلاش‌هاي تازه براي دوباره‌سازي فيلم كلاسيك «سياره ميمون‌ها» باعث طرح اين پرسش شده است كه آيا صنعت سينما دوستدار حضور ميمون‌ها روي پرده سينما است؟

بنا بر اين گزارش، از قرار معلوم اين ميمون‌هاي بديمن و كثيف، نمي‌خواهند دست از سر سينما و تماشاگران آن بردارند چرا كه كمپاني فوكس‌قرن‌بيستم قصد دارد يك بار ديگر فيلم موفق و پرفروش سال 1973 خود «غلبه سياره ميمون‌ها» را با امكانات و تكنولوژي جديد بسازد. فيلم قصه سزار را تعريف مي‌كند. اولين ميموني كه توانايي صحبت كردن به زبان ‌آدم‌ها را داشت. اين مسأله به او كمك كرد تا ميمون‌ها را عليه آدم‌ها بشوراند تا بتوانند بر آنها حكومت كنند.
در نسخه جديد فيلم، سزار به عنوان حيواني نشان داده مي‌شود كه نتيجه يك آزمايش علمي ژنتيك احمقانه است كه بر اساس آن، چند دانشمند خودرأي قصد ايجاد تغييراتي در طبيعت واقعي چيزهاي موجود روي كره زمين دارند، مثل همان كاري كه دانشمندان احمق فيلم «پارك ژوراسيك» انجام دادند و با احياي حيوانات عظيم‌الجثه ماقبل تاريخ، مشكلات زيادي براي آدم‌هاي داخل قصه فيلم به وجود آوردند.
زماني كه بچه ميمون هوش و ذكاوت خود را به نمايش مي‌گذارد و توانايي حرف زدنش را نشان مي‌دهد، يكي از دانشمندان او را همراه خود به خانه مي‌برد تا به همسرش هديه بدهد. اين زن كسي است كه تحمل هيچ بچه‌اي را ندارد ولي بامزه بودن بچه ميمون توجه و علاقه او را به خود جلب مي‌كند. تا چند سال همه چيز به خير و خوش پيش مي‌رود تا اين كه سزار بزرگ مي‌شود و مشكلات هم از همين جا شروع مي‌شود. سزار بناي ناسازگاري مي‌گذارد و مي‌خواهد او و هم‌نوعانش حاكم بر آدمها باشند.
قصه فيلمنامه جديد را ريك جانا و آماندا سيلور نوشته‌اند. هنوز كارگرداني براي فيلم انتخاب نشده و بازيگران نقش‌هاي اصلي تا چند هفته ديگر انتخاب و معرفي مي‌شوند. براي نقش سزار چند بازيگر مطرح نامزد شده كه از بين آنها مي‌توان به بن افلك و شيا لابوف اشاره كرد، ولي هر بازيگري براي اين نقش انتخاب شود تماشاگران چهره او را روي پرده نخواهند ديد. مثل چهره گريم شده هلنا بونهم‌كارتر و تيم روث در نسخه دوباره‌سازي شده «سياره ميمون‌ها»، بازيگر نقش سزار هم بايد زير يك گريم سنگين برود و صورتي شبيه صورت ميمون‌ها پيدا كند.
طراحان گريم فيلم مي‌گويند بازيگري كه اين نقش را به عهده مي‌گيرد، براي هر بار گريم بايد حداقل پنج ساعت زير دست گريمور بنشيند و اين كار حداقل سي روز ادامه خواهد داشت.
صنعت سينما پنج سال قبل «سياره ميمون‌ها» را با بازي مارك والبرگ، هلنا بونهم‌كارتر، تيم روث و چارلتن هستن (در يك نقش كوتاه كه البته او هم تبديل به ميمون شده بود) دوباره سازي كرد.
فيلم كه نام تيم برتن را به عنوان كارگردان برخود داشت با موفقيت رو به رو شد.
در نسخه اصلي كه دهه شصت ميلادي توليد شد چارلتن هستن در نقش اصلي فيلم همراه همكارانش سر از سرزميني در مي‌آورند كه تحت حاكميت ميمون‌هاست. آنها به‌زودي متوجه مي‌شوند كه اين محل كره زمين و نه يك كره ديگر است كه پس از يك جنگ اتمي به اين صورت درآمده است.

__________________

يك فوتباليست معلم خصوصي يك بازيگر





اختصاصي ايراسان - ديويد بكام به سلما هايك ، آموزش فوتبال مي دهد . سلما هايك ، بازيگر فيلم Frida در يك برنامه خيريه كه به مجري گري مدونا برگزار شد، مبلغ 3500000 دلار پرداخت كرد تا در يك جلسه يك ساعته از ديويد بكام - فوتباليست معروف - فوتبال ياد بگيرد.
اما مشكل آنجاست كه آنها هنوز نتوانسته اند تاريخ و روز كلاس را تعيين كنند. هر وقت سلما وقت آزاد دارد ،‌ديويد سر تمرين است و هر وقت ديويد كار خاصي ندارد، سلما سر فيلم برداري است.

‌سخنگوي ديويد بكام در اين زمينه گفته است: با توجه به مشغوليات اين دو نفر، فعلا بعيد مي دانيم تاريخ اين كلاس معلوم شود. ديويد بكام كه فعلا در لس انجلس گلكسي توپ مي زند، براي سال آينده مي خواهد به ايتاليا رفته و در آث ميلان بازي كند .
سلما هايك نيز قرار است در يك فيلم اكشن به نام Cirque du Freak با ويلم دفو و جان سي رايلي هم بازي شود.

__________________

جان کیوساک با پذیرش می آید





ایراسان -
«جان كيوساك» بازيگر آثاري چون «جان مالكويچ بودن» و «1408» در فيلم روانشناسانه «پذيرش» به ايفاي نقش مي‌پردازد. كيوساك علاوه براين فيلم همزمان در دو پروژه تلويزيوني كمدي براي شبكه تلويزيوني «ان‌بي‌سي» نيز نقش‌افريني مي‌كند.
بنا به اعلام هاليوود ريپورتر، پذيرش، براساس داستاني از «سوزان كول»، ماجراهاي رييس يك دبيرستان (ويتمن) و دانش‌آموزان‌اش را به تصوير مي‌كشد كه براي راهيابي به دانشگاه درتلاش هستند.
«جان كيوساك» به زودي با فيلم‌هاي «محافظ خواهرم» و «كارخانه» برپرده سينماها ظاهر مي‌شود.
هنوز عوامل پشت صحنه فيلم پذيرش و عوامل فني آن مشخص و اعلام نشده‌اند اما حضور«ماي ويتمن» به عنوان بازيگر اصلي دراين فيلم قطعي شده است.
اين ستاره هاليوودي كه از شخصيت‌هاي حاشيه ساز در عالم سينما حساب مي‌آيد، فيلم‌هاي «شانگهاي» و «2012» را در كارنامه كاري سال آينده‌اش دارد.

__________________

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 10:29 توسط نويد


خلاصه قسمتهاي سريال افسانه جومانگ


خلاصه قسمتهاي سريال افسانه جومانگ
خلاصه قسمت هفتم سريال افسانه جومانگ

ديديم كه سوسونو به خيال اينكه جومانگ تو سفر بهش دروغ گفته بد جور حال جومانگ را گرفت و از قبول اينكه براشون كار كنه خودداري كرد

از طرفي حاكم قوم هان دشمن سرسخت بويو براي شاه نامه داده كه سريعا همه آهنگري ها و كارگاه هاي اسلحه سازيتو تعطيل كن و الا بد مي بيني شاه هم كه عصبي مي شه مي گه اون نامه را بسوزونين


اينم كه يكي از وزرا و برادر ملكه هم هست داره با شاه مخالفت مي كنه و مي گه سريعا جانشينت را تعيين كن كه با موج مخالفت ها روبرو مي شه كه چرا با شاه با توهين حرف مي زني

ملكه و دار و دستش كه با اخراج جومانگ از قصر هم آروم نشدن مي گن بايد جومانگ را بكشيم تا خيالمون از بابت تاج و تخت مطمئن بشه و دارن نقشه قتل جومانگ را مي كشن

خدمه بانو يوهوا براش خبر مي ياره كه وزير داداش ملكه گفته بايد وليعهد تعيين بشه و خلاصه اوضاع قاراشميشه و مي خان وليعهد رو تعيين كنن كه اگه اينكار بشه اوضاع براي ما بيريخت مي شه

مامان جومانگ كه خب هر چي باشه يه مادر ديگه دلش برا بچش تنگ مي شه نشسته به لباس هاي جومانگ نيگا مي كنه تا شايد دلتنگيش آروم بشه

ادم كش هاي ملكه و پسراش جومانگ را دوره مي كنن تا بكشنش ولي يه شمشير زن ماهر مي رسه و جومانگ را نجات مي ده ولي جومانگ بد جور زخمي مي شه و از حال مي ره

اين 3 تا دزد كه يادتون هست؟؟؟ همونايي كه پولاي جومانگ را دزديدن داشتن از يك دزدي ناموفق بر مي گشتن كه

چشمشون به جومانگ مي افته و مي بينن كه زندگيش در خطره اول نمي خواستن نجاتش بدن ولي يكي از اونا اصرار مي كنه و مي برنش خونه تا ....

هانگ كه يادتونه كه به خاطر كار جومانگ ا قصر پيشگويي اخراج شد؟؟؟ همونجايي كار مي كنه كه اون دزد ها زندگي مي كنن چون اون قبلا در قصر بوده كمي دوا درمون بلده برا همين مي يارنش پيش اون كه تا جومانگ را مي بينه برق 700 ولت از چشماش مي زنه بيرون

ادم كش ها به شازده خبر مي دن كه نتونستيم جومانگ را بكشيم اون توسط يه شمشير زن حرفه اي محافظت مي شه

از طرف اون شمشر زنه معلوم مي شه فرستاده شاه بوده ت مي گه جومانگ زخمي شده اعصاب شاه خط خطي مي شه و مي گه برين سريع پيداش كنين و درمونش كنين

هانگ هم كه داره زخم هاي جومانگ را درمون مي كنه تا بلكه شفا پيدا كنه و نميره

ياد خاطرات گذشته اش مي افته كه جومانگ به خاطر اون به ميدان جنگ اومده بود و......

تو قسمت قبل ديدين كه ملكه يه نفر را اجير كرده بود تا خاطرات هه مو سو و يوهوا را پخش كنه تا آبروي اونو ببره تو اين قسمت شاه اونو مي گيره و مي كشتش


الان نقل هر محفلي شده خاطرات هه مو سو و يوهوا كه اون مسئول زندان غار هم داره در قبال پولي كه از سربازا گرفته برا اونا تعريف مي كنه كه صداش به هه مو سو هم مي رسه تا اينكه مي گه اون از هه مو سو باردار شد و هه مو سو اونو صدا مي زنه و از سرگذشت يوهوا مي پرسه

و خاطرات هه مو سو زنده مي شود......



اينجا خونه يون تابال باباي سوسونو هست و در اصل قبيله اي هستش كه اونا زندگي مي كنن و دارن راجع به يكي از دشمنانشون كه قراره قاچاق نمك كنه بحث مي كنن و مي خان موقع تحويل بارهاي قاچاق بهش حمله كنن.

خبر مي رسه كه پيشگوي بزرگ يومي يول يون تابال را به قصر فرا خونده موقع رفتن سوسونو هم مي گه بابايي منم با خودت ببر و همراهش مي ياد.

فك كنم پاي معامله اي در بين باشه آخه كاهن بزرگ كاري مي كنه كه يون تابال بتونه شاه را ببينه و با اون معامله كنه!!!!!

سوسوني فوضول هم كه همراه بابايي به قصر اومده از فرصت استفاده مي كنه تا يه نيگايي تو قصر بندازه و در حين تمرين فنون نظامي شاهزاده داسو اونو مي بينه و شاهزاده به شكل عجيبي اونو شگفت زده مي كنه (به تيري كه كنار سرش خورده نيگا كنين)

شازده مي ياد جلو و بهش مي گه اينجا چي كار مي كني؟؟؟ نكنه بانوي جديد قصري؟؟؟؟؟ و مي ياد يه سركي به درون لباسش بكشه كه

سوسونو عصباني مي شه و باهاش وارد جنگ مي شه

خلاصه خيلي با هم درگير مي شن تا اينكه

بانوان قصر موضوع را مي بينن و سراسيمه سوسونو را احضار مي كنن و به خاطر بي ادبي اون از شازده عذر خواهي مي كنن.

ديگخه كم كم جومانگ هم داره به هوش مي ياد

شاه در همه جاي شهر افرادي را مامور كرده تا جومانگ را پيدا كنن

برادر بزرگ اون دزدا كه اين قضيه ر مي بينه مي گه ما بايد اونو سريعا از پيش خودمون بيرونش كنيم تا برامون درد سر نشده

كه تا مي يان مي بينن اون به هوش اومده دو تا شون خوشحال مي شن و لي برادر بزرگ م گه تو چي كار كردي كه همه دنبالتن؟؟؟ سريعا اينجا را ترك كن.

رييس زندان هم به خدمه بانو يوهوا ميي گه كه جومانگ زخمي شده و همه جا هم دنبالش مي گردن

اين 3 تا هم از اينكه نتونستن جومانگ را بكشن سخت كفري ان

سوسونو و افرادش قصد دارن مسئول آهنگري قصر كه فرد بسيار معتقد به بويو و سر سخت هست را بهرن تا بهشون فنون مخفي شمشير سازي را ياد بده

اون دختره جومانگ را مي ياره تا پيش اربابش كار كنه و به قول خودمون سفارشش را مي كنه

شب هنگام گروه يون تابال راي حمله به گروه قاچاق نمك آماده مي شن

و ضرر زيادي به اونا مي زنن و سوسونو مي بينه كه جومانگ براي اون دشمنشون كار مي كنه

اون يارو كه دشمن يون تاباله و جومانگ براش كار مي كنه تو اين ماجرا زخمي مي شه و اينقدر عصباني كه دستور مي ده به اون 3 تا دزا برن و سوسونو را بدزدن

اونا هم مي يان و سوسونو را مي دزدن و به خونه اون مرد مي يارن

وقتي مباشر سايونگ كه همكار سوسونو هست براي معامله با اون مي ياد تا سوسونو را نجات بده جومانگ تازه مي فهمه اون دختره كه جونش را بجات داده حالا تو چنگ ايناست

و مخفيانه مي ياد تا اونو آزاد كنه و جونش را نجات بده

ولي هر چي بهش مي گه تو حالا بايدد فرار كني اون دختره ي لجباز مگه گوش مي ده؟؟؟؟؟
__________________

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 16:3 توسط نويد


آميتا باچان در فیلم «ضمانت» نابينا مي‌شود


باليوود به موفقيت اين فيلم اميدوار است؛
آميتا باچان در «ضمانت» نابينا مي‌شود
صنعت سينماي هند به موفقيت خوب مالي «ضمانت» فيلم جديد آميتاب باچان اميد زيادي بسته است.
به گزارش خبرگزاري فارس، «ضمانت» تازه‌ترين فيلم سينمايي اين بازيگر قديمي و كهنه‌كار، تا قبل از پايان سال جاري ميلادي در اين كشور آسيايي اكران عمومي مي‌شود تا جان و رونق تازه‌اي به سينماي خود بدهد.
بنا بر اين گزارش، «ضمانت» يك درام دادگاهي و خانوادگي است كه هزينه توليد آن خيلي زياد نشده و بخش‌ زيادي از صحنه‌هاي آن در دادگاه گرفته شده است.
با آن كه فيلم محصول سينماي باليوود است -كه سرگرمي حرف اصلي و اول آن را مي‌زند- اما قصه فيلم سيستم قضايي ضد را نيز به چالش مي‌طلبد و لحني عدالت‌خواهانه دارد.
«ضمانت» كه يكي از اصطلاحات دنياي حقوق و كار وكلاست، توسط اس راماناتان كارگرداني شده است.
فيلم‌نامه فيلم كه توسط خود او نوشته شده، حال و هوايي پر رمز و راز دارد. نكته جالب فيلم اين است كه آميتاب باچان در آن نقش يك آدم نابينا را بازي مي‌كند. او يك وكيل نابينا است كه مي‌خواهد با خطابه‌هاي آتشين خود چشم بسته عدالت را باز كند.
او كه در فيلم در نقش جي پراكاش ظاهر مي‌شود، در طول سال‌هاي فعاليت‌ حرفه‌اي‌اش با پرونده‌هاي زيادي رو به رو بوده است و در اكثر آنها پيروز و سربلند بيرون آمده است.
پرونده جديد او با بقيه پرونده‌هايي كه قبل از اين كار كرده، تفاوت‌هايي دارد.
همه مدارك به نوعي برعليه موكل اوست، ولي اين وكيل اعتقاد دارد كه موكلش بي‌گناه است. مجموعه شرايطي كه او پيش رو دارد، همه برعليه اوست، ولي وكيل عقب‌نشيني نمي‌كند و صحنه دادگاه را به صحنه مبارزه براي احياي عدالت و حق تبديل مي‌كند.
نقش موكل را ارشد ورسمي بازي مي‌كند كه تا قبل از اين بيشتر در نقش‌هاي كمدي بازي كرده و اين بار در يك نقش جدي، بازي خوب و قابل قبولي ارايه مي‌دهد.
ويجا شانتي و كاريشما كاپور _كه بعد از مدت‌ها دوري از دنياي سينما، با اين فيلم بازگشت دوباره‌اي به روي پرده سينما دارد- نقش همسران دو كاراكتر اصلي «ضمانت» را بازي مي‌كنند.
بيماري ماه قبل باچان (كه او را راهي بيمارستان كرد) باعث شد تا دوستداران اين بازيگر و تماشاگران سينماي هند، اشتياق خود براي ديدن فيلم جديد اين بازيگر را بيان كنند.
محافل نزديك به «ضمانت» مي‌گويند اين فيلم قرار بود اوايل سال جديد ميلادي به نمايش عمومي درآيد اما خبر بيماري باچان روند كارهاي پس از توليد فيلم را سرعت بخشيد تا اين اثر سينمايي زودتر از موعد مقرر آماده نمايش شود.
آميتاب باچان كه بيش از 40 سال سابقه بازيگري دارد، هنوز پس از اين همه سال _ و بازي در حدود 110 فيلم _ يكي از بازيگران مطرح و طراز اولي كشور خود است كه مثل بازيگران جوان، هر سال چندين فيلم را روانه پرده سينما‌ها مي‌كند.
از آغاز سال جاري تاكنون او فيلم‌هاي «سركار راج» (نسخه دوباره‌سازي شده «پدرخوانده 2» فرانسيس فوردكاپولا)، «بوث نت» و «آخرين لير» (اقتباس هندي «شاه لير» ويليام شكسپير) را روي پرده سينما‌ها داشته و همچنين راوي درام تاريخي «جودها و اكبر» بوده است.
__________________

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 12:32 توسط نويد



نیکی کریمی داور جشنواره فیلم هند شد



سینمای ما - نيكي كريمي بازيگر و كارگردان سينماي ايران داور جشنواره‌ي فيلم هندوستان شد. سي‌ونهمين جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم «هند» كه در شهر «گوا» برگزار مي‌شود، امسال از 22 نوامبر (2 آذر) تا 12 آذر ماه برگزار مي‌شود و نيكي كريمي در كنار «تابو» بازيگر سينما هند و «ماركو مولر» رييس جشنواره‌ي فيلم «ونيز» داوري فيلم‌هاي بخش مسابقه را برعهده خواهند داشت.

نيكي كريمي تاكنون در جشنواره‌هاي مهمي همچون لوكارنو، كن، برلين، تسالونيكي، دهلي، دمشق، دبي، ازمير، ايسلند، آفريقاي جنوبي، بيروت و ... داوري كرده است.

بنا براين گزارش، جشنواره‌ي فيلم هند با نمايش فيلم «جنگ‌سالاران» از هنگ‌كنگ ساخته‌ «چيتر چان» آغاز به كار خواهد كرد و 12 آذر ماه با نمايش فيلم «آواز گنجشكها» به كارگرداني مجيد مجيدي به پايان مي‌رسد.

در بخشي با عنوان «تمركز بر روي سينماي ايران» اين جشنواره، فيلم‌هاي «سه‌ زن» منيژه حكمت، «گاو» داريوش مهرجويي، «به آهستگي» مازيار ميري ،«چند روز بعد» نيكي كريمي، «خون‌بازي» رخشان بني‌اعتماد، «كافه ستاره» سامان مقدم و «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» دكتر علي رفيعي به نمايش در مي‌آيند.
 

تا زمستان چیزی نمانده؛
یک مجموعه دیگر از کارگردان موفق تلویزیون مرضیه برومند


سینمای ما - مجموعه تلويزيوني «همه بچه‌هاي من» به كارگرداني مرضيه برومند زمستان امسال از شبكه يك سيما پخش خواهد شد. اين سريال را برومند در 78 قسمت به سـفـارش گــروه اجــتـمـاعـي شـبـكـه يـك سـيـمـا كـارگـرداني مي‌كند. تصويربرداري اين مجموعه از نـيـمـه گـذشـتـه و تـدوين آن همزمان با تصويربرداري آغاز شده است.
برومند علاوه بر كارگرداني، نويسندگي و تهيه‌كنندگي اين سريال را نيز به عهده دارد. اين كارگردان باسابقه تلويزيون كه تاكنون سريال‌هاي اجتماعي هتل، شمسي و مادام و كتابخانه هد‌هد را براي تلويزيون ساخته است، در سريال «همه بچه‌هاي من» باز هم سراغ يك مكان ثابت براي طرح موضوعات اجتماعي رفته است.

اين مكان ثابت در سريال جديد برومند يك آپارتمان اســـت و شــخــصــيـــت اصــلــي آن اسـتــاد بـازنـشـسـتـه‌اي اسـت كـه در يـك مجتمع مسكوني زندگي مي‌كند. او كه روابط خوبي با همسايه‌ها و بستگان خود دارد، براي حل مسائل و مشكلات آنها تلاش مي‌كند.

از بازيگراني كه در مجموعه «همه بچه‌هاي من» بازي دارند، مي‌توان به مهرانه مهين‌ترابي، آزيتا لاچيني، فريده دريامج، سوسن مـقـصـودلـو، سهيلا رضوي، ناديا دلدارگلچين، سحر جعفري جوزاني، محسن قاضي‌مرادي، رامين ناصرنصير و اميرحسين صديق اشاره كرد.

راضـيــه بــرومـنــد، گـيـتــي مــرتـضـوي، آزاده پورمختار و نادره سادات‌سركي نويسندگاني هستند كه در نوشتن فيلمنامه اين مجموعه با برومند همكاري كرده‌اند.

از ديگر عوامل سازنده مــجــمـــوعــه «هــمــه بــچــه‌هــاي مــن» مــي‌تــوان بــه كــــارگــــردان تــلـــويـــزيـــونـــي: مــسـعــود فــروتــن، تصويربرداران: مهدي مستوفي و امير احمدپور، طراح نور: كاوه شاه‌محمدلو، صدابرداران: حسن زرفام و فرهاد امامي، طراح صحنه و لباس: ميترا حـامـد، طـراح چـهـره‌پـردازي: مـريم شكرايي، دسـتـيـار كـارگردان: گلاره عباسي و عكاس: مرتضي پورنجاتي اشاره كرد.
__________________

از عرب‌نیا تا کریمی و کیانیان؛
گزارشی از بازیگران سینما که عکاس شده‌اند


سینمای ما - اين روزها از علاقه مندى هنرمندان سرشناس سينما و تلويزيون به «عكاسى» خبرهاى زيادى به گوش مى رسد. شايد براى تمام كسانى كه عكاسى را ديگر هنرى تجملاتى فرض نمى كنند اين خبرها چندان عجيب نباشد، اما براى آنهايى كه سينما را به عنوان هنر هفتم مى شناسند علامت سؤالى پديد مى آيد كه در عكاسى چه لذتى هست كه در دوربين سينما و تلويزيون نيست.
نگاهى به تاريخچه سينما نشان مى دهد كه پدر تصوير متحرك (يا همان سينماى خودمان) عكاسى بوده اما عكاسى هنرى است كه محصول تلاش يك نفر به عنوان عكاس و احتمالاً يك يا چند نفر به عنوان سوژه است، در حالى كه سينما محصول تلاش ده ها و گاه صدها و هزاران نفر است كه مى كوشند داستانى را به كمك تصوير متحرك براى تماشاگران سالن هاى سينما يا بينندگان تلويزيون روايت كنند، آنها را به وجد بياورند و احساساتشان را برانگيزند. با اين حساب عجيب نيست كه ستارگان سينما با دورى از هياهوى تكرار شونده فيلمسازى و جلوى دوربين و نمايش و شلوغى شهرت كيف را بردارند و در كوچه و خيابان و كوه و دشت، در تنهايى خود بخش هايى از اتفاقات جهان را روى نگاتيو يا حافظه دوربين ثبت كنند.در خبرها آمده بود كه نخستين اكسپوى عكس در مؤسسه صبا برگزار مى شود، رويدادى كه ۲۹۰ عكاس در آن حضور خواهند داشت و البته جمعى از اين ميان سينماگران و چهره هاى شاخص سينما و تلويزيون هستند. فيلمسازان و بازيگرانى همچون عباس كيارستمى، ناصر تقوايى، محمود كلارى، نيكى كريمى، فريبرز عرب نيا، رضا كيانيان، يارتا ياران، ساعد نيك ذات، سيف الله صمديان و ‎.‎.‎. از جمله اين چهره ها هستند.
علاقه مندان سينما البته بخوبى مى دانند كه افرادى همچون كيارستمى، كلارى و صمديان فيلمسازانى هستند كه كار خود را از عكاسى آغاز كرده اند يا حداقل عكس گرفتن از دغدغه هاى هميشگى زندگى هنرى شان بوده است اما بازيگرانى همچون كريمى، عرب نيا، كيانيان و ‎.‎.‎.عكاسى را در كنار حرفه اصلى خود دنبال كر ده اند. به هر حال «شهرت» موضوعى است كه مى تواند هنرمندان را در رسيدن به اهداف اجتماعى آنها كمك كند، رويكردى كه كيانيان در نمايشگاه مجسمه هاى چوبى خود دنبال كرد و البته با استقبال خريداران مواجه شد. در اينجا هم احتمالاً جدا از عرض اندام در هنرى ديگر، فضاى مناسبى براى فروش آثار عكاسى اين چهره ها فراهم شده تا شايد بتوانند در اين حوزه هم آزمون و خطا كنند.
بهاره افشارى - بازيگر- با برگزارى نمايشگاه نقاشى در خانه هنرمندان (كه چندى پيش برگزار شد) لاله اسكندرى -بازيگر - با برگزارى نمايشگاه عكس در مركز همايش هاى رايزن، يارتا ياران - بازيگر - با برگزارى نمايشگاه عكس در نقاط مختلف، حميد جبلى با پرداختن به عكاسى، مجسمه سازى و نقاشى، پگاه آهنگرانى با شركت در نمايشگاه گروهى عكس در شهرهاى مختلف و ‎.‎.‎. از جمله سينماگرانى هستند كه به اين تجربه دست زده اند.
از سوى ديگر تلاش بسيارى از عكاسان براى ورود به حوزه هاى ديگر همچون فيلمبردارى و كارگردانى نشان مى دهد كه عكاسان هم علاقه مند تجربه در بخش هاى ديگر هستند. بهمن قبادى، مهرشاد كارخانى، محمود كلارى، محمد احمدى و ‎.‎.‎. با ورود به عرصه كارگردانى، محمدرضا شريفى نيا، اكبر اصفهانى، حسين ملكى و ‎.‎.‎. با فعاليت در حوزه فيلمبردارى از جمله عكاسانى هستند كه گرچه هنوز عكاسى مى كنند اما همچنان در اين عناوين هم به فعاليت خود ادامه داده اند.
__________________

خلاصه‌ای از موضع‌گیری‌های گوناگون مجید مجیدی در اجتماعات اخیر؛
از اعتراض به مجموعه‌های ماه رمضان تا حمایت از محسن مخملباف!


سینمای ما - محمد تاجیک: مجيد مجيدي اين روزها به چهره‌اي خبرساز در بين مطبوعات وخبرگزاري‌ها تبديل شده است. البته مجيدي اين روزها در آمريكا به سر مي‌برد. مجيد مجيدي قرار است روز 14 نوامبر در جشنواره دنور جايزه يك عمر دستاورد هنري را دريافت كند. اين جايزه در سال‌هاي گذشته به فيلمسازان و چهره‌هاي سينمايي چون فرانسيس فورد كاپولا‌ و مورگان فريمن اهدا شده بود. همچنين مجيدي در روز 7 نوامبر از بنياد آيلكس وابسته به موزه هنرهاي زيباي بوستون جايزه هنرمند تاثيرگذار سينما را دريافت كرد. مجيدي از زماني كه فيلم آواز گنجشك‌ها اكران شده در گفت‌وگوها و سخنراني‌هاي متنوعي كه در دانشگاه‌ها داشته است لحن بسيار انتقادي‌اي نسبت به مسائل سياسي، فرهنگي، اجتماعي داشته است. ‌ البته او هفته گذشته در سخناني كه در دانشگاه اصفهان داشت در اظهارات قابل‌توجه و مهمي خواستار به‌وجود آمدن شرايطي براي فيلمسازي محسن مخملباف كارگردان مطرح و قديمي سينماي ايران شد. مجيدي در گفت‌وگويي با اعتماد ملي مي‌گويد: من در دانشگاه اصفهان در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان گفتم كه ايران وطن مخملباف است و او بايد بتواند در كشور خودش فيلم بسازد. مجيدي در سخنراني خود در اصفهان به نيكي از مخملباف حرف زده است و به نظر مي‌رسد به نوعي اداي دين به فيلمسازي كرده باشد كه با بازي در فيلم‌هايش به چهره‌اي شناخته‌شده تبديل شده است.البته خبرگزاري‌هاي مهر و فارس كه اظهارات اخير مجيدي در دانشگاه اصفهان را مخابره كرده‌اند به هيچ عنوان به اين بخش مهم از اظهارات مجيدي اشاره نكرده‌اند. البته طبعا مجيدي فيلمسازي است كه همانند بسياري ديگر با روند فيلمسازي سال‌هاي اخير مخملباف موافق نبوده است ولي اظهارات اخير او با توجه به جايگاهي كه مجيدي دارد قابل‌توجه و مهم به نظر مي‌رسد . مخملباف در سال‌هاي اخير فيلمسازي بوده كه هميشه در كشورهاي مختلف فيلم ساخته است. فراموشي آخرين فيلمنامه مخملباف بود كه در ايران اجازه ساخت نگرفت. خردادماه امسال بود كه خبري منتشر شد مبني‌بر اينكه مراحل آماده‌سازي جديدترين فيلم <محسن مخملباف> به‌نام <مردي كه از برف آمد> به‌زودي در هند آغاز مي‌شود. زماني‌ كه مجيدي در ابتداي اكران فيلمش در مصاحبه‌اي جنجالي با فارس از افول سينماي ايران و لزوم پوست‌اندازي سينما خبر داد اين اظهارات با واكنش مديراني چون محمد آفريده (از مديران معاونت سينمايي) و عسگرپور (مديرعامل خانه سينما) مواجه شد اگرچه بخش‌هايي از اظهارات مجيدي در انتقاد از مديريت غلا‌محسين كرباسچي با استقبال رسانه‌هاي اصولگرا روبه‌رو شد ولي در ادامه اين مجيدي بود كه با اظهاراتش نشان داد فيلمسازي با واكنش‌هاي غيرمنتظره است.‌ او در ادامه از سفرهاي استاني دولت انتقاد كرد و اينكه چرا كرامت انساني در اين سفرها ديده نمي‌شود. سپس از سريال‌هاي ماه رمضان انتقاد كرد؛ سريال‌هايي كه به‌جاي خدا بندگان را به بهشت و جهنم مي‌فرستند. مجيدي پس از آن مديريت شهري تهران را مورد انتقاد قرار داد بعد در كوي دانشگاه از ديدار سينماگران با رئيس‌جمهور انتقاد كرد و در اظهاراتي مهم‌تر در دانشگاه بااهميت امام صادق (ع) با صراحت اعلا‌م كرد كه اگر مسافر هم نبود به ديدار سينماگران با رئيس‌جمهور نمي‌رفت. ‌ ‌ به همين خاطر بود كه يكي از روزنامه‌هاي متعلق به دولت هفته گذشته عكس توهين‌آميزي از مجيدي را در كنار مطلب طنزي از او منتشر كرد تا خشم دولتي‌ها و طرفداران‌شان نسبت به مجيدي مشخص شود. البته مجيدي همچنان فيلمساز غيرمنتظره‌اي است او كه براي سفر به آمريكا به تركيه رفته است در گفت‌وگو با خبرنگاران خارجي به گونه‌اي درباره مميزي در سينماي ايران صحبت كرد كه با استقبال نسبي روزنامه‌ها و خبرگزاري‌هاي اصولگرا مواجه شد. شايد با اين اظهارات، اندكي از خشم آنان نسبت به مجيدي كاسته باشد.
__________________
اکران عید فطر به پایان نزدیک می‌شود؛
از «دلداده» تا «دل‌شکسته» / برنامه آینده سالن‌های سینمای تهران را این جا بخوانید


سینمای ما - سخنگوي شوراي صنفي نمايش فیلم ، گفت: با پائين آمدن سطح فروش فيلم هاي جدول اکران، شش فيلم جديد روي پرده سينماها مي رود. "محمد رضا صابري " روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، افزود: فيلم‌ هاي "دلداده" از قدرت‌ا... صلح ميرزايي جايگزين فيلم "دعوت" ساخته ابراهيم حاتمي کيا در گروه سينمايي آفريقا، "دل‌ شکسته" از علي روئين تن جايگزين فيلم "آواز گنجشک ها" ساخته مجيدي در گروه سينمايي استقلال مي شود.
وي افزود: در گروه سينمايي آزادي نيز فيلم "احضارشدگان" ساخته آرش معيريان جايگزين "کنعان" از ماني حقيقي و فيلم "خواستگار محترم" ساخته داود موثقي به جاي "محيا" از اکبر خواجويي در گروه سينمايي قدس مي شود.
صابري همچنين با اشاره به وضعيت گروه سينمايي عصر جديد که مدتي محور مناقشه در اکران بوده است ، گفت: فيلم "چارچنگولي" به کارگرداني سعيد سهيلي با توافق انجام شده قرار است در گروه سينمايي عصرجديد نمايش داده شود و قرارداد آن در شوراي صنفي نمايش ثبت شود.
سخنگوي شوراي صنفي نمايش فيلم همچنين از اکران فيلم هاي "پاپيتال" ساخته اردشير شليليه پس از فيلم دلشکسته و "مخمصه" ساخته محمد علي سجادي در نوبت بعدي اکران سينماها خبر داد.
__________________

به استقبال جشنواره فیلم فجر؛
اگر می‌خواهید از اوضاع و احوال تعدادی از فیلم‌های ایرانی در آستانه برگزاری جشنواره مطلع شوید...





رها یزدان




سینمای ما: تا مدتی دیگر دوباره هیجان جشنواره فیلم فجر آغاز می‌شود و همه می‌خواهند آخرین اخبار را درباره این جشن سینمایی بدانند. به همین دلیل قصد داریم از امروز گاه‌و‌بیگاه سری به فیلم‌های در حال تولید بزنیم و بفهمیم هر كدام در حال حاضر در چه شرایطی هستند. فیلم‌هایی كه ممكن است در جشنواره جنجالی شوند و البته بعضی هم اصلا فرصت اكران پیدا نكنند. این گزارش كوتاهی است برای دانستن اوضاع تولید در سینمای ایران.



بیست



اگر پیگیر اخبار سینمایی باشید حتما خبرهایی درباره فیلم تازه عبدالرضا كاهانی خوانده‌اید. كارگردانی كه فیلم «آدم» را در جشنواره دو سال پیش داشت و بیشتر به دنبال ساخت فیلم‌های به اصطلاح معناگرا بود. اما او امسال فیلمی به نام «بیست» ساخته است. اثری كه داستان گروهی كارگر در یك رستوران را روایت می‌كند. محلی كه در آستانه تعطیلی است و كارگران هم فكر چاره هستند. نكته جالب اینكه پوران درخشنده كه دو سال پیش با فیلم «بچه‌های ابدی» در جشنواره فیلم فجر حضور داشت، امسال با تهیه‌كنندگی فیلم به جشنواره می‌آید. اگرچه او فیلم دیگری را هم تولید كرده است. تله فیلم «حرفه‌ای‌ها» اثر تازه درخشنده است كه به زودی نسخه 35 آن آماده می‌شود. داستان آن درباره زندگی آدم‌هایی است كه در یك شركت هرمی در حال فعالیت هستند و حوادثی در این ارتباط برای این افراد رخ می‌دهد. عواملی كه در این پروژه همكاری می‌كنند عبارتند از: كارگردان: پوران درخشنده- نویسنده: محسن قادری- مدیر تصویر‌برداری: رضا جلالی- طراحه صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی- موسیقی متن: ناصر چشم‌آذر- تدوین: بهرام دهقانی - بازیگران: داریوش فرهنگ، مجید جوزانی، حنانه شعشانی، عزت‌الله مهرآوران، محسن اصلانی، گیتی ساعتچی، مسعود چوبین. به این ترتیب بعد از مدت‌ها داریوش فرهنگ را هم می‌توان به عنوان بازیگر در سینماها دید.


تك خال


ابراهیم وحیدزاده هم بعد از دوسال در جشنواره امسال فیلمی خواهد داشت. اگرچه او در حال حاضر امیدوار است پروانه ساخت فیلم تازه‌اش را هم بگیرد. وحیدزاده امسال با «تاكسی نارنجی» در جشنواره فیلم فجر حضور دارد و این روزها منتظر گرفتن پروانه ساخت فیلم تازه‌اش با عنوان «تك خال»است؛ فیلمی در مورد بیكاری و به دنبال كار گشتن. بعضی از مقدمات آغاز پیش تولید این فیلم با فیلمنامه‌ای از سیروس تسلیمی انجام شده.«تك خال» كه فضایی با طنز موقعیت دارد، نیازمند فصل خاصی برای فیلمبرداری نیست و امكان ساخته‌شدن در هر فصلی از سال را دارد و در صورت فراهم شدن شرایط، احتمالا زمستان فیلمبرداری آن شروع می‌شود. از آثار قبلی وحیدزاده می‌‌توان به «تحفه‌ها»، «مجسمه»، «عشق فیلم»، «معادله» و«شام عروسی» اشاره كرد.



به كبودی یاس



جواد اردكانی بعد از دو سال تحقیق و نوشتن بالاخره فیلمبرداری پروژه «به كبودی یاس» را در مشهد شروع كرد. چهارمین فیلم این كارگردان در ژانر دفاع مقدس است و فضای اجتماعی سال‌های 63 - 62 و زندگی شهید عبدالحسین برونسی را كه در عملیات بدر به شهادت رسید، به تصویر می‌كشد. برای ایفای نقش شهید برونسی بازیگری از منطقه نیشابور كه در زمینه تئاتر فعال بوده، انتخاب شده. فیلمبرداری «به كبودی یاس» پس از انجام لوكیشن‌های ثابت در مشهد، در شهرك دفاع مقدس و لوكیشن‌های شهری تهران ادامه دارد. اردكانی كه قرار است دو عملیات «خیبر» و «بدر» را در فیلمش به تصویر بكشد امیدوار است حمایت سپاه پاسداران را تا پایان همراه داشته باشد. تمام سعی گروه این است كه فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد.



به هدف شلیك كن


«به هدف شلیك كن» اولین ساخته محمد كتیرایی، فیلمی در ژانر نیمه پلیسی و نیمه اجتماعی است. این فیلم روایتی است از نسل امروز، جوانان سوخته‌ای كه در چمبره مشكلات كار و زندگی به تلاش افتاده‌اند تا شاید بتوانند بقا و حیات خود را دوام بخشند. در دوسوی زندگی و در آن سوی نیك و بد، قهرمانان «به هدف شلیك كن» ایستاده‌اند. نویسنده فیلمنامه اول: مجید بلون- نویسنده فیلمنامه دوم: سامان سالور- كارگردان: محمد كتیرایی - مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش- صدابردار: كریم كاشانی- طراح چهره‌پردازی: مهرداد میركیانی - طراح صحنه: سعید آهنگرانی- طراح لباس: مرجان گلزار بازیگران: پژمان بازغی، پولاد كیمیایی، روناك یونسی، اردلان شجاع‌كاوه، اشكان خطیبی، كامران تفتی، محسن احمدی ـ تهیه‌كننده: جهانگیر كوثری.


عصر روز دهم


«عصر روز دهم» پروژه ناتمام رسول ملاقلی‌پور است كه بعد از دوسال سرانجام قرار است به نتیجه برسد. فیلمنامه این فیلم توسط مجتبی راعی بازنویسی شده و به نظر می‌رسد سازندگان قصد دارند به زودی فیلمبرداری را آغاز كنند. فیلمبرداری «عصر روز دهم» در سه بخش؛تهران، جنوب كشور(یكی از دو شهر اهواز و خرمشهر) و كربلا انجام خواهد شد كه شروع كار در تهران و از اوایل زمستان خواهد بود. بازی «هانیه توسلی» در این فیلم قطعی شده و او قرار است در این سه بخش، سه نقش متفاوت را ایفا كند، فیلم دو بازیگر ایرانی و عراقی هم خواهد داشت. داستان این فیلم درباره آرمان و حكیمه زوج جوانی ا‌ست كه هر دو پزشك هستند. آنها از سوی هلال احمر ماموریت پیدا می‌كنند به جنگ‌زد‌ه‌های عراق كمك كنند، اما این سفر برای این زن و شوهر حوادثی را به همراه دارد. تاكنون عوامل فیلم به این شرح معرفی شده‌اند: كارگردان: مجتبی راعی- مدیر تصویربرداری: شاپور پورامین- طراح صحنه و لباس: مسعود روح‌پروری - تهیه‌كننده: منوچهر محمدی.


سایه وحشت


«چند جوان ناخواسته باعث مرگ دختری می‌شوند و این آغاز ماجرایی تازه است.» از خلاصه داستان فیلم مشخص است كه جلوه‌های ویژه حرف اصلی را در آن می‌زند. «سایه وحشت» برای اولین‌بار به دلیل تكنولوژی تصویری خاص جلوه‌های ویژه‌اش با دوربین اس‌آی‌توكا با فرمت دیجیتال فیلمبرداری می‌شود و برای اجرای جلوه‌های ویژه خاص این فیلم یك گروه پنج نفره كه به سرپرستی پیمان ابدی در حال فعالیت هستند.
__________________

مهرجویی هم به ایران برمی گردد



ایراسان - «داريوش مهرجويي» پس از پايان سفر يك ماهه به آمريكا ، ظرف دوهفته آينده در اوايل آذر به ايران بازمي‌گردد. مهرجويي در طول اقامت يك ماهه در آمريكا در 9 مركز فرهنگي و دانشگاهي چون دانشگاه شيكاگو ،بركلي ،انجمن آسيايي در نيويورك ،آتلانتا و كلمبوس حضور يافته و سخنراني خواهد كرد.
براساس اين گزارش ، مهرجويي در اين سفر در برنامه «شبي با داريوش مهرجويي» حضور يافت .اين برنامه به همت بخش مطالعات خاورنزديك دانشگاه لس آنجلس برپا شد.در اين برنامه فيلم «درخت گلابي» يكي از آثار وي به نمايش در آمد. در اين مراسم مهرجويي به همراه گلشيفته فراهاني بازيگر فيلم «سنتوري» به سوالات حضار پاسخ دادند.
داريوش مهرجويي در طول اقامت يك ماهه خود در آمريكا در 9 مركز فرهنگي و دانشگاه برنامه سخنراني و تحليل فيلم خواهد داشت.
بنا بر اين گزارش، اولين سخنراني مهرجويي در جشنواره شيكاگو خواهد بود كه در اين جشنواره فيلم‌هاي «هامون» و «دختردايي گمشده» به نمايش در مي‌آيد. اين مراسم يادبودي براي خسرو شكيبايي است كه در سال 2000 ميلادي براي دو فيلم «ميكس» و «دختردايي گمشده» در اين جشنواره حضور داشت و جايزه گرفت.
وي سپس با نمايش فيلم «ليلا» در دانشگاه شيكاگو سخنراني خواهد كرد و پس از آن برنامه سخنراني مهرجويي در دانشگاه استانفورد با نمايش فيلم «سنتوري» همراه خواهد بود.
«مهرجويي» در ادامه برنامه‌هايش در دانشگاه بركلي سخنراني خواهد كرد كه در آنجا دو فيلم «درخت گلابي» و «گاو» به نمايش در مي‌آيد و در ادامه براي نمايش فيلم «سنتوري» و سخنراني به دانشگاه ucla كه در آنجا فارغ‌التحصيل شده خواهد رفت.
در ادامه انجمن آسيايي در نيويورك فيلم‌هاي «پري» و «سنتوري» را نمايش مي‌دهد و پس از آن در موزه هنرهاي عالي بوستون، مهرجويي در برنامه بزرگداشت خود شركت مي‌كند.
آخرين سخنراني‌هاي مهرجويي نيز در آتلانتا و كلمبوس خواهد بود.
سفر مهرجويي كه از هفته گذشته شروع شده، تا 3 آذر ادامه خواهد داشت و مهرجويي پس از بازگشت به ايران كار ساخت اپيزود خود در فيلم سينمايي تهران را آغاز خواهد كرد.

__________________

آثار کیارستمی به حراج گذاشته می شود



ایراسان - عكس‌هاي عباس كيارستمي،محمد فرنود،جمشيد بايرامي در روزهاي پاياني نمايشگاه فروش عكس ايران‌«اكسپو» در مؤسسه فرهنگي و هنري صبا حراج مي‌شود. در نمايشگاه فروش عكس ايران كه شب گذشته در مؤسسه فرهنگي و هنري صبا گشايش يافت، در كنار عكس‌هايي كه بر روي ديوار آويخته شده است، قيمت هر اثر نوشته شده است و گرانترين آثار 5 ميليون تومان قيمت خورده‌اند، اما عكس‌هاي هنرمنداني چون عباس كيارستمي،محمد فرنود و جمشيد بايرامي قيمت‌گذاري نشده‌اند و قرار است به دليل قيمت بالايي كه از سوي هنرمندان اعلام شده است ، در دو روز پاياني نمايشگاه آثار اين سه هنرمند به حراج گذاشته شود و به اين ترتيب براي نخستين بار ايران نيز چكش خوردن آثار هنري را تجربه كند.
محسن زارع مدير مؤسسه فرهنگي و هنري صبا در اين باره به خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس گفت: در روز افتتاحيه فرم شركت در مزايده را بين هنرمندان پيشكسوت پخش خواهيم كرد و كساني كه علاقه‌مند به شركت در مزايده باشند، اين فرم را امضاء خواهند كرد. اگر اثري از يك هنرمند چندين خريدار داشته باشد وارد حراج خواهد شد.
زارع از رعايت قانون كپي رايت در اين نمايشگاه خبر داد و گفت: با وجود آن كه حوزه عكس حوزه بسيار سختي در زمينه فروش است اما تقريباً تلاش كرده‌ايم كه نمايشگاه فروش عكس را با رعايت تمام قوانين استاندارد بين‌المللي برگزار كنيم و قانون كپي رايت را براي نخستين بار در ايران رعايت كنيم.
وي درباره بين‌المللي شدن اين نمايشگاه هم توضيح داد:‌ در گام اول عليرغم تقاضاهاي بين‌المللي، نمايشگاه را به صورت ملي برگزار كرديم و چنانچه اولين گام ما موفق باشد و مؤسسات اقتصادي هم از آن حمايت كنند، دوره‌هاي بعدي را به صورت بين‌المللي برگزار خواهيم كرد.
در اين نمايشگاه 700 قطعه عكس از 296 هنرمند به روي ديوار رفته است و علاقه‌مندان تا يكم آذرماه مي‌توانند از اين آثار ديدن كنند

__________________

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 10:5 توسط نويد



انیمیشن کوبریکی

یادداشت کنت توران/لوس آنجلس تایمز بر وال - ای
ترجمه خاطره آقاییان



سینمای ما - حاصل کار تازه پیکسار، که در بخش‌هایی رمانتیک و در بخشی دیگر یک داستان علمی تلقی می‌گردد، اعجاب‌انگیز و سرشار از شگفتی‌هاست.
استودیوی انیمیشن پیکسار گزارش غبطه‌آوری از موفقیت‌های پی در پی خود ارائه داده است و این موضوع نشان می‌دهد که این استودیو با فروش گسترده در کل دنیا به خاطر 8 فیلم اخیر خود مبلغی معادل 4.3 میلیارد دلار نصیبش شده است. و البته این مسئله کاملا حقیقت دارد. علت آن هم استعداد بی حد و حصر کمپانی در پی‌گیری موضوعاتی در افق‌های دور است اگرچه پا را از حد خود فراتر نمی‌گذارد. فیلم جدید و ماجراجویانه کمپانی پیکسار، «وال-ای» نشان می‌دهد که این کمپانی تا کجا پیش‌ رفته است.
جسورانه و سنتی، جدید و آشنا، فاجعه‌آمیز و احساساتی، به هر حال «وال-ای» توانمندی خود را از تناقضات پذیرفته‌شده‌ای می‌گیرد که شاید اصول بسیاری از فیلم‌ها را به زیر سوال ببرد. «وال-ای»، آخرین فیلم کمپانی پیکسار، با کارگردانی فیلمساز توانمند پیکسار اندرو استنتون، که یکی از نویسندگان «در جستجوی نمو» بوده و جایزه اسکار را هم برای کارگردانی آن گرفته است، می‌خواهد هدایت‌کننده مسیر جدیدی باشد، مسیری که هرکس دیگر از یافتنش عاجز است و آن هم دست یافتن به حیطه گسترده‌تری از بینندگان ممکن است، بدون آن که به شعور و زکاوت هیچ یک اهانتی کرده باشد.
در بخش‌هایی از این فیلم به رابطه احساسی بین دو روبات‌ مکانیزه و ناهمسانی پرداخته می‌شود و در بخش‌های دیگر به داستانی علمی تخیلی از یک افسانه اساطیری که ادای دین هوشمندانه‌ای به «2001: اودیسه فضایی» استنلی کوبریک است. این فیلم احتمالا اولین فیلم انیمیشنی است که حول محور مهم‌ترین رمان ای.ام فورستر «تنها برخورد» بنا شده است.
اصل ماجرای «وال-ای»، همان‌طور که در اولین تیزر تبلیغاتی فیلم دیده می‌شود، به سال 1994 باز می‌گردد، زمانی که رئیس کمپانی پیکسار به مناسبت نوشته‌شدن طرح اولیه داستان، که منجر به ساخت فیلم‌هایی مثل «زندگی حشره‌ای»، «شرکت هیولاها» و «در جستجوی نمو» شده بود، ترتیب یک مهمانی ناهار داده بود. «وال-ای» آخرین فیلم از آن دست بود و علت آن نیز شاید به عناصر تشکیل‌دهنده نامتعارف فیلم باز می‌گردد.
از یک نظر، نیم ساعت استثنائی آغازین فیلم بسیار زنده و جان‌دار به نظر می‌رسد در حالی‌که خالی از هرگونه دیالوگ انسانی است. اما با وجود فرم روایی بن بورت، کسی که برای «جنگ‌های ستاره‌ای» هم کار کرده بود، به عنوان تولید‌کننده و طراح کل صداهای موجود در فیلم و البته موسیقی «توماس نیومن»، شما به عنوان بیننده حتی یک کلمه از آن را هم از دست نخواهید داد.
دنیای موجود در «وال-ای» که توسط رالف النگستن و تیم او و با پیشنهادات مشاورین بسیار توانمند فیلم راجر دیکینز و دنیس مورن، ساخته شده است، بسیار اعجاب‌انگیز از آب در آمده است. زمان فیلم مربوط به 800 سال آینده است و مکان آن نیز همین کره خاکی خودمان است اما این کره خاکی همان زمینی است که هیچ‌کس حاضر به شناختن و فهمیدن آن نیست.
فیلم بدون آن‌که بخواهد مهر تایید بر این موضوع بزند، روایت‌گر این مطلب است که سیاره ما سرشار از بلا، سردی و فساد و خرابی‌های ناامید‌کننده است تا جایی‌که هر سطح موجود بر آن با برج‌های بسیار بلندی از زباله پوشیده شده است.
اگرچه «وال-ای» ارائه‌کننده پیغام‌های محیط زیستی جدی و حتی نگران‌کننده‌ای است اما این دقیقا منظور اصلی فیلم نیست و هیچ کمکی هم در این زمینه نمی‌تواند بکند. اگرچه فیلم برای همه گروه‌های سنی است اما تصاویر موجود در آن (که توسط جرمی لانسکی و دانیل فینبرگ تصویربرداری شده است) در رابطه با خطرات ناشی از افراط مصرف‌کننده‌ها در ایجاد زباله در سطح کره زمین و به خاطر عدم توجه آن‌ها بسیار وحشتناک به نظر می‌رسد و باعث می‌شود این نکته به ذهن ببینده برسد که اکنون حقیقت‌طلبی والت دیسنی و شریک آن، پیکسار، بسیاری از مردم را از فیلم‌های آلفرد هیچکاک هم بیشتر می‌ترساند.
یکی از عللی که از «وال-ای» فیلمی محبوب در نظر بیننده‌ها می‌سازد، حضور شخصیت دوست‌داشتنی خود اوست. کسی که نامش در اصطلاح تجربی سرواژه‌ای از عبارتیست به این معنا که «وال-ای» یک روبات آشغال جمع‌کن است که به آرامی کار خود بر علیه کوه‌های ایجاد‌کننده نابودی کره زمین انجام می‌دهد. به جز این‌ شما رفیق خوش‌مشرب و بی‌نام او را نیز در کنارش می‌بینید اما به هر حال «وال-ای» تنها موجودی است که هنوز بر سطح کره خاکی در حال حرکت است.
با توجه به همه این‌ها انتظار می‌رود که «وال-ای» با آن چشمان درشت و گردن باریک، که از او موجودی خپل می‌سازد، «ای-تی» مکانیکی داستان ما، در طی گذر سالیان دچار تنهایی و غرابت فردی شود. روبات پیر و مجرد داستان که همواره راه خودش را می‌رود، بیش از پیش بر فیلم‌هایی ویدئویی متکی است، البته نه فیلم‌های واقعی، اما یک فیلم ویژه، تنها فیلم ویدئویی که او دارد. این فیلم همه چیز است، سلام دالی، با فیلمنامه‌نویسی استنتون و جیم ریردن که ایده‌ای بسیار زیرکانه برای بخش آغازین فیلم، همراه به شعر بسیار جسورانه‌ای برای آن در نظر گرفته‌اند و در حالی‌که دوربین با هوشمندی تمام دنیا و خرابی‌های زمین را به انتقاد می‌کشاند به نمایش در می‌آید.
چیزی که باعث شد سلام دالی این قدر وال-ای را مجذوب خود کند، نشان دادن صحنه‌هایی از روابط انسانی و احساسی میان آن‌هاست در حالیکه دست در دست هم دارند. حتی یک کلمه هم به زبان نمی‌آید اما ما متوجه می‌شویم که رابینسون کروزوی تنهای داستان همانند بسیاری از موجودات حاضر در فیلم‌های قبل از خود، هیچ چیز برایش مهم‌تر و بهتر از این نیست که با موجودی دیگر دست در دست شود. و این البته اتفاق می‌افتد.
از محدوده‌های فضایی در همسایگی وال-ای موجودی سفید براق، بیضی شکل و با چشمان افسونگر آبی رنگ به نام او (برای ارزیابی زندگی نباتی فرا زمینی) به منظور یافتن نشانه‌های حیات به زمین فرستاده می‌شود. او از طریق اسلحه لیزری بسیار تکنیکی که خود را به آن مسلح کرده و هر چیزی را در یک آن با آن نابود می‌کند، وال-ای را به سختی مجذوب خود می‌سازد، به گونه‌ای که او همواره با گام‌های کوتاه و عصبی به دنبالش به راه می‌افتد و اگرچه از او می‌ترسد اماحرکات او، وال-ای را مست خود ساخته است.
اگرچه این بخش بی‌کلام فیلم تنها توسط قورقور کردن‌های نامتعارف و بی‌وقفه‌ی وال-ای بر او نشانه‌گذاری شده است، اما همین بخش از جهاتی شروع منحصر به فرد نیمه دوم اتلاق می‌گردد و به راحتی می‌توان گفت به یادماندنی‌ترین و بی‌نظیرترین بخش فیلم، همین بخش است. این قسمت از فیلم در واقع نوعی ترانه بی‌کلام برای فیلم تلقی می‌شود که حاصل آن هم جهانی خلاق از رویاهایی پاک و بی‌آلایش است که سادگی و بی‌آلایشی آن تا بی‌نهایت پیش می‌رود.
نیمه دوم «وال-ای» شامل مناظر دلهره‌آوری از انسان‌های چاق است که قرن‌هاست در طول مسیر فضاپیمایی که به فضا فرستاده‌اند در حرکتند. این فضاپیما توسط شخصی به نام جف گارلین که کاپیتان ساده و کارآمدی نیز هست هدایت می‌شود. جف نیز در دام موجودی به نام اووتو اسیر است.
این بخش از فیلم به شدت آشنا به نظر می‌رسد و گاهی نیز از حد مسائل عاطفی و احساسی پا فراتر می‌نهد. اما همراه با همه این عناصر محتوم، «وال-ای» هیچ‌گاه برای بیننده خالی از حس شگفتی نمی‌گردد. شگفتی از حقیقت زندگی و البته کل جهان و حتی شگفتی از قدرت انیمیشنی کامپیوتری که دنیاهایی پدید می‌آورد که هیچ کدام از ما تاکنون ندیده‌ایم.
 

ترسناکی که ترسناک نیست
(یادداشت میک لاسل/سن‌فرانسیسکو کرانیکل بر «اتفاق» ترجمه رضا حسینی)




مارک والبرگ و شیامالان پشت صحنه فیلم



سینمای ما - ام. نايت شيامالان در سال 1999 حس ششم را ساخت و به موفقيت چشم‌گيري دست يافت ولي از آن پس تاكنون اوضاع بر وفق مرادش نبوده است. فيلم جديد او كه «اتفاق» نام دارد را مي‌توان در طول دهه جاري بهترين فيلم او تلقي كرد ولي بازهم پاسخگوي جاه‌طلبي‌هاي فيلم‌سازش نيست. «اتفاق» فيلم سرگرم‌كننده‌اي است كه ترسناك نيست ولي بايد مي‌بود. اگر ديگر فيلم‌هاي شيامالان را ديده باشيد به‌راحتي مي‌توانيد نقطه ضعف فيلم جديدش را نيز حدس بزنيد. مشكل شيامالان اين است كه نتوانسته استعدادش را مهار كند و هنوز در بيم و هراس آن است. او آزادانه عمل نمي‌كند و به دستمايه‌اش اجازه بسط نمي‌دهد بلكه مي‌خواهد آن را در قالب مشخصي جاي دهد.
هنر رقصي است متشكل از عناصر الهام و كنترل. شيامالان بعد از حس ششم فيلم‌نامه‌هاي انعطاف‌ناپذيري نوشت و همين موضوع كارش را خراب كرد. ايده فوق‌العاده‌اي به ذهن شيامالان مي‌رسد (به عنوان مثال همين فيلم «اتفاق» كه ايده اوليه‌اش خيلي خوب است) ولي به جاي اين‌كه اجازه دهد ايده‌اش نفس بكشد، بسط يابد و راهش را پيدا كند، در آن دخالت مي‌كند و نابهنگام آن را در قالب داستاني جاي مي‌دهد. او از استعدادش به موقع استفاده نمي‌كند و قوه تخيل خود را به ساختارهايي انعطاف‌ناپذير تحميل مي‌كند. او به جاي اين‌كه با اعتماد به نفس به ايده‌هايش اجازه دهد تا خود قالب مناسب را برگزينند، آن‌ها را در قالب مشخصي مي‌چپاند تا از فيلمش به عنوان يك فيلم شيامالاني ياد شود. حالا كه نگاهي به گذشته مي‌اندازيم اين موضوع حداقل در مورد نشانه‌ها، دهكده و بانوي آب صدق مي‌كند.
بازيگران فيلم شخصيت‌هاي جذاب و تماشايي خلق كرده‌اند و طرح داستان نيز وسوسه‌انگيز است ولي دست شيامالان براي ما رو شده است. “اتفاق» هم مانند بيشتر فيلم‌هاي شيامالان در حدواندازه‌هاي يك فاجعه ملي آغاز مي‌شود ولي به تدريج كوچك و كوچك‌تر مي‌شود و در نهايت به ماجراهاي چند نفر بسنده مي‌كند؛ و جايي به پايان مي‌رسد كه بيشتر فيلم‌هاي شيامالان به پايان مي‌رسند: چند نفر در فضايي محصور و كوچك به دام مي‌افتند و تلاش مي‌كنند از نفوذ و ورود نيرويي اهريمني و اسرارآميز جلوگيري كنند.
نيل لابوت نويسنده و كارگردان با استعداد ديگري است كه هم در جواني طعم موفقيت را چشيده است و هم سبك متمايز خودش را دارد. او به‌قدري عاقل و دانا بوده است كه گاهي سراغ فيلم‌نامه‌هاي ديگران برود و روي آن‌ها كار كند. شيامالان نيز به چنين تنوعي نياز دارد.

اتفاق Happening
نويسنده و كارگردان: ام. نايت شيامالان، مدير فيلم‌برداري: تك فوجيموتو، موسيقي:‌ جيمز نيوتن هاوارد، تدوين: كانرد باف، طراح لباس: بتسي هايمان، طراح صحنه: جينين كلوديا آپيوال، تهيه‌كنندگان: بري مندل، سام مِرسِر و شيامالان. بازيگران: مارك والبرگ (اليوت مور)، زويي دِشانِل (آلما مور)، جان لِگيزامو (جولين) و ام. نايت شيامالان (جوئي). محصول 2008 آمريكا و هند، 91 دقيقه، ژانر: درام/ علمي‌خيالي‌. درصد مجموع نظر منتقدان سايت متاكريتيك: 35 درصد.

پارك مركزي نيويورك، يك صبح تابستاني. ناگهان همه سرجاي‌شان خشك مي‌شوند و وقتي به خود مي‌آيند شروع به كشتن خودشان مي‌كنند. هر كسي با هر چه در دست دارد (تفنگ، ميل بافتني) خود را مي‌كشد. كارگران ساختماني هم خود را از بالاي ساختمان به پايين پرت مي‌كنند. گويا زهري، چيزي در هوا پخش شده است. شايد يك حمله تروريستي است يا شايد هم برخي از تركيبات شيميايي يكي از آزمايشگاه‌هاي سي‌آي‌اي تصادفا در هوا پخش شده است. به هر حال مردم شهرهاي بزرگ شمال‌شرقي شروع به تخليه و ترك خانه‌هاي‌شان مي‌كنند؛ از جمله اليوت كه معلم علوم دبيرستاني در فيلادلفيا است، همسر حساس او كه آلما نام دارد و دوست صميمي‌اش. آن‌ها سوار قطاري مي‌شوند كه شهر را ترك خواهد كرد.
__________________

گاو خشمگین
فيلمي درباره رنج اسطوره بودن (نقد امیرحسین جلالی بر فیلم «مارادونای ‏کاستاریکا»)‏




امیر کاستاریکا و مارادونا



سینمای ما - این روزها که تب سرخ ضد امپریالیستی آمریکای لاتین دوباره در بین جوانان عاصی و پر ‏شر و شور دنیا بالا گرفته، از مارادونا گفتن و او را تا حد خدایی بالا بردن آنقدرهمه‌گیر شده که فیلم‌ساز ‏خوش فکر سرحالی چون امیر کاستاریکا را هم به فکر ساختن مستندی درباره اولین و آخرین اسطوره ‏دنیای فوتبال انداخته است. مستندی که ساخت آن از سال 2005 آغاز شد و پس از سه سال ابتدا در ‏بخش خارج از مسابقه کن امسال و بعد هم در جشنواره سینما حقیقت خودمان به نمایش عمومی در ‏آمد، مستندی با نام «مارادونای کاستاریکا». (که ظاهرا بهترین ترجمه برای ‏Maradona By ‎Kusturica‏ است) ‏
اما همیشه و به خصوص در دوران بازیگری مارادونا در بر این پاشنه نمی‌چرخید. روزهایی بودند که یقه ‏سفیدهای طرفدار نظم و اخلاق هشت سال مداوم، بی‌وقفه و چپ و راست، اسطوره جهان فوتبال را به ‏انواع و اقسام ترفندها می‌نواختند تا فوتبال و سمبلش دیگر به جادویی که در تابستان گرم مکزیکوسیتی ‏بدل شد، تبدیل نشود. «مارادونای کاستاریکا» می‌خواهد شرح آن روزها باشد و واقعیت قضیه آنست که ‏موفق هم می‌شود. چون سازنده‌اش بیش و پیش از هرچیزی یک عشق مارادوناست. آن پاتوقی که ‏کاستاریکا و مارادونا در آن نشسته‌اند و حرف می‌زنند، آیینه تمام نمای فیلم است. فیلمساز طوری به ‏صحبت‌های سوژه‌اش گوش می‌کند و فرم نشستن و نگاهش طوری است که بیننده باورش می‌شود دارد ‏فیلمی درباره یک اسطوره زنده و ماندگار را تماشا می‌کند. پس بهترین راه نوشتن درباره چنین ‏مستندی هم بدون شک واکاوی متن آن است، چون هرچه که از آن به عنوان فرامتن یاد می‌کنیم از ‏دل همین متن صادقانه بیرون می‌آید.‏
فیلم با جمله‌ای از شارل بودلر فرانسوی آغاز می‌شود تا از همان ابتدا نشان دهد برخلاف تصورات رایج ‏اصلا یک مستند بی‌طرف نیست و موضع خود را در مورد سوژه‌اش مشخص کرده است: ‏
‏«خدا تنها موجودی است که برای حکمرانی نیازی به زنده بودن ندارد.» این کلمه «خدا» (‏God‏) ‏چیزی است که تا آخر فیلم بارها و بارها به کار برده می‌شود.‏
کاستاریکا با یک گیتار موسیقی «خوب، بد، زشت» را می‌نوازد تا فیلم شروع شود. ساختار مستند ‏عنوان‌بندی شده است و در چند فصل به بررسی دوران زندگی و بازی مارادونا می‌پردازد. در بین این ‏فصول هم صحنه‌هایی از جادوگری‌های اسطوره در چمن سبز پخش می‌شود که موتیف آن‌ها همان گل ‏دوم مارادونا به انگلستان در جام جهانی 1986 مکزیک است، گلی که در هربار نمایشش تاکید می‌شود ‏بهترین گل تاریخ فوتبال دنیاست.‏
اوایل فیلم و پس از نمایش سخنرانی ضد بوش مارادونا و اوو مورالس (رئیس‌جمهور بولیوی)، اتوموبیل ‏کاستاریکا و گروهش را می‌بینیم که جلوی در خانه مارادونا در بوینس‌آیرس جمع شده‌اند. فیلم‌ساز برای ‏این‌که در همان ابتدای اثر بیننده را کاملا در جریان موقعیت مارادونا در آرژانتین قرار دهد این تصاویر ‏را در فیلم قرار داده است. صبح کله سحر است و مارادونا و خانواده و دوستان نزدیکش می‌خواهند به ‏مرکز شهر بروند و کاستاریکا و گروهش فقط می‌توانند با فاصله این منظره را تماشا کنند. چون همانطور ‏که خود فیلمساز می‌گوید او و گروهش اینجا موقعیت پاپاراتزوهایی را دارند که در برابر یک سوپراستار ‏قرار گرفته باشند.‏

آریستوکراسی عریان:‏
فصل دوم به دوران کودکی پر از فقر و فاقه مارادونا می‌پردازد که البته با هوشیاری کاستاریکا زیاد ‏شعاری نمی‌شود. این‌که مارادونا از بین بوکاجونیورز و ریورپلاته، دو قطب فوتبال آرژانتین، اولی را ‏انتخاب می‌کند که نماد طبقات محروم در مقابل آریستوکراسی حاکم بر کشور است و این‌که همین ‏قضیه چگونه از ابتدا مسیر اسطوره را در دنیای فوتبال تعیین می‌کند. سال 2005 است و دیه‌گو بعد از ‏‏24سال دوباره به ورزشگاه بوکا و خانه پدری بازگشته است و دارد برای کاستاریکا از دوران کودکی‌اش ‏تعریف می‌کند. دورانی که شبیه فیلم «وقتی پدر دنبال کار بود» خود کاستاریکاست و فیلم‌ساز با نشان ‏دادن صحنه‌های آن فیلم سعی می‌کند موضوع بحث را کاملا برای تماشاگر ملموس کند. البته این ‏تمهید پخش تصاویر فیلم‌های خود کاستاریکا لابلای حرف‌های مارادونا زیاد درنیامده است و به نوعی ‏الصاقی به نظر می‌رسد. درست برعکس آن پرفورمانس بامزه‌ای که در بین فیلم چندبار پخش می‌شود، ‏جایی که کلیسایی به نام مارادونا ساخته شده که در آن مردم غسل تعمید داده می‌شوند و با هم پیمان ‏ازدواج می‌بندند! در این کلیسا شرط تعمید‌شدن آن است که ثابت کنی دست خدا را دیده‌ای، یعنی ‏بتوانی صحنه گل با دست مارادونا به انگلستان را بازسازی کنی. نشانه قبولی ازدواج نیز آنست که عروس ‏پاس بدهد و داماد بعد از زدن گل روبه‌روی دوربین فریاد بکشد، درست شبیه صحنه‌ای که استاد بعد از ‏آن گل بی‌نظیرش به یونان در جام جهانی 94 آمریکا روبه‌روی دوربین‌های تلویزیونی فریاد می‌کشید.‏

منجی به ناپل باز می‌گردد:‏
همواره بعضی‌ها سعی کرده‌اند مارادونا را یک بازیکن بزرگ فوتبال در عصر خودش معرفی کنند، شبیه ‏بازیکنان بزرگ دیگری که در دوره‌های مختلف در مستطیل سبز هنرنمایی می‌کرده‌اند. از بین قدیمی‌ها ‏پله و تا حدودی فرانس پوشکاش با اسطوره مقایسه شده‌اند و در بازیکنان دوران جدید هم بیش از ‏هرکس دیگری لیونل مسی، اعجوبه بارسلونا به این افتخار نائل شده است. درباره این بازیکنان و هرکس ‏دیگری که با مارادونا مقایسه می‌شود معمولا یک نکته اساسی فراموش می‌شود و آن هم قضیه رویاگونه ‏تیم ناپولی است. کسانی که اسم‌شان چپ و راست در عرض مارادونا مطرح می‌شود همگی در بزرگ‌ترین ‏باشگاه‌های دنیا بازی کرده‌اند و می‌کنند. اما اسطوره بعد از دوران پر از رنج و محنتی که در بارسلونا ‏پشت سر گذاشت به ایتالیا آمد و در میان تعجب همگان پیشنهادات میلیونی غول‌هایی مثل یوونتوس، ‏میلان و اینتر را رد کرد و به تیمی همچون ناپولی پیوست، تیمی از یک شهر فقیر و کارگری که در آن ‏زمان در دسته سوم ایتالیا حضور داشت. مارادونا یک تنه و به سبک قهرمانان اسطوره‌ای فیلم‌های دهه ‏‏60 و 70، ناپولی را به قدرت اول فوتبال اروپا تبدیل کرد. کاری که امروزه حتی تصورش هم غیرممکن ‏است. پس بی‌دلیل نیست که دیه‌گوی افسانه‌ای در شهر ناپل همچون مسیح ستایش می‌شود. تصاویری ‏که کاستاریکا از حضور دوباره مارادونا در ناپل نشان می‌دهد کاملا گویای همه چیز است. در این فصل ‏صحنه‌ای هست که کاروان مارادونا از بین مردم جمع شده در خیابان‌ها عبور می‌کند و ستاره به جای ‏این‌که از استقبال عجیب و غریب مردم ذوق زده شود سرشان فریاد می‌کشد که چرا خودشان را به ‏شیشه می‌کوبند! این صحنه‌ای است که می‌تواند در معرفی شخصیت نامتعارف و رام‌نشدنی اسطوره ‏بیشترین نقش را داشته باشد.‏

اگر کوکایین ماده مخدر است، پس من یک معتادم:‏
این یکی بی‌شک بهترین فصل فیلم کاستاریکا و یکی از تاثیرگذارترین تصاویری است که ما جماعت ‏حاضر در سالن شماره 3 سینما فلسطین در عمر فیلم دیدن‌مان روی پرده بزرگ شاهد بودیم. اصلا به ‏طرفدار مارادونا یا حتی فوتبال بودن ربطی ندارد. اینجا نقطه‌ای است که سینما قدرتش در سحر و جادو ‏را به رخ می‌کشد و هنر یک فیلمساز، درست شبیه احساسات و عشق مردمی که پشت در بیمارستان ‏جمع شده‌اند و با اشک‌ها و شمع‌ها و دست‌نوشته‌های‌شان منتظر خبری از اسطوره نشسته‌اند، به نقطه ‏اوجش می‌رسد. آن سکانس جادویی اجرای قطعه «هولا دیه‌گو» توسط مارادونا که همزمان به نمای ‏بسته صورت همسر و دخترانش در کافه و تصاویر آرشیوی مراسم ازدواج استاد و بازی او با همان ‏دخترها در زمان کودکی‌شان کات می‌شود، بیش از هر توصیه و پند و اندرزی در باب مضرات اعتیاد ‏گویاست. سال‌ها قبل اسطوره در اظهار نظری جنجالی گفته بود:‏
‏«من یک معتاد بودم و هستم و خواهم بود، کسی که معتاد می‌شود باید هر روز با آن دست و پنجه نرم ‏کند.»‏
این جمله و البته کل فصل بی‌نظیر اعتیاد فیلم کاستاریکا آدم را به یاد دو شخصیت سینمایی می‌اندازد: ‏اندرو بکت (تام هنکس) فیلم «فیلادلفیا»ی جاناتان دمی و علی فیلم «سنتوری»، شاهکار داریوش ‏مهرجویی. کاراکترهایی که به نظرم یک بار و برای همیشه توانستند درد و رنج ناشی از یک بیماری شوم ‏را به همراه پایمردی و ثبات انسان در پرداخت هزینه کاری که کرده روی پرده سینما به تصویر بکشند. ‏اعتیاد مارادونا از سال 1981 و پس از مصدومیت شدیدش در بارسلونا آغاز شد. زمانی که برای ‏فراموشی رنج دوری از میدان، شب‌ها در هتل‌های گران‌قیمت مهمانی‌های بزرگ می‌داد و آدم‌های ریز و ‏درشت دور و برش می‌پلکیدند. خود مارادونا در کتاب خاطراتش با حسرت از آن روزها یاد می‌کند و ‏آرزو می‌کند که کاش کمتر به اطرافیانش اعتماد می‌کرد.‏
اعتیاد اسطوره بهترین بهانه برای کسانی شد که همیشه زیر سایه محبوبیت مارادونا قرار داشتند و برای ‏سقوط او لحظه‌شماری می‌کردند. به بهانه همین اعتیاد بود که سران فوتبال ایتالیا پس از آن‌که مارادونا ‏و تیمش آرزوهای آتزوری در جام جهانی 90 را به باد دادند، او را از ناپل و کشور ایتالیا اخراج کردند. ‏مردم ایتالیا هرگز باور نکردند که مارادونا به جرم اعتیاد از این کشور اخراج شد و این شک آن‌ها زمانی ‏به یقین رسید که مسئولان فوتبال این کشور، آنگ جون هوان، زننده گل برتری کره جنوبی به ایتالیا در ‏جام جهانی 2002 را نیز از تیم پروجا اخراج نمودند.‏
ماجرای دوپینگ مارادونا در جام جهانی 94 نیز از آن چیزهایی است که هنوز به دیده تردید به آن نگاه ‏می‌شود. در فیلم صحنه‌ای هست که مارادونا به همراه یک پزشک زن از وسط زمین چمن بازی ‏آرژانتین-نیجریه به آزمایشگاه برده می‌شود، اتفاقی که برای اولین و آخرین بار در دنیای فوتبال رخ داد. ‏چرا که قاعده آزمایش دوپینگ آن است که چند بازیکن به صورت اتفاقی از هردو تیم انتخاب می‌شوند ‏و مورد تست قرار می‌گیرند. مارادونا چنان‌که در فیلم هم به نمایش در می‌آید به جرم استفاده از ماده ‏ممنوعه افدرین، 15 ماه محروم می‌شود و آرژانتین بدون او با دو شکست مقابل بلغارستان و رومانی از ‏دور مسابقات حذف می‌شود و این نقطه پایانی افتخارات فوتبالی دیه‌گو آرماندو مارادوناست.‏

قدرت خدا:‏
فیلم کاستاریکا به خوبی نشان می‌دهد که مارادونا تنها یک ستاره محبوب ورزشی نیست. او مرزها را ‏درنوردیده و ساحتی اسطوره‌ای یافته است. محبوبیت مارادونا در گستره‌ای از کپرهای بوینس آیرس تا ‏سواحل اندونزی و فیلیپین، گسترده شده و طبیعی است که سیاست‌مداران هم هوس استفاده از این ‏وضعیت به سرشان بزند. دوستی مارادونا با فیدل کاسترو البته قدیمی‌تر از دوره جدید چپ‌گرایی ‏آمریکای لاتین است. اما پس از ظهور دوباره روسای جمهور چپی، هوگو چاوز، اوو مورالس و دانیل ‏اورتگا، حضور مارادونا در عرصه‌های سیاسی هم رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفت.‏
تصاویری که کاستاریکا از یک تجمع ضدآمریکایی در بوینس‌آیرس نشان می‌دهد در نوع خود جالب ‏هستند. چاوز در حال سخنرانی زیر بارش باران است و از مارادونا دعوت می‌کند که به اتفاق، برای توقف ‏ریزش باران به آسمان فوت کنند! تصاویر کاستاریکا از تظاهرات جوانان آرژانتینی و پاساژهایی که ‏کارگردان خوش‌سلیقه صرب لابلای آنها پخش می‌کند، باز هم تاکیدی است بر وجه اسطوره‌گونه ‏مارادونا. وضعیتی که هرگز تا به حال برای هیچ شخصیت ورزشی اتفاق نیفتاده و بعید است که از این به ‏بعد هم بیفتد. مستند «مارادونای کاستاریکا» فیلمی است برای اثبات این گزاره.‏
می‌شود این یادداشت را حالا حالاها ادامه داد، مخصوصا که قلم به دست یکی از دوآتشه‌ترین هوادران ‏مارادونا هم افتاده است! اما بدون شک تجربه تماشای مستند کاستاریکا برای هر علاقه‌مند سینما و ‏فوتبالی می‌تواند گران‌بها و تکرارنشدنی باشد. کسی که فیلم‌های درخشانی چون «گربه سیاه، گربه ‏سفید»، «زیر زمین» و «زندگی معجزه است» را به علاقه‌مندان سینما هدیه داده، در این مستند نشان ‏می‌دهد که یک علاقه‌مند و حتی بازیکن درست و حسابی فوتبال هم هست. جایی که کاستاریکا و ‏مارادونا قدم به زمین چمن ورزشگاه خاطره‌انگیز تیم ستاره سرخ بلگراد می‌گذارند و با هم مشغول بازی ‏می‌شوند، مهارت کارگردان درفوتبال را نشان می‌دهد و تواضع و اعتقاد واقعی فیلمساز به سوژه‌اش هم ‏که از تک‌تک پلان‌های فیلم قابل لمس است. کارگردان مشهوری که دارد فیلمی مستند می‌سازد، به ‏خانه‌اش زنگ می‌زند و از مارادونا می‌خواهد که با مادرش حرف بزند!‏
اوایل فیلم کاستاریکا مارادونا را همچون قهرمانان تنها و در تنگنای فیلم‌های سرجیو لئونه و سام پکین ‏پا توصیف می‌کند. اواخر فیلم هم صحنه‌ای هست که فیلمساز از مارادونا می‌پرسد که کدام شخصیت ‏سینمایی را بیشتر دوست دارد و اسطوره می‌گوید: جیک لاموتای گاو خشمگین. لازم نیست وجوه ‏شخصیتی لاموتا و مارادونا را با هم قیاس کنیم و در موردش حرف بزنیم. کافی است به یاد بیاوریم ‏لاموتا پس از این‌که از همه جا رانده شد و همه، حتی عشق و برادرش هم ترکش کردند دوباره در یک ‏کافه دیده می‌شود، در حالی که از زور چاقی حتی قابل شناسایی هم نیست. درست شبیه دیه‌گو مارادونا ‏که پس از مدت‌ها دست و پنجه نرم کردن با اعتیاد و نیش و کنایه‌های این و آن، با سی چهل کیلو ‏اضافه وزن به ورزشگاه بوکا برگشته. آن نمای بسته صورت تپل ولی خیس از اشک مارادونا خیلی شبیه ‏نماهای پایانی رابرت دونیرو در «گاو خشمگین» است. این دو نفر خواستند آن طور که دل‌شان ‏می‌خواهد زندگی کنند و سرنوشت مشابه‌شان بهترین دلیل غیرممکن بودن این کار در دوره و زمانه ‏ماست.‏
__________________

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 16:35 توسط نويد



خردمند به دليل نوع بيماري بايد تحت نظر پزشكان باشد
نيكو خردمند در بخش سي‌سي‌يو بستري شد


سينماي ما- سرپرستار بخش پست سي‌سي‌يو بيمارستان قائم كرج از بهبود وضعيت جسماني نيكو خردمند خبر داد. محبان در كرج افزود: اين بازيگر عرصه سينما و تئاتر از 29 مهر ماه دچار عارضه قلبي شد و به بيمارستان قائم انتقال يافت و در بخش سي‌سي‌يو از وي مراقبت ويژه شد.
وي ادامه داد: اين هنرپيشه فعال در عرصه سينما از اين پس بايد فعاليت هنري خود را كم كرده و به دور از استرس و هيجانات به فعاليت بپردازد. به گفته محبان، نيكو خردمند در حال حاضر به دليل نوع بيماري بايد تحت نظر پزشكان باشد. خردمند در ملاقات خبرنگار فارس گفت: با توجه به بيماري تمامي كارهاي پيشنهادي از سوي كارگردانان را لغو كردم.
وي اظهار داشت: متاسفانه از چند‌ ماه گذشته بر اثر ناراحتي قلبي و فشار خون دچار بيماري شدم و پس از مراجعه به بيمارستان‌هاي مختلف براي درمان به بيمارستان قائم كرج انتقال پيدا كردم.
وي كه از 29 مهر ماه بر اثر عارضه قلبي در بخش سي‌سي يو بيمارستان قائم بستري شده است، پس از يك هفته به بخش پست سي‌سي يو انتقال يافت و هم‌اكنون نيز تحت نظر پزشكان قرار دارد.
__________________

حضور جنجال برانگیز محمد حسینی(مجری سیما) در تلویزیونهای ماهواره ای



ایراسان- اینروزها حضور محمد حسینی شومن کمدی و محبوب ایرانی در برنامه ای با عنوان "شیطان" در تلویزیون MITV موجب بحث در میان مردم و برخی رسانه ها شده است. موضوع این نیست که حسینی بعد از چند سال و بدنبال خروجش از ایران در مقابل دوربین تلویزیون قرار می گیرد بلکه بحث بر سر این است که وی به همراه خانم های بی حجاب می رقصد. محمد حسینی که نخستین بار در تلویزیون داخلی جمهوری اسلامی و در مسابقه ای تحت عنوان "مسابقه بزرگ" به همراه کاظم احمدزاده به شهرت رسید پس از چند سال اجرای برنامه های تلویزیونی و شوهای پرطرفدار از ایران خارج شد. پس از این خروج جنجالی که شایعات بسیاری را به دنبال داشت تبلیغات مربوط به بنگاه معاملات ملکی محمد حسینی از برخی تلویزیون های ماهواره ای پخش شد.



اما چندی پیش تبلیغات مربوط به مسابقه ای بنام "شیطان" در تلویزیون های MITV،IRANBEAUTY و IRANMUSIC همه را غافلگیر کرد چرا که برای نخستین بار محمد حسینی در برنامه ای فارغ از محدودیت های مذهبی و خشک حضور می یافت.
از طرف دیگر پخش تصاویر رقص خانم های بی حجاب در برنامه و لوگوی مسابقه شیطان در این شبکه ها نیز موجب حیرت بینندگان را فراهم کرد. به نظر می رسد مرتضی عزیززاده مدیر شبکه های MITV،IranBeauty و Iranmusic طی توافق های بعمل آمده با حسینی ناگزیر به پخش بدون سانسور این برنامه شده باشد. توجیه های اخیر عزیززاده پیرامون رقص بانوان در این شبکه ها از ناگزیر شدن وی به پخش چنین تصاویری حکایت دارد.
در همین حال حضور محمد حسینی در مسابقه شیطان موجب گوشه و کنایه های برخی رسانه های داخلی شده است. اغلب این رسانه ها عنوان "شیطان" را به حسینی در کنار زنان بی حجاب نسبت می دهند.
برخی بر این باورند چنین اتفاقاتی زمینه را برای خروج سایر هنرمندان داخل فراهم کرده و آنها را به فکر مهاجرت از ایران خواهد انداخت.

مسابقه شیطان هر پنجشنبه ساعت 9:30 شب به وقت ایران از تلویزیون MITV پخش می شود.

__________________

نقدی دیگر بر «کنعان»؛
این دومینو خراب می‌شود


سینمای ما - علی نعیمی: اول: هنگام تماشای سومین فیلم بلند مانی حقیقی که بعد از دو اثر تجربی آبادان و کارگران مشغول کارند و با کمی حرفه ای گری ساخته شده است؛ این واژه ها هستند که در لحظه شما را با کلیت فیلم درگیر می کند. وقار . اجبار و انکار. شاید کلیت تولید جدید هدایت فیلم به علت همین تجربه گرا بودن اش است که بیشتر شبیه به تست مفاهیم و واژه ها است و تک کلمه ها هستند که نقش موثری دارند. تماشاگر کنعان در تمام نقاط فیلم هر آنچه را که فیلمساز به تصویر کشیده است و هر هدفی که از خلق یک نما داشته درست نظر و واکنش مخالف از مخاطب دریافت می کند. آن جا که حق را به مینا می دهد؛ تماشاگر او را لجباز می داند و آن جا که مرتضی را عاجز می داند تماشاگر او را احمق فرض می کند. آن جا که علی را در قامت یک ناجی برای زندگی آذر متصور می شود ، مخاطب او را جوانی شکست خورده که تنها پلکیدن اطراف زندگی مینا را مرهم زخم کهنه اش می داند؛ احساس می کند. همین تضاد ها در کاراکترها است که فیلم حقیقی را حتی در اجرا هم بی بنیه می کند و درست سر یک سوم پایانی کم می آورد و به هجو گویی و بهانه تراشی های بی اساس متوسل می شود. دقیقا از سر همان صحنه ناراحتی و ترک آذر بر اثر دیدن خانه علی است که گنگی و بی تصمیمی در سراسر قصه موج می زند. میزانسن غلط حقیقی در دو نمای ورود مینا به خانه علی و دیدن خانه علی توسط آذر نه تنها به این لاجون بودن قصه دامن می زند بلکه انگار از همین جای نخ تسبیح است که نخ پاره می شود و مهره ها دیگر جایگاهی برا اتصال پیدا نمی کند. تماشای کنعان شبیه به یک میهمانی آبرومندی است که هر چقدر میهمان می کوشد خود را در این محفل کاملا شخصی پیدا کند و در بحث افراد حاضر شرکت کند، نه تنها نمی تواند بلکه اواخر میهمانی به کسلی و خستگی عجیبی هم دچار می شود. چون نه معنی بحث های حاضران را درک می کند و نه سعی و تلاش اش برای برقراری ارتباط نتیجه ای دارد. گو اینکه حضور در این مهمانی را به خاطر افراد داخل آن پذیرفته باشد. مانی حقیقی و اصغر فرهادی تلاش بسیاری کرده اند تا در یک سوم آغازین فیلم تکه های دومینو را با نظم و دقت عجیبی پیاده کنند و اگر کندی و عدم ریتم مناسب، تماشاگر را خسته کرد طبیعی جلوه کند. او تکه هایش را خوب چیده تا بتواند از اجرای بازی در دو سوم باقی مانده لذت ببرد. لجن و کثافتی که از چاه خانه در همان سکانس اول با کلوزآپ چهره درهم و خسته مینا در هم آمیخته و بعد از آن اضطراب و تشنجی که از ایستادن آسانسور در یک طبقه نیمه کاره برداشت می شود تا ورود آذر به زندگی آنها و تعریف های گنگی از وضعیت زندگی مرتضی برای علی. این یک سوم فیلم درست در سکانس دعوای آذر و مینا پایان می یابد تا ....



دوم: سفر مینا و مرتضی به شمال کشور چه بار دراماتیک در روند تعریف قصه دارد که اگر حذفش کنیم به فیلم لطمه بخورد؟ چه طور می شود که فضای کوهستانی جاده منتهی به شمال کشور را ببینیم و به تقلید فیلمساز به سبک و سیاق ساخت جریان فیلمهای معناگرا در این دچند ساله پی نبریم؟ درست است که کوهستان و عظمت صخره های آن و همچنین فضای شبیه بهشت اش هر انسان خوش ذوق و هنرمندی را برای خلق چنین تصویری ترغیب کند اما فرض بر آن بگیریم که مینا و مرتضی به شمال نمی رفتند و مراسم تدفین مادر مرتضی هم وجود نداشت. و همین تغییر و تحولات در کلان شهری مثل تهران اتفاق می افتاد که تاثیرش در جای جای فیلم می توانست خیلی بیش از چند نمای بالای شهر و پایین شهر باشد و یا ختم شود به بازی گل کوچک علی در جنوب شهر؛ آنوقت فیلمساز راحت تر می توانست از چیدمان ناقص قصه اش استفاده های بهتری ببرد و مثلا منزل علی برای رسیدن به یک میعادگاه و یا گلخانه دوست علی به مراتب تاثیر دراماتیک در روند تعریف قصه می داشت تا فیلم ساز دیگر به سراغ مولفه های دستمالی شده و بی کیفیت مثل شناخت درونیات انسان در سفری به مثابه سفر به اعماق درک عظمت انسان متوسل نشود. هر چند آنقدر منطق مینا در مقابل آن چیدمان پر از استرس اولیه ی قصه عقیم و بیمار است که نشود آن را به درک درونیات نسبت بدهیم اما به گمانم مقصود فیلمساز تنها همین مسئله است ....


سوم: حتی اگر با منطق دیدن فیلم کنعان به مثابه خواندن یک رمان، به واکاوی جریانات بین شخصیت ها ترغیب شویم ، باز هم منطق تصویری حکم می کند آنچه را که از دید مخاطب پنهان است به گونه ای و با اشاره ای بیان کند. از این رو است که در بسیاری از صحنه های فیلم این «جای خالی» پر نشده است و به شدت خلاء احساس می شود. یاد آوری می کنم که بر فرض مثال فیلمساز توقف آسانسور را در طبقه نیمه کاره ساختمان در قبال پیش فرض اینکه اول شخص یک رمان می تواند آن آشفتگی زندگی درونی را در لحظاتی بیان کند اما چون به دلیل تن ندادن فیلمساز به ورود این مولفه و فرار از یک روایت خطی و ساده ، بیشتر به بی راهه زده. و دقیقا بزرگترین ضربه ی فیلم از همین سوم شخص بودن روایت است که می خورد. تمام شلختگی در روایت و سردرگمی در اجرا همگی از همین معلول سرازیر می شود و دلیل نداشتن یک هارون درون قصه است که موسی اش را بی زبان تر می کند. فیلم می تواند اول شخصی برای تعریف قصه داشته باشد تا از این اتهامات رهایی پیدا کند. برای درک این منظور به استثنای شخصیت آذر که به دلیل ورود اش از خارج از فضای قصه ؛ فاکتور گرفته می شود سه شخصیت اصلی قصه هر یک می توانستند به راحتی راوی قصه شوند تا ابهامات را در آن فضای شیک و کادرهای تمیز کارگردان بیان کنند. فیلمنامه نویسان با ورود علی در کلیت زندگی مرتضی و مینا نا خواسته این پتانسیل یک چشم بیرونی را در فیلمنامه لحاظ کرده اند و گریز نزدن به آن و فرار از داستان یک خطی؛ آنها را مجبور به روایت درهم و مغشوش کرده است. برای همین است که شخصیت علی به شدت یتیم و پا در هوا مانده چون مسئولیتی را که بایستی به آن سپرده شود و در کنار منجی گری اش نیروی بالقوه قصه گویی اش هم فعال شود تا تمام آن علامت سئوال ها که مخاطب را به خیال پردازی وادار می کند برداشته شود. شما را به خدا نگویید که درک نگارنده نسبت به دریافت مفهوم قصه در قالب مجیز گویی پایین است و میانه ای با سینمای روشنفکری ندارد و تمامی سینما را با مثال های فیلم فارسی ها پر می کند اما اینکه بعضی دوستان منتقد، مخاطبین را به چند بار دیدن فیلم دعوت می کنند تا به لایه های عمیق فلسفی اش ! دست پیدا کنند و یا اینکه مخاطب باید زور بزند تا بفهمد در فلان صحنه شاید منظور قصه این بوده یا آن ؛ بیشتر شبیه فرار کردن فیلمساز از فلسفه ی ساخت «فیلم» است. فیلمی که قرار باشد با ساخته شدنش هیچ چیزی را نگوید و همه چیز را حتی در اتفاقات کوچک در هاله ای از ابهام قرار دهد، بیشتر شبیه به یک رفع مسئولیت است برای فیلمساز از آن چیزی که در تعریف اش می شود « سینما ».
فیلم مانی حقیقی برای همین است که با وجود داشتن همه چیز حتی در حد پتانسیل های فیلم اش مخاطب اش را ارضا نمی کند. می خواهد یک عشق کهنه و پنهان را روایت کند اما انگار حیا و شرم باعث اش می شود. شرمی که بیشتر شبیه به یک اتهام در ذهن متبادر می شود. می خواهد به جاه طلبی مینا طعنه بزند اما در جای جای قصه حق را به او می دهد که بخواهد از مرتضی جدا شود. کنعان درست در همین موقعیت هایش است که در لحظه برای هجوم تند و تیز تفکراتش یک سرکوب جدی را بنا می کند و اجازه پوست انداختن به شخصیت ها را نمی دهد. و به همین دلیل است که مینا و مرتضی به شدت رفتارهای دو گانه ای دارند. یاد آوری می کنم حضور مرتضی در صحنه هایی از فیلم که به این سیر دوگانگی دامن می زند. اول با شریک اش در تراس برج ایستاده و از استیصال اش می گوید. بعد در جاده مینا را از فکر طلاق با تحکم منع می کند و در آخر مینا را نمی خواهد و برای جواب مثبت اش به درخواست مینا در شک قرار می گیرد. و مینا در نقطه مقابل اش اول با تنفر با مرتضی برخورد می کند. و بعد هنگامی که با صدای مرتضی از خواب بیدار می شود انرژی مثبت در چهره اش موج می زند و باز در اوج استیصال و درماندگی در تاریکی اتاق و پس از درگیری با آذر به آغوش مرتضی پناه می برد تا آرام بگیرد و در آخر مینا است که می خواهد بماند. و دقیقا همین حس دو گانگی و تشویش را می شود به تمام شخصیت های فیلم تعمیم داد. فیلمساز در یک سوم ابتدایی بسیار خوب شخصیت ها را تعریف می کند و بعضا حتی برای معرفی بیشتر مجبور می شود کلیشه ای رفتار کند. چه نیازی است که اضطراب زندگی شخصی مرتضی حتما در کار اش هم دخول پیدا کند تا مثل اکثر سریال های گروه خانواده این لجام گسیختگی خانوادگی را کم اهمیت بودن زندگی در قبال کار و یا گرفتاری های جنس مذکور در بیرون از خانه بدانیم؟! از این رو مخاطب بیشتر از این دوگانگی فکری در فیلم رنج می برد که با یک فیلم روشنفکرانه با مایه های فلسفی روبرو است و یا با یک فیلم آموزشی برای تحکم خانواده؟ بی دلیل نیست که تنها نقطه اتکای فیلم می شود بازی خوب بازیگران اش تا در لحظه های سقوط، دست کارگردان را بگیرند. در مدح و ستایش ترانه علیدوستی و محمدرضا فروتن بسیار گفته شده و شاید در این مقال نگنجد.


چهارم: کنعان فیلم موقری است. چون خود خواسته به کج گویی نمی رود. این راستگو بودن هم تنها در تعریف روابط معنا پیدا می کند و برای همین است که به زعم نگارنده تنها یک سوم آغازین فیلم این صفت را از آن خودش می کند. بی پروا وارد زندگی شخصی کاراکتر نمی شود و از اینکه وارد این حریم شود در یک حس دوگانه شرم و هراس دست و پا می زند. درست شبیه آن ضرب المثلی است که باید مراقب جیب خودت باشی تا به بغل دستی ات تهمت نزنی ... کنعان خود را از تمامی اتهامات در جای جای فیلم بر حذر می دارد تا این وقار اش حفظ شود. و به دلیل همین فرار کردن از فکرهای غلط تماشاگر است که در یک سوم میانی فیلم واژه اجبار را درک می کنیم. فیلمساز به مخاطب اش سعی دارد به زور بفهماند که هیچ ارتباطی بین مینا و علی وجود ندارد. او به مخاطب جبر می کند که تنها دلیل خستگی مینا از زندگی اش جاه طلبی اش است و الا حضور علی بعد از ده سال در زندگی مینا تنها به همان دیالوگ « تو کی رو می شناسی که عوض نشده » ختم می شود. و درست با این دو حس «وقار» و «اجبار» است که فیلمساز مجبور می شود در یک سوم پایانی با « اسرار » عجیب اش بفهماند مینا هم حق دارد که گاهی دل اش بگیرد و الا او هم به فکر خانواده اش و خواهرش است. آن تکه های دومینو که اول قصه فیلمساز چیده بود را یادتان است ... به نظرم همین چند واژگی اش است که دومینو به مقصد نمی رسد و اواسط خراب می شود ...
__________________

ادامه مناظره مديرعامل خانه سينما با مشاور هنري رييس‌جمهوری
سینمای ایران با یک گروه خبره آسیب شناسی خواهد شد؟


سینمای ما- سومين جلسه‌ي مناظره مديرعامل خانه سينما با مشاور هنري رييس‌جمهور با پيشنهاد تشكيل گروهي براي آسيب‌شناسي سينماي ايران تمام شد. اين مناظره در برنامه‌ي سوم با سوال جواد شمقدري از مديرعامل خانه سينما آغاز شد. مشاور هنري رييس‌جمهور پرسيد: خانه سينما در رابطه با وضعيتي كه سينما دارد چه نقشي داشته و الآن چه برنامه‌اي دارد؟ در اوايل دهه 60 سياست‌گذاري با اهدافي صورت گرفت و تا به امروز سياست‌گذاري جديدي سراغ ندارم. قرار بود قطار سينماي ايران به چهارراه تمدن‌ها برسد و حرفي در عرصه بين‌المللي و منطقه‌اي و داخلي براي گرفتن داشته باشد، اما امروز قطار سينماي ايران نمي‌گويم به ايستگاه متروك رسيده اما به انتظاراتي كه ما از آن داريم نرسيده است و بايد پرسيد در اين وضعيت افراد چه نقشي داشته‌اند؟

شمقدري مطرح كرد: حداقل اين دولت و كساني كه منتقد جريان قبل بودند در اين روند نقشي نداشتند و يك حلقه مديريتي در اين سرنوشت سينما نقش مهمي داشته‌اند، كساني كه هم فيلم ساختند و هم در فارابي مديريت داشته‌اند و هم در خانه سينما حضور فعالي داشته‌اند، بايد ديد براساس چه استراتژي‌هايي به اينجا رسيده‌ايم.

مشاور هنري رييس‌جمهور با بيان اين‌كه حلقه مركزي كه سينماي ايران را مديريت كرده، خاستگاه حزبي سياسي پيدا كرده است تصريح كرد: اوج اين روند در دوران اصلاحات است. تا وقتي كه اين حلقه مديريتي هم در سياست‌گذاري و هم استفاده از تمام فرصت‌ها درحال عمل‌كردن باشد، مشاركتي شكل نمي‌گيرد و جلوي هر حركت جديدي گرفته مي‌شود، بنابراين اين فرآيندها باعث مي‌شود نتايجي كه مي‌خواهيم محقق شود به نتيجه نرسد.

و عسگرپور در ادامه اين سخنان گفت: الآن متوجه شدم بخش عمده‌اي از همكاران ما سياست‌مداران خيلي پيچيده‌اي هستند كه به دنبال رشد سينما نيستند و هر موقع قطار سينما حركت مي‌كند آن را به طرف ديگري مي‌برند و به نوعي ضدحكومت و ضدمردم عمل مي‌كنند. از نظر من تمام مديران سينمايي بعد از انقلاب درپي جريان دادن ارزش‌ها در سينماي كشور بودند، ولي با توجه به ابزار و امكانات‌شان ممكن است اشتباه مديريتي داشته باشند. بنابراين اين نگاه استراتژيك نيست و دلسوزي گروهي براي سينما است.

او مطرح كرد: در تمام دنيا وقتي مي‌خواهند ريل‌گذاري جديدي انجام دهند از نخبگان استفاده مي‌كنند. متأسفانه در كشور ما بعد از تأكيد مقام معظم رهبري بر استفاده از نخبگان، ديگران آن را مترادف با كساني گرفتند كه در كارهاي علمي هستند و توجه نكردند اين نخبگان در حوزه هنر هم مي‌توانند باشند. از اين گروه طي چندسال گذشته در مباحث استفاده نشد. بعد ممكن است مدير امروز از اظهارنظراتي كه مي‌شود ناراحت شود.

بايد پرسيد مگر نشست و برخاستي با اين‌ها داشته‌ايد و شنيديد كه در دوره جديد بايد چه كار كرد؟! نبايد ميزان تقسيم‌بندي امروز ما ساخت فيلم تبليغاتي بشود. به هر حال عده‌اي در سينما، جزو افتخارات ملي كشور هستند و نمي‌توان در سينما از اين افراد كارشناس‌تر پيدا كرد. شكل ديگر آن است كه اين‌ها را كنار گذاشت و خودتان جلساتي را برگزار كنيد و تصميم بگيريد.

شمقدري هم مطرح كرد: يك حلقه مركزي در سينما وجود دارد كه من آن‌ها را شاه‌نشين مي‌دانم. مجموعه ديگري هستند كه اگر بودجه و اعتباري بود بعد از حلقه مركزي نگاهي هم به آن‌ها مي‌شود. اين فضا اولين مانع براي هرگونه اتفاق مثبت است. آقاي احمدي‌نژاد 4 محور كاري براي خودشان تعريف كردند كه براساس آن مردم به ايشان اقبال نشان دادند. اولين آن‌ عدالت‌خواهي بود و معتقديم عنصري است كه در همه بخش‌ها مي‌تواند بسياري از مشكلات ما را حل كند كه يكي از آن‌ها حوزه سينما است. بايد ببينيم اجراي عدالت در حوزه سينما به چه معنا است.

وي ادامه داد: آقاي عسگرپور معتقدند از آن جمعي كه در ديدار با كارگردانان بودند چيزي در نمي‌آيد، بايد پرسيد از چه جمعي چيزي در مي‌آيد تا تكليف‌مان را روشن كنيم. در اين چند روز بخشي از فيلم‌سازان با من تماس گرفتند و از بخشي از صحبت‌هاي كه اينجا شد اظهار تأسف كردند. اگر اين روند ادامه پيدا كند آرا متضاد بيرون مي‌آيد. وقتي مي‌خواهيم حركتي را شروع كنيم بايد بدانيم با چه شاخصه‌هايي و به تعاريف مشخصي برسيم، ايشان براي جلسه رياست جمهوري 40 نفر را معرفي كردند، اما ديديم كافي و جامع نيست و 40 نفر ديگر اضافه كرديم و از كساني كه ايشان معرفي كردند به جز 2 نفر بقيه نيامدند.

شمقدري اظهار داشت: وقتي با يك نگاه سياسي وارد اين عرصه مي‌شويم، هرچه كار مطالعاتي هم انجام بدهيم، نتايج خوبي در نمي‌آيد. لازم است ابتدا تكليف خودمان را روشن كنيم و اشتباهاتمان را قبول كنيم. چرا در دولت اصلاحات استراتژي تعريف نشد؟ چون برنامه جور ديگري بود و قرار بود به منافع خودمان برسيم و چون منافع گروهي من نوعي تأمين بود، ديگر نگراني براي بقيه نداشتم.

به گزارش ايسنا، عسگرپور با اشاره به جلسه‌ي ديدار كارگردانان با رييس‌جمهور هم ادامه داد: در ارتباط با آن جلسه معتقدم با جلسه‌اي ديرهنگام مواجه بوديم و درباره تركيبش هم نكاتي وجود دارد. ظاهرا بحث تخصصي مي‌كنيم كه بخش عمده‌اي از مخاطبين ما مي‌دانند درباره‌ي چه صحبت مي‌كنيم و ارجاع‌دادن اين موضوعات به احساسات عمومي مردم درباره عدالت به گونه‌اي نيست كه بتوان مديريت كرد. وقتي محدوديت منابع داشته باشيم بصورت طبيعي سراغ كساني مي‌روي كه كار كردن بلد هستند. بسياري از كساني كه در آن جلسه حضور داشتند هم بسياري از پول‌هاي بيت‌المال را هدر دادند و شاه‌نشين هم لقب ندارند چون كناري ايستاده‌اند و تنها به سينما فحش مي‌دهند. اما كساني ايستادند و زحمت كشيدند اما لقب شاه‌نشين به آن‌ها داده شد كه اين‌ها افتخارات بزرگي هم در حوزه داخلي و خارجي كسب كرده‌اند.

عسگرپور گفت: از روز اولي كه براي جلسه دعوت كردند به آقاي شمقدري گفتم، اين دوستان به احتمال قوي نمي‌آيند و با اين حال با تك‌تك‌شان تماس گرفتيم و درخواست كرديم كه عده‌اي هم نبودند. به طور طبيعي وقتي هركسي مدير بخشي از فرهنگ را برعهده بگيرد، اگر از جاي ديگري آمده باشد، تفاوت زيادي مي‌كند و كارهاي زيادي براي آشناشدن بايد انجام شود يا بايد به فردي اعتماد كنم و به عنوان مشاور هنري در كنارم قرار دهم و بگوييم هركسي كه مي‌خواهي بياور. اما اگر از اين حوزه باشم مي‌دانم همكارانم وسعشان چه‌قدر است. عدالت وقتي مطرح مي‌شود يعني اين‌كه بگوييم آقايان فيلم‌ساز همه بيايد بودجه‌هاي ميليادي مي‌دهم و فيلم بسازيد. ما امكانات مساوي داشتيم كه بنده «قدمگاه» را ساختم و ايشان با همان امكانات «طوفان شن» را ساختند كه فيلم من خوب نشده و فيلم ايشان بسيارخوب شده است!

عسگرپور تاكيد كرد: ما امتحاناتمان را در ساخت فيلم پس داده‌ايم و درك عمومي از من به عنوان فيلم‌ساز وجود دارد.

شمقدري خاطرنشان كرد: روالي پيش مي‌رفت و در اين روال آن‌هايي كه مي‌توانستند تأثيرگذار باشند اعم از كساني كه از بودجه‌هاي ميلياردي استفاده مي‌كردند و هم كساني كه بعضي وقت‌ها پست‌هاي مديريتي هم مي‌گرفتند كه تنها در حوزه سينما هم نبود طبيعي بود من به عنوان كسي كه واسطه مي‌شوم تا اتفاقي رخ دهد ابتدا بايد صحنه را رصد كنم، ببينم اين آمادگي براي يك تحول چه‌قدر وجود دارد.

وي افزود: سال 85 اولين پيشنهادي كه دادم اين بود كه با حضور رييس‌جمهور چنين جلسه‌اي گذاشته شود اما متوجه شديم، چنين ديداري در حضور رهبري انجام مي‌شود و طبيعي بود كه ما متوقف كنيم كه در آن جلسه هم برنامه ارايه كردم. فكر كردم اين جلسه مي‌تواند نقطه آغاز بسيارخوبي شود تا فيلم‌سازاني بيايند و خودشان مبتكر شوند. خانه سينما جايي است كه چنين ظرفيت و پتانسيلي را دارد و بنده به عنوان مشاور هنري چيزي را در اختيار ندارم و حسابي براي گروه‌هاي مشورتي نشده است. انتظار داشتيم جاهاي ديگري كه چنين ظرفيت‌هايي دارند اين‌كار را شروع كنند اما اين حركت شروع نشد.

شمقدري تصريح كرد: همان فيلم‌سازان مطرح بيش از بقيه مسووليت دارند و بايد وسط بيايند و مقادير را ارايه دهد. از ناحيه اين دوستان يك برگ كاغذ نيامده و حتا تلفن من را پاسخ نمي‌دهند. جلسات مختلفي با فيلم‌سازان داشتم واحساس كردم زمينه شروع يك تحول در ذهن اين مجموعه‌ها وجود ندارد. وقتي با ميركريمي هم صحبت مي‌كردم ديدم چنين رويكردي وجود ندارد. جشن خانه سينما را هم پيگيري مي‌كردم ديدم قرار است همان روال پيش‌برود، از يك سال گذشته هم اظهاراتي مبني بر عدم رضايت مطرح مي‌شود و اين‌كه سينما دارد به بن‌بست مي‌رود و حرف دوسال گذشته من الآن زده مي‌شود.

مشاورهنري رييس‌جمهور گفت: وقتي ديدم زمينه مناسب نيست، طبيعي بود كه اين كار را نكنم. در يك سال اخير احساس كردم اين زمينه ايجاد شده و زمزمه‌ها مي‌شود. من گفته بودم سينما به جايي رسيده كه بود و نبودش يكي شده و الآن فيلم‌ساز معروفي مي‌گويد سينما مرده است. چيزي كه يك سال‌ونيم پيش پيش‌بيني كرده بودم. الآن هم معتقدم اگر تكاني نخوريم اين سينما كارايي نخواهم داشت. احساس كردم اين زمينه وجود دارد و بايد جلسه گذاشت.

وي افزود: آقاي رييس‌جمهو هم مدام پيگير بودند اما نمي‌خواستم مانند جلسه سال گذشته شود كه تعداد بسيار اندكي آمدند و اين دليل عقب‌افتادني اين جلسه بود و چون احساس نياز نمي‌شد عقب افتاد.

عسگرپور ادامه داد: ايشان مي‌گويند مشاورين چنين شأني را براي اصلاح وضعيت موجود ندارند، در صورتي‌كه نوع حضور و صحبت‌هاي آقاي شمقدري بيش از حد خود وزارت ارشاد بوده است. اگر اقدام مشابه همين اتفاقي كه افتاده اگر در دولت ديگري بود با توجه به نزديك‌بودن انتخابات حتما بعضي دوستان اشاره مي‌كردند يك حركت تبليغاتي صورت مي‌گيرد، ولي من مي‌گويم اين جنبه ژورناليستي قضيه است.

آقاي رييس‌جمهور در جلسه با كارگردانان، گفتند كدام كار است كه بايد زودتر براي بهبود سينما صورت بگيرد كه اين نشان از نگاه خير ايشان به مجموعه سينما دارد. رياست جمهوري‌ شأني دارند كه بايد همه از آن‌ مراقبت كنند اگر احساس مي‌كنيم بخش قابل‌توجهي از مخاطبين ايشان ممكن است در آن جلسه حضور نداشته باشند، بهتر است به ميزانسن ديگري فكر كنيم.

شمقدري گفت: من تلاش كردم همه دوستان بيايند و حتا خيلي‌ها گفتند مي‌آييم اما نيامدند.

عسگرپور با بيان اينكه دولت بايد شان نظارتي خودش را تعريف كند تصريح كرد: اين‌كه ايشان مي‌گويند سال گذشته نگراني‌شان را ابراز كردند نگراني‌ها خيلي زودتر اعلام شده بود و مجيدي هم يك روز گفت؛ صداي پاي ابتذال مي‌آيد بنابراين اين پالس‌ها داده شده و كشف ايشان نبوده است. اين‌ها را مي‌توانيم نگاه داريم و در مواقع لزوم از آن‌ها استفاده كنيم نه اين‌كه جماعتي را بخواهيم اداره كنيم يا جماعتي را بخواهيم از هم بپاشانيم.

وي افزود: اي كاش تعاملي كه مدنظر ايشان است، جور ديگري اتفاق مي‌افتاد و سر يك ميز با مسوولين سينما مشكلات را حل مي‌كردند و آن موقع مي‌توانستيم اميدوار باشيم اتفاق مثبت مي‌افتد و تعامل شكل مي‌گيرد. اما با تشكيل گروه و نوشتن نامه سرگشاده وضعيت درست نمي‌شود.

شمقدري در ادامه گفت: اتفاقاتي افتاده كه ريشه در گذشته دارد و باعث عدم اعتماد شده است. فيلم‌سازان بايد مشاركت بيشتري داشته باشند. من هم 10 سال است كه فيلم نساخته‌ام و مي‌توانستم در اين مدت 5 فيلم بسازم و شرايط مساعدي هم داشته‌ام، اما اين شيوه‌ها را نمي‌پسندم كه بخواهم فيلم بسازم.

وي افزود: من معتقدم هيچ تحول بدون مشاركت همه اهالي سينما رخ نمي‌دهد. اميدوارم اين بحث‌ها باعث شوند دوستان همه وارد ميدان شوند.

عسگرپور پاسخ داد: ما يك جلسه را نمي‌توانيم معيار قرار دهيم. فكر مي‌كنم دوستان سينما در هر جايي كه احساس كنند مي‌توانند مفيد باشند، حضور پيدا مي‌كنند. اما جايي كه فكر مي‌كنند مفيد نيستند و ابزاري براي يك جريان مي‌شوند، نمي‌آيند.

شمقدري گفت: حتا اگر چنين فكري شود براساس حدس و گمان نبايد قضاوت كرد و تصميم‌گيري كرد. اصل بزرگ‌تري به نام سينماي ايران وجود دارد و بايد از خودگذشتگي كرد. چنين جلسه‌اي در چنين سطحي تقريبا تابه‌حال رخ نداده بود. بنابراين به عنوان فيلم‌ساز و كسي كه موثر هستم بايد از خودم بگذرم تا اتفاق خوبي بي‌افتد.

وي افزود: پيشنهاد مي‌دهم گروهي كه جامع باشد آسيب‌شناسي كند و راه برون‌رفت سينماي ايران را اعلام كند و درخواست‌هاي رييس‌جمهور مبني بر ترسيم جامعه آرماني با افق بلند و ارايه راهكاري براي بهبود وضعيت سينما را مدنظر داشته باشند.

عسگرپور گفت: از رييس‌جمهور خواهش مي‌كنم حتما به وزير ارشاد دستور دهند تا از طريق معاونت سينمايي اين گروه تشكيل شود ما هم مشتاق و دنبال اين كارگروه هستيم.

شمقدري هم اظهار داشت: ما مي‌توانيم به عنوان يك گروه دلسوز هسته مركزي هم تعريف كنيم تا كمك كند.

اين مناظره كه در برنامه‌ي تلويزيوني «دو قدم مانده به صبح» با اجراي فريدون جيراني انجام شد بعد از سه برنامه به پايان رسيد.
__________________

انتقاد شدید و بی سابقه جواد شمقدری از مجید مجیدی
«اين نخستين بار نيست كه وي در اظهارنظرهايش، موضع مخالف دولت گرفته است»


سینمای ما- به نقل از روزنامه خراسان جواد شمقدري از اظهارنظرهاي مجيد مجيدي، طي روزهاي اخير، در محافل فرهنگي و دانشجويي انتقاد كرد . مشاور هنري رئيس جمهور، در پنجمين نشست «كانون ياران انقلاب» كه جمعه شب گذشته در محل مسجد حضرت عباس(ع) مشهد، با حضور جمعي از خانواده هاي شهدا، جانبازان و اقشار مختلف مردم برگزار شد، گفت: به تازگي آقاي مجيد مجيدي، پس از نمايش جديدترين فيلم شان -«آواز گنجشك ها»- در محافل فرهنگي- هنري، درخصوص سينما و دولت نهم ،سخناني ابراز كرده اند كه نشان از مخالفت و تقابل ايشان با دولت دارد. وي افزود: البته سخنان مجيدي براي ما، به عنوان مسئولان هنري- فرهنگي، تازگي چنداني ندارد، زيرا اين نخستين بار نيست كه وي در اظهارنظرهايش، موضع مخالف دولت گرفته است. شمقدري با اشاره به صحبت هاي اخير مجيدي، در مراسم اختتاميه جشنواره فيلم ديني «رويش» در مشهد، اضافه كرد: البته من در جريان مخالفت اخير دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) نسبت به سخنان ايشان، واكنش منفي آن ها و حتي برخوردهاي تند برخي دانشجويان، در برخي محافل فرهنگي كه ايشان در آن جا به ايراد سخن پرداخته هستم. شمقدري با بيان اين كه مجيدي در جديدترين اظهاراتش، تحت تاثير يك نوع جريان سياسي كه در تقابل با دولت مي باشد قرارگرفته است، گفت: البته ايشان پيش از اين اظهارات تند ديگري هم نسبت به «سينما» و «دولت» داشته اند. شمقدري در پاسخ به پرسش يكي از حاضران در جلسه، مبني بر اين كه چرا وي به عنوان مشاور هنري رئيس جمهور، نسبت به اقدام غيرقانوني مسئولان جشنواره «سينما حقيقت»، در پخش آثاري با مضامين ضدانقلاب اسلامي و مغاير با ارزش هاي انقلابي، واكنشي نشان نداده است، اظهار داشت: من چندان در جريان ريز و جزئيات اين جشنواره نبودم. اما خبرهايي به گوشم مي رسيد كه در اين رخداد سينمايي، چند فيلم كه مضامين آن ها در مغايرت با نظام و انقلاب اسلامي بود، به نمايش درآمده است. وي در پاسخ به اين كه چرا به عنوان مشاور هنري رئيس جمهور در برابر اين مسئله اقدام خاصي انجام نداده است، اضافه كرد: من برخلاف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان صدا و سيما كه تشكيلات عريض و وسيعي دارند، به عنوان يك مشاور، نمي توانم به تنهايي در جريان تمامي اخباري كه درخصوص سينما و هنر رخ مي دهد، قرار گيرم. حتي اگر از جرياني هم آگاه شوم، وظيفه ام حكم مي كند كه قضيه را صرفا با شخص رئيس جمهور در ميان بگذارم. البته در حد توان تلاش دارم به عنوان يك مسئول پي گير خبرها باشم. اما متاسفانه مشغله كاري اجازه چنداني نمي دهد كه پي گير همه موارد باشم.وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا قصد ندارد به اقدام غيرقانوني مسئولان جشنواره «سينماحقيقت» رسيدگي كند، گفت: تنها كاري كه مي توان كرد اين است كه قضيه را با رئيس جمهور در ميان بگذارم و نامه اي در اعتراض به اين اقدام، به جناب «صفارهرندي» بنويسم. در پايان اين نشست به سبب كمبود وقت و پرسش هاي فراوان حاضران ، شمقدري از آنان خواست، تا پرسش هايشان را پس از پايان جلسه با وي در ميان بگذارند.
__________________

ساخت تله‌فيلم «يك فنجان چاي گرم» بوسیله رسول صدرعاملی



ایراسان- «يك فنجان چاي گرم»، قصه يك صبح تا شب از زندگي تعدادي از افراد شهرمان است و روز با رضا شروع مي‌شود كه راننده تاكسي تلفني است.


بنا بر اين گزارش، او در طول روز به واسطه كارش به قصه افراد ديگر كشيده مي‌شود. در واقع مسافران مختلف در طول روز هستند كه موقعيت قصه را شكل داده و در پيشبرد داستان و تم‌اصلي كه انتظار و تنهايي آدم‌ها است كمك مي‌كند و بعد از پرداختن به قصه‌هاي افراد و مسافران مختلف كه هر كدام نماينده قشري از ساكنان شهرمان هستند در پايان روز سفر يك روزه رضا در خانه فرهاد كه جانباز 40 ساله است به پايان مي‌رسد. فرهاد، خيلي چيزها در زندگي ندارد ولي با نگاه متفاوتش به زندگي به گونه اي واقعي زندگي مي كند و همين تفاوت نگاه او به زندگي باعث جذب رضا به شخصيت فرهاد مي شود.
در فيلم تلويزيوني «يك فنجان چاي گرم» بازيگراني چون اميرآقايي، فرهاد قائميان، شاهرخ فروتنيان، رحمان باقريان، معصومه رحماني و صفا آقاجاني به ايفاي نقش مي پردازند.
ساير عوامل اين فيلم تلوبزبوني عبارتند از: مدير توليد: طاهر اماني، مدير تصوير: حسين محب جليلي، صدا بردار: حسين بشاش، گريم: محمد قومي.

__________________

پروژه جدید امیرشهاب رضویان؛
فوتبال و کانادایی‌ها


سینمای ما - محمد تاجیک: امیر شهاب رضویان قصددارد ساخت جدیدترین فیلم خودرا با موضوع فوتبال سال آینده آغاز کند . به گزارش خبرنگار ما، رضویان که به مناسبت نمایش فیلم مینای شهر خاموش مدتی درکانادا وآمریکاحضور داشت دراین مدت مشغول نگارش فیلمنامه این فیلم بود رضويان قصددارد براي ساخت اين فيلم از ده بازيگر كانادايي استفاده كند كه دوسه تا از آنها از بازيگران شناخته شده سينما در كانادا هستند. رضويان همچنين تعدادي از عوامل را از كانادا انتخاب خواهد كرد.بخشهای اصلی این فیلم درایران خواهد بود وبخشهای دیگری از آن قراراست در کانادا ساخته شود.

همچنین مینای شهر خاموش در بيست و دومين جشنواره ليدز انگلستان چهاردهم تا بيست وششم آذر ماه (4 تا 16 نوامبر 2008 ) به نمايش در خواهد ‌آمد. داستان فيلم درباره دکتر بهمن پارسا (شهباز نوشير)، جراح موفق قلب است که پس از 33 سال از آلمان به ايران برمي‌گردد و پس از عمل موفقيت آميز يک جانباز جنگ، همراه پيرمردي به نام قناتي (عزت الله انتظامي) و بهرامي (صابر ابر) جواني که راننده‌ي بيمارستان است به شهر بم مي‌روند. دکتر پارسا به دنبال گذشته‌اش مي‌گردد و در اين مسير قناتي و بهرامي همراه او هستند و کم کم از رازي قديمي آگاه مي‌شود.
__________________

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 10:6 توسط نويد



جمال شورجه: آرزو داشتم فیلمی درباره امام رضا (ع) می‌ساختم


جمال شورجه گفت: با وجود اين كه بسيار علاقمند هستم درباره امام رضا (ع) و براي ايشان فيلم بسازم، تاكنون توفيق پيدا نكرده‌ام. اين كارگردان و تهيه‌كننده سينماي ايران افزوده است: ذهن همه ما ايرانيان از كودكي با رحمت، رأفت و مهرباني حضرت رضا(ع) پيوند خورده است.
به نوشته پايگاه اينترنتي آستان قدس رضوي، وي گفت: به اين خاطر احساس مي‌كنم كه ساخت آثار هنري مرتبط با حضرت به مذاق مخاطب نيز سازگارتر باشد و مخاطب عام، از اين دست آثار همان‌طور كه در گذشته استقبال كرده باز هم استقبال خواهد كرد.
كارگردان فيلم «دايره سرخ» ادامه داد: زيارت دل مي‌خواهد و طلب، به اين خاطر زيارت‌هاي از راه دور وقتي درون مايه‌هاي اصلي را پيشكش مي‌كنند گاه مقبول‌تر مي‌افتند.
شورجه افزود: بارگاه رضوي ملجأ، مقصد و مقصود همه شيعيان است. اين مكان مقدس درياي بي‌كراني از موضوعات را در خود جاي داده كه هر كدام مي‌تواند دستمايه ساخت فيلم‌هاي متعدد و گوناگوني باشد.
وي در رابطه با فيلم‌هاي ديني وطني گفت: انتخاب موضوع و مضمون مناسب براي يك فيلم ديني در كنار پرداخت مناسب فيلم‌نامه و ساير عوامل منجر به موفقيت خواهد شد و اگر از هر كدام از اين موارد غافل شويم فيلم اثربخشي خود را از دست خواهد داد و چه بسا به نوعي باعث دلزدگي مخاطب نسبت به مفاهيم ديني شود.
وي بارگاه رضوي را بزرگترين نشانه عشق و ارادت شيعيان نسبت به اهل‌بيت (ع) خواند و افزود: آستان قدس رضوي به خاطر بهره‌مندي از اين ويژگي مي‌تواند در ترويج مفاهيم ديني، سيره و سنت حضرت امام رضا (ع) از طريق هنر خصوصاً هنر هفتم نقش مهم و اساسي ايفا كند.
__________________

مهراوه شریفی‌نیا هم به مجموعه هنرمند پیوست؛
از پرستویی تا معتمدآریا- فهرست بازیگران مشهور مجموعه هنرمند مدام طولانی‌تر می‌شود


سینمای ما - در حالی كه از روزهای آینده تصویربرداری جدیدترین مجموعه محمدرضا فرمند با عنوان «آشپزباشی» آغاز می شود. مهراوه شریفی نیا نیز به گروه بازیگران این فیلم اضافه شد. تاكنون علاوه بر شریفی نیا حضور بازیگران دیگری چون پرویز پرستویی، سیدمهرداد ضیایی، فریدون محرابی، ملیكا شریفی نیا، بهروز مسروری و فاطمه معتمدآریا در این فیلم قطعی شده بود.این فیلم كه برای پخش از شبكه اول ساخته می شود توسط جواد نوروز بیگی تهیه خواهد شد. داستان مجموعه نیز درباره خانواده ای است كه رستورانی را اداره می كنند كه در هر قسمت از این مجموعه اتفاقی در این رستوران رخ می دهد كه ماجرای اصلی مجموعه را نیز شكل می دهد.
__________________

تحلیل کیهان از گفته اخیر بهروز افخمی: سینما در ایران مرده است؛
این حرف‌ها همه‌اش سیاسی است


سینمای ما - با نزدیك شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری نحوه سخن گفتن برخی از چهره ها نیز گرایش خاصی پیدا می كند. با نزدیك شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری نحوه سخن گفتن برخی از چهره ها نیز گرایش خاصی پیدا می كند. این گرایش در بین افراد وابسته به جریانات ورشكسته بیشتر به شكل فرافكنی و كتمان واقعیات بروز پیدا می كند. به عنوان نمونه، بهروز افخمی، كارگردان سینما وتلویزیون و نماینده حزب مشاركت در مجلس ششم در تازه ترین اظهارات خود درباره وضعیت سینمای ایران گفت: «سینما برای همیشه مرده است»!!!
این فیلمساز كه از یاران رسانه ای مهدی كروبی، نامزد دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری و كاندیدای احتمالی دوره آینده این رقابت است، در گفت وگو با روزنامه اعتماد در پاسخ به سؤالی توضیح داد: «سینمای ایران از بین رفته است و مسئولان دولتی سینمای ایران نتوانستند آن را اداره كنند. قبلا هم سینما در آستانه مرگ بود، ولی مسئولان فعلی نه تنها نتوانستند آن را از حالت نیمه جان به زندگی برگردانند، بلكه آن را كاملا از بین بردند و آن چیزی كه باقی مانده را دیگر نمی توانیم سینمای ملی بخوانیم».همان طور كه مشخص است، هدف اصلی این حرف ها سیاسی است و آن را نمی توان حتی یك تحلیل ساده و پیش پا افتاده ای كه به روشن شدن وضعیت سینمای ایران می پردازد دانست. افخمی این حقیقت را كه عامل اصلی ضعف امروز سینمای ایران، سیاست های غلط دولت گذشته است را نادیده گرفته و این واقعیت واضح و غیرقابل انكار كه سینمای ایران طی سه سال اخیر گرچه ایده آل نبوده اما روندی رو به جلو داشته را اعتراف نكرده است. او گفته كه «قبلاً هم سینما در آستانه مرگ بود، ولی مسئولان فعلی نه تنها نتوانستند آن را از حالت نیمه جان به زندگی برگردانند، بلكه آن را كاملا از بین بردند» اما هیچ استدلال، آمار و مصداقی را برای اثبات این سخن خود نیاورده است. چون تمامی آمارها، استدلال ها و مصادیق گویای روند رو به بهبود سینمای ایران است.ضمن این كه افرادی چون «بهروز افخمی» نیز در وضعیت امروز سینمای ایران نقش پررنگی دارند. زیرا او علاوه بر این كه خودش فیلمساز است، چهار سال نماینده مجلس شورای اسلامی بود. حال باید از خود افخمی پرسید كه در مدت مسئولیتش چه اقدامی برای بهبود وضعیت سینما نموده؟
__________________

تاريخ اكران عمومي «مخمصه» و «آتش سبز» مشخص شد







سينماي ما- اکران فیلم‌های سینمایی "مخمصه" ساخته محمدعلی سجادی و "آتش سبز" محمدرضا اصلانی به زودی آغاز می‌شود. "مخمصه" که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده بعد از فیلم "خواستگار محترم" داود موثقی در گروه سینمایی قدس به اکران عمومی درمی‌آید و "آتش سبز" نیز در طرح اکران فیلم‌های فرهنگی بعد از "خواب زمستانی" سیامک شایقی روی پرده می‌رود.
"مخمصه" اثری پلیسی است و در آن مسعود رایگان، شهرام حقیقت‌دوست، مهدی پاکدل، لاله اسکندری و فرهاد قائمیان به ایفای نقش پرداخته‌اند. از سجادی فیلم‌های "شوریده" و "تردست" هنوز اکران عمومی نشده‌اند.
"آتش سبز" داستان دختری است که در کودکی خبر ازدواجش را با یک مرده می‌شنود و برای گریز از این سرنوشت گام در راهی دشوار می‌گذارد. فیلم از محصولات فارابی است و فرخ نعمتی، مهدی احمدی، پگاه آهنگرانی و آهو خردمند در آن بازی کرده‌اند.
"آتش سبز" در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت و دو سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم و بهترین طراحی صحنه و لباس را به خود اختصاص داد. این فیلم همچنین پلاک طلایی نگاه ملی را دریافت کرد.


__________________

حواشي دريافت پروانه نمايش «ماه‌وش» از زبان محمد درمنش
«به عقيده شوراي اكران اين فيلم تبرئه‌كردن جريان سينماي قبل از انقلاب است»








سينماي ما- محمد درمنش با ذكر فراز و فرودهاي چگونگي اخذ مجوز اكران فيلمش گفت: علي‌رغم اينكه پروانه نمايش را گرفتم براي اكران عجله‌اي ندارم چون از آنجايي كه فيلم به لحاظ جذب سينما و مخاطب مشكلي ندارد نمي‌خواهم در زمان نامناسب اكران شود. محمد درمنش در خصوص پروانه نمايش «ماه وش» گفت: سال گذشته اين كار را به عنوان اولين نمايش به جشنواره فيلم فجر ارائه داديم. متاسفانه كميته انتخاب جشنواره فجر با حضور 5 نفر از شوراي اكران از مجموعه 9 نفره كميته انتخاب با آن مخالفت كرد كه البته اين مخالفت تنها در بخش مسابقه نبود بلكه اين شورا حتي در بخش جنبي و مهمان هم يك نوبت نمايش نگذاشت و فيلم كاملا تحريم شد.
وي ادامه داد: طي مذاكره با اداره كل اعلام كردم كه بنده هيچ داعيه‌اي در اعتراض به بحث جشنواره فجر ندارم.
بعد از آن فيلم را براي بررسي ارائه كردم كه به دنبال آن در بهمن 86 فيلم براي بررسي به منظور دريافت پروانه نمايش به اداره كل نظارت و ارزشيابي ارائه شد. فيلم به مدت 5-6 ماه بلاتكليف بود و در اين مدت هم هيچ وقت شوراي اكران نه رسما اعلام مي‌كرد كه توقيف است نه مجوز مي‌داد و نه اينكه آمادگي مذاكره با من را داشتند.چرا كه اين شورا به گفته خودشان با كليت جريان فكري فيلم،حجاب و مضمون فيلم به شدت مشكل داشتند.
اين كارگردان با اشاره به مضمون فيلم افزود: ماه وش پروسه توبه و استحاله يك زن سينماي قبل از انقلاب را طي مي‌كند كه به عقيده شوراي اكران اين فيلم تبرئه‌كردن جريان سينماي قبل از انقلاب است و تصور آنها اين بود كه فيلم جريان سينماي قبل از انقلاب را به طور جامع و كامل تبرئه و تطهير مي‌كند در صورتي كه نگاه اين نبود و فيلم ما توبه آدمي را نشان مي‌داد كه وضع و حالش تغيير كرده اما جا مانده از سينماي قبل از انقلاب است.
وي بيان داشت: بر اساس اين اختلاف و نگاهي كه وجود داشت به فيلم پروانه نمايش ندادند و ما 6 ماه معطل مانديم تا اينكه با پيگيري مكرر من در مرداد ماه اداره كل،توقيف فيلم را رسما اعلام كرد. بعد از اين اعلام سريع و رسمي من دچار پارادوكسي شدم و به يك تناقض رسيدم چرا كه من خودم كه عضو يكي از شوراهاي ارشاد هستم و به عنوان كارشناس و صاحب امضاء،پروانه نمايش فيلم‌هاي ويدئويي را امضا مي‌كنم،در شوراي ديگر فيلم من به طور تمام و كمال توقيف شد.
درمنش بيان داشت: بعد از اين اتفاق اين سوال براي من پيش آمد كه يا جريان انديشه من دچار مشكل است كه در اين صورت نبايد در شورا باشم و يا اگر هستم بايد مشكل فيلمم بر طرف شود. بر اين اساس طي نامه‌اي به مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي استعفا كردم كه پيامد اين قصه از جانب معاونت سينمايي پيگري شد و بنده در يك جسله با ايشان حرف‌،نگاهم و توقعم را انتقال دادم.
تهيه‌كننده ماه‌وش با اشاره به اعلام آمادگي خود براي مذاكره با شوراي اكران اظهار داشت: از آنجايي كه معتقدم اين فيلم هيچ اشكال قانوني،شرعي و عرفي ندارد به منظور مذاكره و حتي مناظره با اعضاي شوراي اكران كه مخالفت كرده بودند،اعلام آمادگي كردم كه به دنبال آن با يكي از نمايندگان شوراي اكران وارد جلسه شديم.
وي ادامه داد: طي مذاكراتي كه انجام شد نماينده شوراي اكران بعضي از سكانس‌ها را پذيرفت و برخي ديگر را حذف و يا درخواست تغيير داد كه بنده نيز پذيرفتم.در نتيجه فيلم با يك مذاكره و اصلاح آماده بازبيني مجدد شد و بعد از اينكه شوراي اكران اصلاحات و تغييرات انجام شده را پذيرفتند و احساس كردند كه بلااشكال است در همين روزهاي اخير مجوز رسمي اكران در سينماها صادر شد.
درمنش با اشاره به پسامد خوب اين اتفاق گفت: بعد از اين اتفاق شوراي اكران موظف شده در صورت توقيف فيلمي يكي از نمايندگانش با فيلم ساز صحبت كند كه با اين كار احتمالا مشكل بسياري از فيلم‌هاي توقيفي نيز حل مي‌شود.
اين كارگردان در خاتمه در خصوص زمان اكران ماه‌وش خاطر نشان كرد: علي‌رغم اينكه پروانه نمايش را گرفتم براي اكران عجله‌اي ندارم چون از آنجايي كه فيلم به لحاظ جذب سينما و مخاطب مشكلي ندارد نمي‌خواهم در زمان نامناسب اكران شود.


__________________
 
بهاره رهنما:
«چون جايزه را به من ندادند، گريه كردم»







سينماي ما- بهاره رهنما گفت وگویی با هفته نامه سینما کرده وگفته است من رابطه ام را با مطبوعات کمتر کرده ام وباید بگویم از دست آن‌ها دلخورم. اتفاقا من همیشه مصاحبه کرده ام وحرفهایم را زده ام.ولی هر وقت کار سخت یا خوبی کرده ام و یا انتخاب جسورانه ای داشته ام می بینم که دیده نشده و توجهی به ان نکرده اند.
نمی دانم چرا درتوجه منقدین و جشنواره ها به کارهایم بدشانسم. وقتی پرکار بوده ام نوشته اند که چرا اینقدر کار می کند و وقتی گزیده تر کار کرده ام گفته اند که بهاره رهنما که دیگر حذف شده است.واقعا نمی دانم باید به چه سازی برقصم. او درادامه گلایه کرده که چرا جیرانی درباره بازیگران مهم دهه هفتاد می نویسد و درلابه لای نوشته هایش بازیگرانی هستند که همه معتقدند هیچ استعداد شگرفی ندارند خب من حق دارم که بدانم چرا جزو بازیگران مطرح این دهه طبقه بندی نشده ام.
وی ادامه داده :من اولین فیلم اکشن را دردهه هفتاد بازی کردم .اولین فیلم مثلث عشقی را من بازی کرده ام.نمی گویم خیلی خوب هستم خیلی جاها معمولی بوده ام ویا خیلی بد بوده ام.ولی خیلی جاها خوب وشاخص بوده ام بهاره رهنما افزوده همین چند روز پیش جایی جشنواه ای برای انتخاب فیلمهای کمدی سال برگزار کرده بود من برای دوکار دایره زنگی وتوفیق اجباری انتظار داشتم مورد توجه قراربگیرم تا جایی که خبر داشتم وخودشان هم با من هماهنگ کرده بودند قرار بود جایزه بهترین بازیگر کمدی به من داده شود. فردایش به من زنگ زدند و گفتند چون تو ادم خیلی مهربان وخوبی هستی و داری مرتب بازی می کنی ما بهتر دیدیم جایزه رابه یک نفردیگر بدهیم.
رهنما اشاره کرده که همین جایزه ندادن باعث گریه کردن اوشده است. وی درادامه گفته :من مثل بعضی بازیگران عادت ندارم برای خودم رزومه درست کنم وبگویم که برادرم توسوئد پیانو می زند وازاین حرفها....بازیگری را میشناسم که یک برادر عملی دارد وبه همه می گوید که در سوئدپیانیست است. بهاره رهنما همچنین گفته :اگر مطبوعاتیها از دست فعالیتهای مطبوعاتی من حرصشان درمی آید شاید به خاطر این است که کار من خوب است.

بهمن فرمان‌آرا: جای وثوقی در سینمای ایران خالی است
هیات اسلامی هنرمندان: جای انگ زدن به نظام، بهروز وثوقی را به ایران دعوت کنید





سینمای ما - بهمن فرمان‌آرا یکی از چهره‌های جنجالی هفته گذشته بود. هم به خاطر مقاله‌ای که درباره شایعه مرگ بهروز وثوقی نوشت، هم به دلیل پاسخی که هیئت اسلامی هنرمندان به این مقاله داد و هم به خاطر خبر خوب اجرای نمایشنامه بزرگ رابرت بولت؛ مردی برای تمام فصول، به کارگردانی او و بازی رضا کیانیان در نقش سر توماس مور. مجموع این اخبار و یادداشت‌ها را این جا بخوانید.

ابتدا مقاله‌ای که بهمن فرمان‌آرا درباره شایعه مرگ وثوقی نوشت:
دیروز صبح وقتی موبایلم را از روی شارژ برداشتم و آن را روشن كردم، بلا‌فاصله پیامكی آمد به این مضمون: بهروز وثوقی هنرمند بی‌نظیر ایران بی‌همسفر رفت. روحش شاد و مرامش ماندگار. بدیهی است كه سر صبح حالم گرفته شد. به منزل بهروز وثوقی زنگ زدم جواب ندادند. به آشنایی كه در ایسنا دارم زنگ زدم، هنوز موبایلش را روشن نكرده بود. به ناچار به تنها كسی كه در سینمای ایران ساعت ۷ صبح مثل من بیدار است یعنی عباس كیارستمی زنگ زدم.
خبری كه از طریق پیام گرفته بودم به او گفتم و به اتفاق، چند دقیقه‌ای به یاد دوست قدیمی‌مچرا ما همیشه برای رساندن خبر بد با یكدیگر مسابقه می‌دهیم و چرا فقط مرگ؟ بعد به این فكر افتادم كه آیا اگر این خبر واقعیت داشت رسانه‌های خبری ما مثل خبر مرگ پل نیومن صفحه اول روزنامه‌ها و صدر خبرها را به آن اختصاص می‌دادند یا با شرمندگی و از ترس تعطیل شدن این خبر را در صفحه داخلی پنهان می‌كردند كه هم خبر داده باشند و هم گرفتاری پیدا نكرده باشند؟ راستی چرا ما باید علا‌قه خود را به بهروز وثوقی، یكی از بهترین هنرپیشه‌های سینمای قبل از انقلا‌ب نشان ندهیم؟ آیا فیلم قیصر، گوزن‌ها، رضا موتوری، داش آكل و ملكوت را باید نادیده بگیریم؟ مگر این نیست كه با هر استانداردی بسنجید، بهروز وثوقی اگر الا‌ن هم در سینمای ایران بود، یكی از بهترین‌ها بود؟ به نظر من گناه بعضی از هنرمندان قبل از انقلا‌ب <خیلی موفق بودن> بود و اینكه تصویرشان شاید بعضی‌ها را به یاد گذشته می‌انداخت و اینكه مردم عادی، تماشاگران واقعی سینما، آنها را خیلی دوست داشتند و این محبوبیت باعث دردسر این هنرمندان شده است. چندی پیش پیامك دیگری رسید كه خانم سیمین بهبهانی، شاعره بزرگ این سرزمین درگذشته است.
ولی معلوم شد كه ایشان با مراجعه به سازمان اوقاف می‌خواستند كه بعد از مرگشان در قطعه‌ای كه همسرشان سی‌واندی سال پیش دفن شده در امامزاده طاهر به خاك سپرده شوند. این اجازه البته با گرفتن ۱۵ میلیون تومان داده شده و رسید پول بود كه سرچشمه این شایعات شده بود. نظر به اینكه همنسلا‌ن هنرمند من در سنین بالا‌ی ۶۵ هستند، لا‌بد باید هر روز انتظار یكی از این پیامك‌ها را داشت. به این دلیل من پیشاپیش شایعه مرگ خود را تكذیب كرده و تا گرفتن پروانه نمایش <خاك آشنا> و تمام كردن پنج پروژه سینمایی و مستند دیگر كه در دست دارم فعلا‌ خیال مردن ندارم. ان‌شاءالله خداوند به بهروز هم عمر طولا‌نی و پرعزت بدهد تا شاید روزی برسد كه ما فقط بازگشت سرمایه‌های مالی را به مملكت دعوت نكنیم بلكه از سرمایه‌های فرهنگی مملكت نیز كه به هر دلیل ساكن غربت شده‌اند برای بازگشت به آغوش وطن دعوت كنیم.

و پاسخ او در سایت هیئت اسلامی هنرمندان: چرا از وثوقی برای کار در ایران دعوت نمی‌کنید؟

سایت هیات اسلامی هنرمندان خطاب به فرمان آرا:چرا به بهروز وثوقی نمی گویی به ایران برگردد؟
سایت هیات اسلامی هنرمندان :بهمن فرمان آرا از مسئولين خواست از يك هنرپيشه قديمي سينما براي حضور در كشور رسماً‌ دعوت شود.
به گزارش هنرنيوز بهمن فرمان آرا با اشاره به پيامك كوتاهي كه تا ديروز ناراحتش كرده بود و باعث شده بود سر صبح حالش گرفته شود و به چندين نفر زنگ بزند تا اينكه متوجه شود خبر مرگ هنرپيشه قديمي و محبوب او شايعه اي بيش نيست گفت: چرا ما بايد علاقه خود را به يكي از هنرپيشه هاي سينماي قبل از انقلاب نشان ندهيم؟ آيا فيلم قيصر،‌گوزن ها، رضا موتوري، داش آكل و ملكوت را بايد نديده بگيريم؟
بهمن فرمان آرا در بخش ديگر نوشته اش افزود: به نظر من گناه بعضي از هنرمندان قبل از انقلاب «خيلي موفق بودن» بود و اينكه تصويرشان شايد بعضي ها را به ياد گذشته مي انداخت و اينكه مردم عادي و تماشاگران واقعي سينما، آنها را خيلي دوست داشتند و اين محبوبيت باعث درد سر اين هنرمندان شده است.
بهمن فرمان آرا در خاتمه با دعاي طول عمر براي آن هنرپيشه قديمي سينما گفت: شايد روزي برسد كه ما فقط بازگشت سرمايه هاي مالي را به مملكت دعوت نكنيم، بلكه از سرمايه هاي فرهنگي مملكت نيز كه به هر دليل ساكن غربت شده اند براي بازگشت به آغوش وطن دعوت كنيم.
در پاسخ به اظهارات اين كارگردان سينما كه اتفاقاً خود نيز چند سالي است به وطن بازگشته بايد گفت: پس از انقلاب اسلامي و با دستور عفو عمومي حضرت امام (ره) همه هنرمندان قبل از انقلاب بدون توجه به سوابق گذشته شان امكان حضور در كشور و حتي فعاليت در فضاي سالم هنري را داشتند كه بسياري از آنان كه خيلي هاشان هم اكنون نيز در فضاي هنري كشور فعالند از اين فرصت استفاده كردند، ولي برخي از آنان ترجيح دادند در خارج از كشور بمانند و اتفاقاً‌ عليه انقلاب اسلامي فعاليت سياسي كنند و جرايمي عله مردم ايران مرتكب شوند كه خودشان بيش از هر كسي به آن واقف اند.
بنابراين بهتر است آقاي فرمان آرا به جاي متهم كردن نظام به بي مهري با هنرمندان محبوب ايشان از همان بازيگر قديمي بپرسند چرا به كشور خود باز نمي گردي؟
خاطر نشان مي شود در روزهاي اخير شايعه مرگ اين هنرپيشه قديمي در قالب پيامك هاي كوتاه براي برخي هنرمندان سينما ارسال شده است.

و بالاخره خبر اجرای مردی برای تمام فصول:

نمايش «مردي براي تمام فصول» به كارگرداني بهمن فرمان‌آرا تصويب شد.» به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بحث اجراي اين نمايش از مدت‌ها قبل مطرح بود، اما به دليل مشكلاتي كه هر‌بار پيش آمد، اين نمايش امكان اجرا پيدا نكرد. درحال حاضر محمد رحمانيان، نمايشنامه‌نويس و كارگردان تئاتر مسووليت پيگيري اين پروژه را برعهده گرفته است. رحمانيان كه به گفته خودش تنها به عنوان يك علاقه‌مند به آثار فرمان‌آرا، اجراي اين نمايش را پيگيري مي‌كند به ايسنا مي‌گويد: مدتي بود كه آقاي فرمان‌آرا قصد داشت اين نمايش را به صحنه ببرد كه اين تصميم تاكنون عملي نشده است اما اخيرا آقاي پارسايي، مدير مركز هنرهاي نمايشي اظهار تمايل كرد كه اين نمايش اجرا شود و متن آن نيز تصويب شده است. اين كارگردان تئاتر درباره زمان و مكان اجراي اين اثر توضيح داد: هنوز زمان و مكان دقيق اجرا مشخص نيست اما يكي از گزينه‌هاي موردنظر، تالار وحدت است و بر همين اساس قرار است مذاكراتي را با مديربنياد رودكي انجام دهيم. به گفته او تنها بازيگري كه تاكنون در اين نمايش حضورش قطعي شده است، رضا كيانيان است كه نقش «سرتامس مور» را بازي خواهد كرد. رحمانيان درباره مسووليت خود در اين پروژه هم توضيح داد: قرار است موسسه‌ي «كارنامه» مجري طرح اين اثر نمايشي باشد،اما من تنها به عنوان يك علاقه‌مند به آثار بهمن فرمان‌آرا اين موضوع را پيگيري مي‌كنم و مسووليت ديگري ندارم. رضا كيانيان هم در آخرين گفت‌وگوي خود با ايسنا كه هم‌زمان با سالروز تولدش انجام شده بود، بازي در نقش «سرتامس مور» در نمايش «مردي براي تمام فصول» اثر مشهور رابرت بولت را از آرزوهاي خود در زمينه بازيگري دانست.

بازيگران سينماي ايران روي صحنه تئاتر چه مي‌كنند؟



سينماي ما- بهمن عبداللهي: دنیای هنر در جامعه ما عجب دنیای جالبی است.دنیایی که پر از تناقض و به قول روشنفکرها پارادوکسیکال به نظر می آید.یک نمونه اش همین مساله عدم موفقیت برخی چهره های سینمایی روی پرده است که کمتر مخاطبی را به سالن تاریک سینما جذب می کنند آنوقت یک عده از تئاتری ها تلاش می کنند از سایه حضور چهره های سینمایی بر روی صحنه یا جلوی دوربین تئاترهای تلویزیونی آمار تماشاگر خود را بالاتر ببرند.اما آیا حضور صرف یک بازیگر ستاره به معناي ارزشمندي تله تئاتر است؟!
اين روزها در گوشه و كنار حرف از «هنرمندگريزى» در عرصه تئاتر بسيار شنيده مى شود. گاه مو سفيدكرده ها و استخوان خردكرده هاى تئاترى سخن از جذابيت فريبنده سينما و تلويزيون مى گويند و گناه هجرت برخى از اهالى تئاتر را به عرصه هاى تصويرى از چشم سينما و تلويزيون مى بينند كه پز و پول و پشت جلد مجله اش بيشتر به نظر مى آيد و شيرين تر! اما از سوى ديگر بسيارى از اهالى سينما و تلويزيون به «تئاتر» علاقه نشان مى دهند و تلاش مى كنند هرطور شده اگر شد روى صحنه تئاتر و اگر نشد حداقل در «تله تئاتر» حضور پيدا كنند و در سياهه كارنامه شان فعاليت تئاترى را هم از علايق خود معرفى كنند. تجربه نشان داده كه بسيارى از بازيگرانى كه از تئاتر به سينما وارد شده اند چهره هايى موفق بوده اند؛ بازيگرانى همچون عزت الله انتظامى، على نصيريان، محمدعلى كشاورز، پرويز پرستويى، مرحوم خسرو شكيبايى، رضا كيانيان، ماهايا پطروسيان، آزيتا حاجيان، پانته آ بهرام، مهتاب نصيرپور، گلچهره سجاديه و صدها تن ديگر. اما بازيگرانى كه از سينما به تئاتر آمده و اين عرصه را تجربه كرده اند كمتر موفق بوده و در سينما بازيگران بهترى بوده اند.
در سال هاى گذشته برخى از بازيگران سينما بنا به علاقه يا فرصتى كه پيش آمده براى اولين بار در كارهاى تئاترى ظاهر شدند، محمدرضا فروتن (رومئو و ژوليت)، ميترا حجار و مهتاب كرامتى (آنتيگونه و هملت)، حبيب رضايى (در بيشتر آثار محمد رحمانيان)، مريلا زارعى (سمفونى اين فصل را با من بخوان) و چند تن ديگر از اين گروه هستند كه بدون شك جلوى دوربين بازيگران شاخصى بوده اند اما روى صحنه نتوانستند مخاطب را راضى كنند كه البته ترانه عليدوستى در «فنز» يك استثنا به شمار مى آيد.
از سوى ديگر بسيارى از بازيگران سال هاى دور تئاتر كه به خاطر پرداختن به سينما و تلويزيون كمتر روى صحنه ظاهر شده اند گاه روى صحنه رفته و توانايى هاى خود را به رخ كشيده اند بازيگرانى همچون پرويز پرستويى (عشق آباد و فنز)، سعيد پورصميمى (هنر و دايره گچى قفقازى)، رضا كيانيان (بازى استرينبرگ و حرفه اى ها)، اكبر عبدى (اكبر آقا آكتور تئاتر)، حميد جبلى و مرحوم رضا ژيان (دوستان)، على نصيريان (پنجره ها)، ثريا قاسمى (در مصر برف نمى بارد)، گلاب آدينه (پوف)، مهدى هاشمى و پرويز پورحسينى (كارنامه بندار بيدخش)، مرضيه برومند (افرا) و ده ها هنرمند ديگر را مى توان در همين باره مثال زد.با این حال برخی از بازیگران دیگر همچون بیژن امکانیان اعلام کرده اند که به زودی روی صحنه می روند!
توليد سالانه ۷۰ تا ۱۰۰ فيلم سينمايى و تقريباً همين تعداد فيلم ۹۰ دقيقه اى تلويزيونى (تله فيلم) باعث شده گذر كمتر بازيگر تئاترى هجرت كرده به صحنه هاى تئاتر بيفتد، دليلش هم گرفتارى هاى كارى و ماجراى معروف دغدغه معيشت و كمبود زمان است.اما تئاترهاى تلويزيونى- كه اين روزها پايگاه اصلى اش شبكه چهار است- فضايى فراهم كرده تا برخى از بازيگران تئاترى بتوانند با فرصتى اندك در اين آثار به ايفاى نقش بپردازند. حضور بازيگرانى همچون محمدرضا فروتن و نيكى كريمى (در تله تئاتر خرده جنايت هاى زن و شوهرى) كار فرهاد آئيش نمونه اى مثال زدنى از اين رويكرد است. بازيگرانى كه در عرصه سينما حرف هاى زيادى براى گفتن دارند اما در اين اثر حتى در حد يك بازيگر معمولى هم ظاهر نشدند.اين روزها از حضور شهاب حسينى و صابر ابر در كار «كرگدن» از فرهاد آئيش، فرزاد حسنى در «مهر هفتم» به كارگردانى سعيد شاپورى و.‎.‎. هم خبرهايى مى رسد اما بايد در انتظار ماند و ديد اين چهره ها كه تجربه بازيگرى تئاتر ندارند چگونه عمل خواهند كرد.
__________________

یادداشت نویسنده سینمای ما درباره سریال جدید احمد امینی و...
ما که نخندیدیم...


سینمای ما - آرمین ابراهیمی: 1- چیزی که به ساده گی میان قوم انتلکتوئلِ داخلی که بر حسب اتفاق مثلا خالق اثر هنری نیز هستند و تماشاگر جماعت –از هر تیپ و دسته اش- فاصله می اندازد و اجازه نمی دهد که حرف و مقصود جناح نخست به دل گیرنده و مخاطب رسوخ کند و بعد هم حالا از انحنا یا به هر طریق دیگری او را –و در مقیاس بزرگ تر جامعه اش را- به سطح بالاتری ببرد همیشه هم تبلیغات و زمان ناجور اکران و سانسور نیست، همیشه هم میزان پایین درک مخاطب نیست، و طبعا همیشه هم پیچیده گی اثر هنری نیست که اصلا پیچیده بودن یکی از ظرافت ها و قابلیت های مهم هنر است و هر کس هم که گفته هنر باید برای دست دادن با مخاطب خم بشود و کوتاه بشود و ساده بشود دانش و بینش محدود خود را به رخ کشیده است، آن چیز، پیش از همه چیز، بر می گردد به دم دست ترین پیچِ این معادله؛ قوم انتلکتوئل هیچ وقت نمی تواند بدونِ سرسپرده گی به هنر، و متکی بر تئوری و هدف، به خلق اثری نائل بشود که هم بیننده داشته باشد و هم این بیننده ی بی گناه را که به لزوم شرایط انواع برچسب را به شان می چسبانند تا کار ناقص خویش را توجیح نمایند از بٌن بست های زنده گی اش در بیاورد. یعنی تا اینجا، و تا جایی که حافظه ی نگارنده اجازه می دهد، در میان آثاری که در این نمایش کمدی کوشیده اند به هنر و زیبایی نزدیک بشوند دو حالت کلی بیشتر وجود نداشته است. یا سازنده برای برقراری ارتباط با مخاطبانش –که محتملا کودک هستند- به ورطه های مبتذل و سخیف غلتیده و نفس سخن، جان هدف اش، فنا شده است یا جانب حرف هایش را گرفته و قید ارتباط با مخاطب عام را زده است، و همه ی این ها با تمام ژست های احمقانه و روشنفکرمآبی های خنده دار و زورکی به آثاری منجر شده که از فرط تقلبی بودن بیننده اش را دچار سرگیجه می کند. جالب این که هر دو گروه نیز خودشان را روشنفکر و متفکر اجتماع می دانند و دچار این توهم اند که بایست برای هنر و زنده گی جاری خط و مش صحیح ارائه بدهند، یا از این بیشتر، اصلا خودشان را در این حد نمی دانند که چیزی یا کسی را دگرگون کنند. پای حرف این دسته هم که بنشینید با اجتماعی بنفش از آدم های خودپسند بر می خورید که به شکلی عجیب به عقاید خود پایبند هستند و کوچک ترین شکی به روش هایشان ندارد. مسلما منتقدان هم حوصله ی راهنمایی این قشون را در خود نمی بینند. و اصلا چرا باید برای کسی مهم باشد؟ حمایت از هنرمند جایی معنی می دهد که حامی از جانب هنرمند خود توجه ببیند. اگر هم آثاری بوده اند که سعی کرده اند هم به اهداف شان برسند هم ساختار را رها نکنند آنقدر اندک اند که به راحتی در سیل اسامی رنگارنگ این خیمه شب بازی گٌم می شوند. این وضعیت دیروز و امروز سینمای روشنفکری ایران است، دیگر سینماهای غیر روشنفکری (!) را داشته باشید.

2- «بی گناهان» «احمد امینی» شروع خوبی داشت. همان پخته گی که انتظار می رفت در دنباله ی کارهای امینی برای تلویزیون به وجود بیاید، در همین قسمت نخست، و در تیزرهای سریال نسبتا مشهود بود. خوشبختانه همکاری با یک تیم معین بازیگری برای امینی نتیجه ی خوبی داشته. حالا دیگر می داند کجا و چگونه از کدام بازیگرش قاب بگیرد و او را هدایت و معرفی کند. حالا بایست نشست و دید. علاقه ی امینی به ژانر جنایی و معمایی این بار حتا در سکانس های اولیه که اغلب به عنوان پل آشنایی و جهت مقدمه ارائه می شوند نهفته بود. گرچه نسبت به زمان پخش مجموعه می شود انتظار بازخورد کم تر مخاطبان بی حال و خواب آلود که قرار است صبح شنبه عازم اداره و دکان و دانشگاه بشوند را داشت.

3- یکی از دوازده فیلم منتخب جشنواره ی فیلم «گٌل آقا» را من هم دیده ام! متاسفانه در زمان اکران اش، آن وقت که بایست، مهلت و امان اش را نیافتم که چیزی برایش بنویسم. فیلمی بود که در یک بعد از ظهر کسل، در شلوغی هولناک و وحشت زای خیابان های پایتخت، همراه دوستی، در یک سالن لبریز از خانواده های خوشبخت به تماشایش نشستیم. فیلمی که وقت و پول مان را پای دیدنش هدر دادیم، و راستش پیش از تعالی و پیشرفت سینما، و پیش از نقد سازنده و نگاه عمیق، همین برایمان موجب آزار بود. این که به عنوان یکی از ساکنان سرزمین کسل، باید وقت نازنین و پول سخت یاب مان را –که می توانستیم توی کاناپه در خانه هایمان و با خوردن پاپکورن بگذرانیم- بپردازیم و در صف سر درد بگیریم و در سالن به تٌن های جدید گوشی های حضار گوش بدهیم و با بدن سازان تازه بالغ کتک کاری کنیم و بنشینیم پای دیدن فیلمی که واقعا نمی دانم طبق چه معیاری برای تماشا برگزیدیم اش؛ «دایره زنگی». یک فیلم زرد، که قرار است با پرداختن به یکسری خطوط قرمز –که دیگر صورتی هم نیستند- و با مزه پرانی های احمقانه و تعدادی اسم بی دلیل بزرگ –که گویا به شان می گویند «ستاره» اما از نظر ما «شهاب» هم نبودند- تماشاگر داشته باشد و یک فیلم غیر متظاهرانه ی گرم باشد و در کنارش، کمی هم ما را بخنداند. باور می کنید نخندیدیم؟ باور می کنید به هیجان نیامدیم؟ حتما با خودتان می گویید که دلایلی جز خنده و هیجان هم برای به سینما رفتن هست، اما، مطمئنم اگر قرار باشد تشریح اش کنید هیچ دلیلی نمی ماند. مگر این که دنبال نماهای زیبا و رنگ های دل انگیز و داستان های قوی و ساختارهای محکم باشید، که نگارنده حتم دارد اگر در سالن های سینمای این روزهای ایران دنبال معدن زغال سنگ یا غار برای استخراج طلا یا دنبال لنگه کفش و یا دنبال کیس مناسب برای ازدواج یا هر چیز دیگری باشید، ممکن است بجورید، اما از آن دست که ذکرش رفت را بعید می دانم.
__________________

اهل مطبوعات در جشنواره امسال در سینما فلسطین فیلم می بینند


سینمای- مدير روابط عمومي جشنواره فيلم فجر از آغاز فعاليت‌هاي مربوط به ثبت‌نام و دريافت مدارك اهالي رسانه‌اي جمعي براي حضور در بيست‌وهفتمين دوره اين رويداد خبر داد. حبيب ايل‌بيگي گفت: باتوجه به لزوم برنامه‌ريزي مناسب براي حضور موثر نمايندگان رسانه‌هاي جمعي در جشنواره‌ بيست‌وهفتم، روزهاي گذشته جلساتي با نمايندگان خبرگزاري‌ها، روزنامه‌ها، نشريات تخصصي سينما و شوراي مركزي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران برگزار كرديم تا ضمن آسيب‌شناسي دوره‌هاي گذشته، زمينه تدوين برنامه‌هاي مربوط به سينماي رسانه‌ها را دراين دوره از جشنواره را فراهم كنيم.
ايل‌بيگي اظهار داشت: دراين جلسات ما بررسي‌ها و تحليل‌ها‌ي خود را درخصوص ميزان حضور و فعاليت رسانه‌هاي مختلف در جشنواره بيست‌وششم فيلم فجر ارائه داديم تا با كمك خود رسانه‌ها و براساس فعاليت‌هاي سال گذشته و فعاليت‌هايي كه تاكنون صورت گرفته، درخصوص سينماي رسانه‌ها برنامه‌ريزي كنيم، البته رسيدن به برنامه مطلوب بدون مشاركت خود اهالي رسانه‌ها محقق نخواهد شد. در اين جلسات هم‌چنين درخصوص نحوه برگزاري نشست‌هاي پرسش و پاسخ فيلم‌ها و نمايش فيلم‌هاي خارجي براي اهالي رسانه‌ها بحث و تبادل‌نظر شد.
وي ادامه داد: سينماي رسانه‌هاي جمعي در جشنواره‌ي فيلم فجر به نوعي ويترين اين رويداد محسوب مي‌شود و نقش تعيين‌كننده‌اي در معرفي مناسب اين رويداد دارد به‌همين دليل ما سعي داريم تا شرايط مطلوب‌تري براي حضور نمايندگان رسانه‌ها كه به‌نوعي نمايندگان افكار عمومي محسوب مي‌شوند فراهم كنيم.
ايل‌بيگي به مشكلات سال گذشته سينماي رسانه‌ها اشاره كرد و ادامه داد: از اوايل سال جاري پيگيري‌هاي لازم درخصوص بهبود شرايط سينما صحرا صورت گرفت، اما مسوولين اين سينما علي‌رغم اعلام موسسه‌ي سينماشهر درتامين 50 درصد هزينه بازسازي، آمادگي نداشتند و به همين منظور از سينماهاي ديگري بازديد شد و به يكي دوگزينه‌ نهايي رسيديم كه سرانجام سينما فلسطين انتخاب شد.
وي اظهار داشت: البته موانع و مشكلاتي درانتخاب سينماي رسانه‌ها وجود داشت كه درواقع اين سينما بايد ضمن برخورداري از امكانات و تجهيزات مناسب صوتي و تصويري، داراي فضاي لازم براي فعاليت رسانه‌ها ازجمله برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي باشد. گروه‌هاي مختلف تلويزيوني و راديويي در طول سال‌هاي گذشته نقش فعالي درانعكاس اخبار جشنواره برعهده داشته‌اند و ما نيز موظفيم فضاي لازم براي فعاليت رسانه‌ها از جمله برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي باشد. گروه‌هاي مختلف تلويزيوني و راديويي در طول سال‌هاي گذشته نقش فعالي درانعكاس اخبار جشنواره برعهده داشته‌اند و ما نيز موظفيم فضاي لازم براي فعاليت آنها فراهم كنيم. هم‌چنين اين فضا مي‌تواند امكان تبادل‌نظر و گفت‌وگوي اهالي رسانه‌ها را در خصوص فيلم‌ها فراهم كند. نكته ديگر در انتخاب سالن رسانه‌ها، قرار‌گرفتن اين سالن در مركز شهر و دسترسي آسان اهالي رسانه‌ها به اين سينما است به‌همين دليل ما به گزينه‌هاي معدودي رسيديم كه ظرفيت آنها نسبت به سال‌هاي گذشته كمتر است.
ايل‌بيگي با اشاره به محدويت‌ ظرفيت سالن سينماي رسانه‌ها ادامه داد: باتوجه به تنوع و تكثر رسانه‌ها در طول سال‌هاي اخير، ما با حجم انبوهي از تقاضا روبه‌رو هستيم و علي‌رغم تمايل خود براي حضور اكثر رسانه‌ها و بهره‌مند شدن آنها از اخبار و اطلاعات جشنواره، ناچار به انتخاب هستيم چون با شرايط موجود سالن مناسبي در مركز شهر كه بتواند پاسخگوي نيازهاي همه رسانه‌هاي كشور باشد وجود ندارد.
وي با اشاره به اين‌كه سال گذشته از ميان بيش از هزار‌وششصد تقاضا، حدود هزار كارت براي خبرنگاران و اهالي رسانه‌هاي جمعي صادر شد، افزود: متاسفانه اين امكان در شرايط حاضر وجود ندارد و ما مجبوريم كه براساس اولويت‌ها، ظرفيت‌ اين سينما را دراختيار نمايندگان رسانه‌هاي گروهي قرار دهيم كه اين ظرفيت نيز شامل طيف‌هاي مختلفي از رسانه‌ها خواهد شد.
ايل‌بيگي درخصوص اطلاعيه انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي درباره‌ي پرداخت حق عضويت اين انجمن به‌عنوان شرط صدور كارت سينمايي رسانه‌ها، ادامه داد: ما درجلسه‌اي با حضور رييس و نايب رييس انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي درخصوص اعضاي اين انجمن و نحوه حضور آنها در سينماي رسانه‌ها بحث‌ و گفت‌وگو كرديم. درواقع اولويت اصلي در صدور كارت سينما رسانه‌ها براي اعضاي انجمن پرونده‌كاري اين افراد است يعني ميزان فعاليت هر فرد و رسانه مرتبط با وي درخصوص اخبار و اطلاعات جشنواره فيلم فجر، بديهي است فارغ از پيشكسوتان حوزه‌ي نقد، اعضايي از انجمن كارت مي‌گيرند كه فعال باشند و براي فعاليت‌هاي خود خروجي داشته باشند. در واقع جشنواره مي‌خواهد از همه ظرفيت‌هاي فعال دراين انجمن براي ارتباطي متقابل بهره گيرد.
وي خاطرنشان كرد: فرمي از سوي روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي طراحي شده كه دراختيار انجمن منتقدان قرار مي‌گيرد و پس از دريافت ميزان فعاليت هر فرد دراين فرم، اين فرم ملاك ما در صدور كارت سينماي رسانه‌ها خواهد بود.
__________________

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387 9:55 توسط نويد



سیاوش خیرابی سرباز به دنیا نمی آید


ایراسان - محمد کاسبی و سیاوش خیرابی در فیلم تلویزیونی جدید شاهد احمدلو نقش‌آفرینی می‌کنند که از امروز در ده ونک کلید می‌خورد.
فیلم تلویزیونی "پسرها سرباز به دنیا نمی آیند" داستان سه پسر است که باید به خدمت سربازی بروند، اما هر کدام سعی می‌کنند به شکلی از خدمت فرار کنند.

امروز سه‌شنبه در اولین روز تصویربرداری این فیلم سیاوش خیرابی و اشکان اشتیاق مقابل دوربین می‌روند. تصویربرداری "پسرها سرباز به دنیا نمی‌آیند" در حوالی ده ونک آغاز می‌شود. احمدلو پیش از این فیلم تلویزیونی "بهار، قبل و بعد" را کارگردانی کرده است.

عوامل فیلم تلویزیونی "پسرها سرباز به دنیا نمی‌آیند" عبارتند از: نویسنده: رویا محقق، بازنویسی فیلمنامه: حمید آذرنگ، طرح اولیه: ش. احمدلو و محسن تنابنده، تصویربردار: احمد احمدی، طراح چهره پردازی: مهری شیرازی، موسیقی: ناصر چشم‌آذر، طراح صحنه و لباس: محسن غلامی.

بازیگران: اکرم محمدی، رز رضوی، کیانوش گرامی، با حضور: سعید پیردوست، افسانه ناصری، دستیار کارگردان: سونیا قریشی، منشی صحنه: فهیمه تقی‌پور، مدیر تولید: محمد تجلی، مدیر تدارکات: محمدولی احمدلو، تهیه‌کننده: حسن توکل‌نیا، محصول سیما فیلم.


__________________

خواب زمستانی سینمای ایران را از خواب بیدار کرد



ایراسان - آغاز خوب یک فیلم جدید و رشد نسبی فروش بقیه فیلم‌ها از نکات مهم فروش فیلم‌های اکران تهران در هفته اول آبان‌ماه 87 است.

"خواب زمستانی" دهمین فیلم سیامک شایقی با فیلمنامه‌ای از اصغر عبداللهی و شایقی، داستان زندگی مشترک سه خواهر و درگیری آنها با مشکلات روزمره و شخصی است. فاطمه معتمدآریا، آزیتا حاجیان، لادن مستوفی، پگاه آهنگرانی، شاهرخ فروتنیان، کوروش تهامی، فرشید منافی و عمار تفتی بازیگران این فیلم هستند.

شایقی نام این فیلم را از شعر نیما یوشیج انتخاب کرده و آن را برداشتی آزاد از این شعر می‌داند. این فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. "خواب زمستانی" از چهارشنبه اول آبان‌ماه اکران شده و پس از 4 روز نمایش در 9 سینما 000/100/4 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/700 تومان بوده که آغازی خوب برای فیلمی است که در گروه سینمایی فرهنگی اکران شده است .






"محیا" ساخته اکبر خواجویی که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد ملودرامی اجتماعی و عاشقانه و داستان پسری جوان است که دل در گرو دختری به نام محیا دارد و در رسیدن به عشق خود به مشکل می‌خورد.

شهاب حسینی، الهام حمیدی، آزیتا حاجیان، برزو و انوشیروان ارجمند، مجید سعیدی، صالح خواجویی، مهسا کرامتی و مرضیه خوش‌تراش از بازیگران این فیلم هستند. "محیا" از چهارشنبه 24 مهرماه در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از 10 روز نمایش 9 سینما 000/000/26 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/600/2 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/000/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است.

"آواز گنجشک‌ها" هفتمین فیلم مجید مجیدی و داستان کریم کارگر مزرعه شترمرغ است که به دلایلی اخراج می‌شود و برای یافتن کاری دیگر به تهران می‌رود، اما در این کلانشهر با مسائلی عجیب و غریب مواجه می‌شود. رضا ناجی، کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی، محمدرضا شیخی، شبنم اخلاقی و نشاط نظری بازیگران فیلم هستند.

فیلمنامه ‌"آواز گنجشک‌ها" را مجیدی و مهران کاشانی نوشته‌اند و دیگر عوامل عبارتند از مشاور فیلمنامه: سیدناصر هاشم‌زاده، مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری، صدابردار: یدالله نجفی، طراح گریم: سعید ملکان، طراح صحنه و لباس: اصغر نژادایمانی، مدیر تولید: کامران مجیدی، عکاس: علی تبریزی و تهیه‌کننده: م. مجیدی.

نامزدی دریافت سیمرغ بلورین در یازده رشته، دریافت چهار سیمرغ در بیست و ششمین جشنواره فجر و کسب جایزه خرس نقره‌ای از جشنواره برلین برای رضا ناجی بازیگر فیلم که برای نخستین بار در تاریخ سینمای ایران روی داده، از مهمترین دستاوردهای فیلم است. این فیلم همچنین به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار هشتاد و یکم انتخاب شد.

"آواز گنجشک‌ها" از چهارشنبه دهم مهر در گروه سینمایی استقلال اکران شد و پس از 24 روز نمایش در 15 سینما 000/100/148 تومان فروش کرد. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/900/3 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/000/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است.

"کنعان" سومین فیلم مانی حقیقی و داستان زوج مینا و مرتضی است که تصمیم گرفته‌اند پس از 10 سال از هم جدا شوند. آنها می‌خواهند طلاقشان را رسمی کنند، اما بازگشت ناگهانی آذر خواهر مینا شرایط را تغییر می دهد. محمدرضا فروتن، ترانه علیدوستی، افسانه بایگان و بهرام رادان بازیگران اصلی فیلم هستند.

از دیگر بازیگران این فیلم می‌توان به نقی سیف‌جمالی، حسن معجونی، امیر نصیری یکتا، شیرین زنگنه، محسن شاه‌ابراهیمی، عاطفه تنهایی، آزیتا رایجی و همچنین نویسندگان فیلمنامه: حقیقی و اصغر فرهادی، مدیر فیلمبرداری: حسن کریمی و تدوینگر: مستانه مهاجر اشاره کرد. "کنعان" به تهیه‌کنندگی مصطفی شایسته ساخته شده است.

"کنعان" در بخش مسابقه سینمای ایران و بین‌الملل جشنواره فجر و جشن خانه سینما حضور داشت. این فیلم از چهارشنبه دهم مهرماه در گروه سینمایی آزادی اکران شد و پس از 24 روز نمایش در 17 سینما 000/800/283 تومان فروش کرد. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/800/3 تومان بود که نسبت به هفته گذشته حدود 000/400/1 تومان افت فروش روزانه داشته است.

"سه زن" دومین فیلم منیژه حکمت پس از "زندان زنان" و روایتگر قصه سه نسل از زنان جامعه است که یکدیگر را گم کرده‌‌ و در جستجو برای یافتن پیوندهای گمشده یکدیگر را بازمی‌یابند. نیکی کریمی، مریم بوبانی، پگاه آهنگرانی، رضا کیانیان، بابک حمیدیان، صابر ابر، آتیلا و ستاره پسیانی از بازیگران این فیلم هستند.

این فیلم به نویسندگی نغمه ثمینی محصول سال 85 است که آنونس آن را سامان مقدم ساخته و در جشنواره‌های متعدد خارجی حضور پیدا کرده است. "سه زن" از چهارشنبه دهم مهرماه در گروه سینمایی عصر جدید اکران شد و پس از 24 روز نمایش در 13 سینما 000/200/146 تومان فروش کرد. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/300/3 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/100 تومان رشد فروش روزانه داشته است.

"دعوت" ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در حوزه سینمای اجتماعی قرار دارد و روایتی اپیزودیک از واکنش زوج‌های مختلف در مواجهه با مسئله سقط جنین است. محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگار فروزنده، سارا خوئینی‌ها و محمدرضا شریفی‌نیا بازیگران فیلم هستند.

این فیلم از چهارشنبه سوم مهرماه در گروه سینمایی آفریقا با یک سینما آغاز کرد که از دهم مهر سینماهای دیگر هم به آن اضافه شد. "دعوت" پس از 24 روز نمایش در 16 سینما 000/400/536 تومان فروش داشت. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/300/9 بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/300/2 تومان افت فروش روزانه داشته است.

"نسکافه داغ داغ" ساخته علی قوی‌تن، یک موزیکال خانوادگی و داستان زنی است که به گویندگی برنامه‌های عروسکی علاقه دارد، اما همسرش که یک کارخانه عروسک‌سازی را اداره می‌کند، با او مخالف است. زنده‌یاد خسرو شکیبایی، یکتا ناصر، افسانه چهره‌آزاد، داود اکرمیان، السا فیروزآذر، بابک نوری، آیه ابراهیمی، بیتا سحرخیز، جلال‌الدین معیریان، صبا حاج‌اسحاق و کورش یونسی بازیگران فیلم هستند.

از عوامل تولید فیلم می‌توان به تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان: ع. قوی‌تن، مجری طرح و مدیر تولید: داریوش بابائیان، مدیر فیلمبرداری: علی اللهیاری، طراح گریم: ج. معیریان، صدابردار و صداگذار: فرهاد ارجمندی، آهنگساز: حمیدرضا صدری و روابط عمومی: مسعود نجفی اشاره کرد.

"نسکافه داغ داغ" از چهارشنبه سوم مهرماه در گروه سینمایی قدس اکران شده و پس از 31 روز نمایش در 6 سینما 000/300/71 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه پنجم آبان 000/100/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/500 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
__________________

واکنش مجيد مجيدي به ديدار سينماگران با رئيس‌جمهوري در نشست نقد و بررسي «آواز گنجشک‌ها»:
«فکر مي‌کنم بايد سينما را رها کنم»


سينماي ما- مجيد مجيدي در نشست فيلم «آواز گنجشک ها» در کوي دانشگاه، نسبت به ديدار سينماگران با رئيس جمهور، انگ هايي که به او مي چسبانند و برخي بداخلاقي هاي سياسي، اجتماعي و مطبوعاتي واکنش نشان داد. جلسه نقد و بررسي فيلم «آواز گنجشک ها» با حضور مجيد مجيدي (کارگردان)، مهران کاشاني (فيلمنامه نويس) و علي معلم (منتقد) در کوي دانشگاه برگزار شد. بنابراين گزارش، مجيد مجيدي با اشاره به ديدار گروهي از سينماگران با رئيس جمهور اظهار داشت؛ مثل اينکه کساني که از سينماگران براي اين ديدار دعوت کرده اند، خواب نما شده اند، چون اگر سينما براي آنان مهم است، چرا پس از سه سال و نيم که از عمر دولت مي گذرد اين کار را کرده اند و اگر سينما برايشان مهم نبوده چرا اصلاً سينماگران را دعوت کردند؟ وي افزود؛ با چنين شرايطي آدم احساس مي کند بازيچه شده و شأن و منزلت خود را از دست داده است. مجيدي ضمن بيان اين مطلب که در نشستي که در شيراز داشته، از او پرسيدند آيا مي خواهد فيلمي در مورد دولت بسازد، گفت؛ وقتي اين سوال را شنيدم بسيار دگرگون شدم. آيا انتشار اين خبر يک گروگانگيري و قرار دادن يک فيلمساز در يک عمل انجام شده نيست؟ شأن هنرمند بسيار بالاتر از اين است که براي رئيس جمهورها و دولت ها فيلم بسازد. من به شأن مردمي رئيس جمهور احترام مي گذارم ولي معتقدم رئيس جمهورها مي آيند و مي روند ولي هنرمندان و اثرشان جاويدان است. مجيدي از دانشجويان خواست از هيجانات کاذب بپرهيزند و همگام با اصول و مباني انقلاب و اسلام حرکت کنند. وي در پاسخ به اين سوال که آيا او يک هنرمند دولتي است، گفت؛ شما چه چيزهايي را از من جمع کرده ايد و چه اتفاقي افتاده است که مي گوييد مجيدي فيلمسازي دولتي است؟ اين سوال از جمله بداخلاقي هايي است که روح انسان را مکدر مي کند. بعضي وقت ها با توجه به اين بداخلاقي ها، فکر مي کنم بايد سينما را رها کنم. مجيدي افزود؛ اين اخلاق بسيار بدي است که به همين راحتي به يک فيلمساز انگ بزنند. ما به راحتي سرمايه هاي ملي مان را يک شبه حذف مي کنيم و متاسفانه اين گونه اخلاق ها در ما بسيار طبيعي شده است. علي معلم منتقد نيز در ادامه اين نشست از سينماي مجيدي سخن گفت. او با اشاره به اينکه مجيدي فيلمسازي است که از سوي دو جريان مورد انتقاد قرار مي گيرد، افزود؛ يک جريان که مي گويد مجيدي فيلمسازي دولتي است و مي خواهد ارزش هايي را به صورت کپسوله به مخاطب عرضه کند. از سوي ديگر جرياني که معتقد به سخن گفتن مستقيم از ارزش ها هستند و معتقدند مجيدي جزء جريان هاي جهاني و خودباخته غرب است. وي افزود؛ يکي از اين قابليت ها استفاده درست از دستور زبان و گرامر سينما در ارتباط با مخاطب است. داريوش مهرجويي، عباس کيارستمي و مجيد مجيدي فيلمسازاني هستند که با مديوم سينما با مخاطبين جهاني ارتباط برقرار مي کنند. مهران کاشاني فيلمنامه نويس «آواز گنجشک ها» نيز در اين نشست حضور داشت.
__________________

بيانيه شوراي مرکزي کانون کارگردانان درباره برخورد و رفتار مديران و سياست‌هاي بنياد فارابي:
«نقطه پايان اين روند بدون شک به تعطيلي سينماي ايران خواهد کشيد»


سينماي ما- شوراي مرکزي کانون کارگردانان سينماي ايران ديروز با انتشار بيانيه يي مسائلي را درباره نحوه برخورد و رفتار مديران بنياد فارابي مطرح و از سياست هاي اين بنياد انتقاد کرد. در اين بيانيه آمده است: کانون کارگردانان سينماي ايران در پي مراجعات و مطالبات مکرر اعضاي خود درباره رفتار و برخورد مديران بنياد سينمايي فارابي بر خود واجب مي داند درباره مديريت فعلي بنياد مذکور مواردي را اعلام کند. گرچه کانون کارگردانان معتقد است مديريت فعلي بنياد سينمايي فارابي نتيجه بديهي نگرش کلان مديران سينمايي کشور است که در زمان مقتضي به آن خواهيم پرداخت ولي بنياد سينمايي فارابي که همواره نهادي بوده جهت حمايت اصولي دولت از توليد در سينماي ايران و در دوره هاي گذشته نيز کم و بيش چنين رويکردي داشته، در دوره مديريت فعلي خود و در سايه نگرش منفي ايشان به سينماي ايران و نيز به دليل منش تعجب برانگيز مسوولان فعلي آن در تعامل غلط با سينماگران به نهادي نه تنها بي اثر و بي فايده که حتي بنيادي ايستاده در برابر سينماي ملي ايران تغيير ماهيت داده است. مديرعامل فعلي بنياد فارابي که بي هيچ سابقه يي در سينما چه در عرصه مديريت و چه در عرصه توليد، بيش از يک سال است اداره اين بنياد را با انتصاب از طرف دولت بر عهده گرفته در شيوه مديريتي با بسته نگاه داشتن درها به روي سينماگران، پرهيز از ديدار فردي و گروهي، بي پاسخ گذاشتن عمده درخواست ها و ارائه ديدگاه هايي که آرمان «تعطيلي سينما» در آن جلوه مي کند، بنياد فارابي را از تنها نهاد رسمي نماينده دولت جهت حمايت از سينماي ملي ايران به نهادي تزييني و مايه نااميدي و آزردگي سينماگران تبديل کرده است. ما در سالي به سر مي بريم که بودجه اختصاص يافته به سينماي ايران به لطف دلسوزانش سه برابر شده، اما به يمن اين مديريت توليد نسبت به سال هاي قبل به يک چهارم کاهش يافته است و در برابر کليه درخواست هاي بحق کارگردانان سينماي ايران به جز رفتارهاي تحقيرآميز رفتار ديگري ديده نمي شود. اکنون بايد پرسيد، چنين نهادي بر چه اساس و با چه معياري و با کدام زمينه يي از اعتماد، شايستگي دريافت مستقيم ماليات شهروندان براي کمک به سينماي ايران را دارد؟ از آن مهم تر، در آستانه سي سالگي انقلاب و با توجه به تصميم هاي غلط ايشان درباره يکي از بزرگ ترين جشن هاي انقلاب يعني جشنواره فيلم فجر کدام مرجع يا کدام مقام دولتي بايد عملکرد مديران فعلي بنياد فارابي را ارزيابي کند؟ و سرانجام اينکه، نقطه پايان اين روند که در صورت ادامه، بدون شک به تعطيلي سينماي ايران خواهد کشيد، کجاست؟ کانون کارگردانان سينماي ايران ضمن ابراز نگراني از رفتار و سياست هاي در پيش گرفته مديران فعلي بنياد فارابي خواستار توجه و رسيدگي مديران ارشد فرهنگي به اين گونه رفتارها که هدف و سياستي غير از تعطيلي سينما را در ذهن ندارند، است. در همين حال ساعتي بعد بنياد سينمايي فارابي نيز در پاسخ به بيانيه شوراي مرکزي کانون کارگردانان سينماي ايران معترضان را به صبوري دعوت کرد و از آنان خواست عملکرد فارابي را در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر به تماشا بنشينند. در پاسخ فارابي آمده است؛ بنياد سينمايي فارابي طبق رويه سال هاي گذشته توفيق حمايت از سينماي ايران را برعهده داشته و از تمام تلاش خود بهره گرفته است. در واقع اين بنياد نقش خود را در حمايت از توليدات هدفمند و ارزشي ايفا کرده و چنانچه دوستان صبوري داشته باشند قسمتي از اين عملکرد را در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر شاهد خواهند بود. فارابي که بيانيه کارگردانان را حاوي نکات ضد و نقيض مي داند در پاسخ خود آورده است؛ به نظر مي رسد اين بيانيه صرفاً نظر طيف خاص کارگردانان است. اصولاً فارابي بيشتر با تهيه کنندگان در ارتباط است، اما تعداد زيادي کارگردان نيز در يک سال گذشته با فارابي در ارتباط بوده و بر اساس قواعد و ضوابط از تسهيلات مورد نظر برخوردار شده اند. در واقع به تعداد توليدات سال اخير سينماي ايران فارابي با تهيه کنندگان و کارگردانان در ارتباط بوده و از عمده اين توليدات حمايت شده است.
__________________

رضا ناجي از زندگي و بازيگري مي‌گويد:
اين‌جا زياد تحويلم نمي‌گيرند و مي‌گويند شهرستاني است، اما كشورم را خيلي دوست دارم



سينماي ما- رضا ناجي گفت: بعضي‌ها مي‌گويند ناجي تحصيلات دانشگاهي ندارد؛ درحالي‌كه من 50 سال است مقابل دوربين هستم و كار مي كنم. اين بازيگر كه اين روزها فيلم «آواز گنجشك‌ها» را در حال اكران دارد و تصاويرش با خرس نقره‌اي جشنواره فيلم برلين در سطح تهران خودنمايي مي‌كند با اشاره به سوابق كار هنري‌اش اظهار داشت: شغل اصلي من مكانيك بود و از سال 41 در خدمت سربازي در ارتش براي امرارمعاش مكانيكي مي‌كردم و به بازيگري هم عشق داشتم. سال 43 در پادگان اروميه نمايشي به نام «غلام يحيي» نوشتم كه هم كارگرداني و هم بازي كردم.
وي ادامه داد: بعد از سربازي به تهران آمدم و در آموزشگاه‌ها تعليم رانندگي مي‌دادم و وقت‌هاي خالي هم به استوديوها مي‌رفتم و نقش سياه لشگر بازي مي‌كردم. اما بعد از مدتي ديدم اين خواسته من نيست و بايد بازي كنم كه سراغ عباس جوانمرد رفتم و دوره نمايش ديدم. سال 50 استخدام نيروي هوايي شدم و گروه تئاتر در اختيارم گذاشتند و هرسال 2 نمايش اجرا مي‌كردم و بعد از تأسيس تلويزيون تبريز به آن‌جا رفتم.
ناجي فيلم «فرار از جهنم» را اولين كار سينمايي‌اش عنوان كرد و اظهار داشت: سال 74 نقش سه‌دقيقه‌اي در تيتراژ اين فيلم به كارگرداني شفيع آقا محمديان داشتم تا اينكه در سال 75 با «بچه‌هاي آسمان» به سينماي ايران معرفي شدم. براي اين فيلم مجيدي دنبال يك بازيگر آذري مي‌گشت كه بعد از تست‌گرفتن از 2500 نفر كسي را پيدا نكرده بود و حسن نجفي كه مسوول دفتر انجمن سينماي جوانان تبريز بود 60 نفربه ايشان معرفي كردند كه در نهايت من انتخاب شدم و در جشنواره 15 فجر هم ديپلم افتخار دريافت كردم و از آن به بعد يك‌به‌يك كار كردم.
وي «تولد يك پروانه» مجتبي راعي ،«باران» و «بيدمجنون» مجيد مجيدي و «پرنده باز كوچك »و «او» رهبر قنبري را از ديگر كارهايش برشمرد. اين بازيگر با اشاره به حضورش در فيلم «آوازگنجشك‌ها» گفت: معمولا وقتي مجيدمجيدي كاري مي‌نويسد به من حرف‌هايي مي‌زند و براي اين كار هم گفت فيلم‌نامه‌اي دارد كه شخصيت كاراكترش مانند من است اما سنش به من نمي‌خورد ودنبال يك فرد 45 ساله مي‌گشت و گفت اگر پيدا نكنم از تو استفاده مي‌كنم و حتي چند نفر را هم خودم معرفي كردم.
وي افزود: من عاشق كارهاي مجيدي هستم و هركاري بسازد اگر نباشم حسودي نمي‌كنم و آرزو مي‌كنم، شخصي هم اگر پيدا مي‌شود جنس خودش باشد و مجيدي كار خوبي ارايه دهد. براي اين فيلم در حدود 9 ماه 3500 نفر تست دادند تا در نهايت بعد از عيد نوروز مجيدي من را صدا كرد و به مزرعه پرورش شترمرغ رفتيم و تست گرفت.
ناجي ادامه داد: تا آن‌زمان شترمرغ از نزديك نديده بودم و از كارگرهاي افغاني آن‌جا اطلاعاتي از شترمرغ‌ها گرفتم. از من خواستند به شترمرغ‌ها غذا بدهم و لباس مخصوص پوشيدم و داخل رفتم و حدود 6 دقيقه فيلم گرفتند و همان شب به تهران آمدند و آن تصاوير را در سينما ديدند كه فردايش قرارداد بستند و مقابل دوربين رفتم و خدا را شكر روسفيد درآمدم.
ناجي تصريح كرد: مجيدي مي‌ترسيد بيايم و نتوانم با شترمرغ‌ها ارتباط برقرار كنم و نتوانم موتورسواري كنم. 20 روز با شترمرغ‌ها فيلم‌برداري داشتيم كه خيلي سخت بود و صحنه‌هايي داشتيم كه از داخل هلي‌كوپتر فيلم‌برداري مي‌شد كه باد آن دو بار من را با موتور به زمين انداخت و خوشحالم كه اين سختي‌ها جواب داد و فيلم مورد توجه قرار گرفت. در واقع مردم جنس اصلي را دوست دارند و مي خواهند بازيگر خودش باشد و اداي بازيگران را درنياورد.
ناجي درباره شيوه كار مجيدي با او گفت: مجيدي فيلمنامه نمي‌دهد. اول چهارچوب را مي‌گويد و شخصيت را توضيح مي‌دهد و هر روز سكانس موردنظر را مي‌داد و بعد از تمرين فيلمبرداري مي‌كرديم.
اين بازيگر كه با اين فيلم موفق به دريافت جايزه خرس نقره‌اي جشنواره برلين شد درباره آن اظهار داشت: قبل از جشنواره گفتم براي جايزه نمي‌روم و مي‌روم آن‌جا را ببينم. قبلا آمريكا و ژاپن مرا براي «بچه‌هاي آسمان» دعوت كرده بودند، اما با توجه به اينكه در ارتش بودم نگذاشتند بروم و بعد از بازنشستگي «بيد مجنون» را در فرانسه كار كرديم و براي برلين هم گفتم همه‌چيز مهيا است كه برلين را هم ببينم، رفتم استقبال بسيارخوبي از فيلم شد و سرانجام هم قسمت شد و خرس را گرفتيم.
اين بازيگر خاطر نشان كرد: دوست داشتم وقتي از برلين برمي‌گرديم از مجيدي استقبال شود. او در سينماي ايران خيلي زحمت كشيده و مردم و مديران بايد به استقبالش مي‌آمدند. در دنيا سينماي ايران را با مجيدي مي‌شناسند و همه فيلم‌هايش بسيار مطرح شده است. اما به جز خانواده من وايشان و جواد نوروزبيگي كسي به استقبال نيامد. البته در تبريز استقبال بسيار خوبي از من شد و برايم سنگ تمام گذاشتند.
وي اين جايزه را در روند كاريش بي‌تاثير دانست وگفت: سعي مي‌كنم در سينما كارم را خوب انجام دهم كه مردم باورشان شود. من نقش‌هاي خيلي متفاوتي كار كردم كه هيچ‌كدام به هم شباهت نداشته و سعي مي‌كنم كاركتري كه نوشته مي‌شود حرف‌هاي كارگردان را بگيرم مال خود كنم و در آن نوشته حل شوم تا مردم باور كنند و وقتي مردم باور كنند آن‌وقت خيلي خوشحال و راضي مي‌شوم كه يك كار درست انجام داده‌ام.
ناجي درباره عضويتش در انجمن بازيگران اظهار داشت: من سال‌ها كار بدلكاري مي‌كردم و صدمات زيادي هم ديدم كه بعد از«بچه‌هاي آسمان» عضو انجمن بدلكاران شدم وبعد از جايزه برلين هم دعوتم كردند و ضمن تقدير، عضو افتخاري انجمن بازيگران شدم كه البته هنوز كارت نگرفتم.
وي كه كانديد دريافت جايزه بازيگري آسياپاسفيك نيز شده است درباره آن گفت: هركه جايزه ببرد به او تبريك مي‌گويم، جشنواره‌هاي بين‌المللي مثل بعضي جشنواره‌هاي ما نيست كه باندبازي شود و اكثر داوران از كشورهاي ديگر انتخاب مي‌شوند و انتخاب‌ها درست انجام مي‌شود.
ناجي درباره نقش‌هايي كه دوست دارد بازي كند اظهار داشت: نقش شاعرها را خيلي دوست دارم و در فيلم طنزي كه پيام‌دار باشد و لودگي نداشته باشد علاقمندم بازي كنم.
وي با بيان اينكه خوب بودن نقش برايم در وهله اول اهميت دارد گفت: دوست دارم فيلم‌نامه خوبي بازي كنم. دنبال ماديات هم نيستم و بگوييم جايزه برلين گرفتم و بايد 50 ميليون دستمزد بگيرم، اين‌گونه نيست و كار خوب باشد مفت هم كار مي‌كنم. امسال «پاي پياده» را براي فريدون حسن پور بازي ‌كردم كه سه نسل را نشان مي‌دهد و خيلي خوشم آمد و هرچه نوشتند قبول كردم.
اين بازيگر با اظهار علاقه به بازي در آثار خارجي اظهار داشت: اگر كشوري از من بخواهد در چهارچوب جمهوري اسلامي قبول مي‌كنم با وجود اين‌كه در اينجا زياد تحويلم نمي‌گيرند و مي‌گويند شهرستاني است اما كشورم را خيلي دوست دارم و در چهارچوب كشورمان دوست دارم همكاري ‌كنم.
وي افزود: من به مردم دنيا تعلق دارم و استعدادي كه خدا به من داده ديگر مال خودم نيستم و سعي مي‌كنم كاري ارايه كنم كه ملت دنيا از آن استفاده كنند. ما در ايران بهترين بازيگران را داريم كه همه مي‌توانند جهاني شوند.
اين بازيگر كه در تبريز زندگي مي كند با بيان اينكه در اين شهر بسيار راحت هستم و همه او را مي‌شناسند گفت: در تبريز بهترين جا زندگي مي‌كنم و اگر بخواهم براي سكونت به تهران بيايم نمي‌توانم خانه مناسبي بگيرم در واقع به خاطر رفت و آمد زيادم دوست داشتم در تهران ساكن شوم كه برايم ميسر نيست.
وي همچنين با انتقاد از وضعيت سينماهاي تبريز گفت: «آواز گنجشك ها» در تبريز در حال اكران است، اما سينماهاي خوبي نيست و كيفيت خوبي ندارد به خاطر همين زياد استقبال نمي‌شود.
ناجي كه سه فرزند دارد با اشاره به اينكه هر سه فعاليت هنري دارند اظهار داشت: پسرم در تهران موسيقي كار مي‌كند و گاهي در تبريز بازي هم مي‌كند. دخترم دانشجوي معماري است و دختر بزرگم هم در تبريز موسيقي كار مي‌كند به آ نها گفته‌ام كه در ايران بايد شغل داشت و نمي‌توان از هنر نان درآورد.
اين بازيگر در پيان سخنانش با تقدير از كساني كه برايش زحمت كشيده‌اند گفت: هميشه گفته‌ام شاگرد عباس جوانمرد و ابراهيم‌ آبادي بودم و استاد سوم من مجيد مجيدي است كه من را كه يك بازيگر شهرستاني بودم كشف كرد و به سينماي ايران و دنيا معرفي كرد.
__________________

بازيگران با تهيه‌كنندگان براي بحث درباره دستمزدها ديدار مي‌كنند


سينماي ما- رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران، از مذاكره انجمن بازيگران با شوراي عالي تهيه‌كنندگان براي بحث در مورد دستمزد بازيگران خبر داد. رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران گفت: پس از مطرح شدن موضوع دستمزد بازيگران توسط شوراي عالي تهيه كنندگان ما نامه اي از اين شورا داشتيم كه درخواست مذاكره در اين مورد را كرده بود.
وي افزود: در جلسه ديروز شوراي مركزي انجمن بازيگران سينماي ايران تصويب شد تا با نمايندگان شوراي عالي تهيه كنندگان به زودي ديداري داشته باشيم به همين خاطر نامه‌اي به اين شورا ارسال شد تا اين شورا سه نفر از اعضاي خود را با عنوان نماينده به انجمن بازيگران معرفي كند تا در جلسه‌اي مشترك بتوانيم در مورد مسئله دستمزد بازيگران بحث كنيم.
رشيدي درباره مسائل مطرح شده در هفته گذشته پيرامون دستمزد بازيگران گفت: پسنديد‌ه‌تر اين بود كه پس از عمومي كردن اين موضوع اين مسئله با انجمن بازيگران مطرح مي‌شد تا قبل از مطرح شدن آن در سطحي وسيع بتوانيم اين قضيه را حل كنيم، چون بازيگران نيز به اندازه تهيه كنندگان دلسوز سينما هستند و مي‌خواهند سينما به بهترين شكل فعاليت كند. اما متأسفانه ما در اين جريان يك طرفه محكوم شده‌ايم.
وي افزود: متأسفانه قانوني نيست كه تمام بازيگران بايد عضو اين انجمن باشند و در حال حاضر هم معلوم نيست بعضي بازيگراني كه به نظر تهيه كنندگان دستمزدهاي بالا مي‌گيرند عضو اين انجمن هستند يا نه. در بعضي از موارد نيز به نظر من خود تهيه كنندگان تقصير دارند چون در برابر خواسته‌هاي بازيگران تمكين مي‌كنند.
رشيدي افزود: انجمن بازيگران حاضر است درباره كليه مسائل سينمايي كه به اين انجمن و اعضاي آن مربوط است با صنوف سينمايي مذاكره كند و اقدامات لازم را براي رضايت صنوف مختلف انجام دهد و اميدوارم قضايا از اين پس به شكلي نباشد كه اين انجمن به شكلي يك طرفه محكوم شود.
__________________

در حال حاضر 114 فيلم سينماي ايران در مراحل مختلف توليد است


سينماي ما- 114 فیلم سینمایی تا اول آبان‌ماه 87 از اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه‌ای معاونت امور سینمایی وزارت ارشاد پروانه ساخت گرفته و در مراحل تولید و پیش از تولید سینمای ایران قرار دارند. روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد بر اساس گزارش واحد پشتیبانی تولید بنیاد از میان آثار امسال 20 فیلم آماده نمایش، 12 فیلم در مرحله صداگذاری، 12 فیلم در مرحله تدوین، 9 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 56 فیلم در مرحله پیش از تولید هستند و 2 فیلم نیز اکران شده است.

آماده نمایش:
"دلداده" قدرت‌الله صلح میرزایی، "حیران" شالیزه عارف‌پور، "محافظ" محمدجواد کاسه‌ساز، "یک اشتباه کوچولو" محسن دامادی، "کتاب قانون" سیدمازیار میری، "چهره به چهره" علی ژکان، "نیلوفر" سابین ژمایل، "نامزد آمریکایی من" داود توحیدپرست، "پاتو زمین نذار" ایرج قادری و "خروس جنگی" (تلخ و شیرین ) مسعود اطیابی. "سوپر استار" تهمینه میلانی، "یک وجب از آسمان" علی وزیریان، "آنسوی رودخانه" عباس احمدی‌مطلق، "صندلی خالی" سامان استرکی، "می‌زاک" حسین علی لیالستانی، "چار چنگولی" سعید سهیلی، "پوسته" مصطفی آل‌احمد، "صداها" فرزاد موتمن، "تاکسی نارنجی" ابراهیم وحیدزاده و "چشمک" جهانگیر جهانگیری.

صداگذاری:
"عیار 14" پرویز شهبازی، "هفت و پنج دقیقه" محمدمهدی عسگرپور، "امشب شب مهتابه" محمدهادی کریمی، "لاک‌پشت‌ها" ابوالحسن داودی، "پسر تهرانی" کاظم راستگفتار، "درباره الی" اصغر فرهادی، "کیش و مات" محمد حیدری، "پاداش" کمال تبریزی"، "نظام از راست" محمد ورزی و "دو خواهر" اصغر بانکی. همچنین "رقص با رویا" محمود کلاری و "گزارش مریم" اسماعیل براری در مرحله صداگذاری غیر فعال هستند.

تدوین:
"وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی، "فرزند صبح" بهروز افخمی، "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی، "دوزخ، برزخ، بهشت" بیژن میرباقری، "کودک و فرشته" مسعود نقاش‌زاده، "بیست" عبدالرضا کاهانی، "حریم" سیدرضا خطیبی سرایی، "ملک سلیمان" شهریار بحرانی، " بیرون آوردن مردگان" جواد افشار، "بی‌پولی" حمید نعمت‌الله، "پای پیاده" فریدون حسن‌پور و "لالایی" منیژه حکمت.

فیلمبرداری:
"شبانه‌روز" امید بنکدار و کیوان علیمحمدی، "تردید" واروژکریم مسیحی، "آنسوی پرچین" محسن محسنی‌نسب ، "پستچی سه بار در نمی‌زند" حسن فتحی، "اخراجی‌ها 2" مسعود ده‌نمکی، "دلخون" محمدرضا رحمانی . همچنین "در شب عروسی" رضا قهرمانی، "کارناوال مرگ" رضا اعظمیان، "نطفه شوم" کریم آتشی در مرحله فیلمبرداری متوقف هستند.

سایر فیلم‌های این فهرست (59 عنوان) در مرحله پیش از تولید هستند که از این تعداد پیش‌تولید 34 فیلم آغاز شده است . فیلم‌های "مانگدیم" حسین محجوب ، "باورم کن" حسین‌پور و جهاندخت خادم و "باد گاهی می‌وزد" فیما امامی در مرحله پیش‌تولید متوقف شده‌اند.
__________________

باز هم يك پروژه ديگر به كارگرداني افخمي؟
بهروز افخمی زندگی شهید موحد دانش را به تصویر می‌کشد


سينماي ما- بهروز افخمی فیلمنامه‌ زندگی سردار شهید ‌علیرضا موحد دانش را می‌نویسد و خود آن را کارگردانی می‌کند. داود هاشمی تهیه‌کننده این پروژه گفت: تحقیقات این پروژه اخیراً به سرپرستی هادی نایجی به پایان رسیده و آن را در اختیار بهروز افخمی قرار داده‌ایم تا فیلمنامه را بنویسد و آن را کارگردانی کند. همچنین قصد دارم درباره زندگی سرداران شهید حاج حسین اسکندرلو و حاج یدالله کلهر هم فیلمی تهیه کنم.
وی در ادامه افزود: تحقیقات پروژه شهید کلهر تا دو هفته دیگر به پایان می‌رسد و مقدمات تحقیقات پروژه زندگی شهید اسکندرلو به تازگی شروع شده است. هنوز قالب سینمایی و تلویزیونی این پروژه‌ها مشخص نیست. هاشمی خاطر نشان ساخت: در این پروژه سعی می‌کنیم به زندگی سه شهید قبل از شهادت‌‌ آن بپردازیم، چرا که این سه شهید از سرداران موثر در عملیات‌ها بودند.
افخمی این روزها در حال کارگردانی فیلم تلویزیونی "11 دقیقه و 30 ثانیه" است. "عروس"، "جهان پهلوان"، "شوکران" از فیلم‌های سینمایی اوست. شهید موحد دانش که نقشی فعال در آزادی خرمشهر داشت 13 مرداد 1362 در عملیات والفجر 2 در 25 سالگی به شهادت رسید. او هنگام شهادت فرمانده تیپ 10 سید‌الشهدا (ع) بود.
__________________

يك گفت وگوی جنجالي با نیکی کریمی درباره خودش و سينماي ايران:
روزی نیست که به کیارستمی فحش ندهیم




سينماي ما- نازنین متین نیا: گفت وگویی با نیکی کریمی در نشريه مشق آفتاب انجام شده که دراین گفت وگو نیکی کریمی گفته یک وبلاگ خوان حرفه ای است. کریمی دراین مصاحبه گفته برخی انتقادها به خاطر لحن بد و بی احترامی که پشت آن بوده او را ناراحت کرده است .نیکی کریمی معتقد است انتقادکردن وصریح حرف زدن با توهین کردن دو مقوله بسیار متفاوت است .
او در ادامه گفته که :هیچ وقت از من متعجب نشوید شاید همین پس فردا دریک سریال هم بازی کنم.من دوست دارم که آدمها را متعجب کنم. کریمی ادامه داده : اگر بخواهم خیلی گزیده کار کنم شاید شاید سالی یک فیلم هم نداشته باشم .من تابه امروز سی فیلم بازی کردم که دوسه تااز آنها فیلمهای خوبی نیستند و همه می گویند چرا این فیلمها را بازی کردی< اما من دلایل زیادی داشتم که یا مالی بوده یااینکه شرایطی داشته که فکر کردم بهتر است که کاررا قبول نکنم.
به نظرم بدون دلیل سلیقه های شخصی را به عنوان نظر همه بیان کردن ،باعث می شود که سینماگران نسبت به کسی که درسینما قلم می زنند بی اعتنا شوند چرا درایران وقتی سینماگری به پختگی می رسد به جای استفاده از تجربیاتش سعی در حذف او داریم؟
نیکی کریمی درادامه مصاحبه جنجالی خود گفته است :چرا هنرمندان را با نقدهای غیر کارشناسانه مورد بی مهری قرار می دهیم که منزوی شوند.علی حاتمی تا زنده بود همیشه مورد انتقاد بود یادم می آید سر فیلم مادر برایش نوشتند که چه فرقی می کند چای را درسماور برقی دم کنیم یا سماور ذغالی.
سر امیر نادری بلایی آوردیم که آنقدراز ما دور شد که انگار از اول هم با مانبود .ناصر تقوایی را خانه نشین کردیم و روزی نیست که به کیارستمی فحش ندهیم .بیضایی هر ده سال یکبار فیلم می سازد؛ خسرو شکیبایی همه چیز را در خودش ریخت و دق کرد و رفت و مسعود کیمیایی هم دیگر نمی تواند خودش باشد.اینهاهمه تبعات نگاه جوانمرگ پسند منتقد است .حالا در مطالبشان مرتب حسرت سینمای هالیوود را می خوردند ولی هیچ وقت نمی نویسند منتقدان در هالیوود کاری می کنند که کلینت ایستوود در ۹۰سالگی احساس زندگی وجوانی می کند.
وی درادامه گفته است :من بین کارهایم بالانسی ایجاد کرده ام؛ بین فیلمهایی که دوست داشتم و فیلمهایی که مردم دوست داشته اند و فکر می کنم این کارها جواب داده است. من اکثر کارهایم دلی است مگر اینکه هردو سه سال یکبار بخواهم فیلم پرفروش کار کنم. همین الان چند ماه است که دنبال کارهای فیلم جدیدم هستم ولی فیلمنامه ام ردشده است .
__________________

نشست خبري فيلم «خواب زمستاني» برگزار شد
قرار بود به جاي لادن مستوفي ليلا حاتمي بازي كند؛ اما...


سينماي ما- نشست خبري فيلم سينمايي «خواب زمستاني» به كارگرداني سيامك شايقي برگزار شد. سيامك شايقي كارگردان در نشست خبري فيلمش، درباره‌ انتخاب بازيگران اين فيلم گفت: از ابتدا كم و بيش نقش سه خواهر مشخص بود، تنها به جاي لادن مستوفي قرار بود ليلا حاتمي بازي كند كه به نظر من مستوفي انتخاب بهتري بود و چون در فيلم دوخواستگار متفاوت وجود داشت، هردو سليقه را مي‌توانست پوشش دهد.
وي ادامه داد: درباره‌ي آقايان هم شاهرخ فروتنيان از ابتدا مدنظر بود و حتي پاي گچ گرفته‌اش كه كاملا اتفاقي بود كمك كرد تا نقشش بهتر در آيد. عمار تفتي هم از قديم با من كار كرده بود و دوست داشتم بازهم كار كنيم و كوروش تهامي هم به‌همين صورت بود، اما روي نقش او بسيار كار شد و معتقدم انتخاب او و خواستگار دوم كه فرشيد منافي بازي كرد، خيلي تعيين‌كننده بود.
اين كارگردان با انتقاد از تبليغات نامناسب فيلم و عدم كمك شهرداري به آن گفت: متاسفانه شهرداري هيچگونه همكاري در زمينه‌ي تبليغات فيلم به ما نكرده است و حتي يك طرح ساده ما را كه در آن صورت بازيگران دركنار هم قرار گرفته بود به بهانه‌ اين‌كه مشكل دارند، رد كر اما تلويزيون يكسري آگهي‌هاي مجاني و تخفيف‌هاي ويژه‌اي درحد خودمان به فيلم داد كه البته درحد تبليغات فيلم‌هايي كه مرتب از تلويزيون پخش مي‌شود نبود و ما بودجه چنين تبليغي را نداريم. از سوي وزارت ارشاد هم كمك‌هايي بابت تبليغات شده است، اما وسعمان بيش از اين نبوده و تصميم گرفتيم يك استارت مقدماتي بزنيم تا بعد تبليغات را گسترش دهيم.
شايقي در بخش ديگري از سخنانش به موسيقي متن فيلم اشاره كرد و اظهار داشت: سعيد شهرام جزو افتخاراتي است كه از كشف‌هاي من براي سينما به حساب مي‌آيد كه با «رنو تهران 29 »كارش بازتاب پيدا كرد و درچند فيلم و سريال باهم همكاري داشته‌ايم.
وي ادامه داد: نوع خاصي از موسيقي بعد از فيلم «باغ فردوس» در فيلم‌هايم استفاده كردم كه تجربه بسيار خوبي بود. اين موسيقي تلفيقي از موسيقي سنتي با موسيقي جاز و بلوز است كه در «باغ فردوس» به بهترين شكل اتفاق افتاد. اما در«خواب زمستاني» خواستيم فراتر برويم و خودمان را از ابتدا در فضاي ايراني قرار دهيم و دراين فضا به بلوز هم برويم ،البته درفيلم «راه و بيراه» هم اين كار را انجام داديم اما نقطه بلوغش در «باغ فردوس» بود.
شايقي با اشاره به شخصيت‌سازي توسط‌ سازها گفت: اگر سازها را به‌عنوان شخصيت اصلي درنظر بگيريم، علي‌رغم نزديكي سه‌شخصيت فيلم تفاوت‌هايي را باهم مي‌بينيم ولحنشان كه با يكديگر متفاوت است به‌همين دليل در لحظه‌هاي متفاوت نوع استفاده از سازها تغيير مي‌كند.
سعيد شهرام سازنده موسيقي هم كه دراين نشست حاضر بود با بيان اين‌كه تصميم گرفته است به‌همراه سيامك شايقي نوآوري جديدي براي فيلم داشته باشد گفت: خواستيم قابليت سازهاي ايراني را به‌گونه‌اي كه در شكل نقش‌ها تاثير داشته باشند، ايجاد كنيم و موسيقي فيلم تصوير كششي از نت‌ها به ما بدهد و به هيچ‌وجه از سازهاي ديگر به‌خصوص سازهاي الكترونيك كه تخصص من است درساخت موسيقي اين فيلم استفاده نشد.
وي افزود: در موسيقي «خواب زمستاني» هركدام از سازها دربخش‌هاي مختلف بيانگر حس و حال تصويري است كه اين سه‌خواهر دارند كه گاهي باهم تلفيق و گاهي از هم جدا مي‌شوند و معتقدم موسيقي اين فيلم يك كار نوآورانه است كه نظير آن را نديده‌ام و در واقع موسيقي «خواب زمستاني» تنها با سه ساز ني، تار و كمانچه ساخته شده است.
فاطمه معتمدآريا بازيگر اين فيلم هم درابتداي سخنانش با انتقاد از رسانه‌ها در تحريف صحبت‌هاي بازيگران گفت: متاسفانه هميشه حرف‌هاي ما را تحريف مي‌كنند، به‌همين دليل صحبت‌كردن برايم بسيار سخت است و هيچ مرجعي هم نيست كه رسيدگي كند به‌همين خاطر معتقدم دراين شرايط حرف نزدن بهتر است.
ي درباره‌ي تفاوت نقشش با كارهاي قبلي‌اش اظهارداشت: خيلي ساده‌نگري و ساده‌انگاري است كه فكر كنم براساس خصوصيات يك بازيگر به او نقش بدهند. بازيگر به هرحال بازيگر است و دليلي وجود ندارد كه يك بازيگر نقشي را بازي ‌كند كه به خصوصيات فيزيكي يا شخصيتي‌اش نزديك باشد و اين تصور كه بازيگر بايد براساس خصوصيات شخصي و فيزيكي‌اش نقش قبول كند غلط است.
اين بازيگر تصريح كرد: در دوره‌اي قرار داريم كه بازيگري و كار سينما فضاي علمي‌اش را از دست داده و وقتي تمام قواعد و اصول حرفه‌اي يك چيزي شكسته شود، طبيعي است كه از هر بازيگر انتظار داشته باشيم چيزي را ببينيم كه به خصوصياتش نزديك باشد.
معتمدآريا خاطرنشان كرد: درجامعه‌اي كه فقط در شكل ظاهري همه را به شكل مانكن‌هاي تركيه و يا مدل‌هاي كشورهاي عربي مي‌بينيم، بسيار مهم است كه زيبايي بصري مردم را به چه شكلي تغيير داده‌ايم كه زيبايي دروني را نمي‌بينند و به‌دنبال چيزي باشند كه از شوهاي عربي يا تركي مي‌بينيم و دراين صورت طبيعي است با ديدن شخصيت‌هايي مانند «گيلانه» و ياحتي همين «خواب زمستاني» براي مردم جذاب نباشد.
فرشيد منافي هم درادامه جلسه با اشاره به حضورش دراين فيلم و تفاوتش با اجراهاي راديويي و تلويزيوني‌اش گفت: شخصيت اصلي من نه شبيه آن شلوغ كاري‌هاي اجراست و نه اينقدر عصباني هستم اما نسبت به شخصيتي كه در «خواب زمستاني» بازي كردم نزديك‌تر هستم.
وي افزود: به خاطر 12 سال كار درراديو بيشتر صدايم براي مردم جا افتاده است، اما سعي مي‌كنم بدون توجه به اين موضوع راه خودم را بروم و به علاقه‌ام كه سينما و بازيگري است بپردازم. البته پيشينه اصلي من تئاتر است و از آنجا وارد نمايش‌هاي راديويي و بعد اجرا و دوبله شدم اما فضاي تئاتر در كشور ما چندان مناسب نيست و آنرا رها كردم.
عمار تفتي ديگر بازيگر اين فيلم نيز اظهار داشت: رابطه من با سيامك شايقي بسيار عميق تر از يك رابطه‌ي استاد و شاگردي است و بيشتر رابطه‌اي پدر و پسري است و ايشان براي اولين‌بار من را در پشت صحنه سريال «سياه سفيد خاكستري» پذيرفتند و خوشحالم هرچند سال يك‌بار يك كار سينمايي باهم انجام مي‌دهيم.
__________________

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387 10:55 توسط نويد



رضا درستكار، امير قادري و منوچهر اكبرلو؛
هيات منتقدان جشنواره رويش معرفي شدند


سينماي ما - اعضاي سه نفره هيأت منتقدان جشنواره سراسري فيلم كوتاه ديني رويش معرفي شدند. ستاد برگزاري جشنواره به منظور بالا بردن سطح نگرش فيلمسازان حاضر در بخش مسابقه و اعضاي «باشگاه رويش» و با هدف معرفي و شناخت مفاهيم ديني در قالب‌هاي سينمايي در طول برگزاري جشنواره و اكران فيلم‌ها در مشهد ، جلسات نقد و بررسي كليه آثار راه يافته به بخش مسابقه را با حضور هيأت منتقدان متشكل از "رضا درستكار"، "امير قادري" و "منوچهر اكبرلو" برگزار مي‌كند.
بيش از 70 فيلم راه‌يافته در بخش "اصلي" كه شامل مستند، داستاني و پويانمايي است با حضور منتقدين، كارشناسان ديني و كارگردان اثر در دو سالن نمايش‌دهنده فيلم‌ها و در دو نوبت مورد بررسي و ارزيابي قرار خواهد گرفت.
چهارمين جشنواره سراسري فيلم كوتاه ديني رويش 6 تا 9 آبان ماه در مشهد مقدس به همت حوزه هنري برگزار خواهد شد.
__________________
سایت معاونت سینمایی خبرداد؛
میتر حجار بازی در فیلم هالیوودی را تکذیب کرد


سينماي ما - ميترا حجار" بازيگر سينما كه ظرف روزهاي اخير زمزمه حضور او در فيلم آمريكايي Stellina Blue" به كارگرداني گابريل اسكات شنيده شد، بازي در اين فيلم را تكذيب كرد. به گزارش خبرنگار راه فيروزه به نقل از نزديكان اين بازيگر، حجار حضور در اين فيلم آمريكايي را تكذيب كرد و گفت :قصد بازگشت به ايران و ادامه بازيگري در سينما را دارم و هيچ برنامه اي براي بازي در فيلم هاي امريكايي ندارم. حجار مدتي است خارج از ايران بسر مي برد و آخرين حضور او در كسوت بازيگري مربوط به فيلم "زمستان است" ساخته رفيع پيتزمي شود. اين فيلم سه سال پيش ساخته شده است .
__________________

خداداد عزيزي از يك جشنواره سينمايي جايزه گرفت!
برندگان جشنواره گل‌آقا معرفي شدند


سينماي ما - طي مراسمي كه امشب در اريكه ايرانيان برگزار شد خداداد عزيزي، مرضيه برومند، كمال تبريزي، رضا عطاران و چند تن ديگر به عنوان برگزيدگان جشنواره كمدي گل‌آقا انتخاب شدند.
در مراسم دومين جشنواره فيلم كمدي گل‌آقا به دبيري عليرضا خمسه برگزيده طنز مكتوب بهترين كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس، بازيگر زن و مرد، تهيه‌كننده، سينماي كمدي انتخاب شد.
براساس اين گزارش، برگزيدگان اين جشنواره را مرضيه برومند، منوچهر احترامي، كمال تبريزي، رضا عطاران، ژاله صامتي، اصغر فرهادي و سيدجمال ساداتيان تشكيل مي‌دادند. در اين مراسم از خداداد عزيزي و سعيد پورصميمي تقدير به عمل آمد.
اين مراسم به گفته تمامي ميهمانان سينمايي يكي از باشكوه‌ترين جشنواره‌هاي سينمايي بود كه با شور و اشتياق مردم همراه شد.
در اين مراسم مهران رسام، مهتاب نصيرپور، سيدجمال ساداتيان، محمد متوسلاني، داوود رشيدي، داريوش اسدزاده‌، آناهيتا همتي، هوشنگ مرادي كرماني، فاطمه معتمد‌آريا، جعفر پناهي، رضا كيانيان، ابراهيم وحيدزاده، پانته‌آ بهرام، پرسيا بخت‌آور، حميد لولايي، بهرام عظيمي، نيما شاهرخ‌شاهي، صابر ابر و چند تن ديگر از هنرمندان حضور داشتند.
اين مراسم ساعت 30/19 آغاز و 30/22 به پايان رسيد.

نقد نویسنده سایت سینمای ما بر فیلم «دعوت»؛
این یک سقوط است؟!


سینمای ما - امیررضا نوری‌پرتو: پس از سال ها فيلم سازي ابراهيم حاتمي كيا درباره جنگ و آدم هايش و نقب او به معضلات و دغدغه هاي اجتماعي در يك دهه اخير، دعوت رويكرد جدي اين فيلم ساز شناخته شده سينماي پس از انقلاب به يكي از شايع ترين مشكلات روز جامعه، مساله سقط جنين، به شمار مي آيد. اما آخرين ساخته سينمايي حاتمي كيا پاسخ گوي مناسبي براي انتظار هوادارانش نيست و در خيلي زمينه ها كاستي هاي فراواني دارد.
دعوت ساختاري اپيزوديك دارد و هر اپيزود به شكلي جدا مشكلات يك زوج را در برابر بارداري ناخواسته يك زن به تصوير مي كشد. اما اپيزودها و كاراكترهاي فيلم هيچ انگيزه اي را در مخاطب به وجود نمي آورند. مشكل بزرگ فيلم را بايد به نبود يك انسجام قابل قبول روايي و ساختاري در هر اپيزود نسبت داد. شايد براي ارزيابي نكات ضعف و قوت فيلم بد نباشد هر بخش از فيلم به طور جدا مورد بررسي قرار گيرد.
اپيزود اول فيلم از اين جهت اهميت دارد كه دري است براي ورود تماشاگر به فيلمي كه هر اپيزود آن ساختار روايي تكراري و مشابه اي با ديگر بخش ها دارد. در حقيقت با ديدن دو اپيزود اول تكليف تماشاگر با كل اثر مشخص مي شود و اين فيلم است كه بايد در هر اپيزود دستمايه هاي دراماتيك محكم و خوبي براي جذب مخاطب داشته باشد. اما حاتمي كيا در رسيدن به اين هدف ناموفق عمل كرده است . اپيزود اول داستان شيدا صوفي (مهناز افشار)، يك بازيگر مشهور سينما، است كه از طريق تماس تلفني (موتيفي براي سكانس آغازين هر اپيزود) آزمايشگاه مي فهمد باردار شده و اين مشكل را سدي بر سر راه پيشرفت كاري خود مي داند (تم داستاني اين اپيزود فيلم شهرت ايرج قادري را به ياد مي آورد كه نزديك به ده سال است در توقيف به سر مي برد.). شخصيت ها در اين اپيزود همه در حد تيپ هايي سردرگم باقي مانده اند و هيچ يك مجالي براي عرض اندام پيدا نكرده اند. ترديد شيدا بر سر نگاه داشتن و يا سقط بچه اي كه در شكم دارد، شكل محكم و درگير كننده اي ندارد و كشمكش او با همسرش (سيامك انصاري) به عمق نمي رود. حتي در سكانسي كه شيدا از روي اسب مي افتد، به طور دقيق معلوم نمي شود كه او از سر تعمد اين كار را انجام داده يا خير؟ نقش همسر صوفي (سيامك انصاري) در اين داستان نامشخص است. تنها كنشي كه از او سر مي زند، غرولند و فرياد بر سر نگاه داشتن بچه و يا حضور بر سر صحنه هاي فيلم برداري اثري است كه همسرش در آن نقش اول را بر عهده دارد. از سويي ديگر تاكيد فيلم بر حضور شخصيتي همانند همكار شيدا (محمدرضا شريفي نيا) منطق چنداني ندارد و انگيزه او از نيش و كنايه هايش به شيدا هيچ گاه باز نمي وشد. در صورتي كه اگر زمان اين اپيزود تا اين اندازه فشرده نبود، ارتباط ميان شيدا، همسرش و همكارش ( كه به نظر مي رسد عاشق اوست) مي توانست يك مثلث عشقي جذاب را بر بستري از تم اصلي فيلم (سقط جنين) پايه ريزي كند. اما حاتمي كيا همه چيز را در سطح رها كرده و تنها شيفته ايده اوليه اين اپيزود و ساير بخش هاي فيلم شده است. اپيزود اول جزييات سوال برانگيزي هم دارد كه از آن جمله مي توان به سكانس هاي حضور شيدا بر سر صحنه فيلم برداري اشاره كرد. به راستي آيا كسي از كارگرداني مثل حاتمي كيا انتظار دارد كه حتما پلان خشك كردن موهاي شيدا را با سشوار از روي روسري در فيلمش بگنجاند؟ بد نيست به جزييات فيلمي كه شيدا در آن نقش آفريني مي كند، هم اشاره اي كنيم كه مشخص نمي شود اين چه نوع اثر سينمايي است كه شخصيت هايش در يك سكانس در زير آب هستند و در سكانسي ديگر با لباس تركمني سوار اسب مي شوند و دريك سكانس ديگر در برف اسكي بازي مي كنند؟! نماي هلي شات از شهر تهران پايان بخش اين اپيزود است (و البته موتيفي در كل فيلم براي گذر از يك اپيزود به اپيزود ديگر)؛ در حالي كه نه يك داستان تكان دهنده (با در نظر گرفتن ايده اوليه و حساس برانگيز فيلم) و يا حداقل جذابي روايت شده و نه بازي خوبي از بازيگران ديده ايم و نه كارگرداني حاتمي كيا حداقل در حد و اندازه هاي كارهاي معمولي اش به نظر مي رسد.
اپيزود دوم كه قصه خورشيد نام دارد، به جرات ضعيف ترين بخش فيلم است كه منطق روايي ساده انگارانه اي دارد. زينال (محمدرضا فروتن) و سودابه (سحر جعفري جوزاني) زن و شوهري شهرستاني اند كه به شكل سيار به كار لوله بازكني مشغولند. خبر بارداري سودابه (مثل همه اپيزودها) گره افكني بخش دوم فيلم به حساب مي آيد. آشنايي آن ها با خورشيد (ثريا قاسمي) در مطب آن پزشك زن (آناهيتا نعمتي)و دستيارش (هدا ناصح)، كه در تمام اپيزودها حضور دارند و فيلم به آن دو به چشم كاراكترهايي حاشيه اي و تيپيكال مي نگرد، و در ادامه مطرح شدن پيشنهاد خريد بچه سودابه از سوي او، موتور روايي اين اپيزود را به جلو پيش مي برد. انگيزه مبهم و تا حدي مشكوك و تعليق برانگيز خورشيد از آوردن سودابه و زينال به خانه خود، تنها دستمايه اي است كه حاتمي كيا و چيستا يثربي (همكار فيلمنامه نويس اش) سعي كرده اند ساختار روايي اين اپيزود را بر مبناي آن بنا كنند و در اين ميان تمام سعي شان بر اين بوده كه تماشاگر با قصه اپيزود دوم احساس نزديكي كند. در چنين حالتي بيننده فيلم به طور ناخودآگاه منتظر ديدن سرانجام كار است و ساختار شبه تلويزيوني و كليپ گونه سكانس هايي را كه بيانگر گذر زمان هستند (برف بازي كردن سودابه و زينال، بازي خورشيد با كودكان خردسال در حياط خانه اش، تهديد و تشرهاي خورشيد بر سر دو مهمان شهرستاني اش)، چندان جدي نمي گيرد. اما گره گشايي فيلمنامه در اين بخش مخاطب را به تعجب وا مي دارد؛ هدف خورشيد از اين كار ترغيب زينال و سودابه براي نگاه داشتن فرزندشان است. براي تماشاگري كه با چنين رازگشايي خنده آوري روبه رو شده، تاكيد فيلم بر رضايت خورشيد از فرار سودابه و زينال (كه باز هم معلوم نيست به طور قطع فرزندشان را نگاه دارند) و صحبت هايش با يك قاب عكس ناشناس و البته قاب عكس زوج هايي كه گويا سرنوشتي مشابه با زينال و سودابه داشته اند، ديگر جايي براي پيگيري باقي نمي گذارد. به راستي اين نوع رو دست زدن به مخاطب جز ابله فرض كردن او چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ بازي محمدرضا فروتن و سحر جعفري جوزاني در اين اپيزود تنها به درست درآمدن لهجه هاي غليظ شان محدود شده و در كنار بازي نچسب ثريا قاسمي مثلثي از نقش آفريني هاي اغراق شده را تشكيل داده اند.
اپيزود سوم داستان روايتگر بارداري ناخواسته زني ميانسال به نام احترام السادات موسوي (گوهر خيرانديش) است كه آبروي خود را از دست رفته مي بيند. نگراني و برونگرايي او در برابر خوشحالي و خونسردي همسرش، مهدي (رضا بابك)، كه معتقد است جنين در شكم احترام، هديه خداوند و سوغات سفر آن دو به كربلاست، شكل يك كشمكش جاندار را به خود نگرفته و در حد دعواهاي زن و شوهري سريال هاي تلويزيوني باقي مانده است. ايده اوليه اين اپيزود، بارداري احترام السادات همزمان با حاملگي يكي از دخترانش (نگار فروزنده)، تم جالب توجهي دارد كه در پرداخت از آن ايده ابتدايي فراتر نرفته است. سكانس مراجعه احترام به همراه دختر ديگرش (سارا خوئيني ها) به نزد دكتر (آناهيتا نعمتي) و ناراحتي او از اظهار نظر ناشيانه دكتر (كه از چنين متخصصي بعيد است) زمينه اي نه چندان قوي است براي تصميم احترام جهت سقط نكردن بچه در شكمش. پناه بردن احترام و مهدي به جايي امن در دل برف (شبيه به يك امامزاده يا يك ناكجا آباد كه بي جهت فيلم هاي ضد داستاني را به ياد مي آورد) نه تنها پاياني جالب توجه براي اين اپيزود به حساب نمي آيد، بلكه بيشتر به رفع و رجوع كردن فيلمنامه نويسان براي پايان دادن به داستاني است كه خود بهتر مي دانند خط روايي ضعيفي دارد. آن پلاني كه در آن حاتمي كيا از چهره خسته و در هم گوهر خيرانديش (كه جنس بازي اش انگ چنين نقش هايي است) كلوزآپي گرفته، و در پس زمينه دختران احترام پشت سرش حرف مي زنند، از حيث توجه به اهميت ميزانسن شايد به اندازه كل اپيزود سوم مي ارزد.
افسانه (كتايون رياحي)، همان پزشك زناني كه در همه اپيزودها حضور دارد، شخصيت محوري اپيزود چهارم دعوت است. اين بخش از فيلم روايتگر يك مثلث عشقي است كه باز هم به دليل حجم زماني فشرده اش و نگاه اخلاق گرايانه سازندگان فيلم در حد ضعيف ترين نمونه هاي مشابه پيشين باقي مانده است. افسانه از روي يكي از هزاران خودكار تبليغاتي شركت مهندسي همسرش، كاوه (مجيد مشيري)، به رابطه عشقي ميان او و دوستش، طلا، پي مي برد. غافل از اين كه از ابتدا قرار بوده طلا جهت لقاح مصنوعي كمكي براي آن دو باشد. حاتمي كيا باز هم در اين اپيزود از سطح ايده اوليه اي كه در ذهن داشته فراتر نرفته و درگير همان شعارها و پيام هاي نخ نما شده و در اين ميان معلوم نيست از نشان دادن كتاب شازده كوچولو (با تاكيد بر ترجمه مرحوم احمد شاملو) چه هدفي داشته است. پايان بندي اين اپيزود، جايي كه خانم دكتر (آناهيتا نعمتي) با شعارهايش افسانه را تشويق مي كند بچه اي را كه سال ها منتظرش بوده، نگاه دارد و در زير بارش برف (كه موتيفي در همه اپيزودها است) به كاوه بپيوندد، يادآور سريال هاي تلويزيوني است. ضمن اين كه استفاده كليشه اي از موسيقي (كه در همه اپيزودها ساز مخالف خود را مي زند و همخواني چنداني با تصويرها ندارد) در اين اپيزود به نهايت خود مي رسد و با اعصاب تماشاگر بازي مي كند.
فصل پاياني دعوت كه داستان بهار (مريلا زارعي) و مسعود (فرهاد قائميان) را روايت مي كند، نسبت به ديگر اپيزودها سر و شكل قابل قبول تري دارد اما باز هم گرفتار همان محدوديت هاي زماني و اخلاقي كل فيلم شده است. باردار شدن بهار سماوات كه صيغه مسعود شده (راستي كدام آزمايشگاه شب هنگام با تلفن خبر بارداري كسي را به او اطلاع مي دهد) موقعيت خوبي است براي به خطر افتادن جايگاه خانوادگي و اجتماعي مسعود. با اين كه اين تم داستاني بارها و بارها استفاده شده، اما هنوز هم به دليل بار دراماتيك زيادش جذاب به نظر مي رسد. ولي جز چند تعقيب وگريز و موش و گربه بازي ميان مسعود و بهار كه قرار است بيانگر كشمكش ميان دو شخصيت اصلي باشند و البته تعدادي سكانس كليپ گونه از تنهايي هاي بهار در ميني بوس و خيابان و خانه كه كاركردي هم ندارند، فيلم چيز ديگري در چنته ندارد. مجروح شدن بهار در اثر پايين پريدن از اتومبيل مسعود و بستري شدن اش در بيمارستان پايان بخش اپيزودي است كه مي توانست خيلي بهتر از اين ها باشد. زماني كه مخاطب مشاهده مي كند تمام اجزاي تصويري و محتوايي دعوت در سطح قرار دارد، ديگر برايش فرقي نمي كند كه چرا آذر را به بيمارستاني منتقل مي كنند كه به طور اتفاقي پسر مسعود هم در همان بيمارستاني دوره انترني مي گذراند و يا اين كه فيلم دو اپيزود ديگر نيز داشته و حاتمي كيا در هنگام تدوين كوتاه آمده و آن ها را حذف كرده و يا اگر حاتمي كيا دلش مي خواست، مي توانست چند اپيزود ديگر را با همين ساختار روايي تكراري به فيلم اضافه كند. مريلا زارعي و فرهاد قائميان با شناخت خوبي كه از كاراكترهاي شان داشته اند، بدون شك بهترين بازي هاي فيلم را انجام داده اند و تحمل اين اپيزود از دعوت را در مقايسه با ساير بخش هاي فيلم آسان تر كرده اند.
پس از شكست به نام پدر و مجموعه تلويزيوني حلقه سبز، شايد بد نباشد ابراهيم حاتمي كيا تغييري جدي و اساسي در جنس نگرش خود نسبت به انتخاب و پرداخت سوژه هاي آثارش داشته باشد. سينما جدا از اين كه براي مخاطبش هنر جذاب و فريبنده اي به حساب مي آيد، براي آدم هايش دنياي بي رحمي است. كم نبوده اند سينماگراني كه پس از تجربه موفقيت هاي بزرگي، طعم تلخ شكست و سقوط را چشيده اند. با ديدن فيلم دعوت بدون تعارف بايد گفت حاتمي كيا در سراشيبي سقوط قرار گرفته و دوست و دشمن را دعوت كرده كه شاهد اين سقوط ناراحت كننده باشند.
__________________
سلحشور : هزینه ساخت فیلم اگر در جهت انقلاب و اسلام نباشد سودي ندارد



ایراسان - فرج الله سلحشور؛ تهيه کننده و کارگردان سينما و تلويزيون گفت: موفقيت طرح اختصاص بخشي از ماليات ها به سينما بستگي به اين دارد که براي ساخت چه فيلمي هزينه شود. اين بودجه به کجا مي رود؟ اگر در جهت انقلاب و اسلام نباشد، سودي نخواهد داشت.

وي افزود: ابتدا بايد تعريفي از فيلم فاخر داشته باشيم، فيلمي که سرمايه بيشتري مي برد، فاخر نيست. فيلم فاخر، فيلم ارزشمندي است که روي اخلاق و معنويت جامعه تاثير مثبت بگذارد و سازنده باشد. اما در جامعه ما تعريف فيلم فاخر مشخص نيست.

سلحشور با اشاره به اين که فيلم ارزشمند بايد در جهت اصلاح و رشد جامعه باشد، گفت: ابتدا بايد تکليف کشورمان با اين سينما مشخص شود که آيا سينماي انقلاب است يا نه؟ آيا مي خواهند در جهت ارزش هاي مکتبي حرکت کنند يا نه؟ و يا مي خواهند تنها سود ببرند.

وي ادامه داد: اين سينمايي که در حال حاضر داريم، متعلق به اسلام نيست. سينماي ما عضوي از سينماي موجود در دنياست. اگر سينما متعلق به اسلام و انقلاب شود، آن زمان حمايت و اختصاص بودجه موثر خواهد بود.

اين کارگردان در پايان گفت: تا زماني که فيلم هاي ما تجاري و منفي ساخته مي شود اين اختصاص بودجه تاثيري نخواهند داشت
جزئیات حذف فیلم پگاه آهنگرانی از جشنواره سینما حقیقت





ایراسان - «محمد آفريده» دبير دومين جشنواره بين‌المللي «سينماحقيقت» پس از پايان اين جشنواره گفت:احساس مي‌كنم تاكنون ديني كه به گردن داشتم را توانسته‌ام، ادا كنم. به هر حال ما فرزندان انقلاب هستيم و از زماني كه چشم باز كرده‌ايم،امام (ره) و انقلاب اسلامي و آن شور و حال را ديده‌ايم.
وي ادامه داد: جشنواره «سينماحقيقت» حاصل سال‌ها مذاكره ، بحث و نشست و احساس خوبي است كه ما به سينماي مستند داشتيم و در اين راه فيلمسازان و سينماي مستند را در داخل و خارج شناسايي كرديم و امر توليد را در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي سازماندهي كرديم كه حاصل آن چيزي ساخت حدود 100 فيلم مستند در طول سال بود و خوشبختانه كمكي شد تا دومين دوره جشنواره با ابعادي متنوع‌تر از دوره نخست برگزار كنيم. در اين دوره 17 بخش مختلف برگزار شد و چيزي حدود 70 سانس نمايش فيلم داشتيم كه رقم قابل‌توجهي است.

* ‌فرصت پيگيري نبود
وي درباره حذف فيلم مستند «محاكات غزاله عليزاده»، گفت:در جشنواره‌اي با سطح بين‌المللي شما تا آخرين لحظه نمي‌خواهيد انتخابتان را جلو بيندازيد. شما تا يك تاريخي اجازه ارسال آثار را مي‌دهيد و هيچ وقت نمي‌تواني هزار فيلم را قبل جشنواره در اختيار اداره نظارت بگذاري.از طرفي بازبيني فيلم‌ها توسط هيأت انتخاب فيلم‌ها زمان بر است و نزديك به يك هفته نزديك جشنواره مي‌شود.
آفريده گفت:ما بايد كاتالوگ و برنامه را نيز چهار هفته قبل جشنواره آماده كنيم و مجبوريم اطلاعات اوليه را وارد كنيم. نگاه كنيد فيلم پگاه آهنگراني در كاتالوگ نبود ولي اسم اين فيلم را در برنامه زديم.
وي ادامه داد: از طرفي ما اين ارتباط و تعامل را داشتيم و فيلم‌ها را براي بازبيني فرستاديم. يكسري فيلم‌ها هم كه قبلا در خانه سينما پخش شده بود كه پيگيري هم كرديم ولي بعد گفتند نبايد پخش مي‌شده است. ما به اعتبار اين امر جلو مي‌رفتيم تا اين كه دوستان به ما گفتند فيلم «محاكات غزاله عليزاده» مجوز ندارد و من اين مسئله را به خود فيلمساز هم گفتم.
آفريده افزود: من در 99 درصد موارد اينگونه زير بار نمي‌روم چون خيلي از اين فيلم‌ها به نظرم اگر در فضايي عادي‌تر وارد شود و در گفت‌وگو قرار بگيرد، ممكن است با يكسري اصلاحات قابل نمايش باشد ولي چون درباره اين فيلم دوستان اداره نظارت گفتند كه از نظر آنها قابل نمايش نيست، من كلا پيگيري آن را كنار گذاشتم. از طرفي هم فرصت نداشتم.معمولا روش من در مركز گسترش اين است كه تا لحظه آخر فرصت مي‌دهم تا فيلمساز با دوستان گفتگو كند و به جمع‌بندي برسند تا مشكل فيلمشان حل شود ولي چون اين فيلم زمان نداشت ديگر فرصتي امكاني براي پيگيري نبود.


* سينماي مستند ايران را به دنيا معرفي كرديم
آفريده به فارس گفت:احساس كرديم باتوجه به علاقه‌مندي جامعه به سينماي مستند لازم است تا مقداري از توانايي‌هاي سينماي مستند ايران را به نمايش بگذاريم و در منطقه خود را اعلام كنيم و پايگاه مستند راه بيندازيم.براي اين امر ناچار بوديم افرادي مطرح دنيا را براي حضور در جشنواره دعوت كنيم كه خوشبختانه آنها نيز باتوجه به ظرفيت‌هايي كه در دوره اول جشنواره ديده بودند،استقبال كردند. همه اين تلا‌ش‌ها باعث شد كه جشنواره مركز توجه قرار گيرد.

* بايد وارد معركه جهاني شويم
مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در ادامه افزود:سينما يك هنر جهاني است و دوره ، دوره‌اي است كه ديگر نمي‌توانيم فقط با خود سخن بگوييم .ما بايد وارد معركه جهاني شويم و قدرتمند عمل كنيم و در اين ميزانس جايگاه خودمان را پيدا كنيم.
وي ادامه داد:اگر اين گونه فكر نكنيم نخواهيم توانست انقلاب و ظرفيت فرهنگي‌مان را به جهان معرفي كنيم.در طول تاريخ ، ايران اسلامي محل و چهار راه قديمي فرهنگ‌ها بوده و به همين دليل است كه جامعه ما يك جامعه زنده است.

*صندوق حمايت از سينماي مستند جهان
محمدآفريده با بيان دلايل راه‌اندازي صندوق حمايت از سينماي مستند اظهار داشت:ما براي اولين‌بار اين صندوق را راه‌اندازي كرديم و به همه دنيا گفتيم كه طرح‌ها و فيلم‌هايتان را به كشور ما بفرستيد و ما از آنها حمايت خواهيم كرد. اين كاري است كه سال‌هاست كشورهاي ديگر انجام مي‌دهند و مستندسازان را در دنيا مديريت مي‌كنند.
وي افزود:ما تا سقف 20 هزار يورو از اين طرح‌ها حمايت مي‌كنيم و حق رايت ايران آنها را در اختيار مي‌گيريم.اين امر باعث مي‌شود كه توجه دنيا را به ما جلب ‌شود. مثل فيلمسازان خودمان كه هر جاي دنيا كه سر و صدايي مي‌شود مي‌روند تا كمكي بگيرند. به نظرم اين كار بسيار كار خوب و بديعي بود كه امسال انجام شد.
مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند با اشاره به حجم گسترده ميهمانان خارجي جشنواره افزود:حجم مهمان‌هاي خارجي ما امسال بسيار قابل توجه بود و هركدام اين ميهمانان در سينماي مستند توجه ويژه‌اي را جلب كردند و يك وزنه هستند.

* سينماي مستند داخلي بايد سرعت گيرد
وي افزود: در بخش داخلي ما بيش از 70 فيلم در جشنواره داشتيم و فكر مي‌كنم سينماي مستند ايران بايد به حركت خود سرعت ببخشد.نگاه‌ فيلمسازان، مسئولين، منتقدان و اهالي مطبوعات نيز اين سرعت را به خود بگيرد تا عقب‌افتادگي از دنيا در اين عرصه را جبران كنيم. به خاطر همين تمركز در بخش بين‌المللي را زياد كردم و تقريبا بيش از 200 فيلم خارجي در جشنواره به نمايش گذاشتيم.
آفريده ادامه داد: وقتي مي‌خواهيم وارد عرصه بين‌المللي شويم ،بايد بازي را بشناسيم تا نگاه تازه‌تري به دنيا پيدا كنيم. براي من بسيار راحت است كه چندين فيلم داخلي را در يك مجموعه بگذارم و جشنواره‌اي برگزار كنم ولي احساس من اين است كه جشنواره «سينما حقيقت» كه گوهري به نام حقيقت در آن نهفته براي انسان‌هاي انديشمند فعاليت مي‌كند.
وي تصريح كرد:انديشمندان ايراني و خارجي بايد در كنار به تعامل برسند و هم فكري داشته باشند تا انديشمندان داخلي بدانند كه دنيا چه تصويري از ما دارد. ممكن است شخصا نسبت به برخي از فيلم‌هايي كه در جشنواره و در بخش بين‌الملل پخش شد، انتقاد داشته باشم ولي جشنواره برايم محفلي است كه امام فرمود كه همان بحث طلبگي است كه انديشمندان بايد در كنار هم به بحث و تبادل نظر بپردازد و از هم انتقاد و تعريف كنند. ما بايد هم نيت‌ها و نظرها را ببينيم و وقتي اينها را ديديم راحت‌تر مي‌توانيم روي اعتقاد خودمان باشيم.

* انتقاد به كم رنگ‌بودن بخش سينماي ايران در «سينماحقيقت» بي‌انصافي است
وي درباره انتقادات مبني بر در سايه قرار گرفتن بخش مستند ايران،گفت:در اين بحث به نظرم بي‌انصافي وجود دارد. من اگر اين مقدار كثير فيلم خارجي را انتخاب كردم و در بخش جنبي گذاشتم، براي استفاده فيلمسازان ايراني بوده است. نهايت فيلم‌هاي بخش مسابقه بين‌الملل شايد 20 عدد هم نباشد ولي در بخش مسابقه ملي 60 فيلم ايراني حضور داشت. اين فيلم‌ها بيشتر تزيين جشنواره بود براي اينكه يكسري فيلم ديده شود و بحثها و تعامل اتفاق بيفتد.
آفريده به فارس گفت:ما تنها فيلم‌هايي را اكران مجدد كرديم كه در بخش ملي بودند و هيچ بخش ديگري را تكرار نكرديم.فكر مي‌كنم ما عادت داريم كه به هر چيزي انتقاد كنيم وگرنه من ايراني هستم و دوست دارم فرهنگ كشورم و فيلمسازان‌ام معرفي شوند.

* ميهمانان خارجي سفير صلح ايران بودند
آفريده با اشاره به تاثيرات مثبت حضور ميهمانان خارجي در جشنواره گفت:اين ميهمانان سفيرهاي صلح جمهوري اسلامي در دنيا خواهند بود.اين افراد انديشمندان سرزمين خودشان هستند و تمام مطالب مخربي كه در ذهنشان از ايران بوده با حضور در جشنواره پاك شد و فردا وقتي از ايران تفسير نامربوطي شود ،نخواهند پذيرفت.
وي افزود: ما بعد از جشنواره دوره قبل با انتخاب كساني كه سينماي مستند روز دنيا را مي‌شناختند و نماينده كردن آنها در تمام جشنواره‌ حضور داشتيم و دست به انتخاب فيلم‌ها و ميهمانان زديم و در نتيجه شناختي كه حاصل مي‌شد ،آنها 99 درصد خودشان آثارشان را براي ما ارسال كردند.

* ‌شاخصه جشنواره «سينماحقيقت» تاكيد بر نگاه خلاق است
وي گفت:جشنواره سينما حقيقت مثل تمامي جشنواره‌هاي بين‌المللي دنيا در فراخوان خود قوانيني را مطرح كرده است. ما در اين جشنواره به دنبال مستندهاي خلاق هستيم و تأكيدهايي هم داريم كه مثلا در بخش ايراني فيلم‌هاي قابل اهميت آثاري از فضاهاي فرهنگي جامعه‌مان هستند .بخشي از جشنواره هم به فيلم‌هاي جديد و روز دنيا تعلق دارد. از طرفي درتمام جشنواره‌هاي معتبر دنيا نگاه منتقدانه و آگاهي بخش در آثار مورد توجه است.
آفريده به فارس گفت:با توجه به ديدگاه ديني و فرهنگ ايراني ،بحث‌ ما در جشنواره سينماي متعهدانه است كه در ذات سينما حقيقت هم نهفته است. براي همين در اكثر فيلم‌هاي بخش بين‌المللي ،ما اين‌گونه فيلم‌ها را قرار داديم مثل بخش روزگار ما، آمريكا پس از آمريكا و فلسطين. رويكرد كلي ما سينماي مستند خلاقي است كه آگاهانه‌تر به دنبال مسائل مي‌رود.

* جشنواره «سينماحقيقت»ميوه سينماي مستند است
وي به ارزيابي سينماي مستند ايران پرداخت و افزود:در جشن خانه سينما بخش عمده‌اي از اين فيلم‌ها حضور داشت و خيلي‌ها با توجه به فيلم‌هاي داستاني كه ديده بودند ،اين دو حوزه را غير قابل مقايسه دانستند.تمام فيلمسازان خارجي جشنواره نيز معتقد به اين ارتقا بودند. نگاه،ساختار هنري‌ و بينش فيلمسازان ما ارتقا پيدا ‌كرده كه همه حاصل جريان سينماي مستند و شخص فيلمساز است.
دبير جشنواره سينماحقيقت تصريح كرد:احساس من اين است كه جشنواره «سينما حقيقت» ميوه حاصل از كل سينماي مستند و فرهنگ است. پس لازم بود كه جشنواره «سينماحقيقت» در اين دوره اتفاق بيفتد. چون در سينماي مستند ما اين پيشتازي وجود دارد.

* بحث اجرايي با محدوديت‌هايي روبرو بود
وي درباره كاستي‌هاي اجرايي جشنواره گفت:امكانات ما و سينماهايمان در كل كشور محدود است.به نظرم بايد مسئولين به فكر اين باشند كه مكان‌هايي در مركز شهر ايجاد كنند تا چندين سالن در كنار هم باشد و انتظار سينماگران و مسئولين برگزار كننده برآورده شود. اين محدوديتها در بخش‌هايي به ما تحميل شد و دست ما هم نبود.
آفريده درباره نداشتن زيرنويس در برخي فيلم‌هاي خارجي گفت:تا 2 روز قبل از جشنواره فيلم‌هاي خارجي بود كه ارسال شده و در گمرك مانده بودند .يك بخش‌هايي هم مشكل ارسال فيلم پيدا مي‌كرديم و چون نمي‌توانستند فيلم‌هايشان را مستقيم براي ما ارسال كنند،براي ارسال مدت زمان طولاني‌تري نياز بود.اما در نهايت تمام فيلم‌ها را ترجمه كرديم و اكثرا نسخه اصلي آنها آماده بود ولي چندتايي است كه ديرتر رسيدند و در نتيجه مجبور شديم با زبان اصلي پخش كنيم.
__________________

"م، مثل مادر" بهترين فيلم جشنواره "منبر طلايي"

فيلم سينمايي "ميم مثل مادر" ساخته زنده ياد رسول ملاقلي پور و "جودها و اکبر" محصول کشور هند، به عنوان بهترين فيلم در چهارمين جشنواره بين المللي فيلم اسلامي "منبر طلايي" معرفي شدند.

به گزارش برنا، "بولوتبيک شامشييف"؛ کارگردان قرقيزي و رئيس هئيت داوران جشنواره بين المللي فيلم اسلامي "منبر طلايي" گفت: با نظر اعضاي هيات داوران، جايزه اصلي جشنواره امسال به فيلم هاي "ميم مثل مادر" و "جودها و اکبر" تعلق گرفت.

همچنين "گلشيفته فراهاني" به عنوان بهترين بازيگر نقش اول زن معرفي شد.

بر اساس اين گزارش "رسول صدر عاملي" به خاطر فيلم "هر شب تنهايي"، جايزه بهترين کارگرداني را از آن خود کرد.

گفتني است چهارمين جشنواره فيلم اسلامي "منبر طلايي" با شعار "پيش به سوي فرهنگ گفت و گو از طريق گفت وگوي فرهنگ ها" 16 اکتبر ( 25 مهر ماه) در شهر قازان مرکز جمهوري تاتارستان روسيه آغاز به کار کرد.

در اين جشنواره حدود 200 فيلم از 26 کشور از جمله ايران، مصر، سويس، چک، استراليا، عربستان سعودي، قزاقستان، ازبکستان، آذربايجان، آمريکا، کانادا، نروژ، اردن، بوسني هرزگوين، قرقيزستان، هندوستان، ازبکستان، تونس، روسيه، آلمان، عراق، نيوزلند، انگلستان، اسپانيا، فلسطين و ترکيه به نمايش در آمدند.

چهارمين جشنواره "منبر طلايي" شب گذشته با اعلام اسامي برگزيدگان به کار خود پايان داد.

__________________

اظهار نظر علی پروین و ناصر حجازی درباره سریال حضرت یوسف!
پروین: خانم ریاحی بهترین نفر این سریال است


"علي پروين" و "ناصر حجازي" دو پشکسوت سرشناس تيم‌هاي پرسپوليس و استقلال،‌ در اظهار نظري متفاوت درمورد سريال حضرت يوسف، روند ساخت سريال‌هاي مذهبي در کشور را خوب ارزيابي کرده و از سريال امام علي(ع) به عنوان بهترين نمونه که هيچ گاه تکرار نمي شود،‌ ياد کردند."ناصر حجازي" با اشاره به اين که کارهاي مهمتري از ديدن تلويزيون و سريال دارد، درباره اين سريال گفت: از سريال حضرت يوسف شايد فقط 5 قسمت آن را ديده باشم. چون کار چندان خوبي نبود،‌ ترجيح دادم آن را زياد پيگيري نکنم.وي افزود: با توجه به بودجه هايي که در اختيار سريال هاي اين چنيني مي گذارند،‌ بايد کارهاي قوي‌تري بسازند تا مردم به ديدن آن راغب شوند.حجازي در گفتگو با يک هفته نامه جوان در ادامه خاطر نشان کرد: ما براي ساخت چنين سوژه هاي مذهبي‌اي بايد از بهترين بازيگران استفاده کنيم تا کارهاي جذابي از آب دربيايد و اميدوارم در آينده سريال هاي قوي تري ببينيم تا جذب آن شويم و کساني مثل من که سريال ساز نيستم را هم پاي تلويزيون بنشانند.بنا بر اين گزارش،‌ "علي پروين" نيز در اظهار نظري متفاوت در همين هفته نامه با اشاره به اين که فقط برنامه فردوسي پور را نگاه مي‌کند، تصريح کرد: در کل چند قسمت بيشتر از اين سريال نديدم و بايد بگويم خانم رياحي خيلي خوب بازي کرده اند و بهترين نفر سريال است.وي همچنين ساخت سريال هاي مذهبي را خوب دانست و گفت: اين سريال ها به جوان ها کمک مي کند که با پيامبران آشنا شوند و از زندگي آن ها پيروي کنند.پروين در پايان تصريح کرد: با اينکه اين سريال را زياد نديده ام فکر مي‌کنم توانسته مردم را با زندگي آن حضرت آشنا کند.
 

پریسا بخت آور دومین کارش را کلید می‌زند؛
یک کار طنز دیگر بعد از «دایره زنگی»


سینمای ما - پریسا بخت‌آور این روزها مشغول کار روی طرحی است تا با تکمیل آن دومین فیلم سینمایی خود را پس از "دایره زنگی" مقابل دوربین ببرد. بخت‌آور درباره ساخت دومین فیلم سینمایی خود گفت: در حال حاضر مشغول کار روی طرحی هستم که پس از این مرحله نگارش فیلمنامه آغاز می‌شود و با تکمیل فیلمنامه دومین فیلم سینمایی‌ام را خواهم ساخت. وی درباره شباهت احتمالی میان این فیلم و "دایره زنگی" گفت: مشخصاً‌ به این مسئله فکر نمی‌کنم که فیلم تازه‌ام شباهتی به "دایره زنگی" داشته باشد، اما این مسئله برایم اهمیت زیادی دارد که حتماً‌ فیلمنامه‌اش را مانند "دایره زنگی" دوست داشته باشم. بخت‌آور در مورد وجود فضای طنز در این فیلم افزود: فعلاًً طرح در مراحل اولیه است. موضوع طنز در آن وجود دارد اما در طول نگارش فیلمنامه مشخص می‌شود چقدر این تم طنز پرورش می‌یابد و در فیلم نمود پیدا می‌کند."دایره زنگی" به کارگردانی بخت‌آور نوروز امسال روی پرده رفت و به فروش میلیاردی دست یافت. از مجموعه‌های وی در مقام کارگردان می‌توان "من یک مستاجرم"، "یادداشت‌های کودکی" و "پشت کنکوری‌ها" را نام برد.
__________________

«بی‌پولی» در آخر راه


سینمای ما - «بی پولی» حمید نعمت ا... به روزهای پایانی صداگذاری رسید.هنوز سازنده موسیقی متن این فیلم مشخص نشده و بنا بر اعلام تهیه كننده فیلم برای اكران یا حضور فیلم در جشنواره فیلم فجر تصمیم گیری نشده است. «بی پولی» با بازی بهرام رادان، لیلا حاتمی، حبیب رضایی ،امیر جعفری ، رضا رشیدپور، بابك حمیدیان ، جلال پیشوائیان، سوسن مقصودلو، افشین سنگ چاپ، سید ابراهیم بحرالعلومی،نادر فلاح، علی سلیمانی وعلی علایی درباره ایرج و شكوه زوج جوانی است كه پس از ازدواج، و در آستانه تولد فرزندشان دچار بیكاری و در پی آن مسائل و گرفتاری های مالی می شوند و ... سایر عوامل اصلی این فیلم عبارتنداز: نویسنده فیلمنامه: حمید نعمت ا،... هادی مقدم دوست، مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست، تدوین: حسن حسندوست ، طراح گریم: اعظم بیات، طراح صحنه و لباس: كیوان مقدم صدابرداری: اسحاق خانزادی،مدیر تولید: محمد شایسته، مدیر تداركات: سید رسول سید حاتمی، دستیار اول كارگردان و برنامه ریز: رضا بختیاری نیك، منشی صحنه: فرناز جمشیدی مقدم،عكاس: علی نیك رفتار، تهیه كننده : مصطفی شایسته ، محصول هدایت فیلم.
__________________

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387 11:51 توسط نويد



سه زن هم دعوت شد؛
نیکی کریمی داور جشنواره فیلم دبی است


سینمای ما - فيلم سينمايي «سه زن» به كارگرداني منيژه حكمت در جشنواره فيلم دبي به نمايش در مي آيد ،اين در حالي است كه بازيگر اين فيلم نيكي كريمي نيز به عنوان داور دراين رويداد حضور خواهد داشت.

منيژه حكمت كاركردان اين فيلم درباره حضور اين فيلم در جشنواره دبي گفت:« دعوت نامه اين جشنواره چند روزي است كه به دست ما رسيده اما از آنجاييكه خانم نيكي كريمي عضو هيات داوران است فيلم« سه زن» از بخش مسابقه اين جشنواره خارج و قرار است در بخش غير رقابتي به نمايش دربيايد.»

فستیوال فیلم بین المللی فیلم دبی امسال پنجمین دوره خود را برگزار می کند.این جشنواره روزهای 11 تا 18 دسامبر با شعار دوره های قبلی خود "پل فرهنگ ها ،برخورد افکار"در بخش های مختلف برگزار شده و فیلم های شرکت کننده از کشور های مختلف جهان برای کسب جوایز به رقابت خواهند پرداخت.

طبق اعلام برگزار کنندگان جشنواره امسال نمایندگان 111 کشور جهان آثار خود را جهت شرکت دربخش مسابقه این جشنواره و کسب جایزه موهرارسال کرده اند که برای برگزار کنندگان جشنواره یک رکورد به شمار می آید.تاکنون بیش از 1800 فیلم برای شرکت در جشنواره اقدام کرده اند که این تعداد نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.در بخش جدید فیلم های آسیایی –آفریقایی رقابت میان 33 کشور است که کشور های ایران ،ترکیه ،هند،چین و تایلند در میان این کشور ها هستند.

حكمت درباره اكران عمومي اين فيلم در سينماهاي دبي و ابوظبي نيز گفت:« قطعا تمايل دارم كه فيلمم در اين دو شهر اكران شود ، البته چندي پيش مذاكرات مقدماتي را به همين منظور انجام داديم اما نيمه كاره باقي ماند و دوستان مذاكره كننده ديگر پيگير ماجرا نشدند. در هرحال من علاقه مند به اين اكران فيلم درامارات هستم و به احتمال پس از نمايش فيلم در جشنواره دبي به شكل جدي پيگير اكران آن خواهم شد.»

«سه زن» از عيد سعيد فطر در سينماهاي تهران به نمايش در امد. اين فيلم با وجود برخوداري از تبليغات محدود نسبت به ساير فيلم هاي روي پرده فروش قابل توجهي داشته و تاكنون موفق شده فروش خود از مرز 110ميليون تومان گذرانده است. منيژه حكمت در حال حاضر درگير آماده سازي فيلم سينمايي «لالاهايي ها» است و هم زمان مقدمات ساخت چهارمين فيلم بلند خود را مهيا مي كند. اين فيلم كه مضموني كمدي دارد توسط تيمي از نويسندگان در مرحله نگارش فيلمنامه قرار دارد. او همچنين در مقام تهيه كننده فيلم سينمايي «صداها» به كارگرداني فرزاد موتمن آماده اكران دارد.
__________________

به زودی از تلویزیون پخش می‌شود؛
90دقيقه با عياري در پشت صحنه سريالش


سینمای ما - شبنم عرفي نژاد در ساخت مستند روزگار قريب تلاش داشته تا با تمركز بر فعاليت هاي كيانوش عياري به بخشي از ظرافت هاي كارگرداني اواشاره داشته باشد.

و «روزگار قريب» آرام آرام به روزهاي پاياني پخش خود نزديك مي شود و ماحصل 5 سال زندگي تلاش كيانوش عياري به آرشيو مي رود تا برگ زريني ديگر بر كارنامه پر بار اين كارگردان افزوده شود. اما بي شك ارائه تصويري از پشت صحنه و چگونگي كارگرداني كيانوش عياري در به ثمر رسيدن اين مجموعه مي تواند پايان بخش جذابي براي «روزگار قريب» باشد. كاري كه وظيفه آن بر عهده شبنم عرفي نژاد گذاشته شده تا در قالب مستندي 90دقيقه ايي روايتگر دنياي پشت صحنه اين مجموعه باشد. او كه در اين پروژه به عنوان منشي صحنه نيز حضور داشته درباره سبك كارش در كارگرداني پشت صحنه مجموعه روزگار قريب مي گويد:«من از ابتدا قرار نبود كه كارگرداني اين مستند را بر عهده داشته باشم ، اما از زمان آغاز پروژه مشخص شده بود كه قرار است پشت صحنه ايي از كار تهيه شود بر همين اساس مزدك عياري با اين هدف تصاويري از پشت صحنه ضبط كرده است، در ادامه توليد كه هم كارگرداني كار به من واگذار شد تلاش شد تا تصاوير با تمركز بر فعاليت هاي عياري در چگونگي آماده سازي صحنه ، نحوه بازي گرفتن او و... ثبت و ضبط شود.»

عرفي نژاد تلاش داشته تا در اين مستند از ساختار كليشه ايي فيلم هاي مستندي كه از پشت صحنه ها تهيه مي شود فاصله بگيرد :«فيلم هاي پشت صحنه بسياري از فيلم هاي هاليوودي را تماشا كردم ، بر هيمين اساس تلاش كردم تا با فاصله گرفتن از تصاوير كليشه ايي، لحظاتي از پشت صحنه را تصوير كنم كه بتواند براي مخاطب جنبه آموزشي داشته باشد و مي خواستم تا او با گوشه ايي از توانايي هاي عياري در دكوپاژ و بازي گرفتن آشنا شود.»

او در اين مستند گفت و گوهايي هم با بازيگران بازيگران داشته است كه در تايم هاي زماني كوتاهي آنان درباره نحوه كار خود در پروژه روزگار قريب توضيحاتي را ارايه داده اند. اما در اين مستند گفت و گويي هم با عياري درباره چگونگي طراحي تيتراژ سريال انجام شده و در حين توضيحات عياري مراحل ساخت تيتراژ نيز به نمايش در مي ايد. گفت و گو با طراح صحنه و لباس و طراح گريم و ارائه تصاويري از آماده سازي لوكيشن ها وسير شكل گيري طراحي شخصيت ها از ديگر بخش هاي اين مستن خواهد بود. مستند پشت صحنه «روزگار قريب» اين روزها مراحل فني خود را سپري مي كند تا براي پخش در دو قسمت 45 دقيقه ايي آماده پخش شود.

عرفي نژاد كه كارگرداني بخش هاي پيش در آمد سريال كه همان بخش گفت و گو با شاگردان دكتر قريب است بر عهده دارد درباره حضور شاگردان دكتر و خانواده او در فيلم پشت صحنه مي گويد:« با توجه به اينكه ما در بخش پيش در آمد به شكل مفصل به خانواده و شاگردان دكتر پرداخته بوديم تر جيح داديم كه در فيلم پشت صحنه بيشتر به مسايل فني سريال بپردازيم، اما براي دو قسمت پاياني سريال پيش در آمد هاي ويژه ايي را آماده كرده ايم در يكي از اين قسمت ها گلچيني از صحبت هاي شاگردان دكتر درباره روزهاي پاياني زندگي او تهيه كرده ايم و در قسمت آخر نيز به ذكر خاطرات آن ها از روز رحلت دكتر قريب تهيه كرده ايم. در بخش اخر هم به اتفاق آنها بر سر مزار دكترحاضر شده ايم.»

مجموعه تلويزيوني روزگار قريب طي سه هفته آينده به پايان مي رسد و پس از پخش قسمت آخر مستند پشت صحنه آن روي آنتن مي رود.
__________________
یک تله فیلم با طرحی از مسعود کیمیایی


سینمای ما - «گام‌هاي معلق» تله‌فيلمي به كارگرداني شهرام شاه‌حسيني است كه آخرين مراحل فني خود را پشت‌سر مي‌گذارد. «زن‌ها فرشته‌اند» دومين فيلم سينمايي شاه‌حسيني تا چندي پيش روي پرده سينماها بود و همچون «كلاغ پر» فروش قابل قبولي داشت.

مجيد مولايي تهيه‌كننده اين تله‌فيلم طرح اوليه آن را به شاه‌حسيني پيشنهاد مي‌دهد و او با اينكه در حال تدارك ساخت سومين فيلم سينمايي خود بوده به دليل جذاب بودن طرح و يدك كشيدن نام مسعود كيميايي، كارگرداني آن را قبول مي‌كنند. شاه‌حسيني مي‌گويد: «آقاي مولايي طرحي از آقاي كيميايي به نام «خون خام» را به من پيشنهاد دادند كه به‌نظرم خيلي جذاب بود، طرح به خودي‌خود كامل بود و براساس آن آرش برهاني سيناپس‌ها و فيلمنامه را نوشت و عليرضا معتمدي زحمت نگارش ديالوگ‌ها را كشيد و به اين ترتيب كار تكميل شد.»

«گام‌هاي معلق» اوايل تابستان جلو دوربين رفت و تصويربرداري آن 21 جلسه طول كشيد. پژمان بازغي، خاطره اسدي، سودابه بيضايي، شاه‌علي سر‌خاني، قاسم زارع و... بازيگران اين تله‌فيلم هستند. شاه‌حسيني از عوامل حرفه‌اي سينما در پشت دوربين استفاده كرده است. او در اين‌باره توضيح مي‌دهد: «صداگذاري، موسيقي و تدوين فيلم سخت‌تر از تصويربرداري است. به دليل اينكه لحظات زيادي در سكوت مي‌گذرد و اين بخش‌ها نياز به افكت و موسيقي افكتيو دارد كه بايد تمامي اينها در مرحله مونتاژ و صداگذاري كامل شود. به همين دليل از افراد حرفه‌اي ازجمله مستانه مهاجر (تدوينگر)، حيدر ساجدي (آهنگساز) و حسين ابوالصدق (صداگذار) در اين كار استفاده كردم.»

به‌گفته شاه‌حسيني داستان فيلم درباره لايه‌هاي‌ پنهان‌ تهران است كه به كمك بعضي شخصيت‌هاي لايه‌هاي زيرين و خشمگين اين شهر نشان داده مي‌شود: «قهرمان داستان به تدريج لايه‌هاي پنهان شهر كه خاكستري رنگ است را به ما نشان مي‌دهد. در اين فيلم هم مانند ديگر داستان‌هاي آقاي كيميايي داستان براساس شخصيت پيش مي‌رود.

داستان «گام‌هاي معلق» در تهران امروز رخ مي‌دهد و فضاي آن با فيلم‌هاي كيميايي متفاوت است. شاه‌حسيني تاكيد مي‌كند در ديالوگ‌نويسي تلاش نكرده به سبك و سياق كيميايي نزديك شود و مي‌گويد: «هرگز جا پاي استادان نخواهيم گذاشت. خوشبختانه طرح اصلاً سفارشي نبود و شكل سفارشي هم نداشت. از سوي ديگر قرار نبود، حرف‌هاي شعاري و دهان پركن بزنيم، تهيه‌كننده هم كاملاً از شرايط كار آگاهي داشت و تجربه خوبي را پشت‌سر گذاشتم.

به اعتقاد من تلويزيون و سينما دو مديوم مجزا هستند. 10 تا 12 سال سابقه دستياري و برنامه‌ريزي در سينما دارم و به اندازه نصف اين سال‌ها در تلويزيون فعاليت داشتم و با سيستم و نوع كار آن بيگانه نيستم به همين دليل زماني كه اين طرح پيشنهاد شد از ساخت آن استقبال كردم. اگر اين شرايط دوباره تكرار شود و از قصه خوشم بيايد حتماً دوباره فيلم تلويزيوني خواهم ساخت.»

كارگردان «گام‌هاي معلق» علاقه‌مند است، اولين اكران فيلم در جشنواره فيلم پليس باشد و تلاش مي‌كند هرچه سريعتر مراحل فني به پايان رسد اما احتمال اينكه اين فيلم در جشنواره فجر هم به نمايش گذاشته شود وجود دارد.

شاه‌حسيني فيلم‌نامه‌اي سينمايي با عنوان «وقتي دزد بودم» نوشته عليرضا معتمدي را با تهيه‌كنندگي حسين فرحبخش به معاونت سينمايي وزارت ارشاد ارائه داده كه نزديك به دو ماه است در انتظار پاسخ اين معاونت و صدور پروانه ساخت فيلم است. به محض صدور پروانه پيش توليد اين فيلم شروع خواهد شد.
__________________

فیلم جدید قدرت‌ا... صلح میرزایی؛
فیلم بعدی تهیه کننده «توفیق اجباری»/ركورد شكني احتمالي با رضويان، عبدي و صالحي


سینمای ما - «دلداده» عنوان فيلمي است به كارگرداني قدرت اله صلح ميرزايي كه با پايان اكران فيلم «دعوت» در گروه سينما آفريقا به اكران در مي آيد.

صلح ميرزايي فيلم جديد خود را به تهيه كنندگي سيد كمال طباطبايي جلوي دوربين برده ، اين تهيه كننده سال گذشته در همين ايام فيلم توفيق اجباري به كارگرداني محمد حسين لطيفي را روانه اكران سينماها كرد كه با استقبال قابل توجهي روبه روشد و همين موجب شد تا به باشگاه ميلياردي ها راه پيدا كند. حالا او براي امسال نيز فيلم كمدي «دلداده» را تهيه كرده و اميدوار است كه بتواند با توجه به مولفه هاي كه اين فيلم دارد بار ديگر فيلمش در صدر جدول فروش فيلم هاي امسال قرار بگيرد. قدرت اله صلح ميرزايي سال گذشته پروانه ساخت فيلم «حنابندان» را دريافت كرد، اما طولاني شدن مراحل مقدماتي توليد آن موجب شد تا او كارگرداني فيلم «دلداده» را بر عهده بگيرد.اوكه پيش از اين كمدي پرفروش «شاخه گلي براي عروس» را با حضور سيد جواد رضويان، مجيد صالحي و مهران رجبي كارگرداني كرده بود براي فيلم كمدي جديدش از اين سه بازيگر بار ديگر دعوت كرد تا در كنار اكبر عبدي، الهام حميدي ، سحر زكريا و يوسف صيادي به تيم بازيگري مناسبي برسد. تيمي كه صلح ميرزايي درباره آن مي گويد:«عسل ايراني يك فيلم طنز است و براي جذب شدن فيلم بايد از بازيگراني استفاده مي‌كرديم كه سابقه خوبي در زمينه طنز داشته باشند. تركيب بازيگران كه از بازيگران قديمي و جديد كمدي در سينما و تلويزيون ايران بود تركيب بسيار خوبي بود و به خوبي نقش خود را ايفا كردند.»

او اين فيلم را فروردين ماه سال جاري در تهران كليد زد كه اين مرحله از كار تا ارديبهشت ماه به طول انجاميد و پس از آن زير نظر آرش معيريان تدوين خود را آغاز كرد.با طي شدن تدوين و ديگر مراحل فني اين فيلم اوايل مرداد ماه آماده اكران شد. فيلم «دلداده» در طول مرحله توليد به «عسل ايراني» تغيير نام داد ، اما بنا به صلاحديد تهيه كننده و كارگردان با ديگر «دلداده» نام گرفت و با همين نام پروانه نمايش خود را دريافت كرد.فرج حيدري، مشگين مهرگان و رضا كشاورز به ترتيب به عنوان مدير فيلمبرداري، مدير هنري و مدير صدابرداري با اين پروژه همكاري دارند.
__________________

نگاهي به فيلم پليسي « سرقت2/ گروگان»؛
بازيگوشي هاي آقاي كارگردان



سینمای ما - محدثه واعظي پور: فیلم تلویزیونی « سرقت2/ گروگان» که به کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیه‌کنندگی مجید عباسی به مناسبت هفته نیروی انتظامی از شبکه دو پخش شد، نمونه قابل دفاع یک اثر در ژانر پلیسی است.

این فیلم در کنارداشتن یک قصه جذاب که تعلیق و حادثه‌پردازی در بافت داستانی آن به خوبی مشهود است، ساختاری مناسب با موضع دارد. « سرقت2/ گروگان» با سکانس معرفی شخصیت‌ها به شکلی موجز و همراه با طنز شروع می‌شود و نویسنده به سرعت با یک حادثه قصه را آغاز می‌کند.

صحنه سرقت خوب طراحی شده و کارگردان توانسته ضرباهنگی به صحنه‌ها بدهد که فضای پرتنش آن را به خوبی منتقل می‌کند. با ورود کیومرث (علیرام نورایی) و سپیده (السا فیروزآذر) به خانه قاضی (اسماعیل شنگله)، قصه وارد بخشی تازه می‌شود. نویسنده با محدود کردن فضا و شخصیت‌ها هم بستر معرفی آنها را فراهم می‌کند و هم به خوبی دو قصه موازی را پیش می‌برد.

قصه قاضی و خانواده او کنار ماجرای کیومرث، چنگیز و سپیده روایت می‌شود. با اینکه بیش از نیمی از قصه در خانه قاضی می‌گذرد، اما آهنج سعی کرده از طریق دکوپاژ و میزانسن به قصه ریتم بدهد. "گروگان" به عنوان یک فیلم پلیسی ضرباهنگ درونی دارد و تنها از طریق میزانسن یا موسیقی و حرکت دوربین به دنبال ایجاد تنش و تعلیق در قصه نیست.

به همین دلیل وقتی قصه بیش از 45 دقیقه در خانه بدون هیچ حادثه و درگیری پیش می‌رود بیننده احساس یکنواختی ندارد. زمانی که فیلم به سکانس‌های پایانی نزدیک می‌شود، ورود چنگیز (فرهاد قائمیان) به خانه دوباره به آن انرژی می‌دهد. ماهیت شخصیت به گونه‌ای است که دائم با شخصیت‌های دیگر چالش به وجود می‌آورد و سکانس‌های درگیری با حضور چنگیز بیشتر می‌شود.

آهنج در « سرقت2/ گروگان» تسلطش بر ابزار را نشان می‌دهد. ضرباهنگی که او برای هر سکانس در نظر گرفته روشن می‌کند ریتم درونی و ریتم ساختار را می‌شناسد و می‌داند که چگونه فضاسازی کند تا امتیازهای متن بیشتر دیده شود. فیلم به ورطه تکرار نمی‌افتد و در لحظه‌هایی که می‌خواهد افت کند، به وسیله تمهیدهایی که کارگردان و نویسنده دارند، نجات پیدا می‌کند.

بازی با زمان در روایت قصه و بازیگوشی‌های کارگردان « سرقت2/ گروگان» را به فیلمی گرم تبدیل کرده است. فیلمی که گرچه امتیازهای «سرقت 1» را ندارد، اما به عنوان اثری مستقل قابل دفاع است. هفته فیلم پلیس با پخش « سرقت2/ گروگان» پایان یافت و فاصله این فیلم با دیگر فیلم‌هایی این هفته نشان می‌دهد مشکلات ساخت فیلم پلیسی جدیتر و بیشتر از آن است که با سفارش و بودجه حل شود.
__________________

سیروس تسلیمی : پخش سي‌دي رايگان تبليغاتي فيلم‌ها ممنوع نیست



ایراسان - «سيروس تسليمي» گفت: يكي از ابزارهاي تبليغاتي كه طي دو سه سال اخير در سينماي ايران متداول شده، توزيع سي‌دي‌هاي تبليغاتي رايگان فيلم‌ها بوده و اين موضوع تاكنون منع قانوني نداشته است. دبير اجرايي و سخنگوي اتحاديه توزيع‌كنندگان فيلم سينماي ايران در زمينه پخش سي‌دي‌‌هاي تبليغاتي فيلم «سه زن» ادامه داد: از سه سال گذشته، ارائه رايگان سي‌دي تبليغاتي فيلم‌ها در ميان تهيه‌كنندگان رايج شده و در اين شيوه بخش‌هايي از فيلم همراه با آنونس فيلم به صورت رايگان در اختيار مردم قرار مي‌گيرد كه حتي خود آقاي سرتيپي در فيلميران از اين روش براي تبليغات چند فيلم خود استفاده كرده‌اند كه از نظر قانوني هيچ‌گونه منعي متوجه آن نيست، به شرطي كه محتواي سي‌دي‌ها پذيرفته شده باشد.

وي ادامه داد: تاكنون در قانون چيزي به عنوان مقابله با اين شيوه تبليغاتي پيش بيني نشده است و حتي «شام عروسي» به كارگرداني ابراهيم وحيدزاده توانست با اين شيوه، به فروش قابل قبولي دست يابد، اما اميدوارم محتواي سي‌دي‌ها به گونه‌اي نباشد كه پخش آنها را دچار اشكال كند.

تسليمي ادامه داد: در حال حاضر آمار ميداني دقيقي در اين زمينه وجود ندارد كه توزيع رايگان سي‌دي‌هاي تبليغاتي چقدر مي‌تواند موجب افزايش فروش فيلم‌ها شود، چرا كه اين پديده نوظهور است، در مواقعي امكان ترغيب تماشاگر را دارد و در موارد ديگر، حساسيت‌برانگيز است كه تمام اين‌ها منوط به نظر خود تهيه‌كننده فيلم است.

تسليمي در خاتمه، اظهار داشت همان طور كه گفتم اين شيوه هيچ منع قانوني ندارد و تاكنون كسي براي آن مميزي قرار نداده، اما امكان اين كه در اثر وجود محتواي نامناسب در سي‌دي‌ها از اين پس اينگونه تبليغات با نظارت اتحاديه صورت گيرد، وجود دارد.
__________________

از رضا ناجی قدردانی به عمل آمد






ایراسان - مراسم تجليل و تقدير از رضا ناجي بازيگر فيلم «آواز گنجشك‌ها» روز گذشته در فرهنگسراي هنر (ارسباران) برگزار شد. دراين مراسم پس از نمايش فيلم «آواز گنجشك ها» رضا ناجي بازيگر اين فيلم و رضا درستكار منتقد سينما به صحبت درباره‌ي اين فيلم پرداختند.
رضا ناجي در ابتدا اظهار خرسندي كرد از اينكه در اين مكان فيلم به شكل كامل پخش شد و ادامه داد: چراكه در دانشگاه تهران دستگاه‌ها خراب بود و فيلم به صورت ناقص پخش شد و از مسئولان اين فرهنگسرا كه محيطي سالم و زيبا را فراهم آورده‌اند تشكر مي كنم.
او در ادامه به ذكر برخي خاطرات از حضورش در جشنواره‌ي برلين و دريافت جايزه‌ي خرس طلايي اين جشنواره پرداخت و ادامه داد: تنها انگيزه‌ام علاقه به مردم است.
ناجي دليل عدم حضورش در جشنواره‌هاي بين‌المللي را در سال‌هاي قبل را به نظامي بودن خود مربوط دانست و مطرح كرد: همواره دوست داشتم براي يك بار هم شده در اين جشنواره‌ها حضور پيدا كنم.
اين بازيگر، مجيد مجيدي را باعث افتخار ايران دانست و ادامه داد: در تمام دنيا با فيلم‌هاي او است كه ايران را مي شناسند و علاوه بر همه اين‌ها، او فردي بسيار درستكار، فداركار و مردم دوست است و هركار كه انجام مي‌دهد براي ايران و مردم ايران است.
در ادامه اين برنامه، حسيني پور، موسس و مديرعامل انجمن حاميان كودكان كار و خيابان نيز به نمايندگي ازاين انجمن از رضا ناجي تقدير كرد.
ناجي در بخش ديگري ازاين نشست نيز عنوان كرد: هرگاه قراراست نقشي را بازي كنم، ابتدا سعي مي‌كنم فيلمنامه را كامل بخوانم و بعد در آن حل شوم و دراين راه گفته‌هاي كارگردان كمك بسياري به من مي‌كند و همواره به گفته‌ها و خواسته‌هاي كارگردانان توجه كامل دارم و حتي بدون اجازه آن‌ها آب هم نمي‌خورم.
او در ادامه، آخرين ساخته سينمايي "پاي پياده" ساخته فريدون حسن پور دانست و به ايفاي نقش در 15نقش اول و دوم و 50سال سابقه در تئاتر اشاره كرد.
رضا درستكار، منتقد، نيز در اين نشست جايزه رضا ناجي از جشنواره برلين را از مهمترين جايزه‌هاي تاريخ سينماي ايران دانست و گفت: اين جايزه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ چراكه معمولا جوايز ما به دليل نوع نگاه، تفكر و اعتقادات ما بوده اما اين جايزه به دليل مسائل فني و تكنيكي اهدا شده و از اين نظر از اهميت بالايي برخوردار است.
او مجيدي را از معدود كارگرداناني دانست كه فيلمنامه‌اش چندان قطور نيست و بيشتر به تصوير برداري مي‌پردازد و ادامه داد: او تصاويري خلق مي‌كند كه بنده به شخصه مشابه آن را در سينما نديده‌ام و معتقدم يكي از پتانسيل‌هاي او در عرصه‌ي جهاني شدن نيز توجه به همين مطلب است.
اين منتقد شخصيت‌پردازي را از ديگر ويژگي‌هاي فيلم‌هاي مجيدي برشمرد و فيلم‌هاي او را آثاري شخصيت محور دانست و در بيان ديگر ويژگي فيلم‌هاي مجيدي از مسئله‌ي باورپذيري اين فيلم ها يادكرد.
او همچنين در پاسخ به مطلبي كه مبني بر شعاري بودن فيلم هاي مجيدي مطرح شده بود گفت: احساس مي‌كنم برخي مسائل باورهاي او و هنوز تبديل به شعار نشده و شكل باورهاي فطري را دارد و بنده به شخصه شعاري در فيلم‌هاي او نديده‌ام.
درستكار درادامه ي اين نشست با مروري كوتاه بر 7فيلم مجيدي پرداخت و 4فيلم اول او را تصويرگر
جبر عيني و 3فيلم بعدي او را درباره ي جبرهاي ذهني دانست و ادامه داد: گاه مجيدي را فيلم ساز نيز دولتي مي‌خوانند كه با رمزهايي كه از دولت مي گيرد فيلم مي‌سازد، اما هيچ‌گاه اين گونه نبوده است و مطمئناً اگر او فيلم سازي دولتي بود فيلم‌هايش به شكل فعلي نبود.
در پايان اين مراسم رضا درستكار لوح تقديري را از طرف مجتبي اقدامي مدير فرهنگسراي هنر به رضا ناجي اهدا كرد.
گفتني است، مجيد مجيدي، به علت سفر تركيه موفق به حضور در اين جلسه نشد.
__________________

حاشيه‌اي بر چند خبر هفته اخير؛
چرا حضور محمد مطيع در راديو با استقبال شايسته‌اي رو به رو نشد؟


سينماي ما - آرمين ابراهيمي: 1- برای من، به عنوان یک مخاطب که هنر را تقریبا پیگیرانه دنبال می کند بسیار جای عجب بود که چرا بعد از خبر مسرت بخشی که راجع به حضور هنرمند بزرگ و نازنین «محمد مطیع» پخش شد کم ترین واکنشی، آنطور که در خورد چنین موضوعی ست، از جانب علاقه مندان و هنردوستان که بایست به هنر و ستاره گان آن به دیده ی تحسین بنگرند و بیش از انسان های عادی و فارغ بال به آن توجه کنند منتشر نشد. و جالب آن که عینا همین برخورد را از جانب دوستان و همکاران ام که غالبا یا خودشان دست در تولید آثار هنری دارند یا از طرفداران پا قرص عوالم هنری هستند دریافت کردم. برای من، که از شیفته گان بازی اٌستادی چون محمد مطیع هستم و تمام آثار این بزرگ –آن ها را که بر روی نگاتیو ضبط شده اند نه نمایش ها- را بارها و بارها به تماشا نشسته ام و پلان به پلان شان را از حفظ هستم، بسیار عجیب بود که چطور ده نفر در این جماعت پٌر مدعای عصبی پیدا نشد که نسبت به این خبر –و آن دیدار رادیویی- یک واکنش کوچک و مختصر بروز بدهد و هر چه کم و گذرا و هر چه نه در حد و اندازه های چنان انسان سبز و ویژه یی یک پیام و یاد به جا بگذارد. برایم تکرار شد «مخاطبان» آدم هایی هستند اهل جنجال های پوچ و حاشیه ها و زردی ها –همانطور که اهل «نود»!- و آدم هایی هستند که به ساده گی بزرگان شان و پایه های –محدود و اندک- اصیل هنرشان را به فراموشی می سپارند و البته این موضوع برایم بسیار بی اهمیت است، چون خون دل خوردن برای مٌشتی حیوان –از این لفظ مرنجید، زیرا هیچ لفط بدی نیست. استعاره یی ست از موجودی زنده که فاقد احساسات و شعور و منطق است و تنها محدود به موجودات چهار پا نمی باشد- کاری بس عبس و بی نتیجه است. به خودم تبریک گفتم و خرسند شدم از این که هنوز تمام و کمال دل و روح به بی تفاوتی سپرده ام. گفتم آن آثار را بارها و بارها دیده ام و از برم؟ خیلی وقت ها پیش می آید، که جذابیت و ماندگاری یک اثر را بایست جایی جٌز از عناصر اصلی آن جستجو کرد. من هم آن آثار را شاید نه به دلیل زیبایی نداشته خودشان، که بیشتر به دلیل بازیگران شان دوست دارم. «رضا هف خط» ساخته «حسین ترابی» برای من یکی از خاطره انگیز ترین فیلم هاست، فیلم فارسی بدی است، زاویه و زیبایی و از این حرف ها ندارد، اما برای من، تماشای «ممل» با بازی مطیع نازنین چنان دل انگیز است که فیلم را با یک گونی فیلم تئوریک و مهمل که این روزها ساخته می شود و مثلا هم «فیلمفارسی» نیست عوض نمی کنم. در «کلاغ» اثر «بیضایی» نقش مطیع آن آخرها، نقش هفتم و هشتم است، اما برای من که فیلم را دوست ندارم قوت قلب و مایه ی انرژی است تا بتوانم فیلم را به آخر برسانم. «وکیل اول» را دوست ندارم و حتا اسم کارگردانش را هم درست یادم نیست، اما تمام سکانس های حضور مطیع را می توانم چشم بسته بازخوانی کنم. تمام سکانس های بازی درخشان او در «افسانه سلطان و شبان» –که به اثر بالینی ما تبدیل شده بود- را می توانم بازخوانی کنم. این یک عشق محض کور به یک هنرمند نیست. مثل آن هایی که عاشق ستاره گان شکسته یی نظیر «فردین» شدند یا آن هایی که همین حالا عاشق هزار بار بدتر از اویند؛ عاشق لمپن هایی که به زور و ضرب برچسب بازیگر و آکتور به خودشان چسبانده اند و در آثار مبتذل جاری شلنگ تخته می اندازند. عشق من به مطیع از بازی های خوب و درست او می آید. از بازی های بازیگری که می توانست با کمی اقبال در این سرزمین بی اقبالِ بی ستاره تبدیل به یکی از مهم ترین بازیگران ایرانی بشود. گرچه شد. گرچه هست. این مهم نیست که کسی ندید و کسی نفهمید و به قول مشهور انگار نه خانی آمد و نه رفت، مهم این است که هنر مام پر عاطفه ی گشاده بالی ست که فرزندان راستین اش را تا دهر به جان محفوظ و گرامی می دارد، و زیستن و زنده ماندن هنرمند در هنر را عشق است. اٌمید آن که حالا که مطیع به کشور بازگشته است و دارد فعالیت هایش را شروع می کند و گویی در سریالی هم بازی کرده، ما کمی به خودمان بیاییم، و با همایت از هنرمندی چنین که لحظاتی ناب و شور آور در سینمای ایران ثبت کرده و در اوج بحران بازیگر و بازی خوب نقش های جاندار و پٌر مایه از خودش باقی گذاشته است، دلیلی باشیم بر بازی های بیشتر و وسیع تر او.

2- دوشنبه روز گذشته از شبکه دوم سیما یک عدد مستندی پخش شد از پشت صحنه ی «آواز گنجشک ها» ساخته ی «مجید مجیدی» -که قرار است به عنوان شوخی در مراسم اٌسکار امسال شرکت کند- به نام «کابوس یک رویا» به کارگردانی «محمدعلی فارسی»، که این مستند/پشت صحنه می تواند در مقام یک جور دست انداختن خیلی درجه یک از محیط هنری پیرامون فیلمسازان ایرانی به حساب بیاید. ما مطلقا نمی دانیم که این سبک خاص از روی مقصود خاصی به وجود آمده و در اثر مشهود است یا بر حسب غفلتی از فاق نظرگاه سازنده گان این مجموعه جسته است، خٌلاصه، هر چه هست و هر چه بوده در نتیجه بیننده گان آشنا را حسابی می خنداند و به احتمال زیاد بیننده گان خارجی و غریبه اش را با درجه ی ثقیل و ابتدایی زنده گی هنری ما آشنا می سازد. می توانیم برای نمونه به نریشن بامزه ی فیلم اشاره کنیم که با آن لحن مخصوص گوینده اش –که بیشتر در برنامه خردسالان به کار می رود- در لحظات خاصی به تعبیرهای جالبی دامن می زند، همراه با قطع هایی از طغیان کردن خشم فیلمساز بیش از اندازه بزرگ ما، همراه با بٌرش هایی از بازیگران خردسال مجموعه که از سر و شانه ی هنرمند بیش از اندازه بزرگ ما بالا می روند و او را می بوسند و لٌپ اش را می کِشند و در این اوقات هم گوینده اشاره می کند که رابطه ی خوب فیلمساز با بچه ها ید طولایی در کارنامه ی او دارد و بعد بیننده شک می کند که نکند پشت این همه ماچ و لبخند یک مقدار ریا و چیزهای جعلی وجود دارد؟... سبک مستند در ارائه ی مسائل پشت صحنه ی یک فیلم که قرار است به عنوان نماینده ی یک کشور در یکی از مهم ترین جشنواره های سینمایی سال شرکت کند طوری ابتدایی و در جهت معکوس هدف است که شاید برای بیننده ی ایرانی چندان عجیب و بی سابقه نباشد اما ممکن است مخاطبان خارج نشین را که یحتمل گول ظاهر اثر اصلی را خورده اند کمی دلزده کند. چون می بیند که همه چیز آنقدرها هم که فکر می کرده جدی نیست.

3- ماهنامه ی اینترنتی «آدم برفی ها» به سرپرستی دکتر «رضا کاظمی» از این ماه و از این شماره با تغییرات اساسی در ظاهر و محتوا و رسالت و در شیوه ی نوین با حفظ بخش ماهنامه اش به پایگاه ارائه خبرهای روز سینما و ادبیات تبدیل می شود. ویژه گی عمده ی این مجموعه گسترده گی موضوعات و عدم محدودیت اش در منابع هنری است. به همین دلیل می توان از نقاشی و موسیقی و فلسفه نیز در ابعاد جهانی در کنار موضوعات اصلی این مجموعه یعنی سینما و ادبیات سراغ گرفت. کادر تحریریه ی این پایگاه به زودی کامل می شود و به استمرار می توان توقع یکی از منابع اطلاع رسانی خوب اینترنتی را از آن داشت.

4- دارم به این فکر می کنم که «مختارنامه» کی قرار است تمام بشود و بنشینیم گرم و آسوده توی مبل هایمان و تماشایش کنیم.
__________________

داود رشيدي: آماده همكاري هستيم؛
اعتراض صريح تهيه‌كننده‌ها به افزايش دستمزد بازيگرها


سينماي ما - در پی افزایش دستمزد بازیگران منوچهر محمدی، سخنگوی شورای عالی تهیه‌کنندگان به ایسنا گفت: اگر انجمن بازیگران به افزایش غیرمنطقی دستمزدها عكس‌العمل نشان ندهد، شورای عالی تهیه‌كنندگان راسا وارد میدان می‌شود. طی آخرین جلسه شورای عالی تهیه‌كنندگان كه با حضور اكثریت اعضای این شورا تشكیل شد، اعضای این شورا به بحث و گفت‌وگو راجع به مباحث و مسائل روز سینما و به ویژه افزایش بی‌رویه دستمزدها پرداختند. محمدی با اشاره به این جلسه‌ای كه روز دوشنبه، بیست‌ونهم مهرماه برگزار شده گفت: شورای عالی تهیه‌كنندگان با حضور اكثریت اعضا جلسه‌ای تشكیل داد و طی آن به بحث و بررسی مباحث و مسائل روز و جاری سینما پرداخت كه طبیعتا با توجه به دیدار اخیر رئیس‌جمهور با كارگردانان سینما، بخشی از این جلسه به نحوه و چگونگی برگزاری این دیدار و مباحث مطرح‌شده در آن اختصاص یافت. او در ادامه نكته مهم و اصلی این جلسه را افزایش بی‌رویه دستمزدها در سینما دانست و افزود: با توجه به شكایات و اعتراضاتی كه در این جلسه از سوی جمعی از تهیه‌كنندگان و به ویژه درباره دستمزدهای غیركارشناسی و غیرمنطقی در حوزه بازیگری مطرح شد، تهیه‌كنندگان حاضر در این جلسه به صورت متفق‌القول این افزایش دستمزدها یا تقاضاهای غیرمنطقی دستمزد بالا را در نهایت فراتر از حد و توان سینمای ملی دانستند و به اثرات منفی و مخربی كه این مسئله در بلندمدت بر حیات سینمای كشور بر جای خواهد گذاشت، تاكید كردند. محمدی همچنین عنوان كرد: طبیعتا برای صنعت سینمای ملی كه باید توازن دو عرصه اقتصاد و فرهنگ را با درایت و عقلانیت و محاسبه تمام جوانب اداره كند، افزایش‌ بی‌رویه دستمزدها منجر به كاهش ارزش‌های ذاتی بخش اندیشه و فكر در سینما می‌شود. او در عین‌حال گفت: در صورت افزایش غیرمنطقی دستمزد بازیگران، تهیه‌كننده ناچار خواهد شد كه برآورد منطقی توزیع هزینه‌های یك فیلم را در بخش‌های مختلف فیلمنامه، كارگردانی، موسیقی، تدوین، طراحی صحنه و هزینه‌های اجرایی تولید و همچنین بخش فناوری و كیفیت فنی تولید را فدای دستمزد چند چهره یا بازیگر كند كه این مسئله به هیچ عنوان در میان‌مدت و بلندمدت به نفع سینمای ایران نخواهد بود. سخنگوی این شورا در بخش دیگری از این گفت‌وگو گفت: در این جلسه شورای عالی تهیه‌كنندگان مصوب كرد كه خیلی سریع از طریق سازوكارهای صنفی و به ویژه ارائه اخطاری جدی به انجمن بازیگران مبنی بر تنظیم و یا حداقل منطقی‌كردن دستمزدها وارد عمل شود. محمدی ادامه داد: همچنین در این جلسه مصوب شد در صورت عدم‌همكاری و یا عدم‌همراهی انجمن بازیگران، شورای عالی تهیه‌كنندگان راسا وارد عمل شود. داوود رشیدی: حاضر به همكاری هستیم
رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران گفت: شورای عالی تهیه‌كنندگان بهتر بود قبل از آنكه اعتراض‌شان به دستمزد بازیگران را رسانه‌ای كند، با شورای مركزی انجمن جلسه‌ای را برگزار می‌كرد. داوود رشیدی در گفت‌وگویی با ایسنا در واكنش به سخنان سخنگوی شورای عالی تهیه‌كنندگان اظهار داشت: با تمام احترامی كه به آقای محمدی و شورای عالی دارم از اخطاری كه اینچنین به انجمن بازیگران در رسانه‌ها مطرح شده است تعجب می‌كنم! در واقع بهتر بود قبل از اینكه اخطاری داده شود با ما جلسه‌ می‌گذاشتند و بعد اگر خلاف می‌كردیم اخطار می‌دادند. او با بیان اینكه، این لحن تهدیدآمیز هیچ‌مشكلی را حل نمی‌كند، افزود: انجمن بازیگران از صنوف مهم خانه سینما و دارای قدرت است و اصلا اجازه نمی‌دهیم كسی ما را تهدید كند. رشیدی تاكید كرد: باید جلسه می‌گذاشتیم و راه‌حلی پیدا می‌كردیم. نه اینكه ما را كنار دیوار بگذارند و دستور آتش دهند. هنوز تقاضایی از ما نشده است و اگر می‌شد با كمال میل می‌پذیرفتیم، الان هم با توجه به اینكه تهدید شدیم برای نگهداری سینمای خوب حاضر به همكاری هستیم. رئیس انجمن سینماگران با اظهار‌نظر درباره افزایش غیرمنطقی دستمزد بازیگران سینما گفت: فكر می‌كنم در این میان موضوع عرضه و تقاضا مطرح است، اگر تهیه‌كننده‌ای خواهان حضور بازیگر خاصی است و او دستمزد غیرمنطقی طلب می‌كند به خود آن بازیگر و تهیه‌كننده بر می‌گردد و اجباری نیست به حرف كسی كه دستمزد بالا می‌خواهد گوش كرد و در واقع ضعف تهیه‌كننده است كه به شانتاژ یك بازیگر تن می‌دهد. او در پایان تاكید كرد: مسوولیت ما دفاع از بازیگر است و به‌صورت منطقی باید از او دفاع كنیم.
__________________

سخنراني بهرام بيضايي در نشست تخصصي «بازيگر درون»؛
نقش "شمر" را ترجيح مي‌دهم


سينماي ما - «بهرام بيضايي» با اشاره به دورشدن از فضاي تراژدي در متن‌هاي حماسي گفت: شمر در يك نمايش بسيار جذاب است و اگر روزي بازيگر مي‌شدم حتما اين نقش را بازي مي‌كردم،چون كمتر كسي است كه بخواهد اين نقش را بازي ‌كند.

دهمين نشست تخصصي انجمن بازيگران سينماي ايران با حضور «بهرام بيضايي» محقق، نويسنده و كارگردان سينما از سوي انجمن بازيگران سينماي ايران و در ادامه سلسله نشست‌هاي تخصصي اين انجمن، در محل تالار اجتماعات خانه سينما برگزار شد.
بنابراين گزارش، در اين نشست كه با يك ساعت تأخير آغاز شد و اجراي آن را سيروس ابراهيم‌زاده برعهده داشت،بهزاد فراهاني ،داريوش اسدزاده ،آزيتا حاجيان ،هرمز هدايت، رويا نونهالي،بهزاد خداويسي،رضا بابك ،جمشيد جهانزاده ،مهتاج نجومي ، مهوش وقاري و.... حضور داشتند.
در ابتداي اين نشست، «بهرام بيضايي» سخنراني خود را با عنوان «بازيگر درون» ‌آغاز كرد و اظهار داشت: «بازيگر درون» يعني يك كودك از بدو تولد بازيگر باشد و اينكه هر يك از ما به صورت بالقوه يك بازيگر هستيم و بازيگر دورن‌مان بايد رشد كند.
وي ادامه داد: وظيفه بازيگر درون اين است كه بازيگر را در ايفاي نقش ياري كند تا به چشم بيايد. در نتيجه هر يك از ما از قبل نقش‌هايي را كه برايمان تعيين نشده بود، بازي مي‌كنيم و با امكانات مختلفي كه داريم مي‌توانيم تعيين كنيم كه چه نقشي را بازي كنيم و اين بازي تا زماني كه ما هستيم همانطور ادامه دارد.
وي در ادامه افزود: بعضي‌ از بازيگران ،بازيگر درون به كمك‌شان مي‌آيد و يا ممكن است در ايفاي نقش مانع‌شان باشد. در اينجا مهم نيست كه صدايمان خوب باشد يا بد؛ مهم اين است كه بدنمان از محدوديت خارج شود و كسي شويم كه در روي صحنه و با تمام پستي و بلندي‌ها،جايگاه خودمان را پيدا كنيم.
بيضايي خاطرنشان كرد: در چنين شرايطي است كه يك بازيگر مي‌تواند به كارگردانش پيشنهاد كند كه من مي توانم به اين صورت بازي كنم و شما به چه صورت مي‌خواهيد؟
كارگردان «سگ‌كشي» گفت: نبوغ بازيگري اگر پرورش داده نشود، رشد نخواهد كرد.يكي از چيزهايي نيز كه يك بازيگر بايد بياموزد،اشكال‌ مختلف بازيگري در دوره‌هاي مختلف ، معاني و چرايي آن است.
اين كارگردان سينما به بيان تعاريف مختلف از بازيگري پرداخت و افزود:معناي ديگر بازيگر مقلد است. در كشور ما متأسفانه بازيگري يك امر ناپسند است و يك بازي روشن و رسمي را ناپسند مي‌دانند. مقلد يعني كسي كه بازي مي‌كند يا چيزي را تقليد مي‌كند و يا همان تقليد‌چي گفته مي‌شود.
براساس اين گزارش، بيضايي گفت:در واقع تقليد بخش خندستاني نمايش يا بخش فكاهي يا كمدي آن است و در واقع بازيگر كسي است كه بايد ديگري باشد يا مانند فرد ديگري شود.بازيگري به صورت استعدادي مادرزاد رشد نخواهد كرد، مگر به دست خود ما.
اين كارگردان با اشاره به اينكه تاثير ذخيره‌هاي ذهني هر بازيگر در فهم او از نقش با توجه به تجربه‌هايش، افزود: بازيگري كه نقش را درك نمي‌كند، ترجيح مي‌دهد كه آن را بازي نكند و بازيگري كه بازي نمي‌داند، روي صحنه نمي‌رود.در اين صورت اين شخص اصلا بازيگر نيست و اين از كمبود دانش رنج مي‌برد.
وي در ادامه اين سخنانش افزود: اگر تجربه‌هاي ديداري و شنيداري بازيگر كافي باشد چنين چالشي برايش پيش نمي‌آيد و به نظر من بهترين راه آن راستگويي است و راستگويي همه را نجات مي دهد. در اينجاست كه بازيگر درون به كمك مي‌آيد و راه حل درست را پيشنهاد مي‌كند.
بيضايي افزود: ممكن است گاهي اوقات در موقعيتي قرار بگيريم كه فكر كنيم ديگر پايان راه است. هيچ وقت براي يك كارگردان، بازيگر، موسيقي‌دان و يا نقاش پاياني وجود ندارد بلكه تكرار كردن خود ،يعني مرگ هنرمند. اگر براي چنين حرفه‌هايي حد و مرز بگذاريم در واقع مرگ حرفه‌ها مي‌شود و ما بايد با اين حرفه‌ها پيش برويم.
وي با اشاره به مسئله آزادي در نقش گفت: با تقليد ممكن است چيزهاي ديگر آغاز شود از جمله درگيري شخص با خودي كه دوست دارد آزاد باشد، اما قرار نيست كه ما در نقش آزاد باشيم. وقتي مي‌خواهيم نقشي را بازي كنيم خودمان را از طريق آن نقش ارائه مي‌دهيم. مثلا شمر در تعزيه خودش نيست، بلكه يك شمر است. يا چون در تعزيه‌خواني اين نمايش مخصوص دوران قاجاريه است و بيانگر زندگي اشراف و پادشاهان است و براي تخريب آنهاست اگر در تعزيه اتفاق مي افتاد با يك شكست مواجه مي‌شد.
وي تصريح كرد:بنابراين ناچاريم آنقدر خودمان را گسترش دهيم كه براي هر متن و اجرايي آمادگي داشته باشيم. در عرصه جديد تأتر و سينما بايد آنقدر مهارت داشته باشيم كه در نقشي بازي كنيم تا درجه يك باشد.
بيضايي با اشاره به دخالت بازيگر درون هنگام اجراي نقش افزود: اين بازيگر درون هنگام بازي ممكن است مزاحممان شود كه به دو صورت است يكي اينكه از خود سوال كنيم آيا در اين لحظه مي‌توانم خوب عرضه شوم؟ و ديگري اينكه شخص را در برابر ديگران توجيه مي كند و همه اين عوامل مي‌تواند مزاحم بازي شود. سعي كنيد كه اين بازيگر درون را دور كنيد و تمركز كامل كسب كنيد كه بتوانيد كار خوب ارائه دهيد.
وي ادامه داد: متأسفانه بازيگراني هستند كه فكر مي‌كنند موفقيتشان در گرو موفقيت مجموعه است، در نتيجه موفقيت آن بازيگر به چشم نمي‌آيد. در اينجا توصيه مي‌كنم اگر بازيگري هستيد كه به اين حرفه علاقه داريد بايد متن را خوب خوانده باشيد و فهميده باشيد و آن متن را از آن خود كنيد. آن متن را تحليل كنيد و راه‌حل‌هاي آن را به كمك كارگردان پيدا كنيد و سعي كنيد جمله‌ها را در دهن خود مزه مزه كنيد.
بيضايي با اشاره به نظمي كه در فرهنگ بازيگري غرب وجود دارد،افزود: من واقعا به چنين فرهنگي حسادت مي‌كنم. ما متأسفانه به يك غروري متكي هستيم كه اين غرور باعث مي‌شود كه نظم را روي صحنه نپذيرفتيم و در نتيجه يك فيلم خوب و مناسب اتفاق نمي‌افتد.
وي ادامه داد: وظيفه ما اين است كه چيزهايي كه در تأتر ديده مي‌شود همانطور نمايش دهيم كه ديده ‌مي‌شود. روي صحنه تأتر ما مي‌توانيم آرزوي نزديك شدن به حقيقت را داشته باشيم در حالي كه مي‌دانيم متأسفانه واقعيت ديدني نيست. در واقع صحنه تأتر به ما ياد داد كه دسترسي به واقعيت امكان‌پذير نيست. آرزوي نزديك شدن به واقعيت را زماني مي‌توانيم داشته باشيم كه به آن نزديك شويم.
وي در ادامه افزود: اينكه من خودم هستم جوابگوي سينما نيست و نبوغ قابل ديدن است. در واقع اين فكر است كه بايد ديده شود و به چشم بيايد و يك فرد هر كسي هم كه باشد در استخدام اين فكر است. دوربين، كارگردان و... همه در استخدام اين فكر هستند كه بايد به نمايش دربيايد.
بيضايي با اشاره به اهميت حس در بازيگري، گفت: امروزه ما فكر مي‌كنيم كه بازي احساسي انجام مي‌دهيم و آن را به نمايش مي‌گذاريم. در اين موضوع ديگر بازي نيست. بعضي‌وقت‌ها لازم است كه بازي «شدت» انجام شود و به بازي گرم احتياج مي‌شود. گاهي اوقات هم بازي بي‌حالي را نمايش مي‌دهيم كه البته اين بي حالي هم خودش يك كار است و ضد واقعيت است.
اين كارگردان در پاسخ به اين سوال كه آموزش در بازيگري چه تاثيري دارد، افزود: دوره‌هاي آموزشي بازيگري مي‌تواند به شخص كمك كند تا زودتر طبقه‌بندي شود و موضوعات و اهداف بازيگري را بسازد ولي نمي‌تواند از صفر و هيچ ،چيزي بسازد. دوره‌هاي آموزشي اگر درست باشد مي‌توانند روش‌مند باشند.
بيضايي با اشاره به حدود و اندازه دانستن و درك خوب ،گفت: دانستن حدود ندارد و مي‌تواند تا بي‌نهايت جا داشته باشد. هرچقدر ديد و بينش و دانش‌مان بيشتر باشد براي شناخت بازيگري اشراف بيشتري نيز خواهيم داشت.
وي درباره اينكه بازيگري كاري عقلاني است يا حسي،گفت: اين دو مقوله قابل جداشدني نيستند. عقل بين كساني كه بازيگري يا اجرا مي‌كنند ،حاضر است. چيزهايي كه ما در سينما به كار مي‌بريم اغلب واقعي نيستند. در اين فضا مي‌خواهيم به واقعيت نزديك شويم. عقل و احساس در كارگردان، بازيگر و نويسنده در كنار هم هستند. البته در اينجا به غير از عقل و احساس مقوله ديگري به نام «فن» هم وجود دارد.
كارگردان «وقتي همه خوابيم» با اشاره به ابعاد مختلف نقش‌هاي مثبت و منفي،افزود: در متن‌هاي حماسي و تراژدي، نقش مثبت و منفي وجود داشته‌اند اما امروز كاربردي ندارند. امروز از فضايي كه تراژدي نوشته شده، دور شده‌ايم و به عصر فناوري و عقل قدم گذاشته‌ايم. مثلا شمر در يك نمايش بسيار جذاب است و اگر روزي بازيگر مي‌شدم حتما اين نقش را بازي مي‌كردم،چون كمتر كسي است كه اين نقش را بازي مي‌كند.
__________________

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 11:30 توسط نويد


DESIGN BY : MINOS X

به سایت فیلم سد خوش امدید

این سایت در زمینه نقد فیلم و معرفی زمان پخش

فیلم سینمایی در ماهواره ها و بیوگرافی بازیگران فعالیت مینماید


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387


آرشيو موضوعي



پيوندها

درباره ماهواره


    تعداد بازديدها:

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com