تایلر هکفورد «تاجر شانگهای» را میسازد
 تایلر هکفورد در حال کارگردانی «ری»
سینمای ما - کارگردان «یک افسر و یک آقا» و «ری» فیلم زندگینامهای انگلیسیزبان «تاجر شانگهای» را درباره سیلاس هاردون توزیعکننده افیون و تاجر معروف در شانگهای قرن 19 میسازد. ورایتی اعلام کرد تیلور هکفورد فیلم جدید خود را پائیز 2009 در شانگهای و حومه این شهر فیلمبرداری میکند. هاردون (1931-1851) یهودی متولد بغداد بود که اواخر قرن نوزدهم به شانگهای مهاجرت کرد و کنترل خرید و فروش افیون را به دست گرفت. او کمک کرد شانگهای از جایی دورافتاده به شهری با شهرت بینالمللی تبدیل شود. فیلمنامه را تیموتی جی. سکستن (فرزندان انسان) بازنویسی کرده است. هکفورد که از زمان تحصیل در رشته روابط بینالملل به تاریخ چین علاقه داشته، از مشارکت عوامل چینی در «تاجر شانگهای» خبر داد و گفت: "داستان درباره لحظهای تاریخی است که اروپا و چین با هم خوش بودند و اروپا سعی میکرد اراده خود را تحمیل کند. "تاجر شانگهای" داستانی با ابعاد حماسی است." هکفورد 64 ساله فیلم «مزرعه عشق» با بازی هلن میرن و جو پشی را در مرحله پس از تولید دارد. او به زودی فیلم «زن همسایه» ساخته فرانسوا تروفو فیلمساز فقید فرانسوی را بازسازی میکند که فیلمنامهاش را نیل لابوت نوشته است. هکفورد سازنده فیلمهای «یک افسر و یک آقا»، «دولورس کلیبورن»، «حامی شیطان»، «دلیل زندگی» و «ری» است که برای فیلم آخر نامزد اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد. او سال 1979 با «پدر نوجوان» اسکار بهترین فیلم کوتاه زنده را از آن خود کرد.
__________________
منبع الهام «گلادیاتور» پیدا شد

سینمای ما - مقبره ژنرالی که منبع الهام شخصیت راسل کرو در فیلم سینمایی برنده اسکار «گلادیاتور» به کارگردانی ریدلی اسکات بود، در رم پیدا شد. بیبیسی اعلام کرد کشف مقبره مارکوس نونیوس ماکرینوس از جدیدترین کشفیات باستانشناسی انجام شده در رم است. مارکوس از معتمدترین ژنرالهای ارتش رم و مشاوران نزدیک مارکوس اورلیوس امپراتور بود و به او در پیروزهای بزرگ کمک کرد. گفته میشود او منبع الهام شخصیت ماکسیموس دسیموس مریدیوس با بازی کرو در «گلادیاتور» بوده است. ماکسیموس فیلم نیز از ژنرالهای محبوب مارکوس بود و در قرن دوم میلادی همراه او راهی نبرد شد، اما شباهت میان این دو شخصیت در همین حد خلاصه میشود. ژنرال رومی واقعی برخلاف شخصیت فیلم اسیر تاجران برده نشد و در قالب یک گلادیاتور انتقامجو بازگشت. دانیلا روسی سرپرست گروه باستانشناسی کشف مقبره مارکوس را مهمترین اکتشاف در زمینه روم باستان در 20 تا 30 سال اخیر یاد کرد. حکاکیهای روی مقبره جزئیات زندگی ژنرال رومی را بیان میکند. پروفسور روسی با اشاره به شباهتهای مارکوس و شخصیت گلادیاتور گفت: "شخصیت کرو در «گلادیاتور» همراه امپراتور در جنگهای مختلف شرکت میکند." وی افزود: "او از یاران نزدیک مارکوس اورلیوس است. به لحاظ زمانی در همان مقطع و همان جنگ قرار داریم، اما شخصیت ماکسیموس در فیلم سرنوشتی بسیار هولناک دارد، در حالی که ژنرال ما مردی ثروتمند و مشهور میشود." «گلادیاتور» را اسکات سال 2000 بر مبنای فیلمنامه جان لوگان، ویلیام نیکلسن و دیوید فرانتسونی با بودجه 100 میلیون دلاری ساخت. جواکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید، ریچارد هریس، درک جیکوبی و دیوید همینگز دیگر بازیگران این فیلم هستند. فیلم سینمایی «گلادیاتور» در 12 رشته نامزد اسکار شد و جوایز پنج بخش بهترین فیلم، بازیگر مرد (کرو)، طراحی لباس، جلوههای ویژه و صدا را برد و فروش جهانی آن حدود 458 میلیون دلار بود.
__________________
وین ونگ فیلمش را روی یوتیوب گذاشت

سینمای ما - فیلمساز معروف هنگ کنگی از جمعه جدیدترین فیلم خود «پرنسس نبراسکا» را رایگان روی وبسایت YouTube قرار داد. خبرگزاری فرانسه اعلام کرد وین ونگ که بیشتر برای دو فیلم «Joy Luck Club» و «دود» شهرت دارد، فیلم جدید خود را به عنوان قطعه همراه فیلم «هزاران سال دعاهای خوب» در اینترنت توزیع کرد. درام 77 دقیقهای «پرنسس نبراسکا» بر مبنای داستانی کوتاه نوشته یییان لی ساخته شده و درباره یک دانشجوی باردار چینی در آمریکاست. این فیلم پارسال در جشنوارههای تلوراید، تورنتو، سن سباستین، دبی و هنگ کنگ پخش شد. در حالی که صنعت موسیقی خیلی زود از ایده توزیع آلبومها در اینترنت استقبال کرد، هالیوود به خاطر دغدغههای مربوط به قاچاق در برابر این مسئله مقاومت نشان میدهد. با این حال مایکل مور اوایل این ماه با هدف گرد هم آوردن رایدهندگان جوان، فیلم جدید خود «شورش فراریها» را به طور رایگان روی اینترنت قرار داد. «هزاران سال دعاهای خوب» فیلم قبلی ونگ نیز درباره تجربههای یک خانواده مهاجر چینی در آمریکا و تنشهایی است که وقتی یک مرد بیوه برای دیدن دختر تازه طلاق گرفتهاش از چین راهی آمریکا میشود، به وجود میآید. این فیلم پارسال جایزه صدف طلایی بهترین فیلم پنجاه و پنجمین جشنواره سن سباستین را برد. ونگ 59 ساله در 1995 با فیلم «دود» برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره برلین شد. «Blue in the Face»، «جعبه چینی»، «هر جا جز اینجا»، «مرکز دنیا» و «خدمتکار در منهتن» از دیگر فیلمهای اوست.
__________________
بری لوینسون رییس هیئت داوران مراکش شد

سینمای ما - کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده آمریکایی و سازنده فیلمهای «رین من» و «باگزی» رئیس هیئت داوران هشتمین جشنواره فیلم مراکش شد. هالیوود ریپورتر اعلام کرد سباستین کوخ بازیگر آلمانی، ژواکیم دی آلمیدا بازیگر پرتغالی، هیو هادسن کارگردان، نویسنده و تهیهکننده بریتانیایی و کاترینا مورینو بازیگر ایتالیایی نیز بری لوینسن را در امر داوری یاری میکنند. آگوستی ویارونگا نویسنده و کارگردان اسپانیایی، ناتاشا رنیه بازیگر فرانسوی، ماریاما بری نویسنده و وکیل سنگالی و قیته الخیاط روانپزشک، مردمشناس و نویسنده مراکشی دیگر اعضا هیئت داوران جشنواره بینالمللی فیلم مراکش هستند که از 14 تا 22 نوامبر (24 آبان تا دوم آذر) برگزار میشود. لوینسن متولد 1942 بالتیمور شش بار در رشتههای فیلمنامه، فیلم و کارگردانی برای فیلمهای «... و عدالت برای همه» 1979، «رستوران» 1982، «رین من»، «آوالون» 1990 و «باگزی» 1991 نامزد اسکار شد و برای فیلم «رین من» با بازی داستین هافمن و تام کروز جایزه دریافت کرد. «چی شد؟» جدیدترین فیلم لوینسن با بازی رابرت دنیرو ماه مه اختتامیه جشنواره کن بود. او فیلم مستند «PoliWood» را آماده نمایش دارد که درباره رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری امسال آمریکاست. لوینسن به زودی ساخت وسترن «Boones Lick» را آغاز میکند. ادای احترام به یوسف شاهین فیلمساز فقید مصری، آندری کونچالوفسکی کارگردان روس، بررسی 50 سال سینمای مراکش و تمرکز بر سینمای بریتانیا از بخشهای هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم مراکش است.
__________________
فرش سبز جشنواره توکیو در برابر «وال-ای» پهن شد
 پوستر جشنواره توکیوی 2008
سینمای ما - بیست و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو از امروز شنبه با تمرکز با مضمون محیط زیست آغاز شد و میهمانان جشنواره برخلاف معمول به جای فرش قرمز با فرش سبز مواجه شدند. خبرگزاری فرانسه اعلام کرد جان وو و تونی لیونگ چیو وای کارگردان و بازیگر حماسه تاریخی «رد کلیف» به مناسبت نمایش این فیلم در افتتاحیه جشنواره حضور داشتند. فیلم جدید وو پرهزینهترین فیلم سینمای آسیاست و با اقتباس از رمان کلاسیک چینی «رومانس سه امپراتوری» ساخته شده است. تونی لیونگ، تاکشی کانشیرو، ژانگ فنگی، چانگ چن و لین چیلینگ نیز بازیگران «رد کلیف» هستند. جولین مور آمریکایی که «کوری» فیلم جدید او در بخش نمایشهای ویژه جشنواره توکیو حضور دارد و یوشینو کیمورا بازیگر ژاپنی این فیلم نیز در مراسم افتتاحیه حضور داشتند. امسال در بخش مسابقه جشنواره توکیو 15 فیلم برای کسب جایزه بزرگ ساکورا رقابت میکنند که «هامون و دریا» ابراهیم فروزش یکی از آنهاست و اولین بار در توکیو پخش میشود. فیلم درباره نوجوانی دوتارنواز است که بین او و دخترعمویش عشقی فرازمینی جاری است. «هامون و دریا» روزهای 23 و 24 اکتبر (دوم و سوم آبان) پخش میشود. دو فیلم ژاپنی «پژواک سکوت» آتسورو واتابی و «روزهای مدرسه با یک خوک» تتسو مائدا و دو فیلم چینی «هراس از مکانهای بسته» آیوی هو و «ابر توفان» فنگ زیائونینگ نیز در بخش مسابقه حضور دارند که هر چهار فیلم اولین بار در توکیو نمایش داده میشود. از دیگر فیلمهای مطرح بخش مسابقه توکیو میتوان به «تولپان» سرگئی دوورتسوی فیلمساز قزاق اشاره کرد که ماه مه جایزه بخش نوعی نگاه کن را برد. «نیمه عمر» جنیفر فنگ از آمریکا، «اقیانوس» ساخته میخائیل کازیرف ـ نستروف تولید مشترک روسیه و کوبا و «برای دارفور بخوان» جان کریمر اشاره کرد دیگر فیلمهای بخش مسابقه هستند. جان وویت بازیگر قدیمی سینمای آمریکا و پدر آنجلینا جولی رئیس هیئت داوران بخش مسابقه جشنواره توکیو 2008 است و هو جیانکی فیلمساز چینی، مایکل گراسکوف تهیهکننده آمریکایی، سزار شارلون فیلمبردار برزیلی، فومی دان بازیگر ژاپنی و کوجی تاکادا فیلمنامهنویس ژاپنی دیگر اعضا هیئت داوری هستند. "بوم شناسی" مضمون این دوره جشنواره است و یک بخش جدید نیز برای تاکید بر رابطه انسان و طبیعت در نظر گرفته شده است. تمام فیلمهای جشنواره با برق حاصل از انرژی بادی به نمایش درمیآید و در حرکتی نمادین فرش سبز جایگزین فرش قرمز شده است. بخش بادهای آسیا ـ خاورمیانه توکیو به نمایش 35 فیلم از کره، هنگ کنگ، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه اختصاص دارد و «دیوار» محمدعلی طالبی از فیلمهای این بخش است. گلشیفته فراهانی، محمد کاسبی، مهرداد صدیقیان، معصومه میرحسینی و منوچهر آذری در فیلم بازی کردهاند و داستان درباره دختری موتورسوار است. 19 فیلم در بخش نمایشهای ویژه جشنواره توکیو و 10 فیلم در بخش چشمان ژاپن به نمایش درمیآید. نیکیتا میخالکف بازیگر و فیلمساز روس و چن کایگه کارگردان چینی نیز جایزه آکیرا کوروساوا جشنواره توکیو امسال را دریافت میکنند. بیست و یکمین جشنواره فیلم توکیو 26 اکتبر (پنجم آبان) با انیمیشن «وال ـ ای» به کارگردانی اندرو استنتن به پایان میرسد
براد پیت «ادیسه» میشود
 براد پیت در «تروا»
سینمای ما - پس از موفقیت جهانی فیلم «تروا» كه براساس «ایلیاد» اسطوره ماندگار یونانی تهیه و اكران شد شركت فیلمسازی برادران وارنر در نظر دارد؛ براساس حماسه «ادیسه» نیز یك اثر سینمایی با حضور براد پیت آماده نمایش كند. به گزارش ایسنا، به نقل از ورایتی، جورج میلر برگردان سینمایی این منظومه یونانی را برعهده گرفته است. میلر كارگردانی این پروژه را نیز برعهده دارد و براد پیت علاوه بر نقش آفرینی در ایلیاد با شركت فیلمسازیاش پلان بی به عنوان تهیهكننده نیز در ساخت این فیلم مشاركت دارد. دو حماسه كهن «ایلیاد» و «ادیسه» به قلم هومر شاعر یونانی براساس جنگ معروف تروا به نگارش درآمدهاند، ادیسه به سفر طولانی این شخصیت به دور دنیا، ماجراهای شگفتانگیز و بازگشتاش به خانه میپردازد. براد پیت درحال حاضر مشغول ایفای نقش در جدیدترین فیلم كوئنتین تارانتینو با عنوان «لعنتیهای مفتضح» است.
__________________
«رویه عملیاتی استاندارد» ارول موریس را ببینید

سینمای ما - خبرگزاری فرانسه در گزارشی تحت عنوان "باید دید، منزجر شد و انزجار خود را نشان داد" ضمن اشاره به جنایات و خشونتهای سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب، مردم جهان را به تماشای فیلم مستند «رویه عملیاتی استاندارد» که جنایات و بیعدالتیها در زندان ابوغریب را به تصویر میکشد، دعوت میکند. به نقل از خبرگزاری فرانسه، ارول موریس کارگردان فیلم «رویه عملیاتی استاندارد» با استفاده از ۲۷۰ عکسی که از شکنجههای زندان ابوغریب در بغداد به واحد تحقیقات جنائی ارتش آمریکا ارائه شد، فیلمی بسیار تکاندهنده ساخته است که تماشاگر را شدیدا تحت تاثیر خود قرار میدهد. در این گزارش آمده است که تعدادی از عکسهای استفاده شده در فیلم «رویه عملیاتی استاندارد» پیش از این، از طریق روزنامهها، مجلات و تلویزیونها پخش شده بود که این تعداد تنها ذره کوچکی از آن همه جرم و جنایت محسوب میشود. به گزارش خبرگزاری فرانسه «رویه عملیاتی استاندارد» اگرچه فیلمی است که تماشاگر را پریشان میکند، اما تماشای آن واجب و شاید وظیفه باشد. چرا که با پرهیز از دیدن بیعدالتیها و قصاوتها به بهانه آسایش خاطر، جلادان تشویق میشوند در خفا به کار خود ادامه دهند. پس باید دید، منزجر شد و انزجار خود را نشان داد. یاد آور میشود فیلم مستند «رویه عملیاتی استاندارد» به کارگردانی ارول موریس جایزه خرس نقرهای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۸ را از آن خود کرد.
__________________
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 17:10 توسط نويد
تارانتینو شروع کرد
 کوئنتین تارانتینو و همکارانش پشت صحنه «لعنتیهای مفتضح»
سینمای ما - فیلمبرداری پروژه جنگی «لعنتیهای بیآبرو» به کارگردانی کوئنتین تارانتینو از هفته پیش در آلمان آغاز شد. اسکرین دیلی اعلام کرد براد پیت، دایان کروگر، دانیل برول، تیل شوئیگر، ملانی لورن، کریستف والتس، الی راث، بی. جی. نواک، جولی دریفوس و کلوریس لیچمان در فیلم جدید تارانتینو نقشآفرینی میکنند. داستان «لعنتیهای بیآبرو» در جنگ جهانی دوم و در پاریس تحت اشغال نازیها روی میدهد و درباره گروهی سرباز خلافکار است که قرار است اعدام شوند، اما برای به سرقت بردن یک موشک متعلق به آلمانیها در کنار نیروهای متفقین قرار میگیرند. فیلمنامه «لعنتیهای بیآبرو» را خود تارانتینو نوشته و فیلمی به سبک «دوازده مرد خبیث» رابرت آلدریچ و روایتی روزآمد از یک فیلم کمدی ایتالیایی به همین نام به کارگردانی انزو جی. کاستلاری است که سال 1978 ساخته شد. فیلم جدید تارانتینو در بابلزبرگ استودیو، برلین و پاریس فیلمبرداری میشود و تهیهکنندگان فیلم امیدوار هستند آن را اولین بار در دنیا ماه مه سال بعد در جشنواره کن به نمایش بگذارند. فیلمساز 45 ساله در 1994 برای فیلم «داستان عامهپسند» برنده جایزه نخل طلا شد و چهار سال پیش نیز رئیس هیئت داوران کن بود. او برای «داستان عامهپسند» اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برد. «سگدانی» 1992، «جکی براون» 1997، «بیل را بکش: جلد یک» 2003 و «بیل را بکش: جلد دو» 2004 از دیگر فیلمهای اوست.
لیام نیسن و کریستینا ریچی در «زندگی پس از مرگ»

سینمای ما - لیام نیسن و کریستینا ریچی در تریلر روانشناختی «زندگی پس از مرگ» به کارگردانی آنیشکا وویتوویچ ـ وسلو فیلمساز تازهکار نقشآفرینی میکنند. اسکرین دیلی اعلام کرد فیلمبرداری از ماه نوامبر در نیویورک آغاز میشود و داستان درباره یک زن جوان گیر افتاده میان مرگ و زندگی و یک کارگزار امور کفن و دفن است که ظاهرا استعداد انتقال مردهها را دارد و شاید بخواهد او را زنده دفن کند. نیسن اخیرا در فیلم «مرد دیگر» به کارگردانی ریچارد ایر نقشآفرینی کرد که اولین بار در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد. او در تریلر «دزدیدهشده» نیز بازی کرده که در سطح بینالمللی 62 میلیون دلار فروخته است. بازیگر 56 ساله ایرلندی به زودی در فیلم «لینکلن» به کارگردانی اسپیلبرگ به نقش شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا ظاهر میشود. «دایره سرخ» جانی تو از دیگر پروژههای آتی اوست. نیسن در 1994 برای بازی در نقش اصلی فیلم «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ نامزد اسکار شد و در 1996 با فیلم «مایکل کالینز» جایزه بهترین بازیگر جشنواره ونیز را دریافت کرد. ریچی 28 ساله نیز به تازگی در فیلم «نیویورک، دوستت دارم» نقشآفرینی کرد که در جشنواره تورنتو نمایش داده شد. او امسال فیلم «اسپید ریسر» را روی پرده سینماها داشت که در گیشه شکست خورد. «خانواده آدامز»، «کاسپر»، «توفان یخ»، «اسلیپی هالو» و «اهریمن» از فیلمهای اوست.
__________________
فرانک دارابونت «مطیع قانون» نشد
 اف گری گری در حال کارگردانی وین دیزل
سینمای ما - اف. گری گری به جای فرانک دارابونت تریلر جنایی «شهروند مطیع قانون» را با بازی جمی فاکس و جرارد باتلر کارگردانی میکند. هالیوود ریپورتر اعلام کرد دارابونت یکی از فیلمنامهنویسان این پروژه است، اما به خاطر اختلاف با تهیهکنندگان درباره نوع انجام کار از ادامه همکاری با این فیلم منصرف شد. داستان درباره مردی است که وقتی قاتلان خانواده او در ازای اقرار به جرمی سبکتر از زندان آزاد میشوند، در قامت یک نگهبان خودگمارده قانون درمیآید و میکوشد یک دادستان را که بانی این مسئله بوده پیدا کند. گری گری 39 ساله بیشتر برای ساخت «حرفه ایتالیایی» شهرت دارد که سال 2003 به نمایش درآمد و 170 میلیون دلار فروخت. او برای کارگردانی دنباله این فیلم قرارداد بسته و ساخت «زرهدار» با بازی اریک بانا از پروژههای آتی اوست. دارابونت سازنده فیلمهای «رستگاری در شاوشنک» و «مسیر سبز» است و سه نامزدی جایزه اسکار در کارنامه دارد. او پارسال فیلم «مه» را بر مبنای رمان استفن کینگ بر پرده سینماها داشت. «مجستیک» با بازی جیم کری از دیگر فیلمهای دارابونت است.
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 17:5 توسط نويد
گلشیفته و صدای آمریکا..........از سید ابراهیم نبوی
آقا! هر کسی در این مدت مرا دید گفت: عکس های گلشیفته فراهانی را دیدی؟ با خودم گفتم به قول رضا زاده یا ابوالفضل! چه فاجعه ای رخ داده. یکی از دوستان می گفت: گلشیفته فراهانی لخت رفت روی فرش قرمز. من هرچه فکر کردم که اصولا کسی بدون لباس روی فرش قرمز نمی رود و اصولا ممکن است لباس آدم مثلا باز باشد یا مثلا کوتاه باشد یا اینکه اصلا لباس آدم کوتاه نباشد، بلکه قدش دراز باشد، چون نتیجه خیلی فرق نمی کند، خیلی خانمها لباس شان کوتاه نیست، بلکه خودشان دراز هستند، ولی نتیجه اش یکی است، در هر حال فکر کردم چطور ممکن است گلشیفته فراهانی لخت رفته باشد روی فرش قرمز؟ راستش را بخواهید اینقدر هم به من گفتند که می ترسیدم به عکس ها نگاه کنم. بالاخره خودم را قانع کردم و عکس ها را دیدم، بیچاره دختر مردم. یک جوری می گویند لباس لخت، آدم فکر می کند طرف استریپ تیز کرده. بچه ام، یک لباس تمیز و مرتب و مشکی کاملا خانمانه پوشیده بود و در مجموع از نظر نوع لباس خیلی با لباس های خانم شیرین عبادی لباس اش فرق نمی کرد، تنها فرقش این بود که خانم عبادی فرق احمدی نژاد و خاتمی را نمی دانست، اما گلشیفته فراهانی هم فرق احمدی نژاد و خاتمی را می داند و هم دختر بهزاد فراهانی است که خودش موضوع بسیار مهمی است. حالا این وسط صدای آمریکا هم گیر سه پیچ داده که حتما برای دختر مردم در همان لحظه ورود به آمریکا دردسر درست کند، او هم بچه معقول می فهمد صدای آمریکا اصولا موضوع محترمی نزد ایرانیان نیست، مصاحبه نکرده. حالا چه اجباری است؟ به نظر من که گلشیفته بسیار عاقلانه رفتار کرده و من فکر می کنم بعنوان یک هنرمند خوب و باشعور بیخودی خودش را نباید دست این لمپن های اپوزیسیون بدهد. اصلا معلوم نیست این صدای آمریکا چه نذری کرده است که حتما باید روی سر هر کسی که از ایران خارج می شود یک سطل گند و کثافت بریزد؟ تفصیلات قضیه بماند برای بعد.
__________________
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 10:30 توسط نويد
جشنواره فیلم لندن با دست پر آغاز میکند
 تصویری از فیلم «فراست/نیکسون» و مصاحبه واقعی
سینمای ما - پنجاه و دومین دوره جشنواره فیلم لندن امروز چهارشنبه با نخستین نمایش جهانی فیلم سینمایی «فراست / نیکسن» ران هوارد آغاز میشود و تا نهم آبان ادامه دارد. اسکرین دیلی اعلام کرد انتظار میرود ستارههای فیلم جدید هوارد شامل فرانک لانجلا، مایکل شین، کوین بیکن، الیور پلات و توبی جونز در مراسم نخستین نمایش جهانی «فراست / نیکسن» در جشنواره لندن شرکت کنند. این فیلم بر مبنای نمایشنامهای از پیتر مورگان ساخته شده و درباره گفتگوهای تلویزیونی معروف دیوید فراست، مجری بریتانیایی با ریچارد نیکسن است. این گفتگوها سال 1977 و دو سال پس از کنارهگیری رئیس جمهور پیشین آمریکا به دنبال رسوایی واترگیت انجام شد. فیلم زندگینامهای «دبلیو» الیور استون درباره جرج بوش رئیس جمهور آمریکا، «چه» استیون سودربرگ با موضوع ارنستو چه گوارا انقلابی نامدار آرژانتینی و «مایه آرامش» مارک فورستر، جدیدترین فیلم مجموعه جیمز باند از دیگر فیلمهای مطرح جشنواره فیلم لندن 52 هستند. در همین حال انتظار میرود اسپایک لی، ایوا گرین، کالین فیرث، پنه لوپه کروز، پیتر اوتول و ریچل وایس به مناسبت نمایش فیلمهای خود به لندن سفر کنند. ساندرا هبرون، مدیر هنری جشنواره فیلم لندن گفت: شرکتهای فیلمسازی متوجه میشوند لندن به عنوان یک جشنواره تریبونی بسیار خوب است. هبرون 189 فیلم بلند و 108 فیلم کوتاه از 43 کشور را برای نمایش در این دوره جشنواره انتخاب کرده که 15 فیلم اولین بار در دنیا پخش میشود. از جمله این فیلمها میتوان به «بیروت شهر بیدفاع»، «برانسن»، «فرانکلین»، «من زنده هستم»، «میدانم میدانی»، «شهر جدید»، «قاتلان» و «از اینجا تا قبل» اشاره کرد. 13 فیلم نیز شامل «هملت 2» و «نوجوان آمریکایی» اولین نمایش بینالمللی خود را تجربه میکنند. «ریسمان باز» به کارگردانی مهرشاد کارخانی نماینده ایران در جشنواره لندن است که در بخش سینمای جهان به نمایش درمیآید. فیلم هندی «فراق» به کارگردانی و با بازی ناندیتا داس، «خداحافظ سولو» رامین بحرانی از آمریکا، «تولد لیلا» رشید مشهراوی فیلمساز فلسطینی، «رامچاند پاکستانی» به کارگردانی مهرین جبار، «نمک این دریا» آنماری جاسر فیلمساز فلسطینی و فیلم اتیوپیایی «شبنم» به کارگردانی هایلی جریما از دیگر فیلمهای بخش سینمای جهان هستند. «جنوا» مایکل وینترباتم با بازی کالین فیرث، فیلم انیمیشن «والس با بشیر» به کارگردانی آری فولمن و «ویکی کریستینا بارسلونا» وودی آلن نیز در جشنواره امسال نمایش داده میشود. نسخه ترمیمشده «روزی روزگاری در غرب» سرجیو لئونه به مناسبت چهلمین سال نمایش این فیلم در بخش «گنجینههای آرشیو» به نمایش درمیآید. سینمای نو بریتانیا، انقلابهای فرانسه و سینما اروپا از دیگر بخشهای پنجاه و دومین جشنواره فیلم لندن هستند که 30 اکتبر (نهم آبان) با نمایش درام «میلیونر اسلامداگ» به کارگردانی دنی بویل به پایان میرسد. جشنواره فیلم لندن بزرگترین رویداد سینمایی بریتانیا است و به همت موسسه فیلم بریتانیا BFI و با حمایت مالی روزنامه تایمز برپا میشود.
__________________
اسکار، مافیا را تحریک کرد
 فیلم «گومورا»
سینمای ما - پلیس ایتالیا در حال تحقیق درباره گزارشهایی است که بر اساس آن مافیا در ناپل قصد دارد نویسنده کتاب پرفروش «گومورا» و مبنای فیلمی سینمایی به همین نام را تا کریسمس به قتل برساند. رویترز اعلام کرد روبرتو ساویانو 29 ساله از دو سال پیش که کتاب «گومورا» منتشر شد، به خاطر تهدیدهای مافیای ناپل، 24 ساعته تحت حفاظت پلیس قرار دارد. او که خود در ناپل به دنیا آمده در کتاب «گومورا» با جزئیات از دخالت گروه مافیایی این شهر موسوم به «کامورا» در امور ساختمانسازی، خرید و فروش اسلحه و مواد مخدر و بسیاری از دیگر فعالیتهای غیرقانونی آن پرده برداشته و تصویری هولناک از این گروه ترسیم کرده است. افشاگریهای ساویانو و بخصوص موفقیت کتاب او و فیلمی که از روی این کتاب ساخته شده خشم رهبران کامورا را برانگیخته و زندگی وی هر لحظه در تهدید است. «گومورا» از زمان انتشار در سال 2006 تاکنون حدود 2/1 میلیون نسخه فروش داشته و به 42 زبان ترجمه شده است. کتاب ساویانو امسال مضمون فیلمی به همین نام به کارگردانی ماتیو گارونه شد که اولین بار ماه مه پیش در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمد و جایزه بزرگ هیئت داوران را برد. این فیلم در عین حال نماینده ایتالیا در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار است. اکنون که ایتالیا فیلم «گومورا» را به اسکار فرستاده، سران مافیای محلی عصبانیتر شدهاند و میخواهند ساویانو و محافظان او در اولین فرصت به قتل برسند. فرانکو روبرتو یکی از گردانندگان واحد مبارزه با مافیای ناپل در این باره گفت: ما در حال تحقیق درباره صحت اخبار منتشر شده هستیم. مطبوعات ایتالیا گزارش دادهاند طایفه کاسالسی در ناپل که این روزها به خاطر دست داشتن در قتل شش مهاجر آفریقایی در صدر اخبار قرار دارد، طرح قتل ساویانو را وارد فاز عملیاتی کرده و میخواهد این کار تا کریسمس انجام شود. ساویانو اکنون برای نسل جدید ایتالیاییها نمادی از مبارزه علیه جنایت سازمانیافته شده است. او روز دوشنبه در گفتگو با یک شبکه رادیویی، درباره دو سال زندگی تحت نظر پلیس صحبت کرد و گفت: خیلی روزها واقعا واقعا هولناک است. نویسنده ایتالیایی با اشاره به نگرانیهای میلیونها نفری که کتاب «گومورا» را خواندهاند، گفت: این خوانندگان کتاب هستند که از رهبران جنایتکار میترسند، نه من. در همین حال تعدادی از سیاستمداران از مردم خواستهاند اتحاد خود با نویسنده را نشان بدهند. جووانا ملاندری یکی از وزیران سابق گفت: هیچکس نباید به ساویانو آسیب برساند. او از کامورا به عنوان یک غده سرطانی یاد کرد.
__________________
دیوید لینچ تهیهکننده میشود

سینمای ما - دیوید لینچ جدیدترین فیلم الخاندرو یودورفسكی باعنوان «سلطان ضربه» را تهیه میكند. فیلمنامهی این پروژه سینمایی براساس داستانی از خود یودورفسكی خالق آثاری چون «موش كور» به نگارش درمیآید. بنا به اعلام پایگاه اطلاعرسانی Imdb، «سلطان ضربه» اثری با ساختار تجربی و موضوعی فراطبیعی خواهد بود و همچون آثار لینچ درردهی سینمای هنری قرار میگیرد. هنوز داستان این درام جنایی و فانتزی فاش نشده است، اما حضور نیك نولتی بهعنوان نقش اصلی دراین فیلم قطعی است. اسیا آرجنتو، مارلین مانسون و یودو كییر دیگر بازیگران فیلم سورئالیستی «سلطان ضربه» بهشمار میروند. الخاندرو یودورفسكی كارگردان شیلیایی تبار در اوایل دههی ۷۰ وارد عالم سینما شد، ازجمله آثار مطرح او میتوان به «كوهستان مقدس»، «توسك»، «خون مقدس» و «رباینده رنگینكمان» اشاره كرد.
__________________
آلن لوب ادامه «وال استریت» را مینویسد
سینمای ما - آلن لوب فیلمنامه پروژه سینمایی «پول هرگز نمیخوابد» را مینویسد که دنبالهای بر فیلم «وال استریت» به کارگردانی الیور استون است. هالیوود ریپورتر اعلام کرد خط داستانی فیلم هنوز اعلام نشده، اما حضور شخصیت گوردون گکو، دلال بورس که مایکل داگلاس در فیلم 1987 استون نقش او را ایفا کرد، قطعی است. داگلاس که برای بازی در «وال استریت» برنده اسکار شد، دوست دارد نقش دلال حریص را تکرار کند، اما پس از مطالعه فیلمنامه «پول هرگز نمیخوابد» در این باره تصمیم میگیرد. اد پرسمن تهیهکننده فیلم اول، پروژه جدید را نیز تهیه میکند. لوب فیلمنامهنویس فیلمهای سینمایی «چیزهایی که در آتش از دست دادیم» و «21» و مجموعه تلویزیونی «آمستردام نو» است.
مایکل داگلاس در «وال استریت»
__________________
تلاش سینمای روسیه برای رهایی از کلیشه هنری
سینمای ما - منتقد سرشناس سینمای روسیه در میزگردی در لندن بر ضرورت رهایی از تصویر کلیشهای سینمای هنری این کشور که بر مبنای آثار سینماگرانی چون آیزنشتاین و تارکوفسکی شکل گرفته، تاکید کرد. اسکرین دیلی اعلام کرد آندری پلاکوف منتقد روسی و رئیس فیپرشی (جایزه بینالمللی منتقدان) در میزگردی در بفتا در لندن با اعلام این مسئله گفت: "ما باید این تصویر را بشکنیم، هر چند تا این زمان کمتر کسی توانسته از سایه همیشگی چهرههای شاخص دوران شوروی سابق رها شود." پلاکوف ادامه داد: "در حال حاضر سینمای روسیه بیشتر به عنوان بخشی از یک جریان هنری در اذهان جا افتاده، اما این تصویر کلیشهای باید از بین برود." آیرینا اسمولکو تهیهکننده جوان اهل مسکو و یکی دیگر از شرکتکنندگان میزگرد با تایید نظرات پلاکوف گفت: "مضامین روسی تاکنون بیش از اندازه در سینما به کار رفته است. ما باید فیلمهای بیشتری با موضوعهای جهانی بسازیم." کریل رازلوگوف رئیس موسسه کالچرولوژی روسیه نیز گفت: "زیرنویس مسئلهای است که قطعا باید در نظر گرفته شود، اما آنچه باید در درجه اول تغییر کند مضمون فیلمهای روسی است تا از این طریق در سطح بینالمللی بر محبوبیت آن اضافه شود." او در عین حال نسبت به ارائه تصویر منفی از روسیه در فیلمهای خارجی ابراز تاسف کرد که به اعتقاد وی با مضامین کلیشهای مانند مافیا، فحشا، تصویر منفی از سیاستمداران و نواحی دورافتاده سیبری و آسیای مرکزی همراه است. رازگولوف در عین حال بر اهمیت ظهور فیلمسازانی در کلاس جهانی مانند تیمور بکمامبتوف در سینمای روسیه تاکید کرد و گفت: "موفقیت بینالمللی بکمامبتوف با فیلمهایی مانند «نگهبان شب» و «نگهبان روز» تنها یک شروع برای سینمای روسیه است و باید فیلمسازان دیگر راه او را ادامه بدهند.
آندری تارکوفسکی
__________________
فن تروتا فیلم تازهاش را شروع کرد

سینمای ما - کارگردان فیلمهای «بردباری رزا لوکزامبورگ» و «خواهران آلمانی» فیلمبرداری پروژه جدید خود را از هفته پیش در آلمان آغاز کرد. پایگاه اطلاع رسانی سینمای اروپا اعلام کرد فیلم جدید مارگارت فن تروتا «تصاویر – از زندگی هیلدگارد فن بینگن» نام دارد و درباره یک راهبه / نویسنده قرن دوازدهمی در بندیکتین است. فن تروتا این پروژه را از هفتم اکتبر در بادن ـ وورتمبرگ با فیلمنامه خودش کلید زد. فن بینگن 80 سمفونی خلق کرد و مطالبی نیز درباره مبانی پزشکی غیرمتعارف مانند طب گیاهی نوشت. آثار او شامل مطالبی درباره دنیای همیشه در حال تغییر است که در مقایسه با ایدههای خشک و انعطافناپذیر قرون وسطی بیشتر به فیزیک مدرن نزدیک است. نقش فن بینگن را باربارا سوکووا بازی میکند که در «بردباری رزا لوکزامبورگ» نیز با فن تروتا همکاری کرد. هینو فرش، الکساندر هلد و هانا هرتسپرونگ دیگر بازیگران این فیلم هستند که پائیز 2009 اکران میشود. فیلمبرداری «تصاویر ـ از زندگی هیلدگارد فن بینگن» در کلن و مونیخ ادامه مییابد و اوایل دسامبر به پایان میرسد. مارگارت فن تروتا متولد 1942 در برلین، در کنار فیلمسازانی چون راینر ورنر فاسبیندر، ورنر هرتسوگ، الکساندر کلوگه، ویم وندرس و فولکر شلوندورف از چهرههای پیشرو سینمای موج نو آلمان در فاصله سالهای 1960 تا 1980 بود. شخصیتهای زن فیلمهای فن تروتا حضوری برجسته دارند و از آثار او میتوان به «خواهران آلمانی»، «جنون محض»، «بردباری رزا لوکزامبورگ»، «عشق و ترس»، «قول» و «رزنتراس» اشاره کرد. فن تروتا با «خواهران آلمانی» شیر طلایی ونیز را برد.
__________________
والبرگ هم بالاخره داماد مي شود
ایراسان - بعد از يك نامزدي طولاني مدت - مارك والبرگ در ماه اگوست با نامزدش "رآ دورهام " ازدواج خواهد كرد. اين ستاره 37 ساله كه مدت طولاني است با رآ نامزد كرده است و از اين نامزدي سه فرزند هم دارد ، بالاخره اعلام كرده كه در اگوست ( تابستان آينده ) با هم ازدواج مي كنند.
مارك كه براي افتتاحيه فيلمش - مكس پين - در نيويورك به سر مي برد : گفت ما تصميم گرفته ايم در آگوست با هم ازدواج كنيم چون مي گويند اگوست ماه خوش يمني است.
اوايل امسال ، در مراسن جشن تولدش ، مارك گفته بود دوست دارد با رآ ازدواج كند و در حال حاضر دارد روي اين مسئله فكر مي كند.
مارك و رآ ، الان سه فرزند دارند. " الا " چهار ساله است،" مايكل " دو ساله و " برندان " يك ماهه است. مارك مي گويد: وقتي" الا " فهميد صاحب برادر شده است خيلي ناراحت شد . چون منتظر دختري بود كه لباس هاي قشنگ دخترانه تنش كند و با او عروسك بازي كند ! وقتي فهميد برندان به دنيا آمده ، خيلي گريه كرد چون نقشه هايش نقش بر آب شده بود. ولي من به او گفتم : اصلا نبايد ناراحت باشي. تو هنوز هم دختر لوس ما هستي .
__________________
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 11:44 توسط نويد
کارینا کاپور و عکسهای جدیدترین فیلمش “Golmaal Returns “
از جمله فیلمهایی که تا اواخر سال ۲۰۰۸ اکران خواهد شد,فیلم بازگشت گولمال Golmaal Returns خواهد بود. این فیلم که به نوعی قسمت دوم فیلم گولمال است بازیگر توانای بالیوود ,کارینا کاپور را به همراه دارد . فیلم گولمال در زمان اکران با استقبال زیاد و فروش بسیار زیاد مواجه شد و موجب شد تا ادامه این فیلم با نام بازگشت گولمال ساخته شود. فیلم گولمال بدون کارینا پرفروش بود و باید دید که بازگشت گولمال با کارینا چه خواهد کرد.بازیگر نقش اول فیلم آجی دوگان است و او را بازیگران معروف دیگری از جمله کارینا کاپور, ارشد وارسی , توشار کاپور,آمریتا ارورا و ……..همراهی میکنند.
__________________
__________________
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 11:45 توسط نويد
رایان گازلینگ در یک داستان کمیک 
سینمای ما - استودیو وارنر بروس پیكچرز میخواهد در نسخه سینمایی داستانهای كمیك «فانوس سبز» با رایان گازلینگ برای بازی در نقش اصلی همكاری كند. گازلینگ، بازیگری كه برای فیلم «نیمه نلسون» نامزد دریافت جایزه اسكار شد، قرار است در نسخه سینمایی «فانوس سبز» نقش هال جوردن، قهرمان افسانهای را به نمایش بگذارد. «فانوس سبز» نام شخصیتهای افسانهای و ابر قهرمانی است كه داستان آنها در قالب كتابهای كمیك منتشر شده است. گریك برلانتی برای كارگردانی فیلم «فانوس سبز» كه قراراست سال ۲۰۱۰ در آمریكا اكران شود، با وارنر بروس قرارداد بسته است. خبر حضور بازیگرانی چون ست روگن، جاستین لانگ و دیوید بوراناز در این فیلم شایعه شده، این درحالی است كه استودیو وارنر گازلینگ را بازیگر اصلی فیلم جدیدش اعلام كرده است. در كتابهای كمیك، هال جوردن، خلبانی است كه یك غریبه درحال مرگ نیرویی به او می دهد كه با آن به عضویت یك سازمان پلیسی به نام Green lantern corps در میآید.
__________________
ششلول جیمز باند دزدیده شد
 شون کانری با همان ششلول
سینمای ما - ششلول جیمز باند كه در فیلم «مردی با اسلحه طلایی» استفاده شده بود از استودیوی فیلمسازی انگلستان سرقت شد. فیلم «مردی با اسلحه طلایی» سال ۱۹۷۴ ساخته شد و این ششلول در آن استفاده شده بود. خبرگزاری آلمان امروز در گزارشی با اشاره به سرقت این اسلحه ارزش آن را ۱۰۰ هزار یورو عنوان كرد. در این فیلم راجر مور برای دومین بار نقش مأمور كاركشته سازمان مخفی MI۶ انگلیس را كه با اسم رمز ۰۰۷ شناخته میشد، بازی كرده بود. پلیس لندن امیدوار است رد این اسلحه را از طریق دستفروشان پیگیری كند. جیمز باند نام شخصیت خیالی داستانهای جاسوسی است كه سال ۱۹۵۲ توسط نویسنده انگلیسی، یان فلمینگ خلق شد و در حدود ۱۲ رمان حضور دارد. تاكنون ۲۱ فیلم از مجموعه فیلمهای جیمز باند ساخته شده است. شان كانری، جورج لیزنبی، راجر مور، تیموتی دالتون، پیرس برازنن و دانیال كریگ نقشهای جیمز باند را در این فیلمها برعهده داشتهاند.
__________________
رهبران اتحادیه از اعتصاب میترسند

سینمای ما - رهبران اتحادیه بازیگران در لس آنجلس سعی کردند تا از شدت نگرانی های اعضای خود بکاهند و با این کار از انجام یک اعتصاب مجدد جلوگیری کنند. به نقل از یونایتد پرس اینترنشنال؛ اگر اعضای اتحادیه بازیگران هالیوود به انجام یک اعتصاب مجدد رای دهند رهبران اتحادیه بازیگران هرگز نخواهند توانست آنها را از تصمیم خود منصرف کنند. آلن روسنبرگ و دوگ آلن مذاکره کنندگان ارشد اتحادیه بازیگران هالیوود و مدیران اجرایی این اتحادیه پنجشنبه گذشته نامه ای به اعضای اتحادیه خود فرستادند و توضیح دادند که چگونه روند مذاکرات ادامه خواهد یافت. آنها در این نامه اظهار کردند: "این موضوع قابل توجه است که ذکر کنیم اگر این قطعنامه با اکثریت آرای اعضای اتحادیه تصویب شود دیگر اعتصاب مجددی رخ نخواهد داد. این اقدام تنها به منظور انجام یک همه پرسی صورت گرفته است و این تصمیم برای مدت ۳۰ الی ۴۵ روز قطعی شده و به اجرا خواهد رسید." همچنین در گزارشی دیگر اعلام شده بود که احتمال اعتصاب گسترده سندیکای بازیگران آمریکا (SAG) قبل از پایان ماه نوامبر میلادی (اواخر آبان) بسیار جدی شده است و از آنان خواسته شده بود تا هفته ی آینده با حضور در نشستی جمعی به یک اجماع کلی درخصوص چگونگی شکلگیری اعتصاب دست یابند.
__________________
زرهپوش» با اریک بانا بازسازی میشود
سینمای ما - اریك بانا، بازیگر فیلم های «دختر دیگر برولین» و «مونیخ» برای بازی در نسخه بازسازی شده فیلمی فرانسوی به نام «Le convoyeur» كه به «زره پوش»، (Armored) نیز نامگذاری شده، با استودیو میلنیوم فیلمز مذاكره می كند. اف. گری گری كارگردانی نسخه بازسازی شده این فیلم فرانسوی ساخته سال ۲۰۰۴ را به عهده گرفته است. فیلمنامه نسخه بازسازی شده درام جنایی «زره پوش» نوشته دیوید آیر و اندروكویین واكر داستان مردی را دنبال می كند كه در یك شركت ماشین های نظامی مشغول به كار می شود. او توجه و اعتماد همكارانش كه نقشه هایی برای سرقت مسلحانه دارند را جلب می كند.همچنین نسخه اصلی این فیلم داستان فرد آشفته و مرموزی را روایت می كند كه به عنوان گارد امنیتی در یك شركت كامیون های نظامی استخدام می شود. فیلم «زره پوش» احتمالاً با نام دیگری ساخته خواهد شد. زیرا درام جدید استودیو اسكرین جیمز نیز همین نام را دارد. تاریخ آغاز تولید این فیلم اعلام نشده است.
__________________
دختر دیوید لینچ جایزه جشنواره کاتالونیا را برد
سینمای ما - تریلر «نظارت» به کارگردانی جنیفر لینچ دختر دیوید لینچ فیلمساز معروف روز یکشنبه جایزه اصلی چهل و یکمین جشنواره فیلم کاتالونیا را از آن خود کرد. خبرگزاری فرانسه اعلام کرد «نظارت» دومین فیلم بلند لینچ 40 ساله و داستان آن درباره یک مامور پلیس فدرال است که با کمک سه قربانی احتمالی میکوشد یک قاتل زنجیرهای را به دام بیندازد. بیل پولمن، جولیا ارموند در این فیلم بازی میکنند که دیوید لینچ یکی از مدیران تولید آن است. هیئت داوران جشنواره سینمایی اقامتگاه مدیترانهای سیتچز در اسپانیا جایزه بهترین کارگردان جشنواره امسال را به کیم جی ـ وون کارگردان فیلم «خوب، بد، عجیب» اعطا کرد که داستان آن در منچوری سالهای 1930 روی میدهد. این فیلم در عین حال جایزه بهترین جلوههای ویژه را برد. برایان کاکس اسکاتلندی برای بازی در فیلم آمریکایی «سرخ» جایزه بهترین بازیگر مرد را برد و سمرا توران برای فیلم دانمارکی «مشتزن» برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد.
__________________
ونسا پارادايس از فرش قرمز مي ترسد
ایراسان - ونسا پارادايس نه تنها از مراسم فرش قرمز خوشش نمي آيد، بلكه از آن مي ترسد. اين خواننده فرانسوي كه با جاني دپ زندگي مي كند ، مي گويد حضور در مراسم افتتاحيه فيلمها اذيتش مي كند. او دوست ندارد خيلي با ستاره ها ارتباط نزديك داشته باشد. او مي گويد : من اصلا نمي فهمم چرا فيلم بايد فرش قرمز داشته باشد. من از آن مي ترسم. احساس مي كنم زيادي لاغرم. همسايه هاي ما آدم هاي خيلي معروفي نيستند ولي اگر هم بودند، من با آنها ارتباط برقرار نمي كردم. چون دوست ندارم. او ادامه مي دهد :« من واقعا خوشبختم ، ما خانه خوبي داريم،وقتي به سفر مي رويم در هتل هاي مجلل اقامت مي كنيم و خيلي به مراسم افتتاحيه فيلم ها نمي رويم. »
ونسا - 35 ساله - 10 سال است كه با بازيگر دزدان درياي كارائيب در ارتباط است و از ارتباطي كه با جاني دارد ، واقعا خشنود است. او مي گويد حتي نمي توانم فكر كنم كه ممكن است روزي با مرد ديگري در ارتباط باشم. ما رابطه واقعا خوبي با هم داريم. ونسا و جاني ، دو فرزند دارند. ليلي رز 9 ساله و جك 6 ساله است.
__________________
جرارد باتلر بازجويي مي شود  ايراسان - جرارد باتلر به خاطر حمله كردن به خبرنگاري كه سعي داشت در لس آنجلس از او عكس بگيرد ،مورد بازجويي قرار مي گيرد.
بعد از اينكه پليس متوجه مي شود ستاره فيلم راكنرولا - جرارد باتلر - عكاسي به نام مورگان كروچ را مورد ضرب و شتم قرار داده ، آنهم به اين دليل كه عكاس مزبور تنها به انجام وظيفه مشغول بوده ، بازجويي از او را جزو وظايف خود قرار داده است. جرارد با حمله كردن به مورگان ، 3 دندان او را شكسته و باعث پارگي لب او شده است و به منظور پيشگيري از بروز هرگونه آسيب مغزي ، تحت نظر پزشكان است.
مورگان مي گويد : وقتي جرارد 38 ساله از ساختمان خارج شد ، خواستم از او عكس بگيرم كه پرسيد چه كار مي كني ؟ من با آرامش كامل توضيح دادم كه عكاسم و مي خواهم عكس بگيرم. اما او عصباني شد و بعد از اينكه در ماشين نشست، شيشه را پايين كشيد و با مشت محكم به صورتم زد. او ادامه مي دهد : او سه يا چهار بار به صورتم زد و در حالي كه به شدت عصباني بود، فرياد مي زد و چيزهايي مي گفت ،اما من هيچي نمي شنيدم چون از شدت ضربات گيج شده بودم. سخنگوي پليس لس انجلس - آنا آگورا - تاييد كرده كه از جرارد باتلر بازجويي به عمل خواهد آمد.
__________________
براد پیت و کوئنتین تارانتینو همدیگر را دیدند

سینمای ما - براد پیت هنرپیشه آمریکایی و کوئنتین تارانتینو کارگردان در آلمان برای ساخت درام «لعنتیهای مفتضح» با هم ملاقات کردند و تمام تلاش خود را انجام میدهند تا فیلمی موفق بسازند. به نقل از یونایتد پرس اینترنشنال؛ بر اساس این گزارش براد پیت هنرپیشه ۴۴ به آلمان سفر کرد. هم اکنون براد پیت با تارانتینو برای تولید فیلم «لعنتیهای مفتضح» در محلهای فیلمبرداری نواحی برلین مشغول به فعالیت است. کوئنتین تارانتینو تولید این فیلم را به امید اینکه در جشنواره فیلم کن سال آینده آماده شود، آغاز خواهد کرده است. تم فیلم «لعنتیهای مفتضح» همچون دوجین چرکین درباره سربازان خلاف کار در طول جنگ جهانی دوم است اما تم این پروژه پس از ملاقات براد پیت با کوئنتین تارانتینو بیشتر به سمت جبران خسارات وارده توسط طوفان کاترینا و پیشنهاد ساخت منزل برای خانوادههای آواره کشیده شد. قرار است که تارانتینو «لعنتیهای مفتضح» را به صورت یک فیلم دو قسمتی بسازد. این گزارش افزود: کوئنتین تارانتینو نام این فیلم را از فیلم انزو کستلاری محصول سال ۱۹۷۸ با همان عنوان گرفته است اما فیلنامه نویس این فیلم گفت: "قرار است که این فیلم یک نوع ابتکاری باشد."
__________________
هلن ميرن و روابط عاطفی او و راسل
ايراسان - اين ستاره 63 ساله به خاطر تعريفي كه راسل از او كرده بود، از خوشحالي در ابرها سير مي كرد و جواب تعريف او را با تعريف داد.
اين ستاره 63 ساله به خاطر تعريفي كه راسل از او كرده بود، از خوشحالي در ابرها سير مي كرد و جواب تعريف او را با تعريف داد. هلن مي گويد : «شنيده ام راسل از من خوشش مي آيد . من هم راسل را دوست دارم ، مقاومت كردن در برابر چنين مرد جذابي كار واقعا سختي است. » راسل كه حدود 30 سال از هلن جوان تر است ،قول داده سر فيلمبرداري " طوفان " شكسپير او را اغوا كند. هلن كه با تايلر هكفورد - كارگردان - ازدواج كرده است مي گويد : « داشتن چنين طرفداراني واقعا دل انگيز است . اين كه شوهر داشته باشي و با اين حال مردان جواني روز به روز شيفته تو شوند ، واقعا اميد بخش است .
هلن ميرن هفته پيش جايزه Inspiration Awards را در رقابت با كابرا نايتلي ، ياسمين لبن ، فرن كاتن و آگنس دين ، از آن خود كرده بود. Inspiration Awards ، مراسمي است كه توسط انجمن خيريه اي در انگليس برگزار مي شود و برگزيدگان آن توسط كاربران اينترنتي انتخاب مي شوند.
__________________
ريدلي اسکات جنگ هميشگي را ميسازد
ایراسان - ريدلي اسکات كارگردان نامزد اسكار، بر اساس رمان «جنگ هميشگي» نوشته جو هالدمن(1974) فيلمي با همين نام مي سازد که سومين تجربه او در حوزه سينماي افسانهاي علمي پس از فيلمهاي «بليد رانر» و «بيگانه» است. اسکات از مدتها پيش ايده ساخت «جنگ هميشگي» را در ذهن داشت، اما مشکلات مربوط به کسب حقوق ساخت فيلمي از روي رمان هالدمن که 1974 منتشر شد، توليد اين پروژه را بيش از دو دهه به تعويق انداخت.
خالق «گلادياتور» در اين باره گفت: "من اولين بار 25 سال پيش به فکر ساخت اين فيلم افتادم و از آن زمان به بعد کتاب هالدمن بيشتر مناسبت زماني و موضوعي پيدا کرده است. اين يک حماسه افسانهاي علمي است و فرض داستاني آن عالي و گيجکننده است."
داستان درباره سربازي است که پس از تنها چند ماه نبرد با يک دشمن در فضاي دور به خانه بازميگردد اما با سيارهاي رو به رو ميشود که زمان در آن حدود 20 سال گذشته و ديگر هيچ چيز برايش آشنا نيست.فيلمنامهنويس پروژه «جنگ هميشگي» به زودي مشخص ميشود.
اسکات 71 ساله که فيلم جديد او «مجموعه دروغها» با بازي لئوناردو دي کاپريو و راسل کرو از جمعه در سينماهاي دنيا اکران شده، به زودي پروژه «ناتينگهام» را باز هم با بازي کرو جلو دوربين ميبرد که روايتي مدرن از داستان رابين هود است.
اسکات 3 بار براي فيلمهاي «تلما و لوئيس» 1991، «گلادياتور» 2000 و «سقوط بلک هاوک» 2001 نامزد اسکار شده است. او سال گذشته فيلم «گانگستر آمريکايي» را با بازي دنزل واشينگتن و کرو بر پرده سينماها داشت.
__________________
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 11:28 توسط نويد
بهروز افخمی خبر داد؛ شماره جدید مجله «تازه» چیز دیگری است
سینمای ما - بهروز افخمي سر دبير ماهنامه تازه خبر دادكه شما ره جديد اين نشريه ،نسبت به شماره هاي قبلي آن متفاوت خواهد بود .بهروز افخمي خبر داد :شماره جديد نشريه تازه در دوبخش عامه پسند وبخشي براي مخاطبان خاص منتشر خواهد شد واز اين شماره به بعد قصدداريم توجه بيشتري به ادبيات داشته باشيم .گفتنی است که در شماره جدید ماهنامه تازه، پروندهای درباره ماشینهای سینمایی و تعقیب و گریزهای مشهور تاریخ سینما، مجموعه مطالبی درباره بتمن کریستوفر نولان و همچنین اخبار و گفتگوهایی با چهرههای مشهور وجود خواهد داشت.
__________________
حبیب ایلبیگی خبر داد/حرفهای مدیر روابط عمومی به اضافه خبری درباره مسابقه مواد تبلیغی؛ احتمال حضور سالنهای تازه احداث شده در جشنواره فجر امسال
سینمای ما - در فاصله 10 روز تا پايان مهلت ثبتنام در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، «حبيب ايلبيگي» از اختصاص سالنهاي جديد به جشنواره، تغيير سالن سينماي رسانهها و كاهش سهيمه اهالي رسانه خبر داد.«حبيب ايلبيگي» مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي و جشنواره فيلم فجر، در مورد جديدترين اخبار درباره بيست و هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر سخن گفت.* 10 روز تا پايان مهلت ثبتنام«ايلبيگي» گفت: بر اساس قانون جديد شركت در جشنواره فيلم فجر، سيام مهر ماه مهلت ارائه فرم درخواست شركت در جشنواره است كه با اين حساب، ده روز به آخرين مهلت ثبت نام و پركردن فرم براي حضور در اين جشنواره باقي مانده است و صاحبان فيلمهايي كه مايل به ثبت نام در جشنواره هستند ميتوانند تا پايان اين مهلت، فرمهاي خود را به دبيرخانه جشنواره ارسال كنند.* سالنهاي جديد به جشنواره ميپيوندندوي افزود: جلسات كميته عالي اجرايي جشنواره هر هفته برگزار ميشود. اين كميته در كنار ساير وظايف خود كار انتخاب سالنهاي نمايش فيلم را براي جشنواره فيلم فجر آغاز كرده و از هفته گذشته شروع به بازديد سينماهاي تهران و مجموعههاي چند سالنه جديدالاحداث كرده است تا از مناسبترين سينماها و سالنها براي جشنواره استفاده كند.* سينماي رسانهها امسال كوچكتر ميشود«ايل بيگي» در پاسخ به سوالي در مورد سينماي ويژه مطبوعات و رسانههاي جمعي گفت: بحث انتخاب اين سالن در حال بررسي است. سال گذشته ما سالن «سينما صحرا» را با توجه به ظرفيت سالن و سالنهاي انتظار مناسب آن براي نمايش فيلم براي مطبوعات و رسانههاي جمعي انتخاب كرديم و باتوجه به اين كه اين سالن نياز به بازسازي داشت، در نظر داشتيم تا اين سينما براي جشنواره امسال بازسازي كلي شود.وي ادامه داد: مؤسسه سينما شهر 50 درصد از هزينه بازسازي را متقبل شد اما متأسفانه مسئولان اين سينما تمايلي به بازسازي آن ندارند و وقتي اين سينما در اختيار ما نباشد بايد گزينههاي ديگري را بررسي كنيم كه تعداد صندلي كمتري دارد و اين موضوع ما را با مشكل مواجه خواهد كرد.* حذف خبرنگاران و نويسندگاني كه كارت دارند اما به جشنواره نميآيندمديرروابط عمومي جشنواره فيلم فجر تصريح كرد: سال گذشته با تحليل محتواي كار هر رسانه و بررسي آمار ورود و خروجها به سينما، با استفاده از كارت هوشمند آمار خوبي از افراد حاضر در اين جشنواره به دست آوردهايم و در مقابل آن كساني را نيز داشتيم كه با وجود گرفتن كارت ويژه سينماي رسانههاي جمعي حتي يك بار هم به اين سينما نيامدهاند و قطعا امسال در خدمت اين افراد نخواهيم بود.ايلبيگي گفت: اميدواريم امسال با كمك خود رسانهها بتوانيم به تعداد واقعي افراد علاقهمند و فعال در عرصه مطبوعات سينمايي دست پيدا كنيم تا بتوانيم شرايط خوبي را براي اين افراد ايجاد كنيم.* بررسي پرديس ملت براي ميزباني جشنواره فيلم فجرايلبيگي در پايان در مورد استفاده از پرديس سينمايي ملت براي يكي از بخشهاي جشنواره فيلم فجر سال جاري گفت: اين مجموعه كه امكانات بسيارخوبي دارد بازبيني شده و در حال بررسي هستيم كه اين مجموعه براي كدام بخش از جشنواره مناسب است.
مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران در چهار بخش برگزار می شود بخش رقابتی مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در چهار بخش برگزار می شود.به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، به منظور اعتلای بخش نمایش هنر ـ صنعت سینمای ایران، مواد تبلیغاتی و اطلاعرسانی فیلم ها در زمینههای عکس، پوستر، گرافیک محیطی و آنونس و تیزر در این قسمت مورد بررسی و داوری قرار خواهند گرفت و به برترین آثار جوایزی اهداء میگردد.آثار ارائه شده به این بخش مربوط به فیلم هایی خواهد بود که در فاصله زمانی بیست و ششمین تا بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش عمومی در آمده باشندبخش مسابقه عکس فیلم در دو بخش آنالوگ و دیجیتال برگزار خواهد شد و در بخش آنونس و تیزر، آنونس فیلم ها باید به صورت 35 میلمتری ارایه شود.بخش مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران پس از سال ها وقفه، سومین دوره برگزاری خود را به شیوه جدید در جشنواره فیلم فجر تجربه می کند. سال گذشته در بخش عکس سیمرغ بلورین به "عبداله عبدی نسب" از فیلم جایی در دور دست اهدا شد و دیپلم افتخار این بخش به "المیرا مقدم" عکاس فیلم حکم اختصاص یافت .در بخش پوستر ، "حیدر رضایی" طراح پوستر فیلم اخراجی ها و در بخش گرافیک محیطی "بهزاد خورشیدی" با طراحی بیل بورد فیلم قاعده بازی سیمرغ های بلورین را به خود اختصاص دادند.همچنین "امیر شیبان خاقانی" با ساخت تیزر و آنونس فیلم اتوبوس شب و آنوس سنگ کاغذ قیچی سیمرغ بلورین این بخش را دریافت کرد.بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از 12 تا 22 بهمن ماه جاری در تهران برگزار می شود.
__________________
یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم آواز گنجشکها؛ تاثیر گذاشتن و به چشم نیامدن
 سینمای ما - سینا بخشیصدر: «آواز گنجشكها» حاصل تمركز منظم علايق معنوي و تكنيكي مجيد مجيدي، با ظرفيت ريزه كاري ها و ظرافت هايي است كه به اشكال ديگر، پيش از اين هم در آثار او ديده بوديم. در فيلمهاي قبلي مجيدي، هم فقر بدون ذلت و خواري و همراه با سربلندي را ديده بوديم و هم نگاه عرفاني به آدم هاي ساده و بي غل و غش را.. استفاده از حيوانات كه ديگر موتيف ثابت آثار مجيدي است. ولي استفاده او از اين مضامين، اين بار رنگ و بوي ديگري دارد و خیلي پخته و سنجيده در جان اثر بافته شده اند. پس تفاوت اصلي ميان اين زیبايي ناب تازه اي كه به آن دست يافته با فيلم هاي قبلي ناشي از كجاست؟ آيا ترفند و نگاهی مشخص و معلوم چنين حاصلي به بار آورده است؟ مورد اصلي همان بافتن ایدهها در جان اثر است. در «آواز گنجشكها» هيچ ايده يا عنصري به صرف خوب بودن به زور وارد متن اثر نشده است. بستري كه براي نمايش اين عناصر مهیا شده به خودي خود ظرفيت بها دادن به ايده هاي اوليه را دارد. ظهور اين بستر پس از ساخت شش فيلم بلند سينمايي و چندين فيلم كوتاه و نيمه بلند بيان گر يك نكته است و آن اين كه مجيد مجيدي به يك پختگي در سر و سامان دادن به نگاهش رسيده است. او حالا خيلي خوب ميتواند اعتقاداتش را به صورتي بديع و سينمايي پياده كند و اين همان بحث قديمي، ولي مهم ته نشين شدن مضامين در هنرمند است. جاي نگراني نيست. مضامين و معاني والاي انساني مورد علاقه ي مجيدي، جاي خود را در سينماي او يافته اند. مجيدي در «آواز گنجشكها» توان اين را دارد كه بدون دل زدن و نگراني براي ايجاد رخنه و شكافي جهت تزريق ارزش ها، به داستان مرد روستايي ساده اي بپردازد كه كار ميكند، دوست دارد، نگران ميشود و البته عاري از وسوسه هم نيست. فيلمنامه «آواز گنجشكها» توان قصه گويي دارد. چرا بايد فكر ميكرديم كه فيلم، سرشار از موقعيت ها و حيوانات و اشيائي است، كه هر كدام بار هزار و يك نماد و ايما و اشاره را بر دوش ميكشد؟ مجيدي در «آواز گنجشكها» داستان تعريف ميكند. شيوه داستان گويي، مثل نگاه كريم آقا به مسايل مهم و پرطپش دور و برش، روان و ساده است و مثل زندگي او پر اوج و فرود. تحولات آني شخصيت اصلي، كريم و مخصوصا تصميمات لحظه اي او، كاملا هماهنگ با توانايي هاي اوست. لازم نيست يك تحول معنوي بزرگ در ميانسالي، او را فرا گيرد تا مايه عبرت همگان شود. كريم آقا زندگي ميكند و خط قصه براي او تعيين تكليف نميكند. اين كريم است كه با تصميمات و خواسته ها و وسوسه هايش، سير قصه را مشخص ميكند. مجيدي اين بار به زور وارد قصه نميشود تا در پرده سوم و با ايجاد نقطه عطفي، باب گره گشايي را باز كند. همه چيز بر اساس سير طبيعي خودش پيش ميرود و همه چيز سرشار از زندگي است. موقعيت هاي متفاوتي در جذابيت و شيريني نمايش اين زندگي تاثير دارد. از همان شيريني روستايي اوايل فيلم، مثل سهيم شدن همسايه ها در املت شتر مرغ گرفته تا رخدادهاي خشك و بي تعرف اواخر فيلم، همچون آسيب ديدن پاي كريم از سقوط تيرآهن ها. زيبايي واقع گرايانه اين اتفاقات بي تعارف هم، ناشي از وجود طنزي گزنده در بيان است. اصلا قرار نيست يا احساساتي شدن مخاطب، چشم و گوش او بسته شود. و چه قدر موسيقي در ساخت و پرداخت اين طنز گزنده و صريح موثر است. حسين عليزاده نشان داد كه يك آهنگساز موفق رديف و دستگاهي هم ميتواند شناخت درستي از موسيقي فيلم و نه سوار بر فيلم داشته باشد. ماجراي آمدن كريم به شهر و نمايش سر و صدا و برو و بيا و بيرحمي در تقابل با فضاي روستايي، شايد براي برخي زننده ترين داستان فرعي فيلم باشد. مساله رويارويي زشتي شهر و زيبايي روستا كه سالهاست در سينماي ايران به عناوين و اشكال مختلف مطرح شده است. اما باز واقع گرايي شخصيت كريم در شهر، اين تقابل را تلطيف ميكند. درست است كه كريم، مرد روستايي ساده لوح و ساده دلي است، ولي مصون از وسوسه هم نيست. وسوسه براي دزديدن يخچال كه در نهايت، حتي با توجه به احتياج پول براي سمعك دخترش، آن را به صاحبش ياز ميگرداند و درست است كه كريم مرد دلسوزي است، اما نه آن قدر كه براي خرد نكردن پانصد توماني، همه آن را به دخترك نيازمند بدهد كه البته بازي بسيار خوب رضا ناجي در زيبايي اين ترديدها و وسوسه ها، سهم موثر و به سزايي دارد. در «آواز گنجشكها» داستان هاي فرعي ديگري هم هست. مثل ماجراي سمعك كه با همه شيريني، زمان زيادي به آن اختصاص داده نمي شود. نيز همچون چند فيلم پيشين فيلم ساز، اين بار هم با حيوانات و بار الهي و معنوي آن ها سر و كار داريم. از همان ابتدا شاهد صحنه زيباي فرار شتر مرغ هستيم. اما پس از حدود بيست دقيقه، همچنان داستان ادامه مي يابد و ديگر خبري از شترمرغ نيست؛ تا نيمه هاي فيلم كه با پيگيري براي پيدا كردن شترمرغ مفقود شده توسط كريم آقا پرونده ماجرا دوباره باز مي شود. البته در اين ميان اشاره هاي ديگري هم، مثل ماشين حمل شترمرغ در شهرعرضه ميشود. نمونه صحيح پرداخت به داستان هاي فرعي را مثلا در مورد قضيه آب انبار و ماهي ها شاهديم كه حساب شده، رفته رفته بر اهميت آن افزوده ميشود و به یكي از داستان هاي پر اهميت فيلم تبديل ميشود و ميرود تا با حل شدن و به خير و خوبي تمام شدن جريان ( كه البته بدون ظرافت هم نيست )، مثل ديگر داستان ها در يك نقطه گذاري نه چندان پر زرق و برق، با رقص شترمرغ پايان يابد. اجراي صحنه هاي به ظاهر ساده، ولي دقيق و حساس فيلم، با ذوق و سليقه صورت گرفته كه البته چون شاهد نمونه هاي خوب آن در فيلم هاي پيشين مجيدي بوده ايم، از نظري شايد خيلي هم بديع نباشد، ولي در اين آشفته بازار سينمايي، باز بابت از كف ندادن اين ظرفيت ها جاي شكر دارد. گويا مجيدي براي انتخاب مدير فيلمبرداري اهميت ويژه اي قايل شده و اين اهميت، در نهايت به همكاري با تورج منصوري منجر شده است. «آواز گنجشكها» نمونه اي مثال زدني براي كاربرد درست لنز است. انتخاب عدسي ها، كاملا مطابق با ميزانسن و موقعيت ها است و گر چه خيلي مواقع معمولي و عادي به نظر ميرسد، در عين حال حساب شده است. البته اين موضوع كه پلان هاي حمل در آبي رنگ و نيز تلاش كريم آقا براي يافتن شترمرغ روي تپه كه به صورت هلي شات فيلمبرداري شده اند، آيا در سبك بصري فيلم مي گنجند يا نه، بحث ديگري را ميطلبد. لوكيشن هاي زيباي فيلم، حاكي از انتخابي دقيق و پرحوصله است. همچنين چهره پردازي در حد بالايي از استاندارد قرار دارد. تلاش براي به چشم نيامدن، به رغم همه ايده ها و سليقه ها، بار ديگر ثابت ميكند كه مجيدي چه هوشمندي خاصي را در انتخاب گروه لحاظ كرده است. با تمام اين تفاسير و مطرح كردن روان بودن داستان، باز هم فيلم عاري از نماد و ايما و اشاره نيست. باز هم كريم يك در آبي را بر دوش ميگيرد و راه ميرود، آن هم با دكوپاژ و ميزانسن ويژه اي كه براي آن صحنه طراحي شده است. «آواز گنجشكها» نمايش گر پختگي مجيد مجيدي است و اميدي براي پيگيري مسير فيلمسازي او. بحث بر سر اين كه نمادگرايي درآثار او آزاردهنده است يا شيرين، طالب و قت و بحثي مفصل است. مهم اجراي صحيح است. در «آواز گنجشكها» شاهد اجراي صحيح نمايش روان ي زندگي هستيم.
__________________
مجمع عمومی کانون آهنگسازان خانه سینما برگزار شد؛ رئیس: مجید انتظامی
سینمای ما - مجمع عمومی کانون آهنگسازان در تالار اجتماعات خانه سینما برگزار شد. این مجمع عمومی با حضور اعضا به رسمیت رسد و اعضای انجمن پس از استماع گزارش عملکرد هیئت مدیره، به کاندیداها خود رای دادند، و اعضای شورای مرکزی کانون را به شرح زیر انتخاب شدند: شورای مرکزی: مجیدانتظامی (رئیس)، فریدون شهبازیان، کارن همایون نفر (اعضای اصلی)، کامبیز روشن روان ، محمد سریر (اعضای علی البدل)هیئت فنی: مجید انتظامی ، کارن همایونفر (اصلی) ، کامبیز روشن روان (علی البدل)بازرس : بیتا بهشتیان (اصلی ) ، امیر معینی(علی البدل)، دبیر و مسئول امور مالی : مهدی بزرگمهر.
__________________
4جايزه ويژه براي كارگرداني،فيلمبرداري،فيلم و فيلمنامه درجشنواره فيلم رشد
سینمای ما - در سي و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم رشد، 4جايزه ويژه به بهترين كارگرداني ، بهترين فيلمنامه ، بهترين فيلمبرداري و بهترين فيلم اهدا خواهد شد.به گزارش روابط عمومي و به نقل از ستاد خبري سي و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم رشد، به 3 اثر برگزيده در هر كدام از 6 گروه نماهنگ و فيلم كوتاه (مرتبط با موضوع فناوري و نوآوري)، فيلمهاي علمي ، گروه فيلمهاي مستند، گروه فيلمهاي انيميشن، فيلمهاي تربيتي و داستاني كوتاه و فيلمهاي تربيتي داستاني بلند ياد شده، به ترتيب تنديسهاي زرين، سيمين و ديپلم افتخار به همراه سكه بهار آزادي دريافت خواهند كرد و 4جايزه ويژه به بهترين كارگرداني ، بهترين فيلمنامه ، بهترين فيلمبرداري و بهترين فيلم اهدا خواهد شد..همچنين به گزارش روابط عمومي، داورهايي از كشورهاي مختلف مثل آلمان، آذربايجان ، اتريش، استراليا، كانادا، اسپانيا، ارمنستان، ايتاليا، انگلستان، سوئيس و صربستان در جشنواره قطعي شده است كه به همرا داوران ايراني،آثار پذيرفته شده را مورد داوري قرار مي دهند.سي و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم رشد كه يكي از قديمي ترين جشنواره هاي سينمايي در ايران است از ده تا هفده آبان ماه در تهران برگزار مي شود.
__________________
یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمیکیا و «دعوت» اش؛ «دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمیکیا کارش را بکند
 سینمای ما - امیر قادری: 1- احوال غریبی است. ضعیفترین فیلم یک کارگردان را دیدهام و برعکس به آیندهاش امیدوار شدهام. اگر نظر مرا میخواهید، بین فیلمهایی که از ابراهیم حاتمیکیا دیدهام؛ «دعوت» ضعیفترینشان است. چه به لحاظ داستان، چه دیالوگنویسی، چه سطح روابط شخصیتها، چه پیچیدگیهای دراماتیک، چه ارتباط با حساسیتهای روز اجتماع، چه توالی پلانها، چه صحنهآرایی و حتی اغلب بازیها. که انگار برای پردهای که فیلمی از ابراهیم حاتمیکیا بر آن نقش بسته، کوچکاند. شاید تماشاگری که با دعوت، برای اولین بار فیلمی از حاتمیکیا را در سالن سینما میبیند، این تفاوتها زیاد آزار دهنده نباشد. اما درباره ما همه چیز فرق میکند. ما که از کرخه تا راین و خاکستر سبز را بر پرده سینما دیدهایم. و صحنهای که دکتر چشمهای سعید را باز میکند و از زاویه چشم سعید، خواهرش را میبینیم که بعد عمری بالای سرش ایستاده. میخواهید باور کنید یا نه، ما با این صحنه و در سالن تاریک، «زنده»، زار زدهایم. به خاطر همین چیزهاست، و به خاطر آن صحنهای که در خاکستر سبز، دختره بالکانی در حرکت آهسته تصویر باندهای سفید را باز می کند، که از فیلم «دعوت» خوشام نمیآید... اما تماشای آن امیدوارم میکند. 2- خدمت تماشاگرهای نوجوان سینما که عوض از کرخه تا راین، ابراهیم حاتمیکیا را قرار است با «دعوت» بشناسند عرض کنم که حاتمیکیا را دست کم نگیرند. این جوری نبینند. او شورها در سینمای ما به پا کرده است. موجها به راه انداخته است. دو سه تا فیلم داریوش مهرجویی را اگر کنار بگذاریم، او بهترین ملودرامساز دو دهه اخیر سینمای ماست. ملودرام میگویم و ته شور و هیجان و احساسات را مراد میکنم. ملودرام به عنوان یکی از نمایشیترین و موثرترین و ارزشمندترین گونههای سینمایی. همان چیزی که اپیزود آخر «دعوت» با بازی مریلا زارعی شبح خیلی ضعیفی از آن است. تماشای این اپیزود برای ما مثل این است که عشق قدیمیات را به هیئت پیرزنی فرتوت ببینی. ملودرام ساختن؛ یکی از اشکال اعلای داستان تعریف کردن است؛ پس بیش از هر جور داستان تعریف کردن دیگری، ایمان لازم دارد و حاتمیکیای آن روزها هنوز مردد نبود. شکایت سعید پیش خدا در از کرخه تا راین، بیش تر یک جور گلهگذاری ساده بود.3- بعد هم که حاتمیکیا این دوره را پشت سر گذاشت و با آژانس شیشهای وارد دنیای تازهای شد، تردیدهایش را با صداقت با مخاطباش در میان گذاشت. این وسط فیلمهای قابل قبول ساخت و فیلمهای بد. موج مرده در مقام یکی از بهترین آثارش دیده نشد و برج مینو به عنوان یکی از ضعیفترین آنها، قدر دید. با این وجود همان طور که چند روز پیش در نشست مطبوعاتی فیلماش گفت، اجازه نداد تماشاگرها و منتقدان مسیرش را تعیین کنند. کمتر در دام این تحسینها یا انتقادها افتاد. بعد از کرخه تا راین، خاکستر سبز را ساخت و بعد از آژانس شیشهای، روبان قرمز را. که فیلمهایی حداقل به لحاظ ساختار داستانی، بالکل متفاوت بودند. اما حرفی که میزد، معمولا حرف دل اجتماعاش بود. این شد که حاتمیکیا محبوبترین و بانفوذترین فیلمساز ایرانی سالهای اخیر شد که از پرده عبور میکرد و نبض تماشاگرش را در دستاش میگرفت. نبضی که در برابر فیلمی از او درشتتر و پرخونتر میزد. 4- به جز معدود مواردی مثل خاکستر سبز و از کرخه تا راین و موج مرده و روبان قرمز، من البته تماشاگر پرشور آثارش نبودم. او از جای دیگر میآمد. فرزند نمایش نبود. به سینما به عنوان ابزار و وسیله نگاه میکرد، که این نکته خودش را در بهترین آثارش هم نشان میداد. با این وجود موثر بود. نافذ بود. آبروی سینما در عصری بود که این هنر دیگر مشروعیتاش را از خواست و رای و طلب مردماش نمیگرفت. پس وقتی به نام پدر را ساخت به عنوان یک عشق سینما هم که شده، بدجوری بهام برخورد. کارگردان فیلم به نظرم راست و صادق نیامد و سریال بعدیاش حلقه سبز، زیادی کم تاثیر بود. چه دوستاش داشتم چه نه، به نظرم رسید که از دست رفته است.5- اما حالا و با دعوت، گیرم که حاتمیکیا ضعیفترین فیلماش را ساخته باشد، اما پشت تمام آن تصاویر کوچک و کم تاثیر، میشود نشانههایی هر چند کمرنگ، از فیلمساز پرشور آن سالها را دید. هنرمندی که در دورههای گوناگون اجتماعی، کوشیده تا زبان روز را پیدا کند و دست روی نبض حساس اجتماع بگذارد. تلاشاش گاهی وقتها به نتیجه رسیده و بعضی وقتها تنها یک تلاش و تجربه دیگر بوده. اما به هر زور و زحمتی که شده، توانسته ارتباطاش را با مخاطباش حفظ کند. باهاش راه بیاید. و حالا که دعوت هم دارد خوب میفروشد، زنگ هشداری است برای من منتقد که این ارتباط بین فیلمساز و تماشاگر را دست کم نگیرم. دعوت با همه بدسلیقگیهایش، با اپیزود وحشتناک ثریا قاسمی و ابراهیم فروتناش، با دیالوگهای اغلب پیش پا افتادهاش، در شرایطی که تقریبا هیچ صحنهای از آن (به جز نمای غروبی بیرون آمدن کتایون ریاحی از ساختمان) متاثرم نمیکند، حاتمیکیا را در آغاز یک راه تازه نشان میدهد. حالا یک بار دیگر او را در هیات فیلمسازی میبینیم که به دنبال راههای تازهای برای ارتباط با تماشاگرش است و برای رسیدن به هدف، در نما به نمای فیلم عرق میریزد. هر چند که ازش اصلا انتظار نداریم فیلمی بسازد که در اغلب صحنههایش عنصر جوی محشری مثل برف شمال تهران را داشته باشد و باز هیچ تاثیر نگذارد. ناسلامتی دعوت حاصل کار فیلمسازی است که برعکس شخصیتهای فیلماش با تمام وجود میخواهد باردار شود.
__________________
متن کامل سخنان تبریزی و مجیدی در فرهنگسرای رسانه؛ کمال تبریزی هم «آواز گنجشکها» را دوست دارد
سینمای ما - «كمال تبريزي» گفت: «بچههاي آسمان» به لحاظ هنري كاملا بالاتر از «زندگي زيباست» بود، اما چون آن فيلم يك بحث سياسي آن روز را دنبال ميكرد، در نهايت موفق شد اسكار بگيرد.نشست رسانهاي فيلم «آواز گنجشكها» نماينده سينماي ايران در هشتاد و يكمين مراسم اسكار صبح امروز با حضور مجيد مجيدي، كمال تبريزي، مهران كاشاني و رضا درستكار برگزار شد و در خصوص ويژگيهاي «آواز گنجشكها» براي حضور در اسكار نقد و بررسي شد.بنا بر اين گزارش، در ادامه اين نشست «كمال تبريزي» كارگردان سينماي ايران كه براي تشريح ويژگيهاي «آواز گنجشكها» براي حضور در مراسم اسكار در اين نشست حاضر شده بود، گفت: سعي ميكنم در طي اين نشست بيشتر در مورد اسكار صحبت كنيم چرا كه من فكر ميكنم موضوع شركت سينماي ايران در مراسم بينالمللي اسكار يك طرح مهم است و ميتواند باعث ارتباط فرهنگي كشور ما با جشنوارههايي شود كه جنبه فرهنگي دارد.* حضور سينماي ايران در اسكار اهميتش بيشتر از اين است كه نامزد جايزه شودوي ادامه داد: حضور ايران در اسكار بيشترين وجهش همين برقراري ارتباط است و شايد گرفتن اسكار آنقدر اهميت نداشته باشد كه شركت در آن اهميت دارد. همين كه شما ميتوانيد يك نماينده از سينماي ايران داشته باشيد كه يك طرز فكر از فرهنگ و تلقي كشور باشد، اهميتش از هر چيز ديگري بيشتر است.«كمال تبريزي» با اشاره به ويژگيهاي جهاني «آواز گنجشكها» گفت: براي حضور در عرصهاي مانند اسكار همهجانبه بودن آن فيلم منهاي ويژگيهاي قانوني آن ميتواند منعكسكننده و آيينه تمامنماي كشور باشد و چه بسيار تعيين كننده است به دليل اين كه تبليغاتي كه در كشورهاي خارجي در مورد كشور ما ميشود، كاملا برعكس است و حضور ما در جشنوارهها ميتواند بر تغيير نگاه موثر باشد.تبريزي خاطرنشان كرد: تصور از كشور ما كاملا تبليغاتي و مبتني بر پروپاگاندا است بنابراين حضور يك فيلم ميتواند در اين تغيير نگاه بسيار موثر باشد. به همين دليل حضور سينماي ايران در اسكار اهميتش خيلي بيشتر از اين است كه نامزد دريافت جايزه باشد، هرچند اين اتفاق قبلا توسط آقاي مجيدي با فيلم «بچههاي آسمان» افتاده است.* «بچههاي آسمان» به دليل سياسي اسكار نگرفتدر ادامه اين نشست، «كمال تبريزي» ضمن تشريح ظرفيت جهاني فيلم «آواز گنجشكها» و چگونگي بيان سينماگران ايراني براي جهاني شدن گفت: من فكر ميكنم اين راه، راه بسيار دشوار و سختي است چرا كه در تمام زمينهها، ناچارم از اصطلاح دوغ و دوشاب استفاده كنم چرا كه همه چيز آن با هم قاطي شده است و در سينما هم اين موضوع اتفاق افتاده است.وي ادامه داد: ما بايد سينمايمان را كه داراي هويت ايراني است از سينمايي كه ميرود به سمت سياهنمايي و يك سينماي سفارشي است، جدا كنيم. متأسفانه فيلمهايي هستند كه توسط كارگردانان با اين نوع نگاه ساخته ميشوند و در برخي از جشنوارهها بر روي آنها تأكيد ميشود، در حالي كه اين فيلمها، هيچ وجه پر رنگي ندارند و به هيچ عنوان با جامعه ايراني همخوني ندارند در حالي كه وجه دلسوزانه فيلمساز نسبت به مسايل جامعه ازمنظر و كشش و جذابيت زيادي برخوردار است، به شرطي كه درست ساخته شود و آنگاه، فيلم براي مخاطب نيز جلب نظر خواهد كرد و به همين دليل فيلمسازي كه از اين منظر وارد ميشود، ميتواند بر جنبههاي هنري كشورهاي ديگر اثر بگذارد.وي در ادامه با مقايسه «بچههاي آسمان» و «زندگي زيباست»، گفت: در سالي كه اين دو فيلم براي دريافت اسكار بهترين فيلم خارجي نامزد شده بودند، من هر دو اين فيلمها را ديدم و اگر منصفانه ميخواستيم نگاه كنيم «بچههاي آسمان» به لحاظ هنري كاملا بالاتر از «زندگي زيباست» بود، اما چون آن فيلم يك بحث سياسي آن روز را دنبال ميكرد در نهايت موفق شد اسكار بگيرد.تبريزي تصريح كرد: منهاي بخشي از توجهات يك جشنواره كه ميتواند سياسي و دولتي باشد خارج از اين قضيه در مواقعي اتفاق ميافتد و به همين دليل من معتقدم كه موفقيت سينماگران ايراني در مراسم اسكار بسيار مشكل است و به همان نسبت بسيار مشكل است كه سينماگران ايراني بتوانند به جايگاه جواني دست يابند.اين كارگردان سينماي ايران خاطرنشان كرد: در خصوص «آواز گنجشكها» به اعتقاد من همين كه مدير جشنواره برلين براي «مجيد مجيدي» نامه مينويسد و يا «رضا ناجي» مهمترين جايزه تاريخ سينماي ايران را براي اين فيلم نشان ميدهد. استدلالها كافي است و«آواز گنجشكها» مناسبترين گزينه براي معرفي اسكار است.* سينماي تركيه به اندازه ما جهاني نيست اما...در ادامه كمال تبريزي با انتقاد از فقر امكانات در سينماي ايران گفت: شما سينماي كشور ما را با سينماي كشور تركيه مقايسه كنيد و ببينيد همانقدر كه سينماي ايران جهاني است، سينماي تركيه جهاني نيست. اما سينماي جهاني ما حتي يك دستگاه اسكن معمولي 2K نداريم و يك دستگاه اسكن عهد بوق داريم كه وقتي براي اسكن فيلم جديدم خواستم از امكانات داخلي استفاده كنم گفتند سال ديگر همين موقع اسكن فيلم تمام خواهد شد!تبريزي ادامه داد: با وجود اين كه سينماي ايران كاملا جهاني است اما متأسفانه محتاج كشوري مثل تركيه هستيم و بهتر است كارهايي را كه لازم است براي سينماي ايران را انجام دهيم، البته من نميگويم كه ما هيچ ايرادي در فيلمسازي او نداريم اما بايد امكانات براي ساخت فيلمهاي خوب فراهم شود.* سينماي ما از نظر فني عقبافتاده استاين كارگردان سينمايي خاطرنشان كرد: اجراي يك سوژه خيلي اهميت دارد اما سينماي ايران كاملا دارد عقبافتاده ميشود و اگر يك مقايسه كوچك كنيم منهاي عراق و افغانستان عقبماندهترين سينماي جهان به لحاظ امكانات، ايران است كه همين باعث ميشود خيلي از ايدهها نتوانند شكل بگيرند.اين كارگردان سينماي ايران خاطرنشان كرد: امكانات باعث ميشود كه قوه تخيل شما شكل بگيرد... من بحث تنوع سوژه را قبول دارم اما براي اين كه بتوانيم ايدههاي ذهني و فكري خود را اجراي درستتري كنيم احتياج به امكانات مناسب داريم.كمال تبريزي در ادامه با اشاره به مشكلات لابراتوارهاي ايران گفت: شايد يك فيلم را كه در لابراتوارهاي ديگر ظاهر شده باشد بخواهيم با فيلمي كه در كشور خودمان ظاهر شده است مقايسه كنيم بايد گفت: هرچه آشغال است در نگاتيوهاي ما وجود دارد و حتي ما بدترين دستگاه قطع نگاتيو را در كشورمان داريم.وي تاكيد كرد: بايد قبول كرد كه بحث فني در نوع نگاه جشنوارههاي خارجي تاثير زيادي دارد، اين آشغالهايي كه بر روي نگاتيوهاي ما وجود دارد قطعا بر روي نگاه به سينماي ما تاثير ميگذارد و ديگر كسي ما را جدي نخواهد گرفت، چرا كه اين موضوع مثل ويتريني هست كه با بدترين و كثيفترين وجه جنس خود را به نمايش گذاشتهايم و طبيعي است كه در اين شرايط كسي به آن توجه نخواهد كرد.* الكن شدن سينماي ملي به دليل اين است كه معضلات اجتماعي روز به روز بيشتر ميشوددر ادامه اين نشست كمال تبريزي با اشاره به چگونگي بيان حرفهاي ملي در قالب سينماي جهاني اظهار داشت: من در اين نشست به يك استنباطي رسيدم و فكر ميكنم كه بياييم از اين زاويه نيز به مسايل نگاه كنيم كه اصولا يك فيلمساز خصوصا آقاي مجيدي دوست دارد راجع به خوبيها بگويد. تمايل دارد فطرت انساني و سنتها و آداب و رسوم را در فيلمهايش به نمايش بگذارد و از كرامت انساني كه در شرق خصوصا در ميان ما ايرانيها جريان دارد سخن بگويد اما بايد توجه كرد كه ما در جامعهاي داريم زندگي ميكنيم كه روز به روز اين مسير را از دست ميدهيم و اين واقعيتها را داريم و اگر فيلمسازي در جامعه رشد نميكند به دليل همين شرايط موجود است.وي ادامه داد: الكن شدن سينماي ملي، الكن شدن فيلمساز و كمبود سوژهها به دليل اين است كه معضلات اجتماعي دارد روز به روز بيشتر ميشود و شايد من فيلمساز نميخواهم اين موضوعات را به صورت جهاني نشان دهم و دوست دارم كماكان جامعهام را جامعهاي سبز به تصوير بكشم اما اگر بخواهم واقعيتها را نشان بدهم بايد همان چيزي را كه در جامعه وجود دارد به تصوير بكشانم و چون ما فيلمسازاني هستيم كه نميتوانيم به مخاطب دروغ بگوييم و از طرفي نميتوانيم چشممان را بر روي واقعيات ببنديم اين كار را هم نميكنيم.تبريزي تصريح كرد: من مي خواهم به جرات بگويم كه اينها مربوط ميشود به جامعه ما و سينماي ملي زماني ميتواند اصلاح شود كه جامعه خوبي داشته باشيم.اين كارگردان سينماي ايران افزود: آيا در حال حاضر چيزي در جامعه ما وجود دارد كه به آن افتخار كنيم؟ و چون پيدا نميكنيم شايد يكي از دلايل الكن شدن زبان فيلمسازان در كشور ما همين است كه قهرمان خودش را پيدا نميكند واقعيت اين است كه قهرمان در جامعه امروز ما كم شده است و يا اصولا ديگر قهرماني وجود ندارد.وي خاطرنشان كرد: يك حسي در حال حاضر فيلمسازان با آن مواجه هستند و در مجيد مجيدي هم وجود دارد همين موضوع است كه دارد تيرگيهاي جامعه زياد ميشود و روشناييهاي آن كم و طبيعي است كه ما نميتوانيم در اين شرايط به رشد سينما كمك كنيم و شايد يكي از دلايل اينكه ديگر نميتوانيم در عرصههاي جهاني حضور پيدا كنيم اين است كه طبق تعريف مجيد مجيدي از جيبمان تاكنون خوردهايم و الان ديگر مولا نا و حافظ كاربردي ندارد و حتي دارند آنها را از ما ميگيرند. بسياري از آدمها در گذشته داشتهايم كه نتوانستهايم آنها را در جامعه تسري بدهيم.وي تصريح كرد: خودم معتقد هستم كه خيلي نقاط سياه نبايد مانع آدم بشود و اگر خيلي به اين معتقد باشيم كه اين سيري كه داريم ميرويم اين مسير اشتباهي است ميتوانيم برگرديم و به آينده معتقد باشيم. مجيد مجيدي در نشست مطبوعاتي «آواز گنجشكها» گفت: عدهاي از منتقدين معتقد هستند كه در «آواز گنجشكها» درام عجيب و غريبي وجود ندارد اما در پاسخ به اين افراد بايد بگويم كه كدام درام عجيبتر از سقوط يك انسان در جامعه ميتواند باشد و آيا آيا فرهنگ دروغ و رياكاري معضل كمي است؟نشست رسانهاي فيلم «آواز گنجشكها» نماينده سينماي ايران در هشتاد و يكمين مراسم اسكار صبح امروز با حضور مجيد مجيدي، كمال تبريزي، مهران كاشاني و رضا درستكار برگزار شد و در خصوص ويژگيهاي «آواز گنجشكها» براي حضور در اسكار نقد و بررسي شد.* فرمايشات رهبري سينماي ايران را نجات داداين كارگردان سينماي ايران ادامه داد: زماني كه آقاي رئيس جمهور به اين سمت انتخاب شدند قول دادند كه تنها ساليانه 250 فيلم فقط براي ايرانيان خارج از كشور ساخته شود اما من معتقد هستم كه سينماي ايران به طور كامل تعطيل شده است و اگر فرمايشات رهبر معظم انقلاب در باب مهندسي فرهنگي نبود سينماي ايران شايد خيلي زودتر از اينها تعطيل شده بود.كارگردان فيلم «آواز گنجشكها» در نشست مطبوعاتي اين فيلم با انتقاد از مديريت فرهنگي گفت: به جاي اين كه بياييم فيلمسازان را متهم كنيم كه چه كاري را انجام دادهايم، اول بايد از مديريت فرهنگي پرسيد تاكنون چقدر براي سينما هزينه كردهاند كه از آن توقع بازدهي دارند.در اين مراسم مجيد مجيدي كارگردان فيلم «آواز گنجشكها» با انتقاد از مديريت كلان فرهنگي گفت: من معتقد هستم امروزه سينماي ايران به طور كامل تعطيل است و اگر فرمايشات مقام معظم رهبري در باب مهندسي فرهنگي نبود شايد خيلي زودتر از امروز سينماي ايران تعطيل شده بود.وي ادامه داد: اين سقوط اخلاقي در اشكال مختلف جامعه ما را فراگرفته است به طوري كه از ابتداي انقلاب شعار توسعه طلبي سرداده شد اما در طي سي سال گذشته چه كاري را براي اين موضوع انجام داديم؟ به عنوان مثال تهران به عنوان پايتخت ايران نماد توسعه طلبي در ايران قلمداد شد اما در حال حاضر شهري مانند كرج كاملا چسبيده به تهران شده است و ديگر محلهاي مثل نازي آباد جنوب شهر تهران قلمداد نميشود.اين كارگردان سينما اظهار داشت: مسئولان اگر كاري براي مردم ميكنند عين وظيفه آنهاست اما اگر كاري نميكنند بايد يقه آنها را گرفت و پرسيد كه چرا براي مردم كاري انجام نميدهيد؟وي تصريح كرد: حرف اصلي من اين است كه اگر قرار است كاري در كشور انجام شود متناسب با وضعيت فرهنگي و اجتماعي اتفاق بيفتد كه به سقوط جامعه منجر نشود. بحث مسائل انساني و هويتي را چگونه مي شود در كشور تغيير داد و به همين دليل با ندانمكاريها داريم فرهنگ كشور را تخريب ميكنيم فقط با ساخت سريالهايي درباره فرشته و شيطان، ميخواهيم آن را جبران كنيم.*عدهاي سينماي ايران را به سياهنمايي متهم كردهاندكارگردان فيلم «بچههاي آسمان» با انتقاد از نظر برخي منتقدان نسبت به سياه بودن فقر در اين فيلم، گفت: منتقدين فكر ميكنند فقر در «بچههاي آسمان» به شكل سياه نشان داده شده است و يا اساسا عدهاي سينماي ايران را به سياهنمايي متهم كردهاند اما ما در جهاني زندگي ميكنيم كه مسايل فرهنگي را يك جور نگاه نميكنيم من بارها گفتهام كه اگر فقر پيش برنده داستان و مورد خوشايند غربي ها باشد ميتوان دوربين را به هندوستان، پاكستان و ساير كشورهاي فقير برد و همان را در جشنوارهها نشان داد اما آيا جشنوارهها از اين فيلم استقبال خواهند كرد؟وي ادامه داد: من منكر اين نيستم كه نگاه سياسي در برخي از فيلمها در مورد فقر و سياهنمايي آن وجود دارد اما آن چيزي كه در سينماي ايران نمود كرده است وجه انساني فيلمهاي ماست، بنابراين اين وجه انساني است كه توانسته در دنيا عرض اندام كند والا به لحاظ تكنيكي نتوانستهايم به توفيقاتي دست يابيم.* چقدر براي سينما سرمايهگذاري كردهايم كه توقع خروجي مناسب از آن داريم؟در ادامه اين نشست، مجيدي با اشاره به نقدهاي صورت گرفته در مورد سينماي ايران گفت: تاكنون تمام نقدهايي كه انجام گرفته شده در مورد ساختار سينما بوده اما من يك سوال دارم و ميخواهم بدانم چقدر ما براي سينما سرمايهگذاري كردهايم كه توقع خروجي مناسب از آن داريم؟مجيدي ادامه داد: تمام هزينههاي ما براي سينما به جرات 20 ميليارد هم نبوده است و من امسال شنيدم قرار است اين مبلغ 32 ميليارد تومان شود. اما از اين مبلغ چقدر را براي توليد هزينه ميكنيد؟ با يك حساب ساده ميتوان فهميد كه 10 ميليارد از اين پول بابت حقوق و هزينههاي تشكيلات ارشاد و بنياد فارابي هزينه ميشود حدود 5 ميليارد براي جشنوارهها و در همين حدود نيز براي ترميم سينماها و اگر حساب كنيد مبلغي كه باقي ميماند براي كمك به سينما چيزي حدود 50 ميليون تومان نهايتا 100 ميليون تومان است، در حالي كه هزينههاي جاري براي ساخت يك فيلم 500 ميليون تومان است كه گاهي اين مبلغ به 700 ميليون تومان هم ميرسد و اين در شرايطي است كه نهادهايي مثل حوزه هنري و كانون پرورش فكري نيز در طول سال حدود يك يا دو فيلم ميسازد.مجيدي خاطرنشان كرد: مگر ما چقدر هزينه كردهايم كه همه از سينما طلبكار هستيم؟ اما كساني كه مدعي ميشوند بايد ببينند كه چقدر هزينه كردهاند كه يقه سينماگران را ميگيرند. به عنوان مثال مجلس هفتم هميشه در خصوص سينما اظهار نظر ميكرد درحالي كه كميسيون فرهنگي يكي از اصليترين جاهايي است كه ميتواند براي سينما بودجه تخصيص دهد.* مسئله انسان چيزي نيست كه بگوئيد كهنه و دمده شده استدر بخش ديگري از اين نشست، «مجيد مجيدي» با اشاره به بحث فطرت پاك انساني و فطرتگرايي در فيلمهايش گفت: اساس فطرت چيزي است كه خداوند در وجود انسان نهادينه كرده است كه واژههايي مثل عشق، گذشت و فداكاري از گذشته تا امروز در وجود انسان نهادينه بوده است و ما نميتوانيم آنها را دستهبندي كنيم.وي ادامه داد: تلاش ما اين بود كه به سراغ شخصيتهاي فيلم از همين بستر عبور كند يعني مبتني بر زبان فطرت باشد و تجربههايي كه داشتهام، گوياي همين مطلب است، به طوري كه «بچههاي آسمان» و «رنگ خدا» داراي مخاطبين جهاني بودهاند و وقتي فيلم را در كشورهاي مختلف نگاه كردم همه مردم واكنشي يكسان به پيامهاي فيلم داشتند و اين موضوع بيانگر اين است كه وقتي يك اثر با فطرت آميخته ميشود، ميتواند با مخاطب ارتباط بيشتري برقرار كند و اين كه فيلمهاي ما توانستند در بحث ارتباط جهاني اين موفقيت را داشته باشد، ناشي از همين منظر است. به خصوص «بچههاي آسمان» و «رنگ خدا» كه همين نگاه در آنها وجود داشته است و اين نگاه را سعي كردم در تمامي آثارم كامل و كاملتر كنم و با پرداخت جديد به اين منظر نگاه كنم.اين كارگردان سينماي ايران تصريح كرد: مسئله انسان چيزي نيست كه شما بگوييد كهنه و دمده شده است. تغيير شكل وجود دارد و نوع نگاه و زواياي جديد نسبت به مسايل جاري است اما چيزي كه خداوند در وجود ما نهادينه كرده است، در هيچ زماني تغيير نميكند. به همين دليل من فكر ميكنم تجربههايي كه در طول اين سالها داشتهام، باعث شده است به اين نوع نگاه در سينما دست يابم.* آيا فرهنگ دروغ و رياكاري معضل كمي است؟مجيد مجيدي در پاسخ به سوالي در خصوص اكران جهاني «آواز گنجشكها» گفت: تاكنون حدود 23 كشور از طريق كمپاني فورتوسيمو فيلم را خريداري كردهاند اما زمان نمايش فيلم در اين كشورها بستگي به شرايط اكران در اين كشورها دارد.مجيدي همچنين با تشريح ويژگيهاي شخصيت كريم در اين فيلم گفت: به اعتقاد من كريم در اين فيلم نمايندگي ميكند از تمام انسانهايي كه در اين كلانشهر زندگي ميكنند و در واقع يك جور وحدت به كثرت به حساب ميآيد و به همين دليل اعتقاد دارم ما در اين جامعه شهري فضايي را به وجود آوردهايم كه ديگر سازگار با شرايط خودمان نيست و شبيه انسانهايي شدهايم كه از بهشت رانده شدهاند.مجيدي در ادامه در پاسخ به كساني كه معتقدند «آواز گنجشكها» فاقد وجوه دراماتيك است، گفت: عدهاي از منتقدين معتقد هستند كه در «آواز گنجشكها» درام عجيب و غريبي وجود ندارد اما در پاسخ به اين افراد بايد بگويم كه كدام درام عجيبتر از سقوط يك انسان در جامعه ميتواند باشد.مجيدي ادامه داد: آيا فرهنگ دروغ و رياكاري معضل كمي است؟ آيا من بايد سر يك آدم را وسط يك خيابان ببرم تا يك درام عجيب و غريب بسازم و دروغ هيچ نقشي در مناسبات امروز جامعه ما ندارد و بايد بگويم كه متاسفانه قبح دروغ در جامعه امروز ما از بين رفته است.مجيدي خاطرنشان كرد: اين چه اتفاق ناگواري است كه در جامعه ما افتاده و اين بداخلاقيها ريشهاش در كجاست؟ ريشه اين بيحوصلگيها در جامعه ما از كجا سرچشمه مي گيرد؟ پاسخ به اين سوالات بحث اصلي ما در «آواز گنجشكها» بود و اعتقاد دارم كه كرامت اخلاقي در جامعه امروز از بين رفته است.كارگردان «آواز گنجشكها» با اشاره به تهاجم فرهنگي بر ضد ايران اظهار داشت: من فكر ميكنم كه آمريكا خيلي حمايت ميكند كه ميگويد ميخواهد به ايران حمله كند، چرا كه حمله اصلي ايجاد شده و خود با با سقوط اخلاقي آن را به وجود آوردهايم.* كرباسچي اگر كاري كرده وظيفهاش بوده است«مجيدي» با انتقاد از مديريت شهري در بيهويت كردن تهران، گفت: متأسفانه تهران امروز يك شهر كاملا بيهويت است و موقعيت تهران بودن آن از بين رفته بنابراين تمام افرادي كه در اين شهر دارند زندگي ميكنند، قرباني توسعه نابرابر شدهاند و بايد تلاش كرد جلوي اين سير قهقرايي گرفته شود.وي گفت: تهران تا سالي ديگر يك پاركينگ مطلق خواهد شد چرا كه روزي ده هزار ماشين در تهران پلاك ميشود.مجيدي تأكيد كرد: من بحث سياسي ندارم و اينها را به عنوان يك درد اجتماعي ميگويم چرا كه مديريت شهري بايد جلوي اين موضوع را بگيرد و بحث رفاه اجتماعي را گسترش دهد.اين كارگردان ادامه داد: شما امروز ديگر جرأت نداريد كه از ساعت 4، 5 بعدازظهر به خيابان برويد، چرا كه از آن زمان تبديل به پاركينگ ميشود و بايد از ابعاد مختلف به تهران و جامعه شهري نگاه كرد تا بتوان نفس كشيد.وي اظهار داشت: آقاي كرباسچي بعد از مصاحبه من با فارس، يك جوابيه داد كه من فلان كارها را براي تهران انجام دادهام و چنين و چنان، اما من در جواب ايشان بايد بگويم شما هر كاري كه براي مردم انجام دادهايد وظيفهتان بوده و اگر غير از اين باشد بايد جوابگو باشيد چرا كه شما هويت يك شهر و يك محله را با ساخت يك بزرگراه از بين برديد و عملا نتوانستيد جلوي گسترش بيرويه تهران را بگيريد.* ما از شهرداري كمك خواستيمكارگردان «آواز گنجشكها» با اشاره به وظيفه شهرداريها در كمك به رشد فرهنگي جوامع گفت: در حال حاضر شهرداريهاي دنيا يكي از بزرگترين برگزار كنندگان جشنوارهها هستند و بسياري از فيلمها به وسيله شهرداريها توليد ميشود كه من معتقدم اين كار وظيفه شهرداري است چرا كه بسياري از معضلات شهري مانند بچهها و زنان خياباني ميتواند از طريق مديريت شهري حمايت شود و از اين طريق فيلمهاي تاثيرگذاري ساخته شود.مجيد مجيدي در ادامه اين نشست با اشاره به نقش شهرداريها در توسعه فرهنگي جوامع گفت: در تمام كشورهاي دنيا شهرداريها نقش بسيار مهمي در توسعه فرهنگي دارند به طوريكه امروزه يكي از بزرگترين برگزار كنندگان جشنوارهها شهرداريها هستند كه به همين نسبت ميتوانند با اتخاذ رويكردي فرهنگي بسياري از معضلات جامعه را حل كنند.مجيدي با اشاره به عدم نقش اساسي شهرداري در توليد «آواز گنجشكها» گفت: برخلاف آنچه كه گفته ميشود فيلم با مشاركت شهرداري ساخته شده است اما شهرداري نقش توليدي در كار نداشته است و در واقع اين ما بوديم كه به دنبال شهرداري رفتيم و نگراني ما هم از همين است كه من بايد بروم در دفتر آقاي قاليباف و منتظر بمانم كه شهرداري به ما كمك كند.كارگردان فيلم «آواز گنجشكها» تصريح كرد: منظور من شخص آقاي قاليباف نيست بلكه منظورم كل سيستم است و برخلاف كساني كه ميگويند «خر مجيدي از پل گذشته است» و يا «مجيدي آنقدر قدرت دارد كه تمام سينما گوش به فرمان او هستند» اما هنوز دو قسط فيلم را دريافت نكردهايم و حتي هنوز بيلبوردهاي فيلم را هم به طور مناسب نصب نكردهاند. البته اين صحبتهاي من نبايد به اين معني باشد كه راه براي ديگران بسته شود، اما وظيفه شهرداري اين است كه بيايد و از جريان فرهنگي حمايت كند.وي خاطرنشان كرد: حرف من اين است كه ساختارها اشكال دارد و بايد اين خروجيها به سمتي بيايد كه در تئاتر، قصه، سينما و ساير وجوه فرهنگي جلوهگر باشد.* من متهم هستم به اين كه رابطه خوبي با خبرنگاران ندارمبنا بر اين گزارش، در ابتداي اين نشست «مجيد مجيدي» با اشاره به اين كه بر خلاف ادعاي برخي خبرنگاران رابطه خوبي با اهالي مطبوعات دارد، گفت: من متهم هستم به اين كه رابطه خوبي با خبرنگاران ندارم اما در واقع من خيلي حرف زدن را دوست ندارم و بيشتر مايل هستم گفتوگوهايي به صورت مكتوب و كتابي انجام دهم اما متأسفانه در صحبتهايي كه بهخصوص از جانب خبرنگاران ميشود، متن مصاحبهها خيلي كامل درج نميشود و هر كسي از ظن خود يار ما ميشود و به دليل اين كه ما ملتي هستيم كه دچار سوءتفاهم هستيم، تصميم گرفتيم اين نشست را برگزار كنيم.گزارش خبرنگار سينمايي فارس حاكي است در خاتمه اين نشست با حضور دكتر اسدي مدير فرهنگسراي رسانه از مجيد مجيدي، كمال تبريزي، مهران كاشاني و رضا درستكار با اهداي هدايايي تقدير شد.
__________________
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 11:46 توسط نويد
مروری بر آثار مجید مجیدی، از بازیگری تا کارگردانی
سینمای ما - مهدی طاهباز: کمتر کسي فکر مي کرد بازيگر نه چندان شناخته شده فيلم هاي اوايل دهه 60، يک دهه بعد تبديل به يکي از مطرح ترين کارگردانان سينماي ايران (حتي در سطح بين المللي) شود. اگرچه مجيدي در سال 59 اولين فيلم کوتاهش با نام «انفجار» را به صورت 16 ميليمتري و با امکانات حوزه انديشه و هنر اسلامي آن زمان کارگرداني کرد، اما او قصد داشت در آن سال ها بيشتر به عنوان بازيگر شناخته شود و ادامه کار دهد تا يک کارگردان.مجيد مجيدي از سال 60 بازيگري را با فيلم «توجيه» به کارگرداني منوچهر حقاني پرست و با فيلمنامه يي از محسن مخملباف آغاز کرد و در طول اين دهه در حدود 10 فيلم به ايفاي نقش پرداخت.البته آغاز فعاليت بازيگري مجيدي به سال 58 و حضور در نمايش «نهضت حروفيه» به کارگرداني داوود دانشور بازمي گردد. او در همين سال در نمايش ديگري با عنوان «براند» به کارگرداني قاسم سيف هم روي صحنه رفت. مجيدي قبل از آنکه وارد حوزه هنري شود يک نمايش با عنوان «طياره» را نيز کارگرداني کرده بود.مجيد مجيدي از نسل کارگردانان انقلاب است؛ جواناني که از اوايل دهه 60 به خاطر علاقه شان به هنر و به خصوص سينما از طريق چند نهاد دولتي متولي سينما که مهم ترين اش حوزه هنري بود، وارد ميدان شدند و با توجه به خالي بودن عرصه به خاطر غربال سينماگران قبل از انقلاب و البته با توجه به استعدادي که داشتند، توانستند با آزمودن خطاهاي مختلف سکان سينماي ايران را در دست بگيرند.برخي از اين جوانان مانند مجيد مجيدي با بازيگري آغاز کردند، برخي مانند کمال تبريزي با فيلمبرداري، برخي هم مانند محسن مخملباف از همان اول به عنوان کارگردان کارشان را شروع کردند.مجيدي پس از «توجيه» در سال 60، حدوداً تا سال 70 سالي يک فيلم بازي کرد. او در سال 61 جلوي دوربين محمدرضا هنرمند رفت و در اولين فيلم او با نام «مرگ ديگري» که به صورت 16 ميليمتري بود، به ايفاي نقش پرداخت. پس از اين فيلم مجيدي به صورت پياپي در سه فيلم اول محسن مخملباف بازي کرد. «استعاذه»، «دو چشم بي سو» و «بايکوت» حاصل همکاري مجيدي به عنوان بازيگر و مخملباف به عنوان کارگردان است. هم مجيدي و هم مخملباف با فيلم «بايکوت» معروف شدند. اين فيلم در مقايسه با دو فيلم قبلي مخملباف، اثري قصه گوتر و کلاسيک تر بود و با اينکه پر از شعارهاي انقلابي بود، اما قصه يي پر اوج و فرود داشت و به همين خاطر توانست عنوان پرفروش ترين فيلم سال 65 را به خود اختصاص دهد. «بايکوت» در آن سال 9 ميليون تومان فروخت تا هم مخملباف کارگردان شناخته شده يي شود و هم بازيگر نقش اول آن يعني مجيد مجيدي.قهرمان انقلابي فيلم «بايکوت» يک سال بعدترش در فيلم «تيرباران» علي اصغرشادروان به نوعي همان نقش خود را تکرار کرد. مجيدي اين بار در نقش شهيد اندرزگو ظاهر شد که اين فيلم هم در سال 66 با 7/4 ميليون تومان فروش توانست عنوان پنجمين فيلم پرفروش سال را به خود اختصاص دهد. با فروکش کردن اوج فيلم هاي انقلابي از اواسط دهه 60، مجيدي به خاطر فيزيک، جنس و نوع بازي اش، خواسته يا ناخواسته بيشتر در فيلم هاي مربوط به دفاع مقدس بازي کرد. او دو تجربه دفاع مقدسي تامرز ديدار (حسين قاسمي جامي) و در جست وجوي قهرمان (حميدرضا آشتياني پور) را در سال 68 پشت سرگذاشت و سپس در اولين و آخرين فيلم بلند دوست و يار قديمي حوزه يي خود محمد کاسبي با نام «شنا در زمستان» بازي کرد. «شنا در زمستان» آخرين فيلم مجيد مجيدي به عنوان بازيگر بود. مجيدي به مرحله انتخاب رسيده بود. يا بايد به عنوان بازيگر آن هم نه در طيف هاي گوناگوني از فيلم ها بلکه در جرياني خاص ادامه فعاليت مي داد يا اينکه راه ديگري را انتخاب مي کرد. او در فاصله سال هاي بازيگري اش چند فيلم کوتاه مانند هودج (1363) و روز امتحان (1367) را کارگرداني کرده بود و بدش نمي آمد تجربه ساخت فيلم بلند را نيز پشت سر بگذارد. در اين سال ها با جدايي فيلمساز محبوب و جنجالي حوزه هنري يعني محسن مخملباف از آن نهاد، مسوولان حوزه به دنبال جايگزيني براي او بودند تا جاي خالي مخملباف دچار دگرديسي شده را پرکنند. مجيد مجيدي مستعد و البته باهوش مي توانست انتخاب خوبي براي مسوولان حوزه هنري براي سرمايه گذاري باشد.مجيدي در سال 70 اولين فيلم بلندش «بدوک» را با سرمايه گذاري حوزه هنري ساخت که در جشنواره دهم فجر ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه را به دست آورد. در آن سال ها برخي کارگردانان از جمله مجيد مجيدي ترجيح دادند براي ورود به سينما فيلم هايي ساده به لحاظ قصه و ساختار آن هم با محوريت کودکان بسازند تا شايد در جشنواره هاي داخلي و حتي خارجي توفيق کسب کنند و راه را براي ادامه کار فيلمساز هموار سازند.مجيدي پس از «بدوک» دو فيلم کوتاه «آخرين آبادي» و «خدا مي آيد» را ساخت که اين دومي اثري بسيار تاثيرگذار و خوش ساخت بود اما کشف مجيدي فيلمساز در جشنواره چهاردهم فجر و با فيلم «پدر» صورت گرفت. «پدر» فيلمي ساده و البته خوش ساخت در ادامه همان مسير «بدوک» و البته حرفه يي تر و پخته تر بود. مجيدي از همان آغاز دنيايي فقير و فاقد ثروت را براي کاراکترهاي فيلم هايش انتخاب کرد. البته نگاه انساني و عاري از ترحم مجيدي به فقر دنيوي در کنار به تصوير کشيدن درونيات غني آدم ها، او را از غلتيدن در ورطه يي که بسياري از فيلمسازان گرفتار آن شده بودند، نجات داد.مجيدي بلافاصله بعد از «پدر» موفق ترين فيلم کارنامه سينمايي اش «بچه هاي آسمان» را جلوي دوربين برد. «بچه هاي آسمان» سيمرغ بهترين فيلمنامه و کارگرداني را از جشنواره فجر براي او به ارمغان آورد و فيلم آنقدر مورد توجه همگان قرار گرفت که آن را به عنوان نماينده ايران در اسکار انتخاب کردند. کار تا جايي پيش رفت که اعضاي آکادمي براي اولين و آخرين بار در طول برگزاري مراسم اسکار، يک فيلم از ايران را در ميان فيلم هاي نامزد دريافت اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان جاي دادند. هرچند اسکار گرفتن فيلم مجيدي کمي دور از ذهن و حتي توقعات بود، اما تا همين حد هم مايه مباهات سينماي ايران شد.مجيدي پس از «بچه هاي آسمان» فيلم «رنگ خدا» را ساخت که اگرچه قصه و حال و هوايش به نابي آن فيلم نبود اما زباني سينمايي تر داشت و در آن رنگ و صدا حرف اول را مي زد. از «بچه هاي آسمان» به بعد تمامي فيلم هاي مجيدي پايه اصلي نامزدهاي رشته هاي مختلف جشنواره فجر بوده اند و هر زمان که مجيدي فيلم داشته، جوايز اصلي به او رسيده است.مجيد مجيدي در سال 79 فيلم پنجم اش «باران» را ساخت که به دليل پرداخت هاي اغراق آميز و احساسات گرايي بيش از حد، نتوانست به اندازه دو فيلم قبلي مورد توجه خاص و حتي عام قرار بگيرد. با اين وجود فيلم او باز هم در جشنواره فجر و حتي جشن خانه سينما اصلي ترين جوايز را از آن خود کرد.مجيدي پس از «باران» قصد کرد تا حال و هواي تازه يي را تجربه کند. او اين بار مي خواست از دنياي کودکان و نوجوانان بيرون بيايد و قصه تازه اش را در دنياي بزرگسالان آن هم با بازيگران حرفه يي و شناخته شده روايت کند. پس از نمايش «بيد مجنون» در جشنواره بيست و سوم، تعداد مخالفان فيلم از تعداد موافقان آن بيشتر بود اما باز هم اصلي ترين جوايز به مجيد مجيدي رسيد. مخالفان فيلم فضاي عرفان زده «بيد مجنون» و تاکيدهاي اغراق آميز کارگردان روي برخي اجزا را دليل ضعف فيلم دانستند و موافقان ورود مجيدي به فضايي جديد را عامل موفقيت فيلم عنوان کردند. «بيد مجنون» که پرويز پرستويي را هم به عنوان بازيگر داشت با توجه به تبليغات فراوان فيلم، فروش خوبي کرد تا ششمين فيلم مجيد مجيدي با اقبال عامه روبه رو شود.مجيدي با «آواز گنجشک ها» دوباره بازگشتي به دنياي مورد علاقه اش که پيشتر در فيلم هاي قبلي به آن پرداخته بود، داشته است. شايد مهم ترين نکته قوت «آواز گنجشک ها» بلوغ کارگردانش در به تصوير کشيدن صحنه هايي تاثيرگذار براي تماشاگر با بيشترين جزئيات باشد. اما مهم ترين اشکال فيلم مجيدي (که اين ايراد به خيلي ديگر از فيلم هاي کارگردانان حتي مطرح سينماي ايران هم وارد است) بي نيازي و حتي فرار از قصه گويي سرراست براي تماشاگر است. شايد مجيدي آنقدر در به تصوير کشيدن جزئيات فيلمش به تبحر رسيده که خود و فيلمش را بي نياز از کليت قصه گويي مي داند. «آواز گنجشک ها» پلان ها و سکانس هاي جانداري دارد اما قصه ندارد و داستانش تکه تکه است.«آواز گنجشک ها» سادگي و بي پيرايگي «بچه هاي آسمان» را ندارد. نماهاي ساده تبديل به هلي شات هايي شده که بيشتر به خودنمايي مي ماند. دو ماهي کوچک داخل حوض تبديل به صدها ماهي نيمه جان شده اند که زمين را فرش مي کنند. دوچرخه پدر «بچه هاي آسمان» تبديل به موتورسيکلت شده و شترمرغ و تخم شترمرغ جاي کتاني هاي پاره را گرفته است.مجيد مجيدي در پايان پنجمين دهه عمرش و در بدو ششمين دهه، فيلمسازي پرافتخار در داخل، خارج و البته بانفوذ و مورد اعتماد حاکميت است. هنوز هم حضور فيلمي از مجيدي در جشنواره فجر يک اتفاق مهم است و حتي با اينکه فيلم هاي او همخواني چنداني با جريان اصلي سينما و ذائقه مخاطب عام ندارد، اما نام مجيد مجيدي براي خيلي از مخاطبان عام کافي است تا آنها براي ديدن فيلم او ترغيب شوند. اما فقط خدا کند باز هم سادگي و صداقت «بچه هاي آسمان» در فيلم هاي آينده مجيدي تکرار شود.
__________________
رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛ فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»
سینمای ما - «بهرام رادان» ضمن اعلام تصميم جدي خود براي فعاليت در عرصه تهيه و توليد فيلمهاي متفاوتي در سينماي ايران، قرارداد بازي در پروژه «راه آبي ابريشم» به مدت 7 ماه را منعقد كرده است.درپي درج خبري مبني بر تهيهكنندگي «بهرام رادان»، «عليرضا باذل» مديربرنامههاي اين بازيگر اطلاعات تكميلي را در اين زمينه در اختيار خبرگزاري فارس قرار داد.وي گفت: «بهرام رادان» قصد دارد تا در كنار تجربههاي سينمايي خويش، در عرصه تهيه و توليد نيز زمينههاي متفاوتي را تجربه كند و با ارتباطات متفاوتي كه دارد، سعي خواهد كرد تا در توليد آثار متفاوتي در سينماي ايران نقش داشته باشد.وي درباره اولين پروژه سينمايي رادان در مقام تهيهكنندگي گفت: هنوز پروژه موردنظر انتخاب نشده و هيچكدام از نامهايي كه پس از درج خبر در فارس به صورت شايعه رواج پيداكرده (از جمله فيلمي به نام «رخ ديوانه»)، صحيح نبودهاند و اطلاعات صحيح و كامل، به محض انتخاب فيلمنامه و مشخص شدن پروژه موردنظر، در اختيار رسانهها قرار خواهد گرفت.وي همچنين درباره فعاليتهاي بازيگري «بهران رادان» گفت: پس از اخباري كه قبل از عقد قرارداد در رسانهها درج شده بود، قرارداد بازي «بهرام رادان» در «راه آبي ابريشم» فيلم جديد «محمد بزرگنيا»، قطعي شد و وي، پس از پايان پروژه «ترديد» به كارگرداني «واروژ كريممسيحي» در آذر ماه، بازي در «راه آبي ابريشم» را آغاز خواهد كرد و براساس برنامهريزي هفت ماه درگير بازي در اين پروژه خواهد بود.
__________________
یادداشت نویسنده سایت سینمای ما بر فیلم «آواز گنجشکها»؛ نقاشي قشنگ هانيه روي گچ پاي كريم آقا
سینمای ما - امیرحسین جلالی: «آواز گنجشكها» براي كسي كه تا به حال نتوانسته با فيلمهاي مجيد مجيدي به عنوان يكي از كارگردانهاي محترم و معتبر سينماي ايران ارتباط برقرار كند، مي تواند يك شروع خوب باشد. مشكل اصلي فيلمهاي مجيدي، همان ساده نگاه كردن به زندگي و درنظر نگرفتن پيچيدگيهاي گوناگون آن، در «آواز گنجشكها» هم به چشم مي خورد ولي تفاوتي كه آخرين فيلم مجيدي با مثلا «باران» و «رنگ خدا» كه فيلمهاي بدي نبودند و «بيد مجنون» كه فيلم بدي بود، ساكت و سربه زير بودن آن است. اينكه بدون ادعا و با تواضع حرفش را مي زند و به زور حركات اغراق آميزبازيگر و موسيقي و رنگ و زواياي دوربين و ديالوگهاي اشك آور خودش را بر سر بيننده هوار نمي كند. اينجا هم مي شود با دنياي ساده و كودكانه مجيدي موافق و همراه نبود ولي ديگر نمي شود حرف او را نشنيد و به صداقتش شك كرد.باز هم تاكيد مي كنم كه حساب كار از دستمان در نرود. مولفه اصلي سينماي مجيدي دودوتا چهارتا ديدن زندگي و ساده و خطي نشان دادن سياه و سفيد و تقدير و سرنوشت است. اين نگاهي كودكانه به زندگي است و اين صفت كودكانه اصلا متضمن توهين و تضعيف صاحب چنين نگاهي نيست كه به اعتقاد من حتي مي تواند شان او را بالا هم ببرد. ولي بايد قبول كرد اگر كودكان در صداقت و نگاه خطي به زندگي زبانزد هستند در بي ادعايي و پرهيز از ادا و اطوارهاي خاص و سعي در حقنه كردن مخاطبينشان هم چنينند. به همين دليل است كه از نظر من بهترين فيلم مجيدي تا پيش از «آواز گنجشكها» همان «بچه هاي آسمان» اش بود. اتفاقا دليل به دل ننشستن سه فيلم آخر كارگردان ما هم در همان خروج از دنياي بي ادعاي كودكان در عين اصرار بر نگاه ساده انگار كودكانه بود، به خصوص در «بيد مجنون» كه مثلا سعي در فيلم كردن آن رباعي منسوب به باباطاهر را داشت كه بي شك يكي از مزخرف ترين گزاره ها و تعاليم ادبيات ايراني است.اما در «آواز گنجشكها» از شلوغ بازي خبري نيست. يك كارگر ساده مزرعه پرورش شترمرغ(يا هر شغل ديگري) در جايي نزديك تهران(يا هرجاي ديگري) كارش را از دست مي دهد و براي جوركردن پول سمعك بچه اش و درآوردن خرجي زندگي دنبال كار مي گردد. اين يك داستان معمولي است كه در پرداخت با همان مولفه هاي آشناي مجيدي نيز عجين شده است. اينكه اگر پول حرام دربياوري همان شب(و نه مثلا فردا صبحش) چوباش را مي خوري و از اين حرفها. ولي اين فيلم چيزهايي دارد و چيزهايي ندارد كه باعث مي شود دوستش داشته باشيم.مهمترين خاصيت «آواز گنجشكها» تاكيدش بر طبيعت و نقش مادرانه آن در زندگي است. فكر نمي كنم مجيدي در هيچ فيلمي اينقدر لانگ شات و هلي شات گرفته باشد و اين همه آسمان و دشت و تك درخت و تپه نشان داده باشد. اينها يعني كنار كشيدن كارگردان از فيلم و واگذار كردن تماشاگر به خودش، كه بنشين و ببين و از فيلمبرداري تورج منصوري و موسيقي حسين عليزاده لذت ببر و تا دلت مي خواهد دشت و دمن و آسمان ببين و اگر دلت خواست و اصلا بالكل بي خيال داستان و پيام فيلم هم شدي مهم نيست. اينطوري مي شود كه آدم احساس سبكي و راحتي مي كند و به سادگي با سكانسهاي هنوز ساده انگارانه اي چون صحنه نماز خواندن كريم آقا جلوي در خانه آن خانواده پول دار نازنازي يا تعجب عجيب(اين هم ازآن تركيبهاست!) كريم از دروغ گفتن مسافر موبايل به دستي كه در تهران است ولي به طرفش مي گويد الان جلوي حرم امام رضا هستم، كنار مي آيد. چون خيالش راحت است كه اينها را مي شود صحنه هاي پاساژحساب كرد و اصلا جديشان نگرفت، اصلا مي شود كل داستان را جدي نگرفت. واقعا چه فرقي مي كند كه شترمرغ فراري پيدا شود و كريم آقا دوباره به مزرعه برگردد يا برود پيك موتوري آن فروشگاه بزرگ سه راه امين حضور بشود؟«آواز گنجشكها» درباره سادگي زندگي است و وقتي چنين فيلمي اينقدر ساده است بيننده باورش مي كند. فيلمي است درباره دل و قلوه دادن و گرفتن يك دخترك ناشنوا و يك پسر گل فروش در جاده بهشت زهرا. فيلمي درباره اينكه يك شترمرغ چطوري از دست چندتا آدم گردن كلفت فرار مي كند و همه شان را سركار مي گذارد. فيلمي درباره اينكه نگاه كردن آدمي كه دلش نيامده در آبي رنگ خانه اش را به كبري خانم بدهد و آن را پشتش گذاشته و دارد تند تند در يك دشت وسيع مي دود از آسمان چقدر بامزه است.و حالا اگر دلمان خواست و حالش را داشتيم مي توانيم به اينكه زندگي مجموعه همين چيزهاي كوچك و قشنگ و بامزه است و مي شود به همين راحتي از آن لذت برد و در آن غرق شد هم فكر كنيم.آخرهاي فيلم صحنه اي هست كه به نظرم آخر «آواز گنجشكها»ي مجيد مجيدي هم هست. آن جايي كه بچه ها دارند سر نقاشي كشيدن روي گچ پاي پدرشان دعوا مي كنند و كريم آقا جايي از گچ پايش را به دختر ناشنوايش هانيه اختصاص مي دهد و بعد نقاشي قشنگ هانيه روي گچ پا را مي بينيم كه عكسي مشابه از طبيعت در يك قاب تماشايي در آن ديزالو مي شود. اين صحنه در فيلمهاي مجيدي سريع مي تواند به معادلهايي چون سر برآوردن راحتي و زيبايي(نقاشي هانيه) از دل سختي و رنج(گچ پا كه نماد شكستگي و درد است) تعبير شود ولي اينجا خبري از معادل سازي و نمادپردازي نيست. اين جا فقط نقاشي هانيه با مداد شمعي روي گچ پا قشنگ است و بايد از آن لذت برد، هيچ خبر ديگري هم نيست.«آواز گنجشكها» گلچين مجيد مجيدي از تعدادي عكس و نما و قاب و موسيقي و آسمان و دشت و آدم ساده است كه خوب انتخاب شده اند و فيلم خوبي را به وجود آورده اند. اگر به همين راحتي مي شود يك فيلم خوب ساخت پس حتما به همين راحتي هم مي شود زندگي كرد.
__________________
گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ امیر قادری: کیمیایی شاناش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد
سینمای ما - احسان رحیمزاده: جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلم مستند " آقاي كيميايي " در دانشكده فني و مهندسي دانشگاه آزاد مشهد از سوي انجمن اسلامي اين دانشگاه ، با حضور جمعي ار دانشجويان و امير قادري كارگردان فيلم برگزار شد .سالن پر بود و هنگام نمایش فیلم بعضی از حضار در راهروها و روی پلههای سالن نشسته بودند.امير قادري درباره انگيزه هايش از ساخت اين مستند گفت: كيميايي شخصيتي است كه خودش بيشتر از فيلم هايش جذابيت دارد. در حقيقت تاثير گذاري او و جذابيت شخصيتش دو عاملي بود كه من را به ساختن اين مستند تشويق كرد . ضمن اين كه خودش هم هيچ منعي برايم در نظر نگرفت واجازه داد تا ته ماجرا بروم .وي در پاسخ یکی از حضار که فيلم " آقاي كيميايي " را آشفته خواند افزود : ما چهار ماه با هم زندگي كرديم . در اين مدت كلي تصوير گرفتيم و بر اساس آن ها فيلمنامه را نوشتيم . موقع مصاحبه نه خود من و نه كيميايي نمي دانست كه 30 ثانيه بعد چه سوالي قرار است مطرح شود . يعني از قبل فيلمنامه حساب شده اي نداشتيم و خيلي ايده ها در زمان تدوين به ذهنمان مي رسيد . پس از گرفتن فیلمها بود که نشستم و از سر نو فیلمنامه نوشتم.اين كارگردان در پاسخ به اين سوال كه چرا دو فيلم اخير كيميايي ( حكم و رييس ) به شدت آشفته اند پاسخ داد : چون خود كيميايي آشفته است و نمي داند چه حركتي بايد انجام دهد . ما مي توانيم خودمان را با يك جامعه اي كه هر لحظه در حال تغيير و تحول است هماهنگ كنيم . اما يك آدمي مثل كيميايي كه قبلا پايه هايش را يك جاي ديگر سفت كرده و شخصيتش شكل گرفته خيلي سخت است كه بخواهد خودش را هماهنگ كند . پاسخ به اين سوال مي تواند يك مبحث جامعه شناسي باشد .كارگردان مستند " آقاي كيميايي " در اين رابطه گفت : اين بخش احترام بر انگيز كارنامه كيميايي است كه با اين وجود باز هم فيلم مي سازد . يعني هنرمندي است كه نمي تواند كار نكند . من نمي توانم بپذيرم كه كارگرداني به خاطرفراهم نبودن شرايط 10 سال فيلم نسازد .قادري در پاسخ به سوالي درباره تاثير نقد منتقدان بر فيلم هاي كيميايي گفت : منتقدان و روشنفكران كيميايي را از راه به در كردند . او روشنفكر نبود و شآنش بالاتر بود . كسي بود كه مي توانست در ساحت اسطوره ها كار كند . اين شان خيلي بالاتر از عقل ابزاري مدرن است كه مي خواهد نقد اجتماعي را بگويد .اين منتقد سينمايي با بيان اين مطلب كه مهرجويي خودش را از حاشيه ها دور نگه داشت و روز به روز بهتر شد اظهار داشت : كيميايي در برخي مواقع دنباله روي چيزي كه بقيه مي خواستند شد . آنها او را در قالب يك روشنفكر مي خواستند و اين سليقه بقيه ، كيميايي را خيلي مستهلك كرد . در واقع در مواردی كيميايي قرباني اين سيستم شد .قادري افزود : كيميايي يك رمانتيك عاشق سينماست . اما خودش فكر مي كند ، بايد یک معترض روشنفکر باشد و برخي اطرافيانش هم همين را مي خواهند . در حالی که شان اولی به نظرم اجل بر دومی است. یک رمانتیک عاشق میتواند یک روشنفکر سیاسی هم باشد. وي درباره كيفيت حضور كيميايي در اين فيلم گفت : او من را محرم خودش دانست و در اين فيلم حرف هايي زد كه در شرايط عادي نمي زد . كيميايي در فيلم من به اين نكته اشاره كرده كه برخي از فيلم هايش را دوست ندارد و اشتباه هم زياد كرده است . نيت ما اين نبود كه او را محكوم كنيم اما او فضا را محرم و امن و خصوصي ديد و اين حرف ها را زد .در حاشيه* امير قادري گفت : كيميايي وقتي موسيقي فيلم را شنيد ، اولش ترسيد . ما از سبکهای مختلف موسیقی استفاده کردیم که کیمیایی شاید علاقه چندانی به این نوع موسیقی این سالها نداشته باشد. * يكي از دانشجويان بعد از اين كه از فيلم قادري انتقاد كرد ، از او عذر خواهي كرد . قادري گفت : اشكالي ندارد . ما خودمان صد تا بدتراز اينش را براي فيلمسازان ديگر مي گوييم .*حاضران در این جلسه از امیر قادری خواستند درباره موارد دیگر و برخی اتفاقهای روز صحبت کند. از دعوت ابراهیم حاتمیکیا گرفته تا جواد خیابانی و افشین قطبی.
__________________
میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!
 سینمای ما - در دهه اخير که مجموعه هاي مناسبتي يکي از پرمخاطب ترين توليدات سيما محسوب مي شود، هر ساله با نگاه هاي تازه يي به اين مقوله مواجه مي شويم. اما امسال خصيصه مجموعه هاي تلويزيوني به بهانه ماه رمضان سردرگمي مخاطب در برقراري ارتباط با آنها بود که در اين ميان مجموعه «مثل هيچ کس» که روي آنتن شبکه دوم سيما مي رفت يک استثنا محسوب مي شود. مثل هيچ کس با برنامه ريزي نوشته شد، به موقع کليد خورد و تصويربرداري آن قبل از ماه رمضان به پايان رسيد. به همين دليل هيچ نشاني از شتابزدگي در آن نبود. بي مناسبت نيست تا قبل از اينکه به بررسي و گفت وگو پيرامون اين مجموعه بپردازيم، به اين نکته هم اشاره کنيم که امسال مخاطبان مجموعه هاي ويژه رمضان، برنامه زندگي شان را مثل سال هاي گذشته با آن تنظيم نمي کردند و اگر از ديدن قسمتي هم غافل مي شدند، خيلي غبطه نمي خوردند و اين مي تواند زنگ خطري باشد تا سازمان در آينده با برنامه ريزي بهتر و انتخاب هاي مناسب تر و از سوي ديگر برنامه سازان هم با کارهايي قابل قبول تر به اين مقوله بپردازند. زماني که از ساخت مجموعه نه چندان مناسبتي «داداشي» در گروه فيلم و سريال شبکه دوم سيما آگاه شديم، حضور تهيه کننده خوش سابقه يي چون «محمدعلي اسلامي»، نويسنده کاربلدي چون «علي اکبر محلوجيان»، کارگردان معتبري چون «عبدالحسين برزيده» و بازيگر توانايي چون «حسين ياري» در نقش داداشي در کنار عوامل خوب ديگر اين نويد را مي داد که به انتظار ديدن مجموعه خوبي باشيم و گرچه امسال رقابت قابل ملاحظه يي بين سريال هاي ماه رمضان ديده نشد، اما استقبال مخاطبان از اين سريال بيانگر آن است که اشتباه نمي کرديم. يکي از ويژگي هايي که در اين مجموعه مرا نيز کنجکاو کرده بود تا از آن غافل نباشم حضور «عبدالحسين برزيده» به عنوان کارگردان اين پروژه بود که با ژانر تخصصي او فاصله زيادي داشت. گرچه به رغم اينکه دو ژانر «دفاع مقدس» و «ملودرام»هاي اجتماعي که رنگ و بوي سنتي هم دارد به نظر کاملاً متمايز مي آيند اما در يک مورد اساسي و مهم با هم مشترکند و آن اينکه نسل امروز با هر دو ژانر فاصله گرفته اند و پرداختن صحيح به آن، که بتواند راه آشتي ميان اين نسل سرکش و تنوع طلب و آن تاريخ و فرهنگ را هموار کند، وظيفه خطير و پرمسووليتي است. کنجکاوي ديگر من نويسنده اين مجموعه «علي اکبر محلوجيان» بود. محلوجيان يکي از نويسندگان بزرگي است که بسيار ملموس فرهنگ، آيين و رسوم ايراني را مي شناسد، اصول فيلمنامه نويسي را بلد است، فراز و فرودهاي يک قصه پرکشش را مي داند و به خوبي مي تواند نبض مخاطب را در دست بگيرد و تنها موردي که مي توان از آن انتقاد کرد پايان بعضي از قصه هاي اوست که قانع کننده نيست. براي مثال در مجموعه «پدرسالار» به نظر مي رسد سکانس پاياني جا مانده؛ سکانسي که بيانگر اين باشد که نه سفره بلندبالا، نه حضور فيزيکي همه اعضاي خانواده و نه کليد خانه هايي که در دست ها برق مي زند هيچ يک پايان اين قصه نيست و همه حرمت ها و خوشبختي ها، يکدلي ها و يکرنگي ها با آن خانه قديمي فروخته شده است يا در قصه ديگر محلوجيان يعني «زيرتيغ»، دوباره اين کاستي حس مي شد و باز هم به دنبال يک سکانس پاياني بوديم تا نشان دهد اين دو دست که يکديگر را به سختي مي فشارند، نمي توانند ذره يي از فشاري که روي قلب ها است، بکاهند. اما مثل هيچ کس دين اين دو را هم ادا کرد و با پايان استادانه خود بار کاستي دو سريال يادشده را نيز به دوش کشيد. نماز جماعت خانواده يي که مي دانند در اين دلشکستگي ها فقط مي توان به خدا پناه برد تا شايد پل هاي خراب شده پشت سر را دوباره از نو بسازد و جمله بسيار زيبايي که در ديالوگ هاي پاياني از زبان عموعلي (پرويز پورحسيني) مي شنويم؛«مي توانست از اين هم بدتر شود و خداوند هميشه جاي شکرش را باقي مي گذارد.»---اواسط ماه رمضان، اواخر شهريورماه براي هماهنگي يک ميزگرد با محمدعلي اسلامي تهيه کننده مثل هيچ کس تماس گرفتم، پذيرفتند به شرط اينکه پس از اتمام سريال باشد. نگران بودم قصه به گونه يي تمام شود که براي گفت وگو دلسرد شوم، اما اين طور نشد و پايان هنرمندانه و استقبال مردم از سريال موجب شد گپ دوستانه يي داشته باشيم؛ گفت وگويي با «محمدعلي اسلامي» تهيه کننده، «علي اکبر محلوجيان» نويسنده و «عبدالحسين برزيده» کارگردان سريال مثال هيچ کس.----اولين موردي که خيلي هم حائز اهميت نيست اما از آن زياد گفته شده، عنوان اين مجموعه و تغيير آن است که بهانه يي است تا من هم به نکته يي اشاره کنم. به نظر شما در يک ملودرام که دستمايه و رنگ و بوي سنتي دارد، همه چيز، حتي عنوان هم نبايد از همين جنس باشد. مثل «پدرسالار»، «زيرتيغ»، «رسم عاشقي» يا حتي «دادادشي». آيا ترکيب «مثل هيچ کس» که عنوان يک شعر نو است مدرن تر از آن نيست که تناسبي با اين قصه داشته باشد. مصداق کلام من همين است که مخاطبان سريال را با نام «داداشي» مي شناسند.اسلامي؛ من هم همين عقيده را دارم و عنوان داداشي را مناسب مي دانستم اما نظر بر اين بود که عنوان تغيير کند و با توجه به فرصت اندکي که داشتيم، ليستي ارائه شد که در اين بين «مثل هيچ کس» بامعناتر بود و با فضاي کار مناسب تر مي نمود.-سوژه هايي که بتواند گوشه يي از فرهنگ و سنت ما را به تصوير بکشد بسيار قابل تامل است اما به شرط آنکه خوب پرداخته شود. سنت هايي که ديگر از آنها فقط چند لاله قديمي، آينه نقره يا احياناً يک جو مردانگي و انگاره باقي مانده که در حال حاضر به عنوان عتيقه زينت زندگي هاي لوکس شده است. نظر شما چيست؟اسلامي؛ من براي فرهنگ و سنت هاي اصيل احترام خاصي قائلم و معتقدم با همين پشتوانه هاي فرهنگي و سنت هاي شايسته قادر به رشد و تکامل هستيم و سعي مي کنم باز هم در همين فضاها کار کنم. تلاش من اين است که حق مطلب را به طور شايسته يي به جا آورم، هر چند در شرايطي هستيم که به تعبير شما اين سنت ها کمرنگ شده است.-چرا زماني که مي خواهيم يک زندگي سنتي را نشان دهيم بيشتر از فضاي شب استفاده مي کنيم و معمولاً تصويرها شارپ نيست. اين را از آن جهت مي پرسم که خيلي از مخاطبان با رنگ و روي تصويرها مشکل داشتند و عقيده شان اين بود که لزومي ندارد براي نشان دادن «قدمت ها» از «کهنگي» وام گرفت.اسلامي؛ اين سوال را آقاي برزيده جواب خواهند داد. اما مختصراً خدمت شما و مردم عرض مي کنم هيچ گونه تغييري در نورپردازي يا ايجاد کهنگي در تصاوير صورت نگرفته و تنها براي زيباتر شدن رنگ ها از فيلتر مخصوص استفاده شده که فکر مي کنم به مراتب تصاوير را زيباتر کرده است.برزيده؛ در حقيقت ما پيرو صحبتي که با طراح صحنه خانم «گلزار» داشتيم به اين نتيجه رسيديم که با توجه به اينکه ويدئورنگ ها را چند برابر شارپ تر و حتي غيرطبيعي نشان مي دهد از رنگ هايي که اين مشکل را کمتر ايجاد مي کنند، استفاده کنيم. حتي در انتخاب رنگ هاي لباس، گريم، دکور، صحنه و رنگ زمينه لوکيشن. اين ممکن است که بيننده به رنگ هاي شارپ به خصوص در تلويزيون که متريالش ويدئو است عادت کرده است اما فکر مي کنم با توجه به برآيندش همين موجب شده بود فضاي ما واقعي تر باشد.البته مي پذيرم بعضي از صحنه هاي شب ها تاريک تر از حد معمول بود. اين را هم اضافه کنم که ما فکر مي کرديم تصاوير در پخش چند پرده روشن تر مي شود ولي از آنجا که اين بار شرايط استانداردي داشت، دقيقاً به همان صورت پخش مي شد.-اصولاً از دو منظر مي توان کار يک کارگردان را محک زد. يکي از نظر تکنيکي، اينکه ميزانسن، دکوپاژ، کات ها و شات ها به چه گونه است که خيلي تخصصي است و ديگر اينکه تصوير و شخصيت ها تا چه اندازه به متن وفادار و با نگاه نويسنده همراه بوده است؛ همراهي که مي تواند موجب خوش ساختي يک اثر شود. در «مثل هيچ کس» تا چه اندازه اين رابطه متقابل وجود داشت؟برزيده؛ فيلمنامه نوع برخورد کارگردان با کار را مشخص مي کند. از جنس بازي بازيگر گرفته تا نوع فيلمبرداري و... به نظر من هرچه ذهنيت کارگردان و نويسنده به هم نزديک تر باشد، نتيجه بهتري حاصل مي شود. من اين شانس را نداشتم که حتي موقعيتي پيش بيايد تا يک بار با آقاي محلوجيان در رابطه با فيلمنامه صحبت کنم اما آقاي اسلامي که کاملاً در جريان فيلمنامه بودند به من کمک مي کردند و اگر حذف يا تعديلي در نظر گرفته مي شد از طريق ايشان از آقاي محلوجيان اجازه مي گرفتيم.محلوجيان؛ همان طور که گفته شد متاسفانه در زمان فيلمبرداري شرايط طوري بود که نتوانستم در خدمت آقاي برزيده باشم ولي از آنجا که با آقاي اسلامي نزديکي فکري زيادي داشتم مطمئن بودم اگر نکته مبهمي در کار باشد آقاي اسلامي مي تواند برطرف کند.-يک سکانس مشترک در «پدرسالار» و «مثل هيچ کس» وجود دارد که بچه ها پشت در بخش آي سي يو بيمارستان نگران ايستاده اند. اين سکانس در پدرسالار بسيار تاثيرگذار و در مثل هيچ کس کمرنگ و زودگذر است. از آنجا که نويسنده هر دو سکانس يکي است، قاعدتاً بايد دليل باورپذير نبودن اين سکانس و اصولاً سکانس هاي عاطفي «مثل هيچ کس» را از آقاي برزيده بپرسيم. من پرسشم را اين طور مطرح مي کنم که به نظر مي رسد صحنه هايي که بار عاطفي زيادي دارند خيلي پراحساس درنيامده است؛ حتي برخورد خانواده با مرگ بي بي.برزيده؛ صحبت شما عجيب است چرا که من همه بازخوردهايي که داشتم دقيقاً عکس اين بود و عقيده داشتند خيلي تحت تاثير لحظات عاطفي کار قرار گرفته اند. به نظر خود من هم صحنه هاي حسي و عاطفي خيلي خوب از کار درآمده و اين نه تنها مرهون من يا آقاي محلوجيان بلکه به بازي خوب بازيگران و ديگر عواملي که صحنه را خلق کردند نيز برمي گردد. مثلاً در صحنه مرگ بي بي فکر مي کردم يک پسري مثل داداشي که تا اين اندازه به مادرش علاقه مند است و او را سنگ صبور، پشتوانه و جانشين پدر مي داند، چطور بايد برخورد کند و با آن حرکتي که دوربين دور آقاي ياري داشت و چرخي که او دور خودش و درخت بيدي که يادآور بي بي بود، مي زد، توانستيم تمام احساس، آشفتگي، نگراني و غم او را نشان دهيم.-اما عکس العمل بقيه خانواده در رابطه با مرگ بي بي خيلي گذرا بود.يکي از مشکلات اجرايي که در حقيقت حسن کار بود، اينکه طبق خصوصيات، اين نوع خانواده هاي سنتي پرجمعيت بودند و مجالي براي پرداختن به همه آنها نبود.-درباره بازي بازيگران چه نظري داريد،به نظر شما انتخاب ها مناسب بود؟برزيده؛ خيلي راضي بودم. هم ارتباط خوبي با هم داشتيم و هم بازي ها خوب بود و حتي گاهي در اضافه شدن و خلق صحنه ها به من کمک مي کردند.-اجازه مي دهيد با شما مخالفت کنم. به نظر من بازي هنرمندان مرد مثل هيچ کس بسيار عالي بود و انتخاب ها خيلي حساب شده و دقيق، اما در مورد بازيگران زن به جز خانم «نفيسه روشن» و «مرضيه لشکري» بقيه از جنس اين کار نبودند. مثلاً با همه احترامي که براي خانم پروانه معصومي قائل هستم و به ايشان تعصب دارم اما پروانه معصومي ستاره فيلم «رگبار» است. با درخششي از قبل از انقلاب تا حالا. چهره، فيزيک، طرز بيان، لحن صدا و حتي حرکات او هيچ سنخيتي با «بي بي» ندارد. حتي زمينه ذهني ما هم از او «بي بي» نيست و اين در مورد «آتنه فقيه نصيري» هم صدق مي کند. فکر مي کنم بازيگران مرد «مثل هيچ کس» مجبور بودند براي باورپذير شدن صحنه ها انرژي زيادي صرف کنند. به همين دليل صحنه هاي «مردانه» بسيار قوي تر بود. مثلاً خود من به شخصه اصلاً با عشق داداشي و نرگس ارتباط برقرار نکردم. شايد هم شخصيت پردازي اين مجموعه در مورد خانم ها کمرنگ بوده و اين مي تواند از آنجا نشات بگيرد که شما يک کارگردان ژانر جنگي هستيد، با شخصيت پردازي آقايان بيشتر مانوسيد و به خانم ها کمتر مي پردازيد.برزيده؛ (مي خندد) اصلاً اين طور نيست. اولاً من شش تا خواهر دارم. همسرم و دو دختري که دارم موجب شده روحيات خانم ها را خيلي خوب بشناسم و از نظر تخصصي هم تفاوت چنداني بين بازي گرفتن از يک بازيگر مرد و يک بازيگر زن نمي بينم. من خودم بازي خانم پروانه معصومي را در مثل هيچ کس خيلي دوست دارم. چرا شما فکر مي کنيد شخصيت بي بي قرار بوده يک شخصيت بي کلاس باشد. اتفاقاً ما مي خواستيم بي بي يک زن متشخص و باپرستيژ باشد و من خيلي دوست داشتم به خلوت بي بي و داداشي بيشتر مي پرداختم.-اگر مي خواستيد دوباره «مثل هيچ کس» را از اول شروع کنيد چه تغييراتي در آن مي داديد؟اسلامي؛ از کار بسيار راضي هستم اما شايد در پرداختن به شخصيت داداشي، بي بي و نرگس تغييراتي ايجاد مي کردم.-شما چطور آقاي برزيده؟فکر مي کنم به رابطه بي بي و دادشي بيشتر مي پرداختم، البته به کمک نويسنده داستان چرا که فکر مي کنم رابطه بين بي بي و داداشي رابطه خاص و ويژه يي بود که مي توانست جذاب تر و دوست داشتني تر باشد.-و شما آقاي محلوجليان؟اول از همه يک بار ديگر از باي «بسم» تا تاي «تمت» فيلمنامه را از نو مي نوشتم. «داداشي» را کمي زميني تر مي کردم. ديالوگ ها را صيقل مي دادم. يک صيقل کشي درست و حسابي به سر تا پاي تمام شخصيت ها کمک مي کرد تا آدم ها تراش بهتري بخورند.-در سريال مثل هيچ کس، بيشتر از اينکه روابط خانوادگي و پرداختن به آن توجهم را جلب کند، رابطه بين کسبه، حمايت ها، پشت پا زدن ها و... برايم جالب بود و به نظرم يکي از نقاط قوت و تازه فيلمنامه است.محلوجيان؛ بخشي از طرح و توطئه هاي داستان در محيط کار برادرها شکل مي گرفت. بنابراين بايد به شکلي ملموس به آن پرداخته مي شد. ماجراي «تريکوبافي» و «سيداسماعيل» جزيي از خاطرات دوران نوجواني من بود. فکر کردم بستر مناسبي براي کار است؛ در بازار داغ رقابتي که فکر مي کنم هنوز هم وجود دارد و در پاساژها شاهد آن هستيم.-اين تجربه جديد چطور بود؟ باز هم سراغ اين ژانر مي رويد چرا که کارگردان هايي نظير شما اگر تغيير ژانر دهند معمولاً کمدي است، که اين هم مي تواند يک نوع واکنش باشد به اينکه بعضي ها قدر سينماي دفاع مقدس و کساني را که در اين زمينه کار کرده اند ندانسته اند.برزيده؛ به نظر من اين شخصيت ها در مثل هيچ کس خيلي از جنس آدم هاي جنگ بودند. به خصوص شرايط روحي، رواني شان و اعتقادات و مناسبات شان و مهم تر اينکه هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که آن را قبول داشته باشيم جاي ما همان جاست و اين مي تواند در هر ژانري قرار بگيرد.-بازي خوب پرويز پورحسيني يا اصغر همت و حسين ياري جاي ترديد نداشته و ندارد، اما جواد عزتي، حميد ابراهيمي، رامين راستاد و عباس اميري هم در اين سريال فوق العاده بودند. در موردشان صحبت مي کنيد؟ همچنين بازي خوب نفيسه روشن و خانم لشکري که شخصيت عمه خانم را بازي مي کرد و برخلاف نقش کوتاهش بسيار خوب ظاهر شدند.اسلامي؛ در سريال زير تيغ متوجه توانايي هاي «رامين راستاد» شدم به همين دليل هنگام نگارش متن «مثل هيچ کس» انتخاب اول و آخرم براي نقش «کاظم» رامين راستاد بود. «حميد ابراهيمي» را در «صاحبدلان» و «فرزند خاک» ديدم، خيلي خوب بود و در «مثل هيچ کس» عالي ظاهر شد. بازي «عباس اميري» را دوست دارم، هميشه منتظر فرصتي بودم براي دعوت از ايشان که خوشبختانه انجام گرفت. «نفيسه روشن» هر چند بازيگر جواني است اما بااستعداد است. ابتدا ايشان را براي نقش ديگري دعوت کرديم اما بعد از مدتي نظر آقاي برزيده بر اين شد که وي نقش اشرف را بازي کند، خانم روشن ابتدا ترديد داشت، اما خوش درخشيد.خانم «مرضيه لشکري» که در مثل هيچ کس نقش عمه خانم را داشتند، بازيگري تحصيلکرده و با دانش در عرصه تئاتر و سينما هستند و هر چند کم کارند اما بسيار توانا و خوب ظاهر شدند و در ادامه اينکه حضور خانم پروانه معصومي بسيار ارزنده و قابل تقدير بود و همچنين از خانم آتنه فقيه نصيري براي بازي زيبايشان تشکر مي کنم.-يقيناً همين طور است اما قبلاً هم به اين اشاره کردم که با تمام احترامي که براي بازي خانم معصومي قائل هستم، فيزيک، لحن صدا و نوع اداي کلام ايشان با شخصيت بي بي هم جنس نبود و اين خصوصيات در مورد خانم فقيه نصيري هم صدق مي کند اما شايد به قول شما بايد به شخصيت بي بي و نرگس بيشتر پرداخته مي شد تا باورپذيرتر مي نمود و نظر من مغايرتي با توانايي هاي اين دو هنرمند ارزنده ندارد. و کلام آخر، بدون هيچ پرسشي.اسلامي؛ با تئاتر «آيينه خيال» در کنار دوست عزيزم «داوود ميرباقري» شروع کردم، هر چند در آن روز فکر نمي کردم راهي طولاني در پيش دارم. سپس به تئاتر «اسکندرشاه مغلوب»، «گلدان ها و آفتاب» و... رسيدم. از سريال «حکايت مسافر گمنام» عبور کردم تا به سريال هاي «رعنا»، «بي بي يون»، «زير تيغ» و امروز «مثل هيچ کس» رسيدم. بسيار شيرين و گوارا بود سال هاي همکاري در کنار دوست بسيار عزيزم «داوود ميرباقري» و مرحوم «حسين پناهي» که يادش گرامي باد. همچنين سلام و سپاس به معلم بزرگوارم آقاي «سيف الله داد» که بسيار از او آموختم.-و شما آقاي برزيده؟هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که به آن اعتقاد داشته باشيم جاي ما و ژانر ما همان جا است. اينکه بتوانيم در ارزش ها عامل باشيم نه اينکه صرفاً شعار بدهيم. همه چيزهايي که در جنگ هست در زندگي هم هست به خصوص در اين نوع زندگي ها يعني زندگي سنتي. سينما، سينما است. اگر ما ياد گرفتيم که فيلم بسازيم و احياناً در دانشگاه درس آن را خوانديم يا آن را تجربه کرديم، اين بلد بودن ها اساساً جنگي يا غيرجنگي و متعلق به ژانر خاصي نبوده است. من از «مثل هيچ کس» خيلي لذت بردم؛ به خصوص از وقتي متوجه شدم جمعيتي از مردم به اين ژانر علاقه مند هستند، درست برخلاف نظر بعضي از مسوولان فرهنگي ما که فکر مي کردند زمان پرداختن به اين نوع کارها سپري شده است.به رغم اينکه خود من با کارهاي طنز موافقم و عقيده دارم لازم است خستگي را از تن ما بيرون کند اما اميدوارم شرايط مشابهي هم براي پرداختن به موضوعات ديگر وجود داشته باشد.محلوجيان؛ نکته يي که در بحث ها به آن پرداخته شده و از نظري جان مايه داستان هم بود، بحث «وسوسه» و قدرت اين خصلت انساني است که مثل تيزاب روح انسان را مي خورد و باعث تغييراتي دروني مي شود و جنبه ابليسي انسان را رو مي کند و هميشه «الخناس» هايي هستند که از روي غرض و مرض، حتي بدون آن، ديگران را وسوسه مي کنند؛ خصلتي باستاني که مثل عشق و کينه و نفرت قدرتمند و کارساز است. با اميد به اينکه انسان ها بتوانند خود را از «الخناس» ها دور نگه دارند. اين کلام آخر من بود.
__________________
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 12:8 توسط نويد
Appaloosa نویسنده : Ed Harrisکارگردان : Robert Knott , Ed Harris بازیگران :
Jeremy Irons ... Randall Bragg
Ed Harris ... Virgil Cole
Viggo Mortensen ... Everett Hitch
James Gammon ... Earl May سال : 2008 مدت : 114 دقیقه
ژانر : اکشن / وسترن درجه سنی : R
خلاصه فیلم:ویرجیل و اورت دو مرد پایبند به قانون هستند که مجرمان را از سر راه بر می دارند و در مقابل مبلغی هم دریافت می کنند . آنها در ادامه راهشان وارد شهر کوچکی به نام آپالوسا می شوند و متوجه می شوند که این شهر توسط یک چوپان گرفته شده است و کلانتر شهر نیز کشته شده است بنابراین این دو آماده رویارویی با این چوپان ظالم می شوند اما در بین راه آنها یا یک زن جذاب به نام آلیسون آشنا می شوند و......... ( وسترن تنها ژانری هست که آمریکاییها می توانند ادعا کنند خالقش هستند )وسترن ژانری هست که در چند دهه ی قبل در آمریکا از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار بود و تقریبا نیمی از فیلم آن زمان را تشکیل می داد ! دورانی که کسانی مانند " جان وین " در فیلمهای وسترن فرمانروایی می کردند و البته بعد از " وین " نوبت " کلینت ایستوود " بود که این ژانر را سرپا نگه دارد ! اما به تدریج ساخت فیلمهای وسترن کم شد و در این دهه ای که در آن هستیم شاید فیلمهای مطرح ژانر وسترن به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد ! ." اد هریس " بعد از ساخت اولین فیلمش در سال 2000 به نام " پولاک " که درباره ی زندگی نقاش آمریکایی بود و خود " هریس " نیز توانسته بود برای ایفای نقش پولاک کاندید اسکار شود , این بار و در دومین کارگردانی اش تصمیم گرفته است به سراغ ژانری برود که کم کم دارد فراموش می شود ! فیلمی که " هریس " آن را ساخته کمی با آنچه که ما از وسترن سراغ داریم متفاوت است ! معمولا فیلمهای وسترن اکشن و هیجانی می شوند اما در این فیلم دو کاراکتر اصلی فیلم بیشتر زمان خودشان را صرف صحبت درباره ی احساسات خودشان می کنند ! هر چند صحنه های اکشن فیلم ناب و دیدنی هستند اما تعداد آنها در مقایسه با فیلمهای وسترن نظیر " 3:10 دقیقه به یوما " کمتر است .
مثلث عشقی نیز که بین ویرجیل و اورت و آلیسون شکل می گیرد نیز در نوع خود جذاب هست اما این رابطه به قدری کش دار است که فیلم را از مسیر اصلی خودش که همان اکشن هست دور می کند و این برای یک طرفدار دو آتشه وسترن !! کمی خسته کننده است . اما همانطور که گفتم صحنه های اکشن کمی هم که در فیلم وجود دارد دیدنی است .
" هریس " و " مورتنسن " ( همان آراگون خودمون ) بعد از " تاریخچه خشونت " این بار نیز بازیهایشان دیدنی هست همچنین " جرمی آیرون " نیز در نقش منفی بازی بسیار خوبی ارائه داده است و بالاخره " رنه زلوگر " که گرچه بازی وی از جنس بازی های درخشان وی در فیلمهای نظیر " کوهستان سرد " نیست اما با این حال قابل قبول است . وسترن ژانری است که به نظر می رسد هالیوود قصد احیای آن را دارد و امیدوارم در آینده فیلمهای وسترن بیشتری در هالیوود ساخته شود .
The Duchess
بازیگران :
Keira Knightley ... Georgiana, The Duchess of Devonshire
Ralph Fiennes ... Duke of Devonshire
Charlotte Rampling ... Lady Spencer
Dominic Cooper ... Charles Grey
سال : 2008 مدت : 110 دقیقه ژانر : درام درجه سنی : PG-13
محوریت فیلم : / ساخته شده براساس کتاب / تاریخی /
خلاصه فیلم:
جورجینا در سن 18 سالگی بسیار هیجان زده است زیرا قرار است با ویلیام کاوندیش که یک دوک هست ازدواج کند کسی از قدرتمند ترین افراد انگلستان است . اما روابط این دو بعد از ازدواج کم رنگ تر می شود زیرا دوک به دختری به نام بس فاستر علاقه مند شده است که دوست جورجیا است و قصد دارد با وی بماند و جورجیا نیز به چارلز گری علاقه مند شده است ,فردی که قصد دارد تا به نخست وزیری برسد و....
( زنی که فکر می کرد همه چیز قابل تغییر است !)
" دوشس " ( یا همان بانوی دوک ) براساس کتابی که نوشته خانم Amanda Foremanبه نام " جورجیا , بانوی دوونشایر " است ساخته شده است .البته چون این فیلم به نوعی بیوگرافی است پس بهتر است یک بیوگرافی مختصر از این خانم داشته باشم .
جورجیا در قرن 18 و در زمانی که یک نوجوانی بیش نبود با کلی ذوق و شوق با دوک ازدواج کرد اما بعد از مدتی ماندن در قصر متوجه شده که دوک اصلا علاقه ای به وی ندارد و ترجیح می دهد وقتش را دختر دیگری سپری کند و البته به این دلیل که جورجیا نوجوانی خام بود و تجربه سلطنتی خاصی هم نداشت اشتباهات ویرانگری انجام داد که یکی از آنها رابطه با چارلز بود و البته اشتباه بزرگتر این که قصد داشت با جناب دوک نیز در بیفتد ! . اما کلا بیشتر کسانی که جورجیا را می شناسند نه به این دلیل بلکه به دلیل اینکه معروف به پادشاه مد بود و لباسهای مختلف می پوشید و همچنین تلاشی که برای بدست آوردن حقوق زنان کرد می شناسند .

اما این فیلم زیاد به این چیزها کاری ندارد و بیشتر در پی نشان دادن روابط است که البته همانطور که از کارگردانهای انگلیسی انتظار می رود این کار را به خوبی انجام داده اند . " نایتلی " در نقش جورجیا گرچه فوق العاده نیست اما قابل قبول است , کلا بازی گرفتن از " نایتلی " در فیلمهای تاریخی همیشه جواب می دهد ! " کوپر " نیز در نقش چارلز خوش می درخشد و بالاخره " رالف فینس " نیز در نقش سرد و بی روح دوک بازی درخشانی ارائه داده است .
روابط افراد مهم در انگلستان یکی از سوژه های همیشگی فیلمسازان بوده است , افرادی که از دور افراد خردمندی به نظر می رسند اما حقیقت امر این است که انگلستان کمتر در تاریخ خودش افراد مهم باهوش داشت ! کسی که بتواند تصمیم هایی که درشان یک مقام مهم هست بگیرد که آخریش هم مربوط می شود به پسر ملکه انگلستان ( اگه اشتباه نکرده باشم ) که قصد داشت با یکی از این افراد " پاریس هیلتون , بریتنی اسپیرز " ازدواج کند تا این ها هم به دربار راه پیدا کنند !!!

چشم عقاب : Eagle Eye
بازیگران :
Shia LaBeouf ... Jerry Shaw
Michelle Monaghan ... Rachel Holloman Rosario Dawson ... Zoe Perez Michael Chiklis ... Defense Secretary Callister
سال : 2008 مدت : 118 دقیقه ژانر : اکشن درجه سنی : PG-13
محوریت فیلم :/ FBI / ترور /
خلاصه فیلم:
جری و ریچل دو غریبه هستند که بعد از یک تلفن مشکوک و تهدید آمیز از طرف یک زن ناشناس که خود آنها و خانواده ی آنها را تهدید می کند مجبور می شوند با یکدیگر آشنا شوند . وی جری و ریچل را در موقعیت های خطرناکی قرار می دهد که این دو را تبدیل موجودات خطرناک از منظر مردم می کند و.............
( من تو رو در هر جایی که باشی می بینم !)
" چشم عقاب " از آن فیلمهایی بود که همه سینما دوستان دوست داشتن اکران شود تا همه ماحصل تبلیغات زیادی که برای این فیلم شده بود را ببیند . " چشم عقاب " شاید در نگاه اول شبیه فیلم " باجه تلفن " باشد اما دارای ضعف هایی هست که نمی شود به سادگی از کنار آن گذشت .
یکی از مشکلاتی که در فیلم وجود دارد , وجود بحثهای سیاسی در فیلم هست . معمولا یک فیلم در ژانر تریلر باید از ابتدا بیننده را تا پایان فیلم کنجکاو نگه دارد تا آخر فیلم گره های فیلم باز شود اما قاطی کردن سیاست و تریلر کاری هست که ضربه زیادی به پیکره ی فیلم وارد کرده است .
دادن این شعار قدیمی که اختیار زیاد دادن به کامپیوتر ها باعث پیامدهای خطرناکی خواهد شد بحثی قدیمی هست که تقریبا همه آن را درک کرده اند و در فیلمهایی نظیر " من , روبات " و " 2001 : اودیسه فضایی " به خوبی به این مقوله پرداخته شده بود اما در چشم عقاب این پیام بیشتر از اینکه برای بشریت باشد , سیاسی هست ! که از همان سکانس اولیه فیلم مشخص هست .
یکی دیگر از مشکلات فیلم شخصیت های فیلم هستند , جری و ریچل بسیار گیج و در بعضی صحنه ها حتی کودن می شوند ! . در بعضی صحنه ها که بیننده قشنگ می داند در صحنه چه خبر هست , این دو همش سوال می کنند و .. خلاصه کاری می کنند که بیننده را عصبی کنند ! .
" شیا لبوف " در این فیلم در نقش جری با اینکه در نگاه بیننده یک موجود عجیب و غریب هست اما می توان گفت کار خود را به خوبی انجام داده است و اون انرژی که در فیلمهای " ترانسفورمرز " و " اندیانا جونز 4 : از وی دیده بودیم در این فیلم نیز وجو دارد . " میشل موناگان " نیز بازی قابل قبولی از خود ارائه داده است و می توان زوج وی و " لبوف " را در این فیلم مثبت دانست هرچند فیلمنامه این پتانسیل را می توانست بهتر به نمایش بگذارد .
در کل حرف کلی فیلم این هست که ای مردم !! دولت دارد تو کار ما فضولی می کند و حقوق شهروندی و.... !! . به نظرم اگه این حرفهای بی مزه را از فیلم حذف می کردند " چشم عقاب " این پتانسیل رو داشت که به فیلم بهتری تبدیل شود .
در کل اگه نخواهید به اتفاقات فیلم عکس العمل نشان بدهید مثل اینکه این زنه اصلا از کجا داره می بینه یا چرا هرچی می گه این آدمها انجام می دن یا اصلا چرا گیر داده به اینا !! " چشم عقاب " شاید بتواند حتی یک تریلر جذاب هم باشد اما به شرطی که به اتفاقات فیلم توجه نکنید .

مجموعه دروغ ها : Body of Lies
بازیگران :
Leonardo DiCaprio ... Roger Ferris
Russell Crowe ... Ed Hoffman
Mark Strong ... Hani
Golshifteh Farahani ... Aisha
سال : 2008 مدت : 118 دقیقه ژانر : اکشن - درام درجه سنی : R
محوریت فیلم : / کفر / رابطه ی بین نژادی / تروریست / گلشیفته فراهانی ! /
خلاصه فیلم:
راجر فاریس ( لئوناردو دی کاپریو ) , مامور زبده CIA به تازگی پی به عملیات تروریستی برده است که قرار هست در اردن اتفاق بيفتد . وی در این رابطه از یک مامور قدیمی و کهنه کار به نام اد هافمن ( راسل کراو ) کمک می خواهد اما در بین کار اتفاقات مختلفی رخ می دهد و اد , فاریس را مجبور می کند تا به امان ( پایتخت اردن ) برود و در آنجا با " هانی " که یک covert operationsاردنی هست همکاری کند . در این بین نیز با یک پرستار محلی به نام آیشه ( گلشیفته فراهانی ) آشنا می شود و گرفتار عشقی ناخواسته می شود و...............
( به هالیوود خوش آمدی خانم فراهانی !)
" مجموعه دروغ ها " از مدتها قبل از اکران سرو صدا کرده بود به دلیل موضوع جنجالی اش و اینکه ستاره های هالیوود به همراه کارگردان مطرح آن یعنی " ریدلی اسکات " در یک فیلم گرد هم آمده اند . اما موضوعی که باعث شده بود ایرانیها بیشتر از بقیه جاها منتظر اکران این فیلم باشند هیچ کدام از این دلیل ها نبود ! بلکه به دلیل وجود " گلشیفته فراهانی " در این فیلم بود که در ادامه به بحث در این باره خواهم پرداخت .
" مجموعه دروغ ها " براساس رمانی از ""David Ignatius از ساخته شده است . اقای ایگناتیوس به مدت 10 سال در خاورمیانه حضور داشته است و از این مکان و اتفاقات آن برای روزنامه " وال استریت ژورنال " مقاله می نوشت و داستان فیلم هم به گفته خودش چیزهایی هست که در این سالها در آنجا دیده است .
" دی کاپریو " و " راسل کراو " در این فیلم در دو نقش متفاوت از یکدیگر حضور دارند . فاریس فردی وظیفه شناس هست و به دنیای اطرافش اعتماد دارد اما در طرف دیگر اد هست که بیشتر به خودش اهمیت می دهد ! . اغلب صحنه هایی که این دو در آن حضور دارند و در حال صحبت کردن هستند با دعوا و اختلاف همراه هست ! . " کراو " برای ایفای نقش اد حدودا 23 کیلو وزن اضافه کرده است و نقشی هم که ایفا کرده است متفاوت با آن چیزی هست که تا به حال دیده ایم و انصافا هم در این کار موفق بوده است . همچنین " دی کاپریو " نیز به مانند این چند سال گذشته که روند صعودی عجیبی داشت این بار نیز به خوبی توانسته ننگ هنرپیشه دخترها بودن را از خود بردارد ! . به نظر می رسد که دیگر کسی نتواند به " دی کاپریو " بگوید : هی این جک کوچولوی خودمونه !!!.
اکشن فیلم نیز در نوع خود عالی محسوب می شود . " ریدلی اسکات " قبلا نیز در " سقوط شاهین سیاه " نشان داده است که در ساخت سکانسهای اکشن عالی عمل می کند و در این فیلم نیز سکانسهای اکشن البته به صورت ملایم تر ! نیز به خوبی خود نمایی می کند .

اما شاید مهمترین نکته فیلم برای ما ایرانیها حضور " گلشیفته فراهانی " در این فیلم باشد . خوب قبل از اکران فیلم صحبتهای بسیار زیادی شد درباره ی اینکه " فراهانی " ممنوع التصویر شده است و آن هم بخاطر پیدا کردن چند عکس بدون روسری در این فیلم از وی بود ! . که متعاقبا عده ای بیکار شروع به اظهار نظرهای عجیب و غریب کردند مثل این نمونه که من چند وقت پیش در یکی از سایتها خوندم : گلشیفته تو ارزش های انقلاب رو زیر پا گذاشتی ! و به مردمت پشت کردی و سینمای ایران رو فروختی به بیگانه ها ! و.... . البته مشخص نیست که این افراد فیلم را از کجا دیده اند که چنین اظهار نظرهایی می کنند یا اصلا کلا فیلم می بینند یا نه . این اظهار نظرها مطمئنا از کسی که چند تا فیلم دیده باشد یک کلا اهل سینما باشد سر نمی زنه بلکه فقط از کسانی سر می زند که قصد قاطی کردن تمام مسائل ( از جمله مایکل جکسون !!) به سیاست را دارند و مشخص هم نیست کی می خواهند قبول کنند که سینما با سیاست فرق می کند و نباید سیاست در این حیطه دخالت کند .

بگذریم , بهتر هست ما فیلم را نگاه کنیم . " فراهانی " در این فیلم گرچه نقشش چندان طولانی نیست اما بازی بسیار ماهرانه ای انجام داده است که در این بین می توان به بازی با چشمهایش اشاره کرده . رابطه ی وی با فاریس ( دی کاپریو ) نیز بسیار باور پذیر و پر شور هست . در حالی که " دی کاپریو " اغلب در صحنه ها با استفاده از حرکات گردن و اغلب اضطرابی خودش ( که روش بازیگریش هست ) به ایفای نقش می پردازد , " فراهانی " بدون هیچ حرکت خاصی و فقط با چشمهایش تمام جمله هایش را می گوید و شخصا فکر می کنم بازی عالی "گلشیفته" در این فیلم بتواند پلی برای دیگر بازیگران پر ادعای ایران شود تا خودشان را در سینمایی بین المللی محک بزنند و نیایند بگویند که در هیچ جای هالیوود شما نمی بینید که اتومبیل را وسط خیابان منفجر کنند و من این کار کردم !!!
ما نیز بهتر هست به جای اینکه هرجا برویم گیر بدهیم که چرا اینجا روسری نداری و ... این حرفها بهتر هست به بازی قدرتمند وی اشاره بکنیم , آن هم در فیلمی که برای تمام دنیا مهم بوده است و این برای ایران افتخاریست که بیشتر منتقدان در نقدهایشان از بازی " فراهانی " ستایش کرده اند .
"گلشیفته" در "سنتوری " فقط غر می زد البته مشکل بیشتر در فیلم بود تا وی ! در "همیشه پای یک زن در میان است" زیادی لوس بود ! اما من شخصا فکر می کردم که "گلشیفته " در ادامه کارش توجه بیشتری به نقشهای انتخابی اش داشته باشد , و امیدوارم که اینگونه باشد چون وی برای ما افتخاریست .

یک سرود آمریکایی : An American Carol نویسندگان : David Zucker , Myrna Sokoloffکارگردان : David Zuckerبازیگران :
Trace Adkins ... Angel of Death / Trace Adkins
Kevin P. Farley ... Michael Malone (as Kevin Farley)
Kelsey Grammer ... General George S. Patton Chriss Anglin ... John F. Kennedyسال : 2008 مدت : 83 دقیقه ژانر : کمدیدرجه سنی : PG-13محوریت فیلم : / تمسخر / 4 ام جوالای / مایکل مور /خلاصه فیلم:یک مستند ساز چپ گرای آمریکایی به نام مایکل مالون در جدیدترین کار خود قصد دارد تا مراسم 4 ام جولای آمریکایی ها را خراب کند و این کار بهترین خبر برای اعضای طالبان است ! اما در این بین ناگهان چند روح از آسمان ! سرازیر می شوند که شامل افراد مهمی مثل جورج واشینگتون و جنرال پاتون و جان اف کندی و جناب عزراییل هستند !و قصد دارند تا ذهنیت این مستند ساز را درباره ی آمریکا تغییر دهند و.... ( یک اشتباه بزرگ آمریکایی )در واقع اصلا قصد نداشتم تا این فیلم را معرفی کنم چون این فیلم از خر لحاظ یک فیلم ضعیف هست و می شود گفت یک بنجل است و راحت به شما می گویم که این فیلم یک جور فیلم به سبک " فیلم ترسناک " است اما سیاسی و البته فوق العاده احمقانه ! اما موضوعی که باعث شد تا راجب این فیلم صحبت کنم داستان فیلم هست که درباره ی مستند ساز بسیار معروف آمریکایی یعنی " مایکل مور " است که به نظرم آمریکا هیچ وقت تا این حد از یک فیلمساز نترسیده بود ! .
مایکل مور با مستندهای تکان دهنده ای که درباره ی آمریکا و مشکلاتش می سازد چندان محبوب دولت مردانش نیست و بیشتر افراد چپ گرا از وی حمایت می کنند ( البته اگر این افراد هم رییس جمهور شوند دیگر از " مور " خوششان نمی آید ! ) اما نکته ی جالبی که در فیلم وجود دارد این هست که فیلم فکر می کند مایکل مور بیشتر در حال دفاع از دشمن است تا آمریکا ! و این ذهنیتی است که برای ما ایرانیها بیشتر از بقیه جاها آشنا هست ! و احتمالا اسم این فیلم را در رسانه های ایران چند بار خواهیم شنید اما نکته ای که باید عرض کنم این هست که " مایکل مور " چه در فیلم معروفش " بولینگ برای کلمباین " که درباره ی خرید آزاد اسلحه بود و چه در فیلم " سیکو " که درباره ی نظام پزشکی آمریکا بود گرچه انتقادات بسیار تندی نسبت به این قضایا داشت اما بهتر هست افرادی که عاشق ضایع شدن آمریکا هستند بدونند که , " مایکل مور " اگه از این وضعیت ها مستند می سازد و انتقاد می کند فقط می خواهد این مشکل ها رفع شود تا آمریکا یک کشور کم نقص باشد

و مطمئن باشید که به این فکر نیست که فقط آمریکا را پیش جاهای دیگر دنیا ضایع کند و اگر دقت کنید متوجه می شوید که چون فیلمهای وی شناخته شده است و در اکثر جاهای دنیا قابل دسترسی هست به همین دلیل حساسیت برای فیلمهای وی نزد دولت آمریکا زیاد است اما با این حال می بینیم تا به حال کسی جلوی کار وی را نگرفته است و این مستند ساز راحت به کار خود ادامه می دهد ! و این همان دلیلی هست که سینمای یک کشور و حتی خود کشور پیشرفت می کند . اما ایده احمقانه سازندگان فیلم ( در راس آنها " دیوید زاکر " که فقط فیلمهایی که دیگران را به تمسخر می گیرد می سازد ! ) کاملا ایده ی ناپخته ای است و به نظر می رسد که فیلمنامه فیلم توسط یک نوجوان نوشته شده است ! سرمایه گذاری طالبان برای تحقق هدف مایکل مالون و سرازیر شدن افراد مهم تاریخ آمریکا بر سر مایکل که از وی می خواهند عمیق تر به موضوع نگاه کند و آمریکا را دوست داشته باشد ! کاملا ایده ی احمقانه ای است .
شخصا فکر می کردم فقط ما ایرانیها چنین برداشتی از فیلمهای " مور " داریم اما این فیلم نشان داد که در همه جای دنیا این چنین نگاه هایی وجود دارد . این را مطمئن هستم که مستند های تکان دهنده " مایکل مور " نه تنها چهره ی عمومی آمریکا را تخریب نخواهد کرد بلکه به نوعی باعث می شود آمریکا هر روز پیشرفت کند دقیقا کاری که برعکسش در ایران در حال انجام شدن است .
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 12:2 توسط نويد
فیلم بدبختی : Disaster Movie
بازیگران :
Matt Lanter ... Will
Vanessa Minnillo ... Amy
G. Thang ... Calvin
Crista Flanagan ... Juney / Hannah Montana
سال : 2008 مدت : 90 دقیقه ژانر : کمدی درجه سنی : PG-13 محوریت فیلم : / مسخره کردن فیلمهای دیگران ! /
خلاصه فیلم: در یک غروب یک گروه از جوانان تقریبا 20 ساله بیکار ! متوجه می شوند که در حال بمباران شدن از طرف یک سری از بلاهای طبیعی هستند و........
( احمقانه ! احمقانه ! و باز هم احمقانه !! )
قدمت این سری فیلمها به سالها پیش بر می گردد ! در آن زمان سن بنده زیاد بود و یادم می آید که اولین فیلم از سری این فیلمها به نام " فیلم تر سناک " را دیدم که انصافا بهترین قسمت هم بود و بعد از آن شماره های مختلف این سری فیلم ( تا امروز فقط 4 قسمت از سری فیلم " فیلم ترسناک " ساخته شده است ) هم ساخته شده که البته به خوش ساختی ( یا در واقع زشتی ! ) قسمت اول نبود و بعد از قسمت چهارم بود که نمی دونم به مغز چه کسی رسید که آقا بیا اینجور فیلمها رو باید اسمهای مختلف بسازیم !که نتیجه اش شد فیلم " فیلم حماسی " که فیلم بسیار ضعیف تری نسبت به سری " فیلم ترسناک " بود و بعد از آن " اسپارتان را ملاقات کنید " که این یکی دیگه فاجعه بود ! و حالا جدیدترین فیلم این سری با نام " فیلم بدبختی " روانه سینماها شده است .
اولین مساله ای که در این فیلم خودنمایی می کند کم شدن شوخیهای زشت فیلم است که باعث شده این فیلم درجه سنی PG-13 را دریافت کند ! ولی متاسفانه بر خلاف فیلمهای دیگر که درجه سنی فیلم اهمیت زیادی دارد درباره ی این فیلم این اصل چندان اهمیت ندارد و هر چقدر درجه فیلم بالاتر باشد بیننده می توان از این فیلم لذت ببرد !!
در این قسمت این فیلم , فیلمهای " بتمن " و " جونو " و " پسر جهنمی " و "افسون شده " و.... از فیلمهای دیگر را به تمسخر گرفته است . در این قسمت از این سری فیلمها به وضوح می توان به بن بست خوردن سوژه را دید این مشکل " فیلم بدبختی " از دو حالت خارج نیست یا سوژه های دیگر آنقدر جذاب نیست که بیننده بخندد یا سازندگان فیلم آنقدر تنبل شده اند که دیگر حوصله ریز کاری و وسواس در ساخت فیلم را نداشته اند ! .
این سری فیلمها می تواند مثال خوبی برای یک فرد که قصد تحقیق درباره ی فیلمهایی که ادامه شان در هر قسمت ضعیف تر شده باشد ! . در ضمن " فیلم بدبختی " یک رکورد جالب هم زده است و آن هم قرار گرفتن در صدر بدترین فیلمهای سایت IMDB تا به امروز است !! باید دید کسی می تواند این رکورد را بشکند یا خیر

بانکوک خطرناک : Bangkok Dangerous کارگردان :Danny Pang , Oxide Pang Chunنویسنده : Jason Richman , Oxide Pang Chunبازیگران :
Nicolas Cage ... Joe
Shahkrit Yamnarm ... Kong
( Charlie Yeung ... Fon (as Charlie Young
Panward Hemmanee ... Aom سال : 2008 مدت : 99 دقیقهژانر : اکشندرجه سنی : Rمحوریت فیلم : / بازسازی از یک فیلم تایوانی /خلاصه فیلم:" جویی " یک قاتل مزدور است که مهارت زیادی در کشتن افراد به صورت مخفیانه دارد و اکنون برای اجرای چند قتل به تایلند اعزام می شود و هنگامی که در این کشور مستقر می شود برای راحت تر پیش بردن کارها تصمیم به گرفتن شاگرد می کند ! و به این ترتیب یک جیب بر را به عنوان شاگرد انتخاب می کند اما در ادامه کار وی با یک خانم داروشناس کر و لال آشنا می شود و درگیر یک عاطفه ی رابطی با وی می شود و.... ( بانکوک بی خطر !)
" بانکوک خطرناک " براساس فیلمی تایلندی به همین نام که در سال 1999 به وسیله برادران " پانگ " ( که کارگردان همین فیلم نیز هستند !!) ساخته شده بود هست . و حالا بعد از 9 سال ما شاهد نسخه آمریکایی این فیلم هستیم . " بانکوک خطرناک " بر خلاف نسخه ی تایلندی اش که فیلم تقریبا خوبی بود ( در مقایسه با بازسازی آمریکاییش خیلی بهتر است !) دارای مشکلات فراوانی است که مهمترین آنها حذف شدن قسمتهای اکشن و هیجانی فیلم است . گویا برادران " پانگ " بعد از 9 سال به این نتیجه رسیده اند که بهتر است در بازسازی فیلمشان از اکشن کمتری استفاده کنند تا تجربه جدیدی باشد ! اما مشکل اصلی فیلم همین تغییر کردن رویه فیلم هست که خیلی توی ذوق می زند ! .
" نیکلاس کیج " در قالب جویی متاسفانه نتوانسته است که انتظارات را برآورده کند . در واقع نیکلاس کیج از جهاتی بسیار بد شانس هم هست ! وی در این چند سال اخیر در نقشهایی بازی کرده است که به دلیل کارگردانی بد این نقش آفرینی ها نیز بد جلوه می کند مانند فیلم " روح سوار " که می توانست " کیج " محبوبیت کیج را بیش از پیش افزایش دهد اما این فیلم یک شکست کامل بود و متعاقبا شکست " کیج " . اما وی در قالب شخصیت جویی نیز نتوانسته است کار چندانی انجام دهد چون همه چیز در فیلم سریع پیش می رود , وی یک آدمکش مصمم هست که به یکباره آدمیزاد می شود ! سریع عاشق می شود و اگر فیلم را در ایران می ساختند فکر می کنم یک سکانس عروسی درست و حسابی هم داشت !! . بازسازی دیگر فیلمهای جهان در آمریکا کم کم در حال تبدیل شدن به یک عادت بد می شود . در واقع معضلی به نام تنبلی بیش از حد مردم آمریکا در فیلم دیدن ( یا شاید غرور بیش از حد که سینما را فقط از آن خود می دانند ) باعث شده است که چنین فیلمهایی ساخته شوند چون برخلاف ما ایرانیها که به همه سینماهای جهان علاقه داریم آنها کلا فیلم غیر انگلیسی به ندرت می بینند و مطمئنا اگر شما از آنها بپرسید " آکیرا کوروساوا " کی هست قطعا به در و دیوار نگاه می کنند !!! .
هیچ چیز خصوصی نیست : Nothing Is Private
بازیگران :
Summer Bishil ... Jasira Maroun
Chris Messina ... Barry
Maria Bello ... Gail Monahan
Aaron Eckhart ... Travis Vuoso
سال : 2008 مدت : 124 دقیقه ژانر : درام درجه سنی : R محوریت فیلم : / ساخته شده براساس یک رمان / مسائل نوجوانانه ! /
خلاصه فیلم:سال 1990 هست و یک دختر به نام جسیرا که 13 ساله هست و آمریکایی – عرب نیز هست با مادرش زندگی می کند اما مادر وی چندان پایبند به اخلاق نیست و بیشتر از اینکه وقتش را با دختر نوجوانش سپری کند با دوست پسرش سپری می کند ! و نتیجه اش هم این می شود که جسیرا بعد از مدتی برای ادامه زندگی به خانه پدرش فرستاده می شود تا مادرش راحت تر با دوست پسرش خلوت کند !! . پدر جسیرا یک لبنانی به نام ریفت ( همون رفعت خودمون ) هست که در تگزاس زندگی می کند و مسیحی است . وی برنامه های زیادی برای جسیرا دارد تا وی را در کنار خودش نگاه دارد اما پاره ای از مشکلات زنانه باعث می شود که پدر سخت گیری زیادی برای دخترش انجام دهد و.... 
( اینجا همه مشکل دارند !! )
" هیچ چیز خصوصی نیست " که پارسال در جشنواره تورنتو با همین نام شرکت کرده بود در این یکسال گذشته با تاخیر های فراوانی برای اکران مواجه شد که این تغییرات داشت کم کم اعصاب تماشاگران را به هم می ریخت ! ولی بالاخره این طلسم شکست و این فیلم هم اکران شد البته با نام جدید " Towelhead's " !! دقیقا مشخص نیست به چه دلیلی اسم فیلم تغییر کرده است ولی خب تغییر کرده است دیگه !.
این فیلم مستقیما به مسائل جنسی مربوط می شود و زندگی جسیرا 13 ساله (البته در زمان ساخت فیلم این دختر 19 ساله بوده است ) را به تصویر می کشد که تفاوتهای دنیای پیرامونش را می بیند والبته خودش نیز در سنی است که دوران اوج این مسائل است ! .
" آلن بال " کارگردان این فیلم به خوبی توانسته است این دنیایی تاریک را به تصویر کشد . وی البته پیش از این نیز تجربه ای در خلق چنین فضایی داشته است که بر می گردد به 9 سال پیش و فیلم بیاد ماندنی " زیبایی آمریکایی " . " بال " در آن فیلم وظیفه نویسندگی را بر عهده داشت و البته بخاطر همان فیلم نیز توانست اسکاری را بدست بیاورد و حالا بعد از 9 سال بار دیگر فیلمی ساخته است که پیرامون مشکلات جنسی می چرخد و مشکلات و مسائل افراد مختلف را بررسی می کند .
فیلم در واقع بیننده را در قالب شخصیت جسیرا با انسانهای متفاوت از نظر جنسی روبرو می کند , مادر جسیرا که علاقه ی چندانی به خانواده ندارد و ترجیح می دهد که بیشتر وقتش را با دوست پسرش ( که علاقه بسیار شدیدی به س** دارد ) سپری کند و حالا داستان عوض می شود و جسیرا نزد پدرش فرستاده می شود که دقیقا عکس مادرش است و بیش از حد طبیعی نسبت به جسیرا سخت گیری می کند . این تغییرات خوشبختانه بسیار منطقی و حساب شده اتفاق می افتد و تماشاگر را دچار مشکل نمی کند .
تبعیض نژادی ( به واسطه ی راه افتادن جنگ خلیج ) یکی دیگر از مسائلی هست که " بال " بر وجود آن در دهه ی 90 میلادی تاکید کرده است جایی که پسر همسایه که از طرف پدر و مادر بی مغزش یاد گرفته است که جسیرا را که اصلیتی عرب دارد مورد تمسخر قرار دهد و با القابی مانند " شتر سوار " یا " کاکا تریس شنی !" وی را خطاب کند ! . درسته که عرب ستیزی در دهه ی 90 به اندازه ی اکنون در در آمریکا وجود نداشت اما " بال " تاکید زیادی بر روی آن در فیلم انجام داده است .
اما شاید بتوان درخشان ترین قسمت فیلم را رابطه بین جسیرا و همسایه ای که بسیار مسن تر از خودش به نام تراویس است ( با بازی آرون آکهارت " ) دانست . تراویس در واقع واقعا به جسیرا علاقه دارد اما تفاوت سنی این دو بیش از آن هست که بتوان رابطه ای بین این دو را فرض کرد , یکی از نقاط قوت فیلم رابطه ی این دو است .
" سامر بیشیل " یکی از دلایلی است که بیننده با جسیرا همراه می شود . این بازیگر در بیشتر صحنه های فیلم بازی تاثیر گذاری از خود ارائه داده است , شخصیت وی را می توان یک قربانی در عدم درک وی در سنش دانست مشکلی که بیشتر نوجوان های ما هم آن را دارند ! .
بهرحال " هیچ چیز خصوصی نیست " فیلمی هست که بیننده را درگیر مسائلی می کند که همه ما کم و بیش با آن روبرو شده ایم و البته نباید یادمان برود که این فیلم اولین تجربه کارگردانی سینمایی " بال " هست .
بعد از خواندن بسوزان : Burn After Reading
بازیگران :
George Clooney ... Harry Pfarrer
Frances McDormand ... Linda Litzke
Brad Pitt ... Chad Feldheimer
John Malkovich ... Osborne Cox
Tilda Swinton ... Katie Cox
سال : 2008 مدت : 96 دقیقه ژانر : کمدی / درام درجه سنی : R
خلاصه فیلم: آزبورن کوکس یک مامور سرویس مخفی آمریکا , CIA هست که به تازگی به دلیل افراط شدید در مصرف مشروبات الکلی از کار معلق شده است همچنین همسر وی به تازگی رابطه ی نامشروعی را با هری که federal marshal هست آغاز کرده است . زمانی که لیندا و همکارش چاد که در Hardbodies Fitness Centre کار می کنند یک دیسک حاوی خاطرات کوکس را پیدا می کنند و فکر می کنند که این دیسک حاوی اطلاعات مهم دولتی هست و به همین دلیل تصمیم می گیرند یک ایمیل تهدید آمیز به کوکس بفرستند و.....
( لطفا بعد از دیدن در آرشیو قرار دهید ! )
برادران " کوئن " بعد از پارو کردن مهمترین اسکارهای سال گذشته به خاطر فیلم تاریک و سیاه " جایی برای پیرمردها نیست " یه یکباره تصمیم گرفتند تا به سوی فیلم کمدی بروند و یک فیلم کمدی بسازند ! البته این کار برادران " کوئن " ادامه ای است بر کارهای قبلی شان که همیشه قصد تغییر ژانر در کارهایشان را دارند . کافی است نگاهی به کارنامه هنری این دو برادر بیاندازید تا از تنوع ژانری این دو برادر مطلع شوید .

این بار برادران " کوئن " فیلمی ساخته اند تلفیقی است از جاسوس بازی و طنز و رابطه بین افراد , کاری که همه ما می دانیم برادران " کوئن " براحتی از پس آن بر می آیند! . همه ما با خلاصه ی داستانی که خواندیم می توانیم حدس بزنیم چه اتفاقی در ادامه می افتد اما این حدس ها باعث نمی شود که این فیلم را فیلم ضعیفی بدانیم ! فیلم بر خلاف کمدی های قابل پیش بینی چند تا شخصیت جالب دارد که از میان آنها می شود به کاراکتر چاد اشاره کرده نقش آن را " براد پیت " بازی می کند . به نوعی این نقش یادآور شخصیت فلوید در فیلم " داستان عاشقانه واقعی " هست ( البته تا حدودی !) شخصیتی که خیلی احساساتی و حساس هست ! و " پیت " نیز بخوبی توانسته است این نقش را اجرا کند .

به نظر می رسد که شخصیت های فیلم را برادران "کوئن " براساس بازیگران مورد نظرشان در فیلم نوشته اند به عنوان مثال " جورج کلونی " را در این فیلم در نقش یک مرد که عاشق زنهاست می بینیم یعنی شخصیتی که مدتهاست تمام مردم دنیا فکر می کنند واقعا خود " کلونی " اینگونه است ! البته عشق وی به همسر کوکس و در واقع رابطه این دو در این فیلم چندان خوب از کار در نیامده اما با این حال دیدن " کلونی " در یک چنین نقشی فرصتی است که کمتر نصیب آدم می شود !! .
بهرحال شاید این فیلم در حد فیلمهای درخشان دیگر برادران " کوئن " مانند " فارگو " نباشد اما با این حال شخصیت های فیلم و وجود ستاره های هالیوود در این فیلم خودش دلیلی هست که به دیدن فیلم برویم و این نکته را فراموش نکنیم که این فیلم را استاد فیلمسازی که دو برادر به نام " جوئل کوئن " و " اتان وئن " هستند ساخته اند !!
قتل عادلانه : Righteous Kill
بازیگران :
Robert De Niro ... Turk
Al Pacino ... Rooster ( Cent 50... Spider (Curtis Jackson as Carla Gugino ... Karen Corelli
سال : 2008 مدت : 101 دقیقه
ژانر : جنایی درجه سنی : R
محوریت فیلم : / پلیس / قتلهای زنجیره ای / دو کارگاه /
خلاصه فیلم:
دو کارگاه سالخورده پلیس نیویورک در آستانه بازنشستگی به یک مورد جنایت برخورد می کنند که شباهتهای زیادی به سری قتلهایی که مدت ها پیش توسط فردی که آنها دستگیر کرده و به زندان انداخته بودند وجود دارد و به این ترتیب آنها فکر می کنند که این قتلها توسط همان فرد صورت گرفته است و...
( دیدن این دو بزرگ بر روی پرده بهترین دلیل برای دیدن فیلم هست ! )
از آخرین باری که " آل پاچینو " و " رابرت دنیرو " را در یک فیلم دیده بودیم 13 سال می گذرد که آن هم در تریلر جذاب " مایکل مان " به نام " مخمصه " بود . البته این دو قبل از این هم در" پدر خوانده 2 " با یکدیگر همبازی بوده اند اما در آن فیلم هیچ سکانس مشترکی نداشتند ! و حالا بعد از 13 سال از آخرین فیلم مشترکشان بار دیگر در کنار هم در فیلم " قتل عادلانه " حضور پیدا کرده اند اما این حضور زیاد از حد شور شده است !! .
فیلمنامه فیلم یکی از ضعفهای اصلی فیلم هست , فیلمنامه این فیلم ساده و به دور از هرگونه خلاقیتی نوشته شده است و به همان المان های فیلمهای جنایی کلاسیک اکتفا کرده است . در واقع از تبلیغات وسیعی که برای حضور این دو در کنار یکدیگر در این فیلم شده بود پیش بینی می شد با یک فیلم جنایی پلیسی خاص روبرو باشیم اما عملا چنین نیست و فیلمنامه فیلم بسیار ساده هست .
و همان کارهای سابق مانند گیر افتاده آدم خوب به دست آدم بده و البته این حرکت احمقانه ( شخصا من از آن متنفرم !!) که آدم بده روبروی آدم خوبه می نشیند و تمام گره های فیلمنامه را از سیر تا پیاز باز می کند نیز در این فیلم وجود دارد ! بنابراین در فيلمنامه به دنبال چیز جدیدی نگردید .
مهم ترین عاملی که باعث شد این فیلم مهم باشد حضور دو بازیگر اصلی آن است . اما یکی از دیگر از ضعفهای دیگر فیلم استفاده از این دو در هر صحنه از فیلم هست ! تقریبا در تمام مدت فیلم این دو با یکدیگر هستند و این در حالی است که عملا هیچ کار خاصی انجام نمی دهند که ارزش این همه تبلیغ را داشته باشد , اگر در " مخمصه " و در سکانس آخر بیننده بعد از مدتها انتظار رویارویی این دو را به طرز باشکوهی می دید در این فیلم همین بیننده می تواند همه جا این دو را در کنار هم ببیند ! البته این به خودی خود نه تنها مشکل نیست بلکه یک فرصت ایده آل برای تماشاگر هست که این دو را با هم و در کنار هم ببیند اما چیزی که بیننده از این دو انتظار داشت ( در واقع از فیلم ) این بود که حضور این دو بهتر از این باشد که فقط درباره ی هویت قاتل و انگیزه ی قتل صحبت کنند !. " Avnet " کارگردان این فیلم که شاید مهم ترین فیلم در کارنامه وی فیلم " 88 دقیقه " باشد نتوانسته است از این فیلم یک فیلم جنایی ناب بسازد .
اما با این حال گرچه این فیلم یک فیلم عالی نیست اما دیدن " آل پاچینو " و " رابرت دنیرو " در کنار هم آن هم بعد از 13 سال خوب و بد نمی شناسد !
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 11:53 توسط نويد
مستند «آقای کیمیایی» در دانشگاه مشهد سینمای ما - مستند «آقای کیمیایی» ساخته امیر قادری پنج شنبه ساعت 12 ظهر در دانشگاه آزاد مشهد به نمایش درخواهد آمد و پس از آن جلسه نقد و بررسی با حضور کارگردان برگزار خواهد شد. در این جلسه همچنین قرار است با موضوع «نقد فیلم در ایران» بحثی صورت بگیرد. این فیلم نگاه شخصی قادری است به زندگی و آثار مسعود کیمیایی که در قالبی خاص و با استفاده از نور و تصویر و موسیقی ساخته شده است. ورود به این جلسه برای عموم علاقهمندان آزاد است.
__________________
در واکنش به سوء استفادههای موجود در فضای اینترنت؛ محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت میکند
سینمای ما - سعید هاشمی: محمدرضا گلزار به زودی به برخی بیاخلاقیهای موجود در فضای اینترنت واکنش نشان خواهد داد. در روزهای اخیر دیده شده که شخص یا اشخاصیٰ با ایجاد فضا در یاهو 360 و فیس بوک به نام محمدرضا گلزار، مطالبی را از قول او منتشر میکنند و ارتباطهایی به همین بهانه ایجاد. گلزار در این باره به خبرنگار سینمای ما گفت: مسئولیت ایجاد این فضاها و گفتن این حرفها با من نیست. ارتباط من با هوادارانام از مسیرهای دیگری بوده، هست و خواهد بود. امیدوارم در تله چنین افرادی نیفتند. به خصوص که فضای مجازی اینترنت، فرصت چنین سوء استفادههایی را برای بعضی فراهم آورده است و این امکانات ظاهرا هر روز بیشتر میشود. به زودی از اهرمهای قانونی برای برخورد با این افراد استفاده خواهم کرد.»
__________________
یادداشت مهتاب کرامتی سفیر یونیسف به مناسبت روز جهانی کودک؛ کمربندهایشان را ببندید، خطرناک است
سینمای ما - تقريبا هر روز هنگام رفتن به محل كار، مدرسه، كودكستان يا خريد كردن با ترافيك مواجه ميشويم. ارزشمندترين واقعيت زندگي ما يعني كودكانمان نيز هر روز با اين ترافيك مواجه ميشوند در حالي كه ممكن است هر لحظه در اين خيابانها و جادهها دچار حادثه شوند. هيچجا در ايران به جز جادهها و خيابانها نيست كه در اين حد كودكان در آن دچار سانحه شوند و جان خود را از دست بدهند. من بسيار خوشحالم و افتخار ميكنم كه از طرح امسال يونيسف كه مشاركت و همكاري در برنامه دولت در زمينه كاهش 50 درصدي تلفات كودكان در اثر سوانح رانندگي است حمايت ميكنم. طرح يونيسف از طريق اطلاعرساني درباره نكات ساده ايمني در كوچه و خيابان، همه شهروندان را به رعايت اين نكات ترغيب و تشويق ميكند تا با همكاري همديگر از بروز تصادفات و حوادث رانندگي جلوگيري نماييم. هيچكس نيست كه بخواهد عمدا زندگي فرزندش را به خطر بيندازد. با اينحال اين اتفاقي است كه همه روزه در اطراف ما ميافتد. كمربند ايمني نميبنديم، هنگام موتورسواري از كلاه ايمني استفاده نميكنيم، كودكانمان را در صندلي جلوي خودرو بغل ميكنيم، حتي آنها را در هنگام رانندگي روي پاي راننده مينشانيم! و از همه هولناكتر كودك بيگناه خردسالمان را جلوي موتورسيكلت سوار ميكنيم و با سرعت در خيابانهاي پرترافيك شهر ميتازيم، غافل از اينكه با زندگي اين موجودات پاك و بيگناه بازي ميكنيم. بياييد از اين خواب عميق بيدار شويم. بياييد با هم محيطي امن براي ارزشمندترين گنجينههايمان، كودكانمان بسازيم. كودكان به جاي اينكه به نصيحتهاي مادر و پدرشان گوش بدهند بيشتر كارهايي كه آنها انجام ميدهند را تكرار ميكنند. به همين دليل ما بايد هر روز و هر لحظه الگوي درستي در زندگي آنها باشيم. واقعا كار سختي نيست. كافي است هر بار كه سوار ماشين ميشويم، آرام رانندگي كنيم، صبور باشيم و كمربند ايمني همه سرنشينان خودرو را ببنديم.
__________________
در واکنش به اخبار اخیر؛ صدرعاملی: دکتر شمشیری را ندیدهام
سینمای ما - چندی پیش مصظفی جلالی فخر منتقد سینما در سایتاش ادعایی مبنی بر ارتباط صدرعاملی با دکتر شمشیری را مطرح کرده بود که درج آن در سایت واکنشهایی را هم از سوی کاربران سایت سینمای ما به دنبال داشت. واکنشهایی که به دلیل ادعاهای اثبات نشده دیگری در آنها، از درج بعضی از کامنتها معذور بودیم...رسول صدر عاملي كار گردان سينماي ايران هر گونه ارتباط با دكتر شمشيري را رد كرد .صدر عاملي گفت :من هر گز ايشان را نديده ام ونه فرصتي پيش نيامده كه به ديدنشان بروم ونه فرصتي براي صحبت كردن باايشان .گفتني است مصطفي جلالي فخر از منتقدان سينما باانتشار مطلبي درسايت خود مدعي ارتباط برخي كار گردانان سينما با دكتر شمشيري شده بود .به گزارش ايلنا، او در مطلب خود نوشته بود : در عنوان بندي پاياني دعوت حاتميكيا، نامي هست كه از او تشكر شده: دكتر شمشيري. شايد بسياري گمان كنند كه حتما نام يكي از مشاوران پزشكي فيلم است؛ كه البته گمانه نادرستيست. هر چند گفته ميشود كه ايشان علم طبابت خواندهاند و همه او را "دكتر" صدا مي كنند و يكي از دو همسرشان هم متخصص زنان و زايمان است. اما شهرت ايشان به دليل احاطهشان بر برخي علوم قرآني و پيشگويي و سفارشهاي خاص است. توانايي هاي خاصي دارند و البته مراجعين زيادي هم دارند و بيشتر تلفني. براي رفع مشكل و استخاره و توصيه و شناسايي علت گرفتاري و چنين موضوعاتي. شنيده ام كه 6-5 گوشي موبايل در كنارشان هست و از اقصي نقاط جهان هم به ايشان زنگ مي زنند. حتي برخي چهرههاي سياسي و اجرايي هم با ايشان در ارتباطاند. برخي غيبگوييها و چارهانديشيهاي ايشان براي برخي، خيرهكننده و كارساز بوده است...از جمله كساني كه ارتباط مداومي با دكتر شمشيري دارد، ابراهيم حاتمي كياست. ساخت فيلمي با موضوع سقط جنين هم به سفارش ايشان بوده است و بر مبناي اين هشدار مكرر كه سياهي دو گناه سقط جنين و ربا در دنيا بسيار زياد شده است و از برخي حدود قرآني گذشته. مرحوم ملاقليپور هم در رابطه با دكتر شمشيري مداومت داشته و فيلم ميم مثل مادر را به سفارش موكد او ساخت. البته اين ارتباطات به چنين سفارشهايي محدود نبوده و در امور داخلي و خصوصيشان نيز توصيههايي داشته كه خودشان راضياند. رسول صدرعاملي هم فيلمساز ديگريست كه به خانه دكتر شمشيري رفت و آمد قابل توجهي دارد و بسياري توصيههاي او را به كار ميبندد... از شما چه پنهان، من هم كنجكاو شدهام!
__________________
حشنواره بینالمللی فیلم کوتاه در راه است؛ 44 انیمیشن، 28 فیلم تجربی
سینمای ما - 44 فيلم كوتاه انيميشن در بخش انيميشن مسابقه اصلي سينماي ملي بيست و پنجمين دوره جشنواره فيلم كوتاه تهران با هم به رقابت ميپردازند.در اين گزارش آمده است: اين تعداد فيلم از استانهاي هرمزگان - خراسان رضوي تهران - خوزستان - يزد - كرمان - گلستان - فارس - همدان - اصفهان - بوشهر و آذربايجان شرقي به جشنواره راه پيدا كردهاند.بنابراين گزارش فيلم هاي انيميشن آفرينش (سيدقاسم هاشم امريي)- منطقه ممنوعه (حميدرضا گودرزي)- چرا سگها از گربه ها متنفرند؟ ( ليدا فضلي ) ارزش پول (آرمين افشار نجات )- رنگ عشق (علي نوري اسكويي) - دنياي كوچك من (شهاب آب روشن) روزي كه آتش آمد ( سيدعلي موسوي نژاد) و اما صلح (محمود قاسمي) - سياره (سيد عباس شفيعي ) بازوبسته شدن پنجره تنهايي (نوشين كاشاني) - شيرهاي آلواتان (بهروز سلطاني فر) - تير آرش (عليرضا قنبري) - من نه- ما (مهدي تنگستاني زاده ) ابر صورتي (مسعود قدسي ) - سر سحر( شهرام بيگي) - شكار گرازها (امير مهران) ماه من (مريم صلح كننده) - گل كله پوكها (علي اشرفي) - خروپف ، سيگار و استخوان كلاغ ( سمانه لشگري ) - آنتي ويروس دروغ (محسن سنگ سفيدي) - كوم (مسعود اشجعي) - هديه (الناز فروهري) - عروسي سيا ساكتي (ارد پيكانفر) - مصرف زيان آور حشيش (ابراهيم ساكتي) - من و داداشي (فاطمه فلاحيان ثابت) شوخي زشت (محمد حسن باقري) - بدون خداحافظي (روجا دشت پيما) - به كوتاهي زندگي (حسين فاني) - ماه و ماهي (باران توجهي) - كليدهاي رويا (سارا نامجو) - داستان ناتمام فصل آخر (فاطمه جعفري) - بچههاي مدرسه ايران (محمدرضا اماني) - تنهايي (مهرداد شيخان) - پيرهن ستاره (بهزاد مظاهري) - يكي چند؟ (مصطفي توفيقي كاشاني ) - نقطه نهايي (علي لطفي) - سيب سرخ (علي لطفي) - گودال (اكبر تراب پور) - لبخندها (كامبيز درمبخش) - دلقك و دنياي وارونه(فتانه بلوريه) - اميرارسلان نامدار (حسين كرمي افشار) - ماشين آباد (حسين كرمي افشار) - سرشت پنهان (محمدعلي هاشم زهي) - نقش ماندگار (رضا احمدياري) طي 5 روز از آبانماه سالجاري در اين جشنواره با هم رقابت ميكنند.* 28 فيلم تجربي در جشنواره فيلم كوتاه تهران رقابت دارندبا پايان كار هيات انتخاب اسامي آثار تجربي راه يافته به جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران اعلام شد.28 عنوان فيلم كوتاه تجربي براي رقابت در بخش مسابقه اصلي بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران انتخاب شدند.بنابراين گزارش اسامي فيلم هاي تجربي راه يافته به بخش مسابقه سينماي ملي اين جشنواره به شرح ذيل هستند:سمت راست من (كيارش اسديزاده) - قطره (رضا عرفاني) - يك روز (نويد سجادي حسيني ) - پرواز كن ، پرواز كن (فريبرز آهنين) - خاطرات ويراني(علي خائف) - مثل راز كه حركت آن را باز كرد (اشكان نعمتيان) - خيره (مرتضي آكوچكيان) - چهار ساعت و بيست و سه دقيقه بعد ( رحيمالله عليزاده) - عيسي هنوز زنده است (محمد جعفري) سايه (حامد سليمان زاده) - قاب عكس خالي (ابراهيم شفيعي) - سلوك (سعيد نجاتي) - روزنه (شهريار پورسيديان) - آسمان (احسان رمضاني) - خطوط فرضي (كريم عظيمي) - سايه روشن (مريم پويافر)- مانده تا برف زمين آب شود (حسين اكرمي) بدون عنوان (رضا بازيگر) - مسير سردخون (امير مهران) - آن دوسي (شهرام مكري) - زندگي (زهرا قديري) - نوشتههاي آبي (علي امجدي)- رباعي آب (شهرام عليدي)- جدا افتاده (حميد قوامي) - يهودا (مجتبي غلام دوست) - مسافر ساكن (عليرضا شيرازي) - زندگي من نيستم(سعيده رحيم زاده) و فيلم ماهي اگه ماهي باشه (مهدي الماسي).اين تعداد فيلم از استانهاي تهران - گيلان - شيراز - مركزي - خراسان رضوي - قم - اردبيل - سنندج - كرمان - اصفهان و يزد به جشنواره ارسال شدهاند.كار انتخاب آثار تجربي و مستند اين جشنواره برعهده دكتر شهاب الدين عادل ، فرشاد فرشته حكمت و سهيل جهان بيگلري بود.اين جشنواره در بخش هاي مسابقه ملي و مسابقه ميراث نبوي - چشم انداز سرزمين زيباي ما - سي امين سال پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در بستر فيلم كوتاه و بخش هاي مختلف سينماي بين الملل و جنبي برگزار خواهد شد.
__________________
گزارش نخستین روز هفته فیلم مستند/ سه کارگردان حاضر بودند و درباره فیلمشان حرف زدند یک مستندساز: همان طور فیلم میسازم که درخت میکارم
سینمای ما - روز گذشته و در نخستين روز از هفته فيلم مستند يازده اثر؛ شامل فيلمهاي «رحمجايگزين» (اعظم نجفيان)، «آسمان سياه شب» (اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي)، «بخاراي من» (لاله برزگر)، «محاكات عزاله عليزاده» (پگاه آهنگراني)، «در خيابانهاي ناتمام» (پيروز كلانتري)، «مرگ زمين» (محمود كيانيفلاورجاني)، «طبعيت سربي» (شاهپور محمدي)، «بر كرانههاي پارس» (شهرام درخشان)، «درياچه اروميه؛ ديروز و فردا» [يا با نام ديگرش؛ «درياچهاي كه بود»] (پژمان مظاهريپور)، «ميدان بيحصار» (مهرداد زاهديان) و تاملات يك عكاس تهراني (روبرت صافاريان) به نمايش گذاشته شد كه با استقبال علاقمندان سينماي مستند همراه بود.در روز نخست از اين هفته فيلم كه به همت انجمن مستندسازان در خانه سينما برگزار ميشود از ميان سازندگان فيلمهاي ياد شده، تنها سه كارگردان حضور داشتند كه به پرسشهاي مطرح شده در جلسه پاسخ گفتند.شاهپور محمدي كه با «طبيعت سربي» در هفته فيلم مستند شركت كرده بود ضمن اشاره به اين نكته كه فيلمش از دل مستند ديگري (درباره شاعر شهير معاصر؛ نيما يوشيج) برآمده گفت: «در هنگام انجام تحقيق درباره اين موضوع متوجه شدم زندگي شعري و خصوصي نيما يوشيج در تعداد زيادي از روستاهاي خطه شمال گذشته؛ روستاهايي كه متاسفانه امروز دچار مشكل شده و طبيعتي سربي دارند. بههمين دليل تصميم گرفتم تا زمان تكميل تحقيقات دامنهداري كه از چند سال پيش به اين سو درباره نيما يوشيج آغاز كردهام، اين فيلم را جلوي دوربين ببرم.»وي با اشاره به اين نكته كه قصد داشته تا با فيلمش به مساله آلودگي محيط زيست در بخشي از روستاهاي شمال ايران بپردازد گفت: «تمام هدف من و همكارانم در ساخت چنين اثري اين بود كه يك موضوع انساني را به فيلم برگردانيم.»وي ضمن تاكيد بر نشانههاي پيدا و آشكار آلودگي محيط زيست در كلانشهري مثل تهران افزود: «اگر قرار باشد با تساهل از كنار موضوعاتي چنين حساس عبور كنيم اين مشكلات هرگز حل نميشوند. بنابراين در طرح اين مسائل بايد جسارت بهخرج داد و كاري كرد تا موانع موجود و احتمالي بر سر راه توليد چنين فيلمهايي بازدارنده نباشند و مسير توليدشان را سد نكند.»محمدي تصريح كرد: «براي بيان معضلات اجتماعي و مشكلات مردم بايد شجاعت به خرج داد و به پيشبينيهاي منفي كه ممكن است ذهنيت فيلمساز را خدشهدار كند اجازه بروز نداد.»محمود كيانيفلاورجاني هم ديگر فيلمساز حاضر در اين جلسه بود كه با اشاره به ويژگيهاي فيلم خود كه به مشكلات موجود در كره زمين و آلودگيهاي آن پرداخته گفت: «در بخشي از اين فيلم تصوير يك روباه نشان داده ميشود، اما من بيآنكه توانسته باشم از او بازي بگيرم فقط غريزه او را تحريك ميكردم تا با هوش بالايي كه دارد به زندگي در طبيعت پيرامون خود بپردازد.»وي افزود: «شايد بتوان گفت من فيلمهايم را از زبان حيوانات ميسازم تا از آدمهايي كه اين فيلمها را ميبينند بپرسم آخر اين چه بلايي است كه داريد سر محيطزيست و محل زندگي ما ميآوريد؟!»كيانيفلاورجاني در بخش ديگري از سخنان خود گفت: «كار من بهتعبيري مثل كاشت درخت است؛ من فقط ميكارم و كاري به اين ندارم كه چه كسي يا چه كساني اين درختها را تخريب ميكنند.»پژمان مظاهريپور كه با فيلمش (درياچهاي كه بود) بخشي از معضلات آلودگي و تخريب محيطزيست در درياچه اروميه را بازتاب داده بود نيز گفت: «ساخت اين فيلم با محافظهكاريهاي آدمهايي كه در آن منطقه زندگي ميكردند هماهنگي نداشت با اين وجود و با پشت سر گذاشتن دشواريهاي فراوان ساخت آن به پايان رسيد.»وي با اشاره به اينكه مشكلاتي نظير از دسترفتن منابعطبيعي اتفاقي است كه همهجاي ايران را تهديد ميكند گفت: «اين فيلمها دستكم اين امتياز را دارند كه در آينده يك سند تصويري به حساب ميآيند و آيندگان هم ميتوانند از آنها استفاده كنند.»مظاهريپور ضمن اشاره به موانع بازدارنده بر سر راه توليد آثار مستند، پافشاري بر خطوط قرمز را عامل اصلي الكن شدن فيلمها دانست و افزود: « ميزان بحراني كه در اين منطقه از سالهاي قبل آغاز شده به حدي است كه مرا وادار كرد تا طرح قبليام را زمين بگذارم و درباره درياچه اروميه فيلم بسازم.»هفته فيلم مستند، امروز (چهارشنبه) با نمايش پانزده فيلم به كار خود ادامه ميدهد.
__________________
حرفهای کارگردان و بازیگران سریال «روز حسرت»؛ سیروس مقدم: باید بتوانیم آخرت را به آدمها یادآوری کنیم
سینمای ما - جام جم آنلاين: كارگردان و بازيگران سريال «روز حسرت» ديروز درخبرگزاري فارس دور هم جمع شدند تا به سوالات خبرنگاران درباره اين سريال پاسخ بدهند.سیروس مقدمسيروس مقدم در ابتداي اين نشست درباره انتخاب موضوع «برزخ» براي اين سريال گفت: موضوعي كه اين روزها خيلي از من پرسيده ميشود كه جاي تعجب دارد اين است كه با توجه به شرايط فعلي جامعه، شما همه مسائل را رها كرده و به موضوع برزخ چسبيدهايد؟ در پاسخ بايد بگويم اگر كمي ريشهيابي كرده و عميقتر به اطراف خود نگاه كنيم، متوجه امور ماورايي در كنار بخش عمدهاي از ناهنجاريها، سوءتفاهمات، بدرفتاريها، بياحترامي به حقوق ديگران، تصاحب اموال هم، خيانت در امانت، طلاق، اعتياد و... ميشويم و خيلي به هم مربوط هستند.بايد بتوانيم آخرت آدمها را يادآوري كنيم. نگوييم دنيا همين جاست و توبه را نگذاريم براي دقايقي كه پلكهايمان بسته ميشود و بگوييم خدايا من را ببخش. اگر اين معرفت به درون آدمها برگردد ساخت سريالهايي با اين مضامين، تاثيرات اجتماعي بيشتري را برجاي ميگذارد تا اينكه صرفا به شيوه قصهگويي بخواهيم اين مسائل را مطرح كنيم.كارگردان مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» درباره پايان شتاب زده و كليشهاي سريال نيز گفت: اگر فكر ميكردم پايان سريال كليشهاي است، شما يك پايان ديگر ميديديد. من پلان به پلان فيلمنامه را در شرايط سخت و با باور و ايمان گرفتهام و اگر غير از اين بود، شور و حال ابتداي كار را در انتها نميديديد.افسانه بايگان بازيگر نقش نرجس هم در اين نشست درباره تناقضات رفتاري نرجس در برخورد با فرزندش به عنوان يك زن تحصيلكرده كه در جامعه نيز حضور فعالي دارد، گفت: در اين زمينه دو مقوله عقل و دل وجود دارد.در كنار انديشه باز و تحصيلكردگي اين شخصيت، ما يك بخش دل هم داريم كه عقل آنجا راه پيدا نميكند و اين مناسبات اصلا آنجا بيمعني است. اتفاقاتي كه براي نرجس در ارتباط با پسرش ميافتد، به نظر من در بخش دل بود و احساساتي صرفا متعلق به يك مادر و يك زن بود كه يك زن ديگر را بخوبي ميتواند بشناسد و درگير آن شود.مهراوه شریفینیامهرآوه شريفينيا با بيان اينكه «روز حسرت» نقطه عطف بازي من بود، گفت: من دو مشاور خوب (پدر و مادرم) در كنارم دارم كه اجازه اشتباه به من نميدهند.مهرآوه شريفينيا بازيگر نقش فريده گفت: من همكاري خوبي در تلهفيلم «كابوس» با آقاي مقدم داشتم كه نتيجه خوبي داشت و دوست داشتم اگر سريال كار ميكنم مناسبتي باشد و اگر مناسبتي است با آقاي مقدم باشد، چون فكر ميكنم هم سليقه مخاطب را خوب ميشناسد و هم مدل كارش دلچسب است.وي ادامه داد: نقش هم خيلي خوب بود و آن قدر جاي كار داشت كه فكر ميكنم يك بازيگر در آن ميتوانست تجلي پيدا كند و آنچه كه در توانش هست ارايه دهد. نقشي هم كه براي ساير شخصيتها نوشته شده بود، آنقدر متفاوت با ساير نقشها بود كه اگر آن را قبول نميكردم بد شانسي يا اشتباه من بود.*«روز حسرت» نقطه عطف پرونده كاري من محسوب ميشودشريفينيا ادامه داد: من بيشتر به خاطر تحصيل كم كار بودم و تا قبل از پايان تحصيلات حتي به بازيگري هم فكر نميكردم و دوست داشتم كارهاي كوتاهي با كارگردانهاي بزرگ داشته باشم و تجربه خوبي هم در اين زمينه به دست آوردم. «ساعت شني» فرصت بسيار خوبي بود، بعد از آن پيشنهادهاي بسياري براي كار داشتم اما پدرم مرا به كار با آقاي مقدم تشويق كرد.وي تصريح كرد: براي من حضور در نقش اول يك فيلم سينمايي با حضور در يك تله فيلم خيلي متفاوت بود، اما پدرم مرا به اين سمت هدايت كرد و باز هم سعي كردم يك نقش سينمايي معمولي كه در آن نتواني بدرخشي و فقط صرفا هستي و حضور داري را نپذيرم و منتظر يك كار خوب باشم و «روز حسرت» واقعا اينگونه بود. فكر ميكنم نقطه عطف كارنامه كاري من اگر ساعت شني يك معرفي بود، روز حسرت به شمار ميرفت.شريفينيا با بيان اينكه گزينه كاري در انتخاب نقشها واجب است، ادامه داد: تا جايي كه بازيگر قدرت انتخاب داشته باشد و پيشنهادهاي مختلف وجود داشته باشد، بايد گزينهاي نقشهاي خود را انتخاب كند. من در كنار خود دو مشاور خوب(پدر و مادرم) دارم كه اجازه نميدهند اشتباه كنم و خوشحالم كه نتيجه كارهايي كه انتخاب كردم خيلي خوب بوده است.وي با بيان اينكه هميشه سعي كردهام هرچه ياد گرفتهام در من دروني شود، تصريح كرد:تلاشم اين است تا مدام به اندوختههاي خود اضافه كرده و از آنها استفاده كنم و در جريان ساخت «روز حسرت» نيز لحظات زندگي فريده را كاملا حس و لمس كردهام و همچنان به همين شيوه ادامه خواهم داد. دلم ميخواهد هم از خود كار لذت ببرم و هم از نتيجه كار.*فريده به شدت عاشق و محتاج بودبازيگر نقش فريده در ادامه گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره شباهت نقشهايش در روز حسرت و ساعت شني گفت:اگر من ده بار هم نقش يك زن باردار را بازي كنم، تكراري نخواهد شد. يك زن خاصيتش اين است كه باردار شود و يا يك دختر ازدواج ميكند. من اگر در چند فيلم هم عروس بشوم، كسي نميتواند بگويد كه تكرار ميكني. اينها موقعيتهايي است كه براي جنس مؤنث اتفاق ميافتد و من دوست دارم آن را در موقعيتهاي گوناگون تجربه كنم.وي افزود: جنس بارداري من در ساعت شني تفاوت بسياري با روز حسرت داشت. من نقش مهشيد را از روز اول يك نقش پاك و مستحكم ميديدم كه موقعيت بدي پيدا ميكند، اما فريده فرد متزلزي است. به شدت عاشق و محتاج است و در همه چيز دچار سردرگمي خاصي است و بسيار دلي رفتار ميكند.در صورتيكه مهشيد اينگونه نبود. او كاملا خود ساخته و بسيار متفاوت بود.شريفينيا گفت: صحبت با بچه نيز مسئلهاي بود كه در هر دو فيلمنامه وجود داشت. متاسفانه حداقل بيش از 10 سكانس از صحبتهاي من با بچهام را شما در ساعت شني نديديد و بسيار متفاوت بود. براي مهشيد فرزند او مرد زندگياش بود اما براي فريده دليلي براي زندگي كردنش بود و اكثر صحبتهايم با فرزندم ذهني بود.تا جايي كه توانستم فريده را وادار به حرف زدن با بچهاش كردم.فريده شرايط شخصيتي و خاصي دارد و فضايي خاص داشت و تنها چيزي كه در دنيا دارد فرزندش است. اما متزلزل است و با بروز مشكل سريع به اعتياد روي ميآورد.بازيگر نقش فريده در مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» در پايان گفت وگوي خود با فارس درباره كليشهاي بودن پايان سريال نيز گفت:من سكانس پاياني را دوست داشتم و اگر فرصت بود، بهتر ميشد روي آن كار كرد و دوست داشتم از ترك اعتياد فريده تا رسيدنش به جايگاه بهشت، كمي طولانيتر باشد تا مخاطب نيز بهتر بتواند با آن ارتباط برقرار كند. من اين بخش قصه را خيلي دوست داشتم كه فريده تطهير شده و سابقه خوبي داشته باشد. افسانه بایگانافسانه بايگان درباره دليل حضورش در اين سريال و پذيرفتن اين نقش گفت: من به موضوع جهاني كه پس از اين جهان ظاهر براي ما وجود دارد علاقه دارم و اين مسالهاي است كه حداقل ما بخش مرگ آن را به چشم خود ميبينيم، هرچند كه به خيلي از زواياي آن دسترسي نداريم.وي با بيان اينكه وعده مرگ از تولد شروع شده ولي ما زياد به آن توجه نكرده و فكر ميكنيم متعلق به همسايه است، افزود: براي من هميشه اين جذابيت وجود داشته كه آنجا و وراي دنياي مادي چه چيز وجود دارد؟ شايد از كودكي و اوايل نوجواني با شعرهاي حافظ و تصاوير زيبايي كه حافظ در اشعار خود بسيار مشخص ترسيم كرده است،به اين موضوع علاقهمند شدم. با تحقيقاتي كه داشتم نيز متوجه شدم اين جريانات فقط نميتواند در قيامت اتفاق بيافتد و آن بهشت و سراي برزخي و جهان سرتاسر دلهره و نگراني به دلايل متفاوت تا قبل از قيامت اتفاق ميافتد.بايگان تصريح كرد: در ادامه آرام آرام جلو رفتم و با توجه به اطلاعاتي كه جسته و گريخته داشتم رسيدم به اينكه جهاني برزخي وجود دارد. ضمن اينكه من سال گذشته نيز سريال اغما را ديده بودم و با آن ارتباط برقرار كرده و تمام قسمتهايش را ديده بودم و حال خاصي در من ايجاد كرده بود.در نتيجه با خواندن يك سيناپس و خلاصه داستان با حضور آقاي مقدم و تجربه كار قبليام با ايشان و تجربههاي خوب آقاي افخمي، حضور در اين كار را پذيرفتم و با اعتماد كامل جلو آمده و نتيجه آن را هم گرفتم.*رفتار نرجس با پسرش مبتني بر دل بودافسانه بايگان بازيگر نقش «نرجس» در مجموعه «روز حسرت» در ادامه گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزون فارس درباره تناقضات رفتاري نرجس در برخورد با فرزندش به عنوان يك زن تحصيل كرده كه در جامعه نيز حضور فعالي دارد،گفت: در اين زمينه دو مقوله عقل و دل وجود دارد. در كنار انديشه باز و تحصيل كردگي اين شخصيت، ما يك بخش دل هم داريم كه عقل آنجا راه پيدا نميكند و اين مناسبات اصلا آنجا بيمعني است. اتفاقاتي كه براي نرجس در رابطه با پسرش ميافتد، به نظر من در بخش دل بود و احساساتي صرفا متعلق به يك مادر و يك زن بود كه يك زن ديگر را به خوبي ميتواند بشناسد و درگير آن شود.وي تصريح كرد: تربيت خانوادگي كه نرجس در آن بزرگ شده بود و آن را به عنوان يك سنت در بقيه خانواده هم منتقل ميكرد، با طرز تفكر و برخوردها و روابطي كه مسعود ايجاد ميكرد، خيلي جاها در تضاد قرار ميگرفت ولي با شخصيت معصومه خيلي هماهنگ و همسو بود. شايد دليل اين تضادها و درگيريهايي كه بين مادر و پسر اتفاق ميافتاد بخشي به خاطر ذات فرزند بود كه از اين خانواده نبود و داراي اين طرز فكر نبوده و بسيار داراي ناهنجاري بود.بايگان ادامه داد: شخصا فكر ميكنم كه يك مادر بهتر است كه به تربيت فرزندش با چيزهايي كه فكر ميكند درست است بپردازد تا اينكه بخواهد بر اساس يكسري عواطف كور كورانه عمل كند و به همين دليل فكر ميكنم برخوردهاي نرجس در بسياري جاها درست بود.وي درباره ارتباط خوب زوج حاج رضا و نرجس نيز گفت: اين كمال انساني است. كمال انسان در وفاي به عهد، عشق، محبت، صفا و وفاست. و چون ما اين آدمها را كامل ديده بوديم، جايي براي اينكه يك سري رفتارهاي غلط و سخيف ببينيم نداشتيم.يعني نگاه، نگاه آرمانگرايانهاي است كه وعده آن به هر انساني در قرآن داده شده است. اگر ما در زندگي روزمره خود به اين نقطه مطلوب نميرسيم و دچار ناهنجاري ميشويم. مشكل خودمان است.وي اظهار داشت: وجوه ارتباطي اين زن و شوهر بسيار عميق است و با يكديگر باليده بودند، در يكسري از لحظات با گفتن و ديدن به اين مسئله ميرسيديم كه اين زوج چه پيشينهاي با يكديگر داشتند، حتي تحصيل نرجس به خاطر كمكهاي همسرش بوده است و روابط بسيار عميق و صميمي در اين زوج ديدم كه براي اولين بار است با آن برخورد كردهام و از طريق دل با هم ارتباط محكمي دارند.*از ابتدا در مواجهه با مخاطب انبوه بودهامافسانه بايگان درباره كار در تلويزيون نيز گفت: من كارم را با تلويزيون شروع كردم و از ابتدا در مواجهه با مخاطب انبوه بودهام كه بسيار هم در آينده حرفهاي من تاثيرگذار بوده است و جسته و گريخته در سالهايي كه در سينما كار ميكردم سعي داشتم كارهاي خوب تلويزيوني را هم بپذيرم و حتي از كارهايي كه ارتباط خوبم را با مخاطب به هم ميريخته پرهيز كردهام.وي تصريح كرد: اين اتفاق در كارهاي اخيرم هم افتاد چون من ارتباط با مردم را دوست دارم و اعتقاد دارم هر انساني در هر جايي قرار گرفته مأموريت الهي بر عهده دارد و بخش عمدهاي از اين مأموريت براي من در ارتباط با مردم بوده است تا بتوانم برايشان لحظههايي را بسازم و نكاتي را به آنها يادآور ميكنم كه تلويزيون اين امكان را به صورت گستردهاي به من داده است.وي با بيان اينكه سطح توليدات از نظر كيفي ارتقاء پيدا كرده و در سطح كمي هم رشد كرده و تعداد كارهاي خوب تلويزيون بيشتر شده، ادامه داد: يكجور سهل انديشي در نگاه به كار تلويزيوني وجود داشت كه فكر ميكنم در تفكر فعلي كه حاكم بر صدا و سيماست بسيار ارتقا پيدا كرده و ما هنرپيشگان سعي ميكنيم در كارهاي خوب تلويزيون حاضر شويم.فكر ميكنم هر بازيگري دوست دارد كار خوب،نقش خوب و جايگاه خوبي را داشته باشد.بايگان اظهار داشت: بازيگران سينما معمولا دچار اين تفكر هستند كه با حضور سركاري كه قرار است از تلويزيون پخش شود، كجا قرار ميگيرند و چه خواهد شد؟ اين نگراني وجود دارد. چون مردم در تلويزيون آسان بازيگر را ميبينند و اگر سطح خوبي نداشته باشد در آينده شغلي آنها هم تاثير ميگذارد.*سعه صدر مسولان صدا و سيما تاثير بسياري در موفقيت سريال داشتبايگان در ادامه درباره دلايل موفقيت سريال «روز حسرت» گفت:به نظر بسياري از بزرگان شناخت و عرفان، آغاز قرن 21 عليرغم همه جنگها، آغاز قرن معنويت است و ما در بسياري از كشورهاي جهان شاهد رشد اين معنويت در عرصههاي مختلف و آثار هنري هستيم و سينماي جهان هم به اين مسير رفته و بسياري از فيلمهاي مطرح دنيا به سينماي معناگرا اختصاص دارد.بايگان گفت: جاي اين موضوعات در كشوري مثل كشور ما كه داعيه فرهنگ معنوي و مذهب دارد به شدت خالي بود و خوشحالم كه ما هم در اين مسير كارهاي خوبي را انجام ميدهيم. ضمن اينكه تشكر ويژهاي از مسئولان صدا و سيما دارم كه در طول اين كار با سعه صدر و اعتماد و اطمينان بيشتري كه قبلا كمرنگ بود و باعث فشارهايي ميشد كه ما به نتيجه دلخواهمان نرسيم، مؤثر بود.
__________________
گزارش پشت صحنه اخراجیهای 2؛ جواد رضویان زیادی شلوغ میکند!
سینمای ما - فيلمبرداري دومين بخش از تريلوژي «اخراجيها» كه هفته گذشته در نمايشگاه هوايي تهران كليد خورد و فيلم جديد «مسعود دهنمكي» تا اواخر همين هفته وارد مرحله جديد توليد خواهد شد.«اخراجيها2»، سرانجام پس از مدتها حرف و حديث سرانجام صبح روز پنجشنبه 11مهر در نمايشگاه هوايي كليد خورد، جايي كه به تعبير «دهنمكي» كليد رمز «اخراجيها2» خواهد بود و از اين مكان، حلقههاي مختلف داستان به يكديگر پيوند خواهند خورد.بنا بر اين گزارش، حلقه ابتدايي «اخراجيها2» با يك داستان واقعي شروع ميشود، اوايل جنگ بود كه يك فروند هواپيماي جمهوري اسلامي ايران توسط يك زوج به سرقت برده شد و در خاك عراق فرود آمد كه نهايتا فرد گروگانگير بدون هيچ مزاحمتي از مهلكه گريخت و همين موضوع، موجب شد تا «دهنمكي» براي اتصال «اخراجيها1» و «اخراجيها2» به سراغ اين داستان برود تا با روايتي داستاني، زمينههاي طنز فيلم خود را فراهم كند.شايد جالبترين قسمت «اخراجيها2» همين سكانسهاي هواپيماربايي باشد، چرا كه از سر اتفاق خانواده «مجيد سوزوكي» سوار اين هواپيما هستند. حالا چرا، بماند! مهم اين است كه اين هواپيما قرار است توسط يك زوج گروگانگير ربوده شود و به كشور عراق برده شود...محوريترين شخصيت لوكيشن هواپيما، تا پيش از ملحق شدن خانوادهها با «اخراجيها»، جواد رضويان يا همان آقاغلام است كه قرار است در نقش پسرخاله مجيد سوزوكي ظاهر شود و با چهرهپردازي متفاوت خود، شيطنتهايش و دلبستن او به خانم مهماندار -كه نقش او را شيلا خداداد بازي ميكند- قطعا لحظات جذابي را خلق خواهد كرد. لحظاتي كه در چند ساعتي كه در كنار گروه «اخراجيها2» بوديم، هم در روي صحنه و هم در پشت صحنه فيلم فراوان ديده شد.اوج اين لحظات در جايي است كه آقا غلام بدون هيچ توجهي به كابين خلبان ميرود و به خلبان دو نوار كاست ميدهد كه براي مسافران پخش كند كه در همين حال، «شيلا خداداد» سر ميرسد، دست آقاغلام را لاي در ميگذارد و آقاغلام هم با همان نگاه اول شيفته خانم مهماندار ميشود.خود «جواد رضويان» در مورد حضورش در «اخراجيها2» ميگويد: وقتي داستان را خواندم، ديدم بسيار شيرينتر از «اخراجيها» از آب در آمده است و براي خودم هم به شخصه جالب بود كه چطور اين افراد از سر يك اتفاق، در ادامه قصه سر از خاك عراق در ميآورند و در نهايت داستان متعددي كه باعث رودررو شدن آنها با «اخراجيها» ميشود كه در اين قسمت اسير شدهاند.«رضويان» ادامه ميدهد: البته داستان آنقدر و گيرا است كه شايد در ابتدا اين اتفاق غيرقابل باور باشد اما داستان آنقدر كشش و جذابيت دارد كه تماشاگر اصلا يادش ميرود كه اين جريان يك اتفاق بوده است.گروه در يك هواپيماي تقريبا بزرگ 200 نفره مشغول ضبط صحنههاي مربوط به هواپيماربايي هستند، صحنههايي كه بيشترين نقش را در آن «اميريل ارجمند» و «مهراوه شريفينيا» بر عهده دارند كه اين دو، همان زوج هواپيمارباي داستان هستند كه در البته در آخر داستان زن به نوعي پشيمان ميشود و همسرش را تنها ميگذارد.خود «اميريل ارجمند» در مورد نقشش ميگويد: شايد كليديترين نقش در قسمت اول، همين بهروز باشد، چرا كه به وسيله اين شخصيت قرار است حلقه آغازين و مياني داستان به هم متصل شود و مسأله ديگري كه در مورد بهروز بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اين شخصيت حتي يك ديالوگ طنز هم ندارد و جديترين شخصيت «اخراجيها2» است.اعضاي گروه كه تقريبا از صبح زود در لوكيشن حاضر شدهاند، پس از صرف ناهار و آمدن «محمدرضا شريفينيا» آماده ميشوند تا سكانسها را ضبط كنند، سكانسي كه بر روي كلاكت آن نوشته شده است «سكانس 12، برداشت 1، حلقه 2» و به اين ترتيب گروه صحنه مربوط كابين خلبان و بلند شدن هواپيما از روي باند را توسط «تورج منصوري» فيلمبرداري ميكنند.«ابوالفضل همراه» و «شاهرخ نورمحمدي» دو بازيگري هستند كه نقش خلبانان اين سفر جنجالي را به عهده دارند و در طي مسير بارها و بارها با شيرين كاري غلام مواجه خواهند شد.در حين فيلمبرداري اين صحنه «دهنمكي» به دو بازيگر شيوه صحيح فعاليت در كابين را گوشزد ميكند و به آنها راهنمايي ميكند كه براي طبيعيتر شدن سكانس، چگونه با دكمهها و كليدهاي كابين كار كنند.بعد از اين كه اين صحنه با چند برداشت فيلمبرداري ميشود، «دهنمكي» كار را تأييد ميكند و نوبت به بازي «جواد رضويان» ميرسد كه به كابين هواپيما داخل شود و دو نوار كاست شاد به خلبان بدهد تا با توجه به مسافت زياد، آن را براي مسافران پخش كند تا كسي خسته نشود!البته اين نما در يك فضاي حدودا 2×2 متر، حدود 15 بار گرفته مي شود تا نهايتا رضايت دهنمكي جلب شود. صحنهاي كه «جواد رضويان» آنقدر ديالوگ خود را بامزه ادا ميكند كه پس از پايان هر برداشت، گروه به كارهاي او ميخندند.در فاصلهاي كه گروه مشغول كاشتن دوربين براي صحنه بعدي هستند شوخيهاي جواد رضويان با اعضاي گروه به خصوص با كارگردان، جلب توجه ميكند به طوري كه به دليل شلوغ بازيهاي جواد رضويان، دهنمكي نكاتي را كه ميخواهد به او گوشزد كند، با صداي بلند دم گوشش ميگويد!يكي از مهمترين بحثهايي كه ميان دهنمكي،شريفينيا و منصوري هنگام صرف ناهار در جريان بود، بحث انتخاب يك بازيگر مناسب براي بخش اردوگاه است كه اين سه ترجيح ميدهند تا يك بازيگر قديمي باشد كه البته به تعبير دهنمكي اين نقش كليديترين نقش «اخراجيها2» خواهد بود و اگر بازيگري مناسب براي آن پيدا شود، فيلم با استقبال بسيار زيادي در گيشه مواجه خواهد شد. (البته دراين بخش شريفينيا و دهنمكي از من قول گرفتند كه تمامي اسامي كه در مورد اين چهره قديمي شنيدم را براي حفظ وجه غافلگيرانه كار از ياد ببرم!)به هرترتيب در روزهاي آتي قرار است با اضافه شدن بازيگراني نظير نگار فروزنده،نيوشا ضيغمي،منوچهر آذر،ميناجعفرزاده و ليلا بلوكات، صحنههاي مربوط به هواپيما به طور كامل فيلمبرداري شود تا پس از آن تورج منصوري صحنههاي مربوط به برخاستن و فرود آمدن هواپيما را درآشيانه فيلمبرداري كند تا گروه آماده كاري حدود يك ماهه براي ثبت تصاوير اردوگاه و اسارت شوند. صحنههايي كه با توجه به فيلمنامه «اخراجيها2» بسيار گيرا و جذاب خواهد بود و پس از آن نيز صحنههاي مربوط به بخش جنگ فيلمبرداري خواهد شد.براي فيلمبرداري«اخراجيها2» حدود 2 ماه زمان پيش بيني شده است و سعي گروه بر اين است كه تا پايان آذر ماه و مهلت تعيين شده براي ارائه فيلمها به جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، فيلم آماده حضور در جشنواره شود.فهرست عوامل سازنده «اخراجيها2» با آخرين تغييرات عبارت است از:نويسنده و كارگردان: مسعود ده نمكي، تهيه كننده: حبيب الله كاسهساز، برنامه ريز و دستيار اول: عليرضا شمس شريفي، دستيار دوم: علي صميمي، منشي صحنه: بهناز تاجيك، مديرفيلمبرداري: تورج منصوري، صدابردار: محمود خرسند، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، طراح گريم: ايمان اميدواري، عكاس: احمد شجاعي، جلوههاي ويژه: جواد شريفي، جلوههاي كامپيوتري: رضا فخاريه، مديرتوليد: تينا پاكروان، انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفينيا.بازيگران: اكبر عبدي، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، ارژنگ اميرفضلي، سيدجواد هاشمي، مهران رجبي، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، مهراوه شريفينيا، شهره لرستاني، مينا جعفرزاده، ليلا بلوكات، نرگس محمدي، قاسم زارع، سپند اميرسليماني، رامين پرچمي، بيوك ميرزايي، ميرطاهر مظلومي، منوچهر آذر، اميريل ارجمند، سيروس كهوري نژاد، ابوالفضل همراه، شاهرخ نورمحمدي، جلال پيشواييان، احمد ايراندوست، محسن جهانباني، اردشير كاظمي، محمدعلي باقري، يوسف قرباني، حامد مروتجو، سعيد كرمي، امين ايماني، سارا منجزيپور، فائقه عابدكوهي و با حضور افتخاري كامبيز ديرباز و علي اسيوند.خلاصه داستان: «اخراجيها2» ادامه تريلوژي «اخراجيها» است. درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد. دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره ميكند و همه اخراجيها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات ميگردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد. همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل ميشوند. خانواده «اخراجيها» براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي ميشوند. دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چندپارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريستها با دشمن همدست شدهاند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهرههاي شاخص فرمانده و روحاني ميگردد.
__________________
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 12:20 توسط نويد
یخ بین شاهرخ خان و ایشواریا آب شد .
رفتن شاهرخ خان به پریمیرفیلم درونا شاید باعث تعجب همه شده باشد ولی گویا صحبت کردن شاهرخ و آیشواریا بیشتر باعث شگفتی شده است!!! خبرهاي زيادي مبني بر اين بود كه بين شاهرخ خان و آميتاب باچان جنگ سردي وجود دارد. ولي حضور شاهرخ در پريمير فيلم ” درونا ” باعث شد كه تمام شایعات خاتمه پیدا کنند.زیرا شاهرخ در پريمير اين فيلم همراه با خانواده اش يعني گوري و آرين و سوهانا حضور داشت و با خانواده باچانها خيلي گرم و صميمي برخورد كرد. بعد از اینکه شاهرخ وارد مهمانی شده و با همه احوالپرسی کرده است با آبشیک و ایشواریا سر صحبت را باز کرده و این یخ ۵ ساله بین خودش و ایش را آب کرده است البته همه می گویند حالا که شاهرخ با سلمان قهراست دیگه دلیلی برای دوست نشدن با آیشواریا نیست شاهرخ همچنين به همه خبرنگارها گفت كه هيچ دعوا و بحثي بين او و big B،يعني آميتاب باچان نبوده است.
منبع : خبرگزاری واسونک
عکسی از ایشواریا در مراسم افتتاح Longines Boutique درشهر کلکته
__________________
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 17:58 توسط نويد
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 11:38 توسط نويد
دهن کجی گلشیفته
مجموعه دروغ ها تا چهار روز دیگر اکران خواهد شد و از چند روز قبل فرش قرمزهای این فیلم شروع شده ولی دیروز پنجم اکتبر گلشیفته به روی فرش قرمز آمد .
چندی قبل همه عنوان می کردند که گلشیفته قوانین ایران را زیر پا نگذاشته و با کلاهگیس بازی کرده (حتی محمدرضا شریفی نیا) اما تعدادی که از پشت صحنه با خبر بودند می دانستند که گلشیفته رفته تا به قله های هالیوود برسد.
اما اینکه گلشیفته میتواند به ایران بدون مزاحمت بازگردد و طبق قانون ایران چون جرمی را در داخل کشور مرتکب نشده مورد بازخواست قرار میگیرد یا نه ؟ سوالیست که باید منتظر جواب آن در آینده بود لیکن ممنوع التصویر شدن وی به نظر اجتناب ناپذیر میرسد.فی الواقع گلشیفته دست به ریسکی زد که اگر جواب مثبت از هالیود نگیرد به بن بست هنری در ایران خواهد رسید و زندگی حرفه ایش در ایران هم تقریبا با این حرکت به انتها خواهد رسید.
__________________
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 11:57 توسط نويد
انتشار ناگفتههاي زندگي «محمدعلي كشاورز» در هفته آينده ایراسان - اين كتاب در دو بخش مجزا به فعاليتهاي تئاتري و سينمايي اين هنرمند ميپردازد. در بخش تئاتر، اعظم كيانافراز، اجراهاي صحنهاي و تلهتئاترهاي تلويزيوني كشاورز را به تفكيك زماني بررسي ميكند. در بخش سينمايي نيز، ياسين محمدي در گفتوگو با كشاورز بازيهاي سينمايي او را از نخستين بازي وي در «شب قوزي» در سال 1343 تا آخرين بازي وي در «فرزند صبح» در سال 1387 مرور ميكند. در هريك از اين بخشها توضيحات كاملي از تئاترها و فيلمها آمده است و ديدگاهها و خاطرات كشاورز تكميلكننده هر قسمت محسوب ميشود. در اين كتاب فصلي نيز به پاياننامه كارشناسي كشاورز در رشته تئاتر دانشكده هنرهاي دراماتيك با نام «نقش هنر در اجتماع» اختصاص يافتهاست. همچنين انتشار آلبومي از عكسهاي كشاورز، نقدهاي تئاتري و سينمايي مربوط به بازيهاي وي و فيلمشناسي اين هنرمند پيشكسوت، از ديگر فصلهاي كتاب است. محمدعلي كشاورز در 26 فروردين سال 1309 در اصفهان متولد شد. او فعاليت هنرياش را از سال 1339 با حضور در نمايش «ويولن ساز» آغاز كرد. وي سپس با ايفاي نقش در نمايشهايي همچون «آنتيگونه»، «آندورا»، «اديپ شهريار»، «بازي استريندبرگ»، «دايي وانيا» و «لبخند باشكوه آقاي گيل» به بازيگري حرفه اي در تئاتر تبديل شد. كشاورز در سريالهاي تلويزيوني زيادي همچون «هزاردستان»، «سربداران»، «سلطان و شبان» و «پدرسالار» به نقش آفريني پرداخته است. وي همچنين كارگرداني را در سال 1347; در تلويزيون با كارگرداني هنري، تجربه كردهاست. از جمله كارهاي سينمايي او ميتوان به «رگبار»، «خشت و آينه»، «برزخي ها»، «كمال الملك»، «مردي كه موش شد» ، «كفشهاي ميرزانوروز»، «مادر»، «ناصرالدينشاه آكتور سينما»، «دلشدگان»، «زير درختان زيتون» و «روز واقعه» اشاره كرد. كشاورز براي بازي در فيلم مادر ساخته علي حاتمي نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد شد. كتاب «اكسير نقش» از سوي نشر افراز در تيراژ دو هزار نسخه به زودي منتشر ميشود.
__________________
یادداشتی درباره رمان نویس شدن آقایی به نام داریوش مهرجویی؛ قضیه این دفعه جدی است...
سینمای ما - جابر تواضعی: ميشد به خبر رمان نوشتن داريوش مهرجويي كه چند وقت پيش منتشر شد، به عنوان يك خبر بانمك فرهنگي نگاه كرد. درست مثل اين خبر كه قرار بود نمايشي را كارگرداني كند و منتفي شد ولي با انتشار فصلهاي ابتدايي اين رمان در يك هفتهنامه و اعلام اين خبر كه كتاب نهايي هم در دست چاپ است، معلوم شد كه اين دفعه قضيه كمي جديتر است.اسم رمان «به خاطر يك فيلم بلند» است و همان جور كه از اسمش برميآيد، اينجا هم سينما نقش مهمي دارد.مهرجويي همانطور كه هيچ وقت به ادبيات پشت نكرده و بدون ترس از اين كه مولف بودنش زير سوال برود بيشترين و بهترين اقتباسها را در سينماي ايران انجام داده، حالا هم كه رسما به سراغ ادبيات رفته دلمشغولي و تخصص اصلي اش را فراموش نكرده و داستان يك جوان فيلمساز را روايت ميكند.از قرار معلوم همين خودش راه را براي حديث نفس بودن كار باز گذاشته و باعث شده او هرچي دل تنگش ميخواهد بگويد.علاوه بر اين كه براي دراماتيزه شدن اين تكگويي يا حديث نفس ابتدايي خيلي تلاش نشده، حتي بعضي جاها مرز محاوره و نوشتن رسمي و كتابي هم رعايت نشده و اينجا خيلي نميشود، از ظرافتهاي تصويري هميشگي فيلمهاي او سراغ گرفت.انگار بازيگوشي در اين سن و سال هم دست از سر فيلمسازان قدر ما برنمي دارد. آن يكي با شعر شاعران بزرگ شوخي ميكند و اپرا راه مياندازد و بعد اين همه سال فيلم تجربي ميسازد و اين يكي هم رمان مينويسد. شايد ماجرا برمي گردد به چيزي كه ويژه اين سن و سال است و تازگيها مد شده كه بهش ميگويند «سندرم».نويسندههاي زيادي از ادبيات به سمت سينما آمدهاند. نمونهاش ابراهيم گلستان است. علاوه بر جذابيت سينما، شايد يكي از دلايلش اين باشد كه ماجراجو بودهاند يا خيال ميكردهاند، كارگردانها نميتوانند تصورات و تخيلات آنها را خيلي خوب به تصوير بكشند.ولي اين كه فيلمسازان قدر و تاثيرگذار ما از سينما به سمت هنرهاي ديگر بروند، ميتواند دلايل مختلفي داشته باشد. يكي اين كه دوره بازيگوشي هنريشان را تا رسيدن به فيلمسازي به عنوان اصليترين تخصص و علاقه طي نكردهاند .با همه اينها بايد صبر كرد تا رمان كارگردان گاو و اجارهنشينها و درخت گلابي و ليلا و پري و سارا و بانو و هامون و سنتوري را كه به صورت كتاب نهايي منتشر ميشود، دربيايد و بعد قضاوت كرد. حتي همين فرض حديث نفس بودن كار باعث ميشود براي سردرآوردن از دنياي ذهني فيلمساز خوبمان هم كه شده، به خواندن رمانش بيشتر مشتاق باشيم.
__________________
ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت» بی انصاف
 سینمای ما - امید غیایی: اگر جوانان نسل قبل از ما به هامون تکیه کرده و قد کشیده بودند، ما هم با آژانس شیشه ای رشد کردیم و بزرگ شدیم.بماند که حالا هردو فیلم برای نسلهای بعد هم می ماند و شده فیلم کالت خیلی از دوران ها .کارگردانهای هر دو اثر با تکیه بر "دانش" و "بینش" و نوع نگاه خاص خودشان و تمام جهان بینی منحصر بفردشان دنیای زیبا و پر از تناقضی را برای ما آفریدند که هنوز هم زاویه های ناشناخته فراوانی دارد.داریوش مهرجویی آخرین اثرش را ساخت و با بی مهری و کم توجهی دچار نوعی "فرار مغز" محصولات فرهنگی شد.اما ابراهیم حاتمی کیا با حاشیه امنیتی که در این سالها برای خودش ساخته و یکبار(با به رنگ ارغوان) هم از آن تخطی کرده بود این بار دست روی موضوعی گذاشته که شاید خیلی ها آنرا در حد و اندازه سینمای ایران نمی دیدند.مسئله ی حالا دیگر فراگیری که نه تنها جوامع در حال توسعه که جوامع پیشرفته را هم درگیر خودش کرده است.شاید همین نکته ظریف که بتوان آنرا خیلی هم وطنی و اینجائی ندید حاتمی کیا را به این واداشته تا ازگروه تحقیقاتی نه چندان مختصری برای موضوع داستانش یعنی "سقط جنین" استفاده کند.البته شاید نتوان قاطعانه موضوع فیلم را سقط جنین دانست.چرا که دو داستان فیلم تلاش برای داشتن و نگه داشتن جنینی است که خیلی دور از انتظار به "مادرانشان" هدیه شده است.فقط به مادرانشان هدیه شده چرا که استقبال چندان باشکوهی از طرف پدرهایشان نمی بینند. حاتمی کیا کارگردان باهوش و کار بلدی است و می داند که دویدن بر روی تیغ دولبه ای که سقوط از هر طرفش ضربه شاید نهائی را بر پیکره فیلمش وارد کند،کار بسیار پیچیده ایست. چه از نظر اجرا و چه از نظر نوع نگاه به داستانی که قرار است در فیلمی اپیزودیک به تماشاچی کم حوصله این روزها نمایش داده شود.اما باید گفت که متاسفانه فیلم از همان جائی ضربه میخورد که شاید تکیه اش بر روی آن استوار میشود.یعنی اپیزودیک بودن آن.همان موقع که بازار شایعه و گمانه زنیهای خال زنکی برای بازیگران فیلم گرم بود بیم این میرفت که نکند حاتمی کیا هم گرفتار ستاره ها بشود و فیلم نشود آن چیزی که باید باشد.البته پس از تماشای فیلم به این نتیجه میرسیم که حاتمیکیا این جا دچار ستاره سالاری نشده اما بعد از دیدن فیلم خیلی هم بی ربط نیست اگر بهاش بگوئیم اپیزود مهناز افشار را در بیاور بعد ببین هیچ چیز تغییر نمیکند! شاید حاتمی کیا خواسته حس فضولی مان را برای دیدن ری اکشن بازیگران در قبال بچه دار شدن را راضی کند.فیلم سرشار از ایده های ناب و بکر است.چه در متن و چه در اجرا.اما تمام اینها فدای قصه گوئی پرسرعت و رگباری فیلم میشود.البته با نگاه به داستان آن احتمال گریزی از آن نیست.چرا که حالا با حذف اپیزود پژمان بازغی و لیلا اوتادی و (خداراصدهزار بار شکر)دادن بچه توسط هیبت فرشته وار مهتاب کرامتی باز هم خیلی از اوقات تکه های نچسب زیادی در فیلم هست.ایده های ناب اجرائی فیلم از همان ابتدا خودنمائی میکند که خیلی از اینها را احتمالا مدیون تورج منصوری نازنین است که باز هم تصویرهایش هوش از سرتان میبرد.جاهائی که شخصیتهای دیالوگ گوی فیلم در بک گراند خیلی جاها سه لایه فیلم فلو هستند و کسی که تمام بار معنائی صحنه روی دوش اوست و صاحب پلان به حساب می آید، فوکوس.تصویرهای چشم نواز برف و رنگهای خاکستری و سرد که در فیلم جاریست.یا مثلا ایده ی متنی ِ اینکه دستیار خانم دکتری که کورتاژ بر عهده اوست ،و یکی از حلقه های متصل کننده داستان زنهای فیلم است، خودش حامله است.یا باردار نشدن کتایون ریاحی ای که هزاران بار بچه های دیگران را با سونو گرافی بهشان نشان داده و از شنیدن صدای ضربان قلبشان به وجد آمده و یکی دیگر از حلقه های اتصال داستان است.یا همان فنر چاه بازکنی ای که اول فیلم در صحنه آزمایشگاه به چشم میخورد شاید همانی باشد که محمدرضا فروتن آویزان کرده به موتورش و اسباب کاراوست.اما واقعا اینها را باید نقطه قوت فیلم فیلمساز محبوبمان بدانیم یا ضعفش.شاید اینها را وارد ماجرا کرده تا خیلی هم حواسمان به لهجه عجیب و غریب و طنزگونه جعفری جوزانی و فروتن نباشد.یا طنز نا خواسته ای که در اپیزود گوهرخیراندیش برای تماشاچی نمود پیدا میکند.دیالوگهائی که خیلی به نظر نمیرسد برای انتقال چیزی از آنها استفاده شود مگر اینکه شوخی ای با بیوه زنان مسجد و بی خطری شان شود.اینها همه برای تماشاچی وقتی حل می شود که خیلی سر در گم و گمراه نشود.بفهمد در صحنه چه اتفاقی میفتد و به عنوان تماشاچی حرفه ای سینما مجبور نباشی مدام برای هر دو بغل دستی ات اکتهای صحنه ها را تعریف کنی و سوال فلان جا چی شد را از زبان نصف بیشتر تماشاچی ها آخر فیلم بشنوی.فیلم در اپیزودهای اول و دوم به معنای واقعی کلمه عقیم مانده و نتوانسته ارتباطش را با تماشاچی برقرار کند.قرار است قضاوت به عهده هر کس با دیدگاه و نوع نگاه ودش باشد.قبول، اما باید مصالح کافی در اختیار او قرار بگیرد تا به تنیجه ای منتج شود.اما به همان میزان هم در اپیزود خیراندیش و مریلازارعی موفق عمل کرده.چرا چون فیلمساز به همراه نویسنده دیگر فیلمنامه چیستایثـربی، خوب این شخصیتهای جاری در فیلم را میشناسند."بهار" و "سیده خانم" و نقش های فرهاد قائمیان و رضا بابک آنقدر برایشان آشنا و زنده هستند که حتی ذره ای به خودت شک راه نمی دهی که جامعه مان پراست از این آدمها.چه خوب چه بد.میتوانی زنهایش را حس کنی و مردهایش را با چشمانت ببینی.مادری که سالها به خاطر نازائی دل از مادر شدن کنده حالا برای مادر ماندن مرگ را هم می پذیرد.اما بازهم قضیه ای که خیلی هم راحت دست از یقه ام برنداشت این است که به غیر از اپیزود کتایون ریاحی بقیه از بارداریشان نه تنها راضی نیستند که بی اطلاعیشان بعضی جاها توی ذوق میزند.مگر قضیه فرمولی یکطرفه است که همه تقصیرها گردن مردانی باشد که یکی چهارسال صبرش و دیگری سوغات کربلایش را در آنها ببیند.بازیگری که به خاطر موقعیتش بچه را نمیخواهد ،زن کارگری که به نظر در دام "بچّه خّر"ی(خدا کند حاتمی کیا خنده تماشاچیان را اینجا پیش بینی کرده باشد) پولدارگرفتار شده و مادری که حالا سن بچه ی تو شکمش از نوه ی در راهش بزرگتر است و خانم دکتری که با کاشت تخمک بچه دار شده انگار همه و همه دست در دست هم میدهند تا اپیزود پایانی فیلم بازی درخشان مریلا زارعی و فرهاد قائمیان را به رختان بکشد و بازهم پشت دست به دندان بگیرید که کاش تمام فیلم سرشار از روحی بود که در اپیزود ماقبل آخر و آخر جریان داشت.این دو اپیزود به خاطر تسلط کارگردان بر کاراکترها به شدت امیدوارتان میکند به آینده ای نه چندان دور برای دیدن فیلم بعدی حاتمی کیا.حالا که دو روز از دیدن فیلم و ناامیدشدن نسبی ام گذشته و فیلم هم حسابی نشست کرده، حسرت داشتن یکی از آن ریموت کنترلهای فیلم "بازی های مضحک" میشائل هانه که را میخورم که می توانست برم گرداند به صف بسیار طولانی(و البته امیدوار کننده) سینما فلسطین و با دیدن صف قید دیدنش را بزنم و برگردم خانه.من هم یکی از تماشاچیان همیشگی سینمای حاتمی کیا بودم.
__________________
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 18:28 توسط نويد
تام کروز, براد پیت, نیکول کیدمن, آنتونی هاپکینز, استیون سگال و...در عربست یکشنبه 14 مهر
اعلام برنامه عربست یکشنبه 14 مهر
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Adrenaline

ساعت پخش: 3:30 صبح
ژانر: Crime | Drama | Romance
بازيگران: Ricky Carmichael, Shane McConkey, Jonny Moseley, Darin Shapiro, Cary Hart
محصول: 2003 هلند - آفریقای جنوبی

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Old School
ساعت پخش: 5:00 صبح
بازيگران: Phe Caplan, Elisha Cuthbert, Katherine Ellis, Will Ferrell, Patrick Fischler
محصول: 2003 آمریکا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
The Big Brass Ring
كارگردان: George Hickenlooper
بازيگران: William Hurt, Nigel Hawthorne, Miranda Richardson, Irène Jacob, Ewan Stewart
محصول: 2000 آمریکا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Snowboarder
بازيگران: Jeremy Jones, Andrew Crawford, Jussi Oksanen, Kevin Jones, Marcus Egge
محصول: 2003 فرانسه و سوئیس

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Uncle Buck
بازيگران: John Candy, Jean Louisa Kelly, Gaby Hoffmann, Macaulay Culkin, Amy Madigan

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Babel
كارگردان: Alejandro González Iñárritu
بازيگران: Brad Pitt, Cate Blanchett, Mohamed Akhzam, Peter Wight, Harriet Walter
محصول: 2006 آمریکا - فرانسه - مکزیک

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
The World's Fastest Indian
ساعت پخش: 13:30
كارگردان: Roger Donaldson
ژانر: Biography | Drama | Sport
بازيگران: Anthony Hopkins, Iain Rea, Tessa Mitchell, Aaron Murphy (II), Tim Shadbolt
محصول: 2005 آمریکا - نیوزلند - ژاپن - سوئیس

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Moulin Rouge
ژانر: Drama | Musical | Romance
بازيگران: Nicole Kidman, Ewan McGregor, John Leguizamo, Jim Broadbent, Richard Roxburgh
محصول: 2001 آمریکا و استرالیا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
I Do, They Don't

ساعت پخش: 17:30
بازيگران: Josie Bissett-Rob Estes-Martha MacIsaac-Lyndsy Fonseca-Fraser McGregor
محصول: 2005 آمریکا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Kingpin
كارگردان: Bobby Farrelly, Peter Farrelly
بازيگران: Woody Harrelson, Randy Quaid, Vanessa Angel, Bill Murray, Chris Elliott
محصول: 1996 آمریکا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
The Ladies Man
كارگردان: Reginald Hudlin
بازيگران: Ken Hudson Campbell, Rocky Carroll, Lee Evans, Will Ferrell, Brett Heard

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
The Sum of All Fears
ساعت پخش: 23:30
كارگردان: Phil Alden Robinson
ژانر: Action | Drama | Thriller
بازيگران: Ben Affleck, Alan Bates, John Beasley, Michael Byrne, James Cromwell
محصول: 2002 آمریکا و آلمان

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
The Dead Girl
ساعت پخش: 1:30 بامداد روز بعد
كارگردان: Karen Moncrieff
ژانر: Drama | Mystery | Thriller
بازيگران: Toni Collette; Piper Laurie; Don Smith (XII); Michael Raysses; Earl Carroll (II); Dorothy Beatty; Eva Loseth; Giovanni Ribisi; Rose Byrne; Joanie Tomsky; James Franco; Christopher Allen Nelson; Mary Steenburgen; Bruce Davison; Kate Mulligan (III); Mary Beth Hurt; Nick Searcy; Dan Callahan; Gus Buktenica; Marcia Gay Harden
محصول: 2006 آمریکا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Under Siege
ژانر: Action | Drama | Thriller
بازيگران: Steven Seagal, Gary Busey, Tommy Lee Jones, Erika Eleniak, Colm Meaney
محصول: 1992 آمریکا و فرانسه

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
Collateral
ژانر: Crime | Drama | Thriller
بازيگران: Tom Cruise, Jamie Foxx, Jada Pinkett Smith, Mark Ruffalo, Peter Berg
محصول: 2004 آمریکا

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 17:55 توسط نويد
زیباترین فیلم های شنبه هاتبرد 13/7/87
با سلام . با معرفی فیلم های شنبه هاتبرد در خدمت شما هستم ###############################HboMan in the chairساعت پخش 7:30 کارگردان:Michael Schroederبازیگران:Christopher Plummer (Flash Madden), Michael Angarano (Cameron Kincaid), M. Emmet Walsh (Mickey Hopkins), Robert Wagner (Taylor Moss), Joshua Boyd (Murphy White), George Murdock (Richard), Mimi Kennedy (Mom)محصول : 2007 آمریکاژانر: کمدی / درامامتیاز جهانی فیلم :7.8/10###############################HboExpiration Dateساعت پخش 9:15عکس یافت نشد کارگردان:Rick Stevensonبازیگران:Robert A. Guthrie (Charlie), Sascha Knopf (Bessie), Dee Wallace (Lucille), Brandon Whitehead (Arnold), Curt Becker (Chunk), Jill Bennett (Alicia), David Keith (Wild William)محصول: 2006 آمریکاژانر: کمدیامتیاز جهانی فیلم:6.3/10###############################HboAre You Ready for Loveساعت پخش 12:35 کارگردان:Helen Graceبازیگران:Michael Brandon (Randy), Ed Byrne (Luke), Andy Nyman (Barry Schneider), Lucy Punch (Melanie), Leigh Zimmerman (Candy), Lucy Liemann (Rachel), Craig Kelly (Leo)محصول: 2006 اوکراینژانر: کمدیامتیاز جهانی فیلم :5.5/10###############################HboJumpساعت پخش 14:05 کارگردان:Joshua Sinclairبازیگران:Patrick Swayze (Richard Pressburger), Ben Silverstone (Phillippe Halsman), Martine McCutcheon (Liuba Halsman), Heinz Hoenig (Morduch Halsman), Anja Kruse (Ita Halsman), Heinz Trixner (Emil Groeschel), Sybil Danning (Anna Gruber)محصول: 2007 استرالیا و اوکراینژانر: درامامتیاز جهانی فیلم :6.0/10###############################HboPirates of the Caribbean: At World's Endساعت پخش 15:50 کارگردان:Gore Verbinskiبازیگران:Johnny Depp (Jack Sparrow), Geoffrey Rush (Barbossa), Orlando Bloom (Will Turner), Keira Knightley (Elizabeth Swann), Jack Davenport (Norrington), Bill Nighy (Davy Jones), Jonathan Pryce (gubernator Weatherby Swann)محصول : 2007 امریکاژانر: اکشن / ماجراجویی / کمدی / فانتزیامتیاز جهانی فیلم :7.0/10###############################Hboodette toulemondeساعت پخش 18:35 کارگردان:Eric-Emmanuel Schmittبازیگران:Catherine Frot (Odette Toulemonde), Albert Dupontel (Balthazar Balsan), Jacques Weber (Olaf Pims), Fabrice Murgia (Rudy), Nina Drecq (Sue Ellen), Camille Japy (Nadine), Julien Frison (François)محصول: 2006 فرانسه و بلژیکژانر: کمدی / درامامتیاز جهانی فیلم :5.8/10###############################HboFidoساعت پخش 23:50 کارگردان:Andrew Currieبازیگران:Billy Connolly (Fido), Dylan Baker (Bill Robinson), Carrie-Anne Moss (Helen Robinson), K'Sun Ray (Timmy Robinson), Alexia Fast (Cindy Bottoms), Tim Blake Nelson (pan Theopolis), Sonja Bennett (Tammy)محصول : 2006 کاناداژانر: کمدی / درام / وحشتناک / رمانتیکامتیاز جهانی فیلم :7.0/10###############################HboPumpkinhead: Ashes to Ashesساعت پخش 1:20 دقیقه بامداد روز بعد کارگردان:Jake Westبازیگران:Doug Bradley (Doc Fraser), Douglas Roberts (Bunt Wallace), Lisa McAllister (Dahlia Wallace), Tess Panzer (Molly Sue Allen), Emanuel Parvu (Oliver Allen), Ioana Ginghina (Ellie Johnson), Lance Henriksen (Ed Harley)محصول: 2006 رومانی و امریکا و اوکراینژانر: وحشتناکامتیاز جهانی فیلم :4.1/10###############################Hbo2Facing the Giantsساعت پخش 7:30 کارگردان:Alex Kendrickبازیگران:Erin Bethea (Alicia Houston), James Blackwell (Matt Prater), Bailey Cave (David Childers), Shannen Fields (Brooke Taylor), Tracy Goode (Brady Owens), Alex Kendrick (Grant Taylor), Jim McBride (Bobby Lee Duke)محصول: 2006 آمریکاژانر: درام / ورزشیامتیاز جهانی فیلم :6.1/10###############################Hbo2deal of the centuryساعت پخش 9:20 کارگردان:William Friedkinبازیگران:Chevy Chase (Eddie Muntz), Gregory Hines (Ray Kasternak), Sigourney Weaver (pani DeVoto), Vince Edwards (Frank Stryker), William Marquez (generał Cordosa), Eduardo Ricard (Salgado), Richard Libertini (Massaggi)محصول: 1983 آمریکاژانر: کمدی / جناییامتیاز جهانی فیلم :4.0/10###############################Hbo2Die Wilden Huehner Und Die Liebeساعت 11:00 کارگردان:Vivian Naefeبازیگران:Michelle von Treuberg (Charlotte "Sprotte" Slättberg), Paula Riemann (Melanie), Jette Hering (Wilma), Lucie Hollmann (Frieda), Zsa Zsa Inci Bürkle (Trude), Jeremy Mockridge (Fred)محصول: 2007 آلمانژانر: کمدی / خانوادگی / رمانتیکامتیاز جهانی فیلم :5.9/10###############################Hbo2Goal II: Living the Dreamساعت پخش 13:15 کارگردان:Jaume Collet-Serraبازیگران:Kuno Becker (Santiago Munez), Stephen Dillane (Glen Foy), Anna Friel (Roz Harmison), Leonor Varela (Jordana Garcia), Elizabeth Pena (Rosa Maria), Carmelo Gómez (Burruchaga), Miriam Colon (Mercedes)محصول: 2007 اوکراینژانر: درام / ورزشیامتیاز جهانی فیلم :5.9/10###############################Hbo2the celestine Prophecyساعت پخش 15:10 کارگردان:Armand Mastroianniبازیگران:Matthew Settle (John), Thomas Kretschmann (Wil), Sarah Wayne Callies (Marjorie), Annabeth Gish (Julia), Hector Elizondo (kardynał Sebastian), Joaquim de Almeida (ojciec Sanchez), Jürgen Prochnow (Jensen)محصول: 2006 امریکاژانر: ماجراجوییامتیاز جهانی فیلم :4.8/10###############################Hbo2Freedomlandساعت پخش 21:40 کارگردان:Joe Rothبازیگران:Samuel L. Jackson (Lorenzo Council), Julianne Moore (Brenda Martin), Edie Falco (Karen Collucci), Ron Eldard (Danny Martin), William Forsythe (Boyle), Aunjanue Ellis (Felicia), Anthony Mackie (Billy Williams)محصول: 2006 آمریکاژانر: جنایی / درام / معمایی / دلهره آورامتیاز جهانی فیلم:4.9/10###############################Hbo2just friendsساعت پخش 00:30 دقیقه بامداد روز بعد کارگردان:Rob McKittrickبازیگران:Ryan Reynolds (Monty), Anna Faris (Serena), Justin Long (Dean), David Koechner (Dan), Luis Guzmán (Raddimus), Chi McBride (Bishop), John Francis Daley (Mitch)محصول: 2005 آمریکاژانر: کمدی / رمانتیکامتیاز جهانی فیلم :6.3/10###############################Hbo2Yamatoساعت پخش 2:00 بامداد روز بعد کارگردان:Junya Satoبازیگران:Takashi Sorimachi (Shohachi Moriwaki), Shido Nakamura (Mamoru Uchida), Yu Aoi (Taeko), Junichi Haruta (Hisao Koike), Ryô Hashidume (Yoshiharu Kojima), Ryuzo Hayashi (Ryunosuke Kusaka), Hiroyuki Hirayama (Tamaki)محصول: 2005 ژاپنژانر: جنگامتیاز جهانی فیلم :5.3/10###############################RtlK-9ساعت پخش 12:55 کارگردان:Rod Danielبازیگران:James Belushi (Thomas Dooley), Mel Harris (Tracy), Kevin Tighe (Lyman), Ed O'Neill (Lt. Brannigan), James Handy (Byers), Daniel Davis (Halstead), Cotter Smith (Gilliam)محصول: 1989 امریکاژانر: اکشن / کمدی / جنایی امتیاز جهانی فیلم :5.5/10###############################Rtlthe darklinkساعت پخش 5:05 بامداد روز بعد کارگردان:P-Chih Leungبازیگران:F. Murray Abraham (Bruno Rubin), Aidan Gillen (Jeff Obold), Lisa Linde (Charlotte Avenel), Nina Siemszko (Marla Obold), Skye McCole Bartusiak (Casey Obold), Frank Gerrish (Stutts), Ron Frederickson (Clive)محصول: 2000 آمریکاژانر: وحشتناک امتیاز جهانی فیلم :3.7/10###############################
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 18:31 توسط نويد
بالاخره سريال چهار قسمتي آاخراجيها» روي آنتن رفتمسعود دهنمكي:«بينندگان در هر قسمت بخشي از ناديدههاي اخراجيها را ميبينند» سينماي ما- كارگردان فيلم سينمايي «اخراجيها» از پخش پلانهاي پخش نشده اين فيلم سينمايي در تلويزيون خبر داد. مسعود دهنمكي گفت: پخش «اخراجيها» در قالب سريال از سهشنبه آغاز ميشود و اين مجموعه تلويزيوني در 4 قسمت به روي آنتن شبكه سه ميرود. وي افزود: ابتدا قرار بود اين قسمت در قالب 4 قسمت 40 دقيقهاي پخش شود و پشت صحنه و پلانهايي كه به دليل زمان بالاي فيلم حذف شد، در قالب دو قسمت آماده پخش شود، اما در تصميمگيريهاي جديد، پشت صحنه و پلانهاي مورد نظر تقسيم شدند و در پايان هر قسمت به نمايش در خواهند آمد. وي در ادامه گفت: با اين روش زمان هر قسمت بيشتر خواهد شد و بينندگان نيز در هر قسمت بخشي از ناديدههاي اخراجيها را ميبينند. بنابر اين گزارش، فيلم سينمايي «اخراجيها» به كارگرداني «مسعود ده نمكي» و تهيه كنندگي «حبيب الله كاسهساز» ساخته شده و در زمان اكران توانست بيش از يك ميليارد تومان بفروشد. اين فيلم سينمايي تا به حال چند بار از تلويزيون پخش شده و در اقدامي جديد، پخش سريال آن از سهسنبه ساعت 20 از شبكه سه سيما آغاز ميشود.
__________________
اتمام مونتاژ «کلانتری غیرانتفاعی» تا آخر مهر
آفتاب : مونتاژ «کلانتری غیرانتفاعی» تا آخر مهر ماه انجام می شود. یدالله صمدی گفت: در تلاش هستیم که مونتاژ فیلم «کلانتری غیرانتفاعی» را تا اواخر مهرماه به اتمام برسانیم. این کارگردان تصریح کرد: مونتاژ این فیلم به عهده ی بهرام دهقان است و بعد از پایان مونتاژ مراحل صدا و موسیقی را شروع می کنیم. یدالله صمدی کارگردانی آثاری چون «مردی که زیاد میدانست»، «ایستگاه»، «اتوبوس»، «ساوالان»، «دو نفر و نصفی»، «دمرل»، «معجزه خنده»، «سارای»، «بانوی من» و «شهر آشوب» را در کارنامه هنری خود دارد. داستان فیلم در دفتر بازسازی شدهای از یک مجله میگذرد و موضوع این فیلم نیز در باره یک کلانتری غیرانتفاعی است که وظیفه خود میداند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند اما چگونگی آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است. از جمله بازیگران این فیلم:شهرام قائدی، فردوس کاویانی، مرتضی احمدی، گوهر خیراندیش، امیر جعفری، مختار سائقی، باقر صحرارودی، کیومرث ملک مطیعی، امیر وطنزاد، اتابک نادری،آرش نوذری، علی سلیمانی و آزاده اسماعیلخانی هنرمندان جدیدی نیز به نامهای اصغر نقی زاده، منصور نیکو سخن، فرخنده فرهانی زاده، تینا جریخچیان، احمد یاوری، محمد فولادی، پریسا محمدی، امیر سلطان محمدی، حسین کشفی اصل، مهرداد مصطفوی، امیر سفیری، میلاد عزت خواه، آرش جاویدی و خسرو خان محمدی در فیلم به نقش آفرینی می پردازند. گفتنی است در فیلم کلانتری غیرانتفاعی که تولید آن را امور سینمایی کانون بر عهده دارد، سعید کریمی به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز، بنفشه صمدی دستیار دوم، افشین شوشتری دستیار سوم، راحله پروین منشی صحنه، محمدرضا کریمیصارمی مجری طرح، محمد طلوع مدیر تولید، بهزاد کزازی طراح صحنه و لباس، محمد شیوندی صدابردار سر صحنه، سعید ملکان طراح چهرهپردازی، پیمان ابدی طراح و مدیر اکشن، ، نعمتالله یمینی دستیار تولید و مرتضی گودرزی به عنوان مدیر تدارکات فعالیت میکنند.
گشایش «سینما کودک آزادی» با دستان کوچک «کلاه قرمزی و سروناز»
 ایسکانیوز : سینما کودک آزادی صبح دیروز با نمایش فیلم «کلاه قرمزی و سروناز» و با حضور بسیاری از کودکان همراه با خانواده هایشان افتتاح شد. بچه های بسیاری همراه اعضای خانواده در روز عید فطر به سینما کودک آزادی آمده بودند و صدای خنده هایشان از شیطنت های کلاه قرمزی تو را به سمت دوران کودکی ات می برد و غیرت پسرخاله و همتش برای نجات کلاه قرمزی آنها را جذب خود کرده بود همان طور که ما وقتی کوچک بودیم جذب این پسر خاله ی دوست داشتنی می شدیم. در قسمتی از این فیلم سروناز به کلاه قرمزی می گوید از اینکه کنار تو هستم حس خوبی دارم و من هم آن لحظه از کنار بچه ها بودن حس خوبی می گرفتم، حسی سرشار از معصومیت و شادی. سینما کودک آزادی شبیه سینمای بزرگتر هاست اما با هدف اکران فیلم و اجرای نمایش برای کودکان در مجموعه سالنهای سینما آزادی راهاندازی شده است یادم می آید کودک که بودیم سینمایی مختص خودمان نداشتیم اما فیلم های خوبی را در سینمای بزرگتر ها می دیدیم ، «کلاه قرمزی و پسر خاله» ،«مریم و میتیل»، «خواهران غریب»، «گلنار»،« دزد عروسک ها» ، «مدرسه موش ها»،«کیسه برنج» ،« گربه آوازه خوان» ،« بچه های آسمان»، « بادکنک سفید» و ... امیدوارم راه اندازی این سینما فقط به نام کودکان نماند بلکه انگیزه ای برای فیلم سازان ایجاد کند تا فیلم هایی در خور کودکان امروز بسازند و ما درآینده ای نزدیک شاهد رونق و شکوفایی سینمای کودک باشیم . به گزارش ایسکانیوز ،کلاه قرمزی و سروناز داستان دیگری از ماجراهای کلاه قرمزی شخصیت محبوب عروسکی است و در این فیلم «کلاه قرمزی» با آقای مجری زندگی می کند، آخر سال تحصیلی است و کلاه قرمزی بعد از چند سال سرانجام کارنامه قبولی اش را دریافت می کند. آقای مجری به عنوان جایزه برایش دوچرخه ای می خرد که کلاه قرمزی از داشتن آن بسیار خوشحال است، اما به سرقت رفتن دوچرخه ماجراهای دیگری را برای او به وجود می آورد. فاطمه معتمدآریا، ایرج طهماسب، رضا فیض نوروزی، رضا عطاران، خسرو احمدی، رویا امینیان، مهدی باطبی، سام دولتی در این فیلم به ایفای نقش پراخته اند. ● در حاشیه: قرار بود در مراسم افتتاحیه سینما کودک در مجموعه آزادی فیلم سینمایی «مدرسه موشها» به نمایش در آید که به دلیل مشکلات فنی این اتفاق نیفتاد، در خبر های چند روز اخیر فیلم سینمایی « کلاه قرمزی و پسرخاله» را جایگزین «مدرسه موشها» اعلام کردند اما بعد از ورود به سینما متوجه شدیم «کلاه قرمزی و سروناز» به نمایش در می آید.
__________________
«۲۵هزار بار برای آنکه بگویم دوستت دارم» به «بالماسکه عروس و داماد» تغییر یافت
 آفتاب : چیستا یثربی در خصوص نام نمایشنامه جدید خود گفت: نمایش «۲۵ هزار بار برای آنکه بگویم دوستت دارم» به «بالماسکه عروس و داماد» تغییر یافت. چیستا یثربی گفت:نمایش «۲۵هزار بار برای آنکه بگویم دوستت دارم» یک درام روانشناختی- معمایی است.این نمایشنامه در مورد پنج آدم است که در یک محیط در بسته گرفتار شده و راهی ندارند جز اینکه یا عاشق هم باشند و یا بمیرند . نمایشنامه به طور کلی در مورد ماهیت و چیستی عشق است. وی در خصوص علت تغییر نام این نمایشنامه گفت: من فکر می کنم که همیشه باید بهترین نام را انتخاب کرد به همین خاطر اسم نمایشنامه را به «بالماسکه عروس و داماد» تغییر می دهم. یثربی در خصوص بازیگران این نمایش گفت: بازیگران فعلی این نمایشنامه افسانه ماهیان، محمد حاتمی، هاله خدادوست وحمیدرضا جوکار هستند اما قرار است یک بازیگر دیگر هم به این نمایشنامه اضافه شود. وی در خصوص دیگر عوامل این نمایشنامه گفت: موسیقی این نمایش را نوید گوهری ساخته است و طراح صحنه آن لادن سید کنعانی است. یثربی در پاسخ به این سوال که «بالماسکه عروس و داماد» از چه تاریخی اجرا می شود گفت: این نمایش از نیمه دوم آبان ماه به روی صحنه می رود.
__________________
افتتاحيهي «آواز گنجشكها» بدون «نطق» مجيد مجيدي برپا شد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
مراسم افتتاحيهي فيلم «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي ساعاتي قبل در سينما «آزادي» با حضور محمد باقر قاليباف شهردار تهران و جمعي از هنرمندان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين برنامه كه ابتدا قرار بود با مراسم تقدير و سخنراني همراه شود، به دليل قطع ميكروفون، فيلم به نمايش درآمد و پس از نمايش فيلم، در دقايق كوتاهي مراسم تقدير برگزار شد.
در ابتدا سيد محمدهادي ايازي مشاور عالي شهرداري تهران گفت: آقاي قاليباف به دليل جلسهاي كه با مسئولان قضايي كشور داشت و به دليل ناهماهنگيهايي كه در ابتداي برنامه اتفاق افتاد، نتوانستند تا پايان برنامه ما را همراهي كنند.
او در ادامه به مجيد مجيدي براي ساخت فيلم «آواز گنجشكها» به عنوان يك اثر زيبا و ماندگار تبريك گفت و اظهار اميدواري كرد: اين مجموعه در جمع پنج فيلم اسكار جاي بگيرد. ما در مجموعهي سازمان فرهنگي و هنري شهرداري افتخار داريم كه حمايتي از توليد فيلم مجيدي داشتيم و آثار ارزندهاي براي خانوادههاي ايراني توليد كرديم . ما در سال 87 غير از «آواز گنجشكها» از فيلم «دعوت» هم حمايت كرديم.
مجيد مجيدي نيز در سخنان كوتاهي ضمن اشاره به قطع ميكروفن در ابتداي برنامه گفت: نطق ما كور شده است. براي ابتداي مراسم نطقي آماده كرده بودم كه الان ترجيح ميدهم نگويم. مجموعه سينما آزادي در دست دو بخش شهرداري و حوزه هنري است؛ آشپز وقتي دو تا شود، آش يا شور ميشود يا شيرين.
در ادامه لوحهاي افتخاري از طرف شهرداري به رضا ناجي، مجيد مجيدي، حسين عليزاده، تورج منصوري، حسن حسندوست، محمدرضا دلپاك، اصغر نژادايماني، كامران مجيدي، مهران كاشاني، يدالله نجفي، سيروس حسنپور، سعيد ملكان و جمعي از بازيگران كودك فيلم اهدا شد.
به گزارش ايسنا، فيلمنامهي «آواز گنجشكها» توسط مجيد مجيدي و مهران كاشاني بهنگارش درآمده است و در خلاصهي داستان آن آمده است: «كريم كه كارگر مزرعهي پرورش شتر مرغ است در حاشيهشهر و خانهي كوچكش زندگي خوبي دارد، حوادثي در مزرعه منجر به خروج «كريم» از كار ميشود.
او براي انجام كاري به شهر ميآيد و در آنجا اتفاقاتي زندگياش را دستخوش تغيير ميكند.» رضا ناجي،مريم اكبري، حامد آغازي ، شبنم اخلاقي، نشاط نظري و كامران دهقان در اين فيلم به ايفاي نقش پرداختهاند.
__________________
خسرو سينايي پس از دريافت نشان شواليه لهستان: اميدوارم نگاتيو اصلي فيلم «مرثيه گمشده» ترميم شود اگر تا 6 سال آينده پروژهي بزرگي نسازم، ديگر انرژي نخواهم داشت
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
خسرو سينايي گفت: هميشه دلم ميسوزد كه چرا اول بايد ديگران كارهاي ما را كشف كنند و بعد خودمان به آن توجه كنيم. اين كارگردان كه طي روزهاي گذشته نشان شواليه كشور لهستان را براي ساخت فيلم «مرثيه گمشده» دريافت كرده است، پس از بازگشت به ايران در ديدار با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)اظهار داشت: سال گذشته يك پزشك لهستاني و افرادي كه سالها پيش براي بازديد قبر بازماندگانشان به ايران آمده بودند، از طريق سفارت لهستان در جريان ساخت فيلم «مرثيه گمشده» قرار گرفتند و من را به جشنواره «گدينيا» اين كشور دعوت كردند و ترتيبي براي ساخت فيلمي دربارهي «مرثيه گمشده» فراهم كردند. وي ادامه داد: در آن سفر ديداري با «آندره وايدا» پدر نوين سينماي لهستان داشتم و ايشان از اهميت ساخت فيلمهايي همچون «مرثيه گمشده» وآگاهي نسل حاضر از پدرانشان سخن گفتند. ضمن آنكه گروه كودكان سيبري هم مراسمي برگزار و از من بابت ساخت اين فيلم قدرداني كردند و اعلام داشتند بايد از ملت ايران تشكر كرد كه يك نفر از آنها بخشي از تاريخ لهستان را حفظ كرده است. سينايي با اشاره به اعطاي نشان شواليه خاطرنشان كرد: اواسط تابستان ايميل تبريكي برايم ارسال شد و اعلام كردند 10 ژوئن رييسجمهور لهستان مدال صليب شواليه انجمن برگزيدگان جمهوري لهستان را كه مدالي مهم براي اين كشور است را به من اعطا خواهند كرد. وي افزود: اين مراسم در محل برپايي جشنواره برگزار شد و قائم مقام رياست جمهوري لهستان اين مدال را به خاطر فيلم «مرثيه گمشده» و خدمتي كه به مردم اين كشور شده است به بنده اهدا كرد. فيلم سينمايي «مرثيه گمشده» كه در سال 62 توسط سينايي ساخته شده است، درباره آوارگان لهستاني است كه در سالهاي جنگ دوم جهاني از سيبري به ايران آورده شدهاند. اين كارگردان با بيان اينكه فيلم «مرثيه گمشده» بعد از 25 سال زنده شد اظهار داشت: طي اين سالها فيلم ميتوانست كاملا نابود شده باشد، اما اين سرنوشت را پيدا كرد تا نجات پيدا كند و از سال گذشته تقاضاي زيادي براي نمايش اين فيلم در مجامع فرهنگي و جشنوارههاي خارجي شده و در حال حاضر هم جشنوارهاي در شيكاگو خواهان حضور اين فيلم است. سينايي در بخشي از اين مصاحبه اظهار اميدواري كرد: مسوولين سيمافيلم مساعدت كنند تا نگاتيو اصلي فيلم ترميم شود، تا كپي خوبي در اختيار داشته باشيم. اين يك مسئله ملي است و بايد كپي سالم فيلم به عنوان يك سند نگاه داشته شود تا «مرثيه گمشده» نابود نشود. سينايي همچنين از نمايش فيلمي كه درباره «مرثيه گمشده» و حضورش در لهستان به مدت 25 دقيقه ساخته شده است در جشنواره فيلم حقيقت خبر داد. اين كارگردان درباره كار آيندهاش هم مطرح كرد: مستند «جواهرات ملي ايران گواهان تاريخ» را آماده نمايش كردم كه كپي انگليسي و آلماني آن آماده ميشود و براي كار سينماييام همچنان منتظر فراهمشدن شرايط ساخت «دو روي يك سكه» هستم. كارگردان «عروس آتش» به ايسنا گفت: طي اين سالها چند فيلمنامه تاريخي آماده كردم كه به خاطر گران قيمتبودن توليدش، ساخته نشد و الآن در شرايطي هستم كه اگر تا 5، 6 سال ديگر يك پروژه بزرگ نسازم ديگر انرژياش را نخواهم داشت. آدم بعد از 40 سال كاركردن دوست دارد پروژهاي را انجام دهد كه توان خودش را محك بزند.
__________________
مهتاب نصيرپور: طرح ارزشهاي اسلامي با عواملي ناكارآمد موجب تضعيف آن ميشود
ایراسان - مهتاب نصيرپور در حاشيه سفر خود به منظور شركت در جلسه نقد و بررسي فيلم فرزند خاك به اصفهان اظهار داشت: اگرچه در بسياري از فيلمها و آثار سينمايي موجود سعي شده تا به نحوي ارزشهاي اسلامي پياده و اجرا شود، اما چون اغلب ارزشهاي اسلامي با كارگرداني يا اجراي ضعيف و يا متني ناكارآمد مطرح ميشود، نه تنها كارآيي نداشته بلكه موجب تضعيف آن نيز شده است.
وي افزود: با بهرهگيري از كارگرداناني برجسته و موفق كه بر پايه فيلمنامهاي قوي و مستحكم و مبتني بر حقايق و نيازهاي جامعه آثار خود را ميسازند، ميتوان ارزشهاي اسلامي و ديني خود را بيان كرده و از دريچهاي نو و متفاوت به اين ارزشها پرداخت.
وي تصريح كرد: «فرزند خاك» از جمله آثاري است كه با برخورداري از متني قوي و ارزشمند، دفاع مقدس و حال و هواي آن را از دريچهاي نو و متفاوت بيان كرده است.
اين بازيگر سينما و تلويزيون اظهار داشت: اگرچه كارگردانان، تهيهكنندگان و بازيگران برجستهاي در كشور و در عرصه سينماي ايران وجود دارند، اما چون اغلب فيلمنامهها از محتوا و درون مايهاي قوي و غني برخوردار نيستند، هنرمندي آنان نيز تحت تاثير اين فيلمنامهها قرار ميگيرد.
وي با تاكيد بر لزوم بسيج تمام فيلمنامهنويسان و نويسندگان عرصه سينما به منظور خلق آثار محتوايي و ارزشمند گفت: بايد به نويسندگان برجسته و موفق كشور اجازه داده شود، تا هر آنچه كه در ذهن دارند بر قلم خود جاري ساخته و با ذهن پوياي خود آن را پردازش و تنظيم كنند. وي افزود: آنچه كه بر پرده سينماي كشور نمايان ميشود، جلوهاي از فرهنگ ديني و ملي ما است و بايد براي رسيدن به جايگاهي والا و ارزشمند در نمايش فرهنگ ديني و ملي خود تلاش كنيم.
__________________
نمايش فيلم «آفتاب برهمه يكسان ميتابد» در برزيل ایراسان - به نقل از روابط عمومي سيما، فيلم سينمايي «آفتاب بر همه يكسان ميتابد» به كارگرداني «عباس رافعي» در جشنواره فيلمهاي مذهبي كه از 2 تا 12مهرماه در شهر سائو پائو لو برزيل برگزار ميشود، حضور دارد. فيلم سينمايي «آفتاب بر همه يكسان ميتابد» از توليدات معاونت برون مرزي سيما، پنجمين حضور بين المللي خود را تجربه ميكند و تاكنون موفق به كسب جوايزي همچون جايزه بهترين فيلم، جايزه ويژه «زن و مذهب» جشنواره مذهب امروز ايتاليا و جايزه بهترين بازيگر زن براي مريلا زارعي از جشنواره كشتي نوح جمهوري چچن – روسيه شده است. همچنين فيلم مستند «اين سخن، آبي است» به كارگرداني «رضا مجلسي» در اسلواكي به نمايش در ميآيد. فيلم مستند «اين سخن، آبي است» به كارگرداني «رضا مجلسي» از توليدات شبكه چهار سيما در پانزدهمين دوره جشنواره مردم شناسي كادكا حضور داشت. فيلم مستند «اين سخن، آبي است» در پانزدهمين دوره جشنواره مردم شناسي كادكا كه در كشور اسلواكي برگزار شد، در بخش مسابقه به نمايش درآمد.
__________________
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387 13:11 توسط نويد
ليست فيلم هاي عربست و نايلست پنج شنبه 11 مهر
سلام عزيزان
ليست فيلم هاي عربست و نايلست پنج شنبه 11 مهر
New Jack City 
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 03:30
محصول: 1991
ژانر: اكشن.دلهره آور.درام
***********************************************
Underworld
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 05:00
محصول: 2006
ژانر: اكشن
***********************************************
Swingers
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 06:30
محصول: 1996
ژانر: كمدي
***********************************************
Reign of Fire
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 11:30
محصول: 2002
ژانر: اكشن.دلهره آور.تخيلي.درام
***********************************************
One Last Dance
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 13:30
كارگردان: ______
محصول: 2003
ژانر: دراماتيك.رمانتيك
***********************************************
Grease
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 15:30
كارگردان: Kleiser
محصول: 1978
ژانر: كمدي.درام
***********************************************
Signs
شبكه: MBC2
ساعت پخش: 17:30
محصول: 2002
ژانر: درام.ترسناك.داستاني
|