تبليغاتX
فیلم سد

فیلم سد


تایلر هکفورد «تاجر شانگهای» را می‌سازد



تایلر هکفورد در حال کارگردانی «ری»



سینمای ما - کارگردان «یک افسر و یک آقا» و «ری» فیلم زندگینامه‌ای انگلیسی‌زبان «تاجر شانگهای» را درباره سیلاس هاردون توزیع‌کننده افیون و تاجر معروف در شانگهای قرن 19 می‌سازد.
ورایتی اعلام کرد تیلور هکفورد فیلم جدید خود را پائیز 2009 در شانگهای و حومه این شهر فیلمبرداری می‌کند. هاردون (1931-1851) یهودی متولد بغداد بود که اواخر قرن نوزدهم به شانگهای مهاجرت کرد و کنترل خرید و فروش افیون را به دست گرفت. او کمک کرد شانگهای از جایی دورافتاده به شهری با شهرت بین‌المللی تبدیل شود.
فیلمنامه را تیموتی جی. سکستن (فرزندان انسان) بازنویسی کرده است. هکفورد که از زمان تحصیل در رشته روابط بین‌الملل به تاریخ چین علاقه داشته، از مشارکت عوامل چینی در «تاجر شانگهای» خبر داد و گفت: "داستان درباره لحظه‌ای تاریخی است که اروپا و چین با هم خوش بودند و اروپا سعی می‌کرد اراده خود را تحمیل کند. "تاجر شانگهای" داستانی با ابعاد حماسی است."
هکفورد 64 ساله فیلم «مزرعه عشق» با بازی هلن میرن و جو پشی را در مرحله پس از تولید دارد. او به زودی فیلم «زن همسایه» ساخته فرانسوا تروفو فیلمساز فقید فرانسوی را بازسازی می‌کند که فیلمنامه‌اش را نیل لابوت نوشته است.
هکفورد سازنده فیلم‌های «یک افسر و یک آقا»، «دولورس کلیبورن»، «حامی شیطان»، «دلیل زندگی» و «ری» است که برای فیلم آخر نامزد اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد. او سال 1979 با «پدر نوجوان» اسکار بهترین فیلم کوتاه زنده را از آن خود کرد.
__________________

منبع الهام «گلادیاتور» پیدا شد






سینمای ما - مقبره ژنرالی که منبع الهام شخصیت راسل کرو در فیلم سینمایی برنده اسکار «گلادیاتور» به کارگردانی ریدلی اسکات بود، در رم پیدا شد.
بی‌بی‌سی اعلام کرد کشف مقبره مارکوس نونیوس ماکرینوس از جدیدترین کشفیات باستانشناسی انجام شده در رم است. مارکوس از معتمدترین ژنرال‌های ارتش رم و مشاوران نزدیک مارکوس اورلیوس امپراتور بود و به او در پیروزهای بزرگ کمک کرد.
گفته می‌شود او منبع الهام شخصیت ماکسیموس دسیموس مریدیوس با بازی کرو در «گلادیاتور» بوده است. ماکسیموس فیلم نیز از ژنرال‌های محبوب مارکوس بود و در قرن دوم میلادی همراه او راهی نبرد شد، اما شباهت میان این دو شخصیت در همین حد خلاصه می‌شود. ژنرال رومی واقعی برخلاف شخصیت فیلم اسیر تاجران برده نشد و در قالب یک گلادیاتور انتقامجو بازگشت.
دانیلا روسی سرپرست گروه باستانشناسی کشف مقبره مارکوس را مهمترین اکتشاف در زمینه روم باستان در 20 تا 30 سال اخیر یاد کرد. حکاکی‌های روی مقبره جزئیات زندگی ژنرال رومی را بیان می‌کند. پروفسور روسی با اشاره به شباهت‌های مارکوس و شخصیت گلادیاتور گفت: "شخصیت کرو در «گلادیاتور» همراه امپراتور در جنگ‌های مختلف شرکت می‌کند."
وی افزود: "او از یاران نزدیک مارکوس اورلیوس است. به لحاظ زمانی در همان مقطع و همان جنگ قرار داریم، اما شخصیت ماکسیموس در فیلم سرنوشتی بسیار هولناک دارد، در حالی که ژنرال ما مردی ثروتمند و مشهور می‌شود."
«گلادیاتور» را اسکات سال 2000 بر مبنای فیلمنامه جان لوگان، ویلیام نیکلسن و دیوید فرانتسونی با بودجه 100 میلیون دلاری ساخت. جواکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید، ریچارد هریس، درک جیکوبی و دیوید همینگز دیگر بازیگران این فیلم هستند.
فیلم سینمایی «گلادیاتور» در 12 رشته نامزد اسکار شد و جوایز پنج بخش بهترین فیلم، بازیگر مرد (کرو)، طراحی لباس، جلوه‌های ویژه و صدا را برد و فروش جهانی آن حدود 458 میلیون دلار بود.
__________________
وین ونگ فیلمش را روی یوتیوب گذاشت






سینمای ما - فیلمساز معروف هنگ کنگی از جمعه جدیدترین فیلم خود «پرنسس نبراسکا» را رایگان روی وبسایت YouTube قرار داد.
خبرگزاری فرانسه اعلام کرد وین ونگ که بیشتر برای دو فیلم «Joy Luck Club» و «دود» شهرت دارد، فیلم جدید خود را به عنوان قطعه همراه فیلم «هزاران سال دعاهای خوب» در اینترنت توزیع کرد.
درام 77 دقیقه‌ای «پرنسس نبراسکا» بر مبنای داستانی کوتاه نوشته یی‌یان لی ساخته شده و درباره یک دانشجوی باردار چینی در آمریکاست. این فیلم پارسال در جشنواره‌های تلوراید، تورنتو، سن سباستین، دبی و هنگ کنگ پخش شد.
در حالی که صنعت موسیقی خیلی زود از ایده توزیع آلبوم‌ها در اینترنت استقبال کرد، هالیوود به خاطر دغدغه‌های مربوط به قاچاق در برابر این مسئله مقاومت نشان می‌دهد. با این حال مایکل مور اوایل این ماه با هدف گرد هم آوردن رای‌دهندگان جوان، فیلم جدید خود «شورش فراری‌ها» را به طور رایگان روی اینترنت قرار داد.
«هزاران سال دعاهای خوب» فیلم قبلی ونگ نیز درباره تجربه‌های یک خانواده مهاجر چینی در آمریکا و تنش‌هایی است که وقتی یک مرد بیوه برای دیدن دختر تازه طلاق گرفته‌اش از چین راهی آمریکا می‌شود، به وجود می‌آید. این فیلم پارسال جایزه صدف طلایی بهترین فیلم پنجاه و پنجمین جشنواره سن سباستین را برد.
ونگ 59 ساله در 1995 با فیلم «دود» برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره برلین شد. «Blue in the Face»، «جعبه چینی»، «هر جا جز اینجا»، «مرکز دنیا» و «خدمتکار در منهتن» از دیگر فیلم‌های اوست.
__________________

بری لوینسون رییس هیئت داوران مراکش شد






سینمای ما - کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده آمریکایی و سازنده فیلم‌های «رین من» و «باگزی» رئیس هیئت داوران هشتمین جشنواره فیلم مراکش شد.
هالیوود ریپورتر اعلام کرد سباستین کوخ بازیگر آلمانی، ژواکیم دی آلمیدا بازیگر پرتغالی، هیو هادسن کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده بریتانیایی و کاترینا مورینو بازیگر ایتالیایی نیز بری لوینسن را در امر داوری یاری می‌کنند.
آگوستی ویارونگا نویسنده و کارگردان اسپانیایی، ناتاشا رنیه بازیگر فرانسوی، ماریاما بری نویسنده و وکیل سنگالی و قیته الخیاط روانپزشک، مردم‌شناس و نویسنده مراکشی دیگر اعضا هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم مراکش هستند که از 14 تا 22 نوامبر (24 آبان تا دوم آذر) برگزار می‌شود.
لوینسن متولد 1942 بالتیمور شش بار در رشته‌های فیلمنامه، فیلم و کارگردانی برای فیلم‌های «... و عدالت برای همه» 1979، «رستوران» 1982، «رین من»، «آوالون» 1990 و «باگزی» 1991 نامزد اسکار شد و برای فیلم «رین من» با بازی داستین هافمن و تام کروز جایزه دریافت کرد.
«چی شد؟» جدیدترین فیلم لوینسن با بازی رابرت دنیرو ماه مه اختتامیه جشنواره کن بود. او فیلم مستند «PoliWood» را آماده نمایش دارد که درباره رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری امسال آمریکاست. لوینسن به زودی ساخت وسترن «Boones Lick» را آغاز می‌کند.
ادای احترام به یوسف شاهین فیلمساز فقید مصری، آندری کونچالوفسکی کارگردان روس، بررسی 50 سال سینمای مراکش و تمرکز بر سینمای بریتانیا از بخش‌های هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم مراکش است.
__________________

فرش سبز جشنواره توکیو در برابر «وال-ای» پهن شد



پوستر جشنواره توکیوی 2008



سینمای ما - بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو از امروز شنبه با تمرکز با مضمون محیط زیست آغاز شد و میهمانان جشنواره برخلاف معمول به جای فرش قرمز با فرش سبز مواجه شدند.
خبرگزاری فرانسه اعلام کرد جان وو و تونی لیونگ چیو وای کارگردان و بازیگر حماسه تاریخی «رد کلیف» به مناسبت نمایش این فیلم در افتتاحیه جشنواره حضور داشتند. فیلم جدید وو پرهزینه‌ترین فیلم سینمای آسیاست و با اقتباس از رمان کلاسیک چینی «رومانس سه امپراتوری» ساخته شده است.
تونی لیونگ، تاکشی کانشیرو، ژانگ فنگی، چانگ چن و لین چیلینگ نیز بازیگران «رد کلیف» هستند. جولین مور آمریکایی که «کوری» فیلم جدید او در بخش نمایش‌های ویژه جشنواره توکیو حضور دارد و یوشینو کیمورا بازیگر ژاپنی این فیلم نیز در مراسم افتتاحیه حضور داشتند.
امسال در بخش مسابقه جشنواره توکیو 15 فیلم برای کسب جایزه بزرگ ساکورا رقابت می‌کنند که «هامون و دریا» ابراهیم فروزش یکی از آنهاست و اولین بار در توکیو پخش می‌شود. فیلم درباره نوجوانی دوتارنواز است که بین او و دخترعمویش عشقی فرازمینی جاری است. «هامون و دریا» روزهای 23 و 24 اکتبر (دوم و سوم آبان) پخش می‌شود.
دو فیلم ژاپنی «پژواک سکوت» آتسورو واتابی و «روزهای مدرسه با یک خوک» تتسو مائدا و دو فیلم چینی «هراس از مکان‌های بسته» آیوی هو و «ابر توفان» فنگ زیائونینگ نیز در بخش مسابقه حضور دارند که هر چهار فیلم اولین بار در توکیو نمایش داده می‌شود.
از دیگر فیلم‌های مطرح بخش مسابقه توکیو می‌توان به «تولپان» سرگئی دوورتسوی فیلمساز قزاق اشاره کرد که ماه مه جایزه بخش نوعی نگاه کن را برد. «نیمه عمر» جنیفر فنگ از آمریکا، «اقیانوس» ساخته میخائیل کازیرف ـ نستروف تولید مشترک روسیه و کوبا و «برای دارفور بخوان» جان کریمر اشاره کرد دیگر فیلم‌های بخش مسابقه هستند.
جان وویت بازیگر قدیمی سینمای آمریکا و پدر آنجلینا جولی رئیس هیئت داوران بخش مسابقه جشنواره توکیو 2008 است و هو جیانکی فیلمساز چینی، مایکل گراسکوف تهیه‌کننده آمریکایی، سزار شارلون فیلمبردار برزیلی، فومی دان بازیگر ژاپنی و کوجی تاکادا فیلمنامه‌نویس ژاپنی دیگر اعضا هیئت داوری هستند.
"بوم شناسی" مضمون این دوره جشنواره است و یک بخش جدید نیز برای تاکید بر رابطه انسان و طبیعت در نظر گرفته شده است. تمام فیلم‌های جشنواره با برق حاصل از انرژی بادی به نمایش درمی‌آید و در حرکتی نمادین فرش سبز جایگزین فرش قرمز شده است.
بخش بادهای آسیا ـ خاورمیانه توکیو به نمایش 35 فیلم از کره، هنگ کنگ، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه اختصاص دارد و «دیوار» محمدعلی طالبی از فیلم‌های این بخش است. گلشیفته فراهانی، محمد کاسبی، مهرداد صدیقیان، معصومه میرحسینی و منوچهر آذری در فیلم بازی کرده‌اند و داستان درباره دختری موتورسوار است.
19 فیلم در بخش نمایش‌های ویژه جشنواره توکیو و 10 فیلم در بخش چشمان ژاپن به نمایش درمی‌آید. نیکیتا میخالکف بازیگر و فیلمساز روس و چن کایگه کارگردان چینی نیز جایزه آکیرا کوروساوا جشنواره توکیو امسال را دریافت می‌کنند. بیست و یکمین جشنواره فیلم توکیو 26 اکتبر (پنجم آبان) با انیمیشن «وال ـ ای» به کارگردانی اندرو استنتن به پایان می‌رسد

براد پیت «ادیسه» می‌شود



براد پیت در «تروا»



سینمای ما - پس از موفقیت جهانی فیلم «تروا» كه براساس «ایلیاد» اسطوره ماندگار یونانی تهیه و اكران شد شركت فیلمسازی برادران وارنر در نظر دارد؛ براساس حماسه «ادیسه» نیز یك اثر سینمایی با حضور براد پیت آماده نمایش كند. به گزارش ایسنا، به نقل از ورایتی، جورج میلر برگردان سینمایی این منظومه یونانی را برعهده گرفته است.
میلر كارگردانی این پروژه را نیز برعهده دارد و براد پیت علاوه بر نقش آفرینی در ایلیاد با شركت فیلمسازی‌اش پلان بی به عنوان تهیه‌كننده نیز در ساخت این فیلم مشاركت دارد. دو حماسه كهن «ایلیاد» و «ادیسه» به قلم هومر شاعر یونانی براساس جنگ معروف تروا به نگارش درآمده‌اند، ادیسه به سفر طولانی این شخصیت به دور دنیا، ماجراهای شگفت‌انگیز و بازگشت‌اش به خانه می‌پردازد. براد پیت درحال حاضر مشغول ایفای نقش در جدیدترین فیلم كوئنتین تارانتینو با عنوان «لعنتی‌های مفتضح» است.
__________________


«رویه عملیاتی استاندارد» ارول موریس را ببینید





سینمای ما - خبرگزاری فرانسه در گزارشی تحت عنوان "باید دید، منزجر شد و انزجار خود را نشان داد" ضمن اشاره به جنایات و خشونت‌های سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب، مردم جهان را به تماشای فیلم مستند «رویه عملیاتی استاندارد» که جنایات و بی‌عدالتی‌ها در زندان ابوغریب را به تصویر می‌کشد، دعوت می‌کند.
به نقل از خبرگزاری فرانسه، ارول موریس کارگردان فیلم «رویه عملیاتی استاندارد» با استفاده از ۲۷۰ عکسی که از شکنجه‌های زندان ابوغریب در بغداد به واحد تحقیقات جنائی ارتش آمریکا ارائه شد، فیلمی بسیار تکان‌دهنده ساخته است که تماشاگر را شدیدا تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.
در این گزارش آمده است که تعدادی از عکس‌های استفاده شده در فیلم «رویه عملیاتی استاندارد» پیش از این، از طریق روزنامه‌ها، مجلات و تلویزیون‌ها پخش شده بود که این تعداد تنها ذره کوچکی از آن همه جرم و جنایت محسوب می‌شود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه «رویه عملیاتی استاندارد» اگرچه فیلمی است که تماشاگر را پریشان می‌کند، اما تماشای آن واجب و شاید وظیفه باشد. چرا که با پرهیز از دیدن بی‌عدالتی‌ها و قصاوت‌ها به بهانه آسایش خاطر، جلادان تشویق می‌شوند در خفا به کار خود ادامه دهند. پس باید دید، منزجر شد و انزجار خود را نشان داد.
یاد آور می‌شود فیلم مستند «رویه عملیاتی استاندارد» به کارگردانی ارول موریس جایزه خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۸ را از آن خود کرد.
__________________

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 17:10 توسط نويد



تارانتینو شروع کرد



کوئنتین تارانتینو و همکارانش پشت صحنه «لعنتی‌های مفتضح»



سینمای ما - فیلمبرداری پروژه جنگی «لعنتی‌های بی‌آبرو» به کارگردانی کوئنتین تارانتینو از هفته پیش در آلمان آغاز شد.
اسکرین دیلی اعلام کرد براد پیت، دایان کروگر، دانیل برول، تیل شوئیگر، ملانی لورن، کریستف والتس، الی راث، بی. جی. نواک، جولی دریفوس و کلوریس لیچمان در فیلم جدید تارانتینو نقش‌آفرینی می‌کنند.
داستان «لعنتی‌های بی‌آبرو» در جنگ جهانی دوم و در پاریس تحت اشغال نازی‌ها روی می‌دهد و درباره گروهی سرباز خلافکار است که قرار است اعدام شوند، اما برای به سرقت بردن یک موشک متعلق به آلمانی‌ها در کنار نیروهای متفقین قرار می‌گیرند.
فیلمنامه «لعنتی‌های بی‌آبرو» را خود تارانتینو نوشته و فیلمی به سبک «دوازده مرد خبیث» رابرت آلدریچ و روایتی روزآمد از یک فیلم کمدی ایتالیایی به همین نام به کارگردانی انزو جی. کاستلاری است که سال 1978 ساخته شد.
فیلم جدید تارانتینو در بابلزبرگ استودیو، برلین و پاریس فیلمبرداری می‌شود و تهیه‌کنندگان فیلم امیدوار هستند آن را اولین بار در دنیا ماه مه سال بعد در جشنواره کن به نمایش بگذارند.
فیلمساز 45 ساله در 1994 برای فیلم «داستان عامه‌پسند» برنده جایزه نخل طلا شد و چهار سال پیش نیز رئیس هیئت داوران کن بود. او برای «داستان عامه‌پسند» اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برد. «سگدانی» 1992، «جکی براون» 1997، «بیل را بکش: جلد یک» 2003 و «بیل را بکش: جلد دو» 2004 از دیگر فیلم‌های اوست.
 

لیام نیسن و کریستینا ریچی در «زندگی پس از مرگ»






سینمای ما - لیام نیسن و کریستینا ریچی در تریلر روانشناختی «زندگی پس از مرگ» به کارگردانی آنیشکا وویتوویچ ـ وسلو فیلمساز تازه‌کار نقش‌آفرینی می‌کنند.
اسکرین دیلی اعلام کرد فیلمبرداری از ماه نوامبر در نیویورک آغاز می‌شود و داستان درباره یک زن جوان گیر افتاده میان مرگ و زندگی و یک کارگزار امور کفن و دفن است که ظاهرا استعداد انتقال مرده‌ها را دارد و شاید بخواهد او را زنده دفن کند.
نیسن اخیرا در فیلم «مرد دیگر» به کارگردانی ریچارد ایر نقش‌آفرینی کرد که اولین بار در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد. او در تریلر «دزدیده‌‌شده» نیز بازی کرده که در سطح بین‌المللی 62 میلیون دلار فروخته است. بازیگر 56 ساله ایرلندی به زودی در فیلم «لینکلن» به کارگردانی اسپیلبرگ به نقش شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا ظاهر می‌شود. «دایره سرخ» جانی تو از دیگر پروژه‌های آتی اوست.
نیسن در 1994 برای بازی در نقش اصلی فیلم «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ نامزد اسکار شد و در 1996 با فیلم «مایکل کالینز» جایزه بهترین بازیگر جشنواره ونیز را دریافت کرد.
ریچی 28 ساله نیز به تازگی در فیلم «نیویورک، دوستت دارم» نقش‌آفرینی کرد که در جشنواره تورنتو نمایش داده شد. او امسال فیلم «اسپید ریسر» را روی پرده سینماها داشت که در گیشه شکست خورد. «خانواده آدامز»، «کاسپر»، «توفان یخ»، «اسلیپی هالو» و «اهریمن» از فیلم‌های اوست.
__________________

فرانک دارابونت «مطیع قانون» نشد



اف گری گری در حال کارگردانی وین دیزل



سینمای ما - اف. گری گری به جای فرانک دارابونت تریلر جنایی «شهروند مطیع قانون» را با بازی جمی فاکس و جرارد باتلر کارگردانی می‌کند.
هالیوود ریپورتر اعلام کرد دارابونت یکی از فیلمنامه‌نویسان این پروژه است، اما به خاطر اختلاف با تهیه‌کنندگان درباره نوع انجام کار از ادامه همکاری با این فیلم منصرف شد.
داستان درباره مردی است که وقتی قاتلان خانواده او در ازای اقرار به جرمی سبکتر از زندان آزاد می‌شوند، در قامت یک نگهبان خودگمارده قانون درمی‌آید و می‌کوشد یک دادستان را که بانی این مسئله بوده پیدا کند.
گری گری 39 ساله بیشتر برای ساخت «حرفه ایتالیایی» شهرت دارد که سال 2003 به نمایش درآمد و 170 میلیون دلار فروخت. او برای کارگردانی دنباله این فیلم قرارداد بسته و ساخت «زره‌دار» با بازی اریک بانا از پروژه‌های آتی اوست.
دارابونت سازنده فیلم‌های «رستگاری در شاوشنک» و «مسیر سبز» است و سه نامزدی جایزه اسکار در کارنامه دارد. او پارسال فیلم «مه» را بر مبنای رمان استفن کینگ بر پرده سینماها داشت. «مجستیک» با بازی جیم کری از دیگر فیلم‌های دارابونت است.
 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 17:5 توسط نويد


گلشیفته و صدای آمریکا..........از سید ابراهیم نبوی


آقا! هر کسی در این مدت مرا دید گفت: عکس های گلشیفته فراهانی را دیدی؟ ‏
با خودم گفتم به قول رضا زاده یا ابوالفضل! چه فاجعه ای رخ داده. ‏
یکی از دوستان می گفت: گلشیفته فراهانی لخت رفت روی فرش قرمز. ‏
من هرچه فکر کردم که اصولا کسی بدون لباس روی فرش قرمز نمی رود و اصولا ممکن ‏است لباس آدم مثلا باز باشد یا مثلا کوتاه باشد یا اینکه اصلا لباس آدم کوتاه نباشد، بلکه قدش ‏دراز باشد، چون نتیجه خیلی فرق نمی کند، خیلی خانمها لباس شان کوتاه نیست، بلکه خودشان ‏دراز هستند، ولی نتیجه اش یکی است، در هر حال فکر کردم چطور ممکن است گلشیفته ‏فراهانی لخت رفته باشد روی فرش قرمز؟ راستش را بخواهید اینقدر هم به من گفتند که می ‏ترسیدم به عکس ها نگاه کنم. بالاخره خودم را قانع کردم و عکس ها را دیدم، بیچاره دختر ‏مردم. یک جوری می گویند لباس لخت، آدم فکر می کند طرف استریپ تیز کرده. ‏
بچه ام، یک لباس تمیز و مرتب و مشکی کاملا خانمانه پوشیده بود و در مجموع از نظر نوع ‏لباس خیلی با لباس های خانم شیرین عبادی لباس اش فرق نمی کرد، تنها فرقش این بود که ‏خانم عبادی فرق احمدی نژاد و خاتمی را نمی دانست، اما گلشیفته فراهانی هم فرق احمدی ‏نژاد و خاتمی را می داند و هم دختر بهزاد فراهانی است که خودش موضوع بسیار مهمی ‏است. ‏
حالا این وسط صدای آمریکا هم گیر سه پیچ داده که حتما برای دختر مردم در همان لحظه ‏ورود به آمریکا دردسر درست کند، او هم بچه معقول می فهمد صدای آمریکا اصولا موضوع ‏محترمی نزد ایرانیان نیست، مصاحبه نکرده. حالا چه اجباری است؟ به نظر من که گلشیفته ‏بسیار عاقلانه رفتار کرده و من فکر می کنم بعنوان یک هنرمند خوب و باشعور بیخودی ‏خودش را نباید دست این لمپن های اپوزیسیون بدهد. اصلا معلوم نیست این صدای آمریکا چه ‏نذری کرده است که حتما باید روی سر هر کسی که از ایران خارج می شود یک سطل گند و ‏کثافت بریزد؟ تفصیلات قضیه بماند برای بعد.‏
__________________

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 10:30 توسط نويد




جشنواره فیلم لندن با دست پر آغاز می‌کند



تصویری از فیلم «فراست/نیکسون» و مصاحبه واقعی



سینمای ما - پنجاه و دومین دوره جشنواره فیلم لندن امروز چهارشنبه با نخستین نمایش جهانی فیلم سینمایی «فراست / نیکسن» ران هوارد آغاز می‌شود و تا نهم آبان ادامه دارد.
اسکرین دیلی اعلام کرد انتظار می‌رود ستاره‌های فیلم جدید هوارد شامل فرانک لانجلا، مایکل شین، کوین بیکن، الیور پلات و توبی جونز در مراسم نخستین نمایش جهانی «فراست / نیکسن» در جشنواره لندن شرکت کنند.
این فیلم بر مبنای نمایشنامه‌ای از پیتر مورگان ساخته شده و درباره گفتگوهای تلویزیونی معروف دیوید فراست، مجری بریتانیایی با ریچارد نیکسن است. این گفتگوها سال 1977 و دو سال پس از کناره‌گیری رئیس جمهور پیشین آمریکا به دنبال رسوایی واترگیت انجام شد.
فیلم زندگینامه‌ای «دبلیو» الیور استون درباره جرج بوش رئیس جمهور آمریکا، «چه» استیون سودربرگ با موضوع ارنستو چه گوارا انقلابی نامدار آرژانتینی و «مایه آرامش» مارک فورستر، جدیدترین فیلم مجموعه جیمز باند از دیگر فیلم‌های مطرح جشنواره فیلم لندن 52 هستند.
در همین حال انتظار می‌رود اسپایک لی، ایوا گرین، کالین فیرث، پنه لوپه کروز، پیتر اوتول و ریچل وایس به مناسبت نمایش فیلم‌های خود به لندن سفر کنند. ساندرا هبرون، مدیر هنری جشنواره فیلم لندن گفت: شرکت‌های فیلمسازی متوجه می‌شوند لندن به عنوان یک جشنواره تریبونی بسیار خوب است.
هبرون 189 فیلم بلند و 108 فیلم کوتاه از 43 کشور را برای نمایش در این دوره جشنواره انتخاب کرده که 15 فیلم اولین بار در دنیا پخش می‌شود. از جمله این فیلم‌ها می‌توان به «بیروت شهر بی‌دفاع»، «برانسن»، «فرانکلین»، «من زنده هستم»، «می‌دانم می‌دانی»، «شهر جدید»، «قاتلان» و «از اینجا تا قبل» اشاره کرد.
13 فیلم نیز شامل «هملت 2» و «نوجوان آمریکایی» اولین نمایش بین‌المللی خود را تجربه می‌کنند. «ریسمان باز» به کارگردانی مهرشاد کارخانی نماینده ایران در جشنواره لندن است که در بخش سینمای جهان به نمایش درمی‌آید.
فیلم هندی «فراق» به کارگردانی و با بازی ناندیتا داس، «خداحافظ سولو» رامین بحرانی از آمریکا، «تولد لیلا» رشید مشهراوی فیلمساز فلسطینی، «رامچاند پاکستانی» به کارگردانی مهرین جبار، «نمک این دریا» آن‌ماری جاسر فیلمساز فلسطینی و فیلم اتیوپیایی «شبنم» به کارگردانی هایلی جریما از دیگر فیلم‌های بخش سینمای جهان هستند.
«جنوا» مایکل وینترباتم با بازی کالین فیرث، فیلم انیمیشن «والس با بشیر» به کارگردانی آری فولمن و «ویکی کریستینا بارسلونا» وودی آلن نیز در جشنواره امسال نمایش داده می‌شود.
نسخه ترمیم‌شده «روزی روزگاری در غرب» سرجیو لئونه به مناسبت چهلمین سال نمایش این فیلم در بخش «گنجینه‌های آرشیو» به نمایش درمی‌آید. سینمای نو بریتانیا، انقلاب‌های فرانسه و سینما اروپا از دیگر بخش‌های پنجاه و دومین جشنواره فیلم لندن هستند که 30 اکتبر (نهم آبان) با نمایش درام «میلیونر اسلامداگ» به کارگردانی دنی بویل به پایان می‌رسد.
جشنواره فیلم لندن بزرگترین رویداد سینمایی بریتانیا است و به همت موسسه فیلم بریتانیا BFI و با حمایت مالی روزنامه تایمز برپا می‌شود.
__________________

اسکار، مافیا را تحریک کرد



فیلم «گومورا»



سینمای ما - پلیس ایتالیا در حال تحقیق درباره گزارش‌هایی است که بر اساس آن مافیا در ناپل قصد دارد نویسنده کتاب پرفروش «گومورا» و مبنای فیلمی سینمایی به همین نام را تا کریسمس به قتل برساند.
رویترز اعلام کرد روبرتو ساویانو 29 ساله از دو سال پیش که کتاب «گومورا» منتشر شد، به خاطر تهدیدهای مافیای ناپل، 24 ساعته تحت حفاظت پلیس قرار دارد.
او که خود در ناپل به دنیا آمده در کتاب «گومورا» با جزئیات از دخالت گروه مافیایی این شهر موسوم به «کامورا» در امور ساختمان‌سازی، خرید و فروش اسلحه و مواد مخدر و بسیاری از دیگر فعالیت‌های غیرقانونی آن پرده برداشته و تصویری هولناک از این گروه ترسیم کرده است.
افشاگری‌های ساویانو و بخصوص موفقیت کتاب او و فیلمی که از روی این کتاب ساخته شده خشم رهبران کامورا را برانگیخته و زندگی وی هر لحظه در تهدید است. «گومورا» از زمان انتشار در سال 2006 تاکنون حدود 2/1 میلیون نسخه فروش داشته و به 42 زبان ترجمه شده است.
کتاب ساویانو امسال مضمون فیلمی به همین نام به کارگردانی ماتیو گارونه شد که اولین بار ماه مه پیش در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمد و جایزه بزرگ هیئت داوران را برد. این فیلم در عین حال نماینده ایتالیا در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار است.
اکنون که ایتالیا فیلم «گومورا» را به اسکار فرستاده، سران مافیای محلی عصبانی‌تر شده‌اند و می‌خواهند ساویانو و محافظان او در اولین فرصت به قتل برسند. فرانکو روبرتو یکی از گردانندگان واحد مبارزه با مافیای ناپل در این باره گفت: ما در حال تحقیق درباره صحت اخبار منتشر شده هستیم.
مطبوعات ایتالیا گزارش داده‌اند طایفه کاسالسی در ناپل که این روزها به خاطر دست داشتن در قتل شش مهاجر آفریقایی در صدر اخبار قرار دارد، طرح قتل ساویانو را وارد فاز عملیاتی کرده و می‌خواهد این کار تا کریسمس انجام شود.
ساویانو اکنون برای نسل جدید ایتالیایی‌ها نمادی از مبارزه علیه جنایت سازمان‌یافته شده است. او روز دوشنبه در گفتگو با یک شبکه رادیویی، درباره دو سال زندگی تحت نظر پلیس صحبت کرد و گفت: خیلی روزها واقعا واقعا هولناک است.
نویسنده ایتالیایی با اشاره به نگرانی‌های میلیون‌ها نفری که کتاب «گومورا» را خوانده‌اند، گفت: این خوانندگان کتاب هستند که از رهبران جنایتکار می‌ترسند، نه من. در همین حال تعدادی از سیاستمداران از مردم خواسته‌اند اتحاد خود با نویسنده را نشان بدهند. جووانا ملاندری یکی از وزیران سابق گفت: هیچکس نباید به ساویانو آسیب برساند. او از کامورا به عنوان یک غده سرطانی یاد کرد.
__________________

دیوید لینچ تهیه‌کننده می‌شود






سینمای ما - دیوید لینچ جدید‌ترین فیلم الخاندرو یودورفسكی باعنوان «سلطان ضربه» را تهیه می‌كند. فیلمنامه‌ی این پروژه‌ سینمایی براساس داستانی از خود یودورفسكی خالق آثاری چون «موش كور» به نگارش در‌می‌آید.
بنا به اعلام پایگاه اطلاع‌رسانی Imdb، «سلطان ضربه» اثری با ساختار تجربی و موضوعی فراطبیعی خواهد بود و هم‌چون آثار لینچ دررده‌ی سینمای هنری قرار می‌گیرد. هنوز داستان این درام جنایی و فانتزی فاش نشده است، اما حضور نیك ‌نولتی به‌عنوان نقش اصلی دراین فیلم قطعی است.
اسیا آرجنتو، مارلین مانسون و یودو كی‌یر دیگر بازیگران فیلم سورئالیستی «سلطان ضربه» به‌شمار می‌روند. الخاندرو یودورفسكی كارگردان شیلیایی تبار در اوایل دهه‌ی ۷۰ وارد عالم سینما شد، ازجمله آثار مطرح او می‌توان به «كوهستان مقدس»، «توسك»، «خون مقدس» و «رباینده رنگین‌كمان» اشاره كرد.
__________________

آلن لوب ادامه «وال استریت» را می‌نویسد



سینمای ما - آلن لوب فیلمنامه پروژه سینمایی «پول هرگز نمی‌خوابد» را می‌نویسد که دنباله‌ای بر فیلم «وال استریت» به کارگردانی الیور استون است.
هالیوود ریپورتر اعلام کرد خط داستانی فیلم هنوز اعلام نشده، اما حضور شخصیت گوردون گکو، دلال بورس که مایکل داگلاس در فیلم 1987 استون نقش او را ایفا کرد، قطعی است.
داگلاس که برای بازی در «وال استریت» برنده اسکار شد، دوست دارد نقش دلال حریص را تکرار کند، اما پس از مطالعه فیلمنامه «پول هرگز نمی‌خوابد» در این باره تصمیم می‌گیرد. اد پرسمن تهیه‌کننده فیلم اول، پروژه جدید را نیز تهیه می‌کند.
لوب فیلمنامه‌نویس فیلم‌های سینمایی «چیزهایی که در آتش از دست دادیم» و «21» و مجموعه تلویزیونی «آمستردام نو» است.



مایکل داگلاس در «وال استریت»
__________________

تلاش سینمای روسیه برای رهایی از کلیشه هنری

سینمای ما - منتقد سرشناس سینمای روسیه در میزگردی در لندن بر ضرورت رهایی از تصویر کلیشه‌ای سینمای هنری این کشور که بر مبنای آثار سینماگرانی چون آیزنشتاین و تارکوفسکی شکل گرفته، تاکید کرد.
اسکرین دیلی اعلام کرد آندری پلاکوف منتقد روسی و رئیس فیپرشی (جایزه بین‌المللی منتقدان) در میزگردی در بفتا در لندن با اعلام این مسئله گفت: "ما باید این تصویر را بشکنیم، هر چند تا این زمان کمتر کسی توانسته از سایه همیشگی چهره‌های شاخص دوران شوروی سابق رها شود."
پلاکوف ادامه داد: "در حال حاضر سینمای روسیه بیشتر به عنوان بخشی از یک جریان هنری در اذهان جا افتاده، اما این تصویر کلیشه‌ای باید از بین برود."
آیرینا اسمولکو تهیه‌کننده جوان اهل مسکو و یکی دیگر از شرکت‌کنندگان میزگرد با تایید نظرات پلاکوف گفت: "مضامین روسی تاکنون بیش از اندازه در سینما به کار رفته‌ است. ما باید فیلم‌های بیشتری با موضوع‌های جهانی بسازیم."
کریل رازلوگوف رئیس موسسه کالچرولوژی روسیه نیز گفت: "زیرنویس مسئله‌ای است که قطعا باید در نظر گرفته شود، اما آنچه باید در درجه اول تغییر کند مضمون فیلم‌های روسی است تا از این طریق در سطح بین‌المللی بر محبوبیت آن اضافه شود."
او در عین حال نسبت به ارائه تصویر منفی از روسیه در فیلم‌های خارجی ابراز تاسف کرد که به اعتقاد وی با مضامین کلیشه‌ای مانند مافیا، فحشا، تصویر منفی از سیاستمداران و نواحی دورافتاده سیبری و آسیای مرکزی همراه است.
رازگولوف در عین حال بر اهمیت ظهور فیلمسازانی در کلاس جهانی مانند تیمور بکمامبتوف در سینمای روسیه تاکید کرد و گفت: "موفقیت بین‌المللی بکمامبتوف با فیلم‌هایی مانند «نگهبان شب» و «نگهبان روز» تنها یک شروع برای سینمای روسیه است و باید فیلمسازان دیگر راه او را ادامه بدهند.



آندری تارکوفسکی
__________________

فن تروتا فیلم تازه‌اش را شروع کرد





سینمای ما - کارگردان فیلم‌های «بردباری رزا لوکزامبورگ» و «خواهران آلمانی» فیلمبرداری پروژه جدید خود را از هفته پیش در آلمان آغاز کرد.
پایگاه اطلاع رسانی سینمای اروپا اعلام کرد فیلم جدید مارگارت فن تروتا «تصاویر – از زندگی هیلدگارد فن بینگن» نام دارد و درباره یک راهبه / نویسنده قرن دوازدهمی در بندیکتین است.
فن تروتا این پروژه را از هفتم اکتبر در بادن ـ وورتمبرگ با فیلمنامه خودش کلید زد. فن بینگن 80 سمفونی خلق کرد و مطالبی نیز درباره مبانی پزشکی غیرمتعارف مانند طب گیاهی نوشت. آثار او شامل مطالبی درباره دنیای همیشه در حال تغییر است که در مقایسه با ایده‌های خشک و انعطاف‌ناپذیر قرون وسطی بیشتر به فیزیک مدرن نزدیک است.
نقش فن بینگن را باربارا سوکووا بازی می‌کند که در «بردباری رزا لوکزامبورگ» نیز با فن تروتا همکاری کرد. هینو فرش، الکساندر هلد و هانا هرتسپرونگ دیگر بازیگران این فیلم هستند که پائیز 2009 اکران می‌شود. فیلمبرداری «تصاویر ـ از زندگی هیلدگارد فن بینگن» در کلن و مونیخ ادامه می‌یابد و اوایل دسامبر به پایان می‌رسد.
مارگارت فن تروتا متولد 1942 در برلین، در کنار فیلمسازانی چون راینر ورنر فاسبیندر، ورنر هرتسوگ، الکساندر کلوگه، ویم وندرس و فولکر شلوندورف از چهره‌های پیشرو سینمای موج نو آلمان در فاصله سال‌های 1960 تا 1980 بود.
شخصیت‌های زن فیلم‌های فن تروتا حضوری برجسته دارند و از آثار او می‌توان به «خواهران آلمانی»، «جنون محض»، «بردباری رزا لوکزامبورگ»، «عشق و ترس»، «قول» و «رزنتراس» اشاره کرد. فن تروتا با «خواهران آلمانی» شیر طلایی ونیز را برد.
__________________

والبرگ هم بالاخره داماد مي شود





ایراسان - بعد از يك نامزدي طولاني مدت - مارك والبرگ در ماه اگوست با نامزدش "رآ دورهام " ازدواج خواهد كرد. اين ستاره 37 ساله كه مدت طولاني است با رآ نامزد كرده است و از اين نامزدي سه فرزند هم دارد ، بالاخره اعلام كرده كه در اگوست ( تابستان آينده ) با هم ازدواج مي كنند.

مارك كه براي افتتاحيه فيلمش - مكس پين - در نيويورك به سر مي برد : گفت ما تصميم گرفته ايم در آگوست با هم ازدواج كنيم چون مي گويند اگوست ماه خوش يمني است.

اوايل امسال ، در مراسن جشن تولدش ، مارك گفته بود دوست دارد با رآ ازدواج كند و در حال حاضر دارد روي اين مسئله فكر مي كند.

مارك و رآ ، الان سه فرزند دارند. " الا " چهار ساله است،" مايكل " دو ساله و " برندان " يك ماهه است.
مارك مي گويد: وقتي" الا " فهميد صاحب برادر شده است خيلي ناراحت شد . چون منتظر دختري بود كه لباس هاي قشنگ دخترانه تنش كند و با او عروسك بازي كند ! وقتي فهميد برندان به دنيا آمده ، خيلي گريه كرد چون نقشه هايش نقش بر آب شده بود. ولي من به او گفتم : اصلا نبايد ناراحت باشي. تو هنوز هم دختر لوس ما هستي .
__________________

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 11:44 توسط نويد


کارینا کاپور و عکسهای جدیدترین فیلمش “Golmaal Returns “


از جمله فیلمهایی که تا اواخر سال ۲۰۰۸ اکران خواهد شد,فیلم بازگشت گولمال Golmaal Returns خواهد بود. این فیلم که به نوعی قسمت دوم فیلم گولمال است بازیگر توانای بالیوود ,کارینا کاپور را به همراه دارد . فیلم گولمال در زمان اکران با استقبال زیاد و فروش بسیار زیاد مواجه شد و موجب شد تا ادامه این فیلم با نام بازگشت گولمال ساخته شود. فیلم گولمال بدون کارینا پرفروش بود و باید دید که بازگشت گولمال با کارینا چه خواهد کرد.بازیگر نقش اول فیلم آجی دوگان است و او را بازیگران معروف دیگری از جمله کارینا کاپور, ارشد وارسی , توشار کاپور,آمریتا ارورا و ……..همراهی میکنند.
عكس ضميمه
  
__________________

__________________
عكس ضميمه
  
__________________
 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 11:45 توسط نويد



رایان گازلینگ در یک داستان کمیک






سینمای ما - استودیو وارنر بروس پیكچرز می‌خواهد در نسخه سینمایی داستان‌های كمیك «فانوس سبز» با رایان گازلینگ برای بازی در نقش اصلی همكاری كند. گازلینگ، بازیگری كه برای فیلم «نیمه نلسون» نامزد دریافت جایزه اسكار شد، قرار است در نسخه سینمایی «فانوس سبز» نقش هال جوردن، قهرمان افسانه‌ای را به نمایش بگذارد. «فانوس سبز» نام شخصیت‌های افسانه‌ای و ابر قهرمانی است كه داستان آنها در قالب كتاب‌های كمیك منتشر شده است.
گریك برلانتی برای كارگردانی فیلم «فانوس سبز» كه قراراست سال ۲۰۱۰ در آمریكا اكران شود، با وارنر بروس قرارداد بسته است. خبر حضور بازیگرانی چون ست روگن، جاستین لانگ و دیوید بوراناز در این فیلم شایعه شده، این درحالی است كه استودیو وارنر گازلینگ را بازیگر اصلی فیلم جدیدش اعلام كرده است.
در كتاب‌های كمیك، هال جوردن، خلبانی است كه یك غریبه درحال مرگ نیرویی به او می دهد كه با آن به عضویت یك سازمان پلیسی به نام Green lantern corps در می‌آید.
__________________

ششلول جیمز باند دزدیده شد



شون کانری با همان ششلول



سینمای ما - ششلول جیمز باند كه در فیلم «مردی با اسلحه طلایی» استفاده شده بود از استودیوی فیلم‌سازی انگلستان سرقت شد. فیلم «مردی با اسلحه طلایی» سال ۱۹۷۴ ساخته شد و این ششلول در آن استفاده شده بود. خبرگزاری آلمان امروز در گزارشی با اشاره به سرقت این اسلحه ارزش آن را ۱۰۰ هزار یورو عنوان كرد.
در این فیلم راجر مور برای دومین بار نقش مأمور كاركشته سازمان مخفی MI۶ انگلیس را كه با اسم رمز ۰۰۷ شناخته می‌شد، بازی كرده بود. پلیس لندن امیدوار است رد این اسلحه را از طریق دست‌فروشان پیگیری كند.
جیمز باند نام شخصیت خیالی داستان‌های جاسوسی است كه سال ۱۹۵۲ توسط نویسنده انگلیسی، یان فلمینگ خلق شد و در حدود ۱۲ رمان حضور دارد. تاكنون ۲۱ فیلم از مجموعه فیلم‌های جیمز باند ساخته شده است.
شان كانری، جورج لیزنبی، راجر مور، تیموتی دالتون، پیرس برازنن و دانیال كریگ نقش‌های جیمز باند را در این فیلم‌ها برعهده داشته‌اند.
__________________


رهبران اتحادیه از اعتصاب می‌ترسند






سینمای ما - رهبران اتحادیه بازیگران در لس آنجلس سعی کردند تا از شدت نگرانی های اعضای خود بکاهند و با این کار از انجام یک اعتصاب مجدد جلوگیری کنند.
به نقل از یونایتد پرس اینترنشنال؛ اگر اعضای اتحادیه بازیگران هالیوود به انجام یک اعتصاب مجدد رای دهند رهبران اتحادیه بازیگران هرگز نخواهند توانست آنها را از تصمیم خود منصرف کنند.
آلن روسنبرگ و دوگ آلن مذاکره کنندگان ارشد اتحادیه بازیگران هالیوود و مدیران اجرایی این اتحادیه پنجشنبه گذشته نامه ای به اعضای اتحادیه خود فرستادند و توضیح دادند که چگونه روند مذاکرات ادامه خواهد یافت.
آنها در این نامه اظهار کردند: "این موضوع قابل توجه است که ذکر کنیم اگر این قطعنامه با اکثریت آرای اعضای اتحادیه تصویب شود دیگر اعتصاب مجددی رخ نخواهد داد. این اقدام تنها به منظور انجام یک همه پرسی صورت گرفته است و این تصمیم برای مدت ۳۰ الی ۴۵ روز قطعی شده و به اجرا خواهد رسید."
همچنین در گزارشی دیگر اعلام شده بود که احتمال اعتصاب گسترده سندیکای بازیگران آمریکا (SAG) قبل از پایان ماه نوامبر میلادی (اواخر آبان) بسیار جدی شده است و از آنان خواسته شده بود تا هفته‌ ی آینده با حضور در نشستی جمعی به یک اجماع کلی درخصوص چگونگی شکل‌گیری اعتصاب دست یابند.
__________________

زره‌پوش» با اریک بانا بازسازی می‌شود





سینمای ما - اریك بانا، بازیگر فیلم های «دختر دیگر برولین» و «مونیخ» برای بازی در نسخه بازسازی شده فیلمی فرانسوی به نام «Le convoyeur» كه به «زره پوش»، (Armored) نیز نامگذاری شده، با استودیو میلنیوم فیلمز مذاكره می كند.
اف. گری گری كارگردانی نسخه بازسازی شده این فیلم فرانسوی ساخته سال ۲۰۰۴ را به عهده گرفته است. فیلمنامه نسخه بازسازی شده درام جنایی «زره پوش» نوشته دیوید آیر و اندروكویین واكر داستان مردی را دنبال می كند كه در یك شركت ماشین های نظامی مشغول به كار می شود. او توجه و اعتماد همكارانش كه نقشه هایی برای سرقت مسلحانه دارند را جلب می كند.همچنین نسخه اصلی این فیلم داستان فرد آشفته و مرموزی را روایت می كند كه به عنوان گارد امنیتی در یك شركت كامیون های نظامی استخدام می شود.
فیلم «زره پوش» احتمالاً با نام دیگری ساخته خواهد شد. زیرا درام جدید استودیو اسكرین جیمز نیز همین نام را دارد. تاریخ آغاز تولید این فیلم اعلام نشده است.
__________________

دختر دیوید لینچ جایزه جشنواره کاتالونیا را برد





سینمای ما - تریلر «نظارت» به کارگردانی جنیفر لینچ دختر دیوید لینچ فیلمساز معروف روز یکشنبه جایزه اصلی چهل و یکمین جشنواره فیلم کاتالونیا را از آن خود کرد.
خبرگزاری فرانسه اعلام کرد «نظارت» دومین فیلم بلند لینچ 40 ساله و داستان آن درباره یک مامور پلیس فدرال است که با کمک سه قربانی احتمالی می‌کوشد یک قاتل زنجیره‌ای را به دام بیندازد.
بیل پولمن، جولیا ارموند در این فیلم بازی می‌کنند که دیوید لینچ یکی از مدیران تولید آن است. هیئت داوران جشنواره سینمایی اقامتگاه مدیترانه‌ای سیتچز در اسپانیا جایزه بهترین کارگردان جشنواره امسال را به کیم جی ـ وون کارگردان فیلم «خوب، بد، عجیب» اعطا کرد که داستان آن در منچوری سال‌های 1930 روی می‌دهد.
این فیلم در عین حال جایزه بهترین جلوه‌های ویژه را برد. برایان کاکس اسکاتلندی برای بازی در فیلم آمریکایی «سرخ» جایزه بهترین بازیگر مرد را برد و سمرا توران برای فیلم دانمارکی «مشت‌زن» برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد.
__________________

ونسا پارادايس از فرش قرمز مي ترسد


ایراسان - ونسا پارادايس نه تنها از مراسم فرش قرمز خوشش نمي آيد، بلكه از آن مي ترسد.
اين خواننده فرانسوي كه با جاني دپ زندگي مي كند ، مي گويد حضور در مراسم افتتاحيه فيلمها اذيتش مي كند. او دوست ندارد خيلي با ستاره ها ارتباط نزديك داشته باشد. او مي گويد : من اصلا نمي فهمم چرا فيلم بايد فرش قرمز داشته باشد. من از آن مي ترسم. احساس مي كنم زيادي لاغرم. همسايه هاي ما آدم هاي خيلي معروفي نيستند ولي اگر هم بودند، من با آنها ارتباط برقرار نمي كردم. چون دوست ندارم. او ادامه مي دهد :‌« من واقعا خوشبختم ، ما خانه خوبي داريم،‌وقتي به سفر مي رويم در هتل هاي مجلل اقامت مي كنيم و خيلي به مراسم افتتاحيه فيلم ها نمي رويم. »

ونسا - 35 ساله - 10 سال است كه با بازيگر دزدان درياي كارائيب در ارتباط است و از ارتباطي كه با جاني دارد ، واقعا خشنود است. او مي گويد حتي نمي توانم فكر كنم كه ممكن است روزي با مرد ديگري در ارتباط باشم. ما رابطه واقعا خوبي با هم داريم. ونسا و جاني ، دو فرزند دارند. ليلي رز 9 ساله و جك 6 ساله است.
__________________

جرارد باتلر بازجويي مي شود





ايراسان - جرارد باتلر به خاطر حمله كردن به خبرنگاري كه سعي داشت در لس آنجلس از او عكس بگيرد ،‌مورد بازجويي قرار مي گيرد.

بعد از اينكه پليس متوجه مي شود ستاره فيلم راكنرولا - جرارد باتلر - عكاسي به نام مورگان كروچ را مورد ضرب و شتم قرار داده ، آنهم به اين دليل كه عكاس مزبور تنها به انجام وظيفه مشغول بوده ، بازجويي از او را جزو وظايف خود قرار داده است. جرارد با حمله كردن به مورگان ، 3 دندان او را شكسته و باعث پارگي لب او شده است و به منظور پيشگيري از بروز هرگونه آسيب مغزي ، تحت نظر پزشكان است.

مورگان مي گويد : وقتي جرارد 38 ساله از ساختمان خارج شد ، خواستم از او عكس بگيرم كه پرسيد چه كار مي كني ؟ من با آرامش كامل توضيح دادم كه عكاسم و مي خواهم عكس بگيرم. اما او عصباني شد و بعد از اينكه در ماشين نشست، شيشه را پايين كشيد و با مشت محكم به صورتم زد. او ادامه مي دهد : او سه يا چهار بار به صورتم زد و در حالي كه به شدت عصباني بود، فرياد مي زد و چيزهايي مي گفت ،‌اما من هيچي نمي شنيدم چون از شدت ضربات گيج شده بودم.
سخنگوي پليس لس انجلس - آنا آگورا - تاييد كرده كه از جرارد باتلر بازجويي به عمل خواهد آمد.
__________________

براد پیت و کوئنتین تارانتینو همدیگر را دیدند






سینمای ما - براد پیت هنرپیشه آمریکایی و کوئنتین تارانتینو کارگردان در آلمان برای ساخت درام «لعنتی‌های مفتضح» با هم ملاقات کردند و تمام تلاش خود را انجام می‌دهند تا فیلمی موفق بسازند.
به نقل از یونایتد پرس اینترنشنال؛ بر اساس این گزارش براد پیت هنرپیشه ۴۴ به آلمان سفر کرد. هم اکنون براد پیت با تارانتینو برای تولید فیلم «لعنتی‌های مفتضح» در محل‌های فیلمبرداری نواحی برلین مشغول به فعالیت است.
کوئنتین تارانتینو تولید این فیلم را به امید اینکه در جشنواره فیلم کن سال آینده آماده شود، آغاز خواهد کرده است.
تم فیلم «لعنتی‌های مفتضح» همچون دوجین چرکین درباره سربازان خلاف کار در طول جنگ جهانی دوم است اما تم این پروژه پس از ملاقات براد پیت با کوئنتین تارانتینو بیشتر به سمت جبران خسارات وارده توسط طوفان کاترینا و پیشنهاد ساخت منزل برای خانواده‌های آواره کشیده شد.
قرار است که تارانتینو «لعنتی‌های مفتضح» را به صورت یک فیلم دو قسمتی بسازد.
این گزارش افزود: کوئنتین تارانتینو نام این فیلم را از فیلم انزو کستلاری محصول سال ۱۹۷۸ با همان عنوان گرفته است اما فیلنامه نویس این فیلم گفت: "قرار است که این فیلم یک نوع ابتکاری باشد."
__________________
 

هلن ميرن و روابط عاطفی او و راسل




ايراسان - اين ستاره 63 ساله به خاطر تعريفي كه راسل از او كرده بود،‌ از خوشحالي در ابرها سير مي كرد و جواب تعريف او را با تعريف داد.

اين ستاره 63 ساله به خاطر تعريفي كه راسل از او كرده بود،‌ از خوشحالي در ابرها سير مي كرد و جواب تعريف او را با تعريف داد. هلن مي گويد : «‌شنيده ام راسل از من خوشش مي آيد . من هم راسل را دوست دارم ، مقاومت كردن در برابر چنين مرد جذابي كار واقعا سختي است. » راسل كه حدود 30 سال از هلن جوان تر است ،‌قول داده سر فيلمبرداري " طوفان " ‌شكسپير او را اغوا كند.
هلن كه با تايلر هكفورد - كارگردان - ازدواج كرده است مي گويد : « داشتن چنين طرفداراني واقعا دل انگيز است . اين كه شوهر داشته باشي و با اين حال مردان جواني روز به روز شيفته تو شوند ، واقعا اميد بخش است .

هلن ميرن هفته پيش جايزه Inspiration Awards را در رقابت با كابرا نايتلي ، ياسمين لبن ، فرن كاتن و آگنس دين ، از آن خود كرده بود.
Inspiration Awards ،‌ مراسمي است كه توسط انجمن خيريه اي در انگليس برگزار مي شود و برگزيدگان آن توسط كاربران اينترنتي انتخاب مي شوند.
__________________

ريدلي اسکات جنگ هميشگي را مي‌سازد




ایراسان - ريدلي اسکات كارگردان نامزد اسكار، بر اساس رمان «جنگ هميشگي» نوشته جو هالدمن(1974) فيلمي با همين نام مي سازد که سومين تجربه او در حوزه سينماي افسانه‌اي علمي پس از فيلم‌هاي «بليد رانر» و «بيگانه» است. اسکات از مدت‌ها پيش ايده ساخت «جنگ هميشگي» را در ذهن داشت، اما مشکلات مربوط به کسب حقوق ساخت فيلمي از روي رمان هالدمن که 1974 منتشر شد، توليد اين پروژه را بيش از دو دهه به تعويق انداخت.
خالق «گلادياتور» در اين باره گفت: "من اولين بار 25 سال پيش به فکر ساخت اين فيلم افتادم و از آن زمان به بعد کتاب هالدمن بيشتر مناسبت زماني و موضوعي پيدا کرده است. اين يک حماسه افسانه‌اي علمي است و فرض داستاني آن عالي و گيج‌کننده است."

داستان درباره سربازي است که پس از تنها چند ماه نبرد با يک دشمن در فضاي دور به خانه بازمي‌گردد اما با سياره‌اي رو به رو مي‌شود که زمان در آن حدود 20 سال گذشته و ديگر هيچ چيز برايش آشنا نيست.فيلمنامه‌نويس پروژه «جنگ هميشگي» به زودي مشخص مي‌شود.

اسکات 71 ساله که فيلم جديد او «مجموعه دروغ‌ها» با بازي لئوناردو دي کاپريو و راسل کرو از جمعه در سينماهاي دنيا اکران شده، به زودي پروژه «ناتينگهام» را باز هم با بازي کرو جلو دوربين مي‌برد که روايتي مدرن از داستان رابين هود است.

اسکات 3 بار براي فيلم‌هاي «تلما و لوئيس» 1991، «گلادياتور» 2000 و «سقوط بلک هاوک» 2001 نامزد اسکار شده است. او سال گذشته فيلم «گانگستر آمريکايي» را با بازي دنزل واشينگتن و کرو بر پرده سينماها داشت.
__________________

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 11:28 توسط نويد



بهروز افخمی خبر داد؛
شماره جدید مجله «تازه» چیز دیگری است


سینمای ما - بهروز افخمي سر دبير ماهنامه تازه خبر دادكه شما ره جديد اين نشريه ،نسبت به شماره هاي قبلي آن متفاوت خواهد بود .
بهروز افخمي خبر داد :شماره جديد نشريه تازه در دوبخش عامه پسند وبخشي براي مخاطبان خاص منتشر خواهد شد واز اين شماره به بعد قصدداريم توجه بيشتري به ادبيات داشته باشيم .
گفتنی است که در شماره جدید ماهنامه تازه، پرونده‌ای درباره ماشین‌های سینمایی و تعقیب و گریزهای مشهور تاریخ سینما، مجموعه مطالبی درباره بتمن کریستوفر نولان و همچنین اخبار و گفتگوهایی با چهره‌های مشهور وجود خواهد داشت.
__________________

حبیب ایل‌بیگی خبر داد/حرف‌های مدیر روابط عمومی به اضافه خبری درباره مسابقه مواد تبلیغی؛
احتمال حضور سالن‌های تازه احداث شده در جشنواره فجر امسال


سینمای ما - در فاصله 10 روز تا پايان مهلت ثبت‌نام در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، «حبيب ايل‌بيگي» از اختصاص سالن‌هاي جديد به جشنواره، تغيير سالن سينماي رسانه‌ها و كاهش سهيمه اهالي رسانه خبر داد.


«حبيب ايل‌بيگي» مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي و جشنواره فيلم فجر، در مورد جديدترين اخبار درباره بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر سخن گفت.

* 10 روز تا پايان مهلت ثبت‌نام
«ايل‌بيگي» گفت: بر اساس قانون جديد شركت در جشنواره فيلم فجر، سي‌ام مهر ماه مهلت ارائه فرم درخواست شركت در جشنواره است كه با اين حساب، ده روز به آخرين مهلت ثبت نام و پركردن فرم براي حضور در اين جشنواره باقي مانده است و صاحبان فيلم‌هايي كه مايل به ثبت نام در جشنواره هستند مي‌توانند تا پايان اين مهلت، فرم‌هاي خود را به دبيرخانه جشنواره ارسال كنند.

* سالن‌هاي جديد به جشنواره مي‌پيوندند
وي افزود: جلسات كميته عالي اجرايي جشنواره هر هفته برگزار مي‌شود. اين كميته در كنار ساير وظايف خود كار انتخاب سالن‌هاي نمايش فيلم را براي جشنواره فيلم فجر آغاز كرده و از هفته گذشته شروع به بازديد سينماهاي تهران و مجموعه‌هاي چند سالنه جديدالاحداث كرده است تا از مناسب‌ترين سينماها و سالن‌ها براي جشنواره استفاده كند.

*‌ سينماي رسانه‌ها امسال كوچك‌تر مي‌شود
«ايل بيگي» در پاسخ به سوالي در مورد سينماي ويژه مطبوعات و رسانه‌هاي جمعي گفت: بحث انتخاب اين سالن در حال بررسي است. سال گذشته ما سالن «سينما صحرا» را با توجه به ظرفيت سالن و سالن‌هاي انتظار مناسب آن براي نمايش فيلم براي مطبوعات و رسانه‌هاي جمعي انتخاب كرديم و باتوجه به اين كه اين سالن نياز به بازسازي داشت، در نظر داشتيم تا اين سينما براي جشنواره امسال بازسازي كلي شود.
وي ادامه داد: مؤسسه سينما شهر 50 درصد از هزينه بازسازي را متقبل شد اما متأسفانه مسئولان اين سينما تمايلي به بازسازي آن ندارند و وقتي اين سينما در اختيار ما نباشد بايد گزينه‌هاي ديگري را بررسي كنيم كه تعداد صندلي كمتري دارد و اين موضوع ما را با مشكل مواجه خواهد كرد.

* حذف خبرنگاران و نويسندگاني كه كارت دارند اما به جشنواره نمي‌آيند
مديرروابط عمومي جشنواره فيلم فجر تصريح كرد: سال گذشته با تحليل محتواي كار هر رسانه و بررسي آمار ورود و خروج‌ها به سينما، با استفاده از كارت هوشمند آمار خوبي از افراد حاضر در اين جشنواره به دست آورده‌ايم و در مقابل آن كساني را نيز داشتيم كه با وجود گرفتن كارت ويژه سينماي رسانه‌هاي جمعي حتي يك بار هم به اين سينما نيامده‌اند و قطعا امسال در خدمت اين افراد نخواهيم بود.
ايل‌بيگي گفت: اميدواريم امسال با كمك خود رسانه‌ها بتوانيم به تعداد واقعي افراد علاقه‌مند و فعال در عرصه مطبوعات سينمايي دست پيدا كنيم تا بتوانيم شرايط خوبي را براي اين افراد ايجاد كنيم.

* بررسي پرديس ملت براي ميزباني جشنواره فيلم فجر
ايل‌بيگي در پايان در مورد استفاده از پرديس سينمايي ملت براي يكي از بخش‌هاي جشنواره فيلم فجر سال جاري گفت: اين مجموعه كه امكانات بسيارخوبي دارد بازبيني شده و در حال بررسي هستيم كه اين مجموعه براي كدام بخش از جشنواره مناسب است.


مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران در چهار بخش برگزار می شود




بخش رقابتی مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در چهار بخش برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، به منظور اعتلای بخش نمایش هنر ـ صنعت سینمای ایران، مواد تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی فیلم ها در زمینه‌های عکس، پوستر، گرافیک محیطی و آنونس و تیزر در این قسمت مورد بررسی و داوری قرار خواهند گرفت و به برترین آثار جوایزی اهداء می‌گردد.
آثار ارائه شده به این بخش مربوط به فیلم هایی خواهد بود که در فاصله زمانی بیست و ششمین تا بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش عمومی در آمده باشند
بخش مسابقه عکس فیلم در دو بخش آنالوگ و دیجیتال برگزار خواهد شد و در بخش آنونس و تیزر، آنونس فیلم ها باید به صورت 35 میلمتری ارایه شود.
بخش مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران پس از سال ها وقفه، سومین دوره برگزاری خود را به شیوه جدید در جشنواره فیلم فجر تجربه می کند. سال گذشته در بخش عکس سیمرغ بلورین به "عبداله عبدی نسب" از فیلم جایی در دور دست اهدا شد و دیپلم افتخار این بخش به "المیرا مقدم" عکاس فیلم حکم اختصاص یافت .
در بخش پوستر ، "حیدر رضایی" طراح پوستر فیلم اخراجی ها و در بخش گرافیک محیطی "بهزاد خورشیدی" با طراحی بیل بورد فیلم قاعده بازی سیمرغ های بلورین را به خود اختصاص دادند.
همچنین "امیر شیبان خاقانی" با ساخت تیزر و آنونس فیلم اتوبوس شب و آنوس سنگ کاغذ قیچی سیمرغ بلورین این بخش را دریافت کرد.
بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از 12 تا 22 بهمن ماه جاری در تهران برگزار می شود.
__________________
یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» بر فیلم آواز گنجشک‌ها؛
تاثیر گذاشتن و به چشم نیامدن


سینمای ما - سینا بخشی‌صدر: ‏«آواز گنجشكها» حاصل تمركز منظم علايق معنوي و تكنيكي مجيد مجيدي، با ظرفيت ريزه كاري ها و ظرافت ‏هايي است كه به اشكال ديگر، پيش از اين هم در آثار او ديده بوديم. در فيلمهاي قبلي مجيدي، هم فقر بدون ذلت و ‏خواري و همراه با سربلندي را ديده بوديم و هم نگاه عرفاني به آدم هاي ساده و بي غل و غش را.. استفاده از ‏حيوانات كه ديگر موتيف ثابت آثار مجيدي است. ولي استفاده او از اين مضامين، اين بار رنگ و بوي ديگري ‏دارد و خیلي پخته و سنجيده در جان اثر بافته شده اند. پس تفاوت اصلي ميان اين زیبايي ناب تازه اي كه به آن ‏دست يافته با فيلم هاي قبلي ناشي از كجاست؟ آيا ترفند و نگاهی مشخص و معلوم چنين حاصلي به بار آورده است؟ ‏مورد اصلي همان بافتن ایده‌ها در جان اثر است. در «آواز گنجشك‌ها» هيچ ايده يا عنصري به صرف خوب بودن ‏به زور وارد متن اثر نشده است. بستري كه براي نمايش اين عناصر مهیا شده به خودي خود ظرفيت بها دادن به ‏ايده هاي اوليه را دارد. ظهور اين بستر پس از ساخت شش فيلم بلند سينمايي و چندين فيلم كوتاه و نيمه بلند بيان گر ‏يك نكته است و آن اين كه مجيد مجيدي به يك پختگي در سر و سامان دادن به نگاهش رسيده است. او حالا خيلي ‏خوب ميتواند اعتقاداتش را به صورتي بديع و سينمايي پياده كند و اين همان بحث قديمي، ولي مهم ته نشين شدن ‏مضامين در هنرمند است. جاي نگراني نيست. مضامين و معاني والاي انساني مورد علاقه ي مجيدي، جاي خود ‏را در سينماي او يافته اند. مجيدي در «آواز گنجشك‌ها» توان اين را دارد كه بدون دل زدن و نگراني براي ايجاد ‏رخنه و شكافي جهت تزريق ارزش ها، به داستان مرد روستايي ساده اي بپردازد كه كار مي‌كند، دوست دارد، ‏‏‌نگران مي‌شود و البته عاري از وسوسه هم نيست. ‏فيلمنامه «آواز گنجشك‌ها» توان قصه گويي دارد. چرا بايد فكر ميكرديم كه فيلم، سرشار از موقعيت ها و حيوانات ‏و اشيائي است، كه هر كدام بار هزار و يك نماد و ايما و اشاره را بر دوش مي‌كشد؟ مجيدي در «آواز گنجشك‌ها» ‏داستان تعريف ميكند. شيوه داستان گويي، مثل نگاه كريم آقا به مسايل مهم و پرطپش دور و برش، روان و ساده ‏است و مثل زندگي او پر اوج و فرود. تحولات آني شخصيت اصلي، كريم و مخصوصا تصميمات لحظه اي او، ‏كاملا هماهنگ با توانايي هاي اوست. لازم نيست يك تحول معنوي بزرگ در ميانسالي، او را فرا گيرد تا مايه ‏عبرت همگان شود. كريم آقا زندگي مي‌كند و خط قصه براي او تعيين تكليف نمي‌كند. اين كريم است كه با ‏تصميمات و خواسته ها و وسوسه هايش، سير قصه را مشخص ميكند. مجيدي اين بار به زور وارد قصه نمي‌شود ‏تا در پرده سوم و با ايجاد نقطه عطفي، باب گره گشايي را باز كند. همه چيز بر اساس سير طبيعي خودش پيش ‏ميرود و همه چيز سرشار از زندگي است. ‏موقعيت هاي متفاوتي در جذابيت و شيريني نمايش اين زندگي تاثير دارد. از همان شيريني روستايي اوايل فيلم، ‏مثل سهيم شدن همسايه ها در املت شتر مرغ گرفته تا رخدادهاي خشك و بي تعرف اواخر فيلم،‌ همچون آسيب ‏ديدن پاي كريم از سقوط تيرآهن ها. زيبايي واقع گرايانه اين اتفاقات بي تعارف هم، ناشي از وجود طنزي گزنده در ‏بيان است. اصلا قرار نيست يا احساساتي شدن مخاطب، چشم و گوش او بسته شود. و چه قدر موسيقي در ساخت و ‏پرداخت اين طنز گزنده و صريح موثر است. حسين عليزاده نشان داد كه يك آهنگساز موفق رديف و دستگاهي هم ‏ميتواند شناخت درستي از موسيقي فيلم و نه سوار بر فيلم داشته باشد. ‏ماجراي آمدن كريم به شهر و نمايش سر و صدا و برو و بيا و بي‌رحمي در تقابل با فضاي روستايي، شايد براي ‏برخي زننده ترين داستان فرعي فيلم باشد. مساله رويارويي زشتي شهر و زيبايي روستا كه سال‌هاست در سينماي ‏ايران به عناوين و اشكال مختلف مطرح شده است. اما باز واقع گرايي شخصيت كريم در شهر، اين تقابل را ‏تلطيف مي‌كند. درست است كه كريم، مرد روستايي ساده لوح و ساده دلي است، ولي مصون از وسوسه هم نيست. ‏وسوسه براي دزديدن يخچال كه در نهايت، حتي با توجه به احتياج پول براي سمعك دخترش، آن را به صاحبش ‏ياز ميگرداند و درست است كه كريم مرد دلسوزي است، اما نه آن قدر كه براي خرد نكردن پانصد توماني، همه ‏آن را به دخترك نيازمند بدهد كه البته بازي بسيار خوب رضا ناجي در زيبايي اين ترديدها و وسوسه ها، سهم موثر ‏و به سزايي دارد. ‏در «آواز گنجشك‌ها» داستان هاي فرعي ديگري هم هست. مثل ماجراي سمعك كه با همه شيريني، زمان زيادي به ‏آن اختصاص داده نمي شود. نيز همچون چند فيلم پيشين فيلم ساز، اين بار هم با حيوانات و بار الهي و معنوي آن ‏ها سر و كار داريم. از همان ابتدا شاهد صحنه زيباي فرار شتر مرغ هستيم. اما پس از حدود بيست دقيقه، همچنان ‏داستان ادامه مي يابد و ديگر خبري از شترمرغ نيست؛ تا نيمه هاي فيلم كه با پيگيري براي پيدا كردن شترمرغ ‏مفقود شده توسط كريم آقا پرونده ماجرا دوباره باز مي شود. البته در اين ميان اشاره هاي ديگري هم، مثل ماشين ‏حمل شترمرغ در شهرعرضه مي‌شود. ‏نمونه صحيح پرداخت به داستان هاي فرعي را مثلا در مورد قضيه آب انبار و ماهي ها شاهديم كه حساب شده، ‏رفته رفته بر اهميت آن افزوده مي‌شود و به یكي از داستان هاي پر اهميت فيلم تبديل مي‌شود و مي‌رود تا با حل ‏شدن و به خير و خوبي تمام شدن جريان ( كه البته بدون ظرافت هم نيست )، مثل ديگر داستان ها در يك نقطه ‏گذاري نه چندان پر زرق و برق، با رقص شترمرغ پايان يابد. ‏اجراي صحنه هاي به ظاهر ساده، ولي دقيق و حساس فيلم، با ذوق و سليقه صورت گرفته كه البته چون شاهد ‏نمونه هاي خوب آن در فيلم هاي پيشين مجيدي بوده ايم، از نظري شايد خيلي هم بديع نباشد، ولي در اين آشفته ‏بازار سينمايي، باز بابت از كف ندادن اين ظرفيت ها جاي شكر دارد. گويا مجيدي براي انتخاب مدير فيلمبرداري ‏اهميت ويژه اي قايل شده و اين اهميت، در نهايت به همكاري با تورج منصوري منجر شده است. «آواز ‏گنجشك‌ها» نمونه اي مثال زدني براي كاربرد درست لنز است. انتخاب عدسي ها، كاملا مطابق با ميزانسن و ‏موقعيت ها است و گر چه خيلي مواقع معمولي و عادي به نظر ميرسد، در عين حال حساب شده است. البته اين ‏موضوع كه پلان هاي حمل در آبي رنگ و نيز تلاش كريم آقا براي يافتن شترمرغ روي تپه كه به صورت هلي ‏شات فيلمبرداري شده اند، آيا در سبك بصري فيلم مي گنجند يا نه، بحث ديگري را مي‌طلبد. ‏لوكيشن هاي زيباي فيلم، حاكي از انتخابي دقيق و پرحوصله است. همچنين چهره پردازي در حد بالايي از ‏استاندارد قرار دارد. تلاش براي به چشم نيامدن، به رغم همه ايده ها و سليقه ها، بار ديگر ثابت مي‌كند كه مجيدي ‏چه هوشمندي خاصي را در انتخاب گروه لحاظ كرده است. ‏با تمام اين تفاسير و مطرح كردن روان بودن داستان، باز هم فيلم عاري از نماد و ايما و اشاره نيست. باز هم كريم ‏يك در آبي را بر دوش مي‌گيرد و راه مي‌رود، آن هم با دكوپاژ و ميزانسن ويژه اي كه براي آن صحنه طراحي شده ‏است. ‏‏«آواز گنجشك‌ها» نمايش گر پختگي مجيد مجيدي است و اميدي براي پيگيري مسير فيلمسازي او. بحث بر سر اين ‏كه نمادگرايي درآثار او آزاردهنده است يا شيرين، طالب و قت و بحثي مفصل است. مهم اجراي صحيح است. در ‏‏«آواز گنجشك‌ها» شاهد اجراي صحيح نمايش روان ي زندگي هستيم. ‏
__________________

مجمع عمومی کانون آهنگسازان خانه سینما برگزار شد؛
رئیس: مجید انتظامی


سینمای ما - مجمع عمومی کانون آهنگسازان در تالار اجتماعات خانه سینما برگزار شد.‏ این مجمع عمومی با حضور اعضا به رسمیت رسد و اعضای انجمن پس از استماع ‏گزارش عملکرد هیئت مدیره، به کاندیداها خود رای دادند، و اعضای شورای مرکزی ‏کانون را به شرح زیر انتخاب شدند:‏ شورای مرکزی: مجیدانتظامی (رئیس)، فریدون شهبازیان، کارن همایون نفر (اعضای اصلی)، کامبیز روشن روان ، محمد سریر (اعضای علی البدل)‏
هیئت فنی: مجید انتظامی ، کارن همایونفر (اصلی) ، کامبیز روشن روان (علی البدل)‏بازرس : بیتا بهشتیان (اصلی ) ، امیر معینی(علی البدل)‏، دبیر و مسئول امور مالی : مهدی بزرگمهر. ‏
__________________

4جايزه ويژه براي كارگرداني،فيلمبرداري،فيلم و فيلمنامه درجشنواره فيلم رشد


سینمای ما - در سي و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم رشد، 4جايزه ويژه به بهترين كارگرداني ، بهترين فيلمنامه ، بهترين فيلمبرداري و بهترين فيلم اهدا خواهد شد.
به گزارش روابط عمومي و به نقل از ستاد خبري سي و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم رشد، به 3 اثر برگزيده در هر كدام از 6 گروه نماهنگ و فيلم كوتاه (مرتبط با موضوع فناوري و نوآوري)، فيلم‌هاي علمي ، گروه فيلم‌هاي مستند، گروه فيلم‌هاي انيميشن، فيلم‌هاي تربيتي و داستاني كوتاه و فيلم‌هاي تربيتي داستاني بلند ياد شده، به ترتيب تنديس‌هاي زرين، سيمين و ديپلم افتخار به همراه سكه بهار آزادي دريافت خواهند كرد و 4جايزه ويژه به بهترين كارگرداني ، بهترين فيلمنامه ، بهترين فيلمبرداري و بهترين فيلم اهدا خواهد شد..همچنين به گزارش روابط عمومي، داورهايي از كشورهاي مختلف مثل آلمان، آذربايجان ، اتريش، استراليا، كانادا، اسپانيا، ارمنستان، ايتاليا، انگلستان، سوئيس و صربستان در جشنواره قطعي شده است كه به همرا داوران ايراني،آثار پذيرفته شده را مورد داوري قرار مي دهند.سي و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم رشد كه يكي از قديمي ترين جشنواره هاي سينمايي در ايران است از ده تا هفده آبان ماه در تهران برگزار مي شود.
__________________

یادداشت امیر قادری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و «دعوت» اش؛
‏«دعوت» ایستگاه ما نیست، بگذارید حاتمی‌کیا کارش را بکند



سینمای ما - امیر قادری: ‏1- احوال غریبی است. ضعیف‌ترین فیلم یک کارگردان را دیده‌ام و برعکس به آینده‌اش ‏امیدوار شده‌ام. اگر نظر مرا می‌خواهید، بین فیلم‌هایی که از ابراهیم حاتمی‌کیا دیده‌ام؛ ‏‏«دعوت» ضعیف‌ترین‌‌شان است. چه به لحاظ داستان، چه دیالوگ‌نویسی، چه سطح ‏روابط شخصیت‌ها، چه پیچیدگی‌های دراماتیک، چه ارتباط با حساسیت‌های روز ‏اجتماع، چه توالی پلان‌ها، چه صحنه‌آرایی و حتی اغلب بازی‌ها. که انگار برای پرده‌ای ‏که فیلمی از ابراهیم حاتمی‌کیا بر آن نقش بسته، کوچک‌اند. شاید تماشاگری که با ‏دعوت، برای اولین بار فیلمی از حاتمی‌کیا را در سالن سینما می‌بیند، این تفاوت‌ها زیاد ‏آزار دهنده نباشد. اما درباره ما همه چیز فرق می‌کند. ما که از کرخه تا راین و خاکستر ‏سبز را بر پرده سینما دیده‌ایم. و صحنه‌ای که دکتر چشم‌های سعید را باز می‌کند و از ‏زاویه چشم سعید، خواهرش را می‌بینیم که بعد عمری بالای سرش ایستاده. می‌خواهید ‏باور کنید یا نه، ما با این صحنه و در سالن تاریک، «زنده»، زار زده‌ایم. به خاطر همین ‏چیزهاست، و به خاطر آن صحنه‌ای که در خاکستر سبز، دختره بالکانی در حرکت ‏آهسته تصویر باندهای سفید را باز می کند، که از فیلم «دعوت» خوش‌ام نمی‌آید... اما ‏تماشای آن امیدوارم می‌کند. ‏

‏2- خدمت تماشاگرهای نوجوان سینما که عوض از کرخه تا راین، ابراهیم حاتمی‌کیا را ‏قرار است با «دعوت» بشناسند عرض کنم که حاتمی‌کیا را دست کم نگیرند. این جوری ‏نبینند. او شورها در سینمای ما به پا کرده است. موج‌ها به راه انداخته است. دو سه تا ‏فیلم داریوش مهرجویی را اگر کنار بگذاریم، او بهترین ملودرام‌ساز دو دهه اخیر ‏سینمای ماست. ملودرام می‌گویم و ته شور و هیجان و احساسات را مراد می‌کنم. ‏ملودرام به عنوان یکی از نمایشی‌ترین و موثرترین و ارزش‌مندترین گونه‌های سینمایی. ‏همان چیزی که اپیزود آخر «دعوت» با بازی مریلا زارعی شبح خیلی ضعیفی از آن ‏است. تماشای این اپیزود برای ما مثل این است که عشق قدیمی‌ات را به هیئت پیرزنی ‏فرتوت ببینی. ملودرام ساختن؛ یکی از اشکال اعلای داستان تعریف کردن است؛ پس ‏بیش از هر جور داستان تعریف کردن دیگری، ایمان لازم دارد و حاتمی‌کیای آن روزها ‏هنوز مردد نبود. شکایت سعید پیش خدا در از کرخه تا راین، بیش تر یک جور ‏گله‌گذاری ساده بود.‏

‏3- بعد هم که حاتمی‌کیا این دوره را پشت سر گذاشت و با آژانس شیشه‌ای وارد دنیای ‏تازه‌ای شد، تردیدهایش را با صداقت با مخاطب‌اش در میان گذاشت. این وسط ‏فیلم‌های قابل قبول ساخت و فیلم‌های بد. موج مرده در مقام یکی از بهترین آثارش ‏دیده نشد و برج مینو به عنوان یکی از ضعیف‌ترین آن‌ها، قدر دید. با این وجود همان ‏طور که چند روز پیش در نشست مطبوعاتی فیلم‌اش گفت، اجازه نداد تماشاگرها و ‏منتقدان مسیرش را تعیین کنند. کمتر در دام این تحسین‌ها یا انتقادها افتاد. بعد از ‏کرخه تا راین، خاکستر سبز را ساخت و بعد از آژانس شیشه‌ای، روبان قرمز را. که ‏فیلم‌هایی حداقل به لحاظ ساختار داستانی، بالکل متفاوت بودند. اما حرفی که می‌زد، ‏معمولا حرف دل اجتماع‌اش بود. این شد که حاتمی‌کیا محبوب‌ترین و بانفوذترین ‏فیلمساز ایرانی سال‌های اخیر شد که از پرده عبور می‌کرد و نبض تماشاگرش را در ‏دست‌‌اش می‌گرفت. نبضی که در برابر فیلمی از او درشت‌تر و پرخون‌تر می‌زد. ‏

‏4- به جز معدود مواردی مثل خاکستر سبز و از کرخه تا راین و موج مرده و روبان ‏قرمز، من البته تماشاگر پرشور آثارش نبودم. او از جای دیگر می‌آمد. فرزند نمایش نبود. ‏به سینما به عنوان ابزار و وسیله نگاه می‌کرد، که این نکته خودش را در بهترین آثارش ‏هم نشان می‌داد. با این وجود موثر بود. نافذ بود. آبروی سینما در عصری بود که این ‏هنر دیگر مشروعیت‌اش را از خواست و رای و طلب مردم‌اش نمی‌گرفت. پس وقتی به ‏نام پدر را ساخت به عنوان یک عشق سینما هم که شده، بدجوری به‌ام برخورد. ‏کارگردان فیلم به نظرم راست و صادق نیامد و سریال بعدی‌اش حلقه سبز، زیادی کم ‏تاثیر بود. چه دوست‌اش داشتم چه نه، به نظرم رسید که از دست رفته است.‏

‏5- اما حالا و با دعوت، گیرم که حاتمی‌کیا ضعیف‌ترین فیلم‌اش را ساخته باشد، اما ‏پشت تمام آن تصاویر کوچک و کم تاثیر، می‌شود نشانه‌هایی هر چند کم‌رنگ، از ‏فیلمساز پرشور آن سال‌ها را دید. هنرمندی که در دوره‌های گوناگون اجتماعی، ‏کوشیده تا زبان روز را پیدا کند و دست روی نبض حساس اجتماع بگذارد. تلاش‌اش ‏گاهی وقت‌ها به نتیجه رسیده و بعضی وقت‌ها تنها یک تلاش و تجربه دیگر بوده. اما به ‏هر زور و زحمتی که شده، توانسته ارتباط‌اش را با مخاطب‌اش حفظ کند. باهاش راه ‏بیاید. و حالا که دعوت هم دارد خوب می‌فروشد، زنگ هشداری است برای من منتقد ‏که این ارتباط بین فیلمساز و تماشاگر را دست کم نگیرم. دعوت با همه ‏بدسلیقگی‌هایش، با اپیزود وحشتناک ثریا قاسمی و ابراهیم فروتن‌اش، با دیالوگ‌های ‏اغلب پیش پا افتاده‌اش، در شرایطی که تقریبا هیچ صحنه‌ای از آن (به جز نمای غروبی ‏بیرون آمدن کتایون ریاحی از ساختمان) متاثرم نمی‌کند، حاتمی‌کیا را در آغاز یک راه ‏تازه نشان می‌دهد. حالا یک بار دیگر او را در هیات فیلمسازی می‌بینیم که به دنبال ‏راه‌های تازه‌ای برای ارتباط با تماشاگرش است و برای رسیدن به هدف، در نما به نمای ‏فیلم عرق می‌ریزد. هر چند که ازش اصلا انتظار نداریم فیلمی بسازد که در اغلب ‏صحنه‌هایش عنصر جوی محشری مثل برف شمال تهران را داشته باشد و باز هیچ تاثیر ‏نگذارد. ناسلامتی دعوت حاصل کار فیلمسازی است که برعکس شخصیت‌های فیلم‌اش ‏با تمام وجود می‌خواهد باردار شود. ‏
__________________

متن کامل سخنان تبریزی و مجیدی در فرهنگسرای رسانه؛
کمال تبریزی هم «آواز گنجشک‌ها» را دوست دارد


سینمای ما - «كمال تبريزي» گفت: «بچه‌هاي آسمان» به لحاظ هنري كاملا بالاتر از «زندگي زيباست» بود، اما چون آن فيلم يك بحث سياسي آن روز را دنبال مي‌كرد، در نهايت موفق شد اسكار بگيرد.
نشست رسانه‌اي فيلم «آواز گنجشك‌ها» نماينده سينماي ايران در هشتاد و يكمين مراسم اسكار صبح امروز با حضور مجيد مجيدي،‌ كمال تبريزي، مهران كاشاني و رضا درستكار برگزار شد و در خصوص ويژگي‌هاي «آواز گنجشك‌ها» براي حضور در اسكار نقد و بررسي شد.
بنا بر اين گزارش، در ادامه اين نشست «كمال تبريزي» كارگردان سينماي ايران كه براي تشريح ويژگي‌هاي «آواز گنجشك‌ها» براي حضور در مراسم اسكار در اين نشست حاضر شده بود، گفت: سعي مي‌كنم در طي اين نشست بيشتر در مورد اسكار صحبت كنيم چرا كه من فكر مي‌كنم موضوع شركت سينماي ايران در مراسم بين‌المللي اسكار يك طرح مهم است و مي‌تواند باعث ارتباط فرهنگي كشور ما با جشنواره‌هايي شود كه جنبه فرهنگي دارد.

* حضور سينماي ايران در اسكار اهميتش بيشتر از اين است كه نامزد جايزه شود
وي ادامه داد: حضور ايران در اسكار بيشترين وجهش همين برقراري ارتباط است و شايد گرفتن اسكار آنقدر اهميت نداشته باشد كه شركت در آن اهميت دارد. همين كه شما مي‌توانيد يك نماينده از سينماي ايران داشته باشيد كه يك طرز فكر از فرهنگ و تلقي كشور باشد، اهميتش از هر چيز ديگري بيشتر است.
«كمال تبريزي» با اشاره به ويژگي‌هاي جهاني «آواز گنجشك‌ها» گفت: براي حضور در عرصه‌اي مانند اسكار همه‌جانبه‌ بودن آن فيلم منهاي ويژگي‌هاي قانوني آن مي‌تواند منعكس‌كننده و آيينه تمام‌نماي كشور باشد و چه بسيار تعيين كننده است به دليل اين كه تبليغاتي كه در كشورهاي خارجي در مورد كشور ما مي‌شود، كاملا برعكس است و حضور ما در جشنواره‌ها مي‌تواند بر تغيير نگاه موثر باشد.
تبريزي خاطرنشان كرد: تصور از كشور ما كاملا تبليغاتي و مبتني بر پروپاگاندا است بنابراين حضور يك فيلم مي‌تواند در اين تغيير نگاه بسيار موثر باشد. به همين دليل حضور سينماي ايران در اسكار اهميتش خيلي بيشتر از اين است كه نامزد دريافت جايزه باشد، هرچند اين اتفاق قبلا توسط آقاي مجيدي با فيلم «بچه‌هاي آسمان» افتاده است.

* «بچه‌هاي آسمان» به دليل سياسي اسكار نگرفت
در ادامه اين نشست، «كمال تبريزي» ضمن تشريح ظرفيت جهاني فيلم «آواز گنجشك‌ها» و چگونگي بيان سينماگران ايراني براي جهاني شدن گفت: من فكر مي‌كنم اين راه، راه بسيار دشوار و سختي است چرا كه در تمام زمينه‌ها، ناچارم از اصطلاح دوغ و دوشاب استفاده كنم چرا كه همه چيز آن با هم قاطي شده است و در سينما هم اين موضوع اتفاق افتاده است.
وي ادامه داد: ما بايد سينمايمان را كه داراي هويت ايراني است از سينمايي كه مي‌رود به سمت سياه‌نمايي و يك سينماي سفارشي است، جدا كنيم. متأسفانه فيلم‌هايي هستند كه توسط كارگردانان با اين نوع نگاه ساخته مي‌شوند و در برخي از جشنواره‌ها بر روي آنها تأكيد مي‌شود، در حالي كه اين فيلم‌ها، هيچ وجه پر رنگي ندارند و به هيچ عنوان با جامعه ايراني همخوني ندارند در حالي كه وجه دلسوزانه فيلمساز نسبت به مسايل جامعه ازمنظر و كشش و جذابيت زيادي برخوردار است، به شرطي كه درست ساخته شود و آنگاه، فيلم براي مخاطب نيز جلب نظر خواهد كرد و به همين دليل فيلمسازي كه از اين منظر وارد مي‌شود، مي‌تواند بر جنبه‌هاي هنري كشورهاي ديگر اثر بگذارد.
وي در ادامه با مقايسه «بچه‌هاي آسمان» و «زندگي زيباست»، گفت: در سالي كه اين دو فيلم براي دريافت اسكار بهترين فيلم خارجي نامزد شده بودند، من هر دو اين فيلم‌ها را ديدم و اگر منصفانه مي‌خواستيم نگاه كنيم «بچه‌هاي آسمان» به لحاظ هنري كاملا بالاتر از «زندگي زيباست» بود، اما چون آن فيلم يك بحث سياسي آن روز را دنبال مي‌كرد در نهايت موفق شد اسكار بگيرد.
تبريزي تصريح كرد: منهاي بخشي از توجهات يك جشنواره كه مي‌تواند سياسي و دولتي باشد خارج از اين قضيه در مواقعي اتفاق مي‌افتد و به همين دليل من معتقدم كه موفقيت سينماگران ايراني در مراسم اسكار بسيار مشكل است و به همان نسبت بسيار مشكل است كه سينماگران ايراني بتوانند به جايگاه جواني دست يابند.
اين كارگردان سينماي ايران خاطرنشان كرد: در خصوص «آواز گنجشك‌ها» به اعتقاد من همين كه مدير جشنواره برلين براي «مجيد مجيدي» نامه مي‌نويسد و يا «رضا ناجي» مهمترين جايزه تاريخ سينماي ايران را براي اين فيلم نشان مي‌دهد. استدلال‌ها كافي است و«آواز گنجشك‌ها» مناسب‌ترين گزينه براي معرفي اسكار است.

* سينماي تركيه به اندازه ما جهاني نيست اما...
در ادامه كمال تبريزي با انتقاد از فقر امكانات در سينماي ايران گفت: شما سينماي كشور ما را با سينماي كشور تركيه مقايسه كنيد و ببينيد همانقدر كه سينماي ايران جهاني است، سينماي تركيه جهاني نيست. اما سينماي جهاني ما حتي يك دستگاه اسكن معمولي 2K نداريم و يك دستگاه اسكن عهد بوق داريم كه وقتي براي اسكن فيلم جديدم خواستم از امكانات داخلي استفاده كنم گفتند سال ديگر همين موقع اسكن فيلم تمام خواهد شد!
تبريزي ادامه داد: با وجود اين كه سينماي ايران كاملا جهاني است اما متأسفانه محتاج كشوري مثل تركيه هستيم و بهتر است كارهايي را كه لازم است براي سينماي ايران را انجام دهيم، البته من نمي‌گويم كه ما هيچ ايرادي در فيلمسازي او نداريم اما بايد امكانات براي ساخت فيلم‌هاي خوب فراهم شود.

* سينماي ما از نظر فني عقب‌افتاده است
اين كارگردان سينمايي خاطرنشان كرد: اجراي يك سوژه خيلي اهميت دارد اما سينماي ايران كاملا دارد عقب‌افتاده مي‌شود و اگر يك مقايسه كوچك كنيم منهاي عراق و افغانستان عقب‌مانده‌ترين سينماي جهان به لحاظ امكانات، ايران است كه همين باعث مي‌شود خيلي از ايده‌ها نتوانند شكل بگيرند.
اين كارگردان سينماي ايران خاطرنشان كرد: امكانات باعث مي‌شود كه قوه تخيل شما شكل بگيرد... من بحث تنوع سوژه را قبول دارم اما براي اين كه بتوانيم ايده‌هاي ذهني و فكري خود را اجراي درست‌تري كنيم احتياج به امكانات مناسب داريم.
كمال تبريزي در ادامه با اشاره به مشكلات لابراتوارهاي ايران گفت: شايد يك فيلم را كه در لابراتوارهاي ديگر ظاهر شده باشد بخواهيم با فيلمي كه در كشور خودمان ظاهر شده است مقايسه كنيم بايد گفت: هرچه آشغال است در نگاتيوهاي ما وجود دارد و حتي ما بدترين دستگاه قطع نگاتيو را در كشورمان داريم.
وي تاكيد كرد: بايد قبول كرد كه بحث فني در نوع نگاه جشنواره‌هاي خارجي تاثير زيادي دارد، اين آشغال‌هايي كه بر روي نگاتيوهاي ما وجود دارد قطعا بر روي نگاه به سينماي ما تاثير مي‌گذارد و ديگر كسي ما را جدي نخواهد گرفت، چرا كه اين موضوع مثل ويتريني هست كه با بدترين و كثيف‌ترين وجه جنس خود را به نمايش گذاشته‌ايم و طبيعي است كه در اين شرايط كسي به آن توجه نخواهد كرد.

* الكن شدن سينماي ملي به دليل اين است كه معضلات اجتماعي روز به روز بيشتر مي‌شود
در ادامه اين نشست كمال تبريزي با اشاره به چگونگي بيان حرف‌هاي ملي در قالب سينماي جهاني اظهار داشت: من در اين نشست به يك استنباطي رسيدم و فكر مي‌كنم كه بياييم از اين زاويه نيز به مسايل نگاه كنيم كه اصولا يك فيلمساز خصوصا آقاي مجيدي دوست دارد راجع به خوبي‌ها بگويد. تمايل دارد فطرت انساني و سنت‌ها و آداب و رسوم را در فيلم‌هايش به نمايش بگذارد و از كرامت انساني كه در شرق خصوصا در ميان ما ايراني‌ها جريان دارد سخن بگويد اما بايد توجه كرد كه ما در جامعه‌اي داريم زندگي مي‌كنيم كه روز به روز اين مسير را از دست مي‌دهيم و اين واقعيت‌ها را داريم و اگر فيلمسازي در جامعه رشد نمي‌كند به دليل همين شرايط موجود است.
وي ادامه داد: الكن شدن سينماي ملي، الكن شدن فيلمساز و كمبود سوژه‌ها به دليل اين است كه معضلات اجتماعي دارد روز به روز بيشتر مي‌شود و شايد من فيلمساز نمي‌خواهم اين موضوعات را به صورت جهاني نشان دهم و دوست دارم كماكان جامعه‌ام را جامعه‌اي سبز به تصوير بكشم اما اگر بخواهم واقعيت‌ها را نشان بدهم بايد همان چيزي را كه در جامعه وجود دارد به تصوير بكشانم و چون ما فيلمسازاني هستيم كه نمي‌توانيم به مخاطب دروغ بگوييم و از طرفي نمي‌توانيم چشممان را بر روي واقعيات ببنديم اين كار را هم نمي‌كنيم.
تبريزي تصريح كرد: من مي خواهم به جرات بگويم كه اينها مربوط مي‌شود به جامعه ما و سينماي ملي زماني مي‌تواند اصلاح شود كه جامعه خوبي داشته باشيم.
اين كارگردان سينماي ايران افزود: آيا در حال حاضر چيزي در جامعه ما وجود دارد كه به آن افتخار كنيم؟ و چون پيدا نمي‌كنيم شايد يكي از دلايل الكن شدن زبان فيلمسازان در كشور ما همين است كه قهرمان خودش را پيدا نمي‌كند واقعيت اين است كه قهرمان در جامعه امروز ما كم شده است و يا اصولا ديگر قهرماني وجود ندارد.
وي خاطرنشان كرد: يك حسي در حال حاضر فيلمسازان با آن مواجه هستند و در مجيد مجيدي هم وجود دارد همين موضوع است كه دارد تيرگي‌هاي جامعه زياد مي‌شود و روشنايي‌هاي آن كم و طبيعي است كه ما نمي‌توانيم در اين شرايط به رشد سينما كمك كنيم و شايد يكي از دلايل اينكه ديگر نمي‌توانيم در عرصه‌هاي جهاني حضور پيدا كنيم اين است كه طبق تعريف مجيد مجيدي از جيب‌مان تاكنون خورد‌ه‌ايم و الان ديگر مولا نا و حافظ كاربردي ندارد و حتي دارند آنها را از ما مي‌گيرند. بسياري از آدم‌ها در گذشته داشته‌ايم كه نتوانسته‌ايم آنها را در جامعه تسري بدهيم.
وي تصريح كرد: خودم معتقد هستم كه خيلي نقاط سياه نبايد مانع آدم بشود و اگر خيلي به اين معتقد باشيم كه اين سيري كه داريم مي‌رويم اين مسير اشتباهي است مي‌توانيم برگرديم و به آينده معتقد باشيم.

مجيد مجيدي در نشست مطبوعاتي «آواز گنجشك‌ها» گفت: عده‌اي از منتقدين معتقد هستند كه در «آواز گنجشك‌ها» درام عجيب و غريبي وجود ندارد اما در پاسخ به اين افراد بايد بگويم كه كدام درام عجيب‌تر از سقوط يك انسان در جامعه مي‌تواند باشد و آيا آيا فرهنگ دروغ و رياكاري معضل كمي است؟
نشست رسانه‌اي فيلم «آواز گنجشك‌ها» نماينده سينماي ايران در هشتاد و يكمين مراسم اسكار صبح امروز با حضور مجيد مجيدي،‌ كمال تبريزي، مهران كاشاني و رضا درستكار برگزار شد و در خصوص ويژگي‌هاي «آواز گنجشك‌ها» براي حضور در اسكار نقد و بررسي شد.

* فرمايشات رهبري سينماي ايران را نجات داد
اين كارگردان سينماي ايران ادامه داد: زماني كه آقاي رئيس جمهور به اين سمت انتخاب شدند قول دادند كه تنها ساليانه 250 فيلم فقط براي ايرانيان خارج از كشور ساخته شود اما من معتقد هستم كه سينماي ايران به طور كامل تعطيل شده است و اگر فرمايشات رهبر معظم انقلاب در باب مهندسي فرهنگي نبود سينماي ايران شايد خيلي زودتر از اينها تعطيل شده بود.
كارگردان فيلم «آواز گنجشك‌ها» در نشست مطبوعاتي اين فيلم با انتقاد از مديريت فرهنگي گفت: به جاي اين كه بياييم فيلمسازان را متهم كنيم كه چه كاري را انجام داده‌ايم، اول بايد از مديريت فرهنگي پرسيد تاكنون چقدر براي سينما هزينه كرده‌اند كه از آن توقع بازدهي دارند.
در اين مراسم مجيد مجيدي كارگردان فيلم «آواز گنجشك‌ها» با انتقاد از مديريت كلان فرهنگي گفت: من معتقد هستم امروزه سينماي ايران به طور كامل تعطيل است و اگر فرمايشات مقام معظم رهبري در باب مهندسي فرهنگي نبود شايد خيلي زودتر از امروز سينماي ايران تعطيل شده بود.
وي ادامه داد: اين سقوط اخلاقي در اشكال مختلف جامعه ما را فراگرفته است به طوري كه از ابتداي انقلاب شعار توسعه طلبي سرداده شد اما در طي سي سال گذشته چه كاري را براي اين موضوع انجام داديم؟ به عنوان مثال تهران به عنوان پايتخت ايران نماد توسعه طلبي در ايران قلمداد شد اما در حال حاضر شهري مانند كرج كاملا چسبيده به تهران شده است و ديگر محله‌اي مثل نازي آباد جنوب شهر تهران قلمداد نمي‌شود.
اين كارگردان سينما اظهار داشت: مسئولان اگر كاري براي مردم مي‌كنند عين وظيفه آنهاست اما اگر كاري نمي‌كنند بايد يقه آنها را گرفت و پرسيد كه چرا براي مردم كاري انجام نمي‌دهيد؟
وي تصريح كرد: حرف اصلي من اين است كه اگر قرار است كاري در كشور انجام شود متناسب با وضعيت فرهنگي و اجتماعي اتفاق بيفتد كه به سقوط جامعه منجر نشود. بحث مسائل انساني و هويتي را چگونه مي شود در كشور تغيير داد و به همين دليل با ندانم‌كاري‌ها داريم فرهنگ كشور را تخريب مي‌كنيم فقط با ساخت سريال‌هايي درباره فرشته و شيطان، مي‌خواهيم آن را جبران كنيم.

*عده‌اي سينماي ايران را به سياه‌نمايي متهم كرده‌اند
كارگردان فيلم «بچه‌هاي آسمان» با انتقاد از نظر برخي منتقدان نسبت به سياه‌ بودن فقر در اين فيلم، گفت: منتقدين فكر مي‌كنند فقر در «بچه‌هاي آسمان» به شكل سياه نشان داده شده است و يا اساسا عده‌اي سينماي ايران را به سياه‌نمايي متهم كرده‌اند اما ما در جهاني زندگي مي‌كنيم كه مسايل فرهنگي را يك جور نگاه نمي‌كنيم من بارها گفته‌ام كه اگر فقر پيش برنده داستان و مورد خوشايند غربي ها باشد مي‌توان دوربين را به هندوستان، پاكستان و ساير كشورهاي فقير برد و همان را در جشنواره‌ها نشان داد اما آيا جشنواره‌ها از اين فيلم استقبال خواهند كرد؟
وي ادامه داد: من منكر اين نيستم كه نگاه سياسي در برخي از فيلم‌ها در مورد فقر و سياه‌نمايي آن وجود دارد اما آن چيزي كه در سينماي ايران نمود كرده است وجه انساني فيلم‌هاي ماست، بنابراين اين وجه انساني است كه توانسته در دنيا عرض اندام كند والا به لحاظ تكنيكي نتوانسته‌ايم به توفيقاتي دست يابيم.

* چقدر براي سينما سرمايه‌گذاري كرده‌ايم كه توقع خروجي مناسب از آن داريم؟
در ادامه اين نشست، مجيدي با اشاره به نقدهاي صورت گرفته در مورد سينماي ايران گفت: تاكنون تمام نقدهايي كه انجام گرفته شده در مورد ساختار سينما بوده اما من يك سوال دارم و مي‌خواهم بدانم چقدر ما براي سينما سرمايه‌گذاري كرده‌ايم كه توقع خروجي مناسب از آن داريم؟
مجيدي ادامه داد: تمام هزينه‌هاي ما براي سينما به جرات 20 ميليارد هم نبوده است و من امسال شنيدم قرار است اين مبلغ 32 ميليارد تومان شود. اما از اين مبلغ چقدر را براي توليد هزينه مي‌كنيد؟ با يك حساب ساده مي‌توان فهميد كه 10 ميليارد از اين پول بابت حقوق و هزينه‌هاي تشكيلات ارشاد و بنياد فارابي هزينه مي‌شود حدود 5 ميليارد براي جشنواره‌ها و در همين حدود نيز براي ترميم سينماها و اگر حساب كنيد مبلغي كه باقي مي‌ماند براي كمك به سينما چيزي حدود 50 ميليون تومان نهايتا 100 ميليون تومان است، در حالي كه هزينه‌هاي جاري براي ساخت يك فيلم 500 ميليون تومان است كه گاهي اين مبلغ به 700 ميليون تومان هم مي‌رسد و اين در شرايطي است كه نهادهايي مثل حوزه هنري و كانون پرورش فكري نيز در طول سال حدود يك يا دو فيلم مي‌سازد.
مجيدي خاطرنشان كرد: مگر ما چقدر هزينه كرده‌ايم كه همه از سينما طلبكار هستيم؟ اما كساني كه مدعي مي‌شوند بايد ببينند كه چقدر هزينه كرده‌اند كه يقه سينماگران را مي‌گيرند. به عنوان مثال مجلس هفتم هميشه در خصوص سينما اظهار نظر مي‌كرد درحالي كه كميسيون فرهنگي يكي از اصلي‌ترين جاهايي است كه مي‌تواند براي سينما بودجه تخصيص دهد.

* مسئله انسان چيزي نيست كه بگوئيد كهنه و دمده شده است
در بخش ديگري از اين نشست، «مجيد مجيدي» با اشاره به بحث فطرت پاك انساني و فطرت‌گرايي در فيلم‌هايش گفت: اساس فطرت چيزي است كه خداوند در وجود انسان نهادينه كرده است كه واژه‌هايي مثل عشق، گذشت و فداكاري از گذشته تا امروز در وجود انسان نهادينه بوده است و ما نمي‌توانيم آنها را دسته‌بندي كنيم.
وي ادامه داد: تلاش ما اين بود كه به سراغ شخصيت‌هاي فيلم از همين بستر عبور كند يعني مبتني بر زبان فطرت باشد و تجربه‌هايي كه داشته‌ام، گوياي همين مطلب است، به طوري كه «بچه‌هاي آسمان» و «رنگ خدا» داراي مخاطبين جهاني بوده‌اند و وقتي فيلم را در كشورهاي مختلف نگاه كردم همه مردم واكنشي يكسان به پيام‌هاي فيلم داشتند و اين موضوع بيانگر اين است كه وقتي يك اثر با فطرت آميخته مي‌شود، مي‌تواند با مخاطب ارتباط بيشتري برقرار كند و اين كه فيلم‌هاي ما توانستند در بحث ارتباط جهاني اين موفقيت را داشته باشد، ناشي از همين منظر است. به خصوص «بچه‌هاي آسمان» و «رنگ خدا» كه همين نگاه در آنها وجود داشته است و اين نگاه را سعي كردم در تمامي آثارم كامل و كامل‌تر كنم و با پرداخت جديد به اين منظر نگاه كنم.
اين كارگردان سينماي ايران تصريح كرد: مسئله انسان چيزي نيست كه شما بگوييد كهنه و دمده شده است. تغيير شكل وجود دارد و نوع نگاه و زواياي جديد نسبت به مسايل جاري است اما چيزي كه خداوند در وجود ما نهادينه كرده است، در هيچ زماني تغيير نمي‌كند. به همين دليل من فكر مي‌كنم تجربه‌هايي كه در طول اين سالها داشته‌ام، باعث شده است به اين نوع نگاه در سينما دست يابم.

* آيا فرهنگ دروغ و رياكاري معضل كمي است؟
مجيد مجيدي در پاسخ به سوالي در خصوص اكران جهاني «آواز گنجشك‌ها» گفت: تاكنون حدود 23 كشور از طريق كمپاني فورتوسيمو فيلم را خريداري كرده‌اند اما زمان نمايش فيلم در اين كشورها بستگي به شرايط اكران در اين كشورها دارد.
مجيدي همچنين با تشريح ويژگي‌هاي شخصيت كريم در اين فيلم گفت: به اعتقاد من كريم در اين فيلم نمايندگي مي‌كند از تمام انسانهايي كه در اين كلانشهر زندگي مي‌كنند و در واقع يك جور وحدت به كثرت به حساب مي‌آيد و به همين دليل اعتقاد دارم ما در اين جامعه شهري فضايي را به وجود آورده‌ايم كه ديگر سازگار با شرايط خودمان نيست و شبيه انسانهايي شده‌ايم كه از بهشت رانده شده‌اند.
مجيدي در ادامه در پاسخ به كساني كه معتقدند «آواز گنجشك‌ها» فاقد وجوه دراماتيك است، گفت: عده‌اي از منتقدين معتقد هستند كه در «آواز گنجشك‌ها» درام عجيب و غريبي وجود ندارد اما در پاسخ به اين افراد بايد بگويم كه كدام درام عجيب‌تر از سقوط يك انسان در جامعه مي‌تواند باشد.
مجيدي ادامه داد: آيا فرهنگ دروغ و رياكاري معضل كمي است؟ آيا من بايد سر يك آدم را وسط يك خيابان ببرم تا يك درام عجيب و غريب بسازم و دروغ هيچ نقشي در مناسبات امروز جامعه ما ندارد و بايد بگويم كه متاسفانه قبح دروغ در جامعه امروز ما از بين رفته است.
مجيدي خاطرنشان كرد: اين چه اتفاق ناگواري است كه در جامعه ما افتاده و اين بداخلاقي‌ها ريشه‌اش در كجاست؟ ريشه اين بي‌حوصلگي‌ها در جامعه ما از كجا سرچشمه مي گيرد؟ پاسخ به اين سوالات بحث اصلي ما در «آواز گنجشك‌ها» بود و اعتقاد دارم كه كرامت اخلاقي در جامعه امروز از بين رفته است.
كارگردان «آواز گنجشك‌ها» با اشاره به تهاجم فرهنگي بر ضد ايران اظهار داشت: من فكر مي‌كنم كه آمريكا خيلي حمايت مي‌كند كه مي‌گويد مي‌خواهد به ايران حمله كند، چرا كه حمله اصلي ايجاد شده و خود با با سقوط اخلاقي آن را به وجود آورده‌ايم.

* كرباسچي اگر كاري كرده وظيفه‌اش بوده است
«مجيدي» با انتقاد از مديريت شهري در بي‌هويت كردن تهران، گفت: متأسفانه تهران امروز يك شهر كاملا بي‌هويت است و موقعيت تهران بودن آن از بين رفته بنابراين تمام افرادي كه در اين شهر دارند زندگي مي‌كنند، قرباني توسعه نابرابر شده‌اند و بايد تلاش كرد جلوي اين سير قهقرايي گرفته شود.
وي گفت: تهران تا سالي ديگر يك پاركينگ مطلق خواهد شد چرا كه روزي ده هزار ماشين در تهران پلاك مي‌شود.
مجيدي تأكيد كرد: من بحث سياسي ندارم و اين‌ها را به عنوان يك درد اجتماعي مي‌گويم چرا كه مديريت شهري بايد جلوي اين موضوع را بگيرد و بحث رفاه اجتماعي را گسترش دهد.
اين كارگردان ادامه داد: شما امروز ديگر جرأت نداريد كه از ساعت 4، 5 بعدازظهر به خيابان برويد، چرا كه از آن زمان تبديل به پاركينگ مي‌شود و بايد از ابعاد مختلف به تهران و جامعه شهري نگاه كرد تا بتوان نفس كشيد.
وي اظهار داشت: آقاي كرباسچي بعد از مصاحبه من با فارس، يك جوابيه داد كه من فلان كارها را براي تهران انجام داده‌ام و چنين و چنان، اما من در جواب ايشان بايد بگويم شما هر كاري كه براي مردم انجام داده‌ايد وظيفه‌تان بوده و اگر غير از اين باشد بايد جوابگو باشيد چرا كه شما هويت يك شهر و يك محله را با ساخت يك بزرگراه از بين برديد و عملا نتوانستيد جلوي گسترش بي‌رويه تهران را بگيريد.

* ما از شهرداري كمك خواستيم
كارگردان «آواز گنجشك‌ها» با اشاره به وظيفه شهرداري‌ها در كمك به رشد فرهنگي جوامع گفت: در حال حاضر شهرداري‌هاي دنيا يكي از بزرگ‌ترين برگزار كنندگان جشنواره‌ها هستند و بسياري از فيلم‌ها به وسيله شهرداري‌ها توليد مي‌شود كه من معتقدم اين كار وظيفه شهرداري است چرا كه بسياري از معضلات شهري مانند بچه‌ها و زنان خياباني مي‌تواند از طريق مديريت شهري حمايت شود و از اين طريق فيلم‌هاي تاثير‌گذاري ساخته شود.
مجيد مجيدي در ادامه اين نشست با اشاره به نقش شهرداري‌ها در توسعه فرهنگي جوامع گفت: در تمام كشورهاي دنيا شهرداري‌ها نقش بسيار مهمي در توسعه فرهنگي دارند به طوريكه امروزه يكي از بزرگترين برگزار كنندگان جشنواره‌ها شهرداري‌ها هستند كه به همين نسبت مي‌توانند با اتخاذ رويكردي فرهنگي بسياري از معضلات جامعه را حل كنند.
مجيدي با اشاره به عدم نقش اساسي شهرداري در توليد «آواز گنجشك‌ها» گفت: برخلاف آنچه كه گفته مي‌شود فيلم با مشاركت شهرداري ساخته شده است اما شهرداري نقش توليدي در كار نداشته است و در واقع اين ما بوديم كه به دنبال شهرداري رفتيم و نگراني ما هم از همين است كه من بايد بروم در دفتر آقاي قاليباف و منتظر بمانم كه شهرداري به ما كمك كند.
كارگردان فيلم «آواز گنجشك‌ها» تصريح كرد: منظور من شخص آقاي قاليباف نيست بلكه منظورم كل سيستم است و برخلاف كساني كه مي‌گويند «خر مجيدي از پل گذشته است» و يا «مجيدي آنقدر قدرت دارد كه تمام سينما گوش به فرمان او هستند» اما هنوز دو قسط فيلم را دريافت نكرد‌ه‌ايم و حتي هنوز بيلبوردهاي فيلم را هم به طور مناسب نصب نكرده‌اند. البته اين صحبت‌هاي من نبايد به اين معني باشد كه راه براي ديگران بسته شود، اما وظيفه شهرداري اين است كه بيايد و از جريان فرهنگي حمايت كند.
وي خاطرنشان كرد: حرف من اين است كه ساختارها اشكال دارد و بايد اين خروجي‌‌ها به سمتي بيايد كه در تئاتر، قصه، سينما و ساير وجوه فرهنگي جلوه‌گر باشد.

* من متهم هستم به اين كه رابطه خوبي با خبرنگاران ندارم
بنا بر اين گزارش، در ابتداي اين نشست «مجيد مجيدي» با اشاره به اين كه بر خلاف ادعاي برخي خبرنگاران رابطه خوبي با اهالي مطبوعات دارد، گفت: من متهم هستم به اين كه رابطه خوبي با خبرنگاران ندارم اما در واقع من خيلي حرف زدن را دوست ندارم و بيشتر مايل هستم گفت‌وگوهايي به صورت مكتوب و كتابي انجام دهم اما متأسفانه در صحبت‌هايي كه به‌خصوص از جانب خبرنگاران مي‌شود، متن مصاحبه‌ها خيلي كامل درج نمي‌شود و هر كسي از ظن خود يار ما مي‌شود و به دليل اين كه ما ملتي هستيم كه دچار سوءتفاهم هستيم، تصميم گرفتيم اين نشست را برگزار كنيم.
گزارش خبرنگار سينمايي فارس حاكي است در خاتمه اين نشست با حضور دكتر اسدي مدير فرهنگسراي رسانه از مجيد مجيدي، كمال تبريزي، مهران كاشاني و رضا درستكار با اهداي هدايايي تقدير شد.
__________________

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 11:46 توسط نويد



مروری بر آثار مجید مجیدی، از بازیگری تا کارگردانی


سینمای ما - مهدی طاهباز: کمتر کسي فکر مي کرد بازيگر نه چندان شناخته شده فيلم هاي اوايل دهه 60، يک دهه بعد تبديل به يکي از مطرح ترين کارگردانان سينماي ايران (حتي در سطح بين المللي) شود. اگرچه مجيدي در سال 59 اولين فيلم کوتاهش با نام «انفجار» را به صورت 16 ميليمتري و با امکانات حوزه انديشه و هنر اسلامي آن زمان کارگرداني کرد، اما او قصد داشت در آن سال ها بيشتر به عنوان بازيگر شناخته شود و ادامه کار دهد تا يک کارگردان.

مجيد مجيدي از سال 60 بازيگري را با فيلم «توجيه» به کارگرداني منوچهر حقاني پرست و با فيلمنامه يي از محسن مخملباف آغاز کرد و در طول اين دهه در حدود 10 فيلم به ايفاي نقش پرداخت.

البته آغاز فعاليت بازيگري مجيدي به سال 58 و حضور در نمايش «نهضت حروفيه» به کارگرداني داوود دانشور بازمي گردد. او در همين سال در نمايش ديگري با عنوان «براند» به کارگرداني قاسم سيف هم روي صحنه رفت. مجيدي قبل از آنکه وارد حوزه هنري شود يک نمايش با عنوان «طياره» را نيز کارگرداني کرده بود.

مجيد مجيدي از نسل کارگردانان انقلاب است؛ جواناني که از اوايل دهه 60 به خاطر علاقه شان به هنر و به خصوص سينما از طريق چند نهاد دولتي متولي سينما که مهم ترين اش حوزه هنري بود، وارد ميدان شدند و با توجه به خالي بودن عرصه به خاطر غربال سينماگران قبل از انقلاب و البته با توجه به استعدادي که داشتند، توانستند با آزمودن خطاهاي مختلف سکان سينماي ايران را در دست بگيرند.

برخي از اين جوانان مانند مجيد مجيدي با بازيگري آغاز کردند، برخي مانند کمال تبريزي با فيلمبرداري، برخي هم مانند محسن مخملباف از همان اول به عنوان کارگردان کارشان را شروع کردند.

مجيدي پس از «توجيه» در سال 60، حدوداً تا سال 70 سالي يک فيلم بازي کرد. او در سال 61 جلوي دوربين محمدرضا هنرمند رفت و در اولين فيلم او با نام «مرگ ديگري» که به صورت 16 ميليمتري بود، به ايفاي نقش پرداخت. پس از اين فيلم مجيدي به صورت پياپي در سه فيلم اول محسن مخملباف بازي کرد. «استعاذه»، «دو چشم بي سو» و «بايکوت» حاصل همکاري مجيدي به عنوان بازيگر و مخملباف به عنوان کارگردان است. هم مجيدي و هم مخملباف با فيلم «بايکوت» معروف شدند. اين فيلم در مقايسه با دو فيلم قبلي مخملباف، اثري قصه گوتر و کلاسيک تر بود و با اينکه پر از شعارهاي انقلابي بود، اما قصه يي پر اوج و فرود داشت و به همين خاطر توانست عنوان پرفروش ترين فيلم سال 65 را به خود اختصاص دهد. «بايکوت» در آن سال 9 ميليون تومان فروخت تا هم مخملباف کارگردان شناخته شده يي شود و هم بازيگر نقش اول آن يعني مجيد مجيدي.

قهرمان انقلابي فيلم «بايکوت» يک سال بعدترش در فيلم «تيرباران» علي اصغرشادروان به نوعي همان نقش خود را تکرار کرد. مجيدي اين بار در نقش شهيد اندرزگو ظاهر شد که اين فيلم هم در سال 66 با 7/4 ميليون تومان فروش توانست عنوان پنجمين فيلم پرفروش سال را به خود اختصاص دهد. با فروکش کردن اوج فيلم هاي انقلابي از اواسط دهه 60، مجيدي به خاطر فيزيک، جنس و نوع بازي اش، خواسته يا ناخواسته بيشتر در فيلم هاي مربوط به دفاع مقدس بازي کرد. او دو تجربه دفاع مقدسي تامرز ديدار (حسين قاسمي جامي) و در جست وجوي قهرمان (حميدرضا آشتياني پور) را در سال 68 پشت سرگذاشت و سپس در اولين و آخرين فيلم بلند دوست و يار قديمي حوزه يي خود محمد کاسبي با نام «شنا در زمستان» بازي کرد. «شنا در زمستان» آخرين فيلم مجيد مجيدي به عنوان بازيگر بود. مجيدي به مرحله انتخاب رسيده بود. يا بايد به عنوان بازيگر آن هم نه در طيف هاي گوناگوني از فيلم ها بلکه در جرياني خاص ادامه فعاليت مي داد يا اينکه راه ديگري را انتخاب مي کرد. او در فاصله سال هاي بازيگري اش چند فيلم کوتاه مانند هودج (1363) و روز امتحان (1367) را کارگرداني کرده بود و بدش نمي آمد تجربه ساخت فيلم بلند را نيز پشت سر بگذارد. در اين سال ها با جدايي فيلمساز محبوب و جنجالي حوزه هنري يعني محسن مخملباف از آن نهاد، مسوولان حوزه به دنبال جايگزيني براي او بودند تا جاي خالي مخملباف دچار دگرديسي شده را پرکنند. مجيد مجيدي مستعد و البته باهوش مي توانست انتخاب خوبي براي مسوولان حوزه هنري براي سرمايه گذاري باشد.

مجيدي در سال 70 اولين فيلم بلندش «بدوک» را با سرمايه گذاري حوزه هنري ساخت که در جشنواره دهم فجر ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه را به دست آورد. در آن سال ها برخي کارگردانان از جمله مجيد مجيدي ترجيح دادند براي ورود به سينما فيلم هايي ساده به لحاظ قصه و ساختار آن هم با محوريت کودکان بسازند تا شايد در جشنواره هاي داخلي و حتي خارجي توفيق کسب کنند و راه را براي ادامه کار فيلمساز هموار سازند.

مجيدي پس از «بدوک» دو فيلم کوتاه «آخرين آبادي» و «خدا مي آيد» را ساخت که اين دومي اثري بسيار تاثيرگذار و خوش ساخت بود اما کشف مجيدي فيلمساز در جشنواره چهاردهم فجر و با فيلم «پدر» صورت گرفت. «پدر» فيلمي ساده و البته خوش ساخت در ادامه همان مسير «بدوک» و البته حرفه يي تر و پخته تر بود. مجيدي از همان آغاز دنيايي فقير و فاقد ثروت را براي کاراکترهاي فيلم هايش انتخاب کرد. البته نگاه انساني و عاري از ترحم مجيدي به فقر دنيوي در کنار به تصوير کشيدن درونيات غني آدم ها، او را از غلتيدن در ورطه يي که بسياري از فيلمسازان گرفتار آن شده بودند، نجات داد.

مجيدي بلافاصله بعد از «پدر» موفق ترين فيلم کارنامه سينمايي اش «بچه هاي آسمان» را جلوي دوربين برد. «بچه هاي آسمان» سيمرغ بهترين فيلمنامه و کارگرداني را از جشنواره فجر براي او به ارمغان آورد و فيلم آنقدر مورد توجه همگان قرار گرفت که آن را به عنوان نماينده ايران در اسکار انتخاب کردند. کار تا جايي پيش رفت که اعضاي آکادمي براي اولين و آخرين بار در طول برگزاري مراسم اسکار، يک فيلم از ايران را در ميان فيلم هاي نامزد دريافت اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان جاي دادند. هرچند اسکار گرفتن فيلم مجيدي کمي دور از ذهن و حتي توقعات بود، اما تا همين حد هم مايه مباهات سينماي ايران شد.

مجيدي پس از «بچه هاي آسمان» فيلم «رنگ خدا» را ساخت که اگرچه قصه و حال و هوايش به نابي آن فيلم نبود اما زباني سينمايي تر داشت و در آن رنگ و صدا حرف اول را مي زد. از «بچه هاي آسمان» به بعد تمامي فيلم هاي مجيدي پايه اصلي نامزدهاي رشته هاي مختلف جشنواره فجر بوده اند و هر زمان که مجيدي فيلم داشته، جوايز اصلي به او رسيده است.

مجيد مجيدي در سال 79 فيلم پنجم اش «باران» را ساخت که به دليل پرداخت هاي اغراق آميز و احساسات گرايي بيش از حد، نتوانست به اندازه دو فيلم قبلي مورد توجه خاص و حتي عام قرار بگيرد. با اين وجود فيلم او باز هم در جشنواره فجر و حتي جشن خانه سينما اصلي ترين جوايز را از آن خود کرد.

مجيدي پس از «باران» قصد کرد تا حال و هواي تازه يي را تجربه کند. او اين بار مي خواست از دنياي کودکان و نوجوانان بيرون بيايد و قصه تازه اش را در دنياي بزرگسالان آن هم با بازيگران حرفه يي و شناخته شده روايت کند. پس از نمايش «بيد مجنون» در جشنواره بيست و سوم، تعداد مخالفان فيلم از تعداد موافقان آن بيشتر بود اما باز هم اصلي ترين جوايز به مجيد مجيدي رسيد. مخالفان فيلم فضاي عرفان زده «بيد مجنون» و تاکيدهاي اغراق آميز کارگردان روي برخي اجزا را دليل ضعف فيلم دانستند و موافقان ورود مجيدي به فضايي جديد را عامل موفقيت فيلم عنوان کردند. «بيد مجنون» که پرويز پرستويي را هم به عنوان بازيگر داشت با توجه به تبليغات فراوان فيلم، فروش خوبي کرد تا ششمين فيلم مجيد مجيدي با اقبال عامه روبه رو شود.

مجيدي با «آواز گنجشک ها» دوباره بازگشتي به دنياي مورد علاقه اش که پيشتر در فيلم هاي قبلي به آن پرداخته بود، داشته است. شايد مهم ترين نکته قوت «آواز گنجشک ها» بلوغ کارگردانش در به تصوير کشيدن صحنه هايي تاثيرگذار براي تماشاگر با بيشترين جزئيات باشد. اما مهم ترين اشکال فيلم مجيدي (که اين ايراد به خيلي ديگر از فيلم هاي کارگردانان حتي مطرح سينماي ايران هم وارد است) بي نيازي و حتي فرار از قصه گويي سرراست براي تماشاگر است. شايد مجيدي آنقدر در به تصوير کشيدن جزئيات فيلمش به تبحر رسيده که خود و فيلمش را بي نياز از کليت قصه گويي مي داند. «آواز گنجشک ها» پلان ها و سکانس هاي جانداري دارد اما قصه ندارد و داستانش تکه تکه است.

«آواز گنجشک ها» سادگي و بي پيرايگي «بچه هاي آسمان» را ندارد. نماهاي ساده تبديل به هلي شات هايي شده که بيشتر به خودنمايي مي ماند. دو ماهي کوچک داخل حوض تبديل به صدها ماهي نيمه جان شده اند که زمين را فرش مي کنند. دوچرخه پدر «بچه هاي آسمان» تبديل به موتورسيکلت شده و شترمرغ و تخم شترمرغ جاي کتاني هاي پاره را گرفته است.

مجيد مجيدي در پايان پنجمين دهه عمرش و در بدو ششمين دهه، فيلمسازي پرافتخار در داخل، خارج و البته بانفوذ و مورد اعتماد حاکميت است. هنوز هم حضور فيلمي از مجيدي در جشنواره فجر يک اتفاق مهم است و حتي با اينکه فيلم هاي او همخواني چنداني با جريان اصلي سينما و ذائقه مخاطب عام ندارد، اما نام مجيد مجيدي براي خيلي از مخاطبان عام کافي است تا آنها براي ديدن فيلم او ترغيب شوند. اما فقط خدا کند باز هم سادگي و صداقت «بچه هاي آسمان» در فيلم هاي آينده مجيدي تکرار شود.
__________________

رادان؛ تهیه کنندگی و بازیگری همزمان؛
فیلم تازه بهرام رادان پس از «تردید»


سینمای ما - «بهرام رادان» ضمن اعلام تصميم جدي خود براي فعاليت در عرصه تهيه و توليد فيلم‌هاي متفاوتي در سينماي ايران، قرارداد بازي در پروژه «راه آبي ابريشم» به مدت 7 ماه را منعقد كرده است.
درپي درج خبري مبني بر تهيه‌كنندگي «بهرام رادان»، «عليرضا باذل» مديربرنامه‌هاي اين بازيگر اطلاعات تكميلي را در اين زمينه در اختيار خبرگزاري فارس قرار داد.
وي گفت: «بهرام رادان» قصد دارد تا در كنار تجربه‌هاي سينمايي خويش، در عرصه تهيه و توليد نيز زمينه‌هاي متفاوتي را تجربه كند و با ارتباطات متفاوتي كه دارد، سعي خواهد كرد تا در توليد آثار متفاوتي در سينماي ايران نقش داشته باشد.
وي درباره اولين پروژه سينمايي رادان در مقام تهيه‌كنندگي گفت: هنوز پروژه موردنظر انتخاب نشده و هيچكدام از نام‌هايي كه پس از درج خبر در فارس به صورت شايعه رواج پيداكرده (از جمله فيلمي به نام «رخ ديوانه»)، صحيح نبوده‌اند و اطلاعات صحيح و كامل، به محض انتخاب فيلمنامه و مشخص شدن پروژه موردنظر، در اختيار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.
وي همچنين درباره فعاليت‌هاي بازيگري «بهران رادان» گفت: پس از اخباري كه قبل از عقد قرارداد در رسانه‌ها درج شده بود، قرارداد بازي «بهرام رادان» در «راه آبي ابريشم» فيلم جديد «محمد بزرگ‌نيا»، قطعي شد و وي، پس از پايان پروژه «ترديد» به كارگرداني «واروژ كريم‌مسيحي» در آذر ماه، بازي در «راه آبي ابريشم» را آغاز خواهد كرد و براساس برنامه‌ريزي هفت ماه درگير بازي در اين پروژه خواهد بود.
__________________

یادداشت نویسنده سایت سینمای ما بر فیلم «آواز گنجشک‌ها»؛
نقاشي قشنگ هانيه روي گچ پاي كريم آقا


سینمای ما - ‏امیرحسین جلالی: «آواز گنجشكها» براي كسي كه تا به حال نتوانسته با فيلمهاي ‏مجيد مجيدي به عنوان يكي از كارگردانهاي محترم و معتبر ‏سينماي ايران ارتباط برقرار كند، مي تواند يك شروع خوب باشد. ‏مشكل اصلي فيلمهاي مجيدي، همان ساده نگاه كردن به زندگي و ‏درنظر نگرفتن پيچيدگيهاي گوناگون آن، در «آواز گنجشكها» هم ‏به چشم مي خورد ولي تفاوتي كه آخرين فيلم مجيدي با مثلا ‏‏«باران» و «رنگ خدا» كه فيلمهاي بدي نبودند و «بيد مجنون» ‏كه فيلم بدي بود، ساكت و سربه زير بودن آن است. اينكه بدون ‏ادعا و با تواضع حرفش را مي زند و به زور حركات اغراق ‏آميزبازيگر و موسيقي و رنگ و زواياي دوربين و ديالوگهاي ‏اشك آور خودش را بر سر بيننده هوار نمي كند. اينجا هم مي شود ‏با دنياي ساده و كودكانه مجيدي موافق و همراه نبود ولي ديگر ‏نمي شود حرف او را نشنيد و به صداقتش شك كرد.‏
باز هم تاكيد مي كنم كه حساب كار از دستمان در نرود. مولفه ‏اصلي سينماي مجيدي دودوتا چهارتا ديدن زندگي و ساده و خطي ‏نشان دادن سياه و سفيد و تقدير و سرنوشت است. اين نگاهي ‏كودكانه به زندگي است و اين صفت كودكانه اصلا متضمن توهين ‏و تضعيف صاحب چنين نگاهي نيست كه به اعتقاد من حتي مي ‏تواند شان او را بالا هم ببرد. ولي بايد قبول كرد اگر كودكان در ‏صداقت و نگاه خطي به زندگي زبانزد هستند در بي ادعايي و ‏پرهيز از ادا و اطوارهاي خاص و سعي در حقنه كردن ‏مخاطبينشان هم چنينند. به همين دليل است كه از نظر من بهترين ‏فيلم مجيدي تا پيش از «آواز گنجشكها» همان «بچه هاي آسمان» ‏اش بود. اتفاقا دليل به دل ننشستن سه فيلم آخر كارگردان ما هم در ‏همان خروج از دنياي بي ادعاي كودكان در عين اصرار بر نگاه ‏ساده انگار كودكانه بود، به خصوص در «بيد مجنون» كه مثلا ‏سعي در فيلم كردن آن رباعي منسوب به باباطاهر را داشت كه بي ‏شك يكي از مزخرف ترين گزاره ها و تعاليم ادبيات ايراني است.‏
اما در «آواز گنجشكها» از شلوغ بازي خبري نيست. يك كارگر ‏ساده مزرعه پرورش شترمرغ(يا هر شغل ديگري) در جايي ‏نزديك تهران(يا هرجاي ديگري) كارش را از دست مي دهد و ‏براي جوركردن پول سمعك بچه اش و درآوردن خرجي زندگي ‏دنبال كار مي گردد. اين يك داستان معمولي است كه در پرداخت ‏با همان مولفه هاي آشناي مجيدي نيز عجين شده است. اينكه اگر ‏پول حرام دربياوري همان شب(و نه مثلا فردا صبحش) چوب‌اش ‏را مي خوري و از اين حرفها. ولي اين فيلم چيزهايي دارد و ‏چيزهايي ندارد كه باعث مي شود دوستش داشته باشيم.‏
مهمترين خاصيت «آواز گنجشكها» تاكيدش بر طبيعت و نقش ‏مادرانه آن در زندگي است. فكر نمي كنم مجيدي در هيچ فيلمي ‏اينقدر لانگ شات و هلي شات گرفته باشد و اين همه آسمان و ‏دشت و تك درخت و تپه نشان داده باشد. اينها يعني كنار كشيدن ‏كارگردان از فيلم و واگذار كردن تماشاگر به خودش، كه بنشين و ‏ببين و از فيلمبرداري تورج منصوري و موسيقي حسين عليزاده ‏لذت ببر و تا دلت مي خواهد دشت و دمن و آسمان ببين و اگر دلت ‏خواست و اصلا بالكل بي خيال داستان و پيام فيلم هم شدي مهم ‏نيست. اينطوري مي شود كه آدم احساس سبكي و راحتي مي كند و ‏به سادگي با سكانسهاي هنوز ساده انگارانه اي چون صحنه نماز ‏خواندن كريم آقا جلوي در خانه آن خانواده پول دار نازنازي يا ‏تعجب عجيب(اين هم ازآن تركيبهاست!) كريم از دروغ گفتن ‏مسافر موبايل به دستي كه در تهران است ولي به طرفش مي گويد ‏الان جلوي حرم امام رضا هستم، كنار مي آيد. چون خيالش راحت ‏است كه اينها را مي شود صحنه هاي پاساژحساب كرد و اصلا ‏جديشان نگرفت، اصلا مي شود كل داستان را جدي نگرفت. واقعا ‏چه فرقي مي كند كه شترمرغ فراري پيدا شود و كريم آقا دوباره ‏به مزرعه برگردد يا برود پيك موتوري آن فروشگاه بزرگ سه ‏راه امين حضور بشود؟
‏«آواز گنجشكها» درباره سادگي زندگي است و وقتي چنين فيلمي ‏اينقدر ساده است بيننده باورش مي كند. فيلمي است درباره دل و ‏قلوه دادن و گرفتن يك دخترك ناشنوا و يك پسر گل فروش در ‏جاده بهشت زهرا. فيلمي درباره اينكه يك شترمرغ چطوري از ‏دست چندتا آدم گردن كلفت فرار مي كند و همه شان را سركار ‏مي گذارد. فيلمي درباره اينكه نگاه كردن آدمي كه دلش نيامده در ‏آبي رنگ خانه اش را به كبري خانم بدهد و آن را پشتش گذاشته و ‏دارد تند تند در يك دشت وسيع مي دود از آسمان چقدر بامزه ‏است.‏
و حالا اگر دلمان خواست و حالش را داشتيم مي توانيم به اينكه ‏زندگي مجموعه همين چيزهاي كوچك و قشنگ و بامزه است و ‏مي شود به همين راحتي از آن لذت برد و در آن غرق شد هم فكر ‏كنيم.‏
آخرهاي فيلم صحنه اي هست كه به نظرم آخر «آواز گنجشكها»ي ‏مجيد مجيدي هم هست. آن جايي كه بچه ها دارند سر نقاشي ‏كشيدن روي گچ پاي پدرشان دعوا مي كنند و كريم آقا جايي از گچ ‏پايش را به دختر ناشنوايش هانيه اختصاص مي دهد و بعد نقاشي ‏قشنگ هانيه روي گچ پا را مي بينيم كه عكسي مشابه از طبيعت ‏در يك قاب تماشايي در آن ديزالو مي شود. اين صحنه در فيلمهاي ‏مجيدي سريع مي تواند به معادلهايي چون سر برآوردن راحتي و ‏زيبايي(نقاشي هانيه) از دل سختي و رنج(گچ پا كه نماد شكستگي ‏و درد است) تعبير شود ولي اينجا خبري از معادل سازي و ‏نمادپردازي نيست. اين جا فقط نقاشي هانيه با مداد شمعي روي گچ ‏پا قشنگ است و بايد از آن لذت برد، هيچ خبر ديگري هم نيست.‏
‏«آواز گنجشكها» گلچين مجيد مجيدي از تعدادي عكس و نما و ‏قاب و موسيقي و آسمان و دشت و آدم ساده است كه خوب انتخاب ‏شده اند و فيلم خوبي را به وجود آورده اند. اگر به همين راحتي ‏مي شود يك فيلم خوب ساخت پس حتما به همين راحتي هم مي ‏شود زندگي كرد. ‏
__________________

گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛
امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد


سینمای ما - احسان رحیم‌زاده: جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلم مستند " آقاي كيميايي " در دانشكده فني و مهندسي دانشگاه آزاد مشهد از سوي انجمن اسلامي اين دانشگاه ، با حضور جمعي ار دانشجويان و امير قادري كارگردان فيلم برگزار شد .سالن پر بود و هنگام نمایش فیلم بعضی از حضار در راهروها و روی پله‌های سالن نشسته بودند.

امير قادري درباره انگيزه هايش از ساخت اين مستند گفت: كيميايي شخصيتي است كه خودش بيشتر از فيلم هايش جذابيت دارد. در حقيقت تاثير گذاري او و جذابيت شخصيتش دو عاملي بود كه من را به ساختن اين مستند تشويق كرد . ضمن اين كه خودش هم هيچ منعي برايم در نظر نگرفت واجازه داد تا ته ماجرا بروم .

وي در پاسخ یکی از حضار که فيلم " آقاي كيميايي " را آشفته خواند افزود : ما چهار ماه با هم زندگي كرديم . در اين مدت كلي تصوير گرفتيم و بر اساس آن ها فيلمنامه را نوشتيم . موقع مصاحبه نه خود من و نه كيميايي نمي دانست كه 30 ثانيه بعد چه سوالي قرار است مطرح شود . يعني از قبل فيلمنامه حساب شده اي نداشتيم و خيلي ايده ها در زمان تدوين به ذهنمان مي رسيد . پس از گرفتن فیلم‌ها بود که نشستم و از سر نو فیلمنامه نوشتم.

اين كارگردان در پاسخ به اين سوال كه چرا دو فيلم اخير كيميايي ( حكم و رييس ) به شدت آشفته اند پاسخ داد : چون خود كيميايي آشفته است و نمي داند چه حركتي بايد انجام دهد . ما مي توانيم خودمان را با يك جامعه اي كه هر لحظه در حال تغيير و تحول است هماهنگ كنيم . اما يك آدمي مثل كيميايي كه قبلا پايه هايش را يك جاي ديگر سفت كرده و شخصيتش شكل گرفته خيلي سخت است كه بخواهد خودش را هماهنگ كند . پاسخ به اين سوال مي تواند يك مبحث جامعه شناسي باشد .

كارگردان مستند " آقاي كيميايي " در اين رابطه گفت : اين بخش احترام بر انگيز كارنامه كيميايي است كه با اين وجود باز هم فيلم مي سازد . يعني هنرمندي است كه نمي تواند كار نكند . من نمي توانم بپذيرم كه كارگرداني به خاطرفراهم نبودن شرايط 10 سال فيلم نسازد .

قادري در پاسخ به سوالي درباره تاثير نقد منتقدان بر فيلم هاي كيميايي گفت : منتقدان و روشنفكران كيميايي را از راه به در كردند . او روشنفكر نبود و شآنش بالاتر بود . كسي بود كه مي توانست در ساحت اسطوره ها كار كند . اين شان خيلي بالاتر از عقل ابزاري مدرن است كه مي خواهد نقد اجتماعي را بگويد .

اين منتقد سينمايي با بيان اين مطلب كه مهرجويي خودش را از حاشيه ها دور نگه داشت و روز به روز بهتر شد اظهار داشت : كيميايي در برخي مواقع دنباله روي چيزي كه بقيه مي خواستند شد . آنها او را در قالب يك روشنفكر مي خواستند و اين سليقه بقيه ، كيميايي را خيلي مستهلك كرد . در واقع در مواردی كيميايي قرباني اين سيستم شد .

قادري افزود : كيميايي يك رمانتيك عاشق سينماست . اما خودش فكر مي كند ، بايد یک معترض روشنفکر باشد و برخي اطرافيانش هم همين را مي خواهند . در حالی که شان اولی به نظرم اجل بر دومی است. یک رمانتیک عاشق می‌تواند یک روشنفکر سیاسی هم باشد.

وي درباره كيفيت حضور كيميايي در اين فيلم گفت : او من را محرم خودش دانست و در اين فيلم حرف هايي زد كه در شرايط عادي نمي زد . كيميايي در فيلم من به اين نكته اشاره كرده كه برخي از فيلم هايش را دوست ندارد و اشتباه هم زياد كرده است . نيت ما اين نبود كه او را محكوم كنيم اما او فضا را محرم و امن و خصوصي ديد و اين حرف ها را زد .



در حاشيه

* امير قادري گفت : كيميايي وقتي موسيقي فيلم را شنيد ، اولش ترسيد . ما از سبک‌های مختلف موسیقی استفاده کردیم که کیمیایی شاید علاقه چندانی به این نوع موسیقی این سال‌ها نداشته باشد.

* يكي از دانشجويان بعد از اين كه از فيلم قادري انتقاد كرد ، از او عذر خواهي كرد . قادري گفت : اشكالي ندارد . ما خودمان صد تا بدتراز اينش را براي فيلمسازان ديگر مي گوييم .


*حاضران در این جلسه از امیر قادری خواستند درباره موارد دیگر و برخی اتفاق‌های روز صحبت کند. از دعوت ابراهیم حاتمی‌کیا گرفته تا جواد خیابانی و افشین قطبی.
__________________

میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛
«اتفاقا خیلی هم خوب بود»!


سینمای ما - در دهه اخير که مجموعه هاي مناسبتي يکي از پرمخاطب ترين توليدات سيما محسوب مي شود، هر ساله با نگاه هاي تازه يي به اين مقوله مواجه مي شويم. اما امسال خصيصه مجموعه هاي تلويزيوني به بهانه ماه رمضان سردرگمي مخاطب در برقراري ارتباط با آنها بود که در اين ميان مجموعه «مثل هيچ کس» که روي آنتن شبکه دوم سيما مي رفت يک استثنا محسوب مي شود. مثل هيچ کس با برنامه ريزي نوشته شد، به موقع کليد خورد و تصويربرداري آن قبل از ماه رمضان به پايان رسيد. به همين دليل هيچ نشاني از شتابزدگي در آن نبود. بي مناسبت نيست تا قبل از اينکه به بررسي و گفت وگو پيرامون اين مجموعه بپردازيم، به اين نکته هم اشاره کنيم که امسال مخاطبان مجموعه هاي ويژه رمضان، برنامه زندگي شان را مثل سال هاي گذشته با آن تنظيم نمي کردند و اگر از ديدن قسمتي هم غافل مي شدند، خيلي غبطه نمي خوردند و اين مي تواند زنگ خطري باشد تا سازمان در آينده با برنامه ريزي بهتر و انتخاب هاي مناسب تر و از سوي ديگر برنامه سازان هم با کارهايي قابل قبول تر به اين مقوله بپردازند. زماني که از ساخت مجموعه نه چندان مناسبتي «داداشي» در گروه فيلم و سريال شبکه دوم سيما آگاه شديم، حضور تهيه کننده خوش سابقه يي چون «محمدعلي اسلامي»، نويسنده کاربلدي چون «علي اکبر محلوجيان»، کارگردان معتبري چون «عبدالحسين برزيده» و بازيگر توانايي چون «حسين ياري» در نقش داداشي در کنار عوامل خوب ديگر اين نويد را مي داد که به انتظار ديدن مجموعه خوبي باشيم و گرچه امسال رقابت قابل ملاحظه يي بين سريال هاي ماه رمضان ديده نشد، اما استقبال مخاطبان از اين سريال بيانگر آن است که اشتباه نمي کرديم. يکي از ويژگي هايي که در اين مجموعه مرا نيز کنجکاو کرده بود تا از آن غافل نباشم حضور «عبدالحسين برزيده» به عنوان کارگردان اين پروژه بود که با ژانر تخصصي او فاصله زيادي داشت. گرچه به رغم اينکه دو ژانر «دفاع مقدس» و «ملودرام»هاي اجتماعي که رنگ و بوي سنتي هم دارد به نظر کاملاً متمايز مي آيند اما در يک مورد اساسي و مهم با هم مشترکند و آن اينکه نسل امروز با هر دو ژانر فاصله گرفته اند و پرداختن صحيح به آن، که بتواند راه آشتي ميان اين نسل سرکش و تنوع طلب و آن تاريخ و فرهنگ را هموار کند، وظيفه خطير و پرمسووليتي است. کنجکاوي ديگر من نويسنده اين مجموعه «علي اکبر محلوجيان» بود. محلوجيان يکي از نويسندگان بزرگي است که بسيار ملموس فرهنگ، آيين و رسوم ايراني را مي شناسد، اصول فيلمنامه نويسي را بلد است، فراز و فرودهاي يک قصه پرکشش را مي داند و به خوبي مي تواند نبض مخاطب را در دست بگيرد و تنها موردي که مي توان از آن انتقاد کرد پايان بعضي از قصه هاي اوست که قانع کننده نيست. براي مثال در مجموعه «پدرسالار» به نظر مي رسد سکانس پاياني جا مانده؛ سکانسي که بيانگر اين باشد که نه سفره بلندبالا، نه حضور فيزيکي همه اعضاي خانواده و نه کليد خانه هايي که در دست ها برق مي زند هيچ يک پايان اين قصه نيست و همه حرمت ها و خوشبختي ها، يکدلي ها و يکرنگي ها با آن خانه قديمي فروخته شده است يا در قصه ديگر محلوجيان يعني «زيرتيغ»، دوباره اين کاستي حس مي شد و باز هم به دنبال يک سکانس پاياني بوديم تا نشان دهد اين دو دست که يکديگر را به سختي مي فشارند، نمي توانند ذره يي از فشاري که روي قلب ها است، بکاهند. اما مثل هيچ کس دين اين دو را هم ادا کرد و با پايان استادانه خود بار کاستي دو سريال يادشده را نيز به دوش کشيد. نماز جماعت خانواده يي که مي دانند در اين دلشکستگي ها فقط مي توان به خدا پناه برد تا شايد پل هاي خراب شده پشت سر را دوباره از نو بسازد و جمله بسيار زيبايي که در ديالوگ هاي پاياني از زبان عموعلي (پرويز پورحسيني) مي شنويم؛
«مي توانست از اين هم بدتر شود و خداوند هميشه جاي شکرش را باقي مي گذارد.»

---

اواسط ماه رمضان، اواخر شهريورماه براي هماهنگي يک ميزگرد با محمدعلي اسلامي تهيه کننده مثل هيچ کس تماس گرفتم، پذيرفتند به شرط اينکه پس از اتمام سريال باشد. نگران بودم قصه به گونه يي تمام شود که براي گفت وگو دلسرد شوم، اما اين طور نشد و پايان هنرمندانه و استقبال مردم از سريال موجب شد گپ دوستانه يي داشته باشيم؛ گفت وگويي با «محمدعلي اسلامي» تهيه کننده، «علي اکبر محلوجيان» نويسنده و «عبدالحسين برزيده» کارگردان سريال مثال هيچ کس.

---

-اولين موردي که خيلي هم حائز اهميت نيست اما از آن زياد گفته شده، عنوان اين مجموعه و تغيير آن است که بهانه يي است تا من هم به نکته يي اشاره کنم. به نظر شما در يک ملودرام که دستمايه و رنگ و بوي سنتي دارد، همه چيز، حتي عنوان هم نبايد از همين جنس باشد. مثل «پدرسالار»، «زيرتيغ»، «رسم عاشقي» يا حتي «دادادشي». آيا ترکيب «مثل هيچ کس» که عنوان يک شعر نو است مدرن تر از آن نيست که تناسبي با اين قصه داشته باشد. مصداق کلام من همين است که مخاطبان سريال را با نام «داداشي» مي شناسند.

اسلامي؛ من هم همين عقيده را دارم و عنوان داداشي را مناسب مي دانستم اما نظر بر اين بود که عنوان تغيير کند و با توجه به فرصت اندکي که داشتيم، ليستي ارائه شد که در اين بين «مثل هيچ کس» بامعناتر بود و با فضاي کار مناسب تر مي نمود.

-سوژه هايي که بتواند گوشه يي از فرهنگ و سنت ما را به تصوير بکشد بسيار قابل تامل است اما به شرط آنکه خوب پرداخته شود. سنت هايي که ديگر از آنها فقط چند لاله قديمي، آينه نقره يا احياناً يک جو مردانگي و انگاره باقي مانده که در حال حاضر به عنوان عتيقه زينت زندگي هاي لوکس شده است. نظر شما چيست؟

اسلامي؛ من براي فرهنگ و سنت هاي اصيل احترام خاصي قائلم و معتقدم با همين پشتوانه هاي فرهنگي و سنت هاي شايسته قادر به رشد و تکامل هستيم و سعي مي کنم باز هم در همين فضاها کار کنم. تلاش من اين است که حق مطلب را به طور شايسته يي به جا آورم، هر چند در شرايطي هستيم که به تعبير شما اين سنت ها کمرنگ شده است.

-چرا زماني که مي خواهيم يک زندگي سنتي را نشان دهيم بيشتر از فضاي شب استفاده مي کنيم و معمولاً تصويرها شارپ نيست. اين را از آن جهت مي پرسم که خيلي از مخاطبان با رنگ و روي تصويرها مشکل داشتند و عقيده شان اين بود که لزومي ندارد براي نشان دادن «قدمت ها» از «کهنگي» وام گرفت.

اسلامي؛ اين سوال را آقاي برزيده جواب خواهند داد. اما مختصراً خدمت شما و مردم عرض مي کنم هيچ گونه تغييري در نورپردازي يا ايجاد کهنگي در تصاوير صورت نگرفته و تنها براي زيباتر شدن رنگ ها از فيلتر مخصوص استفاده شده که فکر مي کنم به مراتب تصاوير را زيباتر کرده است.

برزيده؛ در حقيقت ما پيرو صحبتي که با طراح صحنه خانم «گلزار» داشتيم به اين نتيجه رسيديم که با توجه به اينکه ويدئورنگ ها را چند برابر شارپ تر و حتي غيرطبيعي نشان مي دهد از رنگ هايي که اين مشکل را کمتر ايجاد مي کنند، استفاده کنيم. حتي در انتخاب رنگ هاي لباس، گريم، دکور، صحنه و رنگ زمينه لوکيشن. اين ممکن است که بيننده به رنگ هاي شارپ به خصوص در تلويزيون که متريالش ويدئو است عادت کرده است اما فکر مي کنم با توجه به برآيندش همين موجب شده بود فضاي ما واقعي تر باشد.
البته مي پذيرم بعضي از صحنه هاي شب ها تاريک تر از حد معمول بود. اين را هم اضافه کنم که ما فکر مي کرديم تصاوير در پخش چند پرده روشن تر مي شود ولي از آنجا که اين بار شرايط استانداردي داشت، دقيقاً به همان صورت پخش مي شد.

-اصولاً از دو منظر مي توان کار يک کارگردان را محک زد. يکي از نظر تکنيکي، اينکه ميزانسن، دکوپاژ، کات ها و شات ها به چه گونه است که خيلي تخصصي است و ديگر اينکه تصوير و شخصيت ها تا چه اندازه به متن وفادار و با نگاه نويسنده همراه بوده است؛ همراهي که مي تواند موجب خوش ساختي يک اثر شود. در «مثل هيچ کس» تا چه اندازه اين رابطه متقابل وجود داشت؟

برزيده؛ فيلمنامه نوع برخورد کارگردان با کار را مشخص مي کند. از جنس بازي بازيگر گرفته تا نوع فيلمبرداري و... به نظر من هرچه ذهنيت کارگردان و نويسنده به هم نزديک تر باشد، نتيجه بهتري حاصل مي شود. من اين شانس را نداشتم که حتي موقعيتي پيش بيايد تا يک بار با آقاي محلوجيان در رابطه با فيلمنامه صحبت کنم اما آقاي اسلامي که کاملاً در جريان فيلمنامه بودند به من کمک مي کردند و اگر حذف يا تعديلي در نظر گرفته مي شد از طريق ايشان از آقاي محلوجيان اجازه مي گرفتيم.

محلوجيان؛ همان طور که گفته شد متاسفانه در زمان فيلمبرداري شرايط طوري بود که نتوانستم در خدمت آقاي برزيده باشم ولي از آنجا که با آقاي اسلامي نزديکي فکري زيادي داشتم مطمئن بودم اگر نکته مبهمي در کار باشد آقاي اسلامي مي تواند برطرف کند.

-يک سکانس مشترک در «پدرسالار» و «مثل هيچ کس» وجود دارد که بچه ها پشت در بخش آي سي يو بيمارستان نگران ايستاده اند. اين سکانس در پدرسالار بسيار تاثيرگذار و در مثل هيچ کس کمرنگ و زودگذر است. از آنجا که نويسنده هر دو سکانس يکي است، قاعدتاً بايد دليل باورپذير نبودن اين سکانس و اصولاً سکانس هاي عاطفي «مثل هيچ کس» را از آقاي برزيده بپرسيم. من پرسشم را اين طور مطرح مي کنم که به نظر مي رسد صحنه هايي که بار عاطفي زيادي دارند خيلي پراحساس درنيامده است؛ حتي برخورد خانواده با مرگ بي بي.

برزيده؛ صحبت شما عجيب است چرا که من همه بازخوردهايي که داشتم دقيقاً عکس اين بود و عقيده داشتند خيلي تحت تاثير لحظات عاطفي کار قرار گرفته اند. به نظر خود من هم صحنه هاي حسي و عاطفي خيلي خوب از کار درآمده و اين نه تنها مرهون من يا آقاي محلوجيان بلکه به بازي خوب بازيگران و ديگر عواملي که صحنه را خلق کردند نيز برمي گردد. مثلاً در صحنه مرگ بي بي فکر مي کردم يک پسري مثل داداشي که تا اين اندازه به مادرش علاقه مند است و او را سنگ صبور، پشتوانه و جانشين پدر مي داند، چطور بايد برخورد کند و با آن حرکتي که دوربين دور آقاي ياري داشت و چرخي که او دور خودش و درخت بيدي که يادآور بي بي بود، مي زد، توانستيم تمام احساس، آشفتگي، نگراني و غم او را نشان دهيم.

-اما عکس العمل بقيه خانواده در رابطه با مرگ بي بي خيلي گذرا بود.

يکي از مشکلات اجرايي که در حقيقت حسن کار بود، اينکه طبق خصوصيات، اين نوع خانواده هاي سنتي پرجمعيت بودند و مجالي براي پرداختن به همه آنها نبود.

-درباره بازي بازيگران چه نظري داريد،به نظر شما انتخاب ها مناسب بود؟

برزيده؛ خيلي راضي بودم. هم ارتباط خوبي با هم داشتيم و هم بازي ها خوب بود و حتي گاهي در اضافه شدن و خلق صحنه ها به من کمک مي کردند.

-اجازه مي دهيد با شما مخالفت کنم. به نظر من بازي هنرمندان مرد مثل هيچ کس بسيار عالي بود و انتخاب ها خيلي حساب شده و دقيق، اما در مورد بازيگران زن به جز خانم «نفيسه روشن» و «مرضيه لشکري» بقيه از جنس اين کار نبودند. مثلاً با همه احترامي که براي خانم پروانه معصومي قائل هستم و به ايشان تعصب دارم اما پروانه معصومي ستاره فيلم «رگبار» است. با درخششي از قبل از انقلاب تا حالا. چهره، فيزيک، طرز بيان، لحن صدا و حتي حرکات او هيچ سنخيتي با «بي بي» ندارد. حتي زمينه ذهني ما هم از او «بي بي» نيست و اين در مورد «آتنه فقيه نصيري» هم صدق مي کند. فکر مي کنم بازيگران مرد «مثل هيچ کس» مجبور بودند براي باورپذير شدن صحنه ها انرژي زيادي صرف کنند. به همين دليل صحنه هاي «مردانه» بسيار قوي تر بود. مثلاً خود من به شخصه اصلاً با عشق داداشي و نرگس ارتباط برقرار نکردم. شايد هم شخصيت پردازي اين مجموعه در مورد خانم ها کمرنگ بوده و اين مي تواند از آنجا نشات بگيرد که شما يک کارگردان ژانر جنگي هستيد، با شخصيت پردازي آقايان بيشتر مانوسيد و به خانم ها کمتر مي پردازيد.

برزيده؛ (مي خندد) اصلاً اين طور نيست. اولاً من شش تا خواهر دارم. همسرم و دو دختري که دارم موجب شده روحيات خانم ها را خيلي خوب بشناسم و از نظر تخصصي هم تفاوت چنداني بين بازي گرفتن از يک بازيگر مرد و يک بازيگر زن نمي بينم. من خودم بازي خانم پروانه معصومي را در مثل هيچ کس خيلي دوست دارم. چرا شما فکر مي کنيد شخصيت بي بي قرار بوده يک شخصيت بي کلاس باشد. اتفاقاً ما مي خواستيم بي بي يک زن متشخص و باپرستيژ باشد و من خيلي دوست داشتم به خلوت بي بي و داداشي بيشتر مي پرداختم.

-اگر مي خواستيد دوباره «مثل هيچ کس» را از اول شروع کنيد چه تغييراتي در آن مي داديد؟

اسلامي؛ از کار بسيار راضي هستم اما شايد در پرداختن به شخصيت داداشي، بي بي و نرگس تغييراتي ايجاد مي کردم.

-شما چطور آقاي برزيده؟

فکر مي کنم به رابطه بي بي و دادشي بيشتر مي پرداختم، البته به کمک نويسنده داستان چرا که فکر مي کنم رابطه بين بي بي و داداشي رابطه خاص و ويژه يي بود که مي توانست جذاب تر و دوست داشتني تر باشد.

-و شما آقاي محلوجليان؟

اول از همه يک بار ديگر از باي «بسم» تا تاي «تمت» فيلمنامه را از نو مي نوشتم. «داداشي» را کمي زميني تر مي کردم. ديالوگ ها را صيقل مي دادم. يک صيقل کشي درست و حسابي به سر تا پاي تمام شخصيت ها کمک مي کرد تا آدم ها تراش بهتري بخورند.

-در سريال مثل هيچ کس، بيشتر از اينکه روابط خانوادگي و پرداختن به آن توجهم را جلب کند، رابطه بين کسبه، حمايت ها، پشت پا زدن ها و... برايم جالب بود و به نظرم يکي از نقاط قوت و تازه فيلمنامه است.

محلوجيان؛ بخشي از طرح و توطئه هاي داستان در محيط کار برادرها شکل مي گرفت. بنابراين بايد به شکلي ملموس به آن پرداخته مي شد. ماجراي «تريکوبافي» و «سيداسماعيل» جزيي از خاطرات دوران نوجواني من بود. فکر کردم بستر مناسبي براي کار است؛ در بازار داغ رقابتي که فکر مي کنم هنوز هم وجود دارد و در پاساژها شاهد آن هستيم.

-اين تجربه جديد چطور بود؟ باز هم سراغ اين ژانر مي رويد چرا که کارگردان هايي نظير شما اگر تغيير ژانر دهند معمولاً کمدي است، که اين هم مي تواند يک نوع واکنش باشد به اينکه بعضي ها قدر سينماي دفاع مقدس و کساني را که در اين زمينه کار کرده اند ندانسته اند.

برزيده؛ به نظر من اين شخصيت ها در مثل هيچ کس خيلي از جنس آدم هاي جنگ بودند. به خصوص شرايط روحي، رواني شان و اعتقادات و مناسبات شان و مهم تر اينکه هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که آن را قبول داشته باشيم جاي ما همان جاست و اين مي تواند در هر ژانري قرار بگيرد.

-بازي خوب پرويز پورحسيني يا اصغر همت و حسين ياري جاي ترديد نداشته و ندارد، اما جواد عزتي، حميد ابراهيمي، رامين راستاد و عباس اميري هم در اين سريال فوق العاده بودند. در موردشان صحبت مي کنيد؟ همچنين بازي خوب نفيسه روشن و خانم لشکري که شخصيت عمه خانم را بازي مي کرد و برخلاف نقش کوتاهش بسيار خوب ظاهر شدند.

اسلامي؛ در سريال زير تيغ متوجه توانايي هاي «رامين راستاد» شدم به همين دليل هنگام نگارش متن «مثل هيچ کس» انتخاب اول و آخرم براي نقش «کاظم» رامين راستاد بود. «حميد ابراهيمي» را در «صاحبدلان» و «فرزند خاک» ديدم، خيلي خوب بود و در «مثل هيچ کس» عالي ظاهر شد. بازي «عباس اميري» را دوست دارم، هميشه منتظر فرصتي بودم براي دعوت از ايشان که خوشبختانه انجام گرفت. «نفيسه روشن» هر چند بازيگر جواني است اما بااستعداد است. ابتدا ايشان را براي نقش ديگري دعوت کرديم اما بعد از مدتي نظر آقاي برزيده بر اين شد که وي نقش اشرف را بازي کند، خانم روشن ابتدا ترديد داشت، اما خوش درخشيد.
خانم «مرضيه لشکري» که در مثل هيچ کس نقش عمه خانم را داشتند، بازيگري تحصيلکرده و با دانش در عرصه تئاتر و سينما هستند و هر چند کم کارند اما بسيار توانا و خوب ظاهر شدند و در ادامه اينکه حضور خانم پروانه معصومي بسيار ارزنده و قابل تقدير بود و همچنين از خانم آتنه فقيه نصيري براي بازي زيبايشان تشکر مي کنم.

-يقيناً همين طور است اما قبلاً هم به اين اشاره کردم که با تمام احترامي که براي بازي خانم معصومي قائل هستم، فيزيک، لحن صدا و نوع اداي کلام ايشان با شخصيت بي بي هم جنس نبود و اين خصوصيات در مورد خانم فقيه نصيري هم صدق مي کند اما شايد به قول شما بايد به شخصيت بي بي و نرگس بيشتر پرداخته مي شد تا باورپذيرتر مي نمود و نظر من مغايرتي با توانايي هاي اين دو هنرمند ارزنده ندارد. و کلام آخر، بدون هيچ پرسشي.

اسلامي؛ با تئاتر «آيينه خيال» در کنار دوست عزيزم «داوود ميرباقري» شروع کردم، هر چند در آن روز فکر نمي کردم راهي طولاني در پيش دارم. سپس به تئاتر «اسکندرشاه مغلوب»، «گلدان ها و آفتاب» و... رسيدم. از سريال «حکايت مسافر گمنام» عبور کردم تا به سريال هاي «رعنا»، «بي بي يون»، «زير تيغ» و امروز «مثل هيچ کس» رسيدم. بسيار شيرين و گوارا بود سال هاي همکاري در کنار دوست بسيار عزيزم «داوود ميرباقري» و مرحوم «حسين پناهي» که يادش گرامي باد. همچنين سلام و سپاس به معلم بزرگوارم آقاي «سيف الله داد» که بسيار از او آموختم.

-و شما آقاي برزيده؟

هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که به آن اعتقاد داشته باشيم جاي ما و ژانر ما همان جا است. اينکه بتوانيم در ارزش ها عامل باشيم نه اينکه صرفاً شعار بدهيم. همه چيزهايي که در جنگ هست در زندگي هم هست به خصوص در اين نوع زندگي ها يعني زندگي سنتي. سينما، سينما است. اگر ما ياد گرفتيم که فيلم بسازيم و احياناً در دانشگاه درس آن را خوانديم يا آن را تجربه کرديم، اين بلد بودن ها اساساً جنگي يا غيرجنگي و متعلق به ژانر خاصي نبوده است. من از «مثل هيچ کس» خيلي لذت بردم؛ به خصوص از وقتي متوجه شدم جمعيتي از مردم به اين ژانر علاقه مند هستند، درست برخلاف نظر بعضي از مسوولان فرهنگي ما که فکر مي کردند زمان پرداختن به اين نوع کارها سپري شده است.

به رغم اينکه خود من با کارهاي طنز موافقم و عقيده دارم لازم است خستگي را از تن ما بيرون کند اما اميدوارم شرايط مشابهي هم براي پرداختن به موضوعات ديگر وجود داشته باشد.

محلوجيان؛ نکته يي که در بحث ها به آن پرداخته شده و از نظري جان مايه داستان هم بود، بحث «وسوسه» و قدرت اين خصلت انساني است که مثل تيزاب روح انسان را مي خورد و باعث تغييراتي دروني مي شود و جنبه ابليسي انسان را رو مي کند و هميشه «الخناس» هايي هستند که از روي غرض و مرض، حتي بدون آن، ديگران را وسوسه مي کنند؛ خصلتي باستاني که مثل عشق و کينه و نفرت قدرتمند و کارساز است. با اميد به اينکه انسان ها بتوانند خود را از «الخناس» ها دور نگه دارند. اين کلام آخر من بود.
__________________

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 12:8 توسط نويد



Appaloosa






نویسنده : Ed Harris
کارگردان : Robert Knott , Ed Harris

بازیگران :
Jeremy Irons ... Randall Bragg
Ed Harris ... Virgil Cole
Viggo Mortensen ... Everett Hitch
James Gammon ... Earl May

سال : 2008 مدت : 114 دقیقه
ژانر : اکشن / وسترن
درجه سنی : R

خلاصه فیلم:

ویرجیل و اورت دو مرد پایبند به قانون هستند که مجرمان را از سر راه بر می دارند و در مقابل مبلغی هم دریافت می کنند . آنها در ادامه راهشان وارد شهر کوچکی به نام آپالوسا می شوند و متوجه می شوند که این شهر توسط یک چوپان گرفته شده است و کلانتر شهر نیز کشته شده است بنابراین این دو آماده رویارویی با این چوپان ظالم می شوند اما در بین راه آنها یا یک زن جذاب به نام آلیسون آشنا می شوند و.........




( وسترن تنها ژانری هست که آمریکاییها می توانند ادعا کنند خالقش هستند )

وسترن ژانری هست که در چند دهه ی قبل در آمریکا از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار بود و تقریبا نیمی از فیلم آن زمان را تشکیل می داد ! دورانی که کسانی مانند " جان وین " در فیلمهای وسترن فرمانروایی می کردند و البته بعد از " وین " نوبت " کلینت ایستوود " بود که این ژانر را سرپا نگه دارد ! اما به تدریج ساخت فیلمهای وسترن کم شد و در این دهه ای که در آن هستیم شاید فیلمهای مطرح ژانر وسترن به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد ! ." اد هریس " بعد از ساخت اولین فیلمش در سال 2000 به نام " پولاک " که درباره ی زندگی نقاش آمریکایی بود و خود " هریس " نیز توانسته بود برای ایفای نقش پولاک کاندید اسکار شود , این بار و در دومین کارگردانی اش تصمیم گرفته است به سراغ ژانری برود که کم کم دارد فراموش می شود !



فیلمی که " هریس " آن را ساخته کمی با آنچه که ما از وسترن سراغ داریم متفاوت است ! معمولا فیلمهای وسترن اکشن و هیجانی می شوند اما در این فیلم دو کاراکتر اصلی فیلم بیشتر زمان خودشان را صرف صحبت درباره ی احساسات خودشان می کنند ! هر چند صحنه های اکشن فیلم ناب و دیدنی هستند اما تعداد آنها در مقایسه با فیلمهای وسترن نظیر " 3:10 دقیقه به یوما " کمتر است .



مثلث عشقی نیز که بین ویرجیل و اورت و آلیسون شکل می گیرد نیز در نوع خود جذاب هست اما این رابطه به قدری کش دار است که فیلم را از مسیر اصلی خودش که همان اکشن هست دور می کند و این برای یک طرفدار دو آتشه وسترن !! کمی خسته کننده است . اما همانطور که گفتم صحنه های اکشن کمی هم که در فیلم وجود دارد دیدنی است .
" هریس " و " مورتنسن " ( همان آراگون خودمون ) بعد از " تاریخچه خشونت " این بار نیز بازیهایشان دیدنی هست همچنین " جرمی آیرون " نیز در نقش منفی بازی بسیار خوبی ارائه داده است و بالاخره " رنه زلوگر " که گرچه بازی وی از جنس بازی های درخشان وی در فیلمهای نظیر " کوهستان سرد " نیست اما با این حال قابل قبول است .
وسترن ژانری است که به نظر می رسد هالیوود قصد احیای آن را دارد و امیدوارم در آینده فیلمهای وسترن بیشتری در هالیوود ساخته شود .




The Duchess


نویسنده : Saul Dibb
کارگردان : Anders Thomas Jensen , Jeffrey Hatcher

بازیگران :


Keira Knightley ... Georgiana, The Duchess of Devonshire

Ralph Fiennes ... Duke of Devonshire
Charlotte Rampling ... Lady Spencer

Dominic Cooper ... Charles Grey

سال : 2008 مدت : 110 دقیقه
ژانر : درام
درجه سنی : PG-13

محوریت فیلم : / ساخته شده براساس کتاب / تاریخی /


خلاصه فیلم:

جورجینا در سن 18 سالگی بسیار هیجان زده است زیرا قرار است با ویلیام کاوندیش که یک دوک هست ازدواج کند کسی از قدرتمند ترین افراد انگلستان است . اما روابط این دو بعد از ازدواج کم رنگ تر می شود زیرا دوک به دختری به نام بس فاستر علاقه مند شده است که دوست جورجیا است و قصد دارد با وی بماند و جورجیا نیز به چارلز گری علاقه مند شده است ,فردی که قصد دارد تا به نخست وزیری برسد و....


( زنی که فکر می کرد همه چیز قابل تغییر است !)

" دوشس " ( یا همان بانوی دوک ) براساس کتابی که نوشته خانم Amanda Foremanبه نام " جورجیا , بانوی دوونشایر " است ساخته شده است .البته چون این فیلم به نوعی بیوگرافی است پس بهتر است یک بیوگرافی مختصر از این خانم داشته باشم .

جورجیا در قرن 18 و در زمانی که یک نوجوانی بیش نبود با کلی ذوق و شوق با دوک ازدواج کرد اما بعد از مدتی ماندن در قصر متوجه شده که دوک اصلا علاقه ای به وی ندارد و ترجیح می دهد وقتش را دختر دیگری سپری کند و البته به این دلیل که جورجیا نوجوانی خام بود و تجربه سلطنتی خاصی هم نداشت اشتباهات ویرانگری انجام داد که یکی از آنها رابطه با چارلز بود و البته اشتباه بزرگتر این که قصد داشت با جناب دوک نیز در بیفتد ! . اما کلا بیشتر کسانی که جورجیا را می شناسند نه به این دلیل بلکه به دلیل اینکه معروف به پادشاه مد بود و لباسهای مختلف می پوشید و همچنین تلاشی که برای بدست آوردن حقوق زنان کرد می شناسند .


اما این فیلم زیاد به این چیزها کاری ندارد و بیشتر در پی نشان دادن روابط است که البته همانطور که از کارگردانهای انگلیسی انتظار می رود این کار را به خوبی انجام داده اند . " نایتلی " در نقش جورجیا گرچه فوق العاده نیست اما قابل قبول است , کلا بازی گرفتن از " نایتلی " در فیلمهای تاریخی همیشه جواب می دهد ! " کوپر " نیز در نقش چارلز خوش می درخشد و بالاخره " رالف فینس " نیز در نقش سرد و بی روح دوک بازی درخشانی ارائه داده است .


روابط افراد مهم در انگلستان یکی از سوژه های همیشگی فیلمسازان بوده است , افرادی که از دور افراد خردمندی به نظر می رسند اما حقیقت امر این است که انگلستان کمتر در تاریخ خودش افراد مهم باهوش داشت ! کسی که بتواند تصمیم هایی که درشان یک مقام مهم هست بگیرد که آخریش هم مربوط می شود به پسر ملکه انگلستان ( اگه اشتباه نکرده باشم ) که قصد داشت با یکی از این افراد " پاریس هیلتون , بریتنی اسپیرز " ازدواج کند تا این ها هم به دربار راه پیدا کنند !!!



چشم عقاب : Eagle Eye


نویسندگان : John Glenn , Travis Wright
کارگردان : D.J. Caruso

بازیگران :

Shia LaBeouf ... Jerry Shaw
Michelle Monaghan ... Rachel Holloman
Rosario Dawson ... Zoe Perez

Michael Chiklis ... Defense Secretary Callister

سال : 2008 مدت : 118 دقیقه
ژانر : اکشن
درجه سنی : PG-13

محوریت فیلم :/ FBI / ترور /

خلاصه فیلم:

جری و ریچل دو غریبه هستند که بعد از یک تلفن مشکوک و تهدید آمیز از طرف یک زن ناشناس که خود آنها و خانواده ی آنها را تهدید می کند مجبور می شوند با یکدیگر آشنا شوند . وی جری و ریچل را در موقعیت های خطرناکی قرار می دهد که این دو را تبدیل موجودات خطرناک از منظر مردم می کند و.............


( من تو رو در هر جایی که باشی می بینم !)

" چشم عقاب " از آن فیلمهایی بود که همه سینما دوستان دوست داشتن اکران شود تا همه ماحصل تبلیغات زیادی که برای این فیلم شده بود را ببیند . " چشم عقاب " شاید در نگاه اول شبیه فیلم " باجه تلفن " باشد اما دارای ضعف هایی هست که نمی شود به سادگی از کنار آن گذشت .

یکی از مشکلاتی که در فیلم وجود دارد , وجود بحثهای سیاسی در فیلم هست . معمولا یک فیلم در ژانر تریلر باید از ابتدا بیننده را تا پایان فیلم کنجکاو نگه دارد تا آخر فیلم گره های فیلم باز شود اما قاطی کردن سیاست و تریلر کاری هست که ضربه زیادی به پیکره ی فیلم وارد کرده است .



دادن این شعار قدیمی که اختیار زیاد دادن به کامپیوتر ها باعث پیامدهای خطرناکی خواهد شد بحثی قدیمی هست که تقریبا همه آن را درک کرده اند و در فیلمهایی نظیر " من , روبات " و " 2001 : اودیسه فضایی " به خوبی به این مقوله پرداخته شده بود اما در چشم عقاب این پیام بیشتر از اینکه برای بشریت باشد , سیاسی هست ! که از همان سکانس اولیه فیلم مشخص هست .


یکی دیگر از مشکلات فیلم شخصیت های فیلم هستند , جری و ریچل بسیار گیج و در بعضی صحنه ها حتی کودن می شوند ! . در بعضی صحنه ها که بیننده قشنگ می داند در صحنه چه خبر هست , این دو همش سوال می کنند و .. خلاصه کاری می کنند که بیننده را عصبی کنند ! .


" شیا لبوف " در این فیلم در نقش جری با اینکه در نگاه بیننده یک موجود عجیب و غریب هست اما می توان گفت کار خود را به خوبی انجام داده است و اون انرژی که در فیلمهای " ترانسفورمرز " و " اندیانا جونز 4 : از وی دیده بودیم در این فیلم نیز وجو دارد . " میشل موناگان " نیز بازی قابل قبولی از خود ارائه داده است و می توان زوج وی و " لبوف " را در این فیلم مثبت دانست هرچند فیلمنامه این پتانسیل را می توانست بهتر به نمایش بگذارد .


در کل حرف کلی فیلم این هست که ای مردم !! دولت دارد تو کار ما فضولی می کند و حقوق شهروندی و.... !! . به نظرم اگه این حرفهای بی مزه را از فیلم حذف می کردند " چشم عقاب " این پتانسیل رو داشت که به فیلم بهتری تبدیل شود .

در کل اگه نخواهید به اتفاقات فیلم عکس العمل نشان بدهید مثل اینکه این زنه اصلا از کجا داره می بینه یا چرا هرچی می گه این آدمها انجام می دن یا اصلا چرا گیر داده به اینا !! " چشم عقاب " شاید بتواند حتی یک تریلر جذاب هم باشد اما به شرطی که به اتفاقات فیلم توجه نکنید .



مجموعه دروغ ها : Body of Lies


نویسندگان : William Monahan , David Ignatius
کارگردان : Ridley Scott

بازیگران :

Leonardo DiCaprio ... Roger Ferris

Russell Crowe ... Ed Hoffman

Mark Strong ... Hani

Golshifteh Farahani ... Aisha


سال : 2008 مدت : 118 دقیقه
ژانر : اکشن - درام
درجه سنی : R

محوریت فیلم : / کفر / رابطه ی بین نژادی / تروریست / گلشیفته فراهانی ! /

خلاصه فیلم:

راجر فاریس ( لئوناردو دی کاپریو ) , مامور زبده CIA به تازگی پی به عملیات تروریستی برده است که قرار هست در اردن اتفاق بيفتد . وی در این رابطه از یک مامور قدیمی و کهنه کار به نام اد هافمن ( راسل کراو ) کمک می خواهد اما در بین کار اتفاقات مختلفی رخ می دهد و اد , فاریس را مجبور می کند تا به امان ( پایتخت اردن ) برود و در آنجا با " هانی " که یک covert operationsاردنی هست همکاری کند . در این بین نیز با یک پرستار محلی به نام آیشه ( گلشیفته فراهانی ) آشنا می شود و گرفتار عشقی ناخواسته می شود و...............


( به هالیوود خوش آمدی خانم فراهانی !)

" مجموعه دروغ ها " از مدتها قبل از اکران سرو صدا کرده بود به دلیل موضوع جنجالی اش و اینکه ستاره های هالیوود به همراه کارگردان مطرح آن یعنی " ریدلی اسکات " در یک فیلم گرد هم آمده اند . اما موضوعی که باعث شده بود ایرانیها بیشتر از بقیه جاها منتظر اکران این فیلم باشند هیچ کدام از این دلیل ها نبود ! بلکه به دلیل وجود " گلشیفته فراهانی " در این فیلم بود که در ادامه به بحث در این باره خواهم پرداخت .


" مجموعه دروغ ها " براساس رمانی از ""David Ignatius از ساخته شده است . اقای ایگناتیوس به مدت 10 سال در خاورمیانه حضور داشته است و از این مکان و اتفاقات آن برای روزنامه " وال استریت ژورنال " مقاله می نوشت و داستان فیلم هم به گفته خودش چیزهایی هست که در این سالها در آنجا دیده است .


" دی کاپریو " و " راسل کراو " در این فیلم در دو نقش متفاوت از یکدیگر حضور دارند . فاریس فردی وظیفه شناس هست و به دنیای اطرافش اعتماد دارد اما در طرف دیگر اد هست که بیشتر به خودش اهمیت می دهد ! . اغلب صحنه هایی که این دو در آن حضور دارند و در حال صحبت کردن هستند با دعوا و اختلاف همراه هست ! . " کراو " برای ایفای نقش اد حدودا 23 کیلو وزن اضافه کرده است و نقشی هم که ایفا کرده است متفاوت با آن چیزی هست که تا به حال دیده ایم و انصافا هم در این کار موفق بوده است . همچنین " دی کاپریو " نیز به مانند این چند سال گذشته که روند صعودی عجیبی داشت این بار نیز به خوبی توانسته ننگ هنرپیشه دخترها بودن را از خود بردارد ! . به نظر می رسد که دیگر کسی نتواند به " دی کاپریو " بگوید : هی این جک کوچولوی خودمونه !!!.


اکشن فیلم نیز در نوع خود عالی محسوب می شود . " ریدلی اسکات " قبلا نیز در " سقوط شاهین سیاه " نشان داده است که در ساخت سکانسهای اکشن عالی عمل می کند و در این فیلم نیز سکانسهای اکشن البته به صورت ملایم تر ! نیز به خوبی خود نمایی می کند .


اما شاید مهمترین نکته فیلم برای ما ایرانیها حضور " گلشیفته فراهانی " در این فیلم باشد . خوب قبل از اکران فیلم صحبتهای بسیار زیادی شد درباره ی اینکه " فراهانی " ممنوع التصویر شده است و آن هم بخاطر پیدا کردن چند عکس بدون روسری در این فیلم از وی بود ! . که متعاقبا عده ای بیکار شروع به اظهار نظرهای عجیب و غریب کردند مثل این نمونه که من چند وقت پیش در یکی از سایتها خوندم : گلشیفته تو ارزش های انقلاب رو زیر پا گذاشتی ! و به مردمت پشت کردی و سینمای ایران رو فروختی به بیگانه ها ! و.... . البته مشخص نیست که این افراد فیلم را از کجا دیده اند که چنین اظهار نظرهایی می کنند یا اصلا کلا فیلم می بینند یا نه . این اظهار نظرها مطمئنا از کسی که چند تا فیلم دیده باشد یک کلا اهل سینما باشد سر نمی زنه بلکه فقط از کسانی سر می زند که قصد قاطی کردن تمام مسائل ( از جمله مایکل جکسون !!) به سیاست را دارند و مشخص هم نیست کی می خواهند قبول کنند که سینما با سیاست فرق می کند و نباید سیاست در این حیطه دخالت کند .


بگذریم , بهتر هست ما فیلم را نگاه کنیم . " فراهانی " در این فیلم گرچه نقشش چندان طولانی نیست اما بازی بسیار ماهرانه ای انجام داده است که در این بین می توان به بازی با چشمهایش اشاره کرده . رابطه ی وی با فاریس ( دی کاپریو ) نیز بسیار باور پذیر و پر شور هست . در حالی که " دی کاپریو " اغلب در صحنه ها با استفاده از حرکات گردن و اغلب اضطرابی خودش ( که روش بازیگریش هست ) به ایفای نقش می پردازد , " فراهانی " بدون هیچ حرکت خاصی و فقط با چشمهایش تمام جمله هایش را می گوید و شخصا فکر می کنم بازی عالی "گلشیفته" در این فیلم بتواند پلی برای دیگر بازیگران پر ادعای ایران شود تا خودشان را در سینمایی بین المللی محک بزنند و نیایند بگویند که در هیچ جای هالیوود شما نمی بینید که اتومبیل را وسط خیابان منفجر کنند و من این کار کردم !!!


ما نیز بهتر هست به جای اینکه هرجا برویم گیر بدهیم که چرا اینجا روسری نداری و ... این حرفها بهتر هست به بازی قدرتمند وی اشاره بکنیم , آن هم در فیلمی که برای تمام دنیا مهم بوده است و این برای ایران افتخاریست که بیشتر منتقدان در نقدهایشان از بازی " فراهانی " ستایش کرده اند .

"گلشیفته" در "سنتوری " فقط غر می زد البته مشکل بیشتر در فیلم بود تا وی ! در "همیشه پای یک زن در میان است" زیادی لوس بود ! اما من شخصا فکر می کردم که "گلشیفته " در ادامه کارش توجه بیشتری به نقشهای انتخابی اش داشته باشد , و امیدوارم که اینگونه باشد چون وی برای ما افتخاریست .



یک سرود آمریکایی : An American Carol



نویسندگان : David Zucker , Myrna Sokoloff
کارگردان : David Zucker

بازیگران :

Trace Adkins ... Angel of Death / Trace Adkins
Kevin P. Farley ... Michael Malone (as Kevin Farley)
Kelsey Grammer ... General George S. Patton
Chriss Anglin ... John F. Kennedy

سال : 2008 مدت : 83 دقیقه
ژانر : کمدی
درجه سنی : PG-13

محوریت فیلم : / تمسخر / 4 ام جوالای / مایکل مور /

خلاصه فیلم:

یک مستند ساز چپ گرای آمریکایی به نام مایکل مالون در جدیدترین کار خود قصد دارد تا مراسم 4 ام جولای آمریکایی ها را خراب کند و این کار بهترین خبر برای اعضای طالبان است ! اما در این بین ناگهان چند روح از آسمان ! سرازیر می شوند که شامل افراد مهمی مثل جورج واشینگتون و جنرال پاتون و جان اف کندی و جناب عزراییل هستند !و قصد دارند تا ذهنیت این مستند ساز را درباره ی آمریکا تغییر دهند و....



( یک اشتباه بزرگ آمریکایی )

در واقع اصلا قصد نداشتم تا این فیلم را معرفی کنم چون این فیلم از خر لحاظ یک فیلم ضعیف هست و می شود گفت یک بنجل است و راحت به شما می گویم که این فیلم یک جور فیلم به سبک " فیلم ترسناک " است اما سیاسی و البته فوق العاده احمقانه ! اما موضوعی که باعث شد تا راجب این فیلم صحبت کنم داستان فیلم هست که درباره ی مستند ساز بسیار معروف آمریکایی یعنی " مایکل مور " است که به نظرم آمریکا هیچ وقت تا این حد از یک فیلمساز نترسیده بود ! .


مایکل مور با مستندهای تکان دهنده ای که درباره ی آمریکا و مشکلاتش می سازد چندان محبوب دولت مردانش نیست و بیشتر افراد چپ گرا از وی حمایت می کنند ( البته اگر این افراد هم رییس جمهور شوند دیگر از " مور " خوششان نمی آید ! ) اما نکته ی جالبی که در فیلم وجود دارد این هست که فیلم فکر می کند مایکل مور بیشتر در حال دفاع از دشمن است تا آمریکا ! و این ذهنیتی است که برای ما ایرانیها بیشتر از بقیه جاها آشنا هست ! و احتمالا اسم این فیلم را در رسانه های ایران چند بار خواهیم شنید اما نکته ای که باید عرض کنم این هست که " مایکل مور " چه در فیلم معروفش " بولینگ برای کلمباین " که درباره ی خرید آزاد اسلحه بود و چه در فیلم " سیکو " که درباره ی نظام پزشکی آمریکا بود گرچه انتقادات بسیار تندی نسبت به این قضایا داشت اما بهتر هست افرادی که عاشق ضایع شدن آمریکا هستند بدونند که , " مایکل مور " اگه از این وضعیت ها مستند می سازد و انتقاد می کند فقط می خواهد این مشکل ها رفع شود تا آمریکا یک کشور کم نقص باشد


و مطمئن باشید که به این فکر نیست که فقط آمریکا را پیش جاهای دیگر دنیا ضایع کند و اگر دقت کنید متوجه می شوید که چون فیلمهای وی شناخته شده است و در اکثر جاهای دنیا قابل دسترسی هست به همین دلیل حساسیت برای فیلمهای وی نزد دولت آمریکا زیاد است اما با این حال می بینیم تا به حال کسی جلوی کار وی را نگرفته است و این مستند ساز راحت به کار خود ادامه می دهد ! و این همان دلیلی هست که سینمای یک کشور و حتی خود کشور پیشرفت می کند .
اما ایده احمقانه سازندگان فیلم ( در راس آنها " دیوید زاکر " که فقط فیلمهایی که دیگران را به تمسخر می گیرد می سازد ! ) کاملا ایده ی ناپخته ای است و به نظر می رسد که فیلمنامه فیلم توسط یک نوجوان نوشته شده است ! سرمایه گذاری طالبان برای تحقق هدف مایکل مالون و سرازیر شدن افراد مهم تاریخ آمریکا بر سر مایکل که از وی می خواهند عمیق تر به موضوع نگاه کند و آمریکا را دوست داشته باشد ! کاملا ایده ی احمقانه ای است .




شخصا فکر می کردم فقط ما ایرانیها چنین برداشتی از فیلمهای " مور " داریم اما این فیلم نشان داد که در همه جای دنیا این چنین نگاه هایی وجود دارد .
این را مطمئن هستم که مستند های تکان دهنده " مایکل مور " نه تنها چهره ی عمومی آمریکا را تخریب نخواهد کرد بلکه به نوعی باعث می شود آمریکا هر روز پیشرفت کند دقیقا کاری که برعکسش در ایران در حال انجام شدن است .



+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 12:2 توسط نويد



فیلم بدبختی : Disaster Movie


نویسنده و کارگردان : Jason Friedberg , Aaron Seltzer

بازیگران :


Matt Lanter ... Will

Vanessa Minnillo ... Amy

G. Thang ... Calvin

Crista Flanagan ... Juney / Hannah Montana


سال : 2008 مدت : 90 دقیقه
ژانر : کمدی
درجه سنی : PG-13
محوریت فیلم : / مسخره کردن فیلمهای دیگران ! /

خلاصه فیلم:
در یک غروب یک گروه از جوانان تقریبا 20 ساله بیکار ! متوجه می شوند که در حال بمباران شدن از طرف یک سری از بلاهای طبیعی هستند و........


( احمقانه ! احمقانه ! و باز هم احمقانه !! )

قدمت این سری فیلمها به سالها پیش بر می گردد ! در آن زمان سن بنده زیاد بود و یادم می آید که اولین فیلم از سری این فیلمها به نام " فیلم تر سناک " را دیدم که انصافا بهترین قسمت هم بود و بعد از آن شماره های مختلف این سری فیلم ( تا امروز فقط 4 قسمت از سری فیلم " فیلم ترسناک " ساخته شده است ) هم ساخته شده که البته به خوش ساختی ( یا در واقع زشتی ! ) قسمت اول نبود و بعد از قسمت چهارم بود که نمی دونم به مغز چه کسی رسید که آقا بیا اینجور فیلمها رو باید اسمهای مختلف بسازیم !که نتیجه اش شد فیلم " فیلم حماسی " که فیلم بسیار ضعیف تری نسبت به سری " فیلم ترسناک " بود و بعد از آن " اسپارتان را ملاقات کنید " که این یکی دیگه فاجعه بود ! و حالا جدیدترین فیلم این سری با نام " فیلم بدبختی " روانه سینماها شده است .

اولین مساله ای که در این فیلم خودنمایی می کند کم شدن شوخیهای زشت فیلم است که باعث شده این فیلم درجه سنی PG-13 را دریافت کند ! ولی متاسفانه بر خلاف فیلمهای دیگر که درجه سنی فیلم اهمیت زیادی دارد درباره ی این فیلم این اصل چندان اهمیت ندارد و هر چقدر درجه فیلم بالاتر باشد بیننده می توان از این فیلم لذت ببرد !!


در این قسمت این فیلم , فیلمهای " بتمن " و " جونو " و " پسر جهنمی " و "افسون شده " و.... از فیلمهای دیگر را به تمسخر گرفته است . در این قسمت از این سری فیلمها به وضوح می توان به بن بست خوردن سوژه را دید این مشکل " فیلم بدبختی " از دو حالت خارج نیست یا سوژه های دیگر آنقدر جذاب نیست که بیننده بخندد یا سازندگان فیلم آنقدر تنبل شده اند که دیگر حوصله ریز کاری و وسواس در ساخت فیلم را نداشته اند ! .

این سری فیلمها می تواند مثال خوبی برای یک فرد که قصد تحقیق درباره ی فیلمهایی که ادامه شان در هر قسمت ضعیف تر شده باشد ! . در ضمن " فیلم بدبختی " یک رکورد جالب هم زده است و آن هم قرار گرفتن در صدر بدترین فیلمهای سایت IMDB تا به امروز است !! باید دید کسی می تواند این رکورد را بشکند یا خیر


بانکوک خطرناک : Bangkok Dangerous




کارگردان :Danny Pang , Oxide Pang Chun
نویسنده : Jason Richman , Oxide Pang Chun

بازیگران :
Nicolas Cage ... Joe
Shahkrit Yamnarm ... Kong
( Charlie Yeung ... Fon (as Charlie Young
Panward Hemmanee ... Aom

سال : 2008 مدت : 99 دقیقه
ژانر : اکشن
درجه سنی : R
محوریت فیلم : / بازسازی از یک فیلم تایوانی /

خلاصه فیلم:
" جویی " یک قاتل مزدور است که مهارت زیادی در کشتن افراد به صورت مخفیانه دارد و اکنون برای اجرای چند قتل به تایلند اعزام می شود و هنگامی که در این کشور مستقر می شود برای راحت تر پیش بردن کارها تصمیم به گرفتن شاگرد می کند ! و به این ترتیب یک جیب بر را به عنوان شاگرد انتخاب می کند اما در ادامه کار وی با یک خانم داروشناس کر و لال آشنا می شود و درگیر یک عاطفه ی رابطی با وی می شود و....



( بانکوک بی خطر !)

" بانکوک خطرناک " براساس فیلمی تایلندی به همین نام که در سال 1999 به وسیله برادران " پانگ " ( که کارگردان همین فیلم نیز هستند !!) ساخته شده بود هست . و حالا بعد از 9 سال ما شاهد نسخه آمریکایی این فیلم هستیم .
" بانکوک خطرناک " بر خلاف نسخه ی تایلندی اش که فیلم تقریبا خوبی بود ( در مقایسه با بازسازی آمریکاییش خیلی بهتر است !) دارای مشکلات فراوانی است که مهمترین آنها حذف شدن قسمتهای اکشن و هیجانی فیلم است . گویا برادران " پانگ " بعد از 9 سال به این نتیجه رسیده اند که بهتر است در بازسازی فیلمشان از اکشن کمتری استفاده کنند تا تجربه جدیدی باشد ! اما مشکل اصلی فیلم همین تغییر کردن رویه فیلم هست که خیلی توی ذوق می زند ! .



" نیکلاس کیج " در قالب جویی متاسفانه نتوانسته است که انتظارات را برآورده کند . در واقع نیکلاس کیج از جهاتی بسیار بد شانس هم هست ! وی در این چند سال اخیر در نقشهایی بازی کرده است که به دلیل کارگردانی بد این نقش آفرینی ها نیز بد جلوه می کند مانند فیلم " روح سوار " که می توانست " کیج " محبوبیت کیج را بیش از پیش افزایش دهد اما این فیلم یک شکست کامل بود و متعاقبا شکست " کیج " . اما وی در قالب شخصیت جویی نیز نتوانسته است کار چندانی انجام دهد چون همه چیز در فیلم سریع پیش می رود , وی یک آدمکش مصمم هست که به یکباره آدمیزاد می شود ! سریع عاشق می شود و اگر فیلم را در ایران می ساختند فکر می کنم یک سکانس عروسی درست و حسابی هم داشت !! .
بازسازی دیگر فیلمهای جهان در آمریکا کم کم در حال تبدیل شدن به یک عادت بد می شود . در واقع معضلی به نام تنبلی بیش از حد مردم آمریکا در فیلم دیدن ( یا شاید غرور بیش از حد که سینما را فقط از آن خود می دانند ) باعث شده است که چنین فیلمهایی ساخته شوند چون برخلاف ما ایرانیها که به همه سینماهای جهان علاقه داریم آنها کلا فیلم غیر انگلیسی به ندرت می بینند و مطمئنا اگر شما از آنها بپرسید " آکیرا کوروساوا " کی هست قطعا به در و دیوار نگاه می کنند !!! .



هیچ چیز خصوصی نیست : Nothing Is Private


نویسنده : Alan Ball
کارگردان : Alan Ball , Alicia Erian

بازیگران :

Summer Bishil ... Jasira Maroun


Chris Messina ... Barry


Maria Bello ... Gail Monahan


Aaron Eckhart ... Travis Vuoso



سال : 2008 مدت : 124 دقیقه
ژانر : درام
درجه سنی : R
محوریت فیلم : / ساخته شده براساس یک رمان / مسائل نوجوانانه ! /

خلاصه فیلم:
سال 1990 هست و یک دختر به نام جسیرا که 13 ساله هست و آمریکایی – عرب نیز هست با مادرش زندگی می کند اما مادر وی چندان پایبند به اخلاق نیست و بیشتر از اینکه وقتش را با دختر نوجوانش سپری کند با دوست پسرش سپری می کند ! و نتیجه اش هم این می شود که جسیرا بعد از مدتی برای ادامه زندگی به خانه پدرش فرستاده می شود تا مادرش راحت تر با دوست پسرش خلوت کند !! . پدر جسیرا یک لبنانی به نام ریفت ( همون رفعت خودمون ) هست که در تگزاس زندگی می کند و مسیحی است . وی برنامه های زیادی برای جسیرا دارد تا وی را در کنار خودش نگاه دارد اما پاره ای از مشکلات زنانه باعث می شود که پدر سخت گیری زیادی برای دخترش انجام دهد و....



( اینجا همه مشکل دارند !! )



" هیچ چیز خصوصی نیست " که پارسال در جشنواره تورنتو با همین نام شرکت کرده بود در این یکسال گذشته با تاخیر های فراوانی برای اکران مواجه شد که این تغییرات داشت کم کم اعصاب تماشاگران را به هم می ریخت ! ولی بالاخره این طلسم شکست و این فیلم هم اکران شد البته با نام جدید " Towelhead's " !! دقیقا مشخص نیست به چه دلیلی اسم فیلم تغییر کرده است ولی خب تغییر کرده است دیگه !.

این فیلم مستقیما به مسائل جنسی مربوط می شود و زندگی جسیرا 13 ساله (البته در زمان ساخت فیلم این دختر 19 ساله بوده است ) را به تصویر می کشد که تفاوتهای دنیای پیرامونش را می بیند والبته خودش نیز در سنی است که دوران اوج این مسائل است ! .



" آلن بال " کارگردان این فیلم به خوبی توانسته است این دنیایی تاریک را به تصویر کشد . وی البته پیش از این نیز تجربه ای در خلق چنین فضایی داشته است که بر می گردد به 9 سال پیش و فیلم بیاد ماندنی " زیبایی آمریکایی " . " بال " در آن فیلم وظیفه نویسندگی را بر عهده داشت و البته بخاطر همان فیلم نیز توانست اسکاری را بدست بیاورد و حالا بعد از 9 سال بار دیگر فیلمی ساخته است که پیرامون مشکلات جنسی می چرخد و مشکلات و مسائل افراد مختلف را بررسی می کند .

فیلم در واقع بیننده را در قالب شخصیت جسیرا با انسانهای متفاوت از نظر جنسی روبرو می کند , مادر جسیرا که علاقه ی چندانی به خانواده ندارد و ترجیح می دهد که بیشتر وقتش را با دوست پسرش ( که علاقه بسیار شدیدی به س** دارد ) سپری کند و حالا داستان عوض می شود و جسیرا نزد پدرش فرستاده می شود که دقیقا عکس مادرش است و بیش از حد طبیعی نسبت به جسیرا سخت گیری می کند . این تغییرات خوشبختانه بسیار منطقی و حساب شده اتفاق می افتد و تماشاگر را دچار مشکل نمی کند .



تبعیض نژادی ( به واسطه ی راه افتادن جنگ خلیج ) یکی دیگر از مسائلی هست که " بال " بر وجود آن در دهه ی 90 میلادی تاکید کرده است جایی که پسر همسایه که از طرف پدر و مادر بی مغزش یاد گرفته است که جسیرا را که اصلیتی عرب دارد مورد تمسخر قرار دهد و با القابی مانند " شتر سوار " یا " کاکا تریس شنی !" وی را خطاب کند ! . درسته که عرب ستیزی در دهه ی 90 به اندازه ی اکنون در در آمریکا وجود نداشت اما " بال " تاکید زیادی بر روی آن در فیلم انجام داده است .

اما شاید بتوان درخشان ترین قسمت فیلم را رابطه بین جسیرا و همسایه ای که بسیار مسن تر از خودش به نام تراویس است ( با بازی آرون آکهارت " ) دانست . تراویس در واقع واقعا به جسیرا علاقه دارد اما تفاوت سنی این دو بیش از آن هست که بتوان رابطه ای بین این دو را فرض کرد , یکی از نقاط قوت فیلم رابطه ی این دو است .





" سامر بیشیل " یکی از دلایلی است که بیننده با جسیرا همراه می شود . این بازیگر در بیشتر صحنه های فیلم بازی تاثیر گذاری از خود ارائه داده است , شخصیت وی را می توان یک قربانی در عدم درک وی در سنش دانست مشکلی که بیشتر نوجوان های ما هم آن را دارند ! .

بهرحال " هیچ چیز خصوصی نیست " فیلمی هست که بیننده را درگیر مسائلی می کند که همه ما کم و بیش با آن روبرو شده ایم و البته نباید یادمان برود که این فیلم اولین تجربه کارگردانی سینمایی " بال " هست .


بعد از خواندن بسوزان : Burn After Reading



نویسنده : Joel Coen , Ethan Coen
کارگردان : Joel Coen , Ethan Coen

بازیگران :


George Clooney ... Harry Pfarrer


Frances McDormand ... Linda Litzke


Brad Pitt ... Chad Feldheimer


John Malkovich ... Osborne Cox


Tilda Swinton ... Katie Cox


سال : 2008 مدت : 96 دقیقه
ژانر : کمدی / درام
درجه سنی : R


خلاصه فیلم:
آزبورن کوکس یک مامور سرویس مخفی آمریکا , CIA هست که به تازگی به دلیل افراط شدید در مصرف مشروبات الکلی از کار معلق شده است همچنین همسر وی به تازگی رابطه ی نامشروعی را با هری که federal marshal هست آغاز کرده است . زمانی که لیندا و همکارش چاد که در Hardbodies Fitness Centre کار می کنند یک دیسک حاوی خاطرات کوکس را پیدا می کنند و فکر می کنند که این دیسک حاوی اطلاعات مهم دولتی هست و به همین دلیل تصمیم می گیرند یک ایمیل تهدید آمیز به کوکس بفرستند و.....


( لطفا بعد از دیدن در آرشیو قرار دهید ! )



برادران " کوئن " بعد از پارو کردن مهمترین اسکارهای سال گذشته به خاطر فیلم تاریک و سیاه " جایی برای پیرمردها نیست " یه یکباره تصمیم گرفتند تا به سوی فیلم کمدی بروند و یک فیلم کمدی بسازند ! البته این کار برادران " کوئن " ادامه ای است بر کارهای قبلی شان که همیشه قصد تغییر ژانر در کارهایشان را دارند . کافی است نگاهی به کارنامه هنری این دو برادر بیاندازید تا از تنوع ژانری این دو برادر مطلع شوید .


این بار برادران " کوئن " فیلمی ساخته اند تلفیقی است از جاسوس بازی و طنز و رابطه بین افراد , کاری که همه ما می دانیم برادران " کوئن " براحتی از پس آن بر می آیند! . همه ما با خلاصه ی داستانی که خواندیم می توانیم حدس بزنیم چه اتفاقی در ادامه می افتد اما این حدس ها باعث نمی شود که این فیلم را فیلم ضعیفی بدانیم ! فیلم بر خلاف کمدی های قابل پیش بینی چند تا شخصیت جالب دارد که از میان آنها می شود به کاراکتر چاد اشاره کرده نقش آن را " براد پیت " بازی می کند . به نوعی این نقش یادآور شخصیت فلوید در فیلم " داستان عاشقانه واقعی " هست ( البته تا حدودی !) شخصیتی که خیلی احساساتی و حساس هست ! و " پیت " نیز بخوبی توانسته است این نقش را اجرا کند .


به نظر می رسد که شخصیت های فیلم را برادران "کوئن " براساس بازیگران مورد نظرشان در فیلم نوشته اند به عنوان مثال " جورج کلونی " را در این فیلم در نقش یک مرد که عاشق زنهاست می بینیم یعنی شخصیتی که مدتهاست تمام مردم دنیا فکر می کنند واقعا خود " کلونی " اینگونه است ! البته عشق وی به همسر کوکس و در واقع رابطه این دو در این فیلم چندان خوب از کار در نیامده اما با این حال دیدن " کلونی " در یک چنین نقشی فرصتی است که کمتر نصیب آدم می شود !! .



بهرحال شاید این فیلم در حد فیلمهای درخشان دیگر برادران " کوئن " مانند " فارگو " نباشد اما با این حال شخصیت های فیلم و وجود ستاره های هالیوود در این فیلم خودش دلیلی هست که به دیدن فیلم برویم و این نکته را فراموش نکنیم که این فیلم را استاد فیلمسازی که دو برادر به نام " جوئل کوئن " و " اتان وئن " هستند ساخته اند !!



قتل عادلانه : Righteous Kill



نویسنده : Jon Avnet
کارگردان : Russell Gewirtz



بازیگران :


Robert De Niro ... Turk
Al Pacino ... Rooster
( Cent 50... Spider (Curtis Jackson as
Carla Gugino ... Karen Corelli



سال : 2008 مدت : 101 دقیقه
ژانر : جنایی
درجه سنی : R


محوریت فیلم : / پلیس / قتلهای زنجیره ای / دو کارگاه /

خلاصه فیلم:

دو کارگاه سالخورده پلیس نیویورک در آستانه بازنشستگی به یک مورد جنایت برخورد می کنند که شباهتهای زیادی به سری قتلهایی که مدت ها پیش توسط فردی که آنها دستگیر کرده و به زندان انداخته بودند وجود دارد و به این ترتیب آنها فکر می کنند که این قتلها توسط همان فرد صورت گرفته است و...






( دیدن این دو بزرگ بر روی پرده بهترین دلیل برای دیدن فیلم هست ! )



از آخرین باری که " آل پاچینو " و " رابرت دنیرو " را در یک فیلم دیده بودیم 13 سال می گذرد که آن هم در تریلر جذاب " مایکل مان " به نام " مخمصه " بود . البته این دو قبل از این هم در" پدر خوانده 2 " با یکدیگر همبازی بوده اند اما در آن فیلم هیچ سکانس مشترکی نداشتند ! و حالا بعد از 13 سال از آخرین فیلم مشترکشان بار دیگر در کنار هم در فیلم " قتل عادلانه " حضور پیدا کرده اند اما این حضور زیاد از حد شور شده است !! .


فیلمنامه فیلم یکی از ضعفهای اصلی فیلم هست , فیلمنامه این فیلم ساده و به دور از هرگونه خلاقیتی نوشته شده است و به همان المان های فیلمهای جنایی کلاسیک اکتفا کرده است . در واقع از تبلیغات وسیعی که برای حضور این دو در کنار یکدیگر در این فیلم شده بود پیش بینی می شد با یک فیلم جنایی پلیسی خاص روبرو باشیم اما عملا چنین نیست و فیلمنامه فیلم بسیار ساده هست .


و همان کارهای سابق مانند گیر افتاده آدم خوب به دست آدم بده و البته این حرکت احمقانه ( شخصا من از آن متنفرم !!) که آدم بده روبروی آدم خوبه می نشیند و تمام گره های فیلمنامه را از سیر تا پیاز باز می کند نیز در این فیلم وجود دارد ! بنابراین در فيلمنامه به دنبال چیز جدیدی نگردید .

مهم ترین عاملی که باعث شد این فیلم مهم باشد حضور دو بازیگر اصلی آن است . اما یکی از دیگر از ضعفهای دیگر فیلم استفاده از این دو در هر صحنه از فیلم هست ! تقریبا در تمام مدت فیلم این دو با یکدیگر هستند و این در حالی است که عملا هیچ کار خاصی انجام نمی دهند که ارزش این همه تبلیغ را داشته باشد , اگر در " مخمصه " و در سکانس آخر بیننده بعد از مدتها انتظار رویارویی این دو را به طرز باشکوهی می دید در این فیلم همین بیننده می تواند همه جا این دو را در کنار هم ببیند ! البته این به خودی خود نه تنها مشکل نیست بلکه یک فرصت ایده آل برای تماشاگر هست که این دو را با هم و در کنار هم ببیند اما چیزی که بیننده از این دو انتظار داشت ( در واقع از فیلم ) این بود که حضور این دو بهتر از این باشد که فقط درباره ی هویت قاتل و انگیزه ی قتل صحبت کنند !. " Avnet " کارگردان این فیلم که شاید مهم ترین فیلم در کارنامه وی فیلم " 88 دقیقه " باشد نتوانسته است از این فیلم یک فیلم جنایی ناب بسازد .

اما با این حال گرچه این فیلم یک فیلم عالی نیست اما دیدن " آل پاچینو " و " رابرت دنیرو " در کنار هم آن هم بعد از 13 سال خوب و بد نمی شناسد !




+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 11:53 توسط نويد



مستند «آقای کیمیایی» در دانشگاه مشهد


سینمای ما - مستند «آقای کیمیایی» ساخته امیر قادری پنج شنبه ساعت 12 ظهر در دانشگاه آزاد مشهد به نمایش درخواهد آمد و پس از آن جلسه نقد و بررسی با حضور کارگردان برگزار خواهد شد. در این جلسه همچنین قرار است با موضوع «نقد فیلم در ایران» بحثی صورت بگیرد. این فیلم نگاه شخصی قادری است به زندگی و آثار مسعود کیمیایی که در قالبی خاص و با استفاده از نور و تصویر و موسیقی ساخته شده است. ورود به این جلسه برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.
__________________

در واکنش به سوء استفاده‌های موجود در فضای اینترنت؛
محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت می‌کند


سینمای ما - سعید هاشمی: محمدرضا گلزار به زودی به برخی بی‌اخلاقی‌های موجود در فضای اینترنت واکنش نشان خواهد داد. در روزهای اخیر دیده شده که شخص یا اشخاصیٰ با ایجاد فضا در یاهو 360 و فیس بوک به نام محمدرضا گلزار، مطالبی را از قول او منتشر می‌کنند و ارتباط‌هایی به همین بهانه ایجاد. گلزار در این باره به خبرنگار سینمای ما گفت: مسئولیت ایجاد این فضاها و گفتن این حرف‌ها با من نیست. ارتباط من با هواداران‌ام از مسیرهای دیگری بوده، هست و خواهد بود. امیدوارم در تله چنین افرادی نیفتند. به خصوص که فضای مجازی اینترنت، فرصت چنین سوء استفاده‌هایی را برای بعضی فراهم آورده است و این امکانات ظاهرا هر روز بیش‌تر می‌شود. به زودی از اهرم‌های قانونی برای برخورد با این افراد استفاده خواهم کرد.»
__________________

یادداشت مهتاب کرامتی سفیر یونیسف به مناسبت روز جهانی کودک؛
کمربندهای‌شان را ببندید، خطرناک است


سینمای ما - تقريبا هر روز هنگام رفتن به محل كار، مدرسه، كودكستان يا خريد كردن با ترافيك مواجه مي‌شويم. ارزشمندترين واقعيت زندگي ما يعني كودكانمان نيز هر روز با اين ترافيك مواجه مي‌شوند در حالي‌ كه ممكن است هر لحظه در اين خيابان‌ها و جاده‌ها دچار حادثه شوند. هيچ‌جا در ايران به جز جاده‌ها و خيابان‌ها نيست كه در اين حد كودكان در آن دچار سانحه شوند و جان خود را از دست بدهند. ‌ من بسيار خوشحالم و افتخار مي‌كنم كه از طرح امسال يونيسف كه مشاركت و همكاري در برنامه دولت در زمينه كاهش 50 درصدي تلفات كودكان در اثر سوانح رانندگي است حمايت مي‌كنم. طرح يونيسف از طريق اطلا‌ع‌رساني درباره نكات ساده ايمني در كوچه و خيابان، همه شهروندان را به رعايت اين نكات ترغيب و تشويق مي‌كند تا با همكاري همديگر از بروز تصادفات و حوادث رانندگي جلوگيري نماييم. ‌

هيچكس نيست كه بخواهد عمدا زندگي فرزندش را به خطر بيندازد. با اين‌حال اين اتفاقي است كه همه روزه در اطراف ما مي‌افتد. كمربند ايمني نمي‌بنديم، هنگام موتورسواري از كلا‌ه ايمني استفاده نمي‌كنيم، كودكانمان را در صندلي جلوي خودرو بغل مي‌كنيم، حتي آنها را در هنگام رانندگي روي پاي راننده مي‌نشانيم! و از همه هولناك‌تر كودك بيگناه خردسال‌مان را جلوي موتورسيكلت سوار مي‌كنيم و با سرعت در خيابان‌هاي پرترافيك شهر مي‌تازيم، غافل از اينكه با زندگي اين موجودات پاك و بيگناه بازي مي‌كنيم. ‌ بياييد از اين خواب عميق بيدار شويم. بياييد با هم محيطي امن براي ارزشمندترين گنجينه‌هايمان، كودكانمان بسازيم. كودكان به جاي اينكه به نصيحت‌هاي مادر و پدرشان گوش بدهند بيشتر كارهايي كه آنها انجام مي‌دهند را تكرار مي‌كنند. به همين دليل ما بايد هر روز و هر لحظه الگوي درستي در زندگي آنها باشيم. واقعا كار سختي نيست. كافي است هر بار كه سوار ماشين مي‌شويم، آرام رانندگي كنيم، صبور باشيم و كمربند ايمني همه سرنشينان خودرو را ببنديم.
__________________

در واکنش به اخبار اخیر؛
صدرعاملی: دکتر شمشیری را ندیده‌ام


سینمای ما - چندی پیش مصظفی جلالی فخر منتقد سینما در سایت‌اش ادعایی مبنی بر ارتباط صدرعاملی با دکتر شمشیری را مطرح کرده بود که درج آن در سایت واکنش‌هایی را هم از سوی کاربران سایت سینمای ما به دنبال داشت. واکنش‌هایی که به دلیل ادعاهای اثبات نشده دیگری در آن‌ها، از درج بعضی از کامنت‌ها معذور بودیم...
رسول صدر عاملي كار گردان سينماي ايران هر گونه ارتباط با دكتر شمشيري را رد كرد .
صدر عاملي گفت :من هر گز ايشان را نديده ام ونه فرصتي پيش نيامده كه به ديدنشان بروم ونه فرصتي براي صحبت كردن باايشان .
گفتني است مصطفي جلالي فخر از منتقدان سينما باانتشار مطلبي درسايت خود مدعي ارتباط برخي كار گردانان سينما با دكتر شمشيري شده بود .
به گزارش ايلنا، او در مطلب خود نوشته بود : در عنوان بندي پاياني دعوت حاتمي‌كيا، نامي هست كه از او تشكر شده: دكتر شمشيري. شايد بسياري گمان كنند كه حتما نام يكي از مشاوران پزشكي فيلم است؛ كه البته گمانه نادرستي‌ست. هر چند گفته مي‌شود كه ايشان علم طبابت خوانده‌اند و همه او را "دكتر" صدا مي كنند و يكي از دو همسرشان هم متخصص زنان و زايمان است. اما شهرت ايشان به دليل احاطه‌شان بر برخي علوم قرآني و پيشگويي و سفارش‌هاي خاص است. توانايي هاي خاصي دارند و البته مراجعين زيادي هم دارند و بيش‌تر تلفني. براي رفع مشكل و استخاره و توصيه و شناسايي علت گرفتاري و چنين موضوعاتي. شنيده ام كه 6-5 گوشي موبايل در كنارشان هست و از اقصي نقاط جهان هم به ايشان زنگ مي زنند. حتي برخي چهره‌هاي سياسي و اجرايي هم با ايشان در ارتباط‌اند. برخي غيب‌گويي‌ها و چاره‌انديشي‌هاي ايشان براي برخي، خيره‌كننده و كارساز بوده است...از جمله كساني كه ارتباط مداومي با دكتر شمشيري دارد، ابراهيم حاتمي كياست. ساخت فيلمي با موضوع سقط جنين هم به سفارش ايشان بوده است و بر مبناي اين هشدار مكرر كه سياهي دو گناه سقط جنين و ربا در دنيا بسيار زياد شده است و از برخي حدود قرآني گذشته. مرحوم ملاقلي‌پور هم در رابطه با دكتر شمشيري مداومت داشته و فيلم ميم مثل مادر را به سفارش موكد او ساخت. البته اين ارتباطات به چنين سفارش‌هايي محدود نبوده و در امور داخلي و خصوصي‌شان نيز توصيه‌هايي داشته كه خودشان راضي‌اند. رسول صدرعاملي هم فيلمساز ديگري‌ست كه به خانه دكتر شمشيري رفت و آمد قابل توجهي دارد و بسياري توصيه‌هاي او را به كار مي‌بندد... از شما چه پنهان، من هم كنجكاو شده‌ام!
__________________

حشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه در راه است؛
44 انیمیشن، 28 فیلم تجربی


سینمای ما - 44 فيلم كوتاه انيميشن در بخش انيميشن مسابقه اصلي سينماي ملي بيست و پنجمين دوره جشنواره فيلم كوتاه تهران با هم به رقابت مي‌پردازند.
در اين گزارش آمده است: اين تعداد فيلم از استانهاي هرمزگان - خراسان رضوي تهران - خوزستان - يزد - كرمان - گلستان - فارس - همدان - اصفهان - بوشهر و آذربايجان شرقي به جشنواره راه پيدا كرده‌اند.
بنابراين گزارش فيلم هاي انيميشن آفرينش (سيدقاسم هاشم امريي)- منطقه ممنوعه (حميدرضا گودرزي)- چرا سگ‌ها از گربه ها متنفرند؟ ( ليدا فضلي ) ارزش پول (آرمين افشار نجات )- رنگ عشق (علي نوري اسكويي) - دنياي كوچك من (شهاب آب روشن) روزي كه آتش آمد ( سيدعلي موسوي نژاد) و اما صلح (محمود قاسمي) - سياره (سيد عباس شفيعي ) بازوبسته شدن پنجره تنهايي (نوشين كاشاني) - شيرهاي آلواتان (بهروز سلطاني فر) - تير آرش (عليرضا قنبري) - من نه- ما (مهدي تنگستاني زاده ) ابر صورتي (مسعود قدسي ) - سر سحر( شهرام بيگي) - شكار گرازها (امير مهران) ماه من (مريم صلح كننده‌) - گل كله پوك‌ها (علي اشرفي) - خروپف ، سيگار و استخوان كلاغ ( سمانه لشگري ) - آنتي ويروس دروغ (محسن سنگ سفيدي) - كوم (مسعود اشجعي) - هديه (الناز فروهري) - عروسي سيا ساكتي (ارد پيكانفر) - مصرف زيان آور حشيش (ابراهيم ساكتي) - من و داداشي (فاطمه فلاحيان ثابت) شوخي زشت (محمد حسن باقري) - بدون خداحافظي (روجا دشت پيما) - به كوتاهي زندگي (حسين فاني) - ماه و ماهي (باران توجهي) - كليدهاي رويا (سارا نامجو) - داستان ناتمام فصل آخر (فاطمه جعفري) - بچه‌هاي مدرسه ايران (محمدرضا اماني) - تنهايي (مهرداد شيخان) - پيرهن ستاره (بهزاد مظاهري) - يكي چند؟ (مصطفي توفيقي كاشاني ) - نقطه نهايي (علي لطفي) - سيب سرخ (علي لطفي) - گودال (اكبر تراب پور) - لبخندها (كامبيز درم‌بخش) - دلقك و دنياي وارونه(فتانه بلوريه) - اميرارسلان نامدار (حسين كرمي افشار) - ماشين آباد (حسين كرمي افشار) - سرشت پنهان (محمدعلي هاشم زهي) - نقش ماندگار (رضا احمدياري) طي 5 روز از آبانماه سالجاري در اين جشنواره با هم رقابت مي‌كنند.

* 28 فيلم تجربي در جشنواره فيلم كوتاه تهران رقابت دارند
با پايان كار هيات انتخاب اسامي آثار تجربي راه يافته به جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران اعلام شد.
28 عنوان فيلم كوتاه تجربي براي رقابت در بخش مسابقه اصلي بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران انتخاب شدند.
بنابراين گزارش اسامي فيلم هاي تجربي راه يافته به بخش مسابقه سينماي ملي اين جشنواره به شرح ذيل هستند:
سمت راست من (كيارش اسدي‌زاده) - قطره (رضا عرفاني) - يك روز (نويد سجادي حسيني ) - پرواز كن ، پرواز كن (فريبرز آهنين) - خاطرات ويراني(علي خائف) - مثل راز كه حركت آن را باز كرد (اشكان نعمتيان) - خيره (مرتضي آكوچكيان) - چهار ساعت و بيست و سه دقيقه بعد ( رحيم‌الله عليزاده) - عيسي هنوز زنده است (محمد جعفري) سايه (حامد سليمان زاده) - قاب عكس خالي (ابراهيم شفيعي) - سلوك (سعيد نجاتي) - روزنه (شهريار پورسيديان) - آسمان (احسان رمضاني) - خطوط فرضي (كريم عظيمي) - سايه روشن (مريم پويافر)- مانده تا برف زمين آب شود (حسين اكرمي) بدون عنوان (رضا بازيگر) - مسير سردخون (امير مهران) - آن دوسي (شهرام مكري) - زندگي (زهرا قديري) - نوشته‌هاي آبي (علي امجدي)- رباعي آب (شهرام عليدي)- جدا افتاده (حميد قوامي) - يهودا (مجتبي غلام دوست) - مسافر ساكن (عليرضا شيرازي) - زندگي من نيستم(سعيده رحيم زاده) و فيلم ماهي اگه ماهي باشه (مهدي الماسي).
اين تعداد فيلم از استانهاي تهران - گيلان - شيراز - مركزي - خراسان رضوي - قم - اردبيل - سنندج - كرمان - اصفهان و يزد به جشنواره ارسال شده‌اند.
كار انتخاب آثار تجربي و مستند اين جشنواره برعهده دكتر شهاب الدين عادل ، فرشاد فرشته حكمت و سهيل جهان بيگلري بود.
اين جشنواره در بخش هاي مسابقه ملي و مسابقه ميراث نبوي - چشم انداز سرزمين زيباي ما - سي امين سال پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در بستر فيلم كوتاه و بخش هاي مختلف سينماي بين الملل و جنبي برگزار خواهد شد.
__________________

گزارش نخستین روز هفته فیلم مستند/ سه کارگردان حاضر بودند و درباره فیلم‌شان حرف زدند
یک مستندساز: همان طور فیلم می‌سازم که درخت می‌کارم


سینمای ما - روز گذشته و در نخستين روز از هفته فيلم مستند يازده اثر؛ ‏شامل فيلم‌هاي «رحم‌جايگزين» (اعظم نجفيان)، «آسمان سياه شب» ‏‏(اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي)، «بخاراي من» (لاله برزگر)، ‏‏«محاكات عزاله عليزاده» (پگاه آهنگراني)، «در خيابان‌هاي ناتمام» ‏‏(پيروز كلانتري)، «مرگ زمين» (محمود كياني‌فلاورجاني)، «طبعيت سربي» ‏‏(شاهپور محمدي)، «بر كرانه‌هاي پارس» (شهرام درخشان)، «درياچه ‏اروميه؛ ديروز و فردا» [يا با نام ديگرش؛ «درياچه‌اي كه بود»] ‏‏(پژمان مظاهري‌پور)، «ميدان بي‌حصار» (مهرداد زاهديان) و تاملات ‏يك عكاس تهراني (روبرت صافاريان) به نمايش گذاشته شد كه با ‏استقبال علاقمندان سينماي مستند همراه بود.‏
در روز نخست از اين هفته فيلم كه به همت انجمن مستندسازان ‏در خانه سينما برگزار مي‌شود از ميان سازندگان فيلم‌هاي ياد ‏شده، تنها سه كارگردان‌ حضور داشتند كه به پرسش‌هاي مطرح شده در ‏جلسه پاسخ گفتند.‏
شاهپور محمدي كه با «طبيعت سربي» در هفته فيلم مستند شركت ‏كرده بود ضمن اشاره به اين نكته كه فيلمش از دل مستند ديگري ‏‏(درباره شاعر شهير معاصر؛ نيما يوشيج) برآمده گفت: «در هنگام ‏انجام تحقيق درباره اين موضوع متوجه شدم زندگي شعري و خصوصي ‏نيما يوشيج در تعداد زيادي از روستاهاي خطه شمال گذشته؛ ‏روستاهايي كه متاسفانه امروز دچار مشكل شده و طبيعتي سربي ‏دارند. به‌همين دليل تصميم گرفتم تا زمان تكميل تحقيقات دامنه‌داري ‏كه از چند سال پيش به اين سو درباره نيما يوشيج آغاز كرده‌ام، ‏اين فيلم را جلوي دوربين ببرم.»‏
وي با اشاره به‌ اين نكته كه قصد داشته تا با فيلمش به ‏مساله آلودگي محيط زيست در بخشي از روستاهاي شمال ايران بپردازد ‏گفت: «تمام هدف من و همكارانم در ساخت چنين اثري اين بود كه يك ‏موضوع انساني را به فيلم برگردانيم.»‏
وي ضمن تاكيد بر نشانه‌هاي پيدا و آشكار آلودگي محيط زيست ‏در كلان‌شهري مثل تهران افزود: «اگر قرار باشد با تساهل از كنار ‏موضوعاتي چنين حساس عبور كنيم اين مشكلات هرگز حل نمي‌شوند. ‏بنابراين در طرح اين مسائل بايد جسارت به‌خرج داد و كاري كرد ‏تا موانع موجود و احتمالي بر سر راه توليد چنين فيلم‌هايي ‏بازدارنده نباشند و مسير توليدشان را سد نكند.»‏
محمدي تصريح كرد: «براي بيان معضلات اجتماعي و مشكلات مردم ‏بايد شجاعت به خرج داد و به پيش‌بيني‌هاي منفي كه ممكن است ذهنيت ‏فيلمساز را خدشه‌دار كند اجازه بروز نداد.»‏
محمود كياني‌فلاورجاني هم ديگر فيلمساز حاضر در اين جلسه ‏بود كه با اشاره به ويژگي‌هاي فيلم خود كه به مشكلات موجود در ‏كره زمين و آلودگي‌هاي آن پرداخته گفت: «در بخشي از اين فيلم ‏تصوير يك روباه نشان داده مي‌شود، اما من بي‌آن‌كه توانسته باشم ‏از او بازي بگيرم فقط غريزه او را تحريك مي‌كردم تا با هوش بالايي ‏كه دارد به زندگي در طبيعت پيرامون خود بپردازد.»‏
وي افزود: «شايد بتوان گفت من فيلم‌هايم را از زبان ‏حيوانات مي‌سازم تا از آدم‌هايي كه اين فيلم‌ها را مي‌بينند بپرسم ‏آخر اين چه بلايي است كه داريد سر محيط‌زيست و محل زندگي ما ‏مي‌آوريد؟!»‏
كياني‌فلاورجاني در بخش ديگري از سخنان خود گفت: «كار من ‏به‌تعبيري مثل كاشت درخت است؛ من فقط مي‌كارم و كاري به اين ‏ندارم كه چه كسي يا چه كساني اين درخت‌ها را تخريب مي‌كنند.»‏
پژمان مظاهري‌پور كه با فيلمش (درياچه‌اي كه بود) بخشي از ‏معضلات آلودگي و تخريب محيط‌زيست در درياچه اروميه را بازتاب ‏داده بود نيز گفت: «ساخت اين فيلم با محافظه‌كاري‌هاي آدم‌هايي كه ‏در آن منطقه زندگي مي‌كردند هماهنگي نداشت با اين وجود و با پشت ‏سر گذاشتن دشواري‌هاي فراوان ساخت آن به پايان رسيد.»‏
وي با اشاره به اين‌كه مشكلاتي نظير از دست‌رفتن منابع‌طبيعي ‏اتفاقي است كه همه‌جاي ايران را تهديد مي‌كند گفت: «اين فيلم‌ها ‏دست‌كم اين امتياز را دارند كه در آينده يك سند تصويري به حساب ‏مي‌آيند و آيندگان هم مي‌توانند از آن‌ها استفاده كنند.»‏
مظاهري‌پور ضمن اشاره به موانع بازدارنده بر سر راه توليد ‏آثار مستند، پافشاري بر خطوط قرمز را عامل اصلي الكن شدن ‏فيلم‌ها دانست و افزود: « ميزان بحراني كه در اين منطقه از ‏سال‌هاي قبل آغاز شده به حدي است كه مرا وادار كرد تا طرح ‏قبلي‌‌ام را زمين بگذارم و درباره درياچه اروميه فيلم بسازم.»‏
هفته فيلم مستند، امروز (چهارشنبه) با نمايش پانزده فيلم ‏به كار خود ادامه مي‌دهد.‏
__________________

حرف‌های کارگردان و بازیگران سریال «روز حسرت»؛
سیروس مقدم: باید بتوانیم آخرت را به آدم‌ها یادآوری کنیم


سینمای ما - جام جم آنلاين: كارگردان و بازيگران سريال «روز حسرت» ديروز درخبرگزاري فارس دور هم جمع شدند تا به سوالات خبرنگاران درباره اين سريال پاسخ بدهند.

سیروس مقدم
سيروس مقدم در ابتداي اين نشست درباره انتخاب موضوع «برزخ» براي اين سريال گفت: موضوعي كه اين روزها خيلي از من پرسيده مي‌شود كه جاي تعجب دارد اين است كه با توجه به شرايط فعلي جامعه، شما همه مسائل را رها كرده و به موضوع برزخ چسبيده‌ايد؟ در پاسخ بايد بگويم اگر كمي ريشه‌يابي كرده و عميق‌تر به اطراف خود نگاه كنيم،‌ متوجه امور ماورايي در كنار بخش عمده‌اي از ناهنجاري‌ها، سوءتفاهمات، بدرفتاري‌ها‌، بي‌احترامي به حقوق ديگران، تصاحب اموال هم، خيانت در امانت، طلاق، اعتياد و... مي‌شويم و خيلي به هم مربوط هستند.

بايد بتوانيم آخرت آدم‌ها را يادآوري كنيم. نگوييم دنيا همين جاست و توبه را نگذاريم براي دقايقي كه پلك‌هايمان بسته مي‌شود و بگوييم خدايا من را ببخش. اگر اين معرفت به درون آدم‌ها برگردد ساخت سريال‌هايي با اين مضامين، تاثيرات اجتماعي بيشتري را برجاي مي‌گذارد تا اين‌كه صرفا به شيوه قصه‌گويي بخواهيم اين مسائل را مطرح كنيم.

كارگردان مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» درباره پايان شتاب زده و كليشه‌اي سريال نيز گفت: اگر فكر مي‌كردم پايان سريال كليشه‌اي است، شما يك پايان ديگر مي‌ديديد. من پلان به پلان فيلمنامه را در شرايط سخت و با باور و ايمان گرفته‌ام و اگر غير از اين بود، شور و حال ابتداي كار را در انتها نمي‌ديديد.

افسانه بايگان بازيگر نقش نرجس هم در اين نشست درباره تناقضات رفتاري نرجس در برخورد با فرزندش به عنوان يك زن تحصيلكرده كه در جامعه نيز حضور فعالي دارد، گفت: در اين زمينه دو مقوله عقل و دل وجود دارد.

در كنار انديشه باز و تحصيلكردگي اين شخصيت، ما يك بخش دل هم داريم كه عقل آنجا راه پيدا نمي‌كند و اين مناسبات اصلا آنجا بي‌معني است. اتفاقاتي كه براي نرجس در ارتباط با پسرش مي‌افتد، به نظر من در بخش دل بود و احساساتي صرفا متعلق به يك مادر و يك زن بود كه يك زن ديگر را بخوبي مي‌تواند بشناسد و درگير آن شود.


مهراوه شریفی‌نیا

مهرآوه شريفي‌نيا با بيان اينكه «روز حسرت» نقطه عطف بازي من بود، گفت: من دو مشاور خوب (پدر و مادرم) در كنارم دارم كه اجازه اشتباه به من نمي‌دهند.

مهرآوه شريفي‌نيا بازيگر نقش فريده گفت: من همكاري خوبي در تله‌فيلم «كابوس» با آقاي مقدم داشتم كه نتيجه خوبي داشت و دوست داشتم اگر سريال كار مي‌كنم مناسبتي باشد و اگر مناسبتي است با آقاي مقدم باشد، چون فكر مي‌كنم هم سليقه مخاطب را خوب مي‌شناسد و هم مدل كارش دلچسب است.
وي ادامه داد: نقش هم خيلي خوب بود و آن قدر جاي كار داشت كه فكر مي‌كنم يك بازيگر در آن مي‌توانست تجلي پيدا كند و آنچه كه در توانش هست ارايه دهد. نقشي هم كه براي ساير شخصيت‌ها نوشته شده بود، آنقدر متفاوت با ساير نقش‌ها بود كه اگر آن را قبول نمي‌كردم بد شانسي يا اشتباه من بود.

*«روز حسرت» نقطه عطف پرونده كاري من محسوب مي‌شود
شريفي‌نيا ادامه داد: من بيشتر به خاطر تحصيل كم كار بودم و تا قبل از پايان تحصيلات حتي به بازيگري هم فكر نمي‌كردم و دوست داشتم كارهاي كوتاهي با كارگردان‌هاي بزرگ داشته باشم و تجربه‌ خوبي هم در اين زمينه به دست آوردم. «ساعت شني» فرصت بسيار خوبي بود، بعد از آن پيشنهاد‌هاي بسياري براي كار داشتم اما پدرم مرا به كار با آقاي مقدم تشويق كرد.
وي تصريح كرد: براي من حضور در نقش اول يك فيلم سينمايي با حضور در يك تله فيلم خيلي متفاوت بود، اما پدرم مرا به اين سمت هدايت كرد و باز هم سعي كردم يك نقش سينمايي معمولي كه در آن نتواني بدرخشي و فقط صرفا هستي و حضور داري را نپذيرم و منتظر يك كار خوب باشم و «روز حسرت» واقعا اين‌گونه بود. فكر مي‌كنم نقطه عطف كارنامه‌ كاري من اگر ساعت شني يك معرفي بود، روز حسرت به شمار مي‌رفت.
شريفي‌نيا با بيان اينكه گزينه كاري در انتخاب نقش‌ها واجب است، ادامه داد: تا جايي كه بازيگر قدرت انتخاب داشته باشد و پيشنهادهاي مختلف وجود داشته باشد، بايد گزينه‌اي نقش‌هاي خود را انتخاب كند. من در كنار خود دو مشاور خوب(پدر و مادرم) دارم كه اجازه نمي‌دهند اشتباه كنم و خوشحالم كه نتيجه كارهايي كه انتخاب كردم خيلي خوب بوده است.
وي با بيان اينكه هميشه سعي كرده‌ام هرچه ياد گرفته‌ام در من دروني شود، تصريح كرد:تلاشم اين است تا مدام به اندوخته‌هاي خود اضافه كرده و از آنها استفاده كنم و در جريان ساخت «روز حسرت» نيز لحظات زندگي فريده را كاملا حس و لمس كرده‌ام و همچنان به همين شيوه ادامه خواهم داد. دلم مي‌خواهد هم از خود كار لذت ببرم و هم از نتيجه كار.

*فريده به شدت عاشق و محتاج بود
بازيگر نقش فريده در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره شباهت نقش‌هايش در روز حسرت و ساعت شني گفت:اگر من ده بار هم نقش يك زن باردار را بازي كنم، تكراري نخواهد شد. يك زن خاصيتش اين است كه باردار شود و يا يك دختر ازدواج مي‌كند. من اگر در چند فيلم هم عروس بشوم، كسي نمي‌تواند بگويد كه تكرار مي‌كني. اينها موقعيت‌هايي است كه براي جنس مؤنث اتفاق مي‌افتد و من دوست دارم آن را در موقعيت‌هاي گوناگون تجربه كنم.
وي افزود: جنس بارداري من در ساعت شني تفاوت بسياري با روز حسرت داشت. من نقش مهشيد را از روز اول يك نقش پاك و مستحكم مي‌ديدم كه موقعيت بدي پيدا مي‌كند، اما فريده فرد متزلزي است. به شدت عاشق و محتاج است و در همه چيز دچار سردرگمي خاصي است و بسيار دلي رفتار مي‌كند.در صورتيكه مهشيد اينگونه نبود. او كاملا خود ساخته و بسيار متفاوت بود.
شريفي‌نيا گفت: صحبت با بچه‌ نيز مسئله‌اي بود كه در هر دو فيلمنامه وجود داشت. متاسفانه حداقل بيش از 10 سكانس از صحبت‌هاي من با بچه‌ام را شما در ساعت شني نديديد و بسيار متفاوت بود. براي مهشيد فرزند او مرد زندگي‌اش بود اما براي فريده دليلي براي زندگي كردنش بود و اكثر صحبت‌هايم با فرزندم ذهني بود.تا جايي كه توانستم فريده را وادار به حرف زدن با بچه‌اش كردم.
فريده شرايط شخصيتي و خاصي دارد و فضايي خاص داشت و تنها چيزي كه در دنيا دارد فرزندش است. اما متزلزل است و با بروز مشكل سريع به اعتياد روي مي‌آورد.
بازيگر نقش فريده در مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» در پايان گفت وگوي خود با فارس درباره كليشه‌اي بودن پايان سريال نيز گفت:من سكانس پاياني را دوست داشتم و اگر فرصت بود، بهتر مي‌شد روي آن كار كرد و دوست داشتم از ترك اعتياد فريده تا رسيدنش به جايگاه بهشت، كمي طولاني‌تر باشد تا مخاطب نيز بهتر بتواند با آن ارتباط برقرار كند. من اين بخش قصه را خيلي دوست داشتم كه فريده تطهير شده و سابقه خوبي داشته باشد.

افسانه بایگان

افسانه بايگان درباره دليل حضورش در اين سريال و پذيرفتن اين نقش گفت: من به موضوع جهاني كه پس از اين جهان ظاهر براي ما وجود دارد علاقه دارم و اين مساله‌اي است كه حداقل ما بخش مرگ آن را به چشم خود مي‌بينيم، هرچند كه به خيلي از زواياي آن دسترسي نداريم.
وي با بيان اينكه وعده مرگ از تولد شروع شده ولي ما زياد به آن توجه نكرده و فكر مي‌كنيم متعلق به همسايه است، افزود: براي من هميشه اين جذابيت وجود داشته كه آنجا و وراي دنياي مادي چه چيز وجود دارد؟ شايد از كودكي و اوايل نوجواني با شعرهاي حافظ و تصاوير زيبايي كه حافظ در اشعار خود بسيار مشخص ترسيم كرده است،به اين موضوع علاقه‌مند شدم. با تحقيقاتي كه داشتم نيز متوجه شدم اين جريانات فقط نمي‌تواند در قيامت اتفاق بيافتد و آن بهشت و سراي برزخي و جهان سرتاسر دلهره و نگراني به دلايل متفاوت تا قبل از قيامت اتفاق مي‌افتد.
بايگان تصريح كرد: در ادامه آرام آرام جلو رفتم و با توجه به اطلاعاتي كه جسته و گريخته داشتم رسيدم به اينكه جهاني برزخي وجود دارد. ضمن اينكه من سال گذشته نيز سريال اغما را ديده بودم و با آن ارتباط برقرار كرده و تمام قسمت‌هايش را ديده بودم و حال خاصي در من ايجاد كرده بود.در نتيجه با خواندن يك سيناپس و خلاصه داستان با حضور آقاي مقدم و تجربه كار قبلي‌ام با ايشان و تجربه‌هاي خوب آقاي افخمي، حضور در اين كار را پذيرفتم و با اعتماد كامل جلو آمده و نتيجه آن را هم گرفتم.

*رفتار نرجس با پسرش مبتني بر دل بود
افسانه بايگان بازيگر نقش «نرجس» در مجموعه «روز حسرت» در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزون فارس درباره تناقضات رفتاري نرجس در برخورد با فرزندش به عنوان يك زن تحصيل كرده كه در جامعه نيز حضور فعالي دارد،گفت: در اين زمينه دو مقوله عقل و دل وجود دارد. در كنار انديشه باز و تحصيل كردگي اين شخصيت، ما يك بخش دل هم داريم كه عقل آنجا راه پيدا نمي‌كند و اين مناسبات اصلا آنجا بي‌معني است. اتفاقاتي كه براي نرجس در رابطه با پسرش مي‌افتد، به نظر من در بخش دل بود و احساساتي صرفا متعلق به يك مادر و يك زن بود كه يك زن ديگر را به خوبي مي‌تواند بشناسد و درگير آن شود.
وي تصريح كرد: تربيت خانوادگي كه نرجس در آن بزرگ شده بود و آن را به عنوان يك سنت در بقيه خانواده هم منتقل مي‌كرد، با طرز تفكر و برخوردها و روابطي كه مسعود ايجاد مي‌كرد، خيلي جاها در تضاد قرار مي‌گرفت ولي با شخصيت معصومه خيلي هماهنگ و همسو بود. شايد دليل اين تضادها و درگيري‌هايي كه بين مادر و پسر اتفاق مي‌افتاد بخشي به خاطر ذات فرزند بود كه از اين خانواده نبود و داراي اين طرز فكر نبوده و بسيار داراي ناهنجاري‌ بود.
بايگان ادامه داد: شخصا فكر مي‌كنم كه يك مادر بهتر است كه به تربيت فرزندش با چيزهايي كه فكر مي‌كند درست است بپردازد تا اينكه بخواهد بر اساس يكسري عواطف كور كورانه عمل كند و به همين دليل فكر مي‌كنم برخوردهاي نرجس در بسياري جاها درست بود.
وي درباره ارتباط خوب زوج حاج رضا و نرجس نيز گفت: اين كمال انساني است. كمال انسان در وفاي به عهد، عشق، محبت، صفا و وفاست. و چون ما اين آدمها را كامل ديده بوديم، جايي براي اينكه يك سري رفتارهاي غلط و سخيف ببينيم نداشتيم.يعني نگاه، نگاه آرمانگرايانه‌اي است كه وعده آن به هر انساني در قرآن داده شده است. اگر ما در زندگي روزمره خود به اين نقطه مطلوب نمي‌رسيم و دچار ناهنجاري‌ مي‌شويم. مشكل خودمان است.
وي اظهار داشت: وجوه ارتباطي اين زن و شوهر بسيار عميق است و با يكديگر باليده بودند، در يكسري از لحظات با گفتن و ديدن به اين مسئله مي‌رسيديم كه اين زوج چه پيشينه‌اي با يكديگر داشتند، حتي تحصيل نرجس به خاطر كمك‌هاي همسرش بوده است و روابط بسيار عميق و صميمي در اين زوج ديدم كه براي اولين بار است با آن برخورد كرده‌ام و از طريق دل با هم ارتباط محكمي دارند.

*از ابتدا در مواجهه با مخاطب انبوه بوده‌ام
افسانه بايگان درباره كار در تلويزيون نيز گفت: من كارم را با تلويزيون شروع كردم و از ابتدا در مواجهه با مخاطب انبوه بوده‌ام كه بسيار هم در آينده حرفه‌اي من تاثيرگذار بوده است و جسته و گريخته در سال‌هايي كه در سينما كار مي‌كردم سعي داشتم كارهاي خوب تلويزيوني را هم بپذيرم و حتي از كارهايي كه ارتباط خوبم را با مخاطب به هم مي‌ريخته پرهيز كرده‌ام.
وي تصريح كرد: اين اتفاق در كارهاي اخيرم هم افتاد چون من ارتباط با مردم را دوست دارم و اعتقاد دارم هر انساني در هر جايي قرار گرفته مأموريت الهي بر عهده دارد و بخش عمده‌اي از اين مأموريت براي من در ارتباط با مردم بوده است تا بتوانم برايشان لحظه‌هايي را بسازم و نكاتي را به آنها يادآور مي‌كنم كه تلويزيون اين امكان را به صورت گسترده‌اي به من داده است.
وي با بيان اينكه سطح توليدات از نظر كيفي ارتقاء پيدا كرده و در سطح كمي هم رشد كرده و تعداد كارهاي خوب تلويزيون بيشتر شده، ادامه داد: يكجور سهل انديشي در نگاه به كار تلويزيوني وجود داشت كه فكر مي‌كنم در تفكر فعلي كه حاكم بر صدا و سيماست بسيار ارتقا پيدا كرده و ما هنرپيشگان سعي مي‌كنيم در كارهاي خوب تلويزيون حاضر شويم.فكر مي‌كنم هر بازيگري دوست دارد كار خوب،نقش خوب و جايگاه خوبي را داشته باشد.
بايگان اظهار داشت: بازيگران سينما معمولا دچار اين تفكر هستند كه با حضور سركاري كه قرار است از تلويزيون پخش شود، كجا قرار مي‌گيرند و چه ‌خواهد شد؟ اين نگراني وجود دارد. چون مردم در تلويزيون آسان بازيگر را مي‌بينند و اگر سطح خوبي نداشته باشد در آينده شغلي آنها هم تاثير مي‌گذارد.

*سعه صدر مسولان صدا و سيما تاثير بسياري در موفقيت سريال داشت
بايگان در ادامه درباره دلايل موفقيت سريال «روز حسرت» گفت:به نظر بسياري از بزرگان شناخت و عرفان، آغاز قرن 21 علي‌رغم همه جنگ‌ها، آغاز قرن معنويت است و ما در بسياري از كشورهاي جهان شاهد رشد اين معنويت در عرصه‌هاي مختلف و آثار هنري هستيم و سينماي جهان هم به اين مسير رفته و بسياري از فيلم‌هاي مطرح دنيا به سينماي معناگرا اختصاص دارد.
بايگان گفت: جاي اين موضوعات در كشوري مثل كشور ما كه داعيه فرهنگ معنوي و مذهب دارد به شدت خالي بود و خوشحالم كه ما هم در اين مسير كارهاي خوبي را انجام مي‌دهيم. ضمن اينكه تشكر ويژه‌اي از مسئولان صدا و سيما دارم كه در طول اين كار با سعه صدر و اعتماد و اطمينان بيشتري كه قبلا كمرنگ بود و باعث فشارهايي مي‌شد كه ما به نتيجه دلخواهمان نرسيم، مؤثر بود.
__________________

گزارش پشت صحنه اخراجی‌های 2؛
جواد رضویان زیادی شلوغ می‌کند!


سینمای ما - فيلمبرداري دومين بخش از تريلوژي «اخراجي‌ها» كه هفته گذشته در نمايشگاه هوايي تهران كليد خورد و فيلم جديد «مسعود ده‌نمكي» تا اواخر همين هفته وارد مرحله جديد توليد خواهد شد.
«اخراجي‌ها2»، سرانجام پس از مدت‌ها حرف و حديث سرانجام صبح روز پنجشنبه 11مهر در نمايشگاه هوايي كليد خورد، جايي كه به تعبير «ده‌نمكي» كليد رمز «اخراجي‌ها2» خواهد بود و از اين مكان، حلقه‌هاي مختلف داستان به يكديگر پيوند خواهند خورد.
بنا بر اين گزارش، حلقه ابتدايي «اخراجي‌ها2» با يك داستان واقعي شروع مي‌شود، اوايل جنگ بود كه يك فروند هواپيماي جمهوري اسلامي ايران توسط يك زوج به سرقت برده شد و در خاك عراق فرود آمد كه نهايتا فرد گروگانگير بدون هيچ مزاحمتي از مهلكه ‌گريخت و همين موضوع، موجب شد تا «ده‌نمكي» براي اتصال «اخراجي‌ها1» و «اخراجي‌ها2» به سراغ اين داستان برود تا با روايتي داستاني، زمينه‌هاي طنز فيلم خود را فراهم كند.
شايد جالب‌ترين قسمت «اخراجي‌ها2» همين سكانس‌هاي هواپيماربايي باشد، چرا كه از سر اتفاق خانواده «مجيد سوزوكي» سوار اين هواپيما هستند. حالا چرا، بماند! مهم اين است كه اين هواپيما قرار است توسط يك زوج گروگان‌گير ربوده شود و به كشور عراق برده شود...
محوري‌ترين شخصيت لوكيشن هواپيما، تا پيش از ملحق شدن خانواده‌ها با «اخراجي‌ها»، جواد رضويان يا همان آقاغلام است كه قرار است در نقش پسرخاله مجيد سوزوكي ظاهر شود و با چهره‌پردازي متفاوت خود، شيطنت‌هايش و دل‌بستن او به خانم مهماندار -كه نقش او را شيلا خداداد بازي مي‌كند- قطعا لحظات جذابي را خلق خواهد كرد. لحظاتي كه در چند ساعتي كه در كنار گروه «اخراجي‌ها2» بوديم، هم در روي صحنه و هم در پشت صحنه فيلم فراوان ديده شد.
اوج اين لحظات در جايي است كه آقا غلام بدون هيچ توجهي به كابين خلبان مي‌رود و به خلبان دو نوار كاست مي‌دهد كه براي مسافران پخش كند كه در همين حال، «شيلا خداداد» سر مي‌رسد، دست آقاغلام را لاي در مي‌گذارد و آقاغلام هم با همان نگاه اول شيفته خانم مهماندار مي‌شود.
خود «جواد رضويان» در مورد حضورش در «اخراجي‌ها2» مي‌گويد: وقتي داستان را خواندم، ديدم بسيار شيرين‌تر از «اخراجي‌ها» از آب در آمده است و براي خودم هم به شخصه جالب بود كه چطور اين افراد از سر يك اتفاق، در ادامه قصه سر از خاك عراق در مي‌آورند و در نهايت داستان متعددي كه باعث رودررو شدن آنها با «اخراجي‌ها» مي‌شود كه در اين قسمت اسير شده‌اند.
«رضويان» ادامه مي‌دهد: البته داستان آنقدر و گيرا است كه شايد در ابتدا اين اتفاق غيرقابل باور باشد اما داستان آنقدر كشش و جذابيت دارد كه تماشاگر اصلا يادش مي‌رود كه اين جريان يك اتفاق بوده است.
گروه در يك هواپيماي تقريبا بزرگ 200 نفره مشغول ضبط صحنه‌هاي مربوط به هواپيماربايي هستند، صحنه‌هايي كه بيشترين نقش را در آن «اميريل ارجمند» و «مهراوه شريفي‌نيا» بر عهده دارند كه اين دو، همان زوج هواپيمارباي داستان هستند كه در البته در آخر داستان زن به نوعي پشيمان مي‌شود و همسرش را تنها مي‌گذارد.
خود «اميريل ارجمند» در مورد نقشش مي‌گويد: شايد كليدي‌ترين نقش در قسمت اول، همين بهروز باشد، چرا كه به وسيله اين شخصيت قرار است حلقه آغازين و مياني داستان به هم متصل شود و مسأله ديگري كه در مورد بهروز بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اين شخصيت حتي يك ديالوگ طنز هم ندارد و جدي‌ترين شخصيت «اخراجي‌ها2» است.
اعضاي گروه كه تقريبا از صبح زود در لوكيشن حاضر شده‌اند، پس از صرف ناهار و آمدن «محمدرضا شريفي‌نيا» آماده مي‌شوند تا سكانس‌ها را ضبط كنند، سكانسي كه بر روي كلاكت آن نوشته شده است «سكانس 12، برداشت 1، حلقه 2» و به اين ترتيب گروه صحنه مربوط كابين خلبان و بلند شدن هواپيما از روي باند را توسط «تورج منصوري» فيلمبرداري مي‌كنند.
«ابوالفضل همراه» و «شاهرخ نورمحمدي» دو بازيگري هستند كه نقش خلبانان اين سفر جنجالي را به عهده دارند و در طي مسير بارها و بارها با شيرين كاري غلام مواجه خواهند شد.
در حين فيلمبرداري اين صحنه «ده‌نمكي» به دو بازيگر شيوه صحيح فعاليت در كابين را گوشزد مي‌كند و به آن‌ها راهنمايي مي‌كند كه براي طبيعي‌تر شدن سكانس، چگونه با دكمه‌ها و كليد‌هاي كابين كار كنند.
بعد از اين كه اين صحنه با چند برداشت فيلمبرداري مي‌شود، «ده‌نمكي» كار را تأييد مي‌كند و نوبت به بازي «جواد رضويان» مي‌رسد كه به كابين هواپيما داخل شود و دو نوار كاست شاد به خلبان بدهد تا با توجه به مسافت زياد، آن را براي مسافران پخش كند تا كسي خسته نشود!
البته اين نما در يك فضاي حدودا 2×2 متر، حدود 15 بار گرفته مي شود تا نهايتا رضايت ده‌نمكي جلب شود. صحنه‌اي كه «جواد رضويان» آن‌قدر ديالوگ خود را بامزه ادا مي‌كند كه پس از پايان هر برداشت، گروه به كارهاي او مي‌خندند.
در فاصله‌اي كه گروه مشغول كاشتن دوربين براي صحنه بعدي هستند شوخي‌هاي جواد رضويان با اعضاي گروه به خصوص با كارگردان، جلب توجه مي‌كند به طوري كه به دليل شلوغ بازي‌هاي جواد رضويان، ده‌نمكي نكاتي را كه مي‌خواهد به او گوشزد كند، با صداي بلند دم گوشش مي‌گويد!
يكي از مهمترين بحث‌هايي كه ميان ده‌نمكي،شريفي‌نيا و منصوري هنگام صرف ناهار در جريان بود، بحث انتخاب يك بازيگر مناسب براي بخش اردوگاه است كه اين سه ترجيح مي‌دهند تا يك بازيگر قديمي باشد كه البته به تعبير ده‌نمكي اين نقش كليدي‌ترين نقش «اخراجي‌ها2» خواهد بود و اگر بازيگري مناسب براي آن پيدا شود، فيلم با استقبال بسيار زيادي در گيشه مواجه خواهد شد. (البته دراين بخش شريفي‌نيا و ده‌نمكي از من قول گرفتند كه تمامي اسامي كه در مورد اين چهره قديمي شنيدم را براي حفظ وجه غافلگيرانه كار از ياد ببرم!)
به هرترتيب در روزهاي آتي قرار است با اضافه شدن بازيگراني نظير نگار فروزنده،نيوشا ضيغمي،منوچهر آذر،ميناجعفرزاده و ليلا بلوكات، صحنه‌هاي مربوط به هواپيما به طور كامل فيلمبرداري شود تا پس از آن تورج منصوري صحنه‌هاي مربوط به برخاستن و فرود آمدن هواپيما را در
آشيانه فيلمبرداري كند تا گروه آماده كاري حدود يك ماهه براي ثبت تصاوير اردوگاه و اسارت شوند. صحنه‌هايي كه با توجه به فيلمنامه «اخراجي‌ها2» بسيار گيرا و جذاب خواهد بود و پس از آن نيز صحنه‌هاي مربوط به بخش جنگ فيلمبرداري خواهد شد.
براي فيلمبرداري«اخراجي‌ها2» حدود 2 ماه زمان پيش بيني شده است و سعي گروه بر اين است كه تا پايان آذر ماه و مهلت تعيين شده براي ارائه فيلم‌ها به جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر، فيلم آماده حضور در جشنواره شود.

فهرست عوامل سازنده «اخراجي‌ها2» با آخرين تغييرات عبارت است از:
نويسنده و كارگردان: مسعود ده نمكي، تهيه كننده: حبيب الله كاسه‌ساز، برنامه ريز و دستيار اول: عليرضا شمس شريفي، دستيار دوم: علي صميمي، منشي صحنه: بهناز تاجيك، مديرفيلمبرداري: تورج منصوري، صدابردار: محمود خرسند، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، طراح گريم: ايمان اميدواري، عكاس: احمد شجاعي، جلوه‌هاي ويژه: جواد شريفي، جلوه‌هاي كامپيوتري: رضا فخاريه، مديرتوليد: تينا پاكروان، انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفي‌نيا.
بازيگران: اكبر عبدي، امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، ارژنگ اميرفضلي، سيدجواد هاشمي، مهران رجبي، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، مهراوه شريفي‌نيا، شهره لرستاني، مينا جعفرزاده، ليلا بلوكات، نرگس محمدي، قاسم زارع، سپند اميرسليماني، رامين پرچمي، بيوك ميرزايي، ميرطاهر مظلومي، منوچهر آذر، اميريل ارجمند، سيروس كهوري نژاد، ابوالفضل همراه، شاهرخ نورمحمدي، جلال پيشواييان، احمد ايراندوست، محسن جهانباني، اردشير كاظمي، محمدعلي باقري، يوسف قرباني، حامد مروت‌جو، سعيد كرمي، امين ايماني، سارا منجزي‌پور، فائقه عابدكوهي و با حضور افتخاري كامبيز ديرباز و علي اسيوند.
خلاصه داستان: «اخراجي‌ها2» ادامه تريلوژي «اخراجي‌ها» است. درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد. دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي‌كند و همه اخراجي‌ها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات مي‌گردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد. همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي‌شوند. خانواده «اخراجي‌ها» براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي مي‌شوند. دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چندپارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريست‌ها با دشمن همدست شده‌اند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره‌هاي شاخص فرمانده و روحاني مي‌گردد.
__________________

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 12:20 توسط نويد


یخ بین شاهرخ خان و ایشواریا آب شد .


رفتن شاهرخ خان به پریمیرفیلم درونا شاید باعث تعجب همه شده باشد ولی گویا صحبت کردن شاهرخ و آیشواریا بیشتر باعث شگفتی شده است!!! خبرهاي زيادي مبني بر اين بود كه بين شاهرخ خان و آميتاب باچان جنگ سردي وجود دارد. ولي حضور شاهرخ در پريمير فيلم ” درونا ” باعث شد كه تمام شایعات خاتمه پیدا کنند.زیرا شاهرخ در پريمير اين فيلم همراه با خانواده اش يعني گوري و آرين و سوهانا حضور داشت و با خانواده باچانها خيلي گرم و صميمي برخورد كرد.
بعد از اینکه شاهرخ وارد مهمانی شده و با همه احوالپرسی کرده است با آبشیک و ایشواریا سر صحبت را باز کرده و این یخ ۵ ساله بین خودش و ایش را آب کرده است البته همه می گویند حالا که شاهرخ با سلمان قهراست دیگه دلیلی برای دوست نشدن با آیشواریا نیست
شاهرخ همچنين به همه خبرنگارها گفت كه هيچ دعوا و بحثي بين او و big B،يعني آميتاب باچان نبوده است.


منبع : خبرگزاری واسونک

عکسی از ایشواریا در مراسم افتتاح Longines Boutique درشهر کلکته
عكس ضميمه
 
__________________

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 17:58 توسط نويد


منتخب فیلم های نیلست و عربست چهارشنبه 17/07/87


با معرفی فیلم های چهارشنبه عربست و نیلست
در خدمت شما هستم

######################################


Mbc2



Guilty as Sin



ساعت پخش 5:00 بامداد








کارگردان :


Sidney Lumet



بازیگران:


Rebecca De MornayDon JohnsonStephen Lang




محصول : 1993 آمریکا


ژانر: جنایی / درام / دلهره آور


امتیاز :


5.4/10




######################################




Mbc



Gospel of Deceit



ساعت پخش 6:30







کارگردان:


Timothy Bond



بازیگران:


Alexandra PaulJ.C. MacKenzieCorey Sevier




محصول : 2006 کانادا


ژانر : دلهر آور


امتیاز :


5.5/10




######################################





Mbc2



Tommy Boy



ساعت پخش 9:30








کارگردان:


Peter Segal



بازیگران:


Chris FarleyDavid SpadeBrian Dennehy




محصول: 1995 آمریکا


ژانر: ماجراجویی / کمدی / درام


امتیاز :


6.7/10




######################################



Mbc2



Identity



ساعت پخش 11:30








کارگردان:


James Mangold



بازیگران:


John CusackRay LiottaAmanda Peet




محصول : 2003 آمریکا


ژانر: جنایی / ترسناک / معمایی / دلهر آور


امتیاز :


7.3/10




######################################





Mbc2


Harold & Kumar go to white castle



ساعت پخش 13:30








کارگردان:


Danny Leiner


بازیگران:


John ChoEthan EmbryRobert Tinkler




محصول: 2004 آمریکا و کانادا و آلمان


ژانر: ماجراجویی / کمدی


امتیاز :


7.2/10




######################################




Mbc2



I Heart Huckabees



ساعت پخش 15:30








کارگردان:


David O. Russell



بازیگران:


Jason SchwartzmanIsabelle HuppertDustin Hoffman




محصول: 2004 آمریکا و آلمان


ژانر: کمدی


امتیاز :


6.9/10





######################################





Mbc2



Whats the worst that could happen



ساعت پخش 17:30








کارگردان:


Sam Weisman


بازیگران:


Martin LawrenceDanny DeVitoJohn Leguizamo




محصول: 2001 آمریکا


ژانر: جنایی / کمدی

امتیاز:


5.0/10





######################################




Mbc2



Waking Up In Reno



ساعت پخش 19:30








کارگردان:


Jordan Brady


بازیگران:


Natasha RichardsonHolmes OsborneBilly Bob Thornton




محصول: 2002 آمریکا


ژانر: کمدی / رمانتیک


امتیاز :


5.4/10





######################################




Mbc2



Next



ساعت پخش 23:30








کارگردان :


Lee Tamahori


بازیگران:


Nicolas CageJulianne MooreJessica Biel




محصول : 2007 آمریکا


ژانر: اکشن / فانتزی / رمانتیک / تخیلی / دلهره آور


امتیاز :


6.2/10




######################################




Mbc2



The Wind That Shakes The Barley



ساعت پخش 1:30 دقیقه بامداد روز بعد








کارگردان:


Ken Loach


بازیگران:


Cillian MurphyPadraic DelaneyLiam Cunningham




محصول: ایرلند و اوکراین و ایتالیا و آلمان و اپانیا و فرانسه


ژانر: درام / معمایی / جنگ


امتیاز:


7.6/10





######################################





Mbc Action



Born To Fight



ساعت پخش 13:45



کارگردان:


Panna Rittikrai


بازیگران:


Nappon GomarachunSantisuk PromsiriDan Chupong



محصول: 2004 تایلند


ژانر: اکشن


امتیاز:


6.2/10




######################################

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 11:38 توسط نويد


دهن کجی گلشیفته


مجموعه دروغ ها تا چهار روز دیگر اکران خواهد شد و از چند روز قبل فرش قرمزهای این فیلم شروع شده ولی دیروز پنجم اکتبر گلشیفته به روی فرش قرمز آمد .

چندی قبل همه عنوان می کردند که گلشیفته قوانین ایران را زیر پا نگذاشته و با کلاهگیس بازی کرده (حتی محمدرضا شریفی نیا) اما تعدادی که از پشت صحنه با خبر بودند می دانستند که گلشیفته رفته تا به قله های هالیوود برسد.

اما اینکه گلشیفته میتواند به ایران بدون مزاحمت بازگردد و طبق قانون ایران چون جرمی را در داخل کشور مرتکب نشده مورد بازخواست قرار میگیرد یا نه ؟ سوالیست که باید منتظر جواب آن در آینده بود لیکن ممنوع التصویر شدن وی به نظر اجتناب ناپذیر میرسد.فی الواقع گلشیفته دست به ریسکی زد که اگر جواب مثبت از هالیود نگیرد به بن بست هنری در ایران خواهد رسید و زندگی حرفه ایش در ایران هم تقریبا با این حرکت به انتها خواهد رسید.










__________________

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 11:57 توسط نويد



انتشار ناگفته‌هاي زندگي «محمدعلي كشاورز» در هفته آينده




ایراسان - اين كتاب در دو بخش مجزا به فعاليت‌هاي تئاتري و سينمايي اين هنرمند مي‌پردازد.
در بخش تئاتر، اعظم كيان‌افراز، اجراهاي صحنه‌اي و تله‌تئاترهاي تلويزيوني كشاورز را به تفكيك زماني بررسي مي‌كند.
در بخش سينمايي نيز، ياسين محمدي در گفت‌وگو با كشاورز بازي‌هاي سينمايي او را از نخستين بازي وي در «شب قوزي» در سال 1343 تا آخرين بازي وي در «فرزند صبح» در سال 1387 مرور مي‌كند.
در هريك از اين بخش‌ها توضيحات كاملي از تئاترها و فيلم‌ها آمده ‌است و ديدگاه‌ها و خاطرات كشاورز تكميل‌كننده هر قسمت محسوب مي‌شود.
در اين كتاب فصلي نيز به پايان‌نامه‌ كارشناسي كشاورز در رشته تئاتر دانشكده هنرهاي دراماتيك با نام «نقش هنر در اجتماع» اختصاص يافته‌است.
همچنين انتشار آلبومي از عكس‌هاي كشاورز، نقدهاي تئاتري و سينمايي مربوط به بازي‌هاي وي و فيلم‌شناسي اين هنرمند پيشكسوت، از ديگر فصل‌هاي كتاب است.
محمدعلي كشاورز در 26 فروردين سال 1309 در اصفهان متولد شد. او فعاليت هنري‌اش را از سال 1339 با حضور در نمايش «ويولن ساز» آغاز كرد. وي سپس با ايفاي نقش در نمايش‌هايي همچون «آنتيگونه»، «آندورا»، «اديپ شهريار»، «بازي استريندبرگ»، «دايي وانيا» و «لبخند باشكوه آقاي گيل» به بازيگري حرفه اي در تئاتر تبديل شد.
كشاورز در سريال‌هاي تلويزيوني زيادي همچون «هزاردستان»، «سربداران»، «سلطان و شبان» و «پدرسالار» به نقش آفريني پرداخته است. وي همچنين كارگرداني را در سال 1347; در تلويزيون با كارگرداني هنري، تجربه كرده‌است.
از جمله كارهاي سينمايي او مي‌توان به «رگبار»، «خشت و آينه»، «برزخي ها»، «كمال الملك»، «مردي كه موش شد» ، «كفش‌هاي ميرزانوروز»، «مادر»، «ناصرالدين‌شاه آكتور سينما»، «دلشدگان»، «زير درختان زيتون» و «روز واقعه» اشاره كرد.
كشاورز براي بازي در فيلم مادر ساخته علي حاتمي نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد شد.
كتاب «اكسير نقش» از سوي نشر افراز در تيراژ دو هزار نسخه به زودي منتشر مي‌شود.
__________________

یادداشتی درباره رمان نویس شدن آقایی به نام داریوش مهرجویی؛
قضیه این دفعه جدی است...


سینمای ما - جابر تواضعی: مي‌شد به خبر رمان نوشتن داريوش مهرجويي كه چند وقت پيش منتشر شد، به عنوان يك خبر بانمك فرهنگي نگاه كرد. درست مثل اين خبر كه قرار بود نمايشي را كارگرداني كند و منتفي شد ولي با انتشار فصل‌هاي ابتدايي اين رمان در يك هفته‌نامه و اعلام اين خبر كه كتاب نهايي هم در دست چاپ است، معلوم شد كه اين دفعه قضيه كمي جدي‌تر است.
اسم رمان «به خاطر يك فيلم بلند» است و همان جور كه از اسمش برمي‌آيد، اينجا هم سينما نقش مهمي دارد.

مهرجويي همان‌طور كه هيچ وقت به ادبيات پشت نكرده و بدون ترس از اين كه مولف بودنش زير سوال برود بيشترين و بهترين اقتباس‌ها را در سينماي ايران انجام داده، حالا هم كه رسما به سراغ ادبيات رفته دلمشغولي و تخصص اصلي اش را فراموش نكرده و داستان يك جوان فيلمساز را روايت مي‌كند.

از قرار معلوم همين خودش راه را براي حديث نفس بودن كار باز گذاشته و باعث شده او هرچي دل تنگش مي‌خواهد بگويد.

علاوه بر اين كه براي دراماتيزه شدن اين تك‌گويي يا حديث نفس ابتدايي خيلي تلاش نشده، حتي بعضي جاها مرز محاوره و نوشتن رسمي و كتابي هم رعايت نشده و اينجا خيلي نمي‌شود، از ظرافت‌هاي تصويري هميشگي فيلم‌هاي او سراغ گرفت.

انگار بازيگوشي در اين سن و سال هم دست از سر فيلمسازان قدر ما برنمي دارد. آن يكي با شعر شاعران بزرگ شوخي مي‌كند و اپرا راه مي‌اندازد و بعد اين همه سال فيلم تجربي مي‌سازد و اين يكي هم رمان مي‌نويسد. شايد ماجرا برمي گردد به چيزي كه ويژه اين سن و سال است و تازگي‌ها مد شده كه بهش مي‌گويند «سندرم».

نويسنده‌هاي زيادي از ادبيات به سمت سينما آمده‌اند. نمونه‌اش ابراهيم گلستان است. علاوه بر جذابيت سينما، شايد يكي از دلايلش اين باشد كه ماجراجو بوده‌اند يا خيال مي‌كرده‌اند، كارگردان‌ها نمي‌توانند تصورات و تخيلات آنها را خيلي خوب به تصوير بكشند.

ولي اين كه فيلمسازان قدر و تاثيرگذار ما از سينما به سمت هنرهاي ديگر بروند، مي‌تواند دلايل مختلفي داشته باشد. يكي اين كه دوره بازيگوشي هنري‌شان را تا رسيدن به فيلمسازي به عنوان اصلي‌ترين تخصص و علاقه طي نكرده‌اند .

با همه اينها بايد صبر كرد تا رمان كارگردان گاو و اجاره‌نشين‌ها و درخت گلابي و ليلا و پري و سارا و بانو و هامون و سنتوري را كه به صورت كتاب نهايي منتشر مي‌شود، دربيايد و بعد قضاوت كرد. حتي همين فرض حديث نفس بودن كار باعث مي‌شود براي سردرآوردن از دنياي ذهني فيلمساز خوبمان هم كه شده، به خواندن رمانش بيشتر مشتاق باشيم.
__________________
ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت»
بی انصاف


سینمای ما - امید غیایی: اگر جوانان نسل قبل از ما به هامون تکیه کرده و قد کشیده بودند، ما هم با آژانس شیشه ای رشد کردیم و بزرگ شدیم.بماند که حالا هردو فیلم برای نسلهای بعد هم می ماند و شده فیلم کالت خیلی از دوران ها .کارگردانهای هر دو اثر با تکیه بر "دانش" و "بینش" و نوع نگاه خاص خودشان و تمام جهان بینی منحصر بفردشان دنیای زیبا و پر از تناقضی را برای ما آفریدند که هنوز هم زاویه های ناشناخته فراوانی دارد.داریوش مهرجویی آخرین اثرش را ساخت و با بی مهری و کم توجهی دچار نوعی "فرار مغز" محصولات فرهنگی شد.اما ابراهیم حاتمی کیا با حاشیه امنیتی که در این سالها برای خودش ساخته و یکبار(با به رنگ ارغوان) هم از آن تخطی کرده بود این بار دست روی موضوعی گذاشته که شاید خیلی ها آنرا در حد و اندازه سینمای ایران نمی دیدند.مسئله ی حالا دیگر فراگیری که نه تنها جوامع در حال توسعه که جوامع پیشرفته را هم درگیر خودش کرده است.شاید همین نکته ظریف که بتوان آنرا خیلی هم وطنی و اینجائی ندید حاتمی کیا را به این واداشته تا ازگروه تحقیقاتی نه چندان مختصری برای موضوع داستانش یعنی "سقط جنین" استفاده کند.البته شاید نتوان قاطعانه موضوع فیلم را سقط جنین دانست.چرا که دو داستان فیلم تلاش برای داشتن و نگه داشتن جنینی است که خیلی دور از انتظار به "مادرانشان" هدیه شده است.فقط به مادرانشان هدیه شده چرا که استقبال چندان باشکوهی از طرف پدرهایشان نمی بینند. حاتمی کیا کارگردان باهوش و کار بلدی است و می داند که دویدن بر روی تیغ دولبه ای که سقوط از هر طرفش ضربه شاید نهائی را بر پیکره فیلمش وارد کند،کار بسیار پیچیده ایست. چه از نظر اجرا و چه از نظر نوع نگاه به داستانی که قرار است در فیلمی اپیزودیک به تماشاچی کم حوصله این روزها نمایش داده شود.اما باید گفت که متاسفانه فیلم از همان جائی ضربه میخورد که شاید تکیه اش بر روی آن استوار میشود.یعنی اپیزودیک بودن آن.همان موقع که بازار شایعه و گمانه زنیهای خال زنکی برای بازیگران فیلم گرم بود بیم این میرفت که نکند حاتمی کیا هم گرفتار ستاره ها بشود و فیلم نشود آن چیزی که باید باشد.البته پس از تماشای فیلم به این نتیجه می‌رسیم که حاتمی‌کیا این جا دچار ستاره سالاری نشده اما بعد از دیدن فیلم خیلی هم بی ربط نیست اگر به‌اش بگوئیم اپیزود مهناز افشار را در بیاور بعد ببین هیچ چیز تغییر نمیکند! شاید حاتمی کیا خواسته حس فضولی مان را برای دیدن ری اکشن بازیگران در قبال بچه دار شدن را راضی کند.فیلم سرشار از ایده های ناب و بکر است.چه در متن و چه در اجرا.اما تمام اینها فدای قصه گوئی پرسرعت و رگباری فیلم میشود.البته با نگاه به داستان آن احتمال گریزی از آن نیست.چرا که حالا با حذف اپیزود پژمان بازغی و لیلا اوتادی و (خداراصدهزار بار شکر)دادن بچه توسط هیبت فرشته وار مهتاب کرامتی باز هم خیلی از اوقات تکه های نچسب زیادی در فیلم هست.ایده های ناب اجرائی فیلم از همان ابتدا خودنمائی میکند که خیلی از اینها را احتمالا مدیون تورج منصوری نازنین است که باز هم تصویرهایش هوش از سرتان میبرد.جاهائی که شخصیتهای دیالوگ گوی فیلم در بک گراند خیلی جاها سه لایه فیلم فلو هستند و کسی که تمام بار معنائی صحنه روی دوش اوست و صاحب پلان به حساب می آید، فوکوس.تصویرهای چشم نواز برف و رنگهای خاکستری و سرد که در فیلم جاریست.یا مثلا ایده ی متنی ِ اینکه دستیار خانم دکتری که کورتاژ بر عهده اوست ،و یکی از حلقه های متصل کننده داستان زنهای فیلم است، خودش حامله است.یا باردار نشدن کتایون ریاحی ای که هزاران بار بچه های دیگران را با سونو گرافی بهشان نشان داده و از شنیدن صدای ضربان قلبشان به وجد آمده و یکی دیگر از حلقه های اتصال داستان است.یا همان فنر چاه بازکنی ای که اول فیلم در صحنه آزمایشگاه به چشم میخورد شاید همانی باشد که محمدرضا فروتن آویزان کرده به موتورش و اسباب کاراوست.اما واقعا اینها را باید نقطه قوت فیلم فیلمساز محبوبمان بدانیم یا ضعفش.شاید اینها را وارد ماجرا کرده تا خیلی هم حواسمان به لهجه عجیب و غریب و طنزگونه جعفری جوزانی و فروتن نباشد.یا طنز نا خواسته ای که در اپیزود گوهرخیراندیش برای تماشاچی نمود پیدا میکند.دیالوگهائی که خیلی به نظر نمیرسد برای انتقال چیزی از آنها استفاده شود مگر اینکه شوخی ای با بیوه زنان مسجد و بی خطری شان شود.اینها همه برای تماشاچی وقتی حل می شود که خیلی سر در گم و گمراه نشود.بفهمد در صحنه چه اتفاقی میفتد و به عنوان تماشاچی حرفه ای سینما مجبور نباشی مدام برای هر دو بغل دستی ات اکتهای صحنه ها را تعریف کنی و سوال فلان جا چی شد را از زبان نصف بیشتر تماشاچی ها آخر فیلم بشنوی.فیلم در اپیزودهای اول و دوم به معنای واقعی کلمه عقیم مانده و نتوانسته ارتباطش را با تماشاچی برقرار کند.قرار است قضاوت به عهده هر کس با دیدگاه و نوع نگاه ودش باشد.قبول، اما باید مصالح کافی در اختیار او قرار بگیرد تا به تنیجه ای منتج شود.اما به همان میزان هم در اپیزود خیراندیش و مریلازارعی موفق عمل کرده.چرا چون فیلمساز به همراه نویسنده دیگر فیلمنامه چیستایثـربی، خوب این شخصیتهای جاری در فیلم را میشناسند."بهار" و "سیده خانم" و نقش های فرهاد قائمیان و رضا بابک آنقدر برایشان آشنا و زنده هستند که حتی ذره ای به خودت شک راه نمی دهی که جامعه مان پراست از این آدمها.چه خوب چه بد.میتوانی زنهایش را حس کنی و مردهایش را با چشمانت ببینی.مادری که سالها به خاطر نازائی دل از مادر شدن کنده حالا برای مادر ماندن مرگ را هم می پذیرد.اما بازهم قضیه ای که خیلی هم راحت دست از یقه ام برنداشت این است که به غیر از اپیزود کتایون ریاحی بقیه از بارداریشان نه تنها راضی نیستند که بی اطلاعیشان بعضی جاها توی ذوق میزند.مگر قضیه فرمولی یکطرفه است که همه تقصیرها گردن مردانی باشد که یکی چهارسال صبرش و دیگری سوغات کربلایش را در آنها ببیند.بازیگری که به خاطر موقعیتش بچه را نمیخواهد ،زن کارگری که به نظر در دام "بچّه خّر"ی(خدا کند حاتمی کیا خنده تماشاچیان را اینجا پیش بینی کرده باشد) پولدارگرفتار شده و مادری که حالا سن بچه ی تو شکمش از نوه ی در راهش بزرگتر است و خانم دکتری که با کاشت تخمک بچه دار شده انگار همه و همه دست در دست هم میدهند تا اپیزود پایانی فیلم بازی درخشان مریلا زارعی و فرهاد قائمیان را به رختان بکشد و بازهم پشت دست به دندان بگیرید که کاش تمام فیلم سرشار از روحی بود که در اپیزود ماقبل آخر و آخر جریان داشت.این دو اپیزود به خاطر تسلط کارگردان بر کاراکترها به شدت امیدوارتان میکند به آینده ای نه چندان دور برای دیدن فیلم بعدی حاتمی کیا.

حالا که دو روز از دیدن فیلم و ناامیدشدن نسبی ام گذشته و فیلم هم حسابی نشست کرده، حسرت داشتن یکی از آن ریموت کنترلهای فیلم "بازی های مضحک" میشائل هانه که را میخورم که می توانست برم گرداند به صف بسیار طولانی(و البته امیدوار کننده) سینما فلسطین و با دیدن صف قید دیدنش را بزنم و برگردم خانه.

من هم یکی از تماشاچیان همیشگی سینمای حاتمی کیا بودم.
__________________

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 18:28 توسط نويد


تام کروز, براد پیت, نیکول کیدمن, آنتونی هاپکینز, استیون سگال و...در عربست یکشنبه 14 مهر


اعلام برنامه عربست یکشنبه 14 مهر


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









Adrenaline












ساعت پخش: 3:30 صبح

كارگردان: Roel Reiné

ژانر: Crime | Drama | Romance

بازيگران: Ricky Carmichael, Shane McConkey, Jonny Moseley, Darin Shapiro, Cary Hart

محصول: 2003 هلند - آفریقای جنوبی








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@











Old School










ساعت پخش: 5:00 صبح

كارگردان: Todd Phillips

ژانر: Comedy

بازيگران: Phe Caplan, Elisha Cuthbert, Katherine Ellis, Will Ferrell, Patrick Fischler

محصول: 2003 آمریکا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









The Big Brass Ring







ساعت پخش: 6:30 صبح

كارگردان: George Hickenlooper

ژانر: Drama

بازيگران: William Hurt, Nigel Hawthorne, Miranda Richardson, Irène Jacob, Ewan Stewart

محصول: 2000 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@








Snowboarder







ساعت پخش: 8:00 صبح

كارگردان: Olias Barco

ژانر: Drama | Sport

بازيگران: Jeremy Jones, Andrew Crawford, Jussi Oksanen, Kevin Jones, Marcus Egge

محصول: 2003 فرانسه و سوئیس







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Uncle Buck









ساعت پخش: 9:30 صبح

كارگردان: John Hughes

ژانر: Comedy | Drama

بازيگران: John Candy, Jean Louisa Kelly, Gaby Hoffmann, Macaulay Culkin, Amy Madigan

محصول: 1990 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Babel









ساعت پخش: 11:30 صبح

كارگردان: Alejandro González Iñárritu

ژانر: Drama

بازيگران: Brad Pitt, Cate Blanchett, Mohamed Akhzam, Peter Wight, Harriet Walter

محصول: 2006 آمریکا - فرانسه - مکزیک







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@











The World's Fastest Indian










ساعت پخش: 13:30

كارگردان: Roger Donaldson

ژانر: Biography | Drama | Sport

بازيگران: Anthony Hopkins, Iain Rea, Tessa Mitchell, Aaron Murphy (II), Tim Shadbolt

محصول: 2005 آمریکا - نیوزلند - ژاپن - سوئیس







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@











Moulin Rouge











ساعت پخش: 15:30

كارگردان: Baz Luhrmann

ژانر: Drama | Musical | Romance

بازيگران: Nicole Kidman, Ewan McGregor, John Leguizamo, Jim Broadbent, Richard Roxburgh

محصول: 2001 آمریکا و استرالیا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@











I Do, They Don't













ساعت پخش: 17:30

كارگردان: Steven Robman

ژانر: Family

بازيگران: Josie Bissett-Rob Estes-Martha MacIsaac-Lyndsy Fonseca-Fraser McGregor

محصول: 2005 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Kingpin










ساعت پخش: 19:30

كارگردان: Bobby Farrelly, Peter Farrelly

ژانر: Comedy | Sport

بازيگران: Woody Harrelson, Randy Quaid, Vanessa Angel, Bill Murray, Chris Elliott

محصول: 1996 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









The Ladies Man








ساعت پخش: 21:30

كارگردان: Reginald Hudlin

ژانر: Comedy

بازيگران: Ken Hudson Campbell, Rocky Carroll, Lee Evans, Will Ferrell, Brett Heard

محصول: 2000 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









The Sum of All Fears







ساعت پخش: 23:30

كارگردان: Phil Alden Robinson

ژانر: Action | Drama | Thriller

بازيگران: Ben Affleck, Alan Bates, John Beasley, Michael Byrne, James Cromwell

محصول: 2002 آمریکا و آلمان







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









The Dead Girl









ساعت پخش: 1:30 بامداد روز بعد

كارگردان: Karen Moncrieff

ژانر: Drama | Mystery | Thriller

بازيگران: Toni Collette; Piper Laurie; Don Smith (XII); Michael Raysses; Earl Carroll (II); Dorothy Beatty; Eva Loseth; Giovanni Ribisi; Rose Byrne; Joanie Tomsky; James Franco; Christopher Allen Nelson; Mary Steenburgen; Bruce Davison; Kate Mulligan (III); Mary Beth Hurt; Nick Searcy; Dan Callahan; Gus Buktenica; Marcia Gay Harden

محصول: 2006 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@




 




Under Siege









ساعت پخش: 13:45

كارگردان: Andrew Davis

ژانر: Action | Drama | Thriller

بازيگران: Steven Seagal, Gary Busey, Tommy Lee Jones, Erika Eleniak, Colm Meaney

محصول: 1992 آمریکا و فرانسه








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@



 






Collateral








ساعت پخش: 22:30

كارگردان: Michael Mann

ژانر: Crime | Drama | Thriller

بازيگران: Tom Cruise, Jamie Foxx, Jada Pinkett Smith, Mark Ruffalo, Peter Berg

محصول: 2004 آمریکا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 17:55 توسط نويد


زیباترین فیلم های شنبه هاتبرد 13/7/87



با سلام . با معرفی فیلم های شنبه هاتبرد در خدمت شما هستم


###############################

Hbo


Man in the chair


ساعت پخش 7:30



کارگردان:


Michael Schroeder



بازیگران:


Christopher Plummer (Flash Madden), Michael Angarano (Cameron Kincaid), M. Emmet Walsh (Mickey Hopkins), Robert Wagner (Taylor Moss), Joshua Boyd (Murphy White), George Murdock (Richard), Mimi Kennedy (Mom)



محصول : 2007 آمریکا


ژانر: کمدی / درام


امتیاز جهانی فیلم :


7.8/10



###############################



Hbo



Expiration Date


ساعت پخش 9:15
عکس یافت نشد



کارگردان:


Rick Stevenson



بازیگران:


Robert A. Guthrie (Charlie), Sascha Knopf (Bessie), Dee Wallace (Lucille), Brandon Whitehead (Arnold), Curt Becker (Chunk), Jill Bennett (Alicia), David Keith (Wild William)



محصول: 2006 آمریکا


ژانر: کمدی


امتیاز جهانی فیلم:


6.3/10




###############################



Hbo



Are You Ready for Love


ساعت پخش 12:35


کارگردان:


Helen Grace


بازیگران:


Michael Brandon (Randy), Ed Byrne (Luke), Andy Nyman (Barry Schneider), Lucy Punch (Melanie), Leigh Zimmerman (Candy), Lucy Liemann (Rachel), Craig Kelly (Leo)


محصول: 2006 اوکراین


ژانر: کمدی


امتیاز جهانی فیلم :


5.5/10




###############################




Hbo



Jump


ساعت پخش 14:05



کارگردان:


Joshua Sinclair


بازیگران:


Patrick Swayze (Richard Pressburger), Ben Silverstone (Phillippe Halsman), Martine McCutcheon (Liuba Halsman), Heinz Hoenig (Morduch Halsman), Anja Kruse (Ita Halsman), Heinz Trixner (Emil Groeschel), Sybil Danning (Anna Gruber)


محصول: 2007 استرالیا و اوکراین


ژانر: درام


امتیاز جهانی فیلم :


6.0/10




###############################



Hbo



Pirates of the Caribbean: At World's End


ساعت پخش 15:50



کارگردان:


Gore Verbinski


بازیگران:


Johnny Depp (Jack Sparrow), Geoffrey Rush (Barbossa), Orlando Bloom (Will Turner), Keira Knightley (Elizabeth Swann), Jack Davenport (Norrington), Bill Nighy (Davy Jones), Jonathan Pryce (gubernator Weatherby Swann)



محصول : 2007 امریکا


ژانر: اکشن / ماجراجویی / کمدی / فانتزی


امتیاز جهانی فیلم :


7.0/10



###############################



Hbo



odette toulemonde


ساعت پخش 18:35



کارگردان:


Eric-Emmanuel Schmitt


بازیگران:


Catherine Frot (Odette Toulemonde), Albert Dupontel (Balthazar Balsan), Jacques Weber (Olaf Pims), Fabrice Murgia (Rudy), Nina Drecq (Sue Ellen), Camille Japy (Nadine), Julien Frison (François)



محصول: 2006 فرانسه و بلژیک


ژانر: کمدی / درام


امتیاز جهانی فیلم :


5.8/10



###############################



Hbo



Fido


ساعت پخش 23:50



کارگردان:


Andrew Currie


بازیگران:


Billy Connolly (Fido), Dylan Baker (Bill Robinson), Carrie-Anne Moss (Helen Robinson), K'Sun Ray (Timmy Robinson), Alexia Fast (Cindy Bottoms), Tim Blake Nelson (pan Theopolis), Sonja Bennett (Tammy)


محصول : 2006 کانادا


ژانر: کمدی / درام / وحشتناک / رمانتیک


امتیاز جهانی فیلم :


7.0/10



###############################



Hbo



Pumpkinhead: Ashes to Ashes


ساعت پخش 1:20 دقیقه بامداد روز بعد



کارگردان:


Jake West


بازیگران:


Doug Bradley (Doc Fraser), Douglas Roberts (Bunt Wallace), Lisa McAllister (Dahlia Wallace), Tess Panzer (Molly Sue Allen), Emanuel Parvu (Oliver Allen), Ioana Ginghina (Ellie Johnson), Lance Henriksen (Ed Harley)


محصول: 2006 رومانی و امریکا و اوکراین


ژانر: وحشتناک


امتیاز جهانی فیلم :


4.1/10




###############################



Hbo2



Facing the Giants


ساعت پخش 7:30


کارگردان:


Alex Kendrick


بازیگران:


Erin Bethea (Alicia Houston), James Blackwell (Matt Prater), Bailey Cave (David Childers), Shannen Fields (Brooke Taylor), Tracy Goode (Brady Owens), Alex Kendrick (Grant Taylor), Jim McBride (Bobby Lee Duke)


محصول: 2006 آمریکا


ژانر: درام / ورزشی


امتیاز جهانی فیلم :


6.1/10




###############################



Hbo2



deal of the century


ساعت پخش 9:20



کارگردان:


William Friedkin


بازیگران:


Chevy Chase (Eddie Muntz), Gregory Hines (Ray Kasternak), Sigourney Weaver (pani DeVoto), Vince Edwards (Frank Stryker), William Marquez (generał Cordosa), Eduardo Ricard (Salgado), Richard Libertini (Massaggi)


محصول: 1983 آمریکا


ژانر: کمدی / جنایی


امتیاز جهانی فیلم :


4.0/10




###############################



Hbo2


Die Wilden Huehner Und Die Liebe


ساعت 11:00



کارگردان:


Vivian Naefe


بازیگران:


Michelle von Treuberg (Charlotte "Sprotte" Slättberg), Paula Riemann (Melanie), Jette Hering (Wilma), Lucie Hollmann (Frieda), Zsa Zsa Inci Bürkle (Trude), Jeremy Mockridge (Fred)


محصول: 2007 آلمان


ژانر: کمدی / خانوادگی / رمانتیک


امتیاز جهانی فیلم :


5.9/10



###############################



Hbo2


Goal II: Living the Dream


ساعت پخش 13:15



کارگردان:


Jaume Collet-Serra


بازیگران:


Kuno Becker (Santiago Munez), Stephen Dillane (Glen Foy), Anna Friel (Roz Harmison), Leonor Varela (Jordana Garcia), Elizabeth Pena (Rosa Maria), Carmelo Gómez (Burruchaga), Miriam Colon (Mercedes)


محصول: 2007 اوکراین


ژانر: درام / ورزشی


امتیاز جهانی فیلم :


5.9/10



###############################



Hbo2


the celestine Prophecy


ساعت پخش 15:10



کارگردان:


Armand Mastroianni


بازیگران:


Matthew Settle (John), Thomas Kretschmann (Wil), Sarah Wayne Callies (Marjorie), Annabeth Gish (Julia), Hector Elizondo (kardynał Sebastian), Joaquim de Almeida (ojciec Sanchez), Jürgen Prochnow (Jensen)


محصول: 2006 امریکا


ژانر: ماجراجویی


امتیاز جهانی فیلم :


4.8/10




###############################



Hbo2


Freedomland


ساعت پخش 21:40



کارگردان:


Joe Roth


بازیگران:


Samuel L. Jackson (Lorenzo Council), Julianne Moore (Brenda Martin), Edie Falco (Karen Collucci), Ron Eldard (Danny Martin), William Forsythe (Boyle), Aunjanue Ellis (Felicia), Anthony Mackie (Billy Williams)


محصول: 2006 آمریکا


ژانر: جنایی / درام / معمایی / دلهره آور


امتیاز جهانی فیلم:


4.9/10





###############################



Hbo2


just friends


ساعت پخش 00:30 دقیقه بامداد روز بعد



کارگردان:


Rob McKittrick


بازیگران:


Ryan Reynolds (Monty), Anna Faris (Serena), Justin Long (Dean), David Koechner (Dan), Luis Guzmán (Raddimus), Chi McBride (Bishop), John Francis Daley (Mitch)


محصول: 2005 آمریکا


ژانر: کمدی / رمانتیک


امتیاز جهانی فیلم :


6.3/10




###############################



Hbo2


Yamato


ساعت پخش 2:00 بامداد روز بعد



کارگردان:


Junya Sato


بازیگران:


Takashi Sorimachi (Shohachi Moriwaki), Shido Nakamura (Mamoru Uchida), Yu Aoi (Taeko), Junichi Haruta (Hisao Koike), Ryô Hashidume (Yoshiharu Kojima), Ryuzo Hayashi (Ryunosuke Kusaka), Hiroyuki Hirayama (Tamaki)


محصول: 2005 ژاپن


ژانر: جنگ


امتیاز جهانی فیلم :


5.3/10





###############################



Rtl


K-9


ساعت پخش 12:55



کارگردان:


Rod Daniel


بازیگران:


James Belushi (Thomas Dooley), Mel Harris (Tracy), Kevin Tighe (Lyman), Ed O'Neill (Lt. Brannigan), James Handy (Byers), Daniel Davis (Halstead), Cotter Smith (Gilliam)


محصول: 1989 امریکا


ژانر: اکشن / کمدی / جنایی


امتیاز جهانی فیلم :


5.5/10



###############################



Rtl


the darklink


ساعت پخش 5:05 بامداد روز بعد



کارگردان:


P-Chih Leung


بازیگران:


F. Murray Abraham (Bruno Rubin), Aidan Gillen (Jeff Obold), Lisa Linde (Charlotte Avenel), Nina Siemszko (Marla Obold), Skye McCole Bartusiak (Casey Obold), Frank Gerrish (Stutts), Ron Frederickson (Clive)


محصول: 2000 آمریکا


ژانر: وحشتناک


امتیاز جهانی فیلم :


3.7/10




###############################

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 18:31 توسط نويد



بالاخره سريال چهار قسمتي آاخراجي‌ها» روي آنتن رفت
مسعود ده‌نمكي:«بينندگان در هر قسمت بخشي از ناديده‌هاي اخراجي‌ها را مي‌بينند»


سينماي ما- كارگردان فيلم سينمايي «اخراجي‌ها» از پخش پلان‌هاي پخش نشده اين فيلم سينمايي در تلويزيون خبر داد. مسعود ده‌نمكي گفت: پخش «اخراجي‌ها» در قالب سريال از سه‌شنبه آغاز مي‌شود و اين مجموعه تلويزيوني در 4 قسمت به روي آنتن شبكه سه مي‌رود.
وي افزود: ابتدا قرار بود اين قسمت در قالب 4 قسمت 40 دقيقه‌اي پخش شود و پشت صحنه‌ و پلان‌هايي كه به دليل زمان بالاي فيلم حذف شد، در قالب دو قسمت آماده پخش شود، اما در تصميم‌گيري‌هاي جديد،‌ پشت صحنه‌ و پلان‌هاي مورد نظر تقسيم شدند و در پايان هر قسمت به نمايش در خواهند آمد.
وي در ادامه گفت: با اين روش زمان هر قسمت بيشتر خواهد شد و بينندگان نيز در هر قسمت بخشي از ناديده‌هاي اخراجي‌ها را مي‌بينند.
بنابر اين گزارش، فيلم سينمايي «اخراجي‌ها» به كارگرداني «مسعود ده نمكي» و تهيه كنندگي «حبيب الله كاسه‌ساز» ساخته شده و در زمان اكران توانست بيش از يك ميليارد تومان بفروشد.
اين فيلم سينمايي تا به حال چند بار از تلويزيون پخش شده و در اقدامي جديد، پخش سريال آن از سه‌سنبه ساعت 20 از شبكه سه سيما آغاز مي‌شود.
__________________

اتمام مونتاژ «کلانتری غیرانتفاعی» تا آخر مهر



آفتاب : مونتاژ «کلانتری غیرانتفاعی» تا آخر مهر ماه انجام می شود. یدالله صمدی گفت: در تلاش هستیم که مونتاژ فیلم «کلانتری غیرانتفاعی» را تا اواخر مهرماه به اتمام برسانیم.
این کارگردان تصریح کرد: مونتاژ این فیلم به عهده ی بهرام دهقان است و بعد از پایان مونتاژ مراحل صدا و موسیقی را شروع می کنیم.
یدالله صمدی کارگردانی آثاری چون «مردی که زیاد می‌دانست»، «ایستگاه»، «اتوبوس»، «ساوالان»، «دو نفر و نصفی»، «دمرل»، «معجزه خنده»، «سارای»، «بانوی من» و «شهر آشوب» را در کارنامه هنری خود دارد.
داستان فیلم در دفتر بازسازی شده‌ای از یک مجله می‌گذرد و موضوع این فیلم نیز در باره یک کلانتری غیر‌انتفاعی است که وظیفه خود می‌داند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند اما چگونگی آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است.
از جمله بازیگران این فیلم:شهرام قائدی، فردوس کاویانی، مرتضی احمدی، گوهر خیراندیش، امیر جعفری، مختار سائقی، باقر صحرارودی، کیومرث ملک‌ مطیعی، امیر وطن‌زاد، اتابک نادری،آرش نوذری، علی سلیمانی و آزاده اسماعیل‌خانی هنرمندان جدیدی نیز به نام‌های اصغر نقی زاده، منصور نیکو سخن، فرخنده فرهانی زاده، تینا جریخچیان، احمد یاوری، محمد فولادی، پریسا محمدی، امیر سلطان محمدی، حسین کشفی اصل، مهرداد مصطفوی، امیر سفیری، میلاد عزت خواه، آرش جاویدی و خسرو خان محمدی در فیلم به نقش آفرینی می پردازند.
گفتنی است در فیلم کلانتری غیرانتفاعی که تولید آن را امور سینمایی کانون بر عهده دارد، سعید کریمی به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز، بنفشه صمدی دستیار دوم، افشین شوشتری دستیار سوم، راحله پروین منشی صحنه، محمدرضا کریمی‌صارمی مجری طرح، محمد طلوع مدیر تولید، بهزاد کزازی طراح صحنه و لباس، محمد شیوندی صدابردار سر صحنه، سعید ملکان طراح چهره‌پردازی‌، پیمان ابدی طراح و مدیر اکشن، ، نعمت‌الله یمینی دستیار تولید و مرتضی گودرزی به عنوان مدیر تدارکات فعالیت می‌کنند.

گشایش «سینما کودک آزادی» با دستان کوچک «کلاه قرمزی و سروناز»


ایسکانیوز : سینما کودک آزادی صبح دیروز با نمایش فیلم «کلاه قرمزی و سروناز» و با حضور بسیاری از کودکان همراه با خانواده هایشان افتتاح شد.
بچه های بسیاری همراه اعضای خانواده در روز عید فطر به سینما کودک آزادی آمده بودند و صدای خنده هایشان از شیطنت های کلاه قرمزی تو را به سمت دوران کودکی ات می برد و غیرت پسرخاله و همتش برای نجات کلاه قرمزی آنها را جذب خود کرده بود همان طور که ما وقتی کوچک بودیم جذب این پسر خاله ی دوست داشتنی می شدیم.
در قسمتی از این فیلم سروناز به کلاه قرمزی می گوید از اینکه کنار تو هستم حس خوبی دارم و من هم آن لحظه از کنار بچه ها بودن حس خوبی می گرفتم، حسی سرشار از معصومیت و شادی.
سینما کودک آزادی شبیه سینمای بزرگتر هاست اما با هدف اکران فیلم و اجرای نمایش برای کودکان در مجموعه سالن‌های سینما آزادی راه‌اندازی شده است یادم می آید کودک که بودیم سینمایی مختص خودمان نداشتیم اما فیلم های خوبی را در سینمای بزرگتر ها می دیدیم ، «کلاه قرمزی و پسر خاله» ،«مریم و میتیل»، «خواهران غریب»، «گلنار»،« دزد عروسک ها» ، «مدرسه موش ها»،«کیسه برنج» ،« گربه آوازه خوان» ،« بچه های آسمان»، « بادکنک سفید» و ... امیدوارم راه اندازی این سینما فقط به نام کودکان نماند بلکه انگیزه ای برای فیلم سازان ایجاد کند تا فیلم هایی در خور کودکان امروز بسازند و ما درآینده ای نزدیک شاهد رونق و شکوفایی سینمای کودک باشیم .
به گزارش ایسکانیوز ،کلاه قرمزی و سروناز داستان دیگری از ماجراهای کلاه قرمزی شخصیت محبوب عروسکی است و در این فیلم «کلاه قرمزی» با آقای مجری زندگی می کند، آخر سال تحصیلی است و کلاه قرمزی بعد از چند سال سرانجام کارنامه قبولی اش را دریافت می کند. آقای مجری به عنوان جایزه برایش دوچرخه ای می خرد که کلاه قرمزی از داشتن آن بسیار خوشحال است، اما به سرقت رفتن دوچرخه ماجراهای دیگری را برای او به وجود می آورد.
فاطمه معتمدآریا، ایرج طهماسب، رضا فیض نوروزی، رضا عطاران، خسرو احمدی، رویا امینیان، مهدی باطبی، سام دولتی در این فیلم به ایفای نقش پراخته اند.
● در حاشیه:
قرار بود در مراسم افتتاحیه سینما کودک در مجموعه آزادی فیلم سینمایی «مدرسه موش‌ها» به نمایش در آید که به دلیل مشکلات فنی این اتفاق نیفتاد، در خبر های چند روز اخیر فیلم سینمایی « کلاه قرمزی و پسرخاله» را جایگزین «مدرسه موش‌ها» اعلام کردند اما بعد از ورود به سینما متوجه شدیم «کلاه قرمزی و سروناز» به نمایش در می آید.
__________________

«۲۵هزار بار برای آنکه بگویم دوستت دارم» به «بالماسکه عروس و داماد» تغییر یافت


آفتاب : چیستا یثربی در خصوص نام نمایشنامه جدید خود گفت: نمایش «۲۵ هزار بار برای آنکه بگویم دوستت دارم» به «بالماسکه عروس و داماد» تغییر یافت.
چیستا یثربی گفت:نمایش «۲۵هزار بار برای آنکه بگویم دوستت دارم» یک درام روانشناختی- معمایی است.این نمایشنامه در مورد پنج آدم است که در یک محیط در بسته گرفتار شده و راهی ندارند جز اینکه یا عاشق هم باشند و یا بمیرند . نمایشنامه به طور کلی در مورد ماهیت و چیستی عشق است.
وی در خصوص علت تغییر نام این نمایشنامه گفت: من فکر می کنم که همیشه باید بهترین نام را انتخاب کرد به همین خاطر اسم نمایشنامه را به «بالماسکه عروس و داماد» تغییر می دهم.
یثربی در خصوص بازیگران این نمایش گفت: بازیگران فعلی این نمایشنامه افسانه ماهیان، محمد حاتمی، هاله خدادوست وحمیدرضا جوکار هستند اما قرار است یک بازیگر دیگر هم به این نمایشنامه اضافه شود.
وی در خصوص دیگر عوامل این نمایشنامه گفت: موسیقی این نمایش را نوید گوهری ساخته است و طراح صحنه آن لادن سید کنعانی است.
یثربی در پاسخ به این سوال که «بالماسکه عروس و داماد» از چه تاریخی اجرا می شود گفت: این نمایش از نیمه دوم آبان ماه به روی صحنه می رود.
__________________

افتتاحيه‌ي «آواز گنجشك‌ها» بدون «نطق» مجيد مجيدي برپا شد




خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

مراسم افتتاحيه‌ي فيلم «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي ساعاتي قبل در سينما «آزادي» با حضور محمد باقر قاليباف شهردار تهران و جمعي از هنرمندان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين برنامه كه ابتدا قرار بود با مراسم تقدير و سخنراني همراه شود، به دليل قطع ميكروفون، فيلم به نمايش درآمد و پس از نمايش فيلم، در دقايق كوتاهي مراسم تقدير برگزار شد.

در ابتدا سيد محمدهادي ايازي مشاور عالي شهرداري تهران گفت: آقاي قاليباف به دليل جلسه‌اي كه با مسئولان قضايي كشور داشت و به دليل ناهماهنگي‌هايي كه در ابتداي برنامه اتفاق افتاد، نتوانستند تا پايان برنامه ما را همراهي كنند.

او در ادامه به مجيد مجيدي براي ساخت فيلم «آواز گنجشكها» به عنوان يك اثر زيبا و ماندگار تبريك گفت و اظهار اميدواري كرد: اين مجموعه در جمع پنج فيلم اسكار جاي بگيرد. ما در مجموعه‌ي سازمان فرهنگي و هنري شهرداري افتخار داريم كه حمايتي از توليد فيلم مجيدي داشتيم و آثار ارزنده‌اي براي خانواده‌هاي ايراني توليد كرديم . ما در سال 87 غير از «آواز گنجشك‌ها» از فيلم «دعوت» هم حمايت كرديم.

مجيد مجيدي نيز در سخنان كوتاهي ضمن اشاره به قطع ميكروفن در ابتداي برنامه گفت: نطق ما كور شده است. براي ابتداي مراسم نطقي آماده كرده بودم كه الان ترجيح مي‌دهم نگويم. مجموعه سينما آزادي در دست دو بخش شهرداري و حوزه هنري است؛ آشپز وقتي دو تا شود، آش يا شور مي‌شود يا شيرين.

در ادامه لوح‌هاي افتخاري از طرف شهرداري به رضا ناجي، مجيد مجيدي، حسين عليزاده، تورج منصوري، حسن حسن‌دوست، محمدرضا دلپاك، اصغر نژادايماني، كامران مجيدي، مهران كاشاني، يدالله نجفي، سيروس حسن‌پور، سعيد ملكان و جمعي از بازيگران كودك فيلم اهدا شد.

به گزارش ايسنا، فيلمنامه‌ي «آواز گنجشكها» توسط مجيد مجيدي و مهران كاشاني به‌نگارش درآمده است و در خلاصه‌ي داستان آن آمده است: «كريم كه كارگر مزرعه‌ي پرورش شتر مرغ است در حاشيه‌شهر و خانه‌ي كوچكش زندگي خوبي دارد، حوادثي در مزرعه منجر به خروج «كريم» از كار مي‌شود.

او براي انجام كاري به شهر مي‌آيد و در آنجا اتفاقاتي زندگي‌اش را دستخوش تغيير مي‌كند.» رضا ناجي،مريم اكبري، حامد آغازي ، شبنم اخلاقي، نشاط نظري و كامران دهقان در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

__________________

خسرو سينايي پس از دريافت نشان شواليه لهستان:
اميدوارم نگاتيو اصلي فيلم «مرثيه گمشده» ترميم شود
اگر تا 6 سال آينده پروژه‌ي بزرگي نسازم، ديگر انرژي نخواهم داشت




خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

خسرو سينايي گفت: هميشه دلم مي‌سوزد كه چرا اول بايد ديگران كارهاي ما را كشف كنند و بعد خودمان به آن توجه كنيم.
اين كارگردان كه طي روزهاي گذشته نشان شواليه كشور لهستان را براي ساخت فيلم «مرثيه گمشده» دريافت كرده است، پس از بازگشت به ايران در ديدار با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)اظهار داشت: سال گذشته يك پزشك لهستاني و افرادي كه سال‌ها پيش براي بازديد قبر بازماندگانشان به ايران آمده بودند، از طريق سفارت لهستان در جريان ساخت فيلم «مرثيه گمشده» قرار گرفتند و من را به جشنواره «گدينيا» اين كشور دعوت كردند و ترتيبي براي ساخت فيلمي درباره‌ي «مرثيه گمشده» فراهم كردند.
وي ادامه داد: در آن سفر ديداري با «آندره وايدا» پدر نوين سينماي لهستان داشتم و ايشان از اهميت ساخت فيلم‌هايي همچون «مرثيه گمشده» وآگاهي نسل حاضر از پدرانشان سخن گفتند. ضمن آن‌كه گروه كودكان سيبري هم مراسمي برگزار و از من بابت ساخت اين فيلم قدرداني كردند و اعلام داشتند بايد از ملت ايران تشكر كرد كه يك نفر از آن‌ها بخشي از تاريخ لهستان را حفظ كرده است.
سينايي با اشاره به اعطاي نشان شواليه خاطرنشان كرد: اواسط تابستان ايميل تبريكي برايم ارسال شد و اعلام كردند 10 ژوئن رييس‌جمهور لهستان مدال صليب شواليه انجمن برگزيدگان جمهوري لهستان را كه مدالي مهم براي اين كشور است را به من اعطا خواهند كرد.
وي افزود: اين مراسم در محل برپايي جشنواره برگزار شد و قائم مقام رياست جمهوري لهستان اين مدال را به خاطر فيلم «مرثيه گمشده» و خدمتي كه به مردم اين كشور شده است به بنده اهدا كرد.
فيلم سينمايي «مرثيه گمشده» كه در سال 62 توسط سينايي ساخته شده است، درباره آوارگان لهستاني است كه در سالهاي جنگ دوم جهاني از سيبري به ايران آورده شده‌اند.
اين كارگردان با بيان اين‌كه فيلم «مرثيه گمشده» بعد از 25 سال زنده شد اظهار داشت: طي اين سال‌ها فيلم مي‌توانست كاملا نابود شده باشد، اما اين سرنوشت را پيدا كرد تا نجات پيدا كند و از سال گذشته تقاضاي زيادي براي نمايش اين فيلم در مجامع فرهنگي و جشنواره‌هاي خارجي شده و در حال حاضر هم جشنواره‌اي در شيكاگو خواهان حضور اين فيلم است.
سينايي در بخشي از اين مصاحبه اظهار اميدواري كرد: مسوولين سيمافيلم مساعدت كنند تا نگاتيو اصلي فيلم ترميم شود، تا كپي خوبي در اختيار داشته باشيم. اين يك مسئله ملي است و بايد كپي سالم فيلم به عنوان يك سند نگاه داشته شود تا «مرثيه گمشده» نابود نشود.
سينايي همچنين از نمايش فيلمي كه درباره «مرثيه گمشده» و حضورش در لهستان به مدت 25 دقيقه ساخته شده است در جشنواره فيلم حقيقت خبر داد.
اين كارگردان درباره كار آينده‌اش هم مطرح كرد: مستند «جواهرات ملي ايران گواهان تاريخ» را آماده نمايش كردم كه كپي انگليسي و آلماني آن آماده مي‌شود و براي كار سينمايي‌ام هم‌چنان منتظر فراهم‌شدن شرايط ساخت «دو روي يك سكه» هستم.
كارگردان «عروس آتش» به ايسنا گفت: طي اين سال‌ها چند فيلم‌نامه تاريخي آماده كردم كه به خاطر گران قيمت‌بودن توليدش، ساخته نشد و الآن در شرايطي هستم كه اگر تا 5، 6 سال ديگر يك پروژه بزرگ نسازم ديگر انرژي‌اش را نخواهم داشت. آدم بعد از 40 سال كاركردن دوست دارد پروژ‌ه‌اي را انجام دهد كه توان خودش را محك بزند.

__________________
مهتاب نصيرپور: طرح ارزش‌هاي اسلامي با عواملي ناكارآمد موجب تضعيف آن مي‌شود

ایراسان - مهتاب نصيرپور در حاشيه سفر خود به منظور شركت در جلسه نقد و بررسي فيلم فرزند خاك به اصفهان اظهار داشت: اگرچه در بسياري از فيلم‌ها و آثار سينمايي موجود سعي شده تا به نحوي ارزش‌هاي اسلامي پياده و اجرا شود، اما چون اغلب ارزش‌هاي اسلامي با كارگرداني يا اجراي ضعيف و يا متني ناكارآمد مطرح مي‌شود، نه تنها كارآيي نداشته بلكه موجب تضعيف آن نيز شده است.

وي افزود: با بهره‌گيري از كارگرداناني برجسته و موفق كه بر پايه فيلمنامه‌اي قوي و مستحكم و مبتني بر حقايق و نيازهاي جامعه آثار خود را مي‌سازند، مي‌توان ارزش‌هاي اسلامي و ديني خود را بيان كرده و از دريچه‌اي نو و متفاوت به اين ارزش‌ها پرداخت.

وي تصريح كرد: «فرزند خاك» از جمله آثاري است كه با برخورداري از متني قوي و ارزشمند، دفاع مقدس و حال و هواي آن را از دريچه‌اي نو و متفاوت بيان كرده است.

اين بازيگر سينما و تلويزيون اظهار داشت: اگرچه كارگردانان، تهيه‌كنندگان و بازيگران برجسته‌اي در كشور و در عرصه سينماي ايران وجود دارند، اما چون اغلب فيلمنامه‌ها از محتوا و درون مايه‌اي قوي و غني برخوردار نيستند، هنرمندي آنان نيز تحت تاثير اين فيلم‌نامه‌ها قرار مي‌گيرد.

وي با تاكيد بر لزوم بسيج تمام فيلمنامه‌نويسان و نويسندگان عرصه سينما به منظور خلق آثار محتوايي و ارزشمند گفت: بايد به نويسندگان برجسته و موفق كشور اجازه داده شود، تا هر آنچه كه در ذهن دارند بر قلم خود جاري ساخته و با ذهن پوياي خود آن را پردازش و تنظيم كنند.
وي افزود: آنچه كه بر پرده سينماي كشور نمايان مي‌شود، جلوه‌اي از فرهنگ ديني و ملي ما است و بايد براي رسيدن به جايگاهي والا و ارزشمند در نمايش فرهنگ ديني و ملي خود تلاش كنيم.
__________________

نمايش فيلم «آفتاب برهمه يكسان مي‌تابد» در برزيل



ایراسان - به نقل از روابط عمومي سيما، فيلم سينمايي «آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد» به كارگرداني «عباس رافعي» در جشنواره فيلم‌هاي مذهبي كه از 2 تا 12مهرماه در شهر سائو پائو لو برزيل برگزار مي‌شود، حضور دارد.
فيلم سينمايي «آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد» از توليدات معاونت برون مرزي سيما، پنجمين حضور بين المللي خود را تجربه مي‌كند و تاكنون موفق به كسب جوايزي همچون جايزه بهترين فيلم، جايزه ويژه «زن و مذهب» جشنواره مذهب امروز ايتاليا و جايزه بهترين بازيگر زن براي مريلا زارعي از جشنواره كشتي نوح جمهوري چچن – روسيه شده است.
همچنين فيلم مستند «اين سخن، آبي است» به كارگرداني «رضا مجلسي» در اسلواكي به نمايش در مي‌آيد.
فيلم مستند «اين سخن، آبي است» به كارگرداني «رضا مجلسي» از توليدات شبكه چهار سيما در پانزدهمين دوره جشنواره مردم شناسي كادكا حضور داشت.
فيلم مستند «اين سخن، آبي است» در پانزدهمين دوره جشنواره مردم شناسي كادكا كه در كشور اسلواكي برگزار شد، در بخش مسابقه به نمايش درآمد.
__________________

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387 13:11 توسط نويد


ليست فيلم هاي عربست و نايلست پنج شنبه 11 مهر


سلام عزيزان

ليست فيلم هاي عربست و نايلست
پنج شنبه 11 مهر


New Jack City


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
03:30

كارگردان:
Randal Kleiser


محصول:
1991


ژانر:
اكشن.دلهره آور.درام

***********************************************


Underworld


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
05:00

كارگردان:
Len Wiseman


محصول:
2006


ژانر:
اكشن

***********************************************


Swingers


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
06:30

كارگردان:
Doug Liman


محصول:
1996


ژانر:
كمدي

***********************************************


Reign of Fire


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
11:30

كارگردان:
Rob Bowman


محصول:
2002


ژانر:
اكشن.دلهره آور.تخيلي.درام

***********************************************

One Last Dance 



شبكه: MBC2



ساعت پخش:
13:30

كارگردان:
______


محصول:
2003


ژانر:
دراماتيك.رمانتيك

***********************************************


Grease


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
15:30

كارگردان:
Kleiser


محصول:
1978


ژانر:
كمدي.درام

***********************************************

Signs


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
17:30

كارگردان:
M. Night Shyamalan


محصول:
2002


ژانر:
درام.ترسناك.داستاني

***********************************************

Men in Black II


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
19:30

كارگردان:
Barry Sonnenfeld


محصول:
2002


ژانر:
اكشن.كمدي

***********************************************

Heartbreakers


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
21:30

كارگردان:
Flaherty


محصول:
2001


ژانر:
كمدي.درام

***********************************************

Mystic River


شبكه: MBC2



ساعت پخش:
23:30

كارگردان:
Clint Eastwood


محصول:
2003


ژانر:
اكشن.دلهره اور.ترسناك

***********************************************

Marci X



شبكه: MBC2



ساعت پخش:
1:30 بامداد روز بعد


كارگردان:
Scott Moutter


محصول:
2003


ژانر:
كمدي.موزيك

***********************************************

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 13:35 توسط نويد


آواز گنجشكها كار دست مديرسنما آزادي داد


در پي قطع صداي اصلي سينما آزادي در زمان پخش فيلم "آواز گنجشکها"، شهردار تهران دستور تغيير مدير اين سينما را صادر کرد.
در پي بروز مشکل و قطعي صداي اصلي مجموعه سينمايي آزادي تهران که امروز (دوشنبه) در حين نمايش فيلم "آواز گنجشکها" ساخته "مجيد مجيدي" در مراسم افتتاح اين اثر اتفاق افتاد، شهردار تهرات دستور تغيير مدير اين سينما را صادر کرد.
برنامه افتتاح (اکران) فيلم "آواز گنجشکها"، روز دوشنبه با حضور شهردار تهران و جمعي از هنرمندان و علاقه مندان هنر در اين سينما برگزار شد.
قاليباف بعد از صدور اين دستور، مقرر کرد که مديريت سينما آزادي که پس از ساخت آن در اختيار حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي قرار داده شد و تغييرات مديريتي را نيز گذرانيد، در اختيار شهرداري تهران قرار گيرد.
سينما آزادي پس از گذشت 10 سال از آتش سوزي آن، پارسال با مشارکت حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و شهرداري تهران به بهره برداري
رسيد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387 19:34 توسط نويد


فيلمهاي آخر اين هفته و عيد فطر




گزارش فيلم‌هاي سينمايي پايان هفته و عيد فطر سيما

انبوهي از آثار سرگرم‌كننده براي پركردن اژدهاي آنتن


قرار گرفتن عيد سعيد فطر در امتداد روزهاي پاياني هفته، بر خلاف هفته‌هاي گذشته سه روز پر فيلم را براي بينندگان تلويزيون رقم زده‌است؛ بر اين اساس طي روزهاي چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه بيش از 16 فيلم سينمايي و تلويزيوني براي مخاطبان رسانه‌ ملي پخش خواهد شد.
رويكرد تلويزيون به پخش انبوهي از فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني در مناسبت‌ها و روزهاي تعطيل، در حالي در موعدي مانند عيد سعيد فطر هم محقق مي‌شود كه همانند گذشته فيلم‌هاي مناسبتي سيما در زمره‌ي آثار قابل توجه سينماي هنري جهان قرار نمي‌گيرند و آثار نمايشي بيشتر با هدف پر كردن آنتن و سرگرمي مخاطب پخش مي‌شوند.

شبكه‌ اول
«سرقت از بانك»، «موفق باشي» و «شرم» عناوين فيلم‌هاي سينمايي شبكه اول را در روزهاي پاياني هفته و همچنين در روز عيد فطر شامل مي‌شوند.

با آغاز سري جديد برنامه سينما يك، فيلم سينمايي «سرقت از بانك» پنجشنبه ساعت 22 از شبكه اول پخش مي‌شود. «سرقت از بانك» به كارگرداني جرالد دونالدسون محصول سال 2008 انگليس است. اين فيلم اتفاقي واقعي را روايت مي‌كند و داستان آن درباره‌ي سرقت از يك بانك است كه در پي آن اسناد و مدارك مالي سردمداران و مقامات انگليسي به‌دست سارقان مي‌افتد كه در صورت انتشار اين اسناد، بسياري از زدوبندها و اختلاس‌هاي مالي اين افراد افشا خواهد شد.
فيلم سينمايي «موفق باشي» به كارگرداني ريچارد لبري چهارشنبه از شبكه اول سيما پخش مي‌شود. اين فيلم درباره قهرمان بازي بيس بال است كه به هنگام مسابقه ضربه مغزي و نابينا مي‌شود.
شبكه اول سيما هم‌چنين قسمت ديگري از سريال «ماجراهاي مجيد» با عنوان «شرم» را جمعه عصر به عنوان فيلم روي آنتن مي‌برد؛ اين سريال به كارگرداني كيومرث پوراحمد در سال 1371 ساخته شده و در اين قسمت تلاش مجيد براي ساخت فيلمي 8 ميلي متري به تصوير كشيده مي‌شود.

شبكه دو سيما
شبكه دو سيما در اين ايام سه تله‌فيلم ايراني و خارجي «عشق ميراثي پايان ناپذير»، «خواب زمين» و «پرواز يك رويا» را براي بينندگانش پخش خواهد كرد.

فيلم تلويزيوني«عشق ميراثي پايان ناپذير» عيد فطر از شبكه دو پخش مي‌شود. اين فيلم به كارگرداني مارك گريفيث در سال 2007 بر اساس يك كتاب ساخته شد و در آن ارين كاترل، ديل ميدكيف، ويكتور براون و سامانتا اسميت نقش آفريني كردند. داستان فيلم درباره كلانتري است كه در يك حادثه كشته مي‌شود و ميسي همسر كلانتر از آنجا كه وابستگي ديگري در آن شهر ندارد تصميم مي‌گيرد به همراه فرزندش به نزد مادر و پدرش بازگردد.
فيلم تلويزيوني «خواب زمين» به كارگرداني محمدرضا آهنج با بازي امين زندگاني، فرخ نعمتي و سعيد داخ درباره زن جواني به نام ماريا است كه براي مشاهده كامل‌ترين كسوف قرن به همراه همسرش به ايران آمده‌است. خورشيد گرفتگي تمام مي‌شود اما پس از آن براي ماريا اتفاقات عجيبي رخ مي‌دهد.اين فيلم جمعه ساعت 14 و 30 دقيقه پخش مي‌شود.

«پرواز يك رويا» به كارگرداني فرهاد عليزاده آهي پنجشنبه(11 مهرماه) ساعت 23 و 45 دقيقه ا زشبكه دو پخش مي‌شود. داستان فيلم درباره زني جوان به نام الهه سادات است كه با پسر پنج ساله خود در منزل مادرش زندگي مي‌كند. او داراي نيروي اثر بخش دعا براي ديگران است و پسرش رضا كه بيماري قلبي دارد بايد به سرعت عمل شود. ستاره اسكندري، بهرام ابراهيمي، فرشته سرابنده و دانيال نوروش در اين فيلم بازي كرده‌اند.

شبكه سه سيما
شبكه سه سيما طي روزهاي چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه شش فيلم «كلاهي براي باران»، «داداش مونو گاندي شناس مي‌شود»، «اسم من هيچكس»، «عكاس سمج»، «قلقلك» و «روز هشتم» را پخش مي‌كند.

بر اين اساس فيلم ايراني «كلاهي براي باران» به كارگرداني مسعود نوابي و با بازي رضا عطاران، جواد رضويان، حديث فولادوند، مهران غفوريان، فتحعلي اويسي و فلور نظري، داستان زندگي جواني به نام ابي را به تصوير مي كشد كه به طور اتفاقي در جريان خودكشي دختري جوان به نام باران قرار مي‌گيرد و تلاش براي نجات جان دختر اتفاقاتي را به همراه دارد.
فيلم هندي «داداش مونا گاندي شناس مي‌شود» نيز چهارشنبه(10 مهرماه) ساعت 12 و 30 دقيقه از شبكه سه پخش مي‌شود. اين فيلم به كارگرداني راج كمار شيراني درباره مرد قلدري است كه طرفدار يكي از گويندگان راديو است.
فيلم هنگ كنگي «اسم من هيچ كس» چهارشنبه ساعت 22 و 15 دقيقه به روي آنتن شبكه سه مي‌رود.

«عكاس سمج» نيز ساعت 20 و 15 دقيقه پنجشنبه پخش خواهد شد. اين فيلم به كارگرداني پل آبسكال و با بازي كول هارز و رابين تاني درباره مردي خانواده دوست است كه به وسيله بازي در فيلمي اكشن سوپر استار مي‌شود.اين مساله علاوه بر شهرت دردسرهايي هم براي او به همراه دارد.

شبكه سه فيلم ديگري از مسعود نوابي با نام «قلقلك» را هم جمعه ساعت 10 و 30 دقيقه به روي آنتن مي‌برد. اين فيلم با بازي رضا شفيعي جم، بيژن امكانيان، سيامك انصاري و شقايق فراهاني در سال 1384 ساخته شده است.

برنامه صد فيلم شبكه سه سيما جمعه شب فيلم «روز هشتم» را براي پخش در نظر گرفته است. اين فيلم به كارگرداني ژاك وون دورمل حكايت غرق شدن بشر در مرداب تصنع و خودفريبي است كه باعث مي شود از اصل زندگي دور شود.

شبكه چهار سيما
فيلم تلويزيوني «درسدن» محصول سال 2006 كشور آلمان است كه توسط رولاند سوسو ريچر كارگرداني شده است. اين درام جنگي عاشقانهدرباره پرستاري است كه در اواخر جنگ به پزشك همكار خود علاقمند مي‌شود. او به همراه عده‌اي از همكارانش با چتر در شهري از آلمان فرود مي‌آيد تا براي ارتش آمريكا اطلاعات جمع كند اما همه دوستانش كشته مي شوند و او هم مجروح شده و به بيمارستاني پناه مي‌برد. در بيمارستان او با افسري آمريكايي آشنا مي‌شود.

شبكه چهار سيما همچنين چهارشنبه اين هفته تله تئاتر «خرده جنايت‌هاي زن و شوهري » را ساعت 22 پخش مي‌كند. اين نمايش تلويزيوني را فرهاد آييش بر اساس متني از اريك امانوئل اشميت كارگرداني كرده‌است و در آن محمدرضا فروتن و نيكي كريمي بازي كرده‌اند.

شبكه تهران
فيلم‌هاي سينمايي «جهنده»، «ازدواج به سبك هندي»، «سه استاد لين» و «كانگورو و جك» طي از شبكه تهران پخش مي‌شوند.

فيلم سينمايي «جهنده» محصول سال 2008 آمريكا است كه توسط داگ ليمن كارگرداني شده‌است. اين فيلم با بازي هايدن كريستنسن، جمي بل و راسل بيلسون چهارشنبه ساعت 13و 30 دقيقه پخش مي‌شود. داستان فيلم درباره «ديويد» پسربچه‌اي است كه متعلق به خانواده‌اي از هم پاشيده و گوشه‌گير و خجالتي است؛ او طي يك حادثه شكستن يخ زير پايش و فرو رفتن در آب به زمان و مكاني ديگر مي‌رود؛ به زودي ديويد متوجه مي‌شود كه يك جهنده است و توانايي آن‌را دارد كه در مدت كوتاهي به مكان‌هايي با فواصل بعيد سفر كند. او در حال گشت و گذار دور دنيا بزرگ مي شود و به سنين جواني مي رسد . سپس به زادگاهش باز مي گردد و با دختري به نام ميلي كه از كودكي به وي علاقه داشته پيشنهاد ازدواج مي دهد تا بتواند آرزوي هميشگي دختر را كه سفر به رم است را به سرعت برآورده كند.

«سه استاد لين» كه چهارشنبه پخش خواهد شد فيلمي متعلق به كشور كره جنوبي است و توسط پارك سونگ گون كارگرداني شده است.
فيلم سينمايي «ازدواج به سبك هندي» محصول سال 2007 کشور هندوستان است كه به كارگرداني آر. بالكي و با بازي آميتا باچان، تابو، پارش راوال و زهره سگال پنجشنبه (11 مهرماه) ساعت 13 و 30 دقيقه پخش مي‌شود. داستان فيلم درباره «گوپتا» يك سر آشپز بداخلاق است كه در يك رستوران هندي در لندن كار مي كند. او در كار خود بسيار جدي و دقيق است و به سختي مي‌تواند انتقاد از غذاهايش را بپذيرد . بنابراين وقتي يك دختر گردشگر هندي به نام نينا به يك پلوي زعفراني رستوران او ايراد مي‌گيرد كه شيرين است، گوپتا نمي‌تواند تحمل كند و به شدت از كوره در مي‌رود، هر چند بعداً كه غذا را امتحان مي‌كند مي بيند كه واقعاً شيرين است.

فيلم سينمايي «كانگورو جك» محصول سال 2003 دو کشور آمريكا و استراليا است كه به كارگرداني ديويد مكنالي وبا بازي استلاوارن، آنتوني اندرسون و جري اوكونل، جمعه (12 مهرماه) ساعت 13 و 30 دقيقه پخش مي‌شود. داستان فيلم درباره پسري به نام جك است كه ناپدري بداخلاقي دارد كه مي‌خواهد او را از سرش باز كند. در اين ميان از طرف ناپدري به او ماموريت داده مي‌شود پاكت پولي را به استراليا برساند . جك نيز به اتفاق دوست سياهپوستش به سفر استراليا ميرود، او كاپشن قرمزي دارد كه معتقد است برايش شانس مي آورد ، در استراليا بر اثراتفاقي كانگورويي كاپشن را مي‌پوشد و معلوم مي‌شود پاكت پولها نيز در داخل جيب كاپشن است . آنها براي يافتن پولها بايد كانگورو را پيدا كنند.

توضيحات تكميلي


*«موفق باشي»
به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد فطر فيلم سينمايي «موفق باشي» به كارگرداني «ريچارد لبري» چهارشنبه 10مهرماه ساعت 16 از شبكه يك پخش مي‌شود.
داستان در مورد يك قهرمان بيسبال به نام «جو» است كه هنگام مسابقه، ضربه مغزي و در نتيجه نابينا مي‌شود.پس از آن جو خانه‌نشين شده و همسرش نيز او را ترك مي‌كند. پس از گذشت چند سال جو دچار افسردگي و پرخاشگري مي‌شود. پزشك معالج «جو»، او را به شخصي به نام «روي» كه او نيز همچون جو قبلا قهرمان ورزشي بوده و بر اثر يك سانحه فلج شده است، معرفي مي‌كند. روي به جو پيشنهاد مي‌كند كه براي به‌دست آوردن روحيه در يك مسابقه قايقراني در رودخانه شركت كنند.
راي فرستون و جو تيسمن در فيلم سينمايي «موفق باشي» محصول سال 1996 آمريكا به ايفاي نقش پرداختند.

*«سرقت از بانك»
پنجشنبه شب ساعت 22 در سري جديد برنامه «سينما يك»فيلم سينمايي«سرقت از بانك» يكي از آثار مطرح و پرفروش سال 2008 انگلستان به كارگرداني راجر دانالدسون باشيد.
فيلم بر مبناي ماجراي يك سرقت واقعي كه در سال 1971 در لندن اتفاق افتاده شكل گرفته است. ماجرايي كه دولتمردان انگلستان را زير سوال برد. تري ليدر، صاحب يك گاراژ كوچك كه به خريد و فروش اتومبيل مشغول است، دچار گرفتاري مالي شده و تحت فشار قرار دارد. در همين زمان مارتين از او مي‌خواهد تا در يك كار با او همراهي كند. اين كار چيزي نيست جز سرقت صندوق امانات يك بانك.
تري گروهي از تبهكاران را گرد آورده و بانك را سرقت مي‌كنند. حين سرقت، تري متوجه مي‌شود كه مارتين نظر خاصي به يكي از صندوق‌ها دارد...
جيسون استات من و سافرون باروز به عنوان بازيگران اصلي در فيلم سينمايي «سرقت از بانك» بازي كرده‌اند.

*«شرم»
عصر جمعه ساعت 16 فيلم سينمايي «شــرم» به كارگرداني و تهيه كنندگي «كيومرث پوراحمد» از شبكه يك سيما پخش مي‌شود.
در فيلم سينمايي «شـــرم» با بازي مهدي باقربيگي، پروين دخت يزدانيان، جهانبخش سلطاني و زهره سلطاني مي‌بينيم: نوجواني به نام مجيد مشغول ساختن يك فيلم هشت ميلي‌متري است. او، صد تومان از آقا كيوان طلب دارد اما خجالت مي‌كشد طلب خود را مطالبه كند. مجيد تمهيدات گوناگوني را براي طلب خود به كار مي‌گيرد تا به طور مستقيم آقا كيوان را به ياد قرضش بيندازد، اما هيچ كدام موثر واقع نمي‌شود.
در انتها ناچار مي‌شود از نقش خود خارج شود...
فيلم سينمايي «شـــرم» از توليدات گروه كودك و نوجوان شبكه يك است.

*«عشق ميراثي پايان ناپذير»
فيلم سينمايي «عشق ميراثي پايان ناپذير»به كارگرداني مارك گيري فيث در روز عيد سعيد فطر ساعت17:30از شبكه دو سيما پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان فيلم آمده:كلانتري در يك حادثه كشته مي‌شود و ميسي، همسر و اد فرزند او از آنجايي كه فرد ديگري را در شهر ندارد تصميم مي‌گيرند به نزد پدر و مادر ميسي بروند و زندگي خود را در آنجا ادامه دهند. در اوايل ورود ميسي و اد به شهر، آنها متوجه مي‌شوند كه سرپرستي عده‌اي از كودكان بي‌سرپرست به خيرين واگذار مي‌شود.ميسي ناخواسته مجبور مي‌شود كه سرپرستي بليندا مارشال را برعهده بگيرد. بليندا برادري به نام جاكوب نيز دارد كه به دست آقا و خانم پتيس افتاده است و اين خانواده رفتار خوبي با او ندارند. بليندا از اين امر در عذاب است و علاوه بر كمك‌هاي شبانه شامل غذا و خوراكي‌هاي خوشمزه، سعي مي‌كند او را هرچه زودتر از دست خانواده نامهربان پتيس خارج كند.
ارين كترل ويكتور براون در فيلم سينمايي «عشق ميراثي پايان ناپذير» به تهيه كنندگي اريك اولسون محصول سال 2007 آمريكا به ايفاي نقش پرداختند.

*«تيم قرمز»
فيلم سينمايي «تيم قرمز» به كارگرداني جرمي هف و تهيه كنندگي پل كليچ من پنجشنبه11مهر ساعت 23:45 از شبكه دو سيما پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان فيلم آمده:جيسون شاندلر مامور خبره وظيفه شناس پليس آمريكا است كه به همراه زني به نام استفان مشغول انجام وظيفه در بخش پليس جنايي است.
مدتي است كه سلسله قتل‌هايي در شهر اتفاق مي‌افتد و در آنها مجرمان سابقه‌دار كشته مي‌شوند. جيسون پس از تحقيق درمي‌يابد، اين
قتل‌ها خلاف آنچه برخي همكاران او سعي در وانمود كردنش دارند، خودكشي نيستند.
جيسون از رئيسش هي وود مي‌خواهد به تحقيقات او در اين زمينه توجه كند. هي وود با ديدن فعاليت‌هاي جيسون از او مي‌خواهد وارد گروهي
به نام تيم قرمز شود كه به نوعي نقش يك گروه ضربت كار كشته را بازي مي‌كنند. جيسون با عضويت در اين گروه و همراهي آنها در يكي از ماموريت‌هايشان درمي‌يابد اعضاي اين تيم به همراه هي وود پس از دستگيري مجرمان در همان محل آنها را به قتل مي‌رسانند. جيسون هنگامي كه از اين ماجرا با خبر مي‌شود از عضويت در اين گروه منصرف شده و تصميم مي‌گيرد به كمك استفان و يكي از اساتيد قديمي‌اش، پرده از اقدامات غيرقانوني تيم قرمز بردارد.
پاتريك مال دن و كتي مورياتي در فيلم سينمايي «تيم قرمز» محصول سال 1999 كانادا به عنوان بازيگر اصلي ايفاي نقش كرده‌اند.

*«خواب زمين»
فيلم تلويزيوني «خواب زمين» به تهيه‌كنندگي «اميرعباس كني» و كارگرداني «محمدرضا آهنج» روز جمعه 12 مهر ساعت 17:30 از شبكه دو سيما پخش مي‌شود.
داستان اين تله فيلم درباره زني جوان و خارجي به نام مارياست كه براي مشاهده كامل‌ترين و طولاني‌ترين كسوف قرن به همراه همسرش محسن به ايران آمده و در روستاي زيبايي كه زادگاه محسن است اقامت مي يابد. لحضه كسوف(گرفت كامل خورشيد) فرا مي‌رسد. تمامي اهالي، دانشگاهيان، علاقه‌مندان، توريست‌ها و ... روي تپه كسوف جمعند. پس از انجام «گرفت كامل خورشيد»، براي ماريا اتفاقات عجيب و غير قابل پيش بيني رخ مي‌دهد.
از عوامل اصلي اين تله فيلم مي‌توان به: نويسنده فيلمنامه:فديا نورالهيان، طراح: امير عباس كني، كارگردان: محمدرضا آهنج، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز:سيد احمد ميرمحمدي، مدير توليد: حسن اسدي، تدوين و صداگذاري: روح الله انصاري، طراح صحنه و لباس:داريوش پيرو، طراح گريم: محمد قومي، مدير تصويربرداري: فرشاد گل سفيدي، مدير صدابرداري:عليرضا كلانتري، تدوين و صداگذاري:روح الله انصاري، جلوه‌هاي ويژه
رايانه‌اي:علي داودي و حسين محمد قاسمي، جلوه‌هاي ويژه ميداني:حسين طلابيگي، دكوراتور:سيد حسين موسوي، مديرصحنهماني خرمشاهي، جانشين توليد: مهدي عباسي، منشي صحنه:مريم طريقي‌نژاد، دستيار دوم كارگردان:محمد شاهوردي، دستيار تهيه كننده:عليرضا مهدي‌زاده، عكاس پشت صحنه: مهدي حيدري اشاره كرد.
امين زندگاني، فرخ نعمتي، سعيد داخ، حسن اسدي و ... در تله فيلم «خواب زمين» محصول گروه فيلم و سريال شبكه دو سيما به ايفاي
نقش پرداختند.

*«كلاهي براي باران»
شبكه سه سيما براي شب عيد سعيد فطر سه شنبه 9 مهرماه ساعت 23 فيلم سينمايي «كلا هي براي باران» ساخته «مسعود نوابي» را پخش مي‌كند.
در خلاصه داستان فيلم آمده: ابراهيم و جلال براي دزدي وارد خانه اي مي‌شوند. ابراهيم در جريان دزدي متوجه حضور باران و مادرش در خانه مي‌شود. او هنگام خروج متوجه خودكشي باران به علت شكست عشقي در برابر پيروز مي‌شود، اما به سرعت آنجا را ترك مي‌كند و همراه جلال از آنجا دور مي‌شود ولي به اصرارابراهيم، جلال براي نجات باران به خانه بر مي‌گردد و به كمك مادرش او را به بيمارستان مي‌رسانند.
رضا عطاران، جواد رضويان، حديث فولادوند، مهران غفوريان و مهران رجبي در فيلم سينمايي «كلا هي براي باران»به ايفاي نقش پرداختند.

*«داداش مونا گاندي شناس مي‌شود»
فيلم سينمايي «داداش مونا گاندي شناس مي‌شود» به كارگرداني راج كمارشيراني در روز عيد سعيد فطر ساعت 22:15 از شبكه سه سيما پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان فيلم آمده:داداش مونا شخصي زورگو است كه براي لاكي سينگ كار مي‌كند و طرفدار گوينده‌اي به نام جان وي است. وقتي مي‌شنود مسابقه‌اي درباره گاندي در راديو اجرا مي‌شود كه مجري آن جان وي است، با دزديدن چند استاد دانشگاه و گرفتن اطلاعات از آنان خود را براي مسابقه آماده‌ مي‌كند و وقتي به ايستگاه راديو مي‌رود با ديدن جان وي عاشق او مي‌شود.
سانجي دات، ويديا والان و بومن ايراني در فيلم سينمايي «داداش مونا گاندي شناس مي‌شود» محصول كشور هند به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

*«عكاس سمج»
فيلم سينمايي «عكاس سمج» به كارگرداني «پال آبسكال» و با بازي كول هازر، رابين تاني، دنيل بلدوين، تام سايزمور، دنيس فرينا پنجشنبه 11مهرماه ساعت 20:30 از شبكه سه سيما روي آنتن مي‌رود.
در خلاصه داستان اين فيلم آمــده: بولارامي مردي خانواده دوست از مونتانا است كه يكشبه بوسيله بازي در فيلمي اكشن به اسم نيروي آدرنالين تبديل به سوپر استار مي‌شود، اين موفقيت غير از شهرت دردسرهايي هم براي او به همراه دارد مثل از دست دادن حريم خصوصي و تعقيب هميشگي توسط چهار پاپاراتزي خلاف‌كار و بي‌وجدان، سرانجام همين پاپاراتزي‌ها باعث بروز تصادف شديدي مي‌شوند كه منجر به كما
رفتن پسر بو و مجروح شدن شديد همسر او مي‌شوند، پس از فشارهاي فراوان بو ناخواسته باعث كشته شدن يكي از پاپاراتزي‌ها كه در تصادف خانواده او مقصر بود مي‌شود و بعد از آن تصميم مي‌گيرد انتقام خانواده خود را از 3 پاپاراتزي باقي مانده بگيرد.
فيلم سينمايي «عكاس سمج» محصول سال 2007 آمريكاست.

*«روز هشتم»
در برنامه اين هفته صدفيلم شبكه سه سيما، فيلم سينمايي «روزهشتم» ساخته ژاك وون محصول كشور سوئد، ساعت22:30 پخش خواهد شد.
داستان فيلم از اين قــرار است كه: هري مردي است كه در كار و تجارت موفق و سرشناس است اما از شدت درگيري‌هاي شغلي نتوانسته اين موفقيت و محبوبيت را در خانواده و زندگي خصوصي‌اش حفظ كند و در روابط عاطفي خود با همسر و فرزند دچار مشكلات جدي شده است. او در يك روز باراني به‌طور تصادفي با جورج آشنا مي‌شود. او جوان منگولي است كه چندي پيش مادرش را از دست داده و تنها عضو خانواده، خواهرش كه داراي همسر و فرزند است او را به آسايشگاه بيماران رواني سپرده است. جورج براي يافتن مادرش (كه مرگ او را باور نكرده
است) از آسايگاه خارج شده و هري براي يافتن خانواده او و سپردن به خواهرش چندين روز را با او سپري مي‌كند.

*«راز زيبا»
فيلم سينمايي «راز زيــبــا» به كارگرداني لئو پالدا لابارد در روز عيدسعيد فطر ساعت 20:30 از شبكه چهار سيما پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان فيلم آمده:هورخه نوجوان پرشوري با عواطف پاك است، او با مادرش زندگي مي‌كند و مادر همواره مراقب اوست و به
كارها و امور پسرش رسيدگي مي‌كند، اما گويا به تازگي مادرش با مردي آشنا شده و قصد ازدواج دارد. هورخه از اين بابت نگران و عصبي است. روزي هنگام بازي در كوچه توپش به حيات خانه مجللي مي‌افتد و هورخه وارد خانه شده و با پيرمرد و پيرزني آشنا مي‌شود.
آنادلا رگائورا و كيتي جارادو در فيلم سينمايي «راز زيــبــا» محصول سال 2002 اسپانيا به ايفاي نقش پرداختند.

*«آخرين هورا»
فيلم سينمايي «آخرين هورا» به كارگرداني جان فورد پنجشنبه 11مهر ساعت15:30از شبكه چهار سيما پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: فرانك اسكفينگتن مدتهاست كه شهردار شهري در شرق آمريكاست. هرچند دور و اطراف فرانك را همكاران سياسي او گرفته‌اند اما او به جز خواهرزاده آرمان گرايش، با نام آدام كالفيلد قوم و خويشي ندارد. آدام براي روزنامه‌اي كار مي‌كند كه سردبير آن سخت مخالف مواضع فرانك است. فرانك همسرش را از دست داده است و اميدي هم به پسر خود ندارد.بسياري از همكاران و اطرافيان نيز او را سياستمداري تمام شده مي‌دانند، اما فرانك كه سياستمداري كهنه كار و قديمي است قصد دارد آخرين مبارزه سياسي خود را اجرا كند.
اسپنسر تريسي، جفري هانتر و دايان فورستر در فيلم سينمايي «آخرين هورا» به نويسندگي فرانك نوجنت محصول سال 1958 آمريكا به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

*«شمشير در ماه»
در برنامه اين هفته «سينما 4» فيلم سينمايي «شمشير درماه» به كارگرداني كيم اوي سوك و نويسندگي جانگ مين سوك ساعت 20:30 از شبكه چهار سيما پخش مي‌شود.
داستان حماسي و تاريخي فيلم سينمايي «شمشير در ماه» با يك كودتا در دولت آغاز مي‌شود كه يك غاصب به عنوان پادشاه با بي‌رحمي
به زمامداري‌اش ادامه مي‌دهد و يك افسر معروف به قصاب محافظ امپراطوري است.اما اوضاع عوض مي‌شود و تعدادي از وزيران يك به يك توسط فردي ناشناس كه روي شمشير آن جمله «شمشير در ماه» است، به قتل مي‌رسند و همه بسيج مي‌شوند كه قاتل را بيابند.
مين سوچوي و جي‌هيون‌جو در فيلم سينمايي «شمشيري در ماه» محصول سال 2006 بازي دارند.

*«سه استاد كيم»
صبح روز عيد سعيد فطر چهارشنبه 10 مهرماه ساعت 9 بيننده فيلم سينمايي «سه استاد كيم» از شبكه تهران باشيد.
داستان فيلم سينمايي «سه استاد كيم» درباره سه مرد است كه هر سه استاد فنون رزمي هستند و با هم در زمينه هنرهاي رزمي رقابت و
درگيري دارند. استاد كيم1 فنون تايكيون يعني مبارزه بدون سلاح را در كنگ فو به بچه‌ها مي‌آموزد، استاد كيم 2 فنون كندو را كه مبارزه با سلاح و نوعي ديگر از كنگ فوست را مي‌آموزد و استاد كيم 3 ووشو آموزش مي‌دهد. ضمن اينكه در نواختن موسيقي هم مهارتي دارد. چون استادان 1 و 2 مهارت رزمي كاملي ندارند، هنرجويان اين دو كم كم استاد كيم 3 گرايش مي‌يابند و اين موضوع خشم و حسادت دو استاد را برمي‌انگيزد.از سوي ديگر هر سه اين استادان به دختر يك رستوران‌دار علاقمند بوده و قصد ازدواج با وي را دارند. از آنجا كه پدر وي به خاطر قابليت‌هاي
استاد ووشو او را از همه لايق‌تر مي‌بيند علاقمند است كه به خواستگاري وي جواب مثبت بدهد، اما براي اينكه عدالت بين آنها رعايت شود به آنها پيشنهاد يك مبارزه مي‌دهد.
شين هيون جوي، چوي سونگ كوك و ون اوه جونگ در فيلم سينمايي «سه استاد كيم» محصول سال2007 كره جنوبي بازي دارند.

*«جهنده»
فيلم سينمايي «جهـنده» به كارگرداني داگ لـيمــن در روز عيد سعيد فطر چهارشنبه 10 مهر ساعت 13:30 از شبكه تهران پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: ديويد پسر بچه‌اي با خانواده‌اي از هم پاشيده، گوشه‌گير و خجالتي است كه طي يك حادثه شكستن يخ زير پايش و فرو رفتن در آب به زمان و مكاني ديگر مي‌رود، به زودي ديويد متوجه مي‌شود كه يك جهنده است و توانايي آن را دارد كه در مدت كوتاهي به مكان‌هايي با فواصل دور سفر كند. او درحال گشت و گذار دور دنيا بزرگ مي‌شود و به سنين جواني مي‌رسد. سپس به زادگاهش باز مي‌گردد و با دختري به نام ميلي كه از كودكي به وي علاقه داشته و اكنون در يك كافي شاپ كار مي‌كند پيشنهاد ازدواج مي‌دهد تا بتواند آرزوي هميشگي دختر را كه سفر به رم است را به سرعت برآورده كند. ازدواج به سرعت انجام مي‌شود و آنها با همان سرعت به رم مي‌روند. اما رولاند ماموري است كه عقيده دارد كه جهنده‌ها به دليل توانايي‌هاي فوق‌العاده‌شان آدم‌هاي تبهكاري هستند و بايد كشته شوند وي را تعقيب مي‌كند.
هايدن كريستنسن، جمي بل وراسل بيلسون در فيلم سينمايي«جهنده» محصول سال 2008 آمريكا كه در ژانر حادثه‌اي، ماجراجويي، علمي، تخيلي و هيجاني ساخته شده، به ايفاي نقش پرداختند.

* «ازدواج به سبك هندي»
عصر روز پنجشنبه11مهرماه فيلم سينمايي «ازدواج به سبك هندي» ساعت13:30 از شبكه تهران پخش مي‌شود.
در خلاصه داستان اين فيلم هندي با بازي آميتاباچان، تابو، پارش راول و زهره سگال آمده:گوپتا يك سر آشپز بداخلاق در يك رستوران هندي در لندن است. او در كار خود بسيار جدي و دقيق است و به سختي مي‌تواند انتقاد از غذاهايش را بپذيرد. بنابر اين وقتي يك دختر گردشگر هندي به نام نينا به يك پلوي زعفراني رستوران او ايراد مي‌گيرد كه شيرين است، گوپتا نمي‌تواند تحمل كند و به شدت از كوره در مي‌رود، هرچند بعدا كه غذا را امتحان مي‌كند مي‌بيند كه واقعا شيرين است، قصد مي‌كند آشپزي كه غذا را آماده كرده اخراج كند و تمهيداتي مي‌انديشد كه از نينا عذرخواهي كند. اما سپس به نينا علاقه‌مند مي‌شود درحاليكه او يك پيرمرد شصت و چهارساله است و نينا يك دخترجوان سي و چهارساله و اختلاف سني آنها حدود سي سال است و اين باعث مي‌شود كه گوپتا در پيشنهاد ازدواجش ترديد كند.
آربالكي در سال 2007 فيلم سينمايي «ازدواج به سبك هندي» را در ژانر ملودرام و كمدي ساخته است.

*«جك كانگورو»
شبكه تهران براي عصر روز جمعه12مهر ساعت13:30فيلم سينمايي «جك كانگورو» به كارگرداني ديويد مكنالي را براي پخش در نظر گرفته است.
داستان در مورد نوجواني به نام جك است كه ناپدري بداخلاقي دارد كه مي‌خواهد او را از سرش باز كند. از طرف وي به او ماموريت داده مي‌شود كه پاكت پولي را به استراليا برساند.
جك نيز به اتفاق دوست سياهپوستش به سفر ايتاليا مي‌رود. او كاپشن قرمزي دارد كه معتقد است برايش شانس مي‌آورد كه در استراليا اتفاقي به تن كانگورويي مي‌رود و معلوم مي‌شود كه پاكت پول‌ها نيز در داخل جيب كاپشن است. آنها براي يافتن پول‌ها بايد كانگورو را پيدا كنند.
استلاوارن، آنتوني اندرسون و جري اوكونل در فيلم سينمايي «جك كانگورو» محصول سال2003 آمريكا و استراليا به ايفاي نقش پرداختند.
__________________

اين هم پوستري از فيلم:


 
::: « سرقت بانك » و « جهنده » در سيما در تعطيلات آخر هفته و عيد فطر :::

سرقت بانك
The Bank Job



«سرقت از بانك» يكي از بهترين فيلم‌هايي است كه در ژانر جنايي و دلهره ساخته شده است. ساخته‌ي راجر دونالدسون زاويه‌اي جديد از پرداختن به موضوع سرقت در يك فيلم سينمايي را پيش روي مخاطب قرار مي‌دهد و در حقيقت سرقت از بانك فيلمي درباره‌ي سرقت و دزدي نيست، بلكه اين فيلم به عواقب و پيامدهاي دزدي مي‌پردازد.

«سرقت از بانك» با عنوان اصلي "The bank job" در سال 2008 و با مدت زمان 111 دقيقه ساخته شده است. اين فيلم محصول كشور انگلستان است كه به‌دليل به نمايش گذاشتن صحنه‌هاي فساد اخلاقي شخصيت‌ها، در آمريكا، درجه "آر" گرفته و درنتيجه براي مخاطب زير 17 سال مناسب تشخيص داده نشده است. اين فيلم درخود انگليس و كشورهايي چون نروژ، فنلاند و ايرلند نيز مناسب افراد زير 15 سال تشخيص داده نشده است.

** داستان فيلم

فيلمنامه‌ي «سرقت از بانك» را ديك كلمنت و يان لافريناس با همكاري هم نوشته‌اند. اين فيلم داستاني واقعي را روايت مي‌كند و داستان آن درباره‌ي سرقت از يك بانك است كه در پي آن اسناد و مدارك مالي سردمداران و مقامات انگليسي به‌دست سارقان مي‌افتد كه در صورت انتشار اين اسناد، بسياري از زدوبندها و اختلاس‌هاي مالي اين افراد افشا خواهد شد.


 

** درباره‌ فيلم

سينمايي «سرقت از بانك» جريان يكي از بزرگترين سرقت‌هاي بانكي دنيا را توسط عده‌اي دزد غيرحرفه‌يي به‌تصوير مي‌كشد كه تا مدت‌ها تمام بريتانيا را در حيرت فرو برده بود. اين فيلم علاوه بر روايت داستان سرقت 5 ميليون پوندي از بانكي در لندن، قصه‌ي ناگفته فساد مالي و اخلاقي سياستمداران انگليسي دهه‌ي 70 را براي تماشا‌گرانش بازگو روشن مي‌كند.
«سرقت از بانك» اگرچه مي‌تواند تماشاگران را به وجد بياورد و سرگرم كند اما يقينا آنها را به فكر مي‌اندازد.
سينمايي «سرقت از بانك» اگرچه به دليل موضوعي جنايي كه دارد از تعليق قابل قبولي براي تماشاگرانش برخوردار است، اما نقش مهم عنصر تصادف دربسياري صحنه‌ها و نپرداختن به جزييات براي واقعي‌تر كردن حوادث تا حدودي تماشاگر را اذيت مي‌كند.
سينمايي «سرقت از بانك» از بازي و تدوين قابل قبولي هم برخورداراست به نحوي كه چنين عواملي دركنار داستان پرتعليق و واقعي فيلم، تماشاگر را تا پايان پاي تلويزيون نگه مي‌دارد.

** گاف‌هاي فيلم

ـ اگرچه فيلم حوادث سال 1971 را به تصوير مي‌كشد اما برروي درب بسياري از مغازه‌ها تبليغ كارت‌هاي اعتباري ازجمله (ويزا) به چشم مي‌خورد. اين درحالي است كه عنوان (ويزا) پيش از سال 1977 براي هيچ كارت اعتباري استفاده نمي‌شد.
ـ درصحنه‌اي از فيلم از ماشين پليس جگوار رنگ سفيد استفاده شده بود اين درحالي است كه تا اواخر دهه‌ي 1970 در انگلستان چنين ماشين پليسي وجود نداشت.
ـ در صحنه‌اي از فيلم‌ از نوعي قطار زيرزميني استفاده شده بود كه در سال 1971 درايستگاه باكرلو وجود نداشت. اين قطارهاري قرمز رنگ تنها طي دهه‌ي 1930 تا 1950 دراين ايستگاه استفاده مي‌شدند.
ـ در صحنه‌اي از فيلم مايكل ايكس درحالي خود را ازهالي ترينيداد معرفي مي‌كند با لهجه‌ي جامائيكايي صحبت مي‌كند.
ـ در سكانسي از فيلم كه مارتين در فروشگاه مشغول صحبت‌كردن است، بارها در پلان‌هاي مختلف كت او با دكمه‌هاي بازو‌بسته به تصوير كشيده مي‌شود.



** درباره‌ كارگردان

ارجر دونالدسون كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس استراليايي الاصل 15 نوامبر 1645 در بالارات متولد شد.
او نخستين فيلم سينمايي‌اش با عنوان «سگ‌هاي خوابيده» را درسال 1977 و پس از يك فيلم تلويزيوني ساخت. دونالدسون پس از «سگ‌هاي خوابيده»، 15 فيلم ديگر را هم كارگرداني كرد كه سرقت از بانك آخرين فيلم‌ وي محسوب مي‌شود.
او درسال 1984 براي ساخت فيلم بخشش با بازي مل گيبسون و آنتوني هاپكينز و دانيل دي‌لويش نامزد دريافت نخل طلاي كن شد. دونالدسون «سريع‌ترين هندي دنيا» با بازي هاپكينز؟؟ را در سال 2005 كارگرداني كرد كه بيش از ديگر آثارش مورد تقدير قرار گرفت.
وي علاوه بر كارگرداني درزمينه‌ي نويسندگي، تهيه‌كنندگي، فيلمبرداري و تدوين نيز فعاليت دارد كه درفيلم آخرش «سرقت از بانك» به صرف كارگرداني بسنده كرده است.
راجردونالدسون تاكنون 3 جايزه‌ از جشنواره‌هاي هنري رادريافت كرده و 4‌بار هم نامزد دريافت جايزه شده است.

** بازيگران فيلم

درسينمايي «سرقت از بانك» جبسيون استاتام (درنقش تري) سافرون باروز (مارتين)، استفان كمپبل مورد (كوين) و دانيل ميز ايفاي نقش كرده‌اند.

** پخش از تلويزيون

برنامه‌ي «سينمايك» براي آغاز سري جديد خود، پنج‌شنبه (11 مهرماه) فيلم «سرقت از بانك» را انتخاب كرده كه به روي آنتن مي‌برد. اين فيلم با حضور اميرشهاب رضويان و كوروش سليماني در قالب سينمايك نقد و بررسي مي‌شود.




__________________
@@@@@@@@@@@@@@
 
__________________
@@@@@@@@@@@@@@

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387 19:11 توسط نويد


گفت و گویی جالب با شاهرخ خان / حتما به ایران می آیم


گفت و گویی جالب با شاهرخ خان / حتما به ایران می آیم


اشاره: از آنجا که "ام شانتی ام" از بزرگ ترین پروژه های سینمایی بالیوود محسوب می شود از زمان تعیین نام فیلم گرفته تا ثبت تاریخ اکران و به روی پرده رفتن آن تبلیغات وسیعی در تلویزیون و مطبوعات صورت گرفت و این شاهرخ خان بود که پی در پی در برنامه های تلویزیونی و نشست های مطبوعاتی حاضر می شد و با اکران فیلم و برگزاری مهمانی مخصوص آن در لندن شاهرخ خان دست نیافتنی تر از همیشه به نظر می رسید و دیدن او حتی برای یک دقیقه امری محال. اما با این حال چون از علاقه شدید شما عزیزان به سلطان بالیوود به خوبی آگاهیم تمام تلاش خود را به کار بستیم تا موفق به دیدار وی در منزلش شدیم وملاقاتی کوتاه ولی صمیمانه با او داشتیم و گفتگوی مختصر ما با او را می خوانید.

اگر واقعا مانند کاراکتر"ام شانتی ام" در دهه 70 زندگی می کردید و یک بازیگر سیاهی لشکر بودید آیا هرگز فکر می کردید که روزی به مقامی که اکنون دارید دست بیابید و لقب سلطان بالیوود را از آن خود کنید؟


نه من اصلا نمی توانم فکرش را بکنم که در آن دهه چه نوع بازیگری می بودم اما وقتی قدم به عرصه بالیوود گذاشتم هرگز فکر نمی کردم که روزی لطف خدا این قدر شاملم حالم شود و نعمت به این بزرگی را به من عطا کند. من فکر نمی کنم که الان به خاطر خودم، شاهرخ خان هستم بلکه از خدا شکر گزارم و فکر می کنم همه و همه لطف خدا و دعای پدر و مادرم و لطف مردم بوده است که مرا به این جا رسانده. من فقط به فکر این بوده و هستم که سخت کار کنم و هر چه بلدم در طبق اخلاص بگذارم.


خداوند هم حتما شما را لایق چنین نعمت هایی دانسته است. با توجه به این که "ام شانتی ام " محصول جدید کمپانی فیلمسازی شما (ردشیلیز) است و این قدر گسترده مورد استقبال قرار گرفته و در گیشه موفق شده، چه آینده ای را برای کمپانی خود می بینید و چه نقشه هایی در سر دارید؟


من برای این کمپانی خیلی رویا ها دیده ام. قبل از هر چیز دوست دارم این شرکت در امر جلوه های ویژه بیشتر فعالیت و پیشرفت کند. همان طور که در فیلم هایی مانند "ام شانتی ام" ،"دون"،"معما"،"جووم برای جووم"، "جلو بزن هندوستان"،کمپانی من ساخت جلوه های ویژه را به عهده داشته است.ایده دیگر من کار در تلویزیون است. تهیه کنندگی برنامه های تلویزیونی و پشتیبانی از بازیگران تازه وارد به بالیوود. دوست دارم با این کمپانی هر سال چند فیلم ارائه دهم یکی در قالب بازیگر و3-2 در فالب فرصت دادن به کارگردانان جوان. این کمپانی در حال حاضر بیش از صد کارمند دارد و قصد دارم بیشتر توسعه اش دهم. تجارت خوبیست و من این کار را دوست دارم. مدت شش سال است که این کمپانی فعالیت می کند و تا به هم کارش خوب بوده و فیلم هایی مثل"آشوکا"،"چلته چلته"،" معما"،
"مه هونا" و "ام شانتی ام " را تولید کرده است. حال این فیلم ها چه پر فروش و چه کم فروش هر کدام حرفی برای گفتن داشته اند.

آیا در طول دوران فیلمبرداری" ام شانتی ام" لحظات خاصی بود که بعد ها از آن به عنوان خاطره یاد کنید؟


در واقع ما این فیلم را در یک لوکیشن و استودیو بسیار بزرگ انجام دادیم که فکر می کنم بزرگ ترین استودیو هند باشد. صحنه های مشکل هم در فیلم داشتیم مثل صحنه آتش سوزی فیلم که باید قهرمان داستان از داخل آن می پرید. صحنه های کمدی هم داستیم. تمام عوامل فیلم مثل یک خانواده بودیم. من، فرح خوان ، آرجون رامپال،دیپیکا، شریاس و ... خیلی به هم نزدیک بودیم درست مثل اعضای یک خانواده. نکته دیگر اینکه خوشبختانه تمام فیلمبرداری در بمبئی انجام شد و مجبور به مسافرت نبودیم با تمام بازیگران فیلم صحنه های مختلفی داشتم و کل کار خاطره انگیز بود.

سکانس های مورد علاقه شما در "ام شانتی ام" کدام ها هستند؟


از سکانس های مورد علاقه من سکانسی که کاراکتر
"ام" برای اولین بار "شانتی" را از نزدیک می بیند آنجا که "شانتی" از ماشین پیاده می شدو و نواآهنگ
"آکومه تری" آغاز می شود و دیگر صحنه مورد علاقه من صحنه ای است که "ام"با تمام تلاشی که برای ابراز علاقه به"شانتی" می کند فقط دهانش باز و بسته می شود اما حرفی نمی زند.

فیلم بعدی شما چیست و با چه کسی کار خواهید کرد؟


چند فیلم نامه پیشنهاد شده که می خوانم و بعد تصمیم خواهم گرفت.اما در آگوست سال بعد احتمالا فیلمی با کارن جوهر خواهم داشت به نام " اسم من خان است". در حال حاضر هم در فیلم "رب نه بنایا جوری" بازی می کنم.

راستی شما تا به حال فیلم ایرانی دیده اید؟


یکی دو فیلم دیده ام اما متاسفانه نام هایشان در خاطرم نیست اما فکر می کنم که سینمای ایران سینمای بسیار خوبی است. یکی از آن فیلم هایی که دیدم راجع به یک پسر جوان و خانواده اش بود و کارگردانش هم یک خانم بود . فیلم بسیار زیبایی بود . راستی اسم خودم هم فارسی است پدر همیشه به من می گفت که شاهرخ نامی است فارسی، اتفاقا کمی فارسی بلد بودم و یک جمله هم از او در خاطره مانده که نمی دانم درست تلفظ می کنم یا نه. به هر حال سینمای ایران بسیار سینمای خوبیست و فکر می کنم بیشتر فیلم های هنری می سازند تا تجاری. به نظرم فیلم های ایرانی به دل انسان راه پیدا می کنند و قلبت را لمس می کنند. احساسات قوی و ذهنیت خوبی در فیلم های ایرانی است . داستان های ساده را به خوبی بیان می کنند طوری که انسان دوست دارد آنها را برای بچه هایش تعریف کند. من واقعا دوست دارم به ایران سفر کنم. همسرم هم بسیار مشتاق است و نشانه اش هم این فرش ایرانی است که خریده و در این اتاق پهن کرده است ان شاا... که می آییم.

ما هم بی صبرانه منتظریم که به ایران بیایید و مهمان ما باشید.

ان شاا... ان شاا... واقعا می خواهم بیایم پدرم هم خیلی از آنجا تعریف می کرد.

مریم رضایی
ایراسان
__________________

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 21:32 توسط نويد


گزارش پشت صـحنه‌ سريال «مــأمور بـدرقه»‌



خانه‌اي كه فقط براي سه ساعت اجاره شده...

گزارش پشت صـحنه‌ سريال «مــأمور بـدرقه»‌

سريال «مأمور بدرقه» شبكه تهران يكي از دو سريال طنزي است كه در ماه رمضان امسال به روي آنتن مي‌رود. اين سريال كه به عنوان آخرين مجموعه مناسبتي سيما هرشب از شبكه تهران پخش مي‌شود توسط سعيد سلطاني كارگرداني شده است.
تهيه‌كنندگي «مأمور بدرقه» را اسماعيل عفيفه برعهده دارد و با توليد اين سريال، پس از «سال‌هاي برف و بنفشه»، «خانه‌اي در تاريكي» و «پس از باران»، چهارمين همكاري‌اش را با سلطاني به ثبت مي‌رساند.
ضمن اين‌كه سعيد سلطاني ماه رمضان سال گذشته، ساخت سريال «شكرانه» را براي شبكه تهران برعهده داشت و عفيفه هم سريال «ميوه ممنوعه» را براي شبكه دو تهيه‌كنندگي كرد؛ اما اين‌كه چرا هركدام از اين دو پس از ساخت سريال‌هايي اين‌چنيني به سمت توليد سريالي طنز مانند «مأمور بدرقه» گرايش پيدا كرده‌اند، پرسشي است كه در بازديدي از پشت صحنه اين سريال به دنبال آن هستيم.

***


به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، بازديد از پشت صحنه سريال «مأمور بدرقه» به توصيه اسماعيل عفيفه، ابتدا از لوكيشني كه در سريال به عنوان خانه «استوار قرقچي» معرفي شده‌است، آغاز مي‌شود؛ اما در آن روز به خصوص، برخلاف آن‌چه در سريال مي‌بينيم كوچه‌اي كه خانه در آن واقع شده است، حسابي شلوغ است و بسياري از مردم روي صندلي‌هاي پلاستيكي رنگي در اطراف خانه نشسته‌اند؛ شلوغي كوچه در بدو امر اين نكته را به ذهن متبادر مي‌كند كه اين جمعيت براي تماشاي تصويربرداري تجمع كرده‌اند، اما پرس‌وجو از همسايه‌ها در نهايت ما را متوجه اين مسأله مي‌كند كه در كنار خانه استوار قرقچي يك مهد كودك واقع شده‌است و اين جمعيت هم براي بردن فرزندانشان اينجا جمع شده‌اند!

داخل حياط خانه قرقچي هم برخلاف آن‌چه در سريال مي‌بينم، چندان خلوت نيست. صندلي‌هاي زرد پلاستيكي دور حوض آبي حياط كه تقريبا هرشب در سريال «مأمور بدرقه» مي‌بينم چيده شده و معلوم است اين محل براي استراحت عوامل و خوردن افطاري آماده شده است.

ورود ما به داخل خانه با ورود دو پسر جوان كه دوچرخه‌اي به همراه دارند‌ مصادف مي‌شود و سپس از سلام و احوال‌پرسي و جوياشدن از محل استقرار سايرين، تازه مي‌فهميم كه اين دو از بچه‌هاي محل هستند كه تنها از سر كنجكاوي داخل خانه شده‌اند؛ پس از متقاعد كردن آن‌ها براي بيرون رفتن از خانه به داخل مي‌رويم ولي آن‌جا هم كسي نيست.
با گذشت چند قسمت از سريال «مأمور بدرقه» و تماشاي هر شب آن‌ها، وسايل خانه قرقچي چندان هم برايمان ناآشنا نيست. ضمن اين كه عكس سيروس گرجستاني برروي ديوار هم اين آشنايي را مضاعف مي‌كند؛ اما در نهايت به گوش رسيدن صداهايي غريبه از طبقه بالا اين نكته را به ما متذكر مي‌شود كه بايد هرچه سريع‌تر خودمان را به آنان معرفي كنيم.
آشنايي با چهره‌هاي ناآشنا كه خستگي كار شبانه‌روزي در اغلب آن‌ها موج مي‌زند، پس از دقايقي ما را به لوكيشني ديگر در همان منطقه رهنمون مي‌كند؛ اين لوكيشين در حقيقت آپارتماني خالي است كه تنها سه ساعت اجاره شده‌ تا يكي از سكانس‌هاي باقي‌مانده از قسمت سيزدهم سريال مامور بدرقه (كه شب گذشته شاهد آن بوديم) در آن تصويربرداري شود.

داخل آپارتماني كه به هيچ وجه برايمان آشنا نيست و پيش از اين در سريال نديده‌ايم، سيروس گرجستاني و محسن طنابنده مشغول تمرين ديالوگ‌هايشان هستند. در طرفي ديگر سعيد سلطاني درحالي‌ كه پشت مونيتور نشسته است همه را به آمدن سر صحنه فرا مي‌خواند.
صحنه با دو دوربين تصويربرداري مي‌شود تا كارها سريع‌تر پيش برود و تعداد نماها هم بيشتر شود.
اسماعيل عفيفه در اين باره مي‌گويد: از همان روزهاي نخست تصميم گرفتيم با دو دوربين كار كنيم و از همان زمان تصويربرداري به سرعت جلو رفت و از شتابزدگي هم پرهيز شد.
او سال گذشته نيز «ميوه ممنوعه» (به كارگرداني حسن فتحي) را دو دوربينه تهيه كرده بود.
در كنار محسن طنابنده و سيروس گرجستاني، بازيگري ديگر نيز حضور دارد كه چهره مطرحي نيست؛ او در نقش بنگاه‌دار آپارتماني خالي را به اين دو نشان دهد و از آنان پاسخ مثبت براي اجاره مي‌خواهد.
در ادامه اين صحنه صحبت بازيگران به «دود» و «هود» و «بود و نبود» مي‌رسد و در نهايت‌ «سيخي» كه اين روزها در بسياري از سريال‌هاي ماه رمضان به تماشاگر نشان داده شده‌است، اين‌بار هم توسط استوار قرقچي (با بازي گرجستاني) در آپارتمان خالي كشف مي‌شود.
اشتباه بازيگر مهمان، سعيد سلطاني را مجبور مي‌كند تا يك بار خود ديالوگ‌هاي او را ادا كند و در نهايت با همان لحني كه ديالوگ‌ها را گفته، فرمان «دوربين ـ حركت» را صادر مي‌كند.
آغاز صحنه براي سريالي كه با دو دوربين تصويربرداري مي‌شود، از لحظات جذاب هر پلان است؛ چراكه براي سينك دوربين‌ها، برخلاف معمول به جاي كلاكت هر بار يك نفر دست‌هايش را در مقابل دوربين بر هم مي‌كوبد.
با پايان اين صحنه، براي انجام مصاحبه، مسيري كه محسن طنابنده به اتاقي خلوت طي مي‌كند را دنبال مي‌كنيم؛ اما ديدن او درحالي‌كه رو به پنجره با خودش حرف مي‌زند و ديالوگ‌ها را تمرين مي‌كند، به ما مي‌فهماند كه حالا زمان مناسبي براي مصاحبه نيست.
گرجستاني نيز در اتاقي ديگر مشغول تمرين ديالوگ‌هايش است؛ آن‌ها تنها چند دقيقه فرصت دارند تا خود را براي صحنه بعد آماده كنند.

سرانجام فرصت به پايان مي‌رسد و دو بازيگر مقابل هم ظاهر مي‌شوند. در اين صحنه كه در آشپزخانه آپارتمان خالي تصويربرداري مي‌شود، افشين روي سكوي ُاپن نشسته و استوار قرقچي كه حالا ديگر توسط افشين «خان عمو» صدا زده مي‌شود، ايستاده با او حرف مي‌زند. صحبت درباره اختلافاتي است كه دو برادر در گذشته با هم داشته‌اند و توضيحات افشين سرانجام خان‌عمو را براي كارهايي كه برادرش انجام داده‌است، متقاعد مي‌كند.
گرجستاني و طنابنده كه هركدام با شرايطي متفاوت به‌ اين‌كار ملحق شده‌اند؛ گرجستاني به عنوان بازيگر سريال‌هاي طنز ماه رمضان ديگر براي هم شناخته شده‌است و محسن طنابنده تا به‌حال نه تنها در سريال‌هاي ماه رمضان كه در هيچ سريال ديگري بازي نكرده است.
او كه سال گذشته سيمرغ بلورين بازيگر نقش مكمل را از جشنواره فيلم فجر دريافت كرد، به واسطه بستن قراردادي براي بازي در كار جديد حسن فتحي با عفيفه آشنا مي‌شود و زمينه بازي در اين سريال هم از همان آشنايي شكل مي‌گيرد.

وقتي از او درباره دليل پذيرش بازي در سريالي مناسبتي مي‌پرسيم، توضيح مي‌دهد كه دوست داشته با قبول اين نقش، فشردگي كارهاي ماه رمضان را تجربه كند؛ چراكه معتقد است در اين فشردگي به همان اندازه كه راه‌هايي بسته مي‌شود، راه‌هاي خلاقيت هم باز مي‌شود.
با اين‌حال طنابنده مي‌گويد كه شايد از اين پس هرگز حاضر نشود ديگر در سريال مناسبتي كه با فشردگي ساخته مي‌شود كار كند؛ مگر اين‌كه متن كامل باشد و زمان كافي هم براي ساخت وجود داشته باشد.
سيروس گرجستاني هم برغم بازي در چند سريال مناسبتي نظري مشابه طنابنده را دارد؛ او بر لزوم كامل بودن متن‌ها تاكيد مي‌كند و اين كه بازيگر در كارهايي كه متن كاملي ندارد نمي‌تواند نقش را پخته تحويل دهد.
گرجستاني به ما مي‌گويد كه در اين سريال سعي داشته نقش يك استوار و پدر خوب را بازي كند و براي اين كار تمام لحظات خوبي كه خود در زندگي به عنوان پدر پنج فرزند داشته را پياده كرده است.
در خلال آماده شدن صحنه گرجستاني مدام نكاتي را به سلطاني پيشنهاد مي‌دهد و سلطاني هم با روي باز برخي از آن‌ها را مي‌پذيرد.

از گرجستاني درباره كار كردن با سعيد سلطاني مي‌پرسيم و اين كه او تا چه اندازه براي نظرات سايرين خصوصا بازيگران حق قائل است. او مي‌گويد: خوشبختانه آقاي سلطاني انعطاف خوبي دارند و نظرها را مي‌شنود و اگر درست باشد، قبول مي‌كند.
سيروس گرجستاني سپس توضيح مي‌دهد كه اين سكانس به پيشنهاد او و محسن طنابنده تغيير كرده است و سعيد سلطاني هم اين پيشنهاد را پذيرفته است.

***


براي يافتن پاسخ اين پرسش به سمت كارگردان مي‌رويم و همين پرسش را از او هم مي‌پرسيم.
سلطاني كه در خلال تمرين گرجستاني و طنابنده فرصت مصاحبه پيدا مي‌كند، اين گونه مي‌گويد كه ساخت سريال كه اتفاق مشترك است و كارگردان خوب كسي است كه اجازه دهد عواملش در راستاي ايده كلي كه وجود دارد، كار كنند و عدم استفاده از هر پيشنهادي كه به تقويت ايده كلي داستان كمك كند، كم‌هوشي است.

اما آن چه سلطاني را به كارگرداني سريالي طنز در ماراتن ساخت سريالهاي مناسبتي سوق داده، پرسش بعدي است كه از او مي‌خواهيم به آن پاسخ دهد؛ پرسشي كه پيش از اين از اسماعيل عفيفه هم پرسيده‌ايم.
سعيد سلطاني به اين پرسش ما پاسخي منطقي مي‌دهد: «برخلاف تصور شما، ما چندان قدرت انتخاب در كارهاي بعدي‌مان نداريم؛ آن‌چه براي ما حكم انتخاب است، در وهله نخست متن و در وهله بعد تهيه‌كننده‌اي است كه بتوان با او ارتباط برقرار كرد؛ وقتي اين چند فاكتور در كنار هم قرار بگيرند، ساخت سريالي را مي‌پذيريم.»
او اين نكته را هم متذكر مي‌شود كه در مامور بدرقه اين فاكتورها برايش مهيا بوده است.

***


- مرتيكه الاغ!
- با كي هستي؟
- هيچي بابا ولش كن...

اينها ديالوگ‌هاي بعدي است كه بين سه بازيگر در صحنه‌اي ديگر رد و بدل مي‌شود. در اين صحنه بار ديگر طنابنده و گرجستاني در اطراف آشپزخانه جمع شده‌اند و سعي دارند به بازيگري كه نقش بنگاه دار را بازي مي‌كند بقبولانند كه خانه را نمي‌خواهند؛ چراكه گران است و دود و دم هم در آن پيدا شده است. بنگاه دار كه مشتري قبلي را رد كرده به هيچ وجه اين بهانه‌ها را نمي‌پذيرد و در حين اداي ديالوگ‌هاي جنجالي محسن طنابنده و بنگاه دار، مدام كاغذهاي لوله شده‌اي است كه رد و بدل مي‌شود. وظيفه رساندن اين كاغذها به طنابنده را يكي از عوامل صحنه بر عهده دارد؛ او درحالي كه روي زمين دراز كشيده تا در كادر ديده نشود، كاغذها را يكي يكي به طنابنده مي‌دهد و او هم در دست بنگاه دار مي‌گذارد.
اين صحنه با برداشت‌هاي بسيار سرانجام به سلامت به پايان مي‌رسد و سلطاني با گفتن كلمه «ُاووووكي» اعلام مي‌كند كه سرانجام تصاويري كه مي‌خواسته را گرفته است.

***


سريال «مامور بدرقه» به مانند ساير سريال‌هاي مناسبتي از مشكل كمبود وقت در امان نمانده‌است و سلطاني و همكارانش مجبورند روزي 10 دقيقه فيلم مفيد بگيرند. با اين حال سلطاني نسبت به اين مساله شكايت چنداني ندارد و اعتقاد دارد كه وقتي با وجود تمام اين دردسرها مي‌بينيم كه سريال‌هاي خوبي ساخته مي‌شوند، به گونه‌اي دهن همه‌مان بسته مي‌شود.

سازندگان سريال «مامور بدرقه» پيش از آغاز پخش، بر اساس لوكيشين رج مي‌زدند، اما به محض اين كه پخش آغاز شد آن‌ها به گرفتن صحنه بر اساس هر قسمت اقدام كردند.
برنامه ريز سعيد سلطاني مي‌گويد: از ابتداي ساخت تا به حال ما روزي بيشتر از 12 ساعت كار نكرده‌ايم كه روندي معمول محسوب مي‌شود؛ به هيچ وجه تا به حال فشاري مضاعف بر عوامل وارد نشده است.
او در ادامه به بازديد مديران سيما از اين پروژه اشاره مي‌كند و اين كه مجيد رجبي معمار(مدير شبكه تهران) تا به حال چندين بار از پشت صحنه مامور بدرقه بازديد كرده است.
از برنامه‌ريز كارگردان درباره تماشاي سريال‌هاي ماه رمضان توسط عوامل مي‌پرسيم كه توضيح مي‌دهد: سريال خودمان را همگي با هم به تماشا مي‌نشينيم و به هنگام پخش سريال‌هاي ديگر شبكه‌ها هم تلويزيون روشن است تا هر كس كه مي‌خواهد بتواند اين كارها را هم ببيند.
با اين حال سعيد سلطاني حتي وقت ندارد سريال خودش را ببيند؛ وقتي از او مي‌پرسيم كه به هنگام پخش سريالش چه كار مي‌كند، با خنده پاسخ مي‌دهد كه مشغول توصيف طراحي صحنه (ميزانسن) بعدي است.

***


حضور ما در پشت صحنه سريال «مامور بدرقه» با آمدن اسماعيل عفيفه كه اين روزها به يكي از تهيه‌كنندگان با تجربه سيما مبدل شده است، مقارن مي‌شود. او به محض آمدن سر صحنه در صندلي كنار كارگردان جاي مي‌گيرد تا از آن جا راحت‌تر بتواند مونيوتورهايي كه به تبع دو دوربينه بودن، تعدادشان به عدد دو مي‌رسد را نظاره‌گر باشد.

از اسماعيل عفيفه درباره‌ي دليل تمايلش به سريال‌هاي طنز مي‌پرسيم كه او مي‌گويد: موضوعات روز بيشتر با ذائقه‌ي مخاطب تناسب دارند؛ اما صرف پرداختن به مسائل جاري اجتماع، باعث مي‌شود كه سريال خودبه‌خود وجه تلخ داشته باشد؛ بنابراين تلفيق مسائل اجتماعي با وجه‌ طنز باعث مي‌شود كه بيننده حس بهتري داشته باشد و از سياه‌نمايي هم پرهيز شود.
و با چنين تفكري است كه عفيفه سريال نوروزي «عطش» را هم با همكاري مسعود كرامتي (به عنوان كارگردان) و عليرضا نادري (به عنوان نويسنده) را با موضوع طنز مي‌سازد.

***


گفت‌وگو با عوامل سريال «مامور بدرقه» تا آخرين لحظه‌هاي اجاره آپارتمان به طول مي‌انجامد و زماني كه آخرين موكت پهن شده روي زمين را از زير پاهايمان جمع مي‌كنند اين گفت‌وگو هم‌چنان ادامه دارد كه البته به مصاحبه محسن طنابنده با سيروس گرجستاني بدل ‌شده است.

اين صحبت‌ها با اين ‌پرسش طنابنده كه «دوست‌ داشتي به جاي من چه كسي مقابلت بازي مي‌كرد؟» و پاسخ سيروس گرجستاني كه «دوست داشتم جاي تو خودم بازي مي‌كردم!»، پايان مي‌يابد.
زمان رفتن در كوچه‌هاي منطقه شهرآرا صداي اذان به گوش مي‌رسد و خبر مي‌دهد كه افطار شده و ما هم‌چنان در راه‌يم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 14:40 توسط نويد


استیون سگال, جیم کری, کامرون دیاز, آرنولد, آل پاچینو و... در عربست و نایلست شنبه 6 مهر

شبکه های ام بی سی ها


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Miss Congeniality








ساعت پخش: 6:30 صبح


كارگردان: Donald Petrie

ژانر: Comedy | Crime | Mystery

بازيگران: Sandra Bullock, Michael Caine, Benjamin Bratt, Candice Bergen, William Shatner

محصول: 2000 آمریکا و استرالیا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










City Hall










ساعت پخش: 8:00 صبح

كارگردان: Harold Becker

ژانر: Drama | Thriller

بازيگران: Al Pacino, John Cusack, Bridget Fonda, Danny Aiello, Martin Landau

محصول: 1996 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









Another Life










ساعت پخش: 9:30 صبح

كارگردان: Philip Goodhew

ژانر: Crime | Drama

بازيگران: Natasha Little, Nick Moran, Ioan Gruffudd, Imelda Staunton, Rachael Stirling

محصول: 2001 انگلستان








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@











Big Brother Trouble










ساعت پخش: 11:30 صبح

كارگردان: Ralph S. Portillo

ژانر: Comedy | Family | Romance | Sport

بازيگران: Dick Van Patten, Mario Lopez, Michal Suchanek, Bo Hopkins, Shad Hart

محصول: 2001 آمریکا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Planet of the Apes








ساعت پخش: 13:30

كارگردان: Tim Burton

ژانر: Action | Adventure | Drama | Sci-Fi

بازيگران: Erick Avari, Helena Bonham Carter, Paul Giamatti, Lisa Marie, Tim Roth

محصول: 2001 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









Cocoon - The Return








ساعت پخش: 15:30

كارگردان: Daniel Petrie

ژانر: Comedy | Drama | Sci-Fi

بازيگران: Don Ameche, Wilford Brimley, Courteney Cox, Hume Cronyn, Jack Gilford

محصول: 1988 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Robinson Crusoe








ساعت پخش: 17:00

كارگردان: George Miller, Rod Hardy

ژانر: Drama | Adventure

بازيگران: Pierce Brosnan, William Takaku, Polly Walker (II), Ian Hart, James Frain

محصول: 1997 آمریکا






@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










The Thomas Crown Affair










ساعت پخش: 18:30

كارگردان: John McTiernan

ژانر: Comedy | Crime | Drama | Romance | Thriller

بازيگران: Pierce Brosnan, Rene Russo, Denis Leary, Ben Gazzara, Frankie Faison

محصول: 2000 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










The Mask









ساعت پخش: 20:30

كارگردان: Chuck Russell

ژانر: Action | Comedy | Crime | Fantasy

بازيگران: Jim Carrey, Peter Riegert, Peter Greene, Cameron Diaz, Richard Jeni

محصول: 1994 آمریکا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@












Masked and Anonymous









ساعت پخش: 22:30

كارگردان: Larry Charles

ژانر: Comedy | Drama | Music

بازيگران: Bob Dylan, Jeff Bridges, Penélope Cruz, John Goodman, Jessica Lange

محصول: 2003 آمریکا و انگلستان







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@










Johnson Family Vacation








ساعت پخش: 30 دقیقه بامداد روز بعد

كارگردان: Christopher Erskin

ژانر: Comedy

بازيگران: Cedric the Entertainer, Vanessa Williams (VII), Solange Knowles, Bow Wow, Gabby Soleil

محصول: 2004 آمریکا








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@









Nixon








ساعت پخش: 2:30 بامداد روز بعد

كارگردان: Oliver Stone

ژانر: Biography | Drama

بازيگران: Anthony Hopkins, Mary Steenburgen, J.T. Walsh, David Paymer, Madeline Kahn

محصول: 1996 آمریکا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@




 






The Running Man









ساعت پخش: 13:30

كارگردان: Paul Michael Glaser

ژانر: Action | Sci-Fi | Thriller

بازيگران: Arnold Schwarzenegger, Maria Conchita Alonso, Yaphet Kotto, Jim Brown, Jesse Ventura

محصول 1987آمریکا







@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@



 




Under Siege









ساعت پخش: 1:30 بامداد روز بعد

كارگردان: Andrew Davis

ژانر: Action | Drama | Thriller

بازيگران: Steven Seagal, Gary Busey, Tommy Lee Jones, Erika Eleniak, Colm Meaney

محصول: 1992 آمریکا و فرانسه








@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 11:19 توسط نويد



نمي خواهم آکسسوار صحنه باشم/گفت و گویی شیرین با مرجانه گلچین



مرجانه گلچين يکي از بازيگران فعال بعد از انقلاب است که با سريال «آيينه» مطرح شد و سال ها نقش اول بيشتر فيلم ها و سريال هاي دهه 60 و 70 را ايفا مي کرد. اما مدت ها بود که از وي بي خبر بوديم تا اينکه با سريال بزنگاه رضا عطاران که در ماه رمضان از شبکه سوم سيما پخش مي شود حضوري دوباره دارد؛ حضوري موفق که مي تواند سکوي پرتابي باشد تا راه نيمه تمام بازيگري اش را ادامه دهد. مرجانه گلچين بسيار خوش رو و باحوصله است و همين گفت وگو با او را لذت بخش مي کند.


جريان چيه خانم گلچين؟ همه از بازي خوب شما در بزنگاه مي گويند.

ممنون از انرژي مثبتي که به من مي دهيد. مطمئناً من و ديگر دوستاني که در اين پروژه همکاري مي کنيم نهايت سعي مان اين است که بتوانيم در قالب آن شخصيتي که ارائه شده موثر و مفيد باشيم.

از خودتان بگوييد تا به «بزنگاه» برسيم.

من از سن 9 سالگي بازيگري را به صورت حرفه يي شروع کردم. رشته اصلي من هنرستان موسيقي بوده و ساز تخصصي که مي نوازم و در آن رشته ادامه دادم، «تار» است (در واقع از آنجا که همه خانواده من دستي بر آتش موسيقي داشته اند مي توانم بگويم اين هنر در ما موروثي است و حتماً شما عموي من «نادر گلچين» را مي شناسيد). در کنار موسيقي هميشه دوست داشتم در قالب شخصيت ها فرو بروم. فعاليتم را به صورت جدي با سريال آيينه شروع کردم اما قبل از آن هم در چند فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني حضور داشتم و موقعيت خوبي را که به دست آوردم اول از همه مديون خواهر بزرگم «منيژه گلچين» هستم که مرا براي سريال آيينه به آقاي لطفي معرفي کرد و توانستم در اين سريال نقش دختر شيطان خانواده را داشته باشم. بعد از آن در چند کار سينمايي حضور داشتم که سينمايي «شب بيست و نهم» که در ژانر وحشت قرار مي گرفت و از اولين تجربه هاي اين ژانر بعد از انقلاب محسوب مي شد يکي از موفق ترين آنها بود و خودم به شخصه به اين اثر بسيار علاقه مندم.

گرچه آن زمان اين فيلم خيلي مرا ترساند اما بازي خوب شما را در «شب بيست و نهم» به خوبي به ياد دارم.

فکر مي کنم اين استعداد در اکثر بازيگرهاي ما هست، اما متاسفانه در جاي مناسب و درست از آن استفاده نمي شود و گاهي شرايط به گونه يي مهيا نمي شود تا بازيگر بتواند خودي نشان دهد و اين در هر ژانري مي تواند اتفاق بيفتد. مثلاً در همين سريال بزنگاه اگر همکاري با آقاي عطاران نبود شايد هرگز اين اتفاق نمي افتاد که من بتوانم در زمينه طنز هم محک بخورم و طنز هميشه براي من محکي بود که دوست داشتم زده شوم و امتحان کنم تا بدانم آيا مي توانم در اين نوع کارها حضور داشته باشم يا نه چرا که هميشه مطلوب من اين بوده که بتوانم در نقش هاي متنوعي بازي کنم.

اين مدت که فعاليت بازيگري نداشتيد، مشغول چه کاري بوديد؟


من در دهه 60 که سريال آيينه را بازي مي کردم خيلي فعال بودم و اين دهه يکي از پربارترين دهه هاي زندگي من بود. در سال 76 آخرين فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني ام را به نام هاي «سقوط» و «متهم» بازي کردم و بعد از آن چون خيلي دلگير بودم از ايران رفتم و از آنجايي که بسيار عاطفي هستم و به بازيگري هم خيلي علاقه دارم از سال 83 دوباره به ايران برگشتم.

چه چيزي موجب دلگيري شما شده بود.

اينکه چرا فضا بايد اينچنين باشد و هنرپيشه يي که دوست دارد بازي کند و تلاشش را هم مي کند نبايد شرايط مساعد را براي فعاليت داشته باشد به همين دليل خواستم از اين فضا دور باشم و رفتم. اگرچه الان هم نمي دانم آيا باز هم آن شرايط براي من به وجود خواهد آمد تا دوباره بتوانم فعاليت دهه 60 را داشته باشم. البته اين را هم اضافه کنم که در اين مدتي که نبودم کار صحنه و راديو را به صورت ممتد ادامه مي دادم.




بعد از اينکه به ايران برگشتيد، آيا شرايط متفاوت شده بود.

به درستي نمي دانم، اما قبلاً يک فضايي ايجاد شده بود که عملاً تعداد محدودي کار مي کردند و فرصت براي ديگران نبود و من نمي فهميدم که چرا شرايط به اين گونه شده است، آيا توانايي بازي در تعداد محدودي از بازيگرها خلاصه مي شود و چرا نبايد شرايط براي همه بازيگرها يکسان باشد.

بعد از اينکه برگشتيد، شرايط بهتر شده بود.

اينها چيزهايي است که نمي توان واضح و روشن درباره آن صحبت کرد.

شما تلطيفش کنيد اما بگوييد؟


من فکر مي کنم همه ما شرايط را بدانيم. اما من به عنوان يک بازيگر و کسي که دلش براي حرفه بازيگري مي تپد اميدوارم که شرايط براي همه يکسان باشد و به هر بازيگري اجازه داده شود تا محک بخورد. متاسفانه در ايران، بازيگري به گونه يي است که اجازه نمي دهيم تا قالبش را بشکند و به صورت ديگري ظاهر شود.

با توجه به اينکه مدتي فرصت داشتيد تا هم بازيگران ايراني را ازدور ببينيد و با بازيگران خارجي مقايسه کنيد، نظرتان در مورد بازيگران ايراني چيست.


ما استعدادهاي خوب در ايران بسيار داريم و اگر بتوانند در آن بستر مناسب قرار بگيرند فکر مي کنم حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشند.

يک مشکلي هم که هست ما بازيگر خوب ميانسال کم داريم، البته نه اينکه کم داشته باشيم. بيشتر حاضر نيستند نقش ميانسال را بازي کنند يا به بيان بهتر ميانسال بودن خودشان را باور کنند و به همين ترتيب قصه هايي هم که نوشته مي شود، معمولاً شخصيت قابل پرداختي براي بازيگران ميانسال ندارند. شايد به همين دليل بتوان به آنهايي که نمي خواهند گذر زمان را باور کنند حق داد چرا که ميانسالي مرزي است که نويسندگان به آن بي توجه هستند.

اتفاقاً اين صحبتي بود که من ديشب در يکي از پيشنهادهايي که داشتم، نقشي که براي من در نظر گرفته شده بود مادر يک پسر دانشجو بود و من نپذيرفتم و آنها گفتند؛ «يعني قبول نداري سنت بالا رفته؟» و من پاسخ دادم که من از آن دسته بازيگراني هستم که سنم را مي گويم و اگر هم نگويم، سابقه کاري من شناسنامه من است اما هنوز خيلي نقش ها هست که تجربه نکردم و مي خواهم آن نقش ها را تجربه کنم چرا که معتقدم يک بازيگر در هر سني مي تواند بدرخشد و من چيزي براي ارائه اين نقش که شما مي گوييد ندارم. من نمي خواهم آکسسوار (وسايل و اثاثيه يي که در صحنه و دکور از آن استفاده مي شود) صحنه باشم.

يعني شما معتقديد فيلمنامه نويسان ما نمي توانند نقش قابل قبولي براي يک ميانسال بنويسند.

بله، متاسفانه در زمينه شخصيت پردازي حتي براي جوانان هم مشکل داريم.

خيلي از بزنگاه دور شديم چطور شد به بزنگاه پيوستيد؟

من به کارهاي آقاي عطاران بسيار علاقه مندم و يکي از دلايل استقبالم از بزنگاه همکاري با آقاي عطاران بود چرا که مي دانستم اين بهترين فرصت براي من است تا فضاي طنز را تجربه کنم.

فکر مي کنم فقط 9 قسمت از کار نوشته شده بود که شما فيلمنامه را خوانديد. براي شما اين مجموعه مي توانست ريسک بزرگي باشد چرا که قدم اول از يک شروع دوباره بود؟


البته آن چارچوب اوليه کار که توسط نويسنده ديگري نوشته شده بود هم قرار بود تغيير کند و در حقيقت همه چيز بر مبناي اعتماد شکل گرفت و اينکه حس کردم فضا، فضاي خوبي خواهد شد چرا که همه عوامل چه جلوي دوربين و چه پشت دوربين خوب بودند. يک پشت صحنه خوب مي
تواند فضايي را خلق کند تا بازيگر بتواند جلوي دوربين هم خوب باشد. روابط در اين پروژه بسيار دوستانه است و اين از همان اول هم حسمي شد و اعتماد را آسان مي کرد.

کلام آخر؟
کلام آخرم ادامه حرفم خواهد بود که از بودن در پروژه بزنگاه بسيار لذت بردم به طوري که سه روز گذشته که OFF بودم هر لحظه دلم براي بچه ها تنگ مي شد.

منبع : ایراسان
__________________

+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 13:19 توسط نويد



اسب دوپا همچنان در مرکز توجه رسانه ای اسپانیا



ایراسان - او سینمای هالیوود را به دلیل عادت دادن مردم به خشونت و تبدیل آن به تفریح به شدت زیر سوال برد و به وضوح در جواب سوال خبرنگاری ایتالیایی که فیلم را بیش از اندازه خشن نامیده بود گفت : شما از آینه ای که در مقابلتان قرار داده شده و دیدن درون خشن خود میترسید پس چشمهایتان را میبندید ، و هرگز نمیتوانید از خشونت درونی خود رها شوید ...
بسیاری از منتقدین ، از صحبتهای سمیرا مخملباف در کنفرانس مطبوعاتی روز اول برداشتی مستقیم از جنگها و خشونتهای اروپا و غرب را داشتند ، او در توضیح داستان این فیلم گفت : جادوی این قصه به خاطر جراحی روح یک آدم است،برای تبدیل از انسان به یک حیوان . اما نه توسط یک جراح زبر دست ، که به دست ساده بازی های کودکانه ! و به دست ساده تکرارها ...
روز بعد از کنفرانس مطبوعاتی ،بیش از 20 روزنامه اسپانیایی و تعداد زیادی از روزنامه های فرانسوی به چاپ مطالبی در مورد فیلم پرداختند. استقبال از فیلم اسب دوپا به حدی بود که سمیرا مخملباف در روزهای دوم و سوم نزدیک به شصت مصاحبه با رسانه های جمعی انجام داد و پخش کننده اسپانیایی ناچار به تغییر برنامه روزهای بعد کارگردان این فیلم شده است.

اسب دوپا تاکنون چهار نمایش در فستیوال داشته و در روزهای آتی نیز یکبار دیگر به نمایش در خواهد آمد
__________________

با نمايش ،
«ريسمان‌باز» و «به همين سادگي» در جشنواره‌ي فيلم هامبورگ


سینمای ما - جشنواره‌ي فيلم «هامبورگ» از فردا 25 سپتامبر (4مهر) ميزبان دوفيلم «به همين سادگي» رضا ميركريمي و «ريسمان باز» مهرشاد كارخاني مي‌شود.
دراين دوره از جشنواره‌ي فيلم «هامبورگ» بيش از 140 فيلم بين‌المللي در قالب‌هاي داستاني و مستند، منتخب نخستين نمايش جهاني يا اروپايي خود را تجربه خواهند كرد.
امسال آثار برگزيده در 8 بخش متفاوت در ژانرهايي چون ملودرام، وسترن، تريلر (دلهره) و آثار مختص كودكان در معرض تماشاي مخاطبان قرار مي‌گيرند.
درشانزدهمين دوره‌ي جشنواره‌ي فيلم «هامبورگ» فيلمسازاني چون «كلينت ايستوود»،«جودي فاستر»،«مايكل مور» و سينماگران مولفي ازجمله «آكي‌كوريسماكي»،«جيم جارموش» و «ويم وندرس» حضور خواهند داشت و جايزه‌ي ويژه‌ي «داگلاس سيرك» اين فستيوال به «اتوم اگويان» اعطا مي‌شود.
از بنيانگذاران نهضت سينمايي «دوگما» نيز فيلمسازاني چون «لارس فون‌ترير» و «فاتح آكين» نيز در جشنواره‌ي هامبورگ حضور مي‌يابند.
آثار برگزيده‌ در بخش‌هايي چون «برنامه‌ كار»، «نورهاي شمالي»،«ويترين» آثاري از سينماي فرانسه، فيلم‌هاي ساخته‌شده براي تلويزيون، آثار اروپايي، سينماي كلاسيك پرتغال و در فيلم‌هايي مختص «كودكان و نوجوانان» به روي پرده خواهند رفت.
__________________

مرتضی شايسته:
«كيميايي» از كارگرداني «شريك» انصراف نداده است / پروانه ساخت «شريك» هنوز صادر نشده است


سینمای ما - «مرتضي شايسته» با تكذيب اخبار منتشر شده در مورد انصراف مسعود كيميايي از ساخت «شريك» و گرفتن پروانه ساخت اين فيلم گفت: هفته گذشته درخواست صدور پروانه ساخت را ارائه كرده‌ايم و منتظر اعلام نظر اداره ارزشيابي و نظارت معاونت سينمايي هستيم.
تهيه كننده «شريك» با تكذيب تمامي اخبار در مورد گرفتن پروانه ساخت فيلم «شريك» كه در يك روزنامه و چند رسانه منعكس شده است، گفت: برخلاف تمامي شايعاتي كه در رسانه‌ها پيرامون صدور پروانه ساخت «شريك» مطرح مي‌شود، به‌عنوان تهيه‌كننده اين فيلم و براي پايان دادن به شايعات مي‌گويم كه من از اين اخبار به هيچ عنوان خبر ندارم و از تنها چيزي كه مطلع هستم اين است كه درخواست‌مان را به اداره كل ارائه داده‌ايم و منتظر صدور پروانه ساخت «شريك» هستيم.
شايسته ادامه داد: تمام كساني كه در سينماي ايران من را مي‌شناسند مي‌دانند كه روش من در تهيه‌ فيلم به اين گونه است كه تا اداره كل ارزشيابي و نظارت معاونت سينمايي پروانه ساخت يك فيلم را صادر نكند، من موضوع توليد فيلم را به رسانه‌ها اعلام نمي‌كنم بنابراين چنين خبرهايي هيچ‌گاه از سوي من عنوان نشده است و بازهم تأكيد مي‌كنم كه منتظر اعلام نظر اداره كل براي صدور پروانه ساخت «شريك» هستيم.
اين تهيه كننده، همچنين در واكنش به شايعه منتشره امروز در خصوص اين كه «به دليل عدم ابراز تمايل كارگردان براي پيگيري اين پروژه ، ظاهراً پروژه ديگري كه به جهت ساخت در اولويت كاري كارگردان است، مدنظر اوست»، درمورد انصراف مسعود كيميايي از كارگرداني «شريك» و احتمال كارگرداني فيلمي ديگر، گفت: چيزي كه من از آن مطلع هستم اين است كه قرار است پس از صدور پروانه ساخت، آقاي كيميايي «شريك» را كارگرداني كند و در مورد انصراف ايشان از «شريك» و يا اين كه فيلم ديگري را در اولويت كاري دارند، تاكنون هيچ چيزي را از ايشان نشنيده‌ام.
ظهر امروز در خبري كه از سوي روابط عمومي معاونت سينمايي به نقل از يك منبع آگاه در اداره ارزشيابي و نظارت معاونت سينمايي به رسانه‌ها ارسال شده بود، آمده بود: پروژه‌اي به اين نام و به منظوركارگرداني مسعود كيميايي اخيراً و در تاريخ 31 شهريور ماه از سوي دبيرخانه شوراي عالي تهيه كنندگان جهت طي مراحل لازمه و دريافت احتمالي پروانه ساخت به اين اداره ارسال شده است.
__________________
فيلمساز پاسخ مي‌دهد؛
آيا فيلم بيضايي به جشنواره مي‌رسد؟


سينماي ما - بهرام بيضايي گفت: تلاش مي‌كنيم فيلم «وقتي همه خوابيم» را به جشنواره فيلم فجر برسانيم.

اين كارگردان سينما كه اين روزها درحال مونتاژ جديدترين ساخته‌اش «وقتي همه خوابيم» است، با بيان اين مطلب گفت: اگر فيلم ما به جشنواره برسد و برگزاركنندگان هم آن را بپذيرند، آن را در جشنواره اكران مي‌كنيم و اگر هم پذيرفته نشود، به هرحال ما تابع نظرات برگزاركنندگان هستيم.

او درباره مراحل توليد فيلم خود نيز توضيح داد: درحال حاضر سرگرم مونتاژ فيلم هستيم كه تا دو ماه ديگر نيز به طول مي‌انجامد.

دهمين ساخته بلند بهرام بيضايي، درباره يك برخورد تصادفي است.

فيلم‌برداري اين فيلم از ارديبهشت‌ماه در خانه‌اي واقع در خيابان «هانري كربن» آغاز شد و سپس در دكورهاي ساخته‌شده در كارخانه‌ي‌چيت‌سازي، در خيابانهاي تهران ادامه يافت.

مژده شمسايي، عليرضا جلالي تبار، حسام نواب صفوي، شقايق فراهاني، هدايت هاشمي، سحر دولت‌شاهي، مجيد مظفري، حسين محب‌اهري، رضا مختاري، افشين خورشيدباختري، اميركاوه آهنين‌جان، عليرضا اوليايي، رضا ديلمي، محمد رضايي راد و ... جلوي دوربين اصغر رفيعي جم رفتند.

صدابرداري فيلم توسط محمود سماك‌باشي، طراح‌صحنه و لباس: ايرج‌رامين‌فر انجام شده است.
__________________

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 11:56 توسط نويد


گزارش سينمايي‌هاي آغاز هفته‌ سيما ::: فرصتي براي خودنمايي تله‌فيلم‌هاي ايراني




توقف سريال‌هاي طنز ماه رمضان در ليالي قدر و ايام شهادت مولاي متقيان حضرت علي(ع)، افزايش مجدد فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني كه با آغاز ماه رمضان به وضوح از تعدادشان كاسته شده‌ بود را موجب شده است. بر اين اساس طي روزهاي شنبه، يكشنبه و دوشنبه بيش از 5 فيلم سينمايي و تلويزيوني از شبكه‌هاي مختلف پخش مي‌شوند كه از اين تعداد بيشترين سهم را تله فيلم‌هاي ايراني دارند.

روزهاي آغازين هفته جاري كه با هفته‌ي دفاع مقدس نيز مقارن شده است بر اين اساس بار ديگر در مناسبتي ديگر كاركرد اصلي تله‌فيلم مشخص شده و اين ساختار فرصت خودنمايي مي‌يابد.

«آن كه دريا مي‌رود» عنوان فيلم انتخابي شبكه اول در عصر روز دوشنبه است كه توسط آرش معيريان براي سيما فيلم ساخته شده‌است.«آن كه دريا مي رود» داستان رزمنده جواني را روايت مي‌كند كه در آستانه‌ي آغاز يك عمليات، توسط فرمانده‌اش فراخوانده مي‌شود. فرمانده از رزمنده جوان مي‌خواهد براي انجام فعاليت بيشتر در عمليات، روزه‌اش را بشكند. در اين فيلم كه در بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر حضور داشت، افشين هاشمي، هومن سيدي، پرويز چابهاري و غزاله غضنفري ايفاي نقش كرده‌اند.

شبكه دو سيما كه در هفته‌ دفاع مقدس هر روز يك فليم در اين ژانر را به روي آنتن مي‌برد طي روزهاي جشنواره برگزار مي‌كند، طي روزهاي اول و دوم مهر تله فيلم‌هاي «نبش قلب» و «در آرزوي پرواز» را براي پخش درنظر گرفته است.

«تبش قلب» به کارگرداني قاسم جعفري درباره عده‌اي است كه در حال تفحّص مناطق جنوبي يک پلاک و قسمتي از پيکر يک شهيد را از زير خاک بيرون مي‌آورند. پس از بررسي مشخص مي‌شود اين پلاک متعلق به جواني به نام يحيي است که خانواده‌اش در روستايي واقع در سيستان زندگي مي‌کنند. در ادامه فيلم انتقال پيکر شهيد به روستا و اتفاقاتي که در اين بين مي‌افتد نمايش داده مي‌شود.

«در آرزوي پرواز» نيز به کارگرداني حسين حکمت‌جو و با بازي شيرين بينا، يوسف مراديان، مجيد مشيري، کتانه افشارنژاد، ايليا شهيدي فر، محمدرضا سهرابي، زهره صفوي و فرهاد هاشميان درباره پسربچه‌ دوازده ساله‌اي به نام ماني است كه به بيماري صعب العلاجي دچار است. پدر او در يک مأموريت تفحص شهيد شده‌است و ماني با مادر خود زندگي مي‌کند. او علاقه زيادي به پرواز دارد و آرزو دارد بتواند در کابين خلبان بنشيند و از نزديک شاهد پرواز هواپيما باشد. روزي در بيمارستان با جواني به نام ميثم آشنا مي‌شود. ميثم به ماني قول مي‌دهد که از طريق شوهر خواهر خود «ارد صيامي» که در دوران دفاع مقدس، خلبان بوده، او را به آرزوي ديرينه‌اش برساند؛ اما حضور ميثم باعث دگرگوني زندگي ماني، مادرش و اردو مي‌شود. اين فيلم سه شنبه شب پخش خواهد شد.

پخش برنامه‌ سينما اقتباس يكشنبه شب با فيلم «جناب سرهنگ» ادامه مي‌يابد؛ اين فيلم كه محصول مشترك دو كشور فرانسه و بلژيك است، داستان قتل سرهنگ دوپلن چند دهه پس از استقلال الجزيره را به تصوير مي‌كشد. ستوان گالا مامور مي‌شود درباره قتل وي تحقيق كند و تنها سرنخ او نامه‌هايي حاوي يادداشتهاي روزانه فردي به نام ستوان گاي روسي است كه از سوي فردي ناشناس فرستاده مي‌شود.

شبكه تهران دوشنبه ساعت 14 و 10 دقيقه فيلم «دفتري از آسمان» ساخته پرويز شيخ طادي را پخش مي‌كند.
اين فيلم با بازي كوروش تهامي، رويا تيموريان، مجيد مشيري، پروانه احمدي، شبنم طلوعي و هايده حائري در سال 1378 در قالب 95 دقيقه ساخته شده‌است. داستان فيلم درباره زني به نام طوبي است كه دفتري از آسمان دارد و نشاني صدها مادر داغ‌دار كه فرزندان‌شان در جنگ تحميلي شهيد شده‌اند در آن قرار دارد. طوبي رازي را مي‌داند و قصد دارد آن را با ديگران تقسيم كند. هر كدام از مادران نامه‌اي از جاي نامشخصي دريافت مي كنند كه به آنها وعده داده تا در روز و زمان خاصي براي ملاقات با فرزندان شهيدشان به جايي بروند. مادران در تحقق اين دعوت عجيب ترديد دارند، اما سرانجام در روز موعود به اين ملاقات رويايي مي‌روند.

__________________
@@@@@@@@@@@@@@

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 14:12 توسط نويد



مخملباف در کنار کوروساوا، کاروای و یی‌مو؛
«گبه»به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای آسیا انتخاب شد


سینمای ما - فيلم «گبه» ساخته‌ «محسن مخملباف» به‌عنوان يكي از بهترين آثار تاريخ سينماي آسيا از سوي شبكه CNN انتخاب شد.

شبكه تلويزيوني CNN روز پنج‌شنبه فهرست 18 فيلم برتر تمام ادوار سينماي آسيا را منتشر كرد كه چين با پنج فيلم بيشترين درخشش را در آن دارد.

«در حال و هوای عشق» ساخته‌ «وونگ كار واي» (2000)، «زيستن» ساخته‌ «ژانگ ييمو» (1994)،

«دوش» ساخته‌ «يانگ ژانگ» (1999)، «كارهاي اهريمني» ساخته «آندرو لائو واي» (2000) و

«زندگي ساكن» ساخته‌ «ژانگ كه جيا» (2006) پنج فيلم چيني حاضر در فهرست بهترين‌هاي سينماي آسيا هستند.

فيلم «گبه» ساخته‌ «محسن مخملباف» محصول سال 1996 تنها نماينده‌ سينماي ايران است كه در جمع بهترين‌هاي آسيا حضور دارد. اين فيلم در همان سال جايزه بهترين كارگرداني را از جشنواره بين‌المللي فيلم كاتالونيا و در سال 1997 جايزه دستاورد هنري را از جشنواره فيلم توكيو براي «مخملباف» به‌همراه آورد.

ژاپن با سه فيلم «ايكيرو» ساخته «آكيرا كوروساوا» (1952) و فيلمي ساخته‌ «ماسايوكي سو» (1998) و

«سرود ناراياما» ساخته‌ «كيسوكو كينوشيتا» (1958) پس از چين بيشترين حضور را دارد.

در فهرست CNN، دو فيلم از كره به‌نام‌هاي «ميزبان» ساخته‌ «بونگ جون هو» (2006) و «ماندلا» ساخته «ايم كوون تائك» (1981) به‌همراه دو فيلم از نيوزلند به چشم مي‌خورد.

كشوهايي چون هند با «مادر هند» ساخته‌ «محبوب خان» (1957)، تايلند با «نشانه‌ها و يك كشور» ساخته

«آپيچاتپونگ ويراستاكول» (2006)، فيليپين با «هيماليا» ساخته «اسماعيل برنال» ( 1982)، تايوان با فيلم «مقداري از آيين ذن» ساخته «كينگ هو» (1969) و ويتنام با «وقتي ماه دهم فرارسد» ساخته

«وانگ نات» (1986) ديگر فيلم‌هايي هستند كه اين فهرست هستند كه به‌عنوان بهترين آثار تاريخ سينماي آسيا از سوي شبكه CNN انتخاب شده‌اند.

از سوی دیگر؛ جمعه صبح سميرا مخملباف مقابل خبرنگاران قرار گرفت تا پاسخگوي سوالات آنها درباره فيلم جديدش باشد؛ فيلمي که براساس فيلمنامه يي از پدرش محسن در افغانستان ساخته و همان فضاهاي سوررئال را با مضموني خاص درباره سلطه آدم ها بر يکديگر دارد. فيلم داستان کودکي است در افغانستان که در ازاي روزي يک دلار مجبور است پسربچه ديگري را که پا ندارد بر کول خود حمل کند. او به تدريج بر اثر سلطه کودک خوي حيواني پيدا مي کند. سميرا علت انتخاب دوباره افغانستان براي ساخت فيلم را مجوز نگرفتن ساخت «اسب دو پا» در ايران و اينکه «ظاهر بدوي افغانستان براي نمايش روح بدوي فيلمنامه مناسب بود» عنوان کرده و به اين نکته هم اشاره کرده که نيمي از مردم افغانستان فارسي زبان هستند و ريشه هاي ما يکي است. سميرا مخملباف با اين صحبت که «مي خواهم از طريق فيلم هايم دردهاي بشريت را کم کنم و به سهم خودم جهان را عوض کنم» درباره دلايل فيلمسازي اش صحبت کرده است. اسب دو پا به عنوان محصولي از ايران و فرانسه در جشنواره سن سباستين شرکت کرده است.
__________________

سید جمال ساداتیان اعلام کرد؛
ستارگان سینمای ایران در برابر دوربین «شبانه‌روز»


سینمای ما - پارسا پيروزفر جديدترين بازيگري است كه از اواخر هفته گذشته، به پروژه «شبانه‌روز» (كيوان علي محمدي و اميد بنكدار) اضافه شده است.
«سيد جمال ساداتيان» تهيه كننده «شبانه‌روز» گفت:پارسا پيروزفر چند روز است كه بازي خود را در كنار نيكي كريمي آغاز كرده و تاكنون 20 درصد از كل فيلمبرداري به پايان رسيده است.
وي افزود: مهناز افشار، خاطره اسدي، شاهرخ فروتنيان، نيكي كريم، مهتاب كرامتي و لادن طباطبايي تاكنون جلوي دوربين رفتند و بازي حامد بهداد ، پگاه آهنگراني ، ستاره اسكندري و محمدرضا فروتن به زودي در فيلم آغاز خواهد شد ضمن اينكه با پيشرفت مقداري از فيلمبرداري تدوين را نيز آغاز خواهيم كرد.
ساداتيان در مورد آخرين وضعيت فيلمبرداري «شبانه روز» هم گفت:گروه از كرج به تهران آمده و در ميدان منيريه مشغول به كار است.
«شبانه‌روز» كار جديد اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي است كه دومين كار آنها پس از«شبانه»است.فيلمي كه با گذشت سه سال از ساخت ، هنوز اكران عمومي نشده است.
نيكي كريمي، مهتاب كرامتي، محمدرضا فروتن، مهناز افشار، حامد بهداد، نگار جواهريان ،حميدرضا پگاه، بهنوش بختياري،خاطره اسدي، ساعد هدايتي، آزاده صمدي، فريبا جدي‌كار، سعيد فروتن،‌ سپيده اعلايي، رويا جاويدنيا، مريم بوباني و ستاره اسكندري در اين فيلم بازي دارند.
مرضيه قريشي (مدير توليد)، علي تيموري (برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان)، مهدي صالح كرماني (صدابردار)، آيدين ظريف (طراح صحنه)، شيده محمودزاده (طراحي لباس)، حافظ احمدي (عكاس) و ماريا اميري (منشي صحنه) نيز از عوامل سازنده «شبانه روز» هستند.
__________________
رضا رویگری در کودکی شب های قدر را با پدرم در مسجد می گذراندم


رضا رویگری گفت : از آنجایی که پدرم اهل مسجد بود زمانی که ۷-۸ سال بیشتر نداشتم همراه پدرم درشبهای قدر به مسجد محل می رفتیم و در آن دوران خوابم می برد.
رضا رویگری گفت: از آنجایی که پدرم اهل مسجد بود زمانی که ۷-۸ سال بیشتر نداشتم همراه پدرم درشبهای قدر به مسجد محل می رفتیم و در آن دوران خوابم می برد.
رویگری افزود: به دوران جوانی که رسیدم علاقه عجیبی به شب های قدر پیدا کردم و همیشه بعد از تمام شدن مراسم شب قدر با دوستان دسته جمعی دوچرخه سواری می کردیم و به مسجد های اطرافمان سر می زدیم.
وی گفت: در گذشته بیشتر درجمع بودن برایمان مهم بود اما در حال حاضر حضورمان جدی تر شده و حال و هوای دیگری دارم .
وی با اشاره به بزرگی شب های قدر گفت: شب های قدر شب های بزرگ و عزیزی است امیدواریم که در این شبها بتوانیم بهره لازم را ببریم و به فیض برسیم.
__________________

تله‌فيلم بهروز افخمي درباره روزهاي انقلاب با بازي عبدالرضا اكبري در نقش امام خميني (ره)
از جماران تا خيابان وليعصر و ساختمان جام جم تلويزيون


سينماي ما- تله فيلم «يازده دقيقه و سي ثانيه» به نويسندگي و کارگرداني بهروز افخمي و از محصولات مرکز سيمافيلم با مضمون روايت خاطراتي از حضرت امام (ره)، انقلاب و دفاع مقدس، پس از انجام مراحل پيش توليد وارد مرحله توليد شد. به نقل از سايت خبري سيما فيلم، بهروز افخمي کارگردان «يازده دقيقه و سي ثانيه» با اشاره به توليد اين تله فيلم گفت؛ تصويربرداري اين تله فيلم را از ساختمان توليد جام جم آغاز خواهيم کرد. در اين فيلم که با محوريت دفاع مقدس و انقلاب اسلامي تهيه مي شود، عبدالرضا اکبري، سيامک صفري و جمعي از نوجوانان جلوي دوربين خواهند رفت. داستان اين تله فيلم بر پايه خاطراتي از آغاز جنگ تحميلي در 31 شهريور، حضرت امام (ره) و انقلاب نوشته شده است. عبدالرضا اکبري که با بهروز افخمي در پروژه «فرزند صبح» سابقه همکاري داشته است، در اين تله فيلم نيز در نقش حضرت امام (ره) جلوي دوربين مي رود. داستان «يازده دقيقه و سي ثانيه» در طول مسيري از جماران، محل زندگي حضرت امام (ره) تا خيابان وليعصر و ساختمان جام جم تلويزيون روايت مي شود.
تله فيلم «يازده دقيقه و سي ثانيه» به نويسندگي، تهيه کنندگي و کارگرداني بهروز افخمي در مرکز سيمافيلم تهيه و توليد مي شود.
__________________

چه كساني فيلم منتخب ايران به آكادمي اسكار را معرفي مي‌كنند؟


سينماي ما- اسامي هيات انتخاب فيلم ايراني براي شرکت در بخش بهترين فيلم غير انگليسي زبان هشتاد و يکمين دوره مراسم اسکار اعلام شد. روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي اعلام کرد اعضاي اين هيات به ترتيب حروف الفبا عبارتند از؛ امير اسفندياري، محمد بزرگ نيا، فرهاد توحيدي، عزيزالله حاجي مشهدي، محمد داودي، محمد سرير، عليرضا شجاع نوري، رسول صدرعاملي و فاطمه معتمد آريا. به گفته اسفندياري، نشستي با حضور اعضاي هيات انتخاب و مديران عامل خانه سينما و بنياد سينمايي فارابي برگزار و در آن درخصوص شيوه ها و راهکارهاي مطلوب براي حمايت بيشتر از نماينده سينماي ايران در مراسم اسکار تبادل نظر شده است. پيش بيني مي شود نماينده سينماي ايران براي حضور در اسکار در روزهاي آينده اعلام شود.
__________________

انتقاد شديد ماني حقيقي به کتاب مراد فرهادپور و مازيار اسلامي درباره سينماي عباس کيارستمي
ديدن به مثابه ناديده انگاشتن




سينماي ما- با انتشار كناب «پاريس - تهران» كه حاوي گفت‌وگوي صريح مراد فرهادپور و مازيار اسلامي درباره سينماي عباس كيارستمي است، واكنش‌هايي در محافل فرهنگي ايجاد شد كه نوشته ماني حقيقي كه در هفته‌نامه «شهروند امروز» يكي از اين واكنش‌هاست. او تاكنون سه فيلم سينمايي ساخته كه فيلم دومش «كارگران مشغول كارند» براساس طرحي از عباس كيارستمي ساخته شده و سومين فيلمش «كنعان» در نوبت اكران عيد فطر قرار دارد...
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

1. کتاب جديد مراد فرهادپور و مازيار اسلامي درباره فيلم هاي عباس کيارستمي نقطه اوج خصومت و دشمني با اين فيلمساز در تاريخ نقد سينماي او در ايران است. کتاب حاوي متعصبانه ترين و عصبي ترين حملاتي است که تا کنون متوجه کيارستمي شده و اين، راستش، براي من حيرت انگيز است، چون امکان وجود اين مقدار نفرت و انزجار را نزد نويسندگان اين کتاب هرگز سراغ نکرده بودم. چند سالي است که فرهادپور و اسلامي را دورادور و بيشتر از راه ترجمه های خوب شان از کتاب ها و مقاله های نظری معاصر مي شناسم، و همواره مجذوب بلاغت و طنز و آدم حسابی بودن کمياب شان بوده ام. به اين ترتيب، مهمترين پيامد خواندن پاريس- تهران براي من درک دردناک اين نکته بود که چقدر راحت مي توانم در قضاوت هايم اشتباه کنم.
فرهادپور و اسلامي خودشان هم درست نمي دانند (يا به زعم خوشان، نمي توانند بدانند) که انگيزه شان در نوشتن اين متن چه بوده: "در چنين فضايي مسلما نمي توان صرفا به ياري ادعايي صرف خود را از حقد و حسد يا نگاه کينه توزانه به مفهوم نيچه اي کلمه (Resentment) مبرا دانست... به همين سبب قضاوت درباره "نيات شخصي" ما از اين نقد نهايتا به عهده ديگري است." (ص 10) من اين ديگري نيستم، و از قضاوت درباره نيات شخصي فرهادپور و اسلامي ناتوانم، ولي داوری درباره کيفيت و دقت استدلال هاي اين کتاب کار ساده اي است.
پاريس - تهران کتاب شلخته و تکه پاره و بي دقتي است. کتاب در واقع متن درهم گوريده اي است از تناقض هاي متعدد و استدلال هاي نيمه کاره، تا حدی که برشمردن تک تک اين ها مستلزم نوشتن مقاله ايست به طول خود کتاب. اولين تناقض کتاب ارائه آن به مثابه يک "ديالوگ" است. منطق ديالوگ بده بستاني را نويد مي دهد که طي آن گفتگوکنندگان يا از يکديگر طلب پاسخ کنند (مثل يک مصاحبه)، يا يکديگر را به چالش بطلبند (مثل يک مناظره). پاريس - تهران اما تک گويي طولاني و کسل کننده اي است در قاموس کاذب يک گفتگو: گفتگوکنندگان با يکديگر در تفاهم کامل اند و صرفا جملات هم را کامل مي کنند و به هم بابت تيزبيني شان تبريک مي گويند.
در اولين صفحه کتاب مي نويسند: "عاملي که بيش از هر چيز موجب تشويق ما در ادامه بحث و نگارش کتاب شد اين واقعيت بود که دو خلق و خوی فکري متفاوت... در بسياري از موارد به نتيجه واحدي مي رسيدند. اين امر براي ما در حکم تضمين بيشتر صحت اين نتايج بود." به عبارت ديگر، چون ما دو نفر با هم موافقيم، پس حرف مان درست است. آبسورد بودن مطلق اين منطق، در اوج حيرت خواننده، تبديل مي شود به الگوي استدلالي کل کتاب. هر حرف مهملي زير سايه تفاهم کامل طرفين ناگهان جلوه حقيقتي شهودي به خود مي گيرد و کتاب پر مي شود از عباراتي مثل "بله، همانطور که تو مي گفتي..." و "درست مي گويي، در ادامه صحبت تو..." و ما ناظر لال اين تهنيت گفتن هاي بي پايانيم، و دريغ از حتي يک مورد اختلاف نظر (حاکي از همان "دو خلق و خوی فکري متفاوت") بين طرفين در کل کتاب.
2. نقطه آغاز اين تک گويي دو نفره، ادعاي قرائتي ملي از سينماي کيارستمي است، قرائتي مستقل از متون منتقدينِ شيفته و مفتون غربيِ کيارستمي: "اگر ارزش هاي يک سينما تا حدود زيادي وابسته به ارزش هاي ملي-محلي آن است... پس بهتر است که اين سينما را به شکل ملي خواند." (ص11) اگر واقعا به امکان وجود سينماي ملي، ارزش چنين سينمايي (اگر وجود داشته باشد)، و امکان قرائت ملي آن معتقد باشيم (که من نيستم)، بديهي است که ابزار ما براي پيشبرد آن قرائت نيز بايد برگرفته از همان فرهنگ ملي يا بومي باشد. اما مفاهيمي که فرهادپور و اسلامي با آن سينماي کيارستمي را "مي خوانند" ملغمه در هم برهمي است از نوشته هاي ژاک لاکان، اسلاوي ژيژک، الن بديو و، به شکلي مستتر، تئودور آدورنو. من شخصا ايرادي در استفاده از مفاهيم نظري غربي براي بررسي يک پديده ايراني نمي بينم (و در واقع فلسفه غرب را تنها راه درک صحيح بسياري از پديده هاي فرهنگي و سياسي شرقي مي دانم)، ولي حيرت مي کنم که خود نگارندگان، در يک لحظه غفلت در پايان کتاب، همين حربه پيشنهادي خودشان را به تمسخر مي گيرند: "يکي از ابعاد مبارزه ضد استعماري، کسب هويت ملي و بازگشت به فرهنگ اصيل بومي بوده است... ولي از قضا طنز تاريخي نهفته در اين گونه مبارزات ضرورت توسل به مفاهيم و نهادهاي غربي و بيگانه براي برساختن يا احياي هويت اصيل بومي است." (ص183)
اعتقاد ندارم که چنين تناقض آشکاري، به تنهايي، کل پروژه فرهادپور و اسلامي را زير و زبر مي کند، ولي کتاب سرشار از اين گونه تناقض هاست: فرهادپور و اسلامي معتقدند که جلوس کيارستمي بر "تخت شاهي سينماي هنري" امري کاملا تصادفي است، هر کس ديگري در آن زمان و آن مکان خاص امکان دستيابي به چنين توفيقي را داشت و موفقيت جهانی کيارستمي مطلقا ارتباطي به خصائص فردي يا قابليت هاي سينمايي خاص او ندارد. (ص8) اما در پايان کتاب اين فرضيه فراموش مي شود و ما در مقابل تز شارلاتانيزم کيارستمي قرار مي گيريم: "تفاوت کيارستمي با مخملباف و ديگر فيلمسازان وطني در مهارتي است که او در ايفاي نقش دربان دارد. هنر کيارستمي بر خلاف مخملباف اين بوده که هيچ گاه نگذاشته راز پشت آن در بر ملا شود، هيچ گاه نگذاشته تا آن بيگانه متوجه شود که اساسا رازي وجود ندارد و همه چيز براي نگاه کنجکاو او طراحي شده است." (ص166) پس توفيق کيارستمي در نهايت بي ارتباط با خصايص فردي او نيست.
همين بي اعتنايي به انسجام نظر در تحليل جايگاه اومانيسم در سينماي کيارستمي نيز به چشم مي خورد. اينجا بحث بر سر استفاده از مضامين بوديستي در فيلم باد ما را خواهد برد است: "مساله اتفاقا همين بّعد ضد اومانيسم کيارستمي است... هيچ فيلم سازي بعد از انقلاب اسلامي نتوانسته است تصويري چنين ضد اومانيستي ارائه کند، تصويري چنين منطبق با جوهر ارزش هايي که نهادهاي رسمي ترويج و تبليغ مي کنند." (ص115-114) ولي فقط سيزده صفحه بعد، اين ادعاي غريب که کيارستمي، به واسطه تمايلات بوديستي اش، مّبلغ ارزش هاي نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي است فراموش مي شود و قضيه حمل سنگ توالت در فيلم زندگي و ديگر هيچ به اين اتهام مي انجامد که: "کنش هاي پيش پا افتاده بشري... در دل چشم اندازي از طبيعت به نمايش در مي آيند تا به امر والا بدل شوند، يعني خصلتي متعالي پيدا کنند. نوعي شبه اومانيسم بدوي قرن هجدهمي که مي خواهد شکوه و جلال زندگي را در همين کنش هاي پست و پيش پا افتاده به تصوير کشد. و البته چشم انداز بهترين قالب براي بيان اين اومانيسم است." (ص128)
اين هرج و مرج تئوريک در سر تا سر کتاب موج مي زند: فرهادپور و اسلامي مدعي اند که غيبت زنان در فيلم هاي کيارستمي ضرورتي تحميل شده و صرفا "حاصل تن در دادن به مقتضيات فيلم سازي در ايران است" و نه انتخابي استتيک و آگاهانه (ص87) ولي، در عين حال، فيلمسازان ديگر موفق شده اند که از اين محدوديت فرار کنند، در حالي که محافظه کاري کيارستمي موجب شده که او "سانسور را دروني کارش کند" و "به اين دستورالعمل ها مشروعيت ببخشد." (ص91) در جاي ديگري از کتاب مي خوانيم که ناخودآگاه جمعي مفهوم مسخره اي است که فاقد ارزش تئوريک است ولي چند صفحه بعد مي بينيم که ماخولياي جمعي، که لزوما در ناخودآگاه پرداخته مي شود، نه تنها وجود دارد بلکه "وجه مشترک کل سينماي هنري و روشنفکرانه ايران است." (ص186) و باز اين که سينماي کيارستمي محافظه کار و خنثي است چون خودش را از سياست کنار کشيده (تمام فصل چهارم کتاب)، در حالي که گسست کامل سهراب شهيد ثالث از امر سياسي و شکل تبلور آن در انقلاب اسلامي "مبين حساسيت نسبت به رخداد انقلاب و درک ماهيت حقيقي آن در مقام يک گسست تاريخي بود." (ص172) به اين ترتيب، هر اتهامي را در هر بزنگاهي مي توان به کيارستمي نسبت داد، حتي اگر مجموعه اين اتهام ها، در کليت شان، منجر به ملغمه بي سر وتهي از تناقض ها و پارادوکس هاي نظري بشود. امتياز دشمنان قبلي کيارستمي اين بود که "حقد و حسد و نگاه کينه توزانه" خود را دستکم در قالب ناسزاهايي ارائه مي کردند که نيازمند انسجام تئوريک نبودند.
3. ولي باورتان نخواهد شد اگر بگويم که مشکل اصلي کتاب تورم اين تناقض ها اين نيست. نکته اي که با يک تورق اجمالي براي خواننده آشکار مي شود اين واقعيت ساده است که مراد فرهادپور و مازيار اسلامي با کارنامه سينمايي عباس کيارستمي آشنا نيستند. آنها بخش عمده اي از فيلم هاي کيارستمي را نديده اند، و آنهايي را هم که ديده اند عملا ناديده گرفته اند. نکته حيرت انگيزي که رفته رفته با خواندن کتاب برملا مي شود اين است که فرهادپور و اسلامي فقط آن چيزهايي را که مي خواهند ببينند مي بينند، و هر آنچه را که در کارنامه مفصل کيارستمي با تز اصلي شان منافات دارد در کمال خونسردي نامرئي مي انگارند.
براي مثال، نگاهي به فصل چهارم کتاب مي اندازيم، فصلي تحت عنوان "خنثي بودن و "ديگر هيچ"" که بناست پرهيز کيارستمي را از دخالت در فضاي سياسي بعد از انقلاب به نقد بکشد. فرهادپور و اسلامي بحث را با مرور فيلم هاي توقيف شده مهرجويي، کيميايي و بيضايي در سال هاي اول انقلاب آغاز مي کنند (مدرسه اي که مي رفتيم، خط قرمز و چريکه تارا)، و بعد اين ليست را با اولين فيلم هاي بعد از انقلاب کيارستمي مقايسه مي کنند: بهداشت دندان، همسرايان و همشهري. و سپس اين دِرّ ِگرانقدر را تحويل خواننده مي دهند: "اين کارنامه فيلم سازي کيارستمي است در حد فاصل يکي از پر تنش ترين سال هاي تاريخ معاصر ايران. از طريق خود اين فيلم ها مي توان مساله پرهيز و کناره گيري او از هرگونه موضع گيري سياسي، اجتماعي و فرهنگي را ديد." (ص54) لحن، بي ترديد، پر طمطراق و حق به جانب و حتي مرعوب کننده است، ولي افسوس که مهمترين فيلم کيارستمي در اين دوره کارش از ليست نگارندگان جا افتاده، و دريغ که اجمالي ترين نگاه به اين فيلم، بخش عمده اي از استدلال نگارندگان را يکباره دود مي کند و به هوا مي فرستد.
"قضيه شکل اول، شکل دوم"، محصول سال 1358، اولين فيلم عباس کيارستمي بعد از پيروزي انقلاب است: هفت پسر دبيرستاني از کلاس درس اخراج مي شوند. معلم تهديدشان مي کند که اگر اسم کسي را که با صداي ضربِ مداد روي ميز، نظمِ کلاس را بر هم مي زده به او نگويند، يک هفته از حضور در کلاس درس منع خواهند شد. کات. گفتگو با ده ها نفر از مطرح ترين سياستمداران و روشنفکران دوران انقلاب درباره اين که راه حل صحيح اخلاقي براي اين مسئله چيست. نورالدين کيانوري اعتقاد دارد که فرد خاطي را بايد بلافاصله لو داد تا نظم کلاس دوباره برقرار شود. آيت الله خلخالي اعلام مي کند که اين وضعيت با "انگيزاسيون" تفاوتي ندارد و کسي را که به رفيق اش خيانت کند بايد تا مي خورد کتک زد. صادق قطب زاده با او موافق است. فيلم به مدت پنجاه و سه دقيقه اين نقطه نظرات را بالا و پايين مي کند و نکاتي را در مورد بينش سياسي و اجتماعي جامعه ايراني برملا مي کند که تا امروز نظيرش را نديده ايم. روي تصاوير پاياني فيلم، دومرتبه صداي ضرب گرفتن مداد خاطي را روي ميز مي شنويم. رفته رفته به تعداد مدادها اضافه مي شود تا اين که همهمه انقلابي به اوج مي رسد و نقطه نظر فيلمساز در مورد اين قضيه با ظرافت و ايجاز برملا مي شود. من فيلم را در اولين اکران عمومي اش در جشنواره کودکان و نوجوانان آن سال ديدم. فقط ده سالم بود و هنوز از يادآوري شور غريبي که فيلم در سالن سينما به راه انداخت به وجد مي آيم.
اينکه فرهادپور و اسلامي، بدون ديدن اين فيلم (و يا با ناديده گرفتن آن) به خود اجازه مي دهند تا با خيال راحت درباره دوره مياني کارنامه کيارستمي اظهار نظر کنند، صرفا حاکي از تنگ نظري آن هاست. ضمنا بد نيست به ياد بياوريم که فيلم هاي همسرايان و همشهري هم، در روزهاي پر تب و تاب اوايل انقلاب، (شايد به اشتباه، و شايد به درستي) آثاري به غايت سياسي محسوب مي شدند و از لحاظ مضموني هم سنخيتي با خلاصه داستان هاي بي رمقي که براي شان در پاريس-تهران فراهم شده نداشتند. (من حدس مي زنم که فرهادپور و اسلامي اين دو فيلم را هم نديده اند و اساسا آشناييشان با اين دوره از کارهاي کيارستمي محدود است به مطالبي که درباره اين فيلم ها خوانده و شنيده اند. دستکم اميدوارم که اينگونه باشد، چون اگر آن ها واقعا اين فيلم ها را ديده باشند، آنگاه شکل ساده ای از شلختگي و بي دقتي در تحقيق ناگهان تبديل مي شود به گونه غريبي از نابينايي روان نژندانه، و يا بدتر از آن، بازنويسي ايدئولوژيک تاريخ.)
4. بحث مفصل فرهادپور و اسلامي درباره شکل حضور کودکان در سينماي کيارستمي اين استراتژی کوريِ عامدانه را ادامه مي دهد. از نظر آنها کيارستمي پشت تصويري جعلي از معصوميت کودکانه پنهان مي شود تا از درگير شدن با سياست و بي عدالتي اجتماعي پرهيز کند: "تصوير جعلي همان تصويري است که در عقل سليم و سنت و افکار عمومي رايج است، يعني تصوير کودک به عنوان نماينده بي گناهي، پاکي، معصوميت، و بري بودن از همه پيچيدگي هاي آميخته با شري که بزرگسالان را درگير رقابت و حسد و طمع و پول دوستي و اين گونه مسائل مي کند. اما تصوير واقعي هماني است که کودکان از خودشان دارند. از منظر اين نگاه، کودک اتفاقا موجودي خودخواه، بي مسئوليت، بي عاطفه، شرور و خشن است که بايد با او در نهايت خشونت رفتار کرد." (ص99) من خوشبختانه با کودکاني که فرهادپور را تا اين حد شکنجه داده اند حشر و نشري نداشته ام و با تصوير قلابی و رايج از کودک به عنوان مظهر کمال معصوميت هم، مثل هر آدم عاقل ديگري، مخالفم (هرچند، برخلاف فرهادپور، کودک آزاری را راه حل مناسبي برای برخورد با اين معضل نمي دانم.) اما بحث بر سر اين است که آيا واقعا مي توان ماهيت حضور کودک در سينماي کيارستمي را به اين تصويرِ قزميت کليشه ای از معصوميت مطلق فروکاست؟
قاسم، قهرمان دبستاني اولين فيلم بلند کيارستمي (مسافر، 1353) تمام صفات مورد تاييد فرهادپور را در خود دارد: او کودکي است "خودخواه، بي مسئوليت، بي عاطفه، شرور و خشن" که براي رفتن به مسابقه فوتبال در امجديه سر همکلاسي هايش را کلاه مي گذارد، تعدادي از آن ها را کتک مي زند، پول شان را بالا مي کشد، به ناظم مدرسه و مادرش دروغ مي گويد و با هزار بدبختي خودش را به تهران مي رساند. فيلم آموزشي دو راه حل براي يک مساله (1354) صرفا براي جلوگيري از کتک کاري هاي خشونت بار کودکان در مدارس ساخته شده. لباسي براي عروسي (1355) کاتالوگ مفصلي را از دروغ و تزوير و رياي کودکان ارائه مي کند و نقطه عطف اصلي روايت اش هم مربوط مي شود به خوني شدن يک کت شلوار در حين يک زد و خورد خشنِ کودکانه. بيست و پنج سال بعد، فيلم ده کودکي را به تصوير مي کشد که، بي برو برگرد، خودخواه ترين، بي عاطفه ترين و، بي تعارف بگوييم، غيرقابل تحمل ترين کودک تاريخ سينماي اين مملکت است. (از شواهد امر اين طور بر مي آيد که فرهادپور و اسلامي استثناً فيلم ده را ديده اند و بنا بر اين به نيازي توضيح بيشتر در باب خصوصيات اهريمني کودک مورد نظر نيست.) از همه مهم تر، فيلم کليدي مشق شب (1367)، که فرهادپور و اسلامي جايگاه مهم اش در کارنامه کيارستمي را به کل ناديده مي گيرند و هرگز حرفي از آن به ميان نمي آورند، انواع و اقسام کودکان را به بيننده معرفي مي کند: کودک شر، کودک بزدل، کودک کودن، کودک زبل و، البته، کودک معصوم...
نکته اين است که فرهادپور و اسلامي با تاکيد کورکورانه روي معصوميت کودکان در خانه دوست کجاست و زندگي و ديگر هيچ، جايگاه و نقش کودک در فيلم هاي کيارستمي را، در روز روشن و در اوج وقاحت، تحريف مي کنند. داستان هنگامي به اوج کميک خود مي رسد که نگارندگان، اين کودک معصوم و خنثي و البته خياليِ سينماي کيارستمي را با کودک فيلم آلمان سال صفر روسليني مقايسه مي کنند: "در اين فيلم، نگاه حيران، سرگردان و زخم خورده کودک بيانگر همه ويراني ها و آشفتگي هاي پس از جنگ جهاني دوم است. پس تعجبي ندارد که در پايان اين فيلم، کودک روسليني به عوض توليد جهان بيني "قدر زندگي را بدان!" با پريدن به ميان ويرانه ها و خرابه هاي جنگ با آن يکي مي شود." (ص95) ظاهرا فرهادپور و اسلامي، به شيوه ژنرال کاستر، معتقدند که "بهترين کودک، کودک مرده است!" و اين حق مسلم آنها است. ولي بايد پذيرفت که جا ماندن يک دفترچه در کيف کودکي روستايي، يا حتي فاجعه طبيعي غم انگيزي مثل زلزله فيلم زندگي و ديگر هيچ با انهدام مطلق برلين در سال 1945 قابل مقايسه نيست و احتمالاً واکنش متفاوتي مي طلبد. ضمن اينکه اگر بحث بر سر انتخاب اخلاقيِ غير منفعلانه در قبال واقعيت هاي سياسي جامعه است، طبعاً توليد جهان بيني "قدر زندگي را بدان!" کنش معقول تر و کارسازتري از خودکشي به نظر مي رسد.
5. بحث غياب زن در فيلم هاي کيارستمي ابعاد نابينايي تئوريک فرهادپور و اسلامي را گسترده تر مي کند. مسئله، از ديد خود کيارستمي، چندان بغرنج نيست: او بارها توضيح داده که تصوير زن در شرايط فعلي سينماي ايران ذاتاً تحريف شده است، به اين دليل ساده که زنان در خلوت خانه خود، و در حضور افراد خانواده خود، نيازي به رعايت حجاب ندارند، ولي تصوير آن ها در همان فضا مستلزم رعايت "پوشش اسلامي" است. بنابراين ارائه تصوير واقعي از زن ايراني در فضاي شخصي و خصوصي خودش در شرايط فعلي ناممکن است. اين استدلال معقولي است که هم مديران مملکت با آن موافق اند و هم تند ترين مخالفان آن ها. بحث بر سر اين است که هر فيلمساز به طبع سلائق و زيبايي شناسي خاص خود، چگونه با اين محدوديت کنار مي آيد. راه حل اول کيارستمي، بعد از انقلاب و پيش از فيلم ده، استفاده حداقل از شخصيت هاي زن و پرهيز کامل از نشان دادن زن در فضاهاي خصوصي بود. اين فقدان يا خسران با فيلم ده تا حدودي جبران شد و با فيلم شيرين (که جايگاهش در مقام "فيلم" شايد زير سوال باشد، ولي حضور نزديک به صد بازيگر زن در آن انکار نشدني است) تا حدودي از ميان رفت. فرهادپور و اسلامي، اما، به اين راحتي زيربار نمي روند. (بايد اقرار کنم که يکدندگي فرهادپور و اسلامي در اين کتاب، هرچند همواره به پيامدهاي استدلالي و استقرايي بغرنج و فجيعي منجر مي شود، ولي از ديدگاه سبکي اغلب با نمک است.)
فرهادپور و اسلامي معتقدند که: "مسئله زنان گره گاه به هم پيچيدن روابط و تناقضات سنتي و مدرن است. زنان به راستي نقش سيمپتوم (symptom) يا علائم درد و بيماري جامعه را ايفا مي کنند. پس "زن" مي تواند سيمپتوم يا دردنشان يک جامعه بيمار و بحران زده محسوب شود؛ و حذف و غيبت او به صورت کامل يا نسبي مي تواند يک سرپوش ايدئولوژيک بسيار موثر باشد." (ص88) اين استدلال درستي است و سينماي کيارستمي، به نظر من، قادر به ارائه جواب دندان شکني به آن نيست. مروري اجمالي بر فيلمشناسي کيارستمي نشان مي دهد که حضور زنان در فيلم هاي او، به استثناي فيلم درخشان گزارش (1356) و ده (1381) حضوري کمرنگ و ريزنقش است، در حالي که مسئله زن، عشق به زن، و جنگ با زن موضوع اصلي يا فرعي تعدادي از همين فيلم ها بوده: لباسي برای عروسي، گزارش، زير درختان زيتون، باد ما را خواهد برد و ده. حضور چندين زن بازيگر در فيلم شيرين از پيچيدگي اين موضوع نمي کاهد، به اين دليل واضح که اين زنان در سکوت کامل، سکون دائم و انفعال مطلق به مدت نود دقيقه فقط نگاه مي کنند و گاه به گاه مي گريند. طبعاً مقام زن به عنوان سوژه کنش مند و مداخله گر اجتماعي در سينماي کيارستمي به واسطه فيلم شيرين رفيع تر يا پيچيده تر از آنچه هست نمي شود.
اما اگر غياب زن در سينماي کيارستمي به ايجاد شائبه زن ستيزي مي انجامد، اظهار نظرهاي فرهادپور و اسلامي درباره اين غياب حاکي از زن ستيزي و مردسالاري عريان آن هاست. از ديد آن ها، زنان فيلم هاي کيارستمي "خصلت career womanدارند، يعني زناني عمدتاً مردصفت و شاغل، نمونه اش مثلا خانم دستيار کارگردان در فيلم زير درختان زيتون است، يعني نوعي زن جنسيت زدايي شده که صرفاً مشغول رتق و فتق امور است. همين نوع زن را در شخصيت صاحب قهوه خانه در فيلم باد ما را خواهد برد مي بينيم. زناني مرد صفت و فيزيکي که تفاوت چنداني با مردان پيرامونش ندارند. نمونه ديگر هم البته شخصيت فيلم ده است که زن است اما ما صرفاً او را در هيات يک راننده ماشين مي بينيم، يعني تجلي جنسيت او را به ندرت در شخصيت اش مي بينيم." (ص104) لمپنيسم جاري در اين متن نيازي به پرده برداري يا تحليل ندارد: چرک و عريان است. اين که زن شاغل اصلا زن نيست و اين که رانندگي کردن او مانع تجلي جنسيت اش مي شود، عباراتي است که مشروعيت جايگاه فرهادپور و اسلامي در مقام هواداران عدالت اجتماعي را بلافاصله از آن ها سلب مي کند. بحث هاي ديگر آن ها درباره جايگاه مبهم زن در سينماي کيارستمي، و اساسا درباره ضرورت مداخله هنرمند در امر سياسي، زير سايه اين نقطه نظر زن ستيزِ متحجر از ريشه مي خشکد. امتناع آن ها از تحليل کامل فيلم ده، و تاکيد سفسطه آميزشان بر اپيزود مربوط به فاحشه اي که تصويرش در فيلم ديده نمي شود، نگاه آن ها به سينماي کيارستمي را به برخوردي صرفا کينه توز و متعصب تقليل مي دهد و حداقل فضاي خردمندانه و تحليلي لازم را از بحث دريغ مي کند.
6. باقي انتقادهاي فرهادپور و اسلامي از سينماي کيارستمي فاناتيک تر از آنند که بتوان با جديت کافي به تحليل شان پرداخت، هرچند نگاهي گذرا به آن ها خالي از لطف نيست. در يکي از مفرح ترين فصل هاي کتاب، درباره نقش طبيعت در سينماي کيارستمي، به نقل قولي از علي شريعتي درباره زحمات يک مقني در حال کندن چاه در دل کوير بر مي خوريم. بحث بر سر اين بوده که فيلم هاي کيارستمي، همچون نوشته هاي تغزلي شريعتي و آل احمد درباره زندگي روستايي، محنت و نکبت زندگي در اين نقاط را ناديده مي گيرند و تصويري که از طبيعت و روستا ارائه مي دهند، تصويري تحريف شده، ايده آليزه، و غير سياسي است. در ادامه، ناگهان بحث به تبارشناسي قنات کشي در تمدن آسيايي کشيده مي شود: "قنات کشيدن و کنترل آب، همانطور که کارل ويتفوگل مي گويد، يکي از مبناهاي تمدن آسيايي و بری است. در واقع کنترل و تسلط بر آب پايه استبداد آسيايي و شرقي است... بنا بر اين قنات عملاً ريشه ظلم و استبداد است." (ص51) ابعاد مشنگي اين استدلال حقيقتاً شعف انگيز است. مثل اين مي ماند که بگوييم اختراع صنعت چاپ توسط گوتنبرگ بدين معنا است که کتاب، در ذات خودش، مبلغ فرقه پروتستان است، يا مثلا چون مادر الکساندر گراهام بل يهودي بوده پس حرف زدن با تلفن کنشي صهيونيستي است، يا چون فستيوال فيلم ونيز، که اولين فستيوال فيلم تاريخ سينما است، توسط موسوليني پايه گذاري شده، "پس پيدايش جشنواره هاي فيلم همگي نيتي هژمونيک داشته اند." (افسوس که اين آخري از خودم نيست، استدلال قرص و محکم آقايان مراد فرهادپور و مازيار اسلامي در صفحه 147 کتاب شان است.)
7. فصل آخر کتاب وقف تکرار اين ادعاي قابل پيش بيني و کسالت بار مي شود که فيلم هاي کيارستمي، و اساساً همه فيلم هاي جشنواره اي ساخته شده در کشورهاي در حال توسعه، حاصل توطئه نظام سرمايه داري متاخر غربي براي رخنه به اقتصاد بکر اين نقاط از جهان اند: "به هر حال ساخت فيلم در ايران، چين، تايوان، ويتنام توجيه اقتصادي دارد، مي ماند ارزش ها و تفسيرهاي هنری که رسالت سنجش آن را به جشنواره ها مي دهند." (ص153) اين نظريه حاکي از جهل مطلق فرهادپور و اسلامي از چرخه توليد فيلم هاي جشنواره اي و درک توريستي شان از ساز و کار جشنواره هاي سينمايي بين المللي است. اشتباه اصلي آن ها اين تصور است که جشنواره هاي بين المللي با نگاهي واحد و هم شکل به سينماي جهان مي نگرند و با يک استراتژي خاص و از پيش تعيين شده با اين سينما برخورد مي کنند. به عبارت ديگر، آن ها تصويري از يک "پوليت بوروي" مرکزي در ستاد سرمايه داري متاخر در ذهن دارند که همه برنامه هاي فرهنگي جشنواره ها را نظم مي دهد و اوامرش را به آن ها ابلاغ مي کند. اين تصوير چيزي نيست جز نسخه شسته رفته تر و قلمبه سلمبه تري از همان توهم توطئه فرهنگي که جناح خاصي از نويسندگان مطبوعاتي ايران از سال ها پيش کوشيده اند به قامت سينماي فرهنگي ايران متصل کنند.
اما نکته جالب درباره لحظات پاياني کتاب، نياز آشکار فرهادپور و اسلامي است به رسيدن به يک نتيجه مثبت يا گونه اي راه کارِ منطقي براي حل مسئله سينماي فرهنگي ايران. بعد از نزديک به دويست صفحه تلاش براي ارائه اين سينما به مثابه کالايي جعلي، تصادفي، ايدئولوژيک، زن ستيز و توخالي، مونولوگيست هاي ما ناگهان خود را مقابل پرسشي عظيم مي بينند: بديل اين سينما چيست؟ اگر اين سينما را برملا کنيم، سرنگون کنيم، نيست و نابود کنيم، به جايش چه چيزي بايد بسازيم؟ پاسخ فرهادپور و اسلامي به اين پرسش، با يک چرخش غير منتظره، شالوده کل پروژه پاريس - تهران را از هم مي گسلد: "مقاومت اثر در برابر جامعه اي است که مبتني است بر اصل مبادله... جامعه اي که در آن هر چيزي وسيله ايست براي چيزي ديگر و در آن ما صرفاً با گردش و مبادله پول و کالا و ايماژ و لذت و نگاه طرف ايم، و همه اين ها نيز صرفاً در خدمت گردش و انباشت سرمايه است. اثر هنري به عنوان چيزي که در برابر ادغام شدن در اين فرآيند مبادله مقاومت مي کند، عملا خودش را به عنوان يک شي بي فايده، به عنوان يک محصول بدون کارکرد نشان مي دهد." (ص159)
به عبارت ديگر، تنها ملاک مشروعيت اثر هنري، ادغام نشدن اش در عرصه مبادلات اقتصادي است، و تبديل شدن اش به همان مازاد بي ارزش و بي فايده اي که تن به روند کالا شدن نمي دهد و در مقابل قانون عرضه و تقاضا مقاومت مي کند. نکته کليدي اين جاست که سينما، به واسطه پيوند تنگاتنگ اش با سرمايه، هرگز قادر نيست که ماهيت وجودي خود را از چرخه توليد سرمايه داري بيرون بکشد و به عنوان شيئي خنثي و بي فايده، هنر ناب بودن اش را به رخ بکشد. به قول فليني: "پول که تمام شود، سينما هم تمام مي شود." سينما در ذات خود کالايي است براي خريد و فروش، تنها هنري است که وجود سرمايه در روند شکل گرفتن اش امري ضروري است و نه اتفاقي. تصور شعر و نقاشي و رقص در غياب سرمايه همچنان ممکن است، ولي سينما، همانطور که دلوز نشان داده، تبلور ماهيت سرمايه است و بدون درگير شدن در چرخه داد و ستد و مبادله قابل تصور نيست. به اين ترتيب، پروژه فرهادپور و اسلامي در واقع دشمني با خود سينما است و با ماهيت وجودي آن، و نه صرفا با سينماي کيارستمي.
__________________

همين روزها چند بازيگر جديد به سريال «روز حسرت» خواهند پيوست


سينماي ما- تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» با حضور بازيگران جديد ادامه دارد. مهران رسام كه تهيه كنندگي مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» را بر عهده دارد با بيان اين مطلب گفت: تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» هنوز به پايان نرسيده و ما همچنان مشغول تصويربرداري هستيم. وي افزود:در خلال كار و طي همين روزها چند بازيگر جديد نيز به كار خواهند پيوست كه البته هنوز به طور كامل اسامي آنها مشخص نشده است.
به گفته «رسام»، تصويربرداري اين مجموعه تا روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان ادامه خواهد داشت.
بنابر اين گزارش، سريال «روز حسرت» در شب‌هاي ماه مبارك رمضان ساعت 22:10 از شبكه اول سيما پخش مي‌شود و بازيگراني چون فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهرآوه شريفي‌نيا، پوريا پورسرخ، ليندا كياني، رحيم نوروزي و... در آن ايفاي نقش كرده‌اند.
«روز حسرت» داستان خانم وكيلي را به تصوير مي‌كشد كه به همراه خانواده خود زندگي آرامي را سپري مي‌كند تا اينكه يك شب خواب عجيبي مي‌بيند و ...
__________________

فهرست كامل 32 جايزه بين‌المللي بازيگري سينماي ايران
نيكي كريمي و فرامرز قريبيان ركورددار هستند


سينماي ما- بهمن عبدالهي: چند روز پيش در جشنواره وارناى بلغارستان موفقيت تازه اى براى بازيگران سينماى ايران رقم خورد. در اين رويداد كه شانزدهمين دوره خود را از سر مى گذراند، جايزه بهترين بازيگر زن به هنگامه قاضيانى براى ايفاى نقش در فيلم «به همين سادگى» اهدا شد.اين جايزه سى و دومين موفقيت براى بازيگران سينماى ايران در سال هاى پس از انقلاب اسلامى به شمار مى آيد. پيش از انقلاب تنها در سه مورد هنرمندان ايرانى موفق به دريافت جوايز بازيگرى از محافل بين المللى شده بودند.آخرين جايزه بازيگران سينماى ايران پيش از هنگامه قاضيانى به محمدرضا ناجى بازيگر تواناى فيلم «آواز گنجشك ها» اختصاص دارد كه از پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين و در زمستان گذشته به افتخارات سينماى ايران افزوده شد. اين جايزه البته بزرگترين و مهمترين جايزه در گنجينه مدال هاى بازيگران سينماى ايران تا امروز به شمار مى آيد.
هنگامه قاضيانى كه متولد مشهد و تحصيلكرده رشته فلسفه از دانشگاه سانفراسيسكو است، پيش از «به همين سادگى» در چند فيلم نقش هاى كوتاهى ايفا كرده بود اما در فيلم رضا ميركريمى نقش زنى شهرستانى را بازى مى كند كه در مناسبات امروز اجتماع و آپارتمان هاى لانه زنبورى دچار روزمرگى شده و تلاش مى كند روزنه اى براى رسيدن به آرزوهاى بزرگ خود پيدا كند.
نگاهى به فهرست برگزيدگان سينماى ايران در فستيوال هاى جهانى نشان مى دهد كه نيكى كريمى بازيگر ۳۷ ساله تا امروز با چهار جايزه (از جشنواره هاى سن سباستين، قاهره، نانت و تائورمينا) موفق ترين بازيگر در عرصه هاى جهانى بوده است. در رديف بعدى فرامرز قريبيان قرار دارد كه با سه جايزه (از جشنواره هاى زيمبابوه، مسكو و هند) قرار دارد اما به لحاظ اهميت جايزه ها پس از ناجى و جشنواره برلين، ترانه عليدوستى (لوكارنو)، فرامرز قريبيان (مسكو)، حميد فرخ نژاد (مسكو و كارلووى وارى) و نيكى كريمى (سن سباستين) در درجه بالاترى قرار مى گيرند چرا كه فستيوال هاى مورد نظر به عنوان رويدادهاى مهم سينماى جهان شناخته مى شوند و داراى اهميتى انكارناپذير. و اما فهرست جوايز:

سال ۱۳۶۶- جايزه بهترين بازيگر نخستين جشنواره پيونگ يانگ (كره شمالى) به جمشيد مشايخى براى فيلم «پدربزرگ» ساخته مجيد قاريزاده
سال ۱۳۷۱ - جايزه بهترين بازيگر سومين جشنواره پيونگ يانگ به عليرضا خمسه براى فيلم «آپارتمان شماره ۱۳» ساخته يدالله صمدى
سال ۱۳۷۲ - جايزه بهترين بازيگر چهل و يكمين دوره جشنواره سن سباستين اسپانيا به نيكى كريمى براى فيلم «سارا» ساخته داريوش مهرجويى
جايزه بهترين بازيگر پانزدهمين جشنواره فيلم سه قاره (نانت فرانسه) به نيكى كريمى براى فيلم «سارا»
سال۱۳۷۳ -جايزه چهارمين جشنواره فيلم پيونگ يانگ به ابوالفضل پورعرب براى«عروس» از بهروز افخمى
سال ۱۳۷۵- جايزه بهترين بازيگر ششمين جشنواره فيلم پيونگ يانگ به خسرو شكيبايى براى فيلم «خواهران غريب» ساخته كيومرث پوراحمد
سال ۱۳۷۶ - جايزه بهترين بازيگر هفدهمين جشنواره امى ين فرانسه به رؤيا نونهالى براى«فصل پنجم» ساخته رفيع پيتز
سال ۱۳۷۷- جايزه بهترين بازيگر بيست و دومين جشنواره فيلم كودك قاهره مصر به پگاه آهنگرانى براى فيلم «دخترى با كفش هاى كتانى» ساخته رسول صدرعاملى
سال ۱۳۷۸ - جايزه بهترين بازيگر بيست و نهمين جشنواره تائور مينا ايتاليا به نيكى كريمى براى فيلم «دو زن» ساخته تهمينه ميلانى
جايزه بهترين بازيگر نهمين جشنواره كودكان كانادا به فاطمه معتمدآريا براى«مهر مادرى» از كمال تبريزى
سال ۱۳۷۹- جايزه بهترين بازيگر سى و پنجمين جشنواره كارلو وى وارى چك به حميد فرخ نژاد براى فيلم «عروس آتش» ساخته خسرو سينايى
جايزه بهترين بازيگر جشنواره والنسين فرانسه به حسين محجوب براى «رنگ خدا» ساخته مجيد مجيدى
تقديرنامه بيست و دومين جشنواره سه قاره براى مهدى لطفى بازيگر «كودك و سرباز» از رضا ميركريمى
سال۱۳۸۰- جايزه بهترين بازيگر بيست و سومين جشنواره قاهره به نيكى كريمى براى«نيمه پنهان» ساخته تهمينه ميلانى
جايزه بهترين بازيگر هفدهمين جشنواره فيلم زيمبابوه به فرامرز قريبيان براى«چشمهايش»ساخته قريبيان
جايزه تقدير از فعاليت هاى برجسته و ممتاز فاطمه معتمدآريا در دومين جايزه سالانه بنياد آيلكس و جشنواره فيلم هاى ايرانى در موزه هنرهاى زيباى بوستون آمريكا
سال ۱۳۸۱- جايزه بهترين بازيگر پنجاه و پنجمين جشنواره فيلم لوكارنو به ترانه عليدوستى براى فيلم «من، ترانه ۱۵ سال دارم» ساخته رسول صدرعاملى
جايزه بيست و ششمين جشنواره مونترال كانادا به ليلا حاتمى برای«ايستگاه متروك» ازعليرضا رئيسيان
جايزه ويژه بيست و چهارمين جشنواره فيلم نانت به مجموعه بازيگران فيلم «امتحان» ساخته ناصر رفائى
جايزه بهترين بازيگر بيست و ششمين جشنواره فيلم قاهره به كتايون رياحى براى فيلم «شام آخر» ساخته فريدون جيرانى
جايزه ويژه جشنواره فيلم كودكان المپياى يونان به بازيگران نوجوان فيلم «تو آزادى» ازمحمدعلى طالبى
جايزه نهمين دوره جشنواره پيونگ يانگ به هديه تهرانى براى فيلم «پارتى» ساخته سامان مقدم
سال ۱۳۸۲- جايزه بهترين بازيگر بيست و پنجمين جشنواره فيلم مسكو به فرامرز قريبيان براى فيلم «رقص در غبار» ساخته اصغر فرهادى
سال ۱۳۸۳ - جايزه بهترين بازيگر جشنواره ليستاپاد بلاروس به حسين محجوب و محسن رمضانى براى فيلم «رنگ خدا» ساخته مجيد مجيدى
جايزه بيست و ششمين جشنواره سه قاره به گلشيفته فراهانى براى«بوتيك» ازحميد نعمت الله
جايزه ويژه هيأت داوران سى و پنجمين جشنواره هند به فرامرز قريبيان براى «شهر زيبا» از اصغر فرهادى
سال ۱۳۸۴- جايزه بهترين بازيگر بيست و هفتمين جشنواره مسكو به حميد فرخ نژاد براى فيلم «طبل بزرگ زيرپاى چپ» ساخته كاظم معصومى
سال ۱۳۸۵- جايزه بهترين بازيگر جشنواره تاتارستان روسيه به گلشيفته فراهانى براى فيلم «اشك سرما» ساخته عزيزالله حميد نژاد
جايزه بهترين بازيگر جشنواره اديان مذهبى ايتاليا به حسين يارى براى«دم صبح» ساخته حميد رحمانيان
جايزه پانزدهمين جشنواره هانگ ژو چين به پارسا پيروزفر براى«اشك سرما»از عزيزالله حميدنژاد
سال ۱۳۸۶ - جايزه بهترين بازيگر پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين به محمد رضا ناجى براى فيلم «آواز گنجشك ها» ساخته مجيد مجيدى
__________________

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 14:10 توسط نويد


DESIGN BY : MINOS X

به سایت فیلم سد خوش امدید

این سایت در زمینه نقد فیلم و معرفی زمان پخش

فیلم سینمایی در ماهواره ها و بیوگرافی بازیگران فعالیت مینماید


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387


آرشيو موضوعي



پيوندها

درباره ماهواره


    تعداد بازديدها:

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com